مگر به سینه بخوابانیام که این شب ها
خیالِ خواب ندارم مگر در آغوشت...
امیرحسین الهیاری
شب زیبا ❤
@adelehz
خیالِ خواب ندارم مگر در آغوشت...
امیرحسین الهیاری
شب زیبا ❤
@adelehz
ميخواهم اينطوری باشم !
حوالي سی تا چهل سالگی ؛ فهمیدم هرچه زیستم اشتباه بود!
حالا میفهمم چیزی بالاتر از سلامتی، چیزی بهتر از لحظهء حال، بااهمیت تر از شادی، باارزش تر از تخیل و در صدر ِ همه، نفس هایی که نفهمیده دَم و بازدَم می شدند !
حالا میفهمم: استرس، تشویش، دلهره، ترس ِ آزمون، ترس ِ نتیجه، ترس ِ کنکور، اضطراب ِ سربازی، ترس از آینده، وحشت از عقب ماندن، دلهرهء تنهایی، تردیدهای ِ مستاصل کننده،
نگرانی از غربت، وحشت از غریبی، غصه های ِ عصر ِ جمعه، اول ِ مهر، ۱۴ فروردین، بیکاری هرگز نه ماندگار بودند نه ارزش ِ لحظه های ِ هَدَررفته اَم را داشتند.
حالا میفهمم یک کبد ِ سالم چندبرابر ِ لیسانسم ارزشمند است. کلیه هایم از تمامی ِ کارهایم، دیسک کمرم از متراژ ِ خانه، تراکم ِ استخوانم از غروب های ِ جمعه،روحم از تمام ِ نگرانیهایم، زمانم از همهء ناشناختههای ِ آینده های ِ نیامده اَم، شادیم از تمام ِ لحظه های ِ عبوسم، امیدم از همهء یاس هایم باارزش تر بودند.
حالا میفهمم چقدر موهایم قیمتی بودند و چقدر یک ثانیه بیشتر کنار ِ فرزندم زنده بمانم ارزش ِ تمام ِ شغل های ِ دنیا را دارد.
یقین دارم آدم هایی که به معنی ِ تمام ِ کلمه، لحظهء بودنشان را میفهمند با غبار ِ غم و تردید و غصه و ترس و اضطراب و چه شَوَدها نیالودند.
در حال، ماندند و ذهن ِ شان را خالی، حِسِّ شان را چون ابر در حرکت، روحشان را با آموزه های ِ درست و حقیقی تزیین و اندیشه هایشان را آزاد و تخیل شان را سرشار می کنند.
به معنی ِ حقیقی ِ کلمه زنده اند و زندگی می کنند و به معنی ِ واقعی ِ کلمه در آرامش میمیرند:
سرخوش، همچون فصلی از زندگی،
جزیی از زندگی و در مسیر زندگی.
ناشناس
@adelehz
حوالي سی تا چهل سالگی ؛ فهمیدم هرچه زیستم اشتباه بود!
حالا میفهمم چیزی بالاتر از سلامتی، چیزی بهتر از لحظهء حال، بااهمیت تر از شادی، باارزش تر از تخیل و در صدر ِ همه، نفس هایی که نفهمیده دَم و بازدَم می شدند !
حالا میفهمم: استرس، تشویش، دلهره، ترس ِ آزمون، ترس ِ نتیجه، ترس ِ کنکور، اضطراب ِ سربازی، ترس از آینده، وحشت از عقب ماندن، دلهرهء تنهایی، تردیدهای ِ مستاصل کننده،
نگرانی از غربت، وحشت از غریبی، غصه های ِ عصر ِ جمعه، اول ِ مهر، ۱۴ فروردین، بیکاری هرگز نه ماندگار بودند نه ارزش ِ لحظه های ِ هَدَررفته اَم را داشتند.
