"زنی کهگم کردم "
<unknown> – 1_4909485225232302244
من پُرم از خاطرات و قصه های کودکی
این که روباهی چگونه می فریبد زاغکی !
قصّهٔ افتادنِ دندانِ شیری از هُما
لاک پشت و تکّه چوب و فکرهای اُردکی !
قصّهٔ گاو حسن ، دارا و سارا و امین
روزٍ بارانی ، کتابٍ خیسٍ کُبری طِفلکی !
تیله بازی درحیاط و کوچه و فرشِ اتاق !
بر سرِ کبریت و سکه ، یا که درب تَشتکی !
چای والفجر و سماور نفتیِ کُنجِ اتاق
مادرم هرگز نیاورد استکان بی نعلبکی !
داستانِ نوک طلا با مخمل و مادر بزرگ !
در دهی زیبا که زخمی گشته بچّه لَک لَکی !
هاچ زنبور عَسل ، نِل در فراق مادرش !
یادٍ دوران اوشین و نقطه های برفکی !
هشت سال از دورهٔ شیرین امّا تلخِ ما
پر ز آژیرِ خطر با حمله های موشکی !
تا کجاها می برد این خاطره امشب مرا
کاش می رفتم به آن دورانِ خوبم ، دزدکی !
یاد آن دوره همیشه با من و در قلبٍ من
من به یاد و خاطراتت زنده ام ، ای کودکی !
دفترٍ مشقِ دبستانم ببین
پر ز مُهرِ آفرین ، صد آفرین !
راستی آن دفترِ کاهی کجاست ؟!
عکس حوض آبِ پُر ماهی کجاست ؟!
باز آیا ریز علی ها زنده اند ؟!
در حوادث جامه از تن کنده اند ؟!
کاش حالا خاله کوکب زنده بود !
عطرِ نانش خانه را آکنده بود !
ای معلّم خاطر و یادت به خیر
یادٍ درسِ آب بابایت به خیر !
هرکجا هستید ، هستی نوش تان !
کامیابی گرمیِ آغوشتان !
هم کلاسی های سالِ کودکم
دستهگلهایی ز یاس و میخکم !
باز از دل می کنم یادٍ شما
یادِ قلبِ سادهٔ شادِ شما
آدمی سر زنده از یاد است ، یاد !
رمزِ عمرِ آدمیزاد است یاد !
شادتان میخواهم و شادم کنید !
همکلاسی های من یادم کنید...
@adelehz
این که روباهی چگونه می فریبد زاغکی !
قصّهٔ افتادنِ دندانِ شیری از هُما
لاک پشت و تکّه چوب و فکرهای اُردکی !
قصّهٔ گاو حسن ، دارا و سارا و امین
روزٍ بارانی ، کتابٍ خیسٍ کُبری طِفلکی !
تیله بازی درحیاط و کوچه و فرشِ اتاق !
بر سرِ کبریت و سکه ، یا که درب تَشتکی !
چای والفجر و سماور نفتیِ کُنجِ اتاق
مادرم هرگز نیاورد استکان بی نعلبکی !
داستانِ نوک طلا با مخمل و مادر بزرگ !
در دهی زیبا که زخمی گشته بچّه لَک لَکی !
هاچ زنبور عَسل ، نِل در فراق مادرش !
یادٍ دوران اوشین و نقطه های برفکی !
هشت سال از دورهٔ شیرین امّا تلخِ ما
پر ز آژیرِ خطر با حمله های موشکی !
تا کجاها می برد این خاطره امشب مرا
کاش می رفتم به آن دورانِ خوبم ، دزدکی !
یاد آن دوره همیشه با من و در قلبٍ من
من به یاد و خاطراتت زنده ام ، ای کودکی !
دفترٍ مشقِ دبستانم ببین
پر ز مُهرِ آفرین ، صد آفرین !
راستی آن دفترِ کاهی کجاست ؟!
عکس حوض آبِ پُر ماهی کجاست ؟!
باز آیا ریز علی ها زنده اند ؟!
در حوادث جامه از تن کنده اند ؟!
کاش حالا خاله کوکب زنده بود !
عطرِ نانش خانه را آکنده بود !
ای معلّم خاطر و یادت به خیر
یادٍ درسِ آب بابایت به خیر !
هرکجا هستید ، هستی نوش تان !
کامیابی گرمیِ آغوشتان !
هم کلاسی های سالِ کودکم
دستهگلهایی ز یاس و میخکم !
باز از دل می کنم یادٍ شما
یادِ قلبِ سادهٔ شادِ شما
آدمی سر زنده از یاد است ، یاد !
