میتوانستم در یک شب گرم مردادی
بهمراهت به آن خیابان طولانی شمال شهر بروم
همان جایی که یک روز در دل نرم بار بهار باهم طی کرده بودیمش
میتوانستم دستت را که به سمتم دراز کرده بودی در دست بگیرم
میتوانستم حتی برایت جوک تعریف کنم و از خنده ات ریسه بروم
میتوانستی شال بلند مرا دور دستت بگیری و عطر مورد علاقه ات را نفس بکشی .
میتوانستی مرا ببوسی
اما....
اما هیچ کدام نشد ،زور ما به تقدیرمان نرسید
دست ما از دست هم کوتاه بود
به همین سادگی و البته تلخی...
#عادله_زمانی
@adelehz
بهمراهت به آن خیابان طولانی شمال شهر بروم
همان جایی که یک روز در دل نرم بار بهار باهم طی کرده بودیمش
میتوانستم دستت را که به سمتم دراز کرده بودی در دست بگیرم
میتوانستم حتی برایت جوک تعریف کنم و از خنده ات ریسه بروم
میتوانستی شال بلند مرا دور دستت بگیری و عطر مورد علاقه ات را نفس بکشی .
میتوانستی مرا ببوسی
اما....
اما هیچ کدام نشد ،زور ما به تقدیرمان نرسید
دست ما از دست هم کوتاه بود
به همین سادگی و البته تلخی...
#عادله_زمانی
@adelehz
من به چشمانت ایمان دارم
خوب میدانم که چشمانت انتهای دنیاست وقتی به گریه می افتد
و طلوع صبح ست وقتی گشوده میشود
مرا در چشمانت غرق کن
از این دریا رهایی نخواهم
#عادله_زمانی
طلوع صبح خلیج زیبای فارس
📷اسما جان
@adelehz
خوب میدانم که چشمانت انتهای دنیاست وقتی به گریه می افتد
و طلوع صبح ست وقتی گشوده میشود
مرا در چشمانت غرق کن
از این دریا رهایی نخواهم
#عادله_زمانی
طلوع صبح خلیج زیبای فارس
📷اسما جان
@adelehz
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
صبح است دلارامم، ای حضرتِ مستانه
مضمونِ دوبیتی ها، دردانه ی این خانه ...
امروز چه خوش یُمن است صبحانه کنار تو
لبخند حلالت باد، خوش مزه ی دیوانه ...
امین شاهسواری
@adelehz
مضمونِ دوبیتی ها، دردانه ی این خانه ...
امروز چه خوش یُمن است صبحانه کنار تو
لبخند حلالت باد، خوش مزه ی دیوانه ...
امین شاهسواری
@adelehz
خاطرات کودکی، چیزی نیست که در گذشته باقی مانده باشند. آنها هم با آدم بزرگ میشوند و به زندگی خود ادامه میدهند. گذشته، دائم در زمان حال حضور دارد. آن هم در شکل کاملش.
📕 کودکی
✍🏻 ژاک پرور
@adelehz
📕 کودکی
✍🏻 ژاک پرور
@adelehz
در صبحی که قلبم یاد گرفت به خاطر جاری شدن دوباره ی نور در شهر، لبخند بزند ،زندگی آغاز شد.
خنکای نسیم بین کوچه های خلوت شهر وقتی هنوز نیمی از چراغ خانه ها خاموش ست و گاهی روشن
زندگی دوباره از سکوت رخوت بار نیمه شبی گریخته و صبح اورده ست ..چه مبارک لحظه ای .
#عادله_زمانی
📷غلام نجاتی
@adelehz
خنکای نسیم بین کوچه های خلوت شهر وقتی هنوز نیمی از چراغ خانه ها خاموش ست و گاهی روشن
زندگی دوباره از سکوت رخوت بار نیمه شبی گریخته و صبح اورده ست ..چه مبارک لحظه ای .
