مادر بهترین دوستم امروز صبح فوت کردند
لطفا برای روح اون مادر و قلب دوست من دعا کنید 😔💔
همیشه برای رفتن مادرها و پدرها زوده😔
@adelehz
لطفا برای روح اون مادر و قلب دوست من دعا کنید 😔💔
همیشه برای رفتن مادرها و پدرها زوده😔
@adelehz
خزان به خزان
رنگ به رنگ
باغ به باغ
خیابان به خیابان
دلم همیشه یک پاییز میخواست که با قدم زدن همراه تو بگذرد...
#عادله_زمانی
پاییز مبارک❤️🍁🍂
@adelehz
رنگ به رنگ
باغ به باغ
خیابان به خیابان
دلم همیشه یک پاییز میخواست که با قدم زدن همراه تو بگذرد...
#عادله_زمانی
پاییز مبارک❤️🍁🍂
@adelehz
اندر احوالات رسیدن پاییز
راستش را بخواهی اگر بخواهم حداقل کمی هم با تو صادق باشم باید بگویم که دلتنگ رسیدن پاییز بودم.
کوچکتر که بودم عاشق رسیدن تابستان بودم.البته در آن میانه رسیدن عید نوروز و ایضا بهار هم قندهای زیادی را در دلم آب میکرد.
تابستان را به دلیل کودکانه ای دوست داشتم ،تعطیلی مدارس،خوشگذرانی،ارامش،دیدن آنهایی که سالی یکبار نمیدیدمشان،بازی و خلاصه هزار دلیل کودکانه دیگر
بزرگتر که شدم وقتی دیگر مدرسه نمی رفتم کم کم چشمم به پاییز باز شد .مثل یک مرد جوان که سالها دختر زیبای همسایه را با وجود اینکه کنارش بوده نبیند و ناگهان در یک لحظه متوجه زیبایی و خاص بودنش شود و دل به او ببازد .
من دل به پاییز باختم .ناگهان دیدمش با اینکه سالها کنارم بود.
بعد از آن یاد گرفتم خیلی زود حکم به دوست داشتن یا نداشتن ،خواستن یا نخواستن آدمها ندهم .باید مثل پاییز به آدمها نگاه کرد،مزه کرد بودنشان را ،حس کرد امدنشان را و متوجه نبودنشان شد تا تصمیم بگیری که میتوانی دوستش داشته باشی یا نه
بعضی آدمها مثل پاییزند اوایل درست متوجه حضورشان نمی شوی با آنکه هستند تو نمی بینی شان. اما وقتی ناگهان در یک صبح کنار پنجره ی اتاقت متوجه حضورشان میشوی دیگر نمی توانی تا آخر عمر فراموششان کنی.
من میخواهم تو برای من آنپاییز خاص باشی که روزی متوجه ات شوم و تا آخر عمر نتوانم چشم از تو بردارم.
می توانی پاییزِ خاص من باشی؟
#عادله_زمانی
@adelehz
راستش را بخواهی اگر بخواهم حداقل کمی هم با تو صادق باشم باید بگویم که دلتنگ رسیدن پاییز بودم.
کوچکتر که بودم عاشق رسیدن تابستان بودم.البته در آن میانه رسیدن عید نوروز و ایضا بهار هم قندهای زیادی را در دلم آب میکرد.
تابستان را به دلیل کودکانه ای دوست داشتم ،تعطیلی مدارس،خوشگذرانی،ارامش،دیدن آنهایی که سالی یکبار نمیدیدمشان،بازی و خلاصه هزار دلیل کودکانه دیگر
بزرگتر که شدم وقتی دیگر مدرسه نمی رفتم کم کم چشمم به پاییز باز شد .مثل یک مرد جوان که سالها دختر زیبای همسایه را با وجود اینکه کنارش بوده نبیند و ناگهان در یک لحظه متوجه زیبایی و خاص بودنش شود و دل به او ببازد .
من دل به پاییز باختم .ناگهان دیدمش با اینکه سالها کنارم بود.
بعد از آن یاد گرفتم خیلی زود حکم به دوست داشتن یا نداشتن ،خواستن یا نخواستن آدمها ندهم .باید مثل پاییز به آدمها نگاه کرد،مزه کرد بودنشان را ،حس کرد امدنشان را و متوجه نبودنشان شد تا تصمیم بگیری که میتوانی دوستش داشته باشی یا نه
بعضی آدمها مثل پاییزند اوایل درست متوجه حضورشان نمی شوی با آنکه هستند تو نمی بینی شان. اما وقتی ناگهان در یک صبح کنار پنجره ی اتاقت متوجه حضورشان میشوی دیگر نمی توانی تا آخر عمر فراموششان کنی.
من میخواهم تو برای من آنپاییز خاص باشی که روزی متوجه ات شوم و تا آخر عمر نتوانم چشم از تو بردارم.
می توانی پاییزِ خاص من باشی؟
#عادله_زمانی
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برداشت ما از عشق باهم تفاوت داشت.
@adelehz
@adelehz
سلام
هشتگ دلبرانه های پاییز و از فردا شروع میکنیم به امید خدا
لطفا عکسهای خودتون از زیبایی های خزان شهر و روستا تون رو برای من بفرستید .
تا در طول پاییز در کانال با همه به اشتراک بگذاریم و از دیدن شون لذت ببریم.
@aydel7
#دلبرانه_های_پاییز
هشتگ دلبرانه های پاییز و از فردا شروع میکنیم به امید خدا
لطفا عکسهای خودتون از زیبایی های خزان شهر و روستا تون رو برای من بفرستید .
تا در طول پاییز در کانال با همه به اشتراک بگذاریم و از دیدن شون لذت ببریم.
@aydel7
#دلبرانه_های_پاییز
نه تو می مانی نه اندوه ...
و نه هیچ یک از مردم این آبادی !
به حباب نگران لب یک رود قسم
و به آن لحظه شادی که گذشت
غصه هم میگذرد ...
بر تن لحظه خود ...
جامه اندوه مپوشان هرگز .
سهراب
صبح بخیر
#دلبرانه_های_پاییز
🎑پریسا جان راغیان،آمریکا
@adelehz
و نه هیچ یک از مردم این آبادی !
به حباب نگران لب یک رود قسم
و به آن لحظه شادی که گذشت
غصه هم میگذرد ...
بر تن لحظه خود ...
جامه اندوه مپوشان هرگز .
سهراب
صبح بخیر
#دلبرانه_های_پاییز
🎑پریسا جان راغیان،آمریکا
@adelehz
ما در محله ی ناامنی زندگی میکردیم. یک شب که مجبور بودم برای رسیدن به اتومبیلم از کوچه پشت خانه عبور کنم، از شوهرم خواستم تا از پنجره طبقه دوم مواظب باشد، تا برایم اتفاقی رخ ندهد.
به دور از امنیت خانه و در دل تاریکی شب، احساس ترس بر من مستولی شد. برگشتم و شوهرم را پشت پنجره دیدم.
او از پشت پنجره مرا نگاه می کرد، او آنجا بود و بلافاصله ترسم ناپدید شد و احساس امنیت و آرامش کردم.
بعد به این فکر افتادم که اعتقاد به خدا، همان احساس آرامش و امنیتی را که به آن احتیاج دارم به من می دهد.
با علم به این موضوع که او همیشه حاضر و ناظر بر اعمال ماست، کوشیدم تا به این منبع امنیت بیشتر تکیه کنم.
📕 وابستگی متقابل
ملودی بیتی
@adelehz
به دور از امنیت خانه و در دل تاریکی شب، احساس ترس بر من مستولی شد. برگشتم و شوهرم را پشت پنجره دیدم.
