پاییز کوچک من
دنیای سازش همهی رنگ هاست
با یکدیگر
تا من نگاه شیفته ام را
در خوش ترین زمینه به گردش برم
حسین منزوی
#دلبرانه_های_پاییز
زهرا پارسا
قمصر کاشان
@adelehz
دنیای سازش همهی رنگ هاست
با یکدیگر
تا من نگاه شیفته ام را
در خوش ترین زمینه به گردش برم
حسین منزوی
#دلبرانه_های_پاییز
زهرا پارسا
قمصر کاشان
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
محض بی دردی است منع ما کهنسالان ز عشق
عشق در هنگام پیری، چون به سرما آتش است
صائب تبریزی
پ.ن یکی و پیدا کنید اینجوری عاشق تون باشه .
@adelehz
عشق در هنگام پیری، چون به سرما آتش است
صائب تبریزی
پ.ن یکی و پیدا کنید اینجوری عاشق تون باشه .
@adelehz
وقتی خودش میگوید که برای ما کافی ست .
نهایت دیوانگی ست اگر بازهم غرق غم دنیا شویم.
شب زیبا ❤️
@adelehz
نهایت دیوانگی ست اگر بازهم غرق غم دنیا شویم.
شب زیبا ❤️
@adelehz
چای بنوش
و قندی در دهان بگذار..
طعم گس بغض را با چایت قورت بده
که بقول نیما ازگندم زار من و تو
مشتی کاه می ماند برای بادها...
#عادله_زمانی
خط: محمد ابراهیمی جویباری
صبح بخیر ❤️
@adelehz
و قندی در دهان بگذار..
طعم گس بغض را با چایت قورت بده
که بقول نیما ازگندم زار من و تو
مشتی کاه می ماند برای بادها...
#عادله_زمانی
خط: محمد ابراهیمی جویباری
صبح بخیر ❤️
@adelehz
به جفایی و قفایی نرود عاشق صادق
مژه بر هم نزند گر بزنی تیر و سنانش
#دلبرانه_های_پاییز
ماه اکتبر ۲۰۲۰
کانادا، انتاریو
@adelehz
مژه بر هم نزند گر بزنی تیر و سنانش
#دلبرانه_های_پاییز
ماه اکتبر ۲۰۲۰
کانادا، انتاریو
@adelehz
دَر هَوَسِ خیالِ او،
هَمچو خیال گَشتهاَم
اوست گِرفته شَهرِ دِل،
مَن به کُجا سَفر بَرَم...
مولانای جان
@adelehz
هَمچو خیال گَشتهاَم
اوست گِرفته شَهرِ دِل،
مَن به کُجا سَفر بَرَم...
مولانای جان
@adelehz
به کودکی که سالها بعد شاید نامه ام را بخواند .
من این یادداشت را برای یک کودک می نویسم که نمیدانم کیست و چه زمانی قرارست آن را بخواند.اما به حیث یک انسان که روزی روی این زمین زندگی کرده ست بر خود واجب می دانم تاچیزهایی که به آن در طول زندگی باور پیدا کردم را برای او بنگارم.دنیا را چه دیدی شاید یک روز به کارش آمد.ومگر نه آنکه مارکز میگوید باید جهان را بهتر از آن چه تحویل گرفته ای تحویل دهی خواه با فرزندی خوب،خواه با باغچه ای سبز ومن اضافه میکنم خواه با هدیه دادن تجربیاتی که به بهای عمرت بدست آورده ای به دیگرانی که هنوز ابتدای راه زندگی هستند.
دوست ناشناخته ی من
سلام
حالا که این یادداشت را برایت می نویسم میانه ی یک غروب غلیظ تابستانی ست.هیچ بارانی در راه رسیدن به شهر نمی باشد و هیچ بلبل نغمه خوانی در اطراف این خانه به چشمنمیخورد تا نغمه سرایی کند اما میبینی که بازهم زندگی ادامه دارد.
کودک شیرین؛
که قطعا هنوز دنیا را از چهارچوب صادقانه و پاک کودکانه ات میبینی، تو که حتما دلآرام و دلخواه کسی یا کسانی در جهان هستی میخواهم چند خط برایت بنگارم تا بخوانی ولی قبل از آن بگذار تا با یک آرزو برای تو آغاز کنیم.
من برایت آرزو میکنم که خوب و خوش باشی و "جانت"درد نکند .در این دنیای گاه دل آزار مهم است که جانت آرام باشد.آدمی گاهی چنان در درد جانش غرق میشود که حتی خودش هم نمیداند چگونه این جان بدرد آمده را آرام سازد.
