"زنی که‌گم کردم "
4.35K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
روباه پرسید چطور از زندگی لذت ببرم ؟
گنجشک کوچولو جواب داد از هرچی داری راضی باش
روباه باز پرسید مگه میشه؟
گنجشک خندید و گفت خوشبختی راز کوچکی ست که در دست خودت قرار دارد
#عادله_زمانی
@adelehz
در واقع سخت ترین قسمت زندگی توضیح دادن نگرانی هایت به کسانی ست که فقط میتوانند تورا سرزنش کنند.
اصلا فکر کن چطور میتوانی دردت را برای کسی توضیح بدهی که اصلا نمی تواند درکت کند و صرفا انگشتی برای متهم کردنت به ناشکری برای نشانه رفتن به سویت دارد.
مدتهاست نمی توانیم راجع به نگرانی هایمان با کسی حرف بزنیم صرفا بخاطر ترس از سرزنش شدن
باید کسی روبرویمان بنشیند که همه چیز را در موردمان بداند و فقط سعی کند ناراحتی مان را درک کند .
میدانی شاید آدمی نه ناشکر باشد نه آدم بدی، نه بدنبال گلایه و تلخ کردن زندگی به کام بقیه
حتی در خیلی از مواقع آدم قانعی هم باشد که سعی میکند با چیزهای کوچک خوشحال باشد .
اما هر فرد هم مثل هزاران آدم دیگر دل نگرانی هایی دارد ،دل دارد،دلش میگیرد،میشکند ،خسته میشود
احساس تنهایی میکند.
میانه ی راه خسته میشود و یک گوشه می نشیند
و دلش هوای ۲ قطره اشک میکند .
اگر سراغت امد و گفت خسته ام سرزنشش نکن،سرش فریاد نزن،دردش را اضافه نکن
فقط به او این باور را بده که اشتباه نکرده اگر با تو حرف زده ست.
این کار سختی نیست.
#عادله_زمانی
@adelehz
ناز کن شیرین غزل بس ناز دارد چشم تو

شهریار
@adelehz
کتاب بادبادک باز
خالدحسینی

او گفت: خیلی می‌ترسم. و من گفتم: چرا؟
و او گفت: چون از ته دل خوشحالم دکتر رسول. خوشحالی این شکلی وحشتناک است؛ ازش پرسیدم: چرا؟ و او گفت: وقتی دست سرنوشت بخواهد چیزی را ازت بگیرد، می‌گذارد این طور خوشحال باشی!

#چی_بخوانیم
@adelehz
زندگی مثل یک معشوقه ی ناسازگار، سخت اما خواستنی ست .
#عادله_زمانی
صبح به خیر ❤️
@adelehz
چرا خونه قدیمی آرامش داره؟

هر وسیله‌ای رو که به خونه میبری، به همون اندازه از روح و روان سازندگان و تاثیرگذراندگان بر اونو هم به خونه‌ات بردی! یک سالک اطراف خودش رو از اشیاء و اسباب و زینت‌آلات بیهوده پر نمی‌کنه.
اگر چنین کنی خونه‌ات رو پر از احساسات و افکار مختلف و شلوغ و پر سر و صدا هم کردی.
اگرچه گوش‌هات به ظاهر اون صداها رو نشنون، اما روحت قطعاً می‌شنوه.
تو با هر شیء اضافی و غیر ضروری که وارد خونه‌ات می‌کنی، ناخواسته بخشی از روح و روان و احساسات چندین نفر رو هم، بدون اینکه بدونی به خونه بردی!
نشونه‌اش هم اینه که در اون خونه، راحتی و آرامش‌ات به مرور کمتر و کمتر می‌شه.
گاه این عدم آرامش رو با هجومی از افکار و احساسات غریبه و بازدارنده تجربه می‌کنی، پس تا میتونی خلوت زندگی کن.

ساده زندگی کن. بذار خونه‌ات همونطور که قرآن میگه جای «سَکَن» باشه، محل آرامش و سکوت و مراقبه باشه.

#شما_فرستادین
@adelehz
مگر به سینه بخوابانی‌ام که این شب‌ ها
خیالِ خواب ندارم مگر در آغوشت...

امیرحسین الهیاری
@adelehz
محبوب من!
حرف‌هایی است همچون لیموشیرین؛
به‌هنگام نگوییم تلخ می‌شوند!
مصایبی هم هست که اگر به‌هنگامِ پریشانی بازی نکنی خنده‌دار می‌شوند؛ مثل گفتن از عشق وقتی که مژه‌هایت سفید شده یا هنگامی که رو به آخرین غروب نشسته‌ای ...

