"زنی که‌گم کردم "
4.35K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
امروز در حال سوار ماشین شدن شروع کردم به توی سر خودم زدن که وای عینک آفتابی را باز کجا جا گذاشتم ؟
که مادرم با نگاه عاقل اندرسفیهی به روی چشمم اشاره کرد و متوجه شدم تمام مدت عینک روی چشمم بوده و در حال داد و فریاد بودم ..
راستش ظاهر قضیه خنده دار ست شاید هم اگر کسی بشنود زیر لب نوچ نوچ کند و دلسوزانه بگوید دختر بیچاره حواس ندارد.
اما واقعیت این ست که زندگی گاهی همین قدر خنده دار و مضحک ست .چیزهای با ارزشی که داریم و پیش روی ماست اما نمی بینمیشان
و گاهی دنبالشان چه جاها که نمی رویم ‌.
در واقع زندگی معادله ی پیچیده ای نیست صرفا چند معادله ی کوچک و ساده ست که کنار هم چیده شده ست و لازم ست کمی با آرامش و دقت به سراغشان برویم .
تا بتوانیم هنرمندِ هنر زندگی باشیم.
بهمین سادگی
#عادله_زمانی
@adelehz
گاهی فکر میکنم سرم حسابی
شلوغ است ...انگار یک گله اسب وحشی
وچموش در سرم رها شده باشند..
و وای از آن هنگامی که اسبهای وحشی
پایشان به دلم بازشود...
#عادله_زمانی
#دلبرانه_های_پاییز
اسماجان
کرمان
@adelehz
این عکس خیلی جالبه
همه ی افراد در عکس کسانی بودند که نسل ما در کودکی خنده های بلند پای تلوزیونشون رو مدیون اون ها هستند. گاهی برنامه ی کودک گاهی فیلم سینمایی گاهی سریالهای عید و...
همه عزیزند ❤️
ولی استاد جبلی و استاد طهماسب نمای روشن کودکانه ی ما بودند ما بچه های دیروز هنوز منتظر رسیدن کلاه قرمزی به خونه ی آقای مرجی هستیم .
الهی سلامت باشید که کودکانه های ما با شما بسلامت گذشت 🙏
#عادله_زمانی
@adelehz
پیراهنت در باد
تکان می‌خورد!
اين تنها پرچمی اسـت
که دوستش دارم!

گروس عبدالملکیان
@adelehz
اگر به کسی بگویی دوستت دارم قطعا شک خواهد کرد اما اگر به او بگویی از تو متنفرم سریعا باور میکند .
متاسفم اما حقیقت این ست که قدرت نفوذ تنفر از عشق بالاتر ست.
#عادله_زمانی
@adelehz
از دهان تو به یک بوسه چو خرسند شدیم

زان دهن جز سخن بوسه دگر هیچ مگوی

َاوحدی مراغه‌ای
@adelehz
شب زیبا ❤️
@adelehz
یک روز رسد غمی به اندازه‌ی کوه
یک روز رسد نشاط اندازه‌ی دشت
افسانه‌ی زندگی همین است عزیز
در سایه‌ی کوه باید از دشت گذشت!

مجتبی کاشانی

صبح تون بخیر ❤️

@adelehz
نه عاشق ترین زن جهانم نه دیوانه ترین شان
من فقط یک دوستم .
یک فنجان چای هل دار تهِ دوستی من است.
البته با یک گوشِ شنوا ویک لبخند محونشدنی
برای شنیدن دلگیری هایت.
#عادله_زمانی
#چای_تایم
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
می بینی پاییز چقدر شبیه زنهاست؟
حوصله اش که سر می رود, بند اصلاح را بر می دارد..
می کَند علف های هرز را, بلوند می کند موهایش را..
گرم می شود, سرد می شود, طاقت ندارد, تعادل ندارد..
همه چیز را به هم می ریزد.. باد می وزد..
در آخر اما… آرام… آرام… می بارد.
زن, پاییز است با موهای بلوند
صورتی اصلاح شده و نم نمِ اشک….

ناشناس
#دلبرانه_های_پاییز
رضا
سوئد
@adelehz
هیچ وقت از نادیده گرفته شدن نترس
میدانی خیلی ها در این دنیا هستند که تورا نادیده خواهندگرفت .
مثلا چون آدم خیلی پولدار،خیلی مشهور،خیلی زیبا یا خیلی پرنفوذی نیستی ممکن ست خیلی ها جواب تلفنت را ندهند.و اگر کاری برایت مهم باشد توجهی به آن نکنند و حرف زدن با تورا خیلی مهم ندانند.
اما من به تو میگویم که اگر به خودت باور داری از هیچکدام این چیزها نترس
پیش برو
دنبال راههای جدید و آدمهای جدید بگرد.
خواهی دید که بزودی اتفاق های خوبی خواهد افتاد آدمهای جدید و درست سر راهت قرار خواهند گرفت و حرفهایت را خواهند شنید .
فقط به خودت باور داشته باش و اجازه نده هیچ کمبودی تورا از راه به در کند .
آنهایی که نادیده گرفتن تورا ،پشت سر بگذار
دنیا پر است از آدمهای خوبی که قرار ست آنها را ببینی
پیش برو .
#عادله_زمانی
@adelehz
هیچ مردی در دنیا وجود ندارد
مگراینکه دستانش را لابلای گیسوان
معشوقه اش جا گذاشته باشد.
#عادله_زمانی
@adelehz
اینجوریِ که عاشقتونم رفقا❤️😊
@adelehz
بیچاره دلی
که ماند بی‌تو ...

