"زنی که‌گم کردم "
4.35K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
این آقا کارشون کمک به حیوانات بی سرپناه بوده چهار ماه پیش فوت میکنه .مادرش هفته ی پیش رفته سر مزارش و دیده دوستاش ،اونهایی که یه روزی بهشون غذا میداد براشون اسم گذاشته بود قهوه ای و کوچلو اومدن بهش سر بزنن😢مدیر آرامگاه گفته ما هر روز چندتا از این سگ ها رو میبینیم که میان و تازه متوجه شدیم که میرن به یک قبر مخصوص سر میزنن
من میتونم برای این داستان ساعتها اشک بریزم
خدایا تو خالق چه حدی از عشق در این موجود زبان بسته ای ...
@adelehz
بوسیدمش..
دیگر هراس نداشتم
جهان پایان یابد
من از جهان
سهمم را گرفته بودم...

احمدرضا احمدی
@adelehz
مرا ببر آنجا که شراب نتواند

📷 پریسا جان راغیان
@adelehz
عاشقی سهم زیبایی از زندگی ست .خیلی ها می گویند عشق اگر وصال نداشته باشد زیبا نیست من اما میگویم نتیجه مهم نیست مهم آن است که سالها بعد وقتی به روزهای که عاشقی کردی فکر میکنی لبخند بزنی ..قیمت همان لبخند فارغ از بارور بودن ویا عقیم بودن نهال عشق جوانی ات هزار هزار کرور می ارزد...چرا که تو میدانی حتی اگر اشتباه اما نور محبت به قلبت تابیده شده و چه باارزش تر از چراغانی شدن قلبت .....
#عادله_زمانی
@adelehz
یک جایی خواندم ارنست همینگوی زمانی که مشغول نوشتن پیرمرد و دریا بوده است، بارها بدحال شده و بعد از انتقالش به بیمارستان، پزشکان علت را دریازدگی تشخیص داده اند. در حالی که او در زمان نوشتن آن رمان کیلومترها از دریا فاصله داشته است...
به گمانم آنقدر غرق در پیرمرد و دریای خویش بوده که بوی دریا گرفته و دریازدگی بدحالش کرده!
مادربزرگم میگفت گاهی آنقدر مینشینم و به دشت شقایق نزدیک خانه‌ی کودکی‌هایم فکر میکنم که وقتی به خودم می‌آیم دست‌هایم بوی شقایق گرفته‌ است...
راستی؛ گفته‌ام برایت که مادرم گاهی مرا می‌بوید و زمزمه میکند که بوی خاصی میدهم...
به روی خودم نمی‌آورم که بوی توست...
غرق هر چه بشوی بویَش را میگیری!
غرق چشمانت، خیالت، لبخندت...
من آنقدر غرق توام که بویَت را گرفته ام...
حالا میفهمم مادربزرگ آن روزها چه میگفت...

سارا اسدی
@adelehz
هوس غروب سرد پاییزی دریا کردم 🌊☔️
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر سه نفر که توی این کادر هستند فوت کردند.
و ازشون همین تصویر و صدا باقی مونده
و از همه ی ما با تمام هم و غم مون همین می مونه متاسفانه ...
@adelehz
گلها زنانه اند
اما دستانی که هدیه می دهندشان باید مردانه باشد .
#عادله_زمانی
@adelehz
در تاریخ ،شعر زادگاه عشق به زن ست .کمتر میبینی که شاعری زن برای معشوق مرد بنویسید .از جلوه ی مویش گپی بزند و یا از شور نگاهش سخن بیاراید .اکثرا این مردان هستند که غرق زیبایی زنها میشوند و برایشان عاشقانه قلم می زنند .شعر و هنر و موسیقی هرکدامشان را که پی میگیری ردپای یک زن را میبینی که احتمالا با پاشنه های بلند سرخش در جاده ی فکر و حال مردی می خرامد .
مردها با تمام قدرتشان این یکی بار بدجور مغلوب شده اند . اما حقیقتی که ما زنها سالها نادیده گرفتیمش و یا هم با همان شیطنت های زنانه مان پشت گوش انداختیم این بود که مردان یک پایه ی قدرتمند عشق هستند .این قوی های کم حرف که دلتنگی هایشان را گه گاهی قدم می زنند و گهگاهی دود میکنند لابلای سیگارشان اگر نباشند،پای تمام شعرها لنگ می ماند .
موسیقی که برای عشوه های زنانه نواخته میشود اگر نوازنده نداشته باشد مفت نمی ارزد .
و یا حتی همین گلهایی که به شوق دیدن ما زنهای سیاره ی عشق می کارند و می چینند و خریداری شان می کنند اگر خودشان نباشند هرگز به دستمان نمی رسند .
بین تمام برگهای تاریخ مردان ،این مردان عاشق اما کم توان در بیان کردن این مردانی که بعضی هایشان خیلی خوب بلد نیستند شعر بگویند و در عوض دوستت دارم هایشان را در قالب باز کردن در شیشه مربا نشان می دهند،نادیده گرفته شده اند .
اما حقیقت این ست که مردان پایه قوی عشق هستند و اصلا دنیا برای ما زنها بدون این بی نظم های گاهی غرغرو اما دوست داشتنی چه معنی می تواند داشته باشد؟
و اصلا اگر همین ها با تمام معمولی بودن ها با ته ریش ها و چهره های خسته از ساعتها کارشان نباشند تا برایمان وقت بگذارند و به ما گوش بدهند دنیا چه بی رنگ خواهد بود .
این پسر بچه های گاهی لوس گاهی مهربان گاهی غیر قابل تحمل گرچه که در هیچ شعری یافت نمی شوند اما اگر نباشند قطعا پای زنانگی ما لنگ خواهد ماند.
#عادله_زمانی
@adelehz
audio-226139358
<unknown>
مردان سیاره ی عشق
نویسنده:عادله زمانی
دکلمه:دکتر ملیکا محمدی
@adelehz
🔴آکسفورد از «موفقیت» واکسن ضد کرونا بر روی انسان خبر داد

اولین آزمایش‌های انسانی واکسن کووید١٩ دانشگاه آکسفورد موفقیت نشان داده، این واکسن سیستم ایمنی بدن علیه این ویروس را تقویت می‌کند
در نخستین گام بریتانیا ۱۰۰ میلیون دز از این واکسن را سفارش داده است.

ایسنا

@adelehz
از قوانین نانوشته ی جهان آن ست که هر شادی بزرگ میتواند غمی بزرگ به دنبال خودش بیاورد .
یعنی اصولا تلخ و شیرین با هم به آدمی چشانده میشود.نمیخواهم کسی را بترسانم فقط میخواهم بگویم اگر خداوند روزی به تو شادی و لبخند کوچکی داد از اعماق قلب شاکرش باش و گلایه نکن که چرا بیش تر نه ؟؟
یادت باشد هرکه بامش بیش برفش بیشتر..
شاکر هر خیری از او باش که به تو می رسد.
#عادله_زمانی
@adelehz
ما نسلی بودیم که مادرهامون همیشه از غذاهای خیلی معطرشون برای همسایه ها می فرستادند تا کسی دلش هوس نکنه و حسرت به دلش نمونه چی شد که رسیدیم به شوآف غذاها تو شبکه های اجتماعی ؟؟؟
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جانا
کمی بخند
چای صبح بدون قند نمی چسبد.
#عادله_زمانی
صبح به خیر ❤️
@adelehz
نمی‌دانم وقتی غذایی که پیک موتوری رستوران برایتان می‌آورد سرد است، چه می‌کنید.

نمی‌دانم وقتی سوار تاکسی می‌شوید و می‌بینید کولر را روشن نکرده، چه می‌کنید.

نمی‌دانم وقتی کتابی را می‌خرید و می‌بینید که جلد آن تا شده یا صفحه‌ای از آن کثیف است چه می‌کنید.

نمی‌دانم وقتی از سوپرمارکت خرید می‌کنید و متوجه می‌شوید که یکی از اقلام، اشتباه ارسال شده چه می‌کنید.

نمی‌دانم وقتی در کافی‌شاپ، کمی از چای در نعلبکی ریخته یا نانی که می‌آورند کمی مانده است، چه می‌کنید.

من معمولاً چیزی نمی‌گویم، مگر اینکه مجبور شوم (مثلاً کفشی بخرم و کفش دیگری تحویلم شود که در آنجا هم تا حد امکان، ایراد را گردن می‌گیرم و مثلاً می‌گویم ظاهراً من در توضیح مشخصات کفش اشتباه کرده‌ام یا خوب بیان نکردم).

قدیم‌ها چنین اخلاقی نداشتم. اما چند سال پیش، دوستی من را با مفهوم «مهمان دنیا» آشنا کرد.

او گفت: بعضی در دنیا، مثل صاحب‌خانه‌اند و برخی مثل مهمان. وقتی به عنوان مهمان جایی می‌رویم، توقعات کمتری داریم. به طعم غذا، به کهنه بودن میوه، به رنگ در و دیوار، اعتراض نمی‌کنیم.

انگار «پیچِ پذیرش»‌مان را چرخانده‌اند و روی سطحِ دیگری تنظیم کرده‌اند. در دنیا می‌توان دو جور زیست. مثل صاحبان دنیا و مثل مهمان‌های دنیا.

یادم هست به او گفتم: اگر هیچ‌کس اعتراض نکند، هیچ‌چیز بهتر نمی‌شود. همه‌چیز بد می‌ماند. این نسخه‌ی تو، نسخه‌ی سقوط و قهقراست.
اما او پاسخ داد: همیشه کسی هست که اعتراض کند. دنیا، صاحبان فراوان دارد. چیزی که کم است، مهمان است. نگاه طلبکارانه – حتی وقتی حق با توست – بر روی روش و منش تو تأثیر می‌گذارد و از تو انسانی دیگر می‌سازد و تو را از جمع «اقلیت مهمان» به «اکثریت صاحب‌خانه» می‌راند.

دوستم دیگر بین ما نیست. او از مهمانی دنیا رفته است. اما حرفش هنوز گوشه‌ی ذهنم مانده.

دنیا، بازی بزرگی‌ست که من، در چند صحنه از آن، مهمان هستم. همین و نه بیشتر.

محمدرضا شعبانعلی
@adelehz
روزی که دوستت داشتم از خودم نپرسیدم چرا؟
حالا که دلم برایت نمی طپد از من نپرس چرا ؟
#عادله_زمانی
@adelehz