در انتهای شبِ سیاه
آنجا دشتی ست از گل
خورشید برفرازش ایستاده و نور هدیه می دهد به رهگذران
آنجا دشتی ست آکنده از بوی گل
آنجا خوشبختی منتظر توست.
در انتهای شب،صبح ایستاده ست .
تو شاید هرگز به آن توجه نکنی ولی آن دشتِ پر از گل و فراخ هر صبح برویت گشوده میشود .
گلی بچین قبل از آنکه خیلی دیر شود
آنجا دشتی ست پر از نور .
#عادله_زمانی
صبح بخیر ❤️
@adelehz
آنجا دشتی ست از گل
خورشید برفرازش ایستاده و نور هدیه می دهد به رهگذران
آنجا دشتی ست آکنده از بوی گل
آنجا خوشبختی منتظر توست.
در انتهای شب،صبح ایستاده ست .
تو شاید هرگز به آن توجه نکنی ولی آن دشتِ پر از گل و فراخ هر صبح برویت گشوده میشود .
گلی بچین قبل از آنکه خیلی دیر شود
آنجا دشتی ست پر از نور .
#عادله_زمانی
صبح بخیر ❤️
@adelehz
بسطامی را گفتند :
اگر در روز رستاخيز خداوند بگويد چه آورده ای چه خواهی گفت ؟
بايزيد گفت :
وقتي فقيری بر كريمی وارد ميشود
به او نميگويند چه آورده ای بلكه ميگويند چه ميخواهی ؟؟؟؟
@adelehz
اگر در روز رستاخيز خداوند بگويد چه آورده ای چه خواهی گفت ؟
بايزيد گفت :
وقتي فقيری بر كريمی وارد ميشود
به او نميگويند چه آورده ای بلكه ميگويند چه ميخواهی ؟؟؟؟
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دنیا صاحبخانه زیاد دارد و مهمان کم
@adelehz
@adelehz
نمیدانم این روزها نیم جمله ی "جانِ پدر کجاستی؟"به گوشتان خورده ست یا نه ؟
اگر بدانید که هیچ اما اگر نمی دانید برایتان شرح میدهم.
در حدود ده روز پیش حمله ی تروریستی در پوهنتون یا دانشگاه کابل رخ داد.
چند مهاجم تروریست وارد یکی از ساختمان های اصلی پوهنتون شدند و ۲۲ دانشجو یا آن طور که در زبان عامیانه ی خود کابلیان رایج ست محصل را به کام مرگ فرستادند .
کابل،افغانستان و حتی جهان در بهت سنگینی فرو رفته بود.
۲۲ جوان زیبای پر امید به کلاس درسی رفته بودند که بازگشتی نداشت.
کابل در آن شب در سکوت سیاهی غرق شده بود.
در ایران همدردی بسیاری دیده شد .برج آزادی لحظاتی به رنگ پرچم افغانستان درآمد و بنرهای بسیاری در سطح کلان شهر ها با هشتگ جانِ پدر کجاستی به نمایش در آمد.
و من هنرمندان بسیاری را دیدم که تحت تاثیر این نیم جمله قرار گرفتند و در مورد انغم بزرگ حرف زده بودند.
اما داستان جان ِ پدر کجاستی چیست ؟
بعد از حمله ی تروریستها و پخش خبر در سطح مدیا خانواده های بسیاری با ترس و وحشت شروع به تماس گرفتن با فرزندان شان کردند .یکنفر تمام گوشی های گاه آغشته به خون را جمع آوری کرده تا بتواند به خانواده ها خبر دهد که مشق امشب فرزند شان مرگ بوده ست و چه بد خبری....
تصویر یکی از این تلفن ها در سطح رسانه های اجتماعی دست به دست می گشت پدری ۱۴۲ بار با دخترش (حنیفه) تماس گرفته بود و وقتی از پاسخ نگرفتن خسته شده بود نا امیدانه در یک پیام پرسیده بود : جانِ پدر کجاستی؟؟؟
اصطلاح جانِ پدر بین مخاطبین ایرانی در عین حزن انگیز بودن واکنش های مثبتی را برانگیخته بود .
عشق و اشتیاق پدرانه در همان یک کلام کوتاه به خوبی منتقل شده بود.
جدا از بعد تراژدیک موضوع همین نیم جمله ی کوتاه مرا به فکر فرو برد.
به اصطلاحات عامیانه بسیاری فکر کردم که افغان ها در طول روز از آن استفاده میکنند اما سراسر عاطفه و عشق ست .