رمزِ عمرِ آدمیزاد است یاد !
شادتان میخواهم و شادم کنید !
همکلاسی های من یادم کنید...
@adelehz
خدا
چیست؟
کیست؟
کجاست؟
خدا در دستیست که به یاری میگیری
درقلبیست که شاد میکنی
درلبخندیست که به لب مینشانی
خدا درعطر خوش نانیست که به دیگری میدهی
درجشن و سروریست که برای دیگران بپا میکنی
آنجاست که عهد میبندی و عمل میکنی
خدا، در تو، با تو، و برای توست...
سهراب سپهری
صبح به خیر ❤️
@adelehz
چیست؟
کیست؟
کجاست؟
خدا در دستیست که به یاری میگیری
درقلبیست که شاد میکنی
درلبخندیست که به لب مینشانی
خدا درعطر خوش نانیست که به دیگری میدهی
درجشن و سروریست که برای دیگران بپا میکنی
آنجاست که عهد میبندی و عمل میکنی
خدا، در تو، با تو، و برای توست...
سهراب سپهری
صبح به خیر ❤️
@adelehz
به کسی که برایت نمینویسد
مزاحمِ روزهایت نمیشود، درباره ات نمیخواند
مهمترین تاریخهای تو را حفظ نمیکند و زندگیات را پُر از کارهای شگفتانگیز نمیکند
وابسته نشو
وابسته نشو
وابسته نشو...
غسان کنفانی
@adelehz
مزاحمِ روزهایت نمیشود، درباره ات نمیخواند
مهمترین تاریخهای تو را حفظ نمیکند و زندگیات را پُر از کارهای شگفتانگیز نمیکند
وابسته نشو
وابسته نشو
وابسته نشو...
غسان کنفانی
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دخترک با کنجکاوی به دستانش نگاه میکرد.
پرسید چرا بین انگشتان خالیست؟؟
مادربزرگ آهی کشید وگفت تا باانگشتان آنکه باید،پرش کنی ...
#عادله_زمانی
@adelehz
پرسید چرا بین انگشتان خالیست؟؟
مادربزرگ آهی کشید وگفت تا باانگشتان آنکه باید،پرش کنی ...
#عادله_زمانی
@adelehz
می ترسم
بگویم
"دوستت دارم"
بی تردید؛
شراب که از سبو
سرازیر شود
اندکی از آن کاسته میشود!
نزار قبانی
@adelehz
بگویم
"دوستت دارم"
بی تردید؛
شراب که از سبو
سرازیر شود
اندکی از آن کاسته میشود!
نزار قبانی
@adelehz
"زنی کهگم کردم "
معین – سفر
تو رو دیدم تو بارون دل دریا تو بودی
تو موج سبز سبز تن صحرا تو بودی
مگه میشه ندیدت تو مهتاب شبونه
مگه میشه نخوندت تو شعر عاشقونه؟
@adelehz
تو موج سبز سبز تن صحرا تو بودی
مگه میشه ندیدت تو مهتاب شبونه
مگه میشه نخوندت تو شعر عاشقونه؟
@adelehz
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
از دوست داشتن های نیمه کاره میترسم
عشق یا باید باشد یا نباشد نمیشود که امروز باشد فردا نه ...
نمیشود که یک گل گلبرگ یا ساقه نداشته باشد
گل به مجموعش ست که گل میشود.
#عادله_زمانی
@adelehz
عشق یا باید باشد یا نباشد نمیشود که امروز باشد فردا نه ...
نمیشود که یک گل گلبرگ یا ساقه نداشته باشد
گل به مجموعش ست که گل میشود.
#عادله_زمانی
@adelehz
من خودمو به خاطر تمام روزهایی که تو بچگی مادرم مجبورم میکرد صبحونه بخورم و نمیخوردم نمیبخشم🤦♀
@adelehz
@adelehz
چرا ما چشمانمان را میبندیم وقتی:
میبوسیم
بغل میکنیم
دعا میکنیم
گریه میکنیم
رویا میبینیم
گوش میدیم
و استشمام میکنیم؟
چون که زیباترین چیزها در زندگی،
قابل دیدن نیستند!
بلکه به وسیلهی قلب حس میشوند!
دنزل واشنگتن
@adelehz
میبوسیم
بغل میکنیم
دعا میکنیم
گریه میکنیم
رویا میبینیم
گوش میدیم
و استشمام میکنیم؟
چون که زیباترین چیزها در زندگی،
قابل دیدن نیستند!
بلکه به وسیلهی قلب حس میشوند!
دنزل واشنگتن
@adelehz
دوستی که عاشقش شدی هرگز دوباره تