This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من به چشمانت ایمان دارم
خوب میدانم که چشمانت انتهای دنیاست وقتی به گریه می افتد
و طلوع صبح ست وقتی گشوده میشود
مرا در چشمانت غرق کن
از این دریا رهایی نخواهم
#عادله_زمانی
@adelehz
خوب میدانم که چشمانت انتهای دنیاست وقتی به گریه می افتد
و طلوع صبح ست وقتی گشوده میشود
مرا در چشمانت غرق کن
از این دریا رهایی نخواهم
#عادله_زمانی
@adelehz
یادت
اهوی رمیده ی صحرا ها
و من عاشق خسته ای که صد صحرا به دنبال آهویم دویده ام ...
تشنه ام،خسته،پریشان ولی عاشق
و دلم گرم به بودنت
این ست که هر غروب صحرا گوشه ای سربر زمین می گذارم تمام شب خوابت را میبینم و صبح باز بدنبال آهوی یادت روانه میشوم...
#عادله_زمانی
@adelehz
اهوی رمیده ی صحرا ها
و من عاشق خسته ای که صد صحرا به دنبال آهویم دویده ام ...
تشنه ام،خسته،پریشان ولی عاشق
و دلم گرم به بودنت
این ست که هر غروب صحرا گوشه ای سربر زمین می گذارم تمام شب خوابت را میبینم و صبح باز بدنبال آهوی یادت روانه میشوم...
#عادله_زمانی
@adelehz
صبحت بخیر مهربانم
هرکجا که هستی و هرچه که میکنی تفاوتی ندارد .
دلت را به خدا بسپار
خدای جوجه گنجشکهای ناتوان ،خدای آهوان رمیده،خدای غنچه های ظریف نشکفته
خدای تو هم هست .
به او بسپار همه چیز را ...
#عادله_زمانی
@adelehz
هرکجا که هستی و هرچه که میکنی تفاوتی ندارد .
دلت را به خدا بسپار
خدای جوجه گنجشکهای ناتوان ،خدای آهوان رمیده،خدای غنچه های ظریف نشکفته
خدای تو هم هست .
به او بسپار همه چیز را ...
#عادله_زمانی
@adelehz
یه زمانی بود وقتی کارمون با کامپیوتر تموم میشد رو مانیتور یه کاور میکشیدیم، من حتی رو کیبوردش هم کاور رو میکشیدم!
انگار حجره عطاری تو بازار بود باید کرکره رو دم غروبی میکشیدیم پایین :)))
حالمون چه خوب بود اونموقع ها
@adelehz
انگار حجره عطاری تو بازار بود باید کرکره رو دم غروبی میکشیدیم پایین :)))
حالمون چه خوب بود اونموقع ها
@adelehz
چونان درخت زمستان زده
بی برگ و بی بال
بدون آواز گنجشک ها و حتی قارقار سیاه کلاغان
چونان درختی که در باغ بی برگی نشسته است .
خسته ام و غمگین..
اما در انتهای آوندهایم هنوز باوری به بهار وجود دارد ...بهار که بیاید سبز خواهم شد..
#عادله_زمانی
@adelehz
بی برگ و بی بال
بدون آواز گنجشک ها و حتی قارقار سیاه کلاغان
چونان درختی که در باغ بی برگی نشسته است .
خسته ام و غمگین..
اما در انتهای آوندهایم هنوز باوری به بهار وجود دارد ...بهار که بیاید سبز خواهم شد..
#عادله_زمانی
@adelehz
میدانی کوچولو، شیرینیپزی و عشق مثل هماند.
پای طراوت در میان است و همهی مواد آن، حتی تلخترینشان، به شیرینی دلپذیری تبدیل میشوند...
کریستین بوبن
@adelehz
پای طراوت در میان است و همهی مواد آن، حتی تلخترینشان، به شیرینی دلپذیری تبدیل میشوند...
کریستین بوبن
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شما به هنگام سختی و نیاز، دعا می کنید؛ کاش در عین عافیت و در روزهای فراوانی هم دعا می کردید.
👤 جبران خلیل جبران
📽پریسا جان راغیان
صبح بخیر ❤️
@adelehz
👤 جبران خلیل جبران
📽پریسا جان راغیان
صبح بخیر ❤️
@adelehz
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
زنها با بافتن خو گرفته اند
گاهی طره ای از گیسویشان را میبافند برای معشوقی در راه مانده ...
گاهی شال گردنی میبافند برای کودک به خواب رفته شان ...
گاهی دروغی می بافند برای خوب کردن حال دل شکسته شان ..
و اینگونه ست که زنها اسطوره ی بافتن هستند و ازهمین بافتن های زنانه ست که جهان هنوز جایی ست برای زندگی ...
#عادله_زمانی
@adelehz
گاهی طره ای از گیسویشان را میبافند برای معشوقی در راه مانده ...
گاهی شال گردنی میبافند برای کودک به خواب رفته شان ...
گاهی دروغی می بافند برای خوب کردن حال دل شکسته شان ..
و اینگونه ست که زنها اسطوره ی بافتن هستند و ازهمین بافتن های زنانه ست که جهان هنوز جایی ست برای زندگی ...
#عادله_زمانی
@adelehz
در واقع من هرگز دلتنگ تو نشدم.
