This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@adelehz
این وظیفه ی توهست که به بهترین شکل زندگی کنی.
این وظیفه ی توهست که به بهترین شکل زندگی کنی.
پشت یک جنگل انبوه گمت کردم.کسی چه میداند شاید هرگز پیدایت نکرده بودم .شاید فقط یک سایه ی مبهم بود و من تصور کردم تویی
تو که در چهارچوب در ظاهر شدی و با لبخندی که در تاریکی می درخشید به من گفتی بیا باهم به گردش شبانه برویم در آن خیابان خلوت پر از درخت که با نور چراغها روشن شده بیا میخواهم میان درختان ببوسمت ...
بدنبالت راه افتادم دستم را محکم گرفتی همه چیز خوب پیش می رفت اما وقتی به خیابان رسیدیم دیدیم که جنگلی انبوه جای آن خیابان دوست داشتنی ،آن مخفی گاه دونفره مان را گرفته.رو که برگرداندم نبودی گمت کرده بودم..
شاید میخواستی آنجا رهایم کنی
شاید از اول هم وجود نداشتی
دیگر هیچ حدسی مهم نیست
من تورا دیگر نداشتم ،تورا دیگر ندارم.
همین
#عادله_زمانی
@adelehz
تو که در چهارچوب در ظاهر شدی و با لبخندی که در تاریکی می درخشید به من گفتی بیا باهم به گردش شبانه برویم در آن خیابان خلوت پر از درخت که با نور چراغها روشن شده بیا میخواهم میان درختان ببوسمت ...
بدنبالت راه افتادم دستم را محکم گرفتی همه چیز خوب پیش می رفت اما وقتی به خیابان رسیدیم دیدیم که جنگلی انبوه جای آن خیابان دوست داشتنی ،آن مخفی گاه دونفره مان را گرفته.رو که برگرداندم نبودی گمت کرده بودم..
شاید میخواستی آنجا رهایم کنی
شاید از اول هم وجود نداشتی
دیگر هیچ حدسی مهم نیست
من تورا دیگر نداشتم ،تورا دیگر ندارم.
همین
#عادله_زمانی
@adelehz
هر بـــــــار که نِگـــــــاهت میکنم،
جملهای آشنـــــــا،
به ذهنم خطـــــــور میکند:
در اين ســـــــرزمين،
چيـــــــزی هست كه
ارزش زندگـــــــی كـــــــردن دارد...
محمود درویش
@adelehz
جملهای آشنـــــــا،
به ذهنم خطـــــــور میکند:
در اين ســـــــرزمين،
چيـــــــزی هست كه
ارزش زندگـــــــی كـــــــردن دارد...
محمود درویش
@adelehz
من از این پس در زندگی ام سعی میکنم با هیچ چیزی زیاد خوشحال نشوم
وقتی کسی یا چیزی من را خوشحال میکند میترسم، بسیار میترسم.
چرا که دنیا دقیقا منتظر است تا من خوشحال باشم به سراغم میآید و همان را از من میگیرد.
محبوب من، ما زیاد خوشحالی کردیم و زیاد شاد بودیم و نمیدانستیم که دنیا چقدر وحشتناک است .
وقتی دست سرنوشت بخواهد چیزی را از تو بگیرد میگذارد چند صباحی چنین
خوشحال باشی....
سعید رویتی
@adelehz
وقتی کسی یا چیزی من را خوشحال میکند میترسم، بسیار میترسم.
چرا که دنیا دقیقا منتظر است تا من خوشحال باشم به سراغم میآید و همان را از من میگیرد.
محبوب من، ما زیاد خوشحالی کردیم و زیاد شاد بودیم و نمیدانستیم که دنیا چقدر وحشتناک است .
وقتی دست سرنوشت بخواهد چیزی را از تو بگیرد میگذارد چند صباحی چنین
خوشحال باشی....
سعید رویتی
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برایم نامه ای بنویس،بگذارش لای کتابی .صدسال بعد که نوه هایت کتابهایت را به کتابخانه شهر هدیه دادند.دخترک کتابدار نامه ات رابیابد ..آنقدر زیبا بنویس که دخترک حسرت بخورد که چرا معشوقت او نیست و منم ..و اسمم را نیز ببر تا دخترک بفهمد که من کیستم ...
برایم از هرچیزی که دلم میخواهد در این عصر غبارالود و گرم تابستانی بشنوم بنویس ...
بگذار دنیا حتی سالها بعد بداند تو مردی بودی که برای من می نوشتی و می نوشتی و می نوشتی ...
#عادله_زمانی
@adelehz
برایم از هرچیزی که دلم میخواهد در این عصر غبارالود و گرم تابستانی بشنوم بنویس ...
بگذار دنیا حتی سالها بعد بداند تو مردی بودی که برای من می نوشتی و می نوشتی و می نوشتی ...
#عادله_زمانی
@adelehz
من بارها از خودم پرسیده بودم که چه چیز میتواند مرا خوشحال کند ؟
و هربار لیست بلند بالایی از آرزوهایم را ردیف کرده بودم.یک روز اما در میان آرزو کردن هایم چیزی توجهم را جلب کرد،از خود پرسیده بودم که اگر چیزهایی که دارم را از دست بدهم چه خواهد شد؟
و آنگاه فهمیده بودم که خوشبختی همیشه در آرزو کردن نداشته ها نیست بلکه در نگاه کردن به داشته هاست.