#عادله_زمانی
📷غلام نجاتی
@adelehz
در این شهر،هزاران خانه وجود دارد .ودرهرخانه دلی ست که دردی دارد ...ازبیرون تمام خانه ها کم وبیش یک شکلند و همچنان تمام آدمها..اما ازدرون هیچکس شبیه هیچکس نیست وحتی جنس غم آدمها هم یکسان نیست .هرکس اما بااین وجود غصه خودش رابیشتر ازدیگران میخواهد این ست که مادربزرگ میگفت ..اگر همه ی عالم جمع شوند و هرکس دردش را در یک گودال بریزد وبعد به هرکس بگویند غصه ای بردار بازهم هرکس درد خودش را برمیدارد...
درهرخانه دلی ست ودرهر دل دردی ...
#عادله_زمانی
@adelehz
درهرخانه دلی ست ودرهر دل دردی ...
#عادله_زمانی
@adelehz
"زنی کهگم کردم "
ما را شراب و روضهی شاهی بهکار نیست یک چایِ تلخ و یارِ خراباتم آرزوست @adelehz
خبر خوب اینه که فصل دوبرابر چسبیدن چایی در راهه☕️😍🍂
@adelehz
@adelehz
یک روز رسد غمی به اندازهی کوه
یک روز رسد نشاط اندازهی دشت
افسانهی زندگی همین است عزیز
در سایهی کوه باید از دشت گذشت!
مجتبی کاشانی
شب زیبا❤️
@adelehz
یک روز رسد نشاط اندازهی دشت
افسانهی زندگی همین است عزیز
در سایهی کوه باید از دشت گذشت!
مجتبی کاشانی
شب زیبا❤️
@adelehz
صبح آمدهست تا عشق بکارد
باران محبت به سرت باز ببارد..
خورشید رسیده ست
که با جوهر نورش
نقشی زخدا بر دل پاکت بنگارد
روزتون بخیر
گره ها از کارهاتون برداشته
درها به روتون باز ❤️
@adelehz
باران محبت به سرت باز ببارد..
خورشید رسیده ست
که با جوهر نورش
نقشی زخدا بر دل پاکت بنگارد
روزتون بخیر
گره ها از کارهاتون برداشته
درها به روتون باز ❤️
@adelehz
احساس میکنم به یک توکل بدون قید و شرط نیازمندم.
نه به اینکه بگویم اگر چیزی به همان شکل که من میخواهم پیش برود خوب ست .به آن شکل که بگویم مطمئنم تو یک راه خوب برای خوشحالی ام پیدا خواهی کرد.
خدایا من میخواهم چنین خودم را بتو بسپارم من به چنینچیزی در این لحظه زندگیم نیازمندم.
#عادله_زمانی
@adelehz
نه به اینکه بگویم اگر چیزی به همان شکل که من میخواهم پیش برود خوب ست .به آن شکل که بگویم مطمئنم تو یک راه خوب برای خوشحالی ام پیدا خواهی کرد.
خدایا من میخواهم چنین خودم را بتو بسپارم من به چنینچیزی در این لحظه زندگیم نیازمندم.
#عادله_زمانی
@adelehz
در «ترک الاطناب» ابن القضاعی آمده که پیامبر(ص) فرمود:
در میانِ بنیاسرائیل مردی سیهدل و گناهکار بود، روزی سگی را بر لبِ چاهی تشنه یافت که از تشنگی زبان بیرون آورده بود.
آن مرد به درونِ چاه رفت و کفشهای خود را پر از آب کرد و به سگ داد، خداوند به پیامبرِ زمان وحی فرستاد
به آن مرد بگو:
بهخاطر این مهربانی ات هر چه کرده بودی بخشیدم.
مردی از یارانِ آن حضرت برخاست و گفت :
آیا ما را نیز بهخاطرِ چهارپایان مزد دهد؟
پیامبر(ص) فرمودند:
فی کلِّ کبد حرّی أجرٌ
در هر جگرِ سوخته ای مزدی هست.
پ.ن تعبیری چنین عاشقانه از مهربانی بی نهایت ارزشمند ست.
@adelehz
در میانِ بنیاسرائیل مردی سیهدل و گناهکار بود، روزی سگی را بر لبِ چاهی تشنه یافت که از تشنگی زبان بیرون آورده بود.