باید بدانی که گاهی جان آدمی بیرون از بدنش زندگی میکند .تعجب نکن! اگر می پرسی چگونه؟ به تو پاسخ خواهم داد.
مثلا ؛ مادرها ،جانشان را بیرون از تن شان میگذارند.فرزندان آنها جان های ایشان هستند گاهی مادری این سوی زمین ست و جانش آن سوی زمین .
می توانی تصور کنی چقدر اندوهناک ست ؟
یا مثلا؛ سرزمین، برای بعضی آدمها وطن جانشان ست حتما تا بحال باید با مفهوم وطن آشنا شده باشی.وطن یعنی خانه،مجموعه ی احساسات دلخواه و نوستالژی های شخصی
آدم ها گاهی مجبور می شوند جان شان را در دست دشمن رها کنند و از آن دور بمانند .هر بار که وطن ایشان درد داشته باشد جان ایشان هم متحمل درد خواهد بود آنها با وطن شان یکجا اشک می ریزند و می خندند حتی اگر از هم دور باشند.
گاهی آدمیزاد آنقدر کسی را دوست دارد که جانش را به او می بخشد هربار که او ترکش کند جان آدمی بدرد می آید .
القصه آنکه آدمیزاد میتواند به هزار گونه متحمل درد جانش شود و من همچنان برای تو آرزو میکنم که هرگز سبب درد کسی نشوی .ظالم ترین ِما در دنیا آنهایی هستند که جان دیگران را بدرد می سپارند.
تو این را بدان که زندگی در این سیاره ی خاکی ناخواسته آغاز میشود اما ادامه دادنش هنر توست چرا که هر زنده ماندنی زندگی نیست و هر رهگذری جان نیست.
زندگی کردن در واقع یک هنرست پس آنکه بداند مفهوم زندگی چیست هنرمند ست. اما متاسفانه تعداد هنرمندان در این دنیا انگشت شمار هستند.
زندگی کردن خیلی فرمول پیچیده ای ندارد یعنی بتوانی برای فرداهایت چیزی پس انداز کنی ؛یک مهربانی،یک عشق ،یک دعا و یا حتی یک لبخند
تو باید بدانی که زندگی مثل یک رنگین کمان هفت رنگ طیف های رنگی مختلفی دارد؛شادی،اندوه،لبخند،اشک
اما واقعیت آن ست که رنگهای مختلف در کنار هم معنا پیدا میکنند اگر غم را مزه مزه نکنی هرگز نخواهی توانست حلاوت شادی را تجربه کنی. این یک قانون نانوشته است که بهمراه هر اندوه یک شادی فرا می رسد پس هربار که چیزی تورا در جهان سخت اندوهگین ساخت لبخند بزن و منتظر روزهای خوب باقی بمان .بعد از هر باران منتظر آفتاب بنشین و بعد از هر برف و سرما به انتظار خورشید گرم باش .هرگز اتفاق نیافتاده ست که خورشید طلوع کردن را از یاد ببرد .
تا زمانی که زنده ایم موظف به زندگی کردن هستیم حالت یا میتوانی خودت را محکوم به آن کنی یا میتوانی خودت را خوش شانس از داشتن نعمت زندگانی بدانی.فرزندم،همه چیز به نوع نگاه تو بستگی خواهد داشت.
این را هم بدان که آن چیزی که امروز برایش اشک می ریزی شاید فردا بیاد نیاوردی و آنچه امروز تورا به خنده وا میدارد شاید فردا وجود نداشته باشد .پس به اندازه ای که دور میشوی برگرد، به اندازه ی که اشک می ریزی بخند و به اندازه ی که متنفر میشوی و یا حتی بیشتر عاشق شو .
اگر باز هم فرصتی بدست دهد و این غلظت غم اندود تابستانی مرا مجال دهد برایت خواهم نوشت .
تو نیز هرکجا هستی و زیر هر آسمانی که نشسته ای با خواندن این خط ها لبخند بزن تا من احساس کنم که توانسته ام به اندازه ی سر سوزنی چیزی را برای کسی به یادگار بگذارم .