محمد صالح‌ علا
@adelehz
پرتره ای مربوط به دختری از اوایل دهه ۴۰ شمسی در ایران
این حجم از زیبایی طبیعی در کلام نمی گنجد.
@adelehz
شب زیبا❤️
@adelehz
محبوبِ دل خواه من
به یاد داری روزی از من پرسیدی چه چیز را بیش از همه دوست دارم ؟
به گمانم انتظار داشتی که بگویم تورا
و به یاد داری که سکوت کردم و آزرده شدی؟
نگفتم تورا چون چیزی وجود داشت که از تو هم بیشتر دوست داشتم و آن انتظار آمدنت بود.مثل کسی که هوای ابری را بیش از باران دوست دارد چون نوید بخش باران است.
هرچیزی که نوید بخش تو بود دوست داشتم آنقدر که گاهی از دوست داشتن خودت پیشی می گرفت..
#عادله_زمانی
@adelehz
میتوانم به جرات بگویم که هنوز هم دلم میخواهد که کودکانه از خواب برخیزم.همان طور که میخواهم کودکانه به خواب بروم‌.
دوست دارم مثل یک کودک از خواب برخیزم سرشار از امید ،لبخند من فکر میکنم قلبهای طلایی در تقسیم خوشبختی ها به کودکان تعلق گرفته ست .اما حیف که نمیتوان آن قلبهای طلایی را برای همیشه نگاه داشت .
کاش مثل یک کودک از خواب برخیزم.
#عادله_زمانی
@adelehz
وقتی اس ام اسي از مادرم مي رسد غمگین ميشوم؛ از شکل اس ام اس دادنش حتي.
چشمهايش را ریز مي كند و دکمه ها را سخت مي فشارد. اس ام اس هایش همیشه جاافتادگي دارند. چند حرف را از قلم مي اندازد یا کلمه ای را به شکلي غیر معمول مي نويسد؛ یک شکل ِ ویژه که یادآوری مي كند او با زحمت اینها را نوشته. انگار از درون یک زندان در فرصتي کوتاه با هزار بدبختي فرستاده شده باشند. در اغلب موارد اس ام اس مي دهد و مي پرسد برای شام برميگردم یا نه؛ با کلمه های خودش، با حروفي که یادآوری میکند او مادر است نه هر کس دیگر. مادری که عمق ِعشق به او را نمي شود سنجید.
با دیدن اس ام اس هایش فقط گلویم فشرده مي شود. آخ مادر! مي خواستم بگویم اس ام اس هایت عاقبت دیوانه ام میکند.

پدرم... او ميگويد: این کارت شارژ را وارد کن. ميگويم: بزن ستاره صد و چهل... و او مقاومت مي كند. برایش ساده است؛ اما نمي خواهد بازی ِجدید را بپذیرد. اینباکسش به شکللي بي رحمانه لبریز ِ اس ام اس های ِ بي احساس ِ ایرانسل است. هیچ کس به او اس ام اس نمي دهد و او نیز به کسي. ولي فقط یک بار، بله فقط یک بار به من اس ام اس داد. او همیشه به خاطر آلرژی ِ تنفسي آدامس میجود. میگوید گلویش را مرطوب مي كند و بهتر نفس مي كشد. در اس ام اس اش نوشته بود: "آدامس". همین!
فقط همین یک کلمه.
ننوشته بود آدامس بخر يا آدامس ميخواهم . نه، فقط آدامس!
وقتي خواندمش توی ِ خیابان راه میرفتم. یادم مي آيد که ایستادم. فروریختم. یک کلمه و او چطور این را نوشته بود!؟
چقدر کم، چقدر کوتاه، چقدر غریب...
آدامس...

📽اسماعیل دلخموش

از پیج کاف
@adelehz
محمد کودکی افغان است. در یک میوه فروشی در تهران کار می‌کند. معلمی بازنشسته، چند بار در هفته به میوه‌فروشی می‌رود و به محمد در لابه‌لای کارها، درس می‌دهد. حالا این کودک افغان، سواد خواندن و نوشتن یاد گرفته است.

آقای معلم تهرانی بقول افغان ها
خانه ات آباد مردِ خدا❤️

@adelehz
دراین پایان ظلمت بار
خداوندا...تویارم باش..
شب شیرین❤️🌙🌛
@adelehz
ْْْ
کنم دعای تو هر گاه روی خوب تو بینم
که وقت صبح محل اجابت است دعا را...

ناظم هروی

صبح تون بخیر❤️
@adelehz