This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ادمیزاد
گاهی نیاز دارد که دیوانه باشد.
ونیازی بالاتر ازان یافتن دیوانه ای چون خودش دراین هستی ست.
که بتواند اسوده کنارش دیوانگی کند...
#عادله_زمانی
@adelehz
گاهی نیاز دارد که دیوانه باشد.
ونیازی بالاتر ازان یافتن دیوانه ای چون خودش دراین هستی ست.
که بتواند اسوده کنارش دیوانگی کند...
#عادله_زمانی
@adelehz
Alireza Ghorbani عليرضا قرباني , تورا دوست دارم
به اندازهی غم تو را دوست دارم...
@adelehz
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بی تعارف بگویم، زنی که رقصیدن بلد است
شش بر صفر از بقیه جلوتر است!
زنی که رقصیدن بلد است،
میتواند یک زندگی را گرم کند
رقصیدن دلبری و ظرافت را می آموزد
کدامتان زنی را میشناسید
که بعد از چند بار قر دادن و رقصیدن
خنده روی لبانش نباشد؟!
رقصیدن، عادت به خندیدن را می آموزد
رقصیدن، شبیه عاشقی کردن است
میان عاشقی، شبیه بوسیدن است
خودتان را میان غمزه های رقص، رها کنید...
👤سیما امیرخانی
@adelehz
شش بر صفر از بقیه جلوتر است!
زنی که رقصیدن بلد است،
میتواند یک زندگی را گرم کند
رقصیدن دلبری و ظرافت را می آموزد
کدامتان زنی را میشناسید
که بعد از چند بار قر دادن و رقصیدن
خنده روی لبانش نباشد؟!
رقصیدن، عادت به خندیدن را می آموزد
رقصیدن، شبیه عاشقی کردن است
میان عاشقی، شبیه بوسیدن است
خودتان را میان غمزه های رقص، رها کنید...
👤سیما امیرخانی
@adelehz
جنایت و مکافات
داستایوفسکی
اگر بخواهم کسی را دعوت به اندیشیدن کنم به او این کتاب را معرفی میکنم .
کلاویژ
#چی_بخوانیم
@adelehz
داستایوفسکی
اگر بخواهم کسی را دعوت به اندیشیدن کنم به او این کتاب را معرفی میکنم .
کلاویژ
#چی_بخوانیم
@adelehz
شفای کودک درون
لوسیا کاپاچیونه
این کتاب جستجو برای یافتن کودکی است که سالها قبل در گیر و دار بزرگ شدن او را فراموش کردیم و جا گذاشتیم!
همچنین این کتاب به ما می آموزد که گاهی باید امید به داشتن گذشته ای بهتر را رها کرد تا بتوان شادمانه در لحظه حال حضور پیدا کرد.
#چی_بخوانیم
هانیه محمدی
@adelehz
لوسیا کاپاچیونه
این کتاب جستجو برای یافتن کودکی است که سالها قبل در گیر و دار بزرگ شدن او را فراموش کردیم و جا گذاشتیم!
همچنین این کتاب به ما می آموزد که گاهی باید امید به داشتن گذشته ای بهتر را رها کرد تا بتوان شادمانه در لحظه حال حضور پیدا کرد.
#چی_بخوانیم
هانیه محمدی
@adelehz
دلتنگت شده ام
دوست دارم برگردی و بگویی
ببخش در پیج جاده گمت کرده بودم
وگرنه من که اهل ترک کردنت نبودم...
#عادله_زمانی
#دلبرانه_های_پاییز
محمود آباد مازندران
@adelehz
دوست دارم برگردی و بگویی
ببخش در پیج جاده گمت کرده بودم
وگرنه من که اهل ترک کردنت نبودم...
#عادله_زمانی
#دلبرانه_های_پاییز
محمود آباد مازندران
@adelehz
خداوند هرگز قولی نداده که ما را از مشکلات دور نگه می دارد . ولی گفته که در دل طوفان ،به ما آرامش می دهد . خداوند این را آرامشی بالاتر از درک و فهم ما می نامد . به این معنی که با وجود مشکلات زندگی، شما هنوز آرامش خود را دارید .
مثلا گزارشات پزشکی خوب نبود ، اما من نگران نیستم چون می دانم که خدا حواسش به من هست .
