تو مدام از کارهایی که در گذشته انجام ندادی
یا آنها را بد انجام دادهای گلایه میکنی.
طوری که انگار این کار فایدهای دارد.
چرا خودت را نمیبخشی و به خودت یادآوری نمیکنی که همیشه بیشترین تلاشات را کردهای؟
انسانها این حق را دارند که به تدریج کامل شوند.
لازم است گذر عمر، چیزی جز موی سفید برای ما به ارمغان بیاورد.
📕 بهترين جاى جهان اينجاست
✍🏻 فرانسسک ميرالس
@adelehz
یا آنها را بد انجام دادهای گلایه میکنی.
طوری که انگار این کار فایدهای دارد.
چرا خودت را نمیبخشی و به خودت یادآوری نمیکنی که همیشه بیشترین تلاشات را کردهای؟
انسانها این حق را دارند که به تدریج کامل شوند.
لازم است گذر عمر، چیزی جز موی سفید برای ما به ارمغان بیاورد.
📕 بهترين جاى جهان اينجاست
✍🏻 فرانسسک ميرالس
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این و یه جا سیو کنید خانم ها
@adelehz
@adelehz
گاهی به این فکر میکنم که اگر تورا نمی یافتم عشق را کی میتوانستم بفهمم و اگر تورا ازدست نمیدادم کی فرصت میکردم اینقدر پخته شوم ..
ای بود ونبودت همه درس...
#عادله_زمانی
@adelehz
ای بود ونبودت همه درس...
#عادله_زمانی
@adelehz
اگر مثل شاملو می خواستم برای زنی که عاشقش بودم یا مثل چارلی چاپلین برای دخترم نامه بنویسم، مینوشتم: عزیزم کتلت بپز !
وقتی اعصاب هیچ چیزی را نداری، قطعا کتلت پختن، کمک بزرگی می کند که یک ساعت، شاید هم بیشتر مشغول یک کار مفید بشوی.
بقیه هم کِیف میکنند از بوی غذای پیچیده در خانه و نمیدانند و نمیفهمند که یک پوشش است برای فراری دادن مغزت از فکرهایی که نمیخواهی.
باقی غذاها را باید بگذاری روی گاز و بروی و باز افکارت بدو بدو برمیگردند همانجا که بودند.
ولی کتلت نگهات میدارد بالای سر خودش... حواست را باید بدهی به روغن داغ و مدام چک کنی رنگ و رُخِشان را... افکار لگام گسیختهات خیلی که زورشان بچربد آخرین سریای که دایرهوار چیدهای توی تابه، یک طرفشان سیاه میشود.
که راه دارد... آن طرف بهترشان را میگذاری به سمت بالا و آنها میشوند سهم خودت.
چون همان شب یک دفعه کشف کردهای که کتلت را این مدلی کریسپی دوست داری و بس!
اگر زور آن فکرهای لعنتی خیلی قوی از تصمیم تو برای دورکردنشان باشد قطعا دور آخر هر دوطرفش می سوزد!
باز مهم نیست.غذای بقیه، سالم و خوشگل و عالیست و تو همان شب متوجه چربیهای اضافهات شدهای و نمیخواهی شام بخوری ! به همین راحتی.
کدام غذا این آپشن را دارد؟ هر غذای دیگری اگر قرار بر خراب شدنش باشد، تمامش خراب میشود و تَشتِ حواس پَرتیات را از بالای یک بام بلند محکم میاندازد پایین.
البته من هم بدترین حالتها را در نظر گرفتم... وگرنه بارها تجربه ثابت کرده است که وقتی به قصد فرار از دنیاهای دیگر به دنیای آشپزی پناه میبری، آنقدر اَلَکی و تُند تُند، کتلت ها را برمیگردانی که حتی امان نمیدهی درست بپزند.
خلاصه... کتلت بپز آیدا...
کتلت بپز جرالدین...
فاطمه شاهبگلو
@adelehz
وقتی اعصاب هیچ چیزی را نداری، قطعا کتلت پختن، کمک بزرگی می کند که یک ساعت، شاید هم بیشتر مشغول یک کار مفید بشوی.
بقیه هم کِیف میکنند از بوی غذای پیچیده در خانه و نمیدانند و نمیفهمند که یک پوشش است برای فراری دادن مغزت از فکرهایی که نمیخواهی.