زبان رسمی بیشتر متکلمین در افغانستان پشتو و فارسی دری ست البته زبانهای دیگری هم وجود دارد.
چهل سال جنگ گرچه چیزهای زیادی را از مردم در آن کشور گرفته ست ولی هنوز اصطلاحات زیبایی در زبان شان یافت میشود.
افغان ها زن باردار را "امیدوار" می نامند یعنی زنی که امیدی در راه دارد.
به آدم فقیر "کم بغل " میگویند یعنی آدمی که وسعت اغوشش را فقر و غم کاسته ست .
همراه مریض را "نگران" می گویند یعنی کسی که بخاطر بیماری عزیزش آرام ندارد.
فرزندان را "جانِ پدر /جانِ مادر " می نامند .
ضرب المثلی دارند که میگوید: خدا هیچ خانه ای را بی بچه نکند و هیچ تنوری را بی کلوچه ...
قدیم ترها که زنان در خانه نان میپختند بعد از پایان پختن نان ها ،به تعداد کودکان خانه کلوچه به تنور داغ می زدنند.در واقع کلوچه ها نماد کودکان خانه بودند.
یادم می آید که وقتی کوچک بودم پدرم مرا "آهو بره" صدا میکرد البته که به اندازه ی آهو زیبا نبودم اما این اوج عشق پدرم را می رساند.
در پشتو مردان همسران شان را "کور دانه"می نامند یعنی خانه ساز بعضی از آن مردان معتقدند خانه شان با وجود همسرشان ساخته میشود.
این ست که وقتی مردی همسرش را از دست می دهد دیگران میگویند خانه اش ویران شده ست.
بنظرم زندگی همین الفاظ کوتاه و عاشقانه ست
همین چند قلم کلمه ی سراسر عاطفه
کسی چه میداند چند روز دیگر زنده خواهد بود در مصاحبه ای خواندم که پدر حنیفه یا همان جان ِ پدر گفته بود کاش پیش از رفتنش به پوهنتون صورتش را بوسه باران میکردم
همین....
#عادله_زمانی
@adelehz
اگر بدانید که هیچ اما اگر نمی دانید برایتان شرح میدهم.
در حدود ده روز پیش حمله ی تروریستی در پوهنتون یا دانشگاه کابل رخ داد.
چند مهاجم تروریست وارد یکی از ساختمان های اصلی پوهنتون شدند و ۲۲ دانشجو یا آن طور که در زبان عامیانه ی خود کابلیان رایج ست محصل را به کام مرگ فرستادند .
کابل،افغانستان و حتی جهان در بهت سنگینی فرو رفته بود.
۲۲ جوان زیبای پر امید به کلاس درسی رفته بودند که بازگشتی نداشت.
کابل در آن شب در سکوت سیاهی غرق شده بود.
در ایران همدردی بسیاری دیده شد .برج آزادی لحظاتی به رنگ پرچم افغانستان درآمد و بنرهای بسیاری در سطح کلان شهر ها با هشتگ جانِ پدر کجاستی به نمایش در آمد.
و من هنرمندان بسیاری را دیدم که تحت تاثیر این نیم جمله قرار گرفتند و در مورد انغم بزرگ حرف زده بودند.
اما داستان جان ِ پدر کجاستی چیست ؟
بعد از حمله ی تروریستها و پخش خبر در سطح مدیا خانواده های بسیاری با ترس و وحشت شروع به تماس گرفتن با فرزندان شان کردند .یکنفر تمام گوشی های گاه آغشته به خون را جمع آوری کرده تا بتواند به خانواده ها خبر دهد که مشق امشب فرزند شان مرگ بوده ست و چه بد خبری....
تصویر یکی از این تلفن ها در سطح رسانه های اجتماعی دست به دست می گشت پدری ۱۴۲ بار با دخترش (حنیفه) تماس گرفته بود و وقتی از پاسخ نگرفتن خسته شده بود نا امیدانه در یک پیام پرسیده بود : جانِ پدر کجاستی؟؟؟
اصطلاح جانِ پدر بین مخاطبین ایرانی در عین حزن انگیز بودن واکنش های مثبتی را برانگیخته بود .
عشق و اشتیاق پدرانه در همان یک کلام کوتاه به خوبی منتقل شده بود.
جدا از بعد تراژدیک موضوع همین نیم جمله ی کوتاه مرا به فکر فرو برد.