#عادله_زمانی
@adelehz
و هربار لیست بلند بالایی از آرزوهایم را ردیف کرده بودم.یک روز اما در میان آرزو کردن هایم چیزی توجهم را جلب کرد،از خود پرسیده بودم که اگر چیزهایی که دارم را از دست بدهم چه خواهد شد؟
و آنگاه فهمیده بودم که خوشبختی همیشه در آرزو کردن نداشته ها نیست بلکه در نگاه کردن به داشته هاست.
#عادله_زمانی
@adelehz
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
یک بعدازظهر گرم تابستانی
آن روزها که هنوز لبخندها واقعی بود در غلظت گرمای روبه غروب تابستان از راه رسیدی .
چای حاضر بود برایت ریختم بدون اینکه بپرسم میخوری یا نه ؟
خندیدی انگار بدت نمی آمد چای بخوریم .
چای خوردیم از روزهای رفته گفتی و من شنیدم و من گفتم و تو شنیدی .استکانت خالی شده بود
پرسیدم دوباره چای میخوری؟
بازهم خندیدی...
وقتی از آشپزخانه برگشتم رفته بودی
آفتاب غروب کرده بود و من دانسته بودم که هر خنده ای معنی آری را نمی دهد...
#عادله_زمانی
@adelehz
آن روزها که هنوز لبخندها واقعی بود در غلظت گرمای روبه غروب تابستان از راه رسیدی .
چای حاضر بود برایت ریختم بدون اینکه بپرسم میخوری یا نه ؟
خندیدی انگار بدت نمی آمد چای بخوریم .
چای خوردیم از روزهای رفته گفتی و من شنیدم و من گفتم و تو شنیدی .استکانت خالی شده بود
پرسیدم دوباره چای میخوری؟
بازهم خندیدی...
وقتی از آشپزخانه برگشتم رفته بودی
آفتاب غروب کرده بود و من دانسته بودم که هر خنده ای معنی آری را نمی دهد...
#عادله_زمانی
@adelehz
گفتی که : چو خورشید زنم سوی تو پر
چون ماه شبی میکشم از پنجره سر
اندوه، که خورشید شدی تنگ غروب
افسوس ،که مهتاب شدی وقت سحر
فریدون مشیری
@adelehz
چون ماه شبی میکشم از پنجره سر
اندوه، که خورشید شدی تنگ غروب
افسوس ،که مهتاب شدی وقت سحر
فریدون مشیری
@adelehz
غروب روز و دوست دارین یا طلوع ؟
anonymous poll
طلوع🌄 – 205
👍👍👍👍👍👍👍 59%
غروب🌅 – 141
👍👍👍👍👍 41%
👥 346 people voted so far.
anonymous poll
طلوع🌄 – 205
👍👍👍👍👍👍👍 59%
غروب🌅 – 141
👍👍👍👍👍 41%
👥 346 people voted so far.
محبوب من!
در مدرسه به ما الفبا را یاد نداده اند که با آن دکتر و مهندس و مانند اینها شویم.الفبا را یاد داده اند تا ما با هم حرف بزنیم و با حرف زدن با هم زلفی گره بزنیم و قربان صدقه ی هم برویم.ما در قطاری هستیم که نمی دانیم کجا می رود،کدام ایستگاه پیاده می شویم.به جای غصه خوردن بهتر است با هم برویم در بوفه ی قطار بنشینیم و با کسی که دوست داریم حرف بزنیم.
محمد صالح علاء
@adelehz
در مدرسه به ما الفبا را یاد نداده اند که با آن دکتر و مهندس و مانند اینها شویم.الفبا را یاد داده اند تا ما با هم حرف بزنیم و با حرف زدن با هم زلفی گره بزنیم و قربان صدقه ی هم برویم.ما در قطاری هستیم که نمی دانیم کجا می رود،کدام ایستگاه پیاده می شویم.به جای غصه خوردن بهتر است با هم برویم در بوفه ی قطار بنشینیم و با کسی که دوست داریم حرف بزنیم.
محمد صالح علاء
@adelehz
همه زنها ..در زندگیشان دارند شبی را که درآن سخت مرده اند.نفسشان قطع شده دلشان از حرکت ایستاده و تمام شده اند...
اما صبح همان زنها ازخواب برخاسته اند دوش گرفته اند ارایش کرده اند و رفته اند پی کار و زندگیشان ..
این است که زنها بلدند بمیرند.تمام کنند...و کتابی را ببندند ...ولی بازهم زندگی کنند.
#عادله_زمانی
@adelehz
اما صبح همان زنها ازخواب برخاسته اند دوش گرفته اند ارایش کرده اند و رفته اند پی کار و زندگیشان ..
این است که زنها بلدند بمیرند.تمام کنند...و کتابی را ببندند ...ولی بازهم زندگی کنند.
#عادله_زمانی
@adelehz