"زنی که‌گم کردم "
4.35K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
توانایی زندگی در لحظه اکنون و داشتن رضایت خاطر در لحظه ی حال را بسیاری از مردم ندارند.
وقتی در حال خوردن سوپ هستید، به دسر فکر نکنید.
وقتی در حال خواندن کتاب هستید، دقت کنید، ببینید افکار شما کجا هستند.
هنگام مسافرت به جای اینکه فکر کنید هنگام برگشتن به خانه چه کارهایی باید انجام شود، در همان مسافرت باشید.
اجازه ندهید لحظه اکنون که غیر قابل وصف است از دست برود
همه دارایی شما لحظه حال است.
وين داير
@adelehz
"اگر من بخشی از افسانه ی تو باشم
تو روزی به من باز خواهی گشت"

کیمیاگر
پائلو کوئیلو
@adelehz
کوتاه‌ترین عاشقانه‌های یک زن
همین یک سوال است:
«برایت چای بریزم!؟»

عکس: ساناز گرجیان
#چای_تایم
@adelehz
«من گمان می‌کنم هرکسی در ته دلش یک باغی دارد که پناهگاه اوست.
هیچ‌کس از آن‌جا خبر ندارد.
کلیدش فقط در دست صاحبش است.
آن‌جا، آدم هر تصور ممنوعی دلش بخواهد می‌کند.
عشق‌های محال،
هر آرزوی ناممکن و هر خواب و خیال خوش،
هر چیز نشدنی،آن‌جا شدنی است؛
یک بهشت- یا شاید جهنم ـ خودمانی و صمیمی که هرکس برای خودش دارد.
این باغِ اندرونی چه بسا از دید باغبانش هم پنهان است.
اما یک روزی و یک جوری آن را کشف می‌کند.»

📘 گفت‌و‌گو در باغ
✍🏻 شاهرخ مسکوب
@adelehz
ما فکر میکنیم که خدا ما را از بالا میبیند
امّا حقیقت این است که او ما را از درون میبیند!

شب زیبا ❤️

@adelehz
انسان هرگز نمیتواند از رویاهای خود دست بکشد. رویا خوراک روح است.
همانطور که غذا خوراک تن است.
در زندگی بارها رویاهامان را فرو ریخته، و تمناهامان را ناکام می بینیم،
اما باید به دیدن رویا بپردازیم.
اگرنه، روحمان می‌میرد ...
✍🏻 پائولو کوئلیو

@adelehz
اگر روزگاری کسی از من بپرسد که چه چیز دنیا بیشتر آزارت داد؟ خواهم گفت که دلم می خواست جهان با من کمی، فقط کمی مهربان تر می بود.
و در دادن چیزهایی که آن ها را از قلبم میخواستم به من اندکی سخاوت مند تر می بود.
خواهم گفت که هرگز آدم ضعیفی نبودم ولی دلم می خواست جهان بعضی وقتها که من از به ساز او رقصیدن خسته می شدم و گوشه ای می افتادم کمی فقط کمی به ساز دلم می رقصید .
کاش گاهی جهان با من با ما با تمام ما کسانی که قوی بودیم ولی گاهی کم می آوردیم ،مهربان تر بود.
همین
#عادله_زمانی
@adelehz
ما در تاریکی بیشتر همدیگر را تماشا می کردیم تا در روشنایی روز. من همیشه هوای گرگ و میش را دوست دارم.

فقط در این لحظه هاست که احساس می کنم می خواهد اتفاق مهمی روی دهد. در گرگ و میش همه چیز زیبا جلوه می کند.

خیابان ها، میادین و عابرین. من حتا در این لحظه احساس جوانی و خوش تیپی می کنم و همیشه دوست دارم که به آینه نگاه کنم و از خیابان ها که رد می شوم در ویترین ها خودم را تماشا کنم و دست به صورتم که می زنم، چین و چروکی در پیشانی و صورتم نمی بینم.."

بهومیل هرابال
@adelehz
بمیرد آنکه خواهان غمت باشد .
@adelehz
مگه بهمنی ها چیکارت کردن بی لیاقت 😒
@adelehz
ما اینجاییم❤️

برای استفاده از پستها و مطالب جدید کانال در اینستاگرام با ما همراه باشید .

Instagram.com/adeleh.z7
لازم است گاهی از آدمها نپرسیم فلانی حالت خوب است؟
بلکه بگوئیم فلانی میدانی آغوشم همیشه بروی خستگی هایت باز است ؟
چرا که آدمی زاد به جای حرف گاهی به عمل نیاز دارد..
#عادله_زمانی
@adelehz
میخواهم طوری زندگی کنم که از زندگی لذت ببرم. اگر در کنارش موفقیتی هم حاصل شد، چه بهتر. ولی اگر نشد، لااقل خوب زندگی کرده‌ام و همین کافی است. من موفقيت را بخودی خود هدف نمی‌دانم. خیلی از مردم این را نمی‌فهمند.

