"زنی که‌گم کردم "
4.35K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
توت فرنگی توی این فصل سال گل و میوه داده😍
درسته که نباید اینطوری باشه ولی من شخصا ضعف کردم براش😍

ساناز جان گرجیان
نوشهر
@adelehz
من میگویم خدای نظمِ عالم و آدم
ناممکن ست زندگی مرا نامنظم آفریده باشد .
اگر چیزی به نظرم نادرست می آید شاید هنوز کامل نشده ست .میدانم که گر صبر کنم حتما روزی پازلش به زیبایی مرتب خواهد شد .
#عادله_زمانی
شب قشنگ تون بخیر❤️

@adelehz
جهان
فارغ از تصورات و رویاهای ما به راهش ادامه میدهد آنچه که جهان را جای زیباتری برای زندگی میکند آدمهایی هستند که به رغم تمام نامهربانی ها مهربان باقی می مانند ‌
کم‌تعداد هستند اما هم اندازه ای که وجود دارند هم برای خوب کردن حال جهان کافی هستند.
#عادله_زمانی
@adelehz
صبح به خیر ❤️
پدر بزرگم ۹۰ سال دارد و چند سالی است که به دلیل کهولت و عارضه های ناگهانی به صورت دوره ای در بستر بیماری می افتد و مادربزرگم که خود دردهای زیادی در دست و پا و کمر دارد او را مراقبت می کند.

چند روز پیش پدر بزرگم را حمام کردیم و از آنجا که نمی تواند روی پاهایش بایستد و هشیاری برای کنترل عضلاتش ندارد، او را نگه داشته بودم و مادربزرگم لباس های او را به سختی برتنش می کرد. با دردهایی که در بدن مادربزرگم وجود دارد این کار فشار زیادی به او وارد آورد تا حدی که دستانش می لرزید و از شدت لرزش نمی توانست دکمه های پیراهن پدربزرگم را راحت ببندد، نفس تند شده بود و پیوسته آه می کشید.

به نظر آنقدر عصبانی می آمد که حتی تصور کردم حتی ممکن است ضربه ای بر پیکر بی حال پدربزرگ بزند، من که از دیدن این شرایط ناراحت شدم از اتاق بیرون آمدم که او معذب نباشد، شاید بخواهد داد و بیداد کند یا از بد روزگار فغان براورد.

از بیرون اتاق رفتار او را زیر نظر داشتم، دیدم بر سر بالین همسرش رفت او را بوسید و با زبانی پر از مهر و عشق به او گفت:
عزیزم حمام کردی؟ تمیز شدی؟ نبینم که اینجوری روی تخت افتاده باشی، می دانم که چقدر سختی می کشی، بمیرم برات، و ناگاه صدای هق هق گریه هایش بلند شد.

من تازه فهمیدم که مادر بزرگم عصبانی نبود بلکه بغض داشت و غمگین بود. از دیدن عجز و ناتوانی همسر آشفته شده بود، نه از دردهای بدن خود و مشقت پرستاری.
گویی یکی از زیباترین صحنه های زندگی ام را دیده بودم، هیچ کتاب و فیلم و معلمی مفهوم تعهد و وفاداری را به این زیبایی نمی توانست بیان کند.

حالا بیشتر می فهمیدم که چرا مادربزرگم با این همه مشقت زندگی هیچ گاه افسرده نیست، چون عمیق ترین معنای زندگی را یافته ست، مهربانی و تعهد به انسانی که دوستش دارد.
چیزی که شاید من نوعی در موفقیت و دستاورد بیشتر و کسب کردن های بیشتر نیافته ام، او در دل سپردن و از دست دادن یافته.

شاید زندگی همین‌باشد.
شاید زندگی همین دستان لرزان، بدن پر از درد، قامت خمیده ولی قلبی لبریز از مهر باشد.

ناصر سبزیان پور
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زندگی رینگ بوکس نیست
اما می تواند مسیر یک ماراتن بدون برنده باشد
همه ی دونده ها میتوانند از مسیر دویدن لذت ببرند .
به همین سادگی
#عادله_زمانی
@adelehz
چه صبح ها که با این رفتم مدرسه ❤️🙈
@adelehz
آدم ها به همان خونسردى
كه آمده اند
چمدانشان را مى بندند ؛
و ناپديد مى شوند ...
يكى در مه
يكى در غبار
يكى در باران
يكى در باد
و بى رحم ترينشان
در برف ...

عباس صفاری


پریسا جان راغیان
امریکا

@adelehz
دوست موش موشی
#موش_موشی
@adelehz
هریک از ما نیاز داریم مورد محبت و توجه قرار بگیریم
حتی اگر این شخص یک نفر باشد ولی کسی باشد که واقعا به ما مهر بورزد.
من درباره عشق های افلاطونی صحبت نمیکنم.
شما می توانید با کارهای کوچک و جزیی هم عطوفت خود را به اطرافیان نشان دهید. باور کنید همه ما تشنه محبت های کوچک هستیم.


