"زنی که‌گم کردم "
4.35K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
تو را دارم ای گل،جهان با من است
تو تا با منی، جان جان با من اســت
چـــــو می‌تابـــــد از دور پيشانی‌ات
كران تا كران آسمان با من اســــــت
فریدون مشیــــری

آخرین گل بازمانده از پاییز ِکرج
زهرا قاصدی
@adelehz
زن‌ها وقتی رازی در دل دارند ،
زیاد حرف میزنند تا پنهانش کنند !
مردها وقتی رازی در دل دارند ،
سکوت میکنند ...

ماریو بارگاس یوسا
@adelehz
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نفس‌های آخر پاییز است
بیایید عشق را چاشنی
کارمون قرار دهیم
با هم قدرى
مهربان‌تر باشیم
عشق و محبت بهترین
هدیه روزگار است...

پیشاپیش جشن باستانی یلدا بر شما خوبان فرخنده باد🌹🍉❤️

ویدیو
پریسا جان راغیان
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اسکرین بگیرید فال تون و بخونید .
یلدا مبارک❤️🍉
@adelehz
در این آخرین شب پاییز امسال
آرزو کنم که انارهایت را چیده باشی و دانه هایشان را در ظرف بلور و گود زندگیت ریخته باشی.
آرزو کنم که شادی هایت مثل جوجه های تازه متولد شده پا به خانه ات گذاشته باشند و تو جوجه هایت را در این آخر پاییز شمرده باشی...
آرزو کنم که دلت مثل آخرین خرمالوی پاییز امسال رسیده و جاافتاده شده باشد و طعم گس ندهد...
آرزو کنم که پاییزت به خیر گذشته باشد و زمستانت هم خوش عبور کند...
#عادله_زمانی
@adelehz
خانواده اش اتاقی را در خانه ی یکی از خویشاوندان مان اجاره کرده بود و من برای دیدار آن خویشاوند رفته بودم.

موقع برگشتن، هنگام عبور از داخل حیاط دیدم اش، از همان فاصله ای که عکس را گرفتم عاشق شدم. نه کلمه ای بین مان رد و بدل شد، نه خواستم بدانم کیست و هیچ گاه هم دیگر ندیدمش.

من خود دانشجویی کم بضاعت با هزار مساله بودم و حالا اگر زنده باشد لابد پیر زنی است همچون پیر مردی که منم.

نصرالله كسراييان ؛ خرم آباد ۱۳۴۶

چه حکایت ها که داریم ما آدمها..

@adelehz
خدا، گاهی به صورت لیوانی آب خنک است، گاهی به صورت پسرکی که به روی زانوان شما می جهد، یا زنی افسونگر و یا فقط به صورت یک گردش کوتاه سحری. خوشا به سعادت کسی که بتواند او را در زیر هر نقابی بشناسد!

نیکوس کازانتزاکیس
صبح بخیر ❤️
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در حالی که پرستار مشغول تزریق بود. ورونیکا دوباره پرسید : "چقدر وقت دارم؟"
"بیست و چهار ساعت, شاید کم تر"
ورونیکا سرش را پایین انداخت و لبش را گزید. اما توانست بر خودش غلبه کند.
" میخواهم دو خواهش بکنم. اول ,دارویی به من بدهید تزریقی یا هر طور دیگر تا بتوانم بیدار بمانم واز هر لحظه باقی مانده زندگی ام لذت ببرم. من خیلی خسته ام اما نمیخواهم بخوابم. کارهای زیادی دارم کارهایی که همیشه در روزهایی که فکر میکردم زندگی تا ابد ادامه دارد به آینده موکول کرده ام. کارهایی که وقتی به این فکر افتادم که زندگی ارزش زیستن ندارد, علاقه را به آنها از دست دادم. "
"و خواهش دوم چیست؟"
می خواهم اینجا را ترک کنم تا خارج از اینجا بمیرم.میخواهم قلعه لیوبلینا را ببینم. همیشه همان جا بوده و من هیچوقت کنجکاو نبوده ام که بروم و از نزدیک ببینمش. میخواهم با زنی که در زمستان شاه بلوط و در تابستان گل می فروشد, صحبت کنم.بار ها از کنار هم رد شده ایم, و هیچ وقت از او نپرسیده ام حالش چطور است.و میخواهم بدون بالاپوش بیرون بروم و در برف قدم بزنم میخواهم بفهمم سرمای بیش از حد یعنی چه؟!! من که همیشه گرم میپوشیدم, همیشه انقدر از سرما خوردگی می ترسیدم.
خلاصه دکتر،میخواهم باران را روی صورتم احساس کنم,به هر مردی که خوشم می آید لبخند بزنم,تمام قهوه هایی را که ممکن است مردها برایم بخرند بپذیرم.
می خواهم مادرم را ببوسم بگویم دوستش دارم در دامنش گریه کنم بدون اینکه از نشان دادن احساسم خجالت بکشم.احساسات من همیشه بوده اند,فقط پنهان شان می کردم.