من آن مقامی که برایش زحمت کشیدم را نتوانستم کسب کنم ولی ناراحت نیستم چون می دانم که خداوند مقام بالاتری برایم در نظر گرفته .
جول اوستین
صبح بخیر ❤️
@adelehz
مثلا گزارشات پزشکی خوب نبود ، اما من نگران نیستم چون می دانم که خدا حواسش به من هست .
من آن مقامی که برایش زحمت کشیدم را نتوانستم کسب کنم ولی ناراحت نیستم چون می دانم که خداوند مقام بالاتری برایم در نظر گرفته .
جول اوستین
صبح بخیر ❤️
@adelehz
روباه دلتنگ بود .
راه جنگل طولانی
دلش میخواست گل سرخی که شازده کوچلو عاشقش بود را می دید .یا نه دلش میخواست خودش گلی سرخ داشته باشد .
دلش میخواست کسی در اعماق جنگل منتظرش باشد .
کسی که روباه به او فکر کند و لبخند بزند.
#عادله_زمانی
@adelehz
راه جنگل طولانی
دلش میخواست گل سرخی که شازده کوچلو عاشقش بود را می دید .یا نه دلش میخواست خودش گلی سرخ داشته باشد .
دلش میخواست کسی در اعماق جنگل منتظرش باشد .
کسی که روباه به او فکر کند و لبخند بزند.
#عادله_زمانی
@adelehz
دیروز مطمئن شدم که ماسک زدن خیلی هم ربطی به شعور نداره!!
سر شب تو هوای سرد، تو تاکسی که سه نفر رو بیشتر سوار نمی کنه، نشسته بودم، آقایی هم بیرون تاکسی ایستاده بود، دیرم شده بود، به راننده گفتم بگو سوار بشه تا بریم دیگه...گفت ماسک نزده، سوارش نمی کنم، بعد اضافه کرد: خیلی وقته وایستاده، بدون ماسک کسی سوارش نمی کنه، اتوبوس هم نیست!
تو کیفم ماسک اضافه داشتم، بهش دادم و سوار شد.
کلی تشکر کرد و همش خودشو گوشه ی تاکسی جمع می کرد تا فاصله رو بیشتر رعایت کرده باشه، سر صحبت رو باز کردم و گفتم: اگه ماسک بزنین خودتون سلامت می مونین...
گفت: کارگرم، هزینه ی زندگی نمی رسه که بخوام ماسک و اسپری ضد عفونی هم بخرم، بعد به یه روسری که دور گردنش بود اشاره کرد و گفت، همینو می زنم، هر شب هم می شورمش.
گفتم: خوب به خانمت بگو از همین روسری برات ماسک درست کنه!
با تعجب گفت: مگه می شه؟ چجوری؟
تو دلم گفتم اینهمه کلیپ تو فضای مجازی که طرز تهیه ی ماسک رو آموزش داده، یعنی به اینها هم دسترسی نداره، بعد من براش نسخه ی بی فرهنگی و بی شعوری می پیچم!
با دستمال و نایلونی که همراهم بود، طرز درست کردن ماسک رو بهش یاد دادم، خیلی دقت کرد و خودش هم امتحان کرد تا مطمئن بشه یاد گرفته.
نزدیکای میدون، پولشو در اورد و به راننده گفت: کرایه ی این آبجی رو من حساب می کنم.
شوکه شدم، گفتم دلیلی نداره که شما کرایه ی منو حساب کنین...
گفت: درسته انسانیت شما رو نمی شه با کرایه ماشین جبران کرد، ولی من بیشتر از نیم ساعت زیر آفتاب وایستاده بودم، خیلی ها فهمیدن که به خاطر ماسک کسی سوارم نمی کنه، شایدم ماسک اضافی داشتن، اما به خاطر قیافه و ظاهرم بهم ندادن، تنها کاری که می تونم براتون بکنم، دعا کردن و حساب کردن کرایتونه.
خلاصه از او اصرار و از من انکار که تیر خلاص رو راننده زد که کرایه ی هر کسی رو از خودش می گیرم.
وقتی پیاده شدم دلم سوخت، شاید پول ماسک برای من پول خرد بود، اما برای خیلی ها بار اضافه است، شرمنده بودم از قضاوت زود هنگامم و خوشحال از این که ماسک اضافی داشتم.