حتی اگر چند خط باشد
برسد به دست کودکی که نمیشناسمش
#عادله_زمانی
روز جهانی کودک مبارک ❤️
@adelehz
من این یادداشت را برای یک کودک می نویسم که نمیدانم کیست و چه زمانی قرارست آن را بخواند.اما به حیث یک انسان که روزی روی این زمین زندگی کرده ست بر خود واجب می دانم تاچیزهایی که به آن در طول زندگی باور پیدا کردم را برای او بنگارم.دنیا را چه دیدی شاید یک روز به کارش آمد.ومگر نه آنکه مارکز میگوید باید جهان را بهتر از آن چه تحویل گرفته ای تحویل دهی خواه با فرزندی خوب،خواه با باغچه ای سبز ومن اضافه میکنم خواه با هدیه دادن تجربیاتی که به بهای عمرت بدست آورده ای به دیگرانی که هنوز ابتدای راه زندگی هستند.
دوست ناشناخته ی من
سلام
حالا که این یادداشت را برایت می نویسم میانه ی یک غروب غلیظ تابستانی ست.هیچ بارانی در راه رسیدن به شهر نمی باشد و هیچ بلبل نغمه خوانی در اطراف این خانه به چشمنمیخورد تا نغمه سرایی کند اما میبینی که بازهم زندگی ادامه دارد.
کودک شیرین؛
که قطعا هنوز دنیا را از چهارچوب صادقانه و پاک کودکانه ات میبینی، تو که حتما دلآرام و دلخواه کسی یا کسانی در جهان هستی میخواهم چند خط برایت بنگارم تا بخوانی ولی قبل از آن بگذار تا با یک آرزو برای تو آغاز کنیم.
من برایت آرزو میکنم که خوب و خوش باشی و "جانت"درد نکند .در این دنیای گاه دل آزار مهم است که جانت آرام باشد.آدمی گاهی چنان در درد جانش غرق میشود که حتی خودش هم نمیداند چگونه این جان بدرد آمده را آرام سازد.
باید بدانی که گاهی جان آدمی بیرون از بدنش زندگی میکند .تعجب نکن! اگر می پرسی چگونه؟ به تو پاسخ خواهم داد.
مثلا ؛ مادرها ،جانشان را بیرون از تن شان میگذارند.فرزندان آنها جان های ایشان هستند گاهی مادری این سوی زمین ست و جانش آن سوی زمین .
می توانی تصور کنی چقدر اندوهناک ست ؟
یا مثلا؛ سرزمین، برای بعضی آدمها وطن جانشان ست حتما تا بحال باید با مفهوم وطن آشنا شده باشی.وطن یعنی خانه،مجموعه ی احساسات دلخواه و نوستالژی های شخصی
آدم ها گاهی مجبور می شوند جان شان را در دست دشمن رها کنند و از آن دور بمانند .هر بار که وطن ایشان درد داشته باشد جان ایشان هم متحمل درد خواهد بود آنها با وطن شان یکجا اشک می ریزند و می خندند حتی اگر از هم دور باشند.
گاهی آدمیزاد آنقدر کسی را دوست دارد که جانش را به او می بخشد هربار که او ترکش کند جان آدمی بدرد می آید .
القصه آنکه آدمیزاد میتواند به هزار گونه متحمل درد جانش شود و من همچنان برای تو آرزو میکنم که هرگز سبب درد کسی نشوی .ظالم ترین ِما در دنیا آنهایی هستند که جان دیگران را بدرد می سپارند.
تو این را بدان که زندگی در این سیاره ی خاکی ناخواسته آغاز میشود اما ادامه دادنش هنر توست چرا که هر زنده ماندنی زندگی نیست و هر رهگذری جان نیست.
زندگی کردن در واقع یک هنرست پس آنکه بداند مفهوم زندگی چیست هنرمند ست. اما متاسفانه تعداد هنرمندان در این دنیا انگشت شمار هستند.
زندگی کردن خیلی فرمول پیچیده ای ندارد یعنی بتوانی برای فرداهایت چیزی پس انداز کنی ؛یک مهربانی،یک عشق ،یک دعا و یا حتی یک لبخند
تو باید بدانی که زندگی مثل یک رنگین کمان هفت رنگ طیف های رنگی مختلفی دارد؛شادی،اندوه،لبخند،اشک
اما واقعیت آن ست که رنگهای مختلف در کنار هم معنا پیدا میکنند اگر غم را مزه مزه نکنی هرگز نخواهی توانست حلاوت شادی را تجربه کنی. این یک قانون نانوشته است که بهمراه هر اندوه یک شادی فرا می رسد پس هربار که چیزی تورا در جهان سخت اندوهگین ساخت لبخند بزن و منتظر روزهای خوب باقی بمان .بعد از هر باران منتظر آفتاب بنشین و بعد از هر برف و سرما به انتظار خورشید گرم باش .هرگز اتفاق نیافتاده ست که خورشید طلوع کردن را از یاد ببرد .