بلکه دلتنگی آدمی شدم که از تو در ذهنم ساخته بودم.اینگونه بود که حتی با دوباره دیدنت دلم بتو گرم نشد .
#عادله_زمانی
@adelehz
بلکه دلتنگی آدمی شدم که از تو در ذهنم ساخته بودم.اینگونه بود که حتی با دوباره دیدنت دلم بتو گرم نشد .
#عادله_زمانی
@adelehz
آن روز که سبزپوش بودی
حس می کردم که آرامآرام،
کشتزار میشوم،
آن روز که سرخپوش بودی
حس میکردم که اندکاندک
ناربُن میشوم،
آن روز که سپیدپوش بودی
حس میکردم که دُرنایِ
شعر و دریا میشوم،
و دیروز که زردپوش بودی
سَرم آفتابگردانی شد و
هرجا که میرفتی
به دور قامتت میگشت . . .
شیرکو
🌌پریسا جان راغیان
@adelehz
حس می کردم که آرامآرام،
کشتزار میشوم،
آن روز که سرخپوش بودی
حس میکردم که اندکاندک
ناربُن میشوم،
آن روز که سپیدپوش بودی
حس میکردم که دُرنایِ
شعر و دریا میشوم،
و دیروز که زردپوش بودی
سَرم آفتابگردانی شد و
هرجا که میرفتی
به دور قامتت میگشت . . .
شیرکو
🌌پریسا جان راغیان
@adelehz
دخترک موهایش را بافته بود .رو به باد گیسوانش را شانه زده بود و باد عطر موهای بلندش را از جنوب به جانب شهر رسانده بود .
دخترک بزرگ میشد و طبیعت کم کم یک راز نانوشته ی زنانه را به او می آموخت.
دلبری در زنان از گیسوانشان آغاز میگردد...
آنان که بلند میکنند،شانه می زنند ،می بافند و عاشق میکنند ....
#عادله_زمانی
عکس دخترک دریا
@adelehz
دخترک بزرگ میشد و طبیعت کم کم یک راز نانوشته ی زنانه را به او می آموخت.
دلبری در زنان از گیسوانشان آغاز میگردد...
آنان که بلند میکنند،شانه می زنند ،می بافند و عاشق میکنند ....
#عادله_زمانی
عکس دخترک دریا
@adelehz
رکس، سگ نژاد ژرمن شپرد خیلی بداخلاق بود، او از بقیه غذا نمی گرفت و به غریبه ها حمله میکرد، اما پس از اینکه عاشق اين غازه شد همه چیز تغییر کرد!
@adelehz
@adelehz
❤1
جمعه حال خوب میخواهد .
دل روشن
دل روشن معنی اش زندگی بدون مشکل نیست،اصلا مگر زندگی هم بدون مشکل و سختی میشود؟
دل روشن یعنی آرامش نسبی،یعنی وجدان آسوده یعنی دنبال شر نگشتن یعنی مراقبت از همان چهارتا خیر زندگی ..
من برای هر جمعه ات دل روشن آرزو میکنم
باشد که دنیایت زیباتر شود.
#عادله_زمانی
@adelehz
دل روشن
دل روشن معنی اش زندگی بدون مشکل نیست،اصلا مگر زندگی هم بدون مشکل و سختی میشود؟
دل روشن یعنی آرامش نسبی،یعنی وجدان آسوده یعنی دنبال شر نگشتن یعنی مراقبت از همان چهارتا خیر زندگی ..
من برای هر جمعه ات دل روشن آرزو میکنم
باشد که دنیایت زیباتر شود.
#عادله_زمانی
@adelehz
"زنی کهگم کردم "
@adelehz – Silsilamo - سلسله مو - UNITED AS ONE VOICE
کمان دارد ز ابرو
کمند دارد ز گیسو
شکر در خنده ی او
به پیشش خم شود سرها به زانو
بت ما جادو ست البته جادو
ای سلسله مو ای سلسله مو از این سو گذر کن
ما هم عاشقیم بر ما هم نظر کن
آن سلسله مو آید اگر بر سر بازار
بازار شود از نفسش تازه چو گلزار
به دل مهر تو دارم ز عشقت بی قرارم
دو چشم اشک بارم به پایت می گذارم
برای دیدنت در انتظارم
اگر فرمان دهی جان می سپارم
ای گیسو کمند ای ابرو کمان تو مارا مترسان
سر می طلبی آمده و بستان
آن سلسله مو آید اگر بر سر بازار
بازار شود از نفسش تازه چو گلزار
استاد نی نواز
@adelehz
کمند دارد ز گیسو
شکر در خنده ی او
به پیشش خم شود سرها به زانو
بت ما جادو ست البته جادو
ای سلسله مو ای سلسله مو از این سو گذر کن
ما هم عاشقیم بر ما هم نظر کن
آن سلسله مو آید اگر بر سر بازار
بازار شود از نفسش تازه چو گلزار
به دل مهر تو دارم ز عشقت بی قرارم
دو چشم اشک بارم به پایت می گذارم
برای دیدنت در انتظارم
اگر فرمان دهی جان می سپارم
ای گیسو کمند ای ابرو کمان تو مارا مترسان
سر می طلبی آمده و بستان
آن سلسله مو آید اگر بر سر بازار
بازار شود از نفسش تازه چو گلزار
استاد نی نواز
@adelehz