به اصطلاحات عامیانه بسیاری فکر کردم که افغان ها در طول روز از آن استفاده میکنند اما سراسر عاطفه و عشق ست .
زبان رسمی بیشتر متکلمین در افغانستان پشتو و فارسی دری ست البته زبانهای دیگری هم وجود دارد.
چهل سال جنگ گرچه چیزهای زیادی را از مردم در آن کشور گرفته ست ولی هنوز اصطلاحات زیبایی در زبان شان یافت میشود.
افغان ها زن باردار را "امیدوار" می نامند یعنی زنی که امیدی در راه دارد.
به آدم فقیر "کم بغل " میگویند یعنی آدمی که وسعت اغوشش را فقر و غم کاسته ست .
همراه مریض را "نگران" می گویند یعنی کسی که بخاطر بیماری عزیزش آرام ندارد.
فرزندان را "جانِ پدر /جانِ مادر " می نامند .
ضرب المثلی دارند که میگوید: خدا هیچ خانه ای را بی بچه نکند و هیچ تنوری را بی کلوچه ...
قدیم ترها که زنان در خانه نان میپختند بعد از پایان پختن نان ها ،به تعداد کودکان خانه کلوچه به تنور داغ می زدنند.در واقع کلوچه ها نماد کودکان خانه بودند.
یادم می آید که وقتی کوچک بودم پدرم مرا "آهو بره" صدا میکرد البته که به اندازه ی آهو زیبا نبودم اما این اوج عشق پدرم را می رساند.
در پشتو مردان همسران شان را "کور دانه"می نامند یعنی خانه ساز بعضی از آن مردان معتقدند خانه شان با وجود همسرشان ساخته میشود.
این ست که وقتی مردی همسرش را از دست می دهد دیگران میگویند خانه اش ویران شده ست.
بنظرم زندگی همین الفاظ کوتاه و عاشقانه ست
همین چند قلم کلمه ی سراسر عاطفه
کسی چه میداند چند روز دیگر زنده خواهد بود در مصاحبه ای خواندم که پدر حنیفه یا همان جان ِ پدر گفته بود کاش پیش از رفتنش به پوهنتون صورتش را بوسه باران میکردم
همین....
#عادله_زمانی
@adelehz
❤1
کارم را به خدا واگذار کردم که خداوند نسبت به بندگانش بیناست .
قبل خواب صدبار بخونید و رها کنید به خودش
درست میشه همه چیز به امید خودش
شب قشنگ ❤️
@adelehz
قبل خواب صدبار بخونید و رها کنید به خودش
درست میشه همه چیز به امید خودش
شب قشنگ ❤️
@adelehz
روزی که بیاموزیم خداوند چیزی به ما بدهکار نیست. و هرنعمتی که از جانبش می رسد از روی لطف و کرم و بنده نوازی خود اوست .
میتوانیم لذت بخش تر زندگی کنیم .
رابطه با خداوند نباید شبیه به معامله باشد خدا به ذات خوبی ست و بنده به ذات محتمل اشتباه و سیاهی پس گاهی فکر کنیم که بدی هایی که به ما می رسد شاید سرچشمه از اعمال و نیات خودمان گرفته باشد .
#عادله_زمانی
صبح به خیر ❤️
@adelehz
میتوانیم لذت بخش تر زندگی کنیم .
رابطه با خداوند نباید شبیه به معامله باشد خدا به ذات خوبی ست و بنده به ذات محتمل اشتباه و سیاهی پس گاهی فکر کنیم که بدی هایی که به ما می رسد شاید سرچشمه از اعمال و نیات خودمان گرفته باشد .
#عادله_زمانی
صبح به خیر ❤️
@adelehz
همان شب اولین داستانم را نوشتم.
نیم ساعت طول کشید.
داستان دلگیر کوتاهی بود درباره مردی که فنجانی جادویی پیدا کرد و فهمید که اگر تویش اشک بریزد اشکها بدل به مروارید میشوند.
اما هر چند از مال دنیا چیزی نداشت، شاد وخندان بود و کمتر اشک میریخت، پس در صدد برآمد راه هایی پیدا کند و غمگین شود تا بتواند با اشکهایش ثروتمند شود.
همانطور که مرواریدها تلنبار میشد، طمعش گل کرد.
داستان به اینجا ختم میشد که مرد کارد به دست روی کوهی از مروارید نشسته است و بی اختیار در فنجان اشک میریزد و جسد همسر مقتولش در دستهای اوست ...