او از پشت پنجره مرا نگاه می کرد، او آنجا بود و بلافاصله ترسم ناپدید شد و احساس امنیت و آرامش کردم.
بعد به این فکر افتادم که اعتقاد به خدا، همان احساس آرامش و امنیتی را که به آن احتیاج دارم به من می دهد.
با علم به این موضوع که او همیشه حاضر و ناظر بر اعمال ماست، کوشیدم تا به این منبع امنیت بیشتر تکیه کنم.
📕 وابستگی متقابل
ملودی بیتی
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دل
یک گل تازه شکفته ی زیباست
که هروز باید کنارش بنشینی و برایش حرف بزنی و آب بدهی به خاک خشکش...
که اگر اینچنین کردی دل هرروز زیباتر میشود
اما اگر یک روز و دو روز و صد روز سراغش نرفتی و حرفش را نشنیدی و حرفت را به او نگفتی
پژمرده میشود و میمیرد ..
دل گل کم طاقتی ست ..
#عادله_زمانی
@adelehz
یک گل تازه شکفته ی زیباست
که هروز باید کنارش بنشینی و برایش حرف بزنی و آب بدهی به خاک خشکش...
که اگر اینچنین کردی دل هرروز زیباتر میشود
اما اگر یک روز و دو روز و صد روز سراغش نرفتی و حرفش را نشنیدی و حرفت را به او نگفتی
پژمرده میشود و میمیرد ..
دل گل کم طاقتی ست ..
#عادله_زمانی
@adelehz
چای بنوش
و قندی در دهان بگذار..
طعم گس بغض را با چایت قورت بده
که بقول نیما ازگندم زار من و تو
مشتی کاه می ماند برای بادها...
#عادله_زمانی
#چای_تایم
@adelehz
و قندی در دهان بگذار..
طعم گس بغض را با چایت قورت بده
که بقول نیما ازگندم زار من و تو
مشتی کاه می ماند برای بادها...
#عادله_زمانی
#چای_تایم
@adelehz
اصلی در زندگی وجود دارد به نام" اصل رها کردن به موقع "
فکر میکنمتابحال به گوش شما نخورده باشد البته طبیعی ست چون این اولین بار ست که خودم در مورد این اصل می نویسم. و اصلا خودم نام گذاری کردمش پس باید موجود جدیدی باشد که بتوان در موردش حرف زد.
اصل رها کردن به موقع تقریبا در مورد تمام موضوعات زندگی صدق میکند این میتواند شامل آدمها،موقعیت ها،رفتارها،مکان ها و خیلی چیزهای دیگر باشد .
این اصل در واقع به آدم میگوید که در چه زمانی دیگر تلاش و اصرار بیشتر بی فایده ست و باید آن موضوع را رها کرد و گذشت .
در طول زندگی اصولا به کودکانمان می آموزیم که تلاش کنند و تلاش کنند و تلاش کنند .
در واقع با کاشتن تخم چنین تفکری به کودکان آنها را از موهبت آرامش بعد از رها کردن به موقع بی نصیب می سازیم.
اگر میگویید چگونه می گویم بسیار آسان.
بعد از اینکه آدمیزاد تمامش را برای کسی و یا چیزی صرف کرد و آن کس،آن چیز،آن موقعیت یا آن خواسته را بدست نیاورد اگر بیاموزد که دیگر در نقطه ای تلاش و اصرار را متوقف کند و خودش را همان گونه که هست بپذیرد . به آرامشی خاص دست پیدا خواهد کرد.
وقتی شما چیزی را میخواهید که بشما نمیدهند یا شما را لایق تصاحب کردن آن موهبت ،حالا هرچیزی که باشد نمی دانند در هم میشکنید. بسیاری از ما با وجود این درهم شکستن بازهم به اصرار و تلاش مان ادامه میدهیم اما دقیقا زمانی که یاد میگیریم و یا حتی تصمیم میگیریم اصل رها کردن به موقع را کلید بزنیم آرامش دوباره به سوی ما باز می گردد.