حالا میفهمم یک کبد ِ سالم چندبرابر ِ لیسانسم ارزشمند است. کلیه هایم از تمامی ِ کارهایم، دیسک کمرم از متراژ ِ خانه، تراکم ِ استخوانم از غروب های ِ جمعه،روحم از تمام ِ نگرانیهایم، زمانم از همهء ناشناختههای ِ آینده های ِ نیامده اَم، شادیم از تمام ِ لحظه های ِ عبوسم، امیدم از همهء یاس هایم باارزش تر بودند.
حالا میفهمم چقدر موهایم قیمتی بودند و چقدر یک ثانیه بیشتر کنار ِ فرزندم زنده بمانم ارزش ِ تمام ِ شغل های ِ دنیا را دارد.
یقین دارم آدم هایی که به معنی ِ تمام ِ کلمه، لحظهء بودنشان را میفهمند با غبار ِ غم و تردید و غصه و ترس و اضطراب و چه شَوَدها نیالودند.
در حال، ماندند و ذهن ِ شان را خالی، حِسِّ شان را چون ابر در حرکت، روحشان را با آموزه های ِ درست و حقیقی تزیین و اندیشه هایشان را آزاد و تخیل شان را سرشار می کنند.
به معنی ِ حقیقی ِ کلمه زنده اند و زندگی می کنند و به معنی ِ واقعی ِ کلمه در آرامش میمیرند:
سرخوش، همچون فصلی از زندگی،
جزیی از زندگی و در مسیر زندگی.
ناشناس
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خدا شوهر بی جنبه رو نصیب هیشکی نکنه😑
@adelehz
@adelehz
روزی خواهد رسید که از تمام آنهایی که به زندگیت آمدند ولی مال تو نبودند برای رفتن شان تشکر خواهی کرد.
و خواهی گفت که کاش زودتر این اتفاق می افتاد تا یاد بگیرم که هرگز به کمتر از یک عشق واقعی راضی نباشم.
#عادله_زمانی
@adelehz
و خواهی گفت که کاش زودتر این اتفاق می افتاد تا یاد بگیرم که هرگز به کمتر از یک عشق واقعی راضی نباشم.
#عادله_زمانی
@adelehz
☘چقدر "جمعه " بدهکاریم به خودمون !
می گفت : ازدواج که کردیم یک موتور داشتیم و باهاش همه آخرهفته ها میرفتیم بیرون شهر ، کوه ، پارک و ...ناهار ظهر جمعه رو کتلت درست می کردیم همین پارک نزدیک خونه باشیم هوایی تازه کنیم .
بعد افتادیم به صرافت ماشین خریدن. افتادیم به کار و کار و اضافه کار . یه ماشین خریدیم. مدل پایین بود! سفر راه دور نمی شد بریم. اونقدر کار کردیم که ماشین رو عوض کردیم و خونه و بعد وسایل خونه و دوباره ماشین رو و باز ...
به خودمون که اومدیم دیدیم دو تا ماشین تو پارکینگ زیر چادر اند.
پرسید: امروز چندشنبه س؟
یادم میاد جمعه س.
میگه: میخوام زنگ بزنم غذا بیارن؟ چی می خوری؟
پرده رو میزنم کنار ؛ عطر جمعه میاد و کتلت از پارک سر کوچه.چند ساله اونجا جا گذاشتیمش؟!
دست بکار میشم...
میگه: چه بوی آشنایی راه انداختی!!! یه حال خوبی داره!
میگم: پاشو ؛ پاشو یه عاااالمه جمعه رو باید جبران کنیم .
هوا چقده دونفره س امروز ..
ناشناس
@adelehz
می گفت : ازدواج که کردیم یک موتور داشتیم و باهاش همه آخرهفته ها میرفتیم بیرون شهر ، کوه ، پارک و ...ناهار ظهر جمعه رو کتلت درست می کردیم همین پارک نزدیک خونه باشیم هوایی تازه کنیم .
بعد افتادیم به صرافت ماشین خریدن. افتادیم به کار و کار و اضافه کار . یه ماشین خریدیم. مدل پایین بود! سفر راه دور نمی شد بریم. اونقدر کار کردیم که ماشین رو عوض کردیم و خونه و بعد وسایل خونه و دوباره ماشین رو و باز ...