✍🏻 برایان مگی
@adelehz
‍ من پزشکم. مردان زیادی را دیده ام که گاهی زن اول را برای معاینه می آورند، گاهی هم زن دوم را... مردانی را هم دیده ام که گاهی زنشان را می آورند و گاهی معشوقه شان را...
اما هیچکدام مثل آقای قدیری نیستند... آقای قدیری مرد چشم روشن باریک اندامی است که سالهاست هم مادرزنش که از پدرزن جدا شده را برای معاینه می آورد و هم زن دوم پدرزنش را...
ساکت، مثل یک درخت کویری ِ در معرض ِ باد، گوشه ای کز می کند و خیره می شود...
گاهی هم داماد زنش را می آورد که مشکل روحی دارد و پیش خودش کار می کند و هی خرجش می کند و دوا و درمانش می کند... زنش از شوهر اول دو دختر دارد که دومی تازه نامزد کرده و چشم های عسلی مه گرفته ای دارد...
امروز هم شوهر اول زنش را آورده بود که مردک معتاد شصت و چند ساله ی بی چاک و دهنی است و آنقدر زشت حرف می زند و رفتار می کند که حال آدم بد می شود... آورده بود که ترکش بدهد... هر چه باشد پدر دخترهاست و روز عقد باید امضایی بکند و خیر دعایی بدهد... خوبیت ندارد که دختر جلوی فامیل شوهر کنفت بشود...
نه مسیح است نه قدیس و پاکباز... فقط از تنهایی و بی کسی فرار کرده و برای خودش کس و کار و فامیلی درست کرده...
قبلا برایم تعریف کرده که تمام کس و کارش با زلزله ی طبس رفته اند و خیلی زمان برده تا توانسته برای خودش آدم و کس و کار درست کند... همین است که هر طور شده به دندان می کشدشان... همین است که به تمام قوانین و قاعده ها بی اعتناست...
درخت نازک کویری، گنجشک ها و شب پره هایش را جسته و آب و دان و پناهشان داده تا در میان هوهوی باد و هوار تنهایی، دور و برش را پر کنند....
امید مرجمکی
@adelehz
😢1
این و بخونید یکم حالتون و قشنگ کنید ❤️
@adelehz
ساعت را میتوان خرید
ولی زمان را نه

مقام را میتوان خرید
ولی احترام را نه

کتاب را میتوان خرید
ولی دانش را نه

آدم را می توان خرید
ولی دل را هرگز

چارلی چاپلین

@adelehz
از عکسهایِ قدیمی تان خیلی مراقبت کنید!
بگذاریدش در یک گاوصندوقی، کُمدی، جایی که یک چِفت و بَست درست و حسابی داشته باشد

دنیا خیلی پیشرفت کرده است !

شاید چند وقت دیگر، عینکی، دوربینی، چیزی اختراع شد که بتوانی با آن وارد عکس هایت بشوی
برای چند لحظه کودکی ات را دوباره زندگی کنی
آبنبات هایِ رنگارنگ لیس بزنی

توی کوچه های خاکی با دوستان قَد و نیم قدت بازی کنی

جایت را بیندازی تویِ حیاط
کنار خواهر و برادرت روبروی یک تلویزیون سیاه و سفید زانو بزنی!

از معلمت کارتِ هزار آفرین بگیری

با رفیق هایِ جون جونى ات بروی اردوهای دسته جَمعی و هندوانه بیندازی تویِ آبِ سرد!
عشقت را ببوسی
لباس عروس بپوشی
کت و شلوارِ دامادی به تن کنی
دوباره چهار دست و پارفتنِ بچه ات را ببینی
پدربزرگ و مادربزرگت را بغل کنی

کنار آن عزیزِ از دست رفته بایستی و دست بیندازی دورِ گردنش

شاید بتوانی در یکی از عکس ها

بنشینی روی زانویِ پدرت که حتی یک نخ مویِ سفید هم ندارد
بچسبی به آغوشِ مادر جوانت و بوی خوب بگیری از گردنبندِ میخکِ بلندِ تویِ سینه اش
عکس های قدیمی ات را نگه دار !
خدا را چه دیدی ...

شاید چیزی اختراع شد که ما دیگر مجبور نبودیم با یک دنیا حسرت و یک دل غمباد گرفته و یک جفت چشم خیس وسط صفحه های آلبوم بنشینیم و خشکمان بزند از عمری که مثل برق و باد گذشت !
ناشناس

#شما_فرستادین
@adelehz
💔2