✍🏻خالد حسینی
@adelehz
نیم ساعت طول کشید.
داستان دلگیر کوتاهی بود درباره مردی که فنجانی جادویی پیدا کرد و فهمید که اگر تویش اشک بریزد اشکها بدل به مروارید میشوند.
اما هر چند از مال دنیا چیزی نداشت، شاد وخندان بود و کمتر اشک میریخت، پس در صدد برآمد راه هایی پیدا کند و غمگین شود تا بتواند با اشکهایش ثروتمند شود.
همانطور که مرواریدها تلنبار میشد، طمعش گل کرد.
داستان به اینجا ختم میشد که مرد کارد به دست روی کوهی از مروارید نشسته است و بی اختیار در فنجان اشک میریزد و جسد همسر مقتولش در دستهای اوست ...
✍🏻خالد حسینی
@adelehz
از سرخیِ لبانِ تو ای خون آتشین
نار آفریدهاند انار آفریدهاند
سعید بیابانکی
#دلبرانه_های_پاییز
نسیم حسینی
لرستان
@adelehz
نار آفریدهاند انار آفریدهاند
سعید بیابانکی
#دلبرانه_های_پاییز
نسیم حسینی
لرستان
@adelehz
Forwarded from مرسی تی وی🌿🌺
بارالها
هرچه آنچه از خیر به ما میرسد از کرم و عظمت و بنده نوازی توست .
و هرآنچه از شر به ما میرسد از کجی نیات و اعمال خودمان ست .
بارالها
ما آنانیم که از هیچ به هستی رساندیشان مبادا اگر از هستی به هیچ برگردانی مارا
بارالها
ناتوانیم،گرچه غنی و سرشار باشیم.و تو توانگری گرچه ما غافل باشیم
الهی
دست بر درگاهت و نگاه به آستانت و دل به کرمت بسته ایم
و تو
خدای عظیم بنده نواز مبادا اگر ما سرگشتگان صحرای هستی را رها کنی...
مبادا که گدایان درگاهت را برانی که این از کرم شاهانه ات برنیاید...
مباد یک لحظه این ناتوانان خالی از نگاهت شاها
آمین
#عادله_زمانی
عکس از دخترک دریا❤️
شبتون زیبا
@adelehz
@MER30TV👈💯
هرچه آنچه از خیر به ما میرسد از کرم و عظمت و بنده نوازی توست .
و هرآنچه از شر به ما میرسد از کجی نیات و اعمال خودمان ست .
بارالها
ما آنانیم که از هیچ به هستی رساندیشان مبادا اگر از هستی به هیچ برگردانی مارا
بارالها
ناتوانیم،گرچه غنی و سرشار باشیم.و تو توانگری گرچه ما غافل باشیم
الهی
دست بر درگاهت و نگاه به آستانت و دل به کرمت بسته ایم
و تو
خدای عظیم بنده نواز مبادا اگر ما سرگشتگان صحرای هستی را رها کنی...
مبادا که گدایان درگاهت را برانی که این از کرم شاهانه ات برنیاید...
مباد یک لحظه این ناتوانان خالی از نگاهت شاها
آمین
#عادله_زمانی
عکس از دخترک دریا❤️
شبتون زیبا
@adelehz
@MER30TV👈💯
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صبح بخیر
روزتون پربرکت
لب تون خندون
امیدوارم امروز بهترین خبر
غافلگیرکننده ترین خوشحالی
و قشنگ ترین اتفاقات و تجربه کنید .
@adelehz
روزتون پربرکت
لب تون خندون
امیدوارم امروز بهترین خبر
غافلگیرکننده ترین خوشحالی
و قشنگ ترین اتفاقات و تجربه کنید .
@adelehz
گلاب ناب
از قمصر برآید
شراب ناب از کنج لبانت
فلک زیبایی از روی تو آموخت
عسل شیرینیش را از لبانت
طبیبان جمله بیمار تو گشتند
همه محتاج ابروی کمـــــــــانت
شهریار
@adelehz
از قمصر برآید
شراب ناب از کنج لبانت
فلک زیبایی از روی تو آموخت
عسل شیرینیش را از لبانت
طبیبان جمله بیمار تو گشتند
همه محتاج ابروی کمـــــــــانت
شهریار
@adelehz
هیچ وقت به آدرس میدان آرژانتین انتهای خیابون الوند نامه فرستادید ؟ :)
@adelehz
@adelehz