تا زمانی که زنده ایم موظف به زندگی کردن هستیم حالت یا میتوانی خودت را محکوم به آن کنی یا میتوانی خودت را خوش شانس از داشتن نعمت زندگانی بدانی.فرزندم،همه چیز به نوع نگاه تو بستگی خواهد داشت.
این را هم بدان که آن چیزی که امروز برایش اشک می ریزی شاید فردا بیاد نیاوردی و آنچه امروز تورا به خنده وا میدارد شاید فردا وجود نداشته باشد .پس به اندازه ای که دور میشوی برگرد، به اندازه ی که اشک می ریزی بخند و به اندازه ی که متنفر میشوی و یا حتی بیشتر عاشق شو .
اگر باز هم فرصتی بدست دهد و این غلظت غم اندود تابستانی مرا مجال دهد برایت خواهم نوشت .
تو نیز هرکجا هستی و زیر هر آسمانی که نشسته ای با خواندن این خط ها لبخند بزن تا من احساس کنم که توانسته ام به اندازه ی سر سوزنی چیزی را برای کسی به یادگار بگذارم .
حتی اگر چند خط باشد
برسد به دست کودکی که نمیشناسمش
#عادله_زمانی
روز جهانی کودک مبارک ❤️
@adelehz
روز جهانی کودک مبارک
وقتی ما بچه بودیم تلویزیون در این روز از صبح تا شب کارتون و برنامه ی کودک پخش میکرد. فقط خدا میدانست چقدر لذت می بردیم که هر لحظه میتوانستیم کارتون ببینیم و محدود به ساعت نبودیم .
ان روزها مثل امروز موبایل های هوشمند و اینترنت آنلاین وجود نداشت تا مادر و پدرمان گوشی را به دست مان بدهند و برای مان آخرین کارتون ساخت والت دیزنی را بگذارند و تمام ...
کارتون های ما هفته به هفته پخش می شد ما یک هفته منتظر رسیدن پای سوباسا به توپ ، یا گردش علمی رفتن آن شرلی یا نامه ی جدید جودی ابوت به بابا لنگ دراز می ماندیم .
ما نسل سر صبر چشیدن و مزه کردن لذت ها بودیم. مثل خوردن یک آبنبات لیمویی سر حوصله و رسیدن به مغزش
کودکان دیروز روزتان مبارک .
شما که مهربان ترین ها بودید ،صبورترین ها نجیب ترین ها
شهر از مهربانی و سادگی و خوبی شما زیبا می شد .
شما که دل تان به همان کارتون های هفته ای یک بار آنچنان خوش بود که میتوانستید با خوشی اش یک جهان را نورانی کنید .
شما که همیشه دلبر بودید مثل دلبرانه های پاییز مایه ی شادی خانه می شدید .
حامی خواهر ها و برادران کوچکتر
و با تمام کوچکی تان سنگ صبور مادرها در آشپزخانه ها و کمک ِدست های پر توان پدر بودید.
جهان از زیبایی کودکانه ی شما همیشه زیبا بود.
روز کودک بر کودکان صبور دیروز
مبارک .❤️❤️
#عادله_زمانی
@adelehz
وقتی ما بچه بودیم تلویزیون در این روز از صبح تا شب کارتون و برنامه ی کودک پخش میکرد. فقط خدا میدانست چقدر لذت می بردیم که هر لحظه میتوانستیم کارتون ببینیم و محدود به ساعت نبودیم .
ان روزها مثل امروز موبایل های هوشمند و اینترنت آنلاین وجود نداشت تا مادر و پدرمان گوشی را به دست مان بدهند و برای مان آخرین کارتون ساخت والت دیزنی را بگذارند و تمام ...
کارتون های ما هفته به هفته پخش می شد ما یک هفته منتظر رسیدن پای سوباسا به توپ ، یا گردش علمی رفتن آن شرلی یا نامه ی جدید جودی ابوت به بابا لنگ دراز می ماندیم .
ما نسل سر صبر چشیدن و مزه کردن لذت ها بودیم. مثل خوردن یک آبنبات لیمویی سر حوصله و رسیدن به مغزش
کودکان دیروز روزتان مبارک .