در زندگی بیاموزیم که دنیا بسیار فراخ تر از تصور ماست گاهی اگر آن چیزی که آن را برای خودمان بهترین میدانیم رها کنیم.
چه بسا شانسی بهتر منتظر خالی شدن دستمان باشد تا در دست ما قرار گیرد.
اصل رها کردن به موقع را در مورد آدمها و خواسته ها از یاد نبریم .
#عادله_زمانی
فکر میکنمتابحال به گوش شما نخورده باشد البته طبیعی ست چون این اولین بار ست که خودم در مورد این اصل می نویسم. و اصلا خودم نام گذاری کردمش پس باید موجود جدیدی باشد که بتوان در موردش حرف زد.
اصل رها کردن به موقع تقریبا در مورد تمام موضوعات زندگی صدق میکند این میتواند شامل آدمها،موقعیت ها،رفتارها،مکان ها و خیلی چیزهای دیگر باشد .
این اصل در واقع به آدم میگوید که در چه زمانی دیگر تلاش و اصرار بیشتر بی فایده ست و باید آن موضوع را رها کرد و گذشت .
در طول زندگی اصولا به کودکانمان می آموزیم که تلاش کنند و تلاش کنند و تلاش کنند .
در واقع با کاشتن تخم چنین تفکری به کودکان آنها را از موهبت آرامش بعد از رها کردن به موقع بی نصیب می سازیم.
اگر میگویید چگونه می گویم بسیار آسان.
بعد از اینکه آدمیزاد تمامش را برای کسی و یا چیزی صرف کرد و آن کس،آن چیز،آن موقعیت یا آن خواسته را بدست نیاورد اگر بیاموزد که دیگر در نقطه ای تلاش و اصرار را متوقف کند و خودش را همان گونه که هست بپذیرد . به آرامشی خاص دست پیدا خواهد کرد.
وقتی شما چیزی را میخواهید که بشما نمیدهند یا شما را لایق تصاحب کردن آن موهبت ،حالا هرچیزی که باشد نمی دانند در هم میشکنید. بسیاری از ما با وجود این درهم شکستن بازهم به اصرار و تلاش مان ادامه میدهیم اما دقیقا زمانی که یاد میگیریم و یا حتی تصمیم میگیریم اصل رها کردن به موقع را کلید بزنیم آرامش دوباره به سوی ما باز می گردد.
در زندگی بیاموزیم که دنیا بسیار فراخ تر از تصور ماست گاهی اگر آن چیزی که آن را برای خودمان بهترین میدانیم رها کنیم.
چه بسا شانسی بهتر منتظر خالی شدن دستمان باشد تا در دست ما قرار گیرد.
اصل رها کردن به موقع را در مورد آدمها و خواسته ها از یاد نبریم .
#عادله_زمانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غش کنم براش یا هنوز زوده؟😍
@adelehz
@adelehz
چونان درخت زمستان زده
بی برگ و بی بال
بدون آواز گنجشک ها و حتی قارقار سیاه کلاغان
چونان درختی که در باغ بی برگی نشسته است .
خسته ام و غمگین..
اما در انتهای آوندهایم هنوز باوری به بهار وجود دارد ...بهار که بیاید سبز خواهم شد..
#عادله_زمانی
#دلبرانه_های_پاییز
مهدی پور
کرمان
@adelehz
بی برگ و بی بال
بدون آواز گنجشک ها و حتی قارقار سیاه کلاغان
چونان درختی که در باغ بی برگی نشسته است .
خسته ام و غمگین..
اما در انتهای آوندهایم هنوز باوری به بهار وجود دارد ...بهار که بیاید سبز خواهم شد..
#عادله_زمانی
#دلبرانه_های_پاییز
مهدی پور
کرمان
@adelehz