باقی غذاها را باید بگذاری روی گاز و بروی و باز افکارت بدو بدو برمیگردند همانجا که بودند.
ولی کتلت نگهات میدارد بالای سر خودش... حواست را باید بدهی به روغن داغ و مدام چک کنی رنگ و رُخِشان را... افکار لگام گسیختهات خیلی که زورشان بچربد آخرین سریای که دایرهوار چیدهای توی تابه، یک طرفشان سیاه میشود.
که راه دارد... آن طرف بهترشان را میگذاری به سمت بالا و آنها میشوند سهم خودت.
چون همان شب یک دفعه کشف کردهای که کتلت را این مدلی کریسپی دوست داری و بس!
اگر زور آن فکرهای لعنتی خیلی قوی از تصمیم تو برای دورکردنشان باشد قطعا دور آخر هر دوطرفش می سوزد!
باز مهم نیست.غذای بقیه، سالم و خوشگل و عالیست و تو همان شب متوجه چربیهای اضافهات شدهای و نمیخواهی شام بخوری ! به همین راحتی.
کدام غذا این آپشن را دارد؟ هر غذای دیگری اگر قرار بر خراب شدنش باشد، تمامش خراب میشود و تَشتِ حواس پَرتیات را از بالای یک بام بلند محکم میاندازد پایین.
البته من هم بدترین حالتها را در نظر گرفتم... وگرنه بارها تجربه ثابت کرده است که وقتی به قصد فرار از دنیاهای دیگر به دنیای آشپزی پناه میبری، آنقدر اَلَکی و تُند تُند، کتلت ها را برمیگردانی که حتی امان نمیدهی درست بپزند.
خلاصه... کتلت بپز آیدا...
کتلت بپز جرالدین...
فاطمه شاهبگلو
@adelehz
به کجا چنین شتابان؟
گون از نسیم پرسید
- دل من گرفته زین جا
هوس سفر نداری
ز غبار این بیابان؟
- همه آرزویم اما
چه کنم که بسته پایم.
به کجا چنین شتابان؟
- به هر آن کجا که باشد
به جز این سرا، سرایم
- سفرت به خیر اما تو و دوستی، خدا را
چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی
به شکوفهها، به باران
برسان سلام ما را
شفیعی کدکنی
صبح بخیر ❤️
@adelehz
گون از نسیم پرسید
- دل من گرفته زین جا
هوس سفر نداری
ز غبار این بیابان؟
- همه آرزویم اما
چه کنم که بسته پایم.
به کجا چنین شتابان؟
- به هر آن کجا که باشد
به جز این سرا، سرایم
- سفرت به خیر اما تو و دوستی، خدا را
چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی
به شکوفهها، به باران
برسان سلام ما را
شفیعی کدکنی
صبح بخیر ❤️
@adelehz
کسی که از خوابش بزنه و برات صبحونه درست کنه حالا هرکس که باشه خیلی دوستت داره باید قدرشو خیلی دونست❤️😊
@adelehz
@adelehz
گر شاخه ها دارد تری
ور سرو دارد سروری
ور گل کند صد دلبری
ای جان! تو چیزی دیگری.
مولانای جان
📷پریسا جان راغیان
@adelehz
ور سرو دارد سروری
ور گل کند صد دلبری
ای جان! تو چیزی دیگری.
مولانای جان
📷پریسا جان راغیان
@adelehz
هر صبحدم نسیم گل از بوستان توست
الحان بلبل از نفس دوستان توست
سعدی
سر صبحی الکی دلم خواست الان وسط پاییز باشه و منم برم تو شیراز راه برم
همین دیگه 🙂
@adelehz
الحان بلبل از نفس دوستان توست
سعدی
سر صبحی الکی دلم خواست الان وسط پاییز باشه و منم برم تو شیراز راه برم
همین دیگه 🙂
@adelehz
قدیم ترها عشق ها خیلی رنگی تربود .خیلی عشق تربود ...
نیمه های شب هیچ پیامی رد وبدل نمیشد.و هیچ کس برای چک کردن دیگری اخرین بازدید تلگرامش را دید نمی زد .قدیم ترها عشق یعنی اتفاقی یک بار توی کوچه ببینی اش وقتی سرظهر ازمدرسه برمیگردی و کنار درخت کاج ته کوچه ایستاده ست .ان زمانها عشق معنی اش عمیق تربود ان زمانها عشق این پیام های صدبار ادیت شده ی تلگرامی و پاسخ های محبوری نبود.عشق همان نام معشوق بود که با اب پیاز روی کاغذ مینویشتیش و تا رمز کار را نمیدانست و کاغذ را روی حرارت نمیگرفت هیچ چیز دیده نمیشد.