لئو بوسکالیا
@adelehz
بی توجه به پایان ها
شروع ها همیشه بیادماندنی هستند. اصلا اینکه میتوانی شروع کنی خودش یک نوع موهبت است من نمیدانم چه رازی در آن وجود دارد بی توجه به شکست ها و خستگی ها آغازها همیشه دل خواه هستند شاید چون همه ی ما به معجزه اعتقاد داریم .ممکن است یک روز پس از شروع دوباره همه چیز زیباتر شود .
#عادله_زمانی
صبح بخیر ❤️
📷 فائزه لعل دشتی
@adelehz
به خودت باور داشته باش .
#باور_خوب
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز ۲۱ ژانویه، روز جهانی بغل کردن...
ادم‌باید توی آغوش عزیزانش گم بشه
تامام
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من از اون دسته آدمایی بودم که تغییر رفتار بقیه آدما خیلی اذیتم میکرد و ازم انرژی میبرد.
اصلا تو کَتَم نمیرفت که چجوری میشه کسی که تا دو روز پیش باهات خوب بوده و باهاش خوب بودی و همیشه بهش محبت کردی، یهو جوری تغییر رفتار بده که انگار مثلا از روز اول تو اویزونش بودی و اون داشته بهت لطف میکرده که جواب سلامتم میداده.
یه جوری که هی با خودت بگی؟ وا! این چرا اینجوری شد؟ نکنه من کاری کردم؟ نکنه من حرفی زدم؟ نکنه پریروز دستم بند بود و جواب تلفن ندادم منظورم این بوده تو مزاحمی و ناراحت شده؛ و هی بشینی لابه‌لای حرفای روزمره‌ت بگردی ببینی کجا یه چیزی گفتی که ممکنه به دوست/ فامیل/همکار عزیزت برخورده باشه.
خلاصه یه روزی اونم وسط رانندگی و درست همون موقع که داشتم فکر میکردم چرا فلانی انقدر یهو عوض شد ، مچ خودم و گرفتم و فهمیدم مشکل از منه نه اون فلانیه بیچاره.
فهمیدم که «من بیش از حد به اندازه ی آدمای زندگیم دست میزنم» یعنی یه کاری میکنم که اونها از حد و اندازه ی واقعیشون که از قضا باهاش خوشحال هم بودن دور میشن و در نهایت خودشون رو گم کنن.
مثلا یکی بود که اندازه و ظرفیت محبت دیدنش خیلی کم بود، یعنی از کمتر کسی محبت دیده بود ولی من انقدر بی‌اندازه بهش محبت کردم و‌ همه جوره براش مایه گذاشتم که خودش هم گذشته رو یادش رفته بود و الان ازش میپرسیدی فکر میکرد اون بوده که به من لطف کرده و باهام دوست شده!
یا یاد یکی افتادم که همه دوستاش ولش کرده بودن و هیچ جا بهش کار نمیدادن و اندازه و انتظار کاری هم که داشت خیلی سطحی بود و من به جای اینکه در اندازه ی خودش بهش کمک کنم ، پروژه های سنگین و گرون بهش دادم و اندازش و جا به جا کردم ، جوری که فکر میکرد چشم که باز کرده مدیر بوده و تو چشماش یه« برو بزار باد بیاد» عجیبی موج میزد.
خلاصه که یادتون باشه لا به لای محبت کردن هاتون زیاد به اندازه ی ادمها دست نزنید و کوچیک بزرگش نکنید چون ممکنه ناغافل و به یه چشم بهم زدن به قدری بزرگش کنید که دیگه خودتونم در برابرش کوچیک بیاید...

ناشناس
از پیج کاف

@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هنوز زن ها را نمی شناسی.
به گریه هایشان نگاه نکن ، فریب این اشک ها را نخور زن ها میتوانند ساعتها تا سرحد مرگ‌برایت اشک بریزند و بعد ازاینکه به خواب رفتند، بیدار شوند و به زندگی برگردند.
زن ها به این اسانی از بین نمی روند من افسانه ی ققنوس را بسیار شنیده ام همان مرغ جادویی که از درون مرگ‌و آتش دوباره متولد میشود و راستش را بخواهی ، از تو چه پنهان همیشه فکر کرده ام که ققنوس باید زن باشد .
از میان اشک هایش دوباره طلوع کند.
#عادله_زمانی
@adelehz
👍1
به صبح جمعه می مانی .
مایه ی خوشحالی و سبک بالی
اندکی غم درون چشمانت دیده میشود
آدم فکر میکند تا غروب جمعه فرصت زیادی باقی ست.
بی آنکه بفهمد چشم برهم زدنی صبح جمعه را به غروب پیوند می دهد.
و تو باز هم به صبح جمعه می مانی
#عادله_زمانی
@adeleh