👤 پائولو کوئلیو
📚 ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد

@adelehz
غالبا زیباترین لحظات زندگی ما با حضور دیگران رقم میخورد.با این حال همیشه از ضرورت و لذت خلوت و تنهایی می گوییم آیا ما انسانهای ناسپاسی نسبت به حضور عزیزانمان هستیم ؟
#عادله_زمانی
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فکر نمی‌کردم عقاب اینقدر ضعیف کش باشه
بازم به مرام اردک :)
@adelehz
هر بار خواستم بگویم "دوستت دارم" گفتم "حالت چطوره" و من خیلی "حالت چطوره"
#جداریات
@adelehz
کسی می گفت شبها آدم عاشق تر می شود .اما من میگویم صبحها فرصت بهتری برای فکر کردن به عشق هست.
مگر عشق چیزی جز روشنایی و زیبایی و درخشش است ؟
#عادله_زمانی
@adelehz
متاهل ها برایتان خط قرمز باشند!
عشق واژه قشنگی ست .در موردش که حرف میزنی هزار جور حال خوش یهو می ریزد ته دل آدم .اما هر عشقی هم عشق نمی شود .
خودتان را هرگز وارد یک رابطه ی مثلثی عشقی با یک آدم متاهل نکنید.این خبیثانه ترین و در عین حال احمقانه ترین کار ممکن است.متاهلهایی که با شما عشق وعاشقی راه می اندازند غیرقابل اعتمادترین آدمهای دنیا هستند.کسی که به شریک زندگی اش وفادار نباشد شک نکنیدبه شما هم وفایی نخواهد داشت .به حرفهای متاهل هایی که از زندگیشان ناراضی اند و مدام از شریک زندگیشان گله میکنند اعتماد نکنید.او فقط میخواهد شما را درون این مثلث بکشد.اما شما راشبیه یک سایه پشت دیوار خانه اش نگه می دارد.زمانی که منفعتش درخطر باشد .این شماهستید که متهمید و او مردیا زن خانواده دوستی ست که توسط یک غریبه گول خورده است!!
اگر کسی بشما گفت که واقعا همسرش را دوست ندارد که اورا نمیخواهد به او بگویید که این مشکل شما نیست.به او بگویید که خودتان را شریک گناه نخواهید کرد یادتان نرود که شما تنها حرفهای اورا شنیده اید وهنوز نمیدانید همسرش چه گفتنی هایی دارد.ادمهای متاهل خصوصا انهایی که بچه دارند بدرد شما نمیخورند.این را درک کنید و خطوط قرمزتان را معین.
به خودتان بها بدهید و اجازه ندهید که کسی شما را تبدیل به یک سایه نامریی پشت دیوار خانه اش کند.
دلتان را به یک عشق و عاطفه ی پنهانی خوش نکنید آدمهای شجاع اول تکلیف خودشان را روشن میکنند و بعد کسی را جایگزین میسازند .
خودتان را گول نزنید کسی که عاشقتان باشد برای تان خواهد جنگید و جایگاه و اعتبارتان را حفظ خواهد کرد.
کسی که عاشق تان باشد این عشق را مایه افتخار میداند نه یک اشتباه شرم آور که باید پنهان شود‌.
خصوصا برای دختران ،بدانید که هیچ مردی در تخت خواب نامهربان نیست ...پس دلتان را به حرفها خوش نکنید .
غرورتان را به بهای یک حرف عاشقانه نفروشید
بسیار باارزش تر هستید و لایق بیشتر از این...
خودتان را تبدیل به یک سایه نامرئی و شرم آور نکنید
متاهل ها را رها کنید...
#عادله_زمانی
@adelehz
چه چیز می توانست در آن غروب غم انگیز مرا خوشحال سازد؟
غروبها که غربت شهر در سکوت دوبرابر می شود .گزینه های زیادی پیش رو داشتم اما واقعا نمی دانستم باید به چیز فکر کنم .
من آن لحظه در آن غربت غلیظ به نامه ی تو فکر کردم و دلم خوش شد .نامه ای کوتاه که برای دل خوشی ام از راهی دور فرستاده بودی.
بعد از آن یاد گرفتم که هرچیز کوچکی میتواند سرآغاز خوشبختی باشد چه خوب اگر از دیگران دریغش نکنیم.
#عادله_زمانی
@adelehz
مولانای جان
@adelehz
ابوسعید ابوالخیر گفت : هرجا که نظر می‌کنم، بر زمین همه گوهر ریخته و بر در و دیوار همه زر آویخته. کسی نمی‌بیند و کسی نمی‌چیند.
گفتند: کو، کجاست؟
گفت: همه‌جاست.
هرجا میتوان خدمتی کرد؛
یا هرجا میتوان راحتی به دلی آورد؛
آنجا که غمگینی هست و آنجا که مسکینی هست؛
آنجا که یاری طالبِ محبت است؛
و آنجا که رفیقی محتاج مروت...

شب بخیر رفقا❤️

@adelehz
بانگ خروس از سرای دوست برآمد
خیز و صفا کن که مژده سحر آمد

هوشنگ ابتهاج
صبح بخیر ❤️❤️
@adelehz