عشق های قدیمی نه مزه نوتلا میداد نه شکلات های خارجی ..ان زمانها ک عشق هایمان مزه ی اصیل و خاص باقلوای ترکی میدادند ...خاص وبیادماندنی و بی تکرار
قدیم ترها که میگویم منظورم قرن دقیانوس کبیر نیست البته ...شاید همین ده سال پیش شاید کمی بیشتر کمی کمتر آن زمانها که هنوز اصالت بود هنوز خیلی از مرزها رد نشده بود هنوز بوی خوب عشق اصیل و دورازهوس هر ظهر از پنجره خانه ها به مشام می رسید.
همان زمانهایی که عشق گلهای رز هلندی توی گل فروشی ها نبود بلکه همین چند شاخه شمعدانی و گل محمدی توی باغچه هایمان بود ..
ما شاید اخرین نسلی بودیم که عشق را مزه کردیم ...دل دادیم و راحت دل نکنیدم ..اخرین نسلی که عشقش بوی هوس نداد و عشق بود...
#عادله_زمانی
@adelehz
نیمه های شب هیچ پیامی رد وبدل نمیشد.و هیچ کس برای چک کردن دیگری اخرین بازدید تلگرامش را دید نمی زد .قدیم ترها عشق یعنی اتفاقی یک بار توی کوچه ببینی اش وقتی سرظهر ازمدرسه برمیگردی و کنار درخت کاج ته کوچه ایستاده ست .ان زمانها عشق معنی اش عمیق تربود ان زمانها عشق این پیام های صدبار ادیت شده ی تلگرامی و پاسخ های محبوری نبود.عشق همان نام معشوق بود که با اب پیاز روی کاغذ مینویشتیش و تا رمز کار را نمیدانست و کاغذ را روی حرارت نمیگرفت هیچ چیز دیده نمیشد.
عشق های قدیمی نه مزه نوتلا میداد نه شکلات های خارجی ..ان زمانها ک عشق هایمان مزه ی اصیل و خاص باقلوای ترکی میدادند ...خاص وبیادماندنی و بی تکرار
قدیم ترها که میگویم منظورم قرن دقیانوس کبیر نیست البته ...شاید همین ده سال پیش شاید کمی بیشتر کمی کمتر آن زمانها که هنوز اصالت بود هنوز خیلی از مرزها رد نشده بود هنوز بوی خوب عشق اصیل و دورازهوس هر ظهر از پنجره خانه ها به مشام می رسید.
همان زمانهایی که عشق گلهای رز هلندی توی گل فروشی ها نبود بلکه همین چند شاخه شمعدانی و گل محمدی توی باغچه هایمان بود ..
ما شاید اخرین نسلی بودیم که عشق را مزه کردیم ...دل دادیم و راحت دل نکنیدم ..اخرین نسلی که عشقش بوی هوس نداد و عشق بود...
#عادله_زمانی
@adelehz
خدای مهربان کسی است که نه در هفت طبقه آسمان می گنجد و نه در هفت طبقه زمین، ولی در دل آدمیزاد می گنجد.
پس زنهار که هیچ وقت دل کسی را نشکنی!"
📕 زوربای یونانی
✍🏻 نیکوس کازانتزاکیس
@adelehz
پس زنهار که هیچ وقت دل کسی را نشکنی!"
📕 زوربای یونانی
✍🏻 نیکوس کازانتزاکیس
@adelehz
میتوانستم عاشقت باشم
ولی ترجیح دادم دوستت داشته باشم .
میدانی من یک باران ،نرم بار بهاری و طولانی را به یک رگبار چند دقیقه ای ترجیح میدم .
دوست داشتن ،کم اما همیشگی از عشق آتشین گذرا با ارزش تر ست.
#عادله_زمانی
@adelehz
ولی ترجیح دادم دوستت داشته باشم .
میدانی من یک باران ،نرم بار بهاری و طولانی را به یک رگبار چند دقیقه ای ترجیح میدم .
دوست داشتن ،کم اما همیشگی از عشق آتشین گذرا با ارزش تر ست.
#عادله_زمانی
@adelehz