به خودمون که اومدیم دیدیم دو تا ماشین تو پارکینگ زیر چادر اند.
پرسید: امروز چندشنبه س؟
یادم میاد جمعه س.
میگه: میخوام زنگ بزنم غذا بیارن؟ چی می خوری؟
پرده رو میزنم کنار ؛ عطر جمعه میاد و کتلت از پارک سر کوچه.چند ساله اونجا جا گذاشتیمش؟!
دست بکار میشم...
میگه: چه بوی آشنایی راه انداختی!!! یه حال خوبی داره!
میگم: پاشو ؛ پاشو یه عاااالمه جمعه رو باید جبران کنیم .
هوا چقده دونفره س امروز ..
ناشناس
@adelehz
هرگاه اندوهگین شدی به من بازگرد.
دلت از اندوه عالم نگیرد من اینجا هستم ،هستم تا در روزی که از عالم خسته شدی آغوشم را برویت باز کنم..
تو هرگز دلمرده نخواهی شد هرگاه که بخواهی شکست را بپذیری مرا بیاد خواهی آورد که حضور دارم و منتظر شادی ات هستم .
#عادله_زمانی
@adelehz
دلت از اندوه عالم نگیرد من اینجا هستم ،هستم تا در روزی که از عالم خسته شدی آغوشم را برویت باز کنم..
تو هرگز دلمرده نخواهی شد هرگاه که بخواهی شکست را بپذیری مرا بیاد خواهی آورد که حضور دارم و منتظر شادی ات هستم .
#عادله_زمانی
@adelehz
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
دوستان عزیزم
پیج جدید زنی که گم کردم در اینستاگرام
بعد از این فعال تر از همیشه در اینستاگرام در خدمتتون هستم .
برای استفاده از پستها و مطالب جدید در اینستاگرام با ما همراه باشید .
Instagram.com/adeleh.z7
پیج جدید زنی که گم کردم در اینستاگرام
بعد از این فعال تر از همیشه در اینستاگرام در خدمتتون هستم .
برای استفاده از پستها و مطالب جدید در اینستاگرام با ما همراه باشید .
Instagram.com/adeleh.z7
"زنی کهگم کردم "
هرگاه اندوهگین شدی به من بازگرد. دلت از اندوه عالم نگیرد من اینجا هستم ،هستم تا در روزی که از عالم خسته شدی آغوشم را برویت باز کنم.. تو هرگز دلمرده نخواهی شد هرگاه که بخواهی شکست را بپذیری مرا بیاد خواهی آورد که حضور دارم و منتظر شادی ات هستم . #عادله_زمانی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هروقت یکی میگرید، دیگری میخندد. دوست عزیز، این قانون عالم است، رمز کمالِ همهجانبهی آن است. اگر غیر از گریه چیزی در میان نباشد، حاصل یکنواختی محض است و اگر جز خنده چیزی نشنوی خستهکننده است. اما توزیع متناسب اشک و دستافشانی، هقهق و نغمهخوانی، روح عالم را از تنوع لازم برخوردار میکند و این روح بدل به توازن حیات میشود.
✍🏻 ماشادو د آسیس
@adelehz
✍🏻 ماشادو د آسیس
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خدا من و ببخشه ولی تابستون این از خیلی های ما پرهیجان تر میگذره 🤦♀😅
@adelehz
@adelehz
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
میدانی مردی که با او خندیده باشم جذاب ست ولی عشق واقعی مردی ست که بتواند شانه ی گریه هایم باشد .
شاید بگویی مرد نباید طاقت دیدن اشک زن را داشته باشد اما من میگویم مرد واقعی دلدار اشکهای زن ست و همان کسی ست که نخواهد گذاشت زنی به خاطر اشتباه او اشک بریزد.
#عادله_زمانی
@adelehz
شاید بگویی مرد نباید طاقت دیدن اشک زن را داشته باشد اما من میگویم مرد واقعی دلدار اشکهای زن ست و همان کسی ست که نخواهد گذاشت زنی به خاطر اشتباه او اشک بریزد.
#عادله_زمانی
@adelehz