مولانای جان
@adelehz
دو گدا بر درِ شخصی آمدند.
یکی مطلوب و محبوب است و آن دیگر عظیم مَبغوض است.

خداوند خانه گوید به غلام که:
زود بی تأخیر
به آن مَبغوض نان پاره ای بده تا از درِ ما زود آواره شود
و آن دیگر را که محبوب است وعده دهد که:
هنوز نان نپخته اند.
صبر کن تا نان برسد و بپزد!

مولانای جان
@adelehz
گرت یادم کنی یا نه
من ازیادت نمی کاهم

نیما
@adelehz
ترس،بین احساسات انسانی یک حس مرموز و خزنده ست.اگر ازنظر علمی به موضوع نگاه کنید خواهید فهمید که ترس لازمه ی حیات آدمی ست چون اگر ترس نباشد ممکن ست تن به هزاران خطر بدهیم .
اما بنظرم لازم ست راجع به آن دسته ترسهایی که مثل یک مهمان ناخوانده ناگهان وارد جسم و جانت میشوند هم حرف زد .
سیزده ساله بودم که برای اولین بار به معنای واقعی ترسیدم ،نه از آن ترس های کودکانه ی تاریکی و شب و این چیزها، بلکه یک ترس واقعی و قابل انتقال به تمام اجزای زندگیت .
دزد به خانه مان زده بود و در تاریکی شب من ناخواسته چهره اش را دیده بودم .
از دیدن یک غریبه بالای دیوارحیاط خانه در آن تاریکی مطلق آنچنان وحشت کرده بودم که قلبم به سوی ایستادن رفته بود.
دزد فرار کرده بود همه متاثر شده بودند ولی مرا رها نکرده بود...
از تمام دیوارها و حیاطها و شبها ترسیده بودم. هرشب کابوس برگشت دزد را میدیدم .می دیدم که این بار از دیوار خانه عبور کرده حیاط را پشت سر گذاشته و پا درون خانه گذاشته ست ‌.سراپا سیاه و بدون هیچ نگاه آشنایی ..
می دیدم و از ترس با عرق سرد از خواب میپریدم
حیاط مدرسه راهنمایی ام قدیمی و بزرگ بود درختان انبوه توت داشت .وقتی شیفت عصر بودم زنگ آخر رعشه در قلبم سایه می انداخت هوا تاریک میشد و سایه ی درخت ها در هم می تنید و صدای کلاغهای شوم از دوردستها به گوش می رسید .حتی نمی توانستم از پنجره ی کلاس به بیرون نگاه کنم .
حالت تهوع ناشی از ترس گاهی وقتها کار دستم می داد...
بیاد دارم که در تمام آن روزهای سخت که شاید نزدیک به یکسال به طول انجامید به خودم میگفتم قوی باش دختر ،تو میتوانی از این مرحله بگذری
ترس هیولای وحشتناکی برای مبارزه با یک دختربچه ی سیزده ساله ست که روزی میخواست دنیا را با پروانه هایش نقاشی کند‌.
من از آن مرحله ی ترس گذشتم وقتی بزرگتر شدم دیگر از شب از حیاط تاریک و حتی از دزد نمیترسیدم
حالا بزرگ شده بودم و آن دزد دیگر نمیتوانست وارد کابوس هایم شود ‌اما یاد گرفته بودم که جز خودم هیچکس نمیتوانست برای عبور از آن روزهای سیاه به من کمک کند .
کسی نمی فهمید که من شبها چگونه از خواب بیدار میشوم یا وقتی از شدت ترس نفسم بند می آید چگونه خودم و بغضم را کنترل میکنم .
این من بودم که در برابر آن کابوس ها ایستادم و یاد گرفتم که آدمیزاد قوی تر از آن چیزی ست که فکر میکند .
میخواهم بگویم ترس هایتان را شکست دهید در راه شکست ترس هایتان به خودتان تکیه کنید و از هرچه می ترسید به سراغش بروید و آن غرق شوید تا بتوانید آن را بشکنید ‌.
قوی باشید و نشکنید حتی اگر شبهای زیادی با کابوس و غرق سرد از خواب بیدار شده باشید.
#عادله_زمانی
@adelehz