شما که مهربان ترین ها بودید ،صبورترین ها نجیب ترین ها
شهر از مهربانی و سادگی و خوبی شما زیبا می شد .
شما که دل تان به همان کارتون های هفته ای یک بار آنچنان خوش بود که میتوانستید با خوشی اش یک جهان را نورانی کنید .
شما که همیشه دلبر بودید مثل دلبرانه های پاییز مایه ی شادی خانه می شدید .
حامی خواهر ها و برادران کوچکتر
و با تمام کوچکی تان سنگ صبور مادرها در آشپزخانه ها و کمک ِدست های پر توان پدر بودید.
جهان از زیبایی کودکانه ی شما همیشه زیبا بود.
روز کودک بر کودکان صبور دیروز
مبارک .❤️❤️
#عادله_زمانی
@adelehz
boat of dream
Haleh Seyfizadeh
قايقِ رويا ⛵️
شاعر: بانو ثريا قِزِل اياغ
خواننده :هاله سيفى زاده
آهنگساز :محمد فرشته نژاد
این لالایی و بشنوید و اصلا براتون مهم نباشه که کودک نیستید چون ما آدم بزرگها گاهی به لالایی نیاز داریم❤️
@adelehz
شاعر: بانو ثريا قِزِل اياغ
خواننده :هاله سيفى زاده
آهنگساز :محمد فرشته نژاد
این لالایی و بشنوید و اصلا براتون مهم نباشه که کودک نیستید چون ما آدم بزرگها گاهی به لالایی نیاز داریم❤️
@adelehz
گل بکاریم، از دل گِل گُل برآریم.
در زمستان، در بهاران، زیر باران گل بکاریم.
گر بخواهیم گر نخواهیم باغبان روزگاریم..
محمد علی شیرازی
صبح بخیر ❤️
@adelehz
در زمستان، در بهاران، زیر باران گل بکاریم.
گر بخواهیم گر نخواهیم باغبان روزگاریم..
محمد علی شیرازی
صبح بخیر ❤️
@adelehz
امروز روز پست هست .
چقدر جای صندوقهای پستی و نامه هایی که ارسال می شد خالیست .
عشق های واقعی لابلای کاغذهای حقیقی که نه دستت میخورد دیلتشان کنی ونه با دزدیده شدن گوشی ات گمشان میکنی .
جای نامه هایی که وقتی بازشان میکردی کلی گل سرخ از لابلایش بیرون می ریخت خالیست
جای عشق این روزها خالیست ...
#عادله_زمانی
@adelehz
چقدر جای صندوقهای پستی و نامه هایی که ارسال می شد خالیست .
عشق های واقعی لابلای کاغذهای حقیقی که نه دستت میخورد دیلتشان کنی ونه با دزدیده شدن گوشی ات گمشان میکنی .
جای نامه هایی که وقتی بازشان میکردی کلی گل سرخ از لابلایش بیرون می ریخت خالیست
جای عشق این روزها خالیست ...
#عادله_زمانی
@adelehz
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
هر کدام از ما آدمها
مجموعه ای از نامه هایی هستیم نانوشته...پست نشده ..
نامه هایی که همیشه قصد داشتیم بنویسیم اما نشد
حرفهایی که زده نشد .
هر ادمی هنگامی که دفن میشود سنگین ست فقط به خاطر حجم نامه هایی که ننوشت و نفرستاد و کسی نخواند ...
#عادله_زمانی
@adelehz
مجموعه ای از نامه هایی هستیم نانوشته...پست نشده ..
نامه هایی که همیشه قصد داشتیم بنویسیم اما نشد
حرفهایی که زده نشد .
هر ادمی هنگامی که دفن میشود سنگین ست فقط به خاطر حجم نامه هایی که ننوشت و نفرستاد و کسی نخواند ...
#عادله_زمانی
@adelehz
ربنا
استاد محمدرضا شجریان
صدای ربنای استاد شجریان
اولین صدایی بود که من از او در دنیای کودکی شنیدم .
در همان حال معنوی پاک کودکانه که حس میکردم پای سفره افطار به خدا نزدیک ترم
به سوی همان خدا برگشت..
سفر بخیر خسروی آواز...سفر بسلامت...
اولین صدایی بود که من از او در دنیای کودکی شنیدم .
در همان حال معنوی پاک کودکانه که حس میکردم پای سفره افطار به خدا نزدیک ترم
به سوی همان خدا برگشت..
سفر بخیر خسروی آواز...سفر بسلامت...