آن مرد به درونِ چاه رفت و کفشهای خود را پر از آب کرد و به سگ داد، خداوند به پیامبرِ زمان وحی فرستاد
به آن مرد بگو:
بهخاطر این مهربانی ات هر چه کرده بودی بخشیدم.
مردی از یارانِ آن حضرت برخاست و گفت :
آیا ما را نیز بهخاطرِ چهارپایان مزد دهد؟
پیامبر(ص) فرمودند:
فی کلِّ کبد حرّی أجرٌ
در هر جگرِ سوخته ای مزدی هست.
پ.ن تعبیری چنین عاشقانه از مهربانی بی نهایت ارزشمند ست.
@adelehz
"زنی کهگم کردم "
در «ترک الاطناب» ابن القضاعی آمده که پیامبر(ص) فرمود: در میانِ بنیاسرائیل مردی سیهدل و گناهکار بود، روزی سگی را بر لبِ چاهی تشنه یافت که از تشنگی زبان بیرون آورده بود. آن مرد به درونِ چاه رفت و کفشهای خود را پر از آب کرد و به سگ داد، خداوند به پیامبرِ…
در هر جگر ِ سوخته ای مزدی هست .
@adelehz
@adelehz
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
لازم دیدم در مورد این پستها یک توضیح کوتاهی بدم .حفظ نام نویسنده کوچکترین کاری ست که حین انتشار اثر یک نفر میتونیم در موردش انجام بدیم من نزدیک به ۴ سال ست که کانال زنی که گم کردم رو ایجاد کردم ،این کانال مکانی برای انتشار نوشته های خودم هست نه صرفا یک کانال کپی پیست یعنی برای خیلی از مطالب کانال شخصا از اندیشه و احساس خودم مایه میذارم بنظرم این حق من و هر نویسنده ای هست که در صورت استفاده از آثارش حفظ نام صورت بگیره، به ادمین این کانال پیام دادم و از ایشون خواستم که یا پستی رو که نوشته من هست و چهاربار در زمانهای مختلف در کانال شون منتشر کردند حذف کنند یا اسم نویسنده رو اضافه کنند که ایشون پاسخ دادند ما از کجا بدونیم این نوشته ی شماست ؟ سندی دارین؟ حالا اگر از اینکه این نوشته رو من چهارسال قبل پست کردم و اتفاقا از اولین نوشته هام بود بگذریم دوم اینکه اگر نوشته ای از نویسندگان در محیط مجازی ببینیم حق داریم اسم نویسنده رو حذف کنیم ودر صورت اعتراض بگیم اقاااا از کجا معلوم نوشته شما باشه ؟؟؟ این منطق پاسخگویی نیست اگر منطقی وجود داشته باشه .بهرحال هرنوع ذکر مطالب من بدون ذکر اسم نویسنده شرعا و قانونا نادرسته و من هم راضی نیستم .
و ضمنا ما در تلاش و شرف برای چاپ و جمع آوری نوشته ها هستیم.
رعایت اصل امانت داری کوچکترین کاریست که ادمین ها میتونند انجام بدهند.
ضمن تشکر از همه ی دوستان عزیزم که در این سالها همیشه با ذکر اسم نویسنده نوشته ها رو در تلگرام یا اینستاگرام استفاده کردند .
دوستتون دارم
با احترام
@adelehz
و ضمنا ما در تلاش و شرف برای چاپ و جمع آوری نوشته ها هستیم.
رعایت اصل امانت داری کوچکترین کاریست که ادمین ها میتونند انجام بدهند.
ضمن تشکر از همه ی دوستان عزیزم که در این سالها همیشه با ذکر اسم نویسنده نوشته ها رو در تلگرام یا اینستاگرام استفاده کردند .
دوستتون دارم
با احترام
@adelehz
"زنی کهگم کردم " pinned «لازم دیدم در مورد این پستها یک توضیح کوتاهی بدم .حفظ نام نویسنده کوچکترین کاری ست که حین انتشار اثر یک نفر میتونیم در موردش انجام بدیم من نزدیک به ۴ سال ست که کانال زنی که گم کردم رو ایجاد کردم ،این کانال مکانی برای انتشار نوشته های خودم هست نه صرفا یک کانال…»