شاید صدقه ی این روزهامون، دادن ماسک به افراد بدون ماسک و دو تا پیس کوچک، اسپری ضد عفونی کف دستاشون باشه...
بياييم سفير مهربانىِ او باشيم❤️
#شما_فرستادین
@adelehz
سر شب تو هوای سرد، تو تاکسی که سه نفر رو بیشتر سوار نمی کنه، نشسته بودم، آقایی هم بیرون تاکسی ایستاده بود، دیرم شده بود، به راننده گفتم بگو سوار بشه تا بریم دیگه...گفت ماسک نزده، سوارش نمی کنم، بعد اضافه کرد: خیلی وقته وایستاده، بدون ماسک کسی سوارش نمی کنه، اتوبوس هم نیست!
تو کیفم ماسک اضافه داشتم، بهش دادم و سوار شد.
کلی تشکر کرد و همش خودشو گوشه ی تاکسی جمع می کرد تا فاصله رو بیشتر رعایت کرده باشه، سر صحبت رو باز کردم و گفتم: اگه ماسک بزنین خودتون سلامت می مونین...
گفت: کارگرم، هزینه ی زندگی نمی رسه که بخوام ماسک و اسپری ضد عفونی هم بخرم، بعد به یه روسری که دور گردنش بود اشاره کرد و گفت، همینو می زنم، هر شب هم می شورمش.
گفتم: خوب به خانمت بگو از همین روسری برات ماسک درست کنه!
با تعجب گفت: مگه می شه؟ چجوری؟
تو دلم گفتم اینهمه کلیپ تو فضای مجازی که طرز تهیه ی ماسک رو آموزش داده، یعنی به اینها هم دسترسی نداره، بعد من براش نسخه ی بی فرهنگی و بی شعوری می پیچم!
با دستمال و نایلونی که همراهم بود، طرز درست کردن ماسک رو بهش یاد دادم، خیلی دقت کرد و خودش هم امتحان کرد تا مطمئن بشه یاد گرفته.
نزدیکای میدون، پولشو در اورد و به راننده گفت: کرایه ی این آبجی رو من حساب می کنم.
شوکه شدم، گفتم دلیلی نداره که شما کرایه ی منو حساب کنین...
گفت: درسته انسانیت شما رو نمی شه با کرایه ماشین جبران کرد، ولی من بیشتر از نیم ساعت زیر آفتاب وایستاده بودم، خیلی ها فهمیدن که به خاطر ماسک کسی سوارم نمی کنه، شایدم ماسک اضافی داشتن، اما به خاطر قیافه و ظاهرم بهم ندادن، تنها کاری که می تونم براتون بکنم، دعا کردن و حساب کردن کرایتونه.
خلاصه از او اصرار و از من انکار که تیر خلاص رو راننده زد که کرایه ی هر کسی رو از خودش می گیرم.
وقتی پیاده شدم دلم سوخت، شاید پول ماسک برای من پول خرد بود، اما برای خیلی ها بار اضافه است، شرمنده بودم از قضاوت زود هنگامم و خوشحال از این که ماسک اضافی داشتم.
شاید صدقه ی این روزهامون، دادن ماسک به افراد بدون ماسک و دو تا پیس کوچک، اسپری ضد عفونی کف دستاشون باشه...
بياييم سفير مهربانىِ او باشيم❤️
#شما_فرستادین
@adelehz
در صبحی که قلبم یاد گرفت به خاطر جاری شدن دوباره ی نور در شهر لبخند بزند ،زندگی آغاز شد.
خنکای نسیم بین کوچه های خلوت شهر وقتی هنوز نیمی از چراغ خانه ها خاموش ست و گاهی روشن
زندگی دوباره از سکوت رخوت بار نیمه شبی گریخته و صبح اورده ست ..چه مبارک لحظه ای .
#عادله_زمانی
#دلبرانه_های_پاییز
ساناز
نوشهر
@adelehz
خنکای نسیم بین کوچه های خلوت شهر وقتی هنوز نیمی از چراغ خانه ها خاموش ست و گاهی روشن
زندگی دوباره از سکوت رخوت بار نیمه شبی گریخته و صبح اورده ست ..چه مبارک لحظه ای .
#عادله_زمانی
#دلبرانه_های_پاییز
ساناز
نوشهر
@adelehz
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
هوا میتوانست هرچه دلش میخواست باشد: سرد یا گرم، بارانی یا پرباد، برفی یا آفتابی! همهشان خیلی خوب بود. هریک از دیگری بهتر. زیرا زمانی که خوشبختی رو به شکوفایی است، زیباترین روز همیشه همین امروز است.
رومن رولان
پریسا جان راغیان
@adelehz
رومن رولان
پریسا جان راغیان
@adelehz
سرگذشت ندیمه
مارگارت اتوود
در این داستان، خشونت فقط از طریق مردان نبود، ما گاهی با خشونت زنی که با همسرش همراه هستیم تا زنی دیگه مورد آزار قرار بگیره
اینکه ما زن ها گاهی چقدر توسط خودمون مورد آزار قرار میگیریم و کم نمیبینیم این رفتارها رو، خیانت دوستان دختر به هم سر دوست پسر یا همسرشون، سر مسائل مالی، سر بچه داشتن و خیلی چیزهای دیگه..
البته موضوع کتاب این نیست ولی تاثیر کتاب میتونه امید و تلاش برای رهایی و فرار از چنگ ظلم باشه حتی اگر ناجی وجود داشته باشه، همیشه خودمون باید بهر طریقی که شده گره های سفت رو یکی یکی باز کنیم و راهی برای رهایی پیدا کنیم، این کتاب قصه ی رنجه، قصه ی درده..
#چی_بخوانیم
@adelehz
مارگارت اتوود
در این داستان، خشونت فقط از طریق مردان نبود، ما گاهی با خشونت زنی که با همسرش همراه هستیم تا زنی دیگه مورد آزار قرار بگیره
اینکه ما زن ها گاهی چقدر توسط خودمون مورد آزار قرار میگیریم و کم نمیبینیم این رفتارها رو، خیانت دوستان دختر به هم سر دوست پسر یا همسرشون، سر مسائل مالی، سر بچه داشتن و خیلی چیزهای دیگه..
البته موضوع کتاب این نیست ولی تاثیر کتاب میتونه امید و تلاش برای رهایی و فرار از چنگ ظلم باشه حتی اگر ناجی وجود داشته باشه، همیشه خودمون باید بهر طریقی که شده گره های سفت رو یکی یکی باز کنیم و راهی برای رهایی پیدا کنیم، این کتاب قصه ی رنجه، قصه ی درده..
#چی_بخوانیم
@adelehz
پری بودی و با من راز کردی
به ناز و عشوه عشق آغاز کردی
مرا آواز دادی، چون رسیدم
کبوتر گشتی و پرواز کردی
هوشنگ ابتهاج
@adelehz
به ناز و عشوه عشق آغاز کردی
مرا آواز دادی، چون رسیدم
کبوتر گشتی و پرواز کردی
هوشنگ ابتهاج
@adelehz
Forwarded from مرسی تی وی🌿🌺
@adelehz
دنیا هنوز به خاطر دلخوشی های کوچک ست که زیباست.
دلخوشی های رایگان و دم دستی
دلخوشی هایی مثل عطر بدن نوزاد،خنده های بی دلیل کودکانه،بوی خاکِ باران خورده،بوی غذای تازه سر ظهر توی کوچه،پیدا کردن شکلات مورد علاقه ات درون کیف یا جیبت،حس گرمای آفتاب کم توان زمستان رو پوستت،رد شدن از جلوی مغازه ی عطر فروشی....
میبینی خوشحالی ها الزاما هم گران نیستند کافیست قدری زاویه دیدت را تغییر دهی...
#عادله_زمانی
@MER30TV 👈💯
دنیا هنوز به خاطر دلخوشی های کوچک ست که زیباست.
دلخوشی های رایگان و دم دستی
دلخوشی هایی مثل عطر بدن نوزاد،خنده های بی دلیل کودکانه،بوی خاکِ باران خورده،بوی غذای تازه سر ظهر توی کوچه،پیدا کردن شکلات مورد علاقه ات درون کیف یا جیبت،حس گرمای آفتاب کم توان زمستان رو پوستت،رد شدن از جلوی مغازه ی عطر فروشی....
میبینی خوشحالی ها الزاما هم گران نیستند کافیست قدری زاویه دیدت را تغییر دهی...
#عادله_زمانی
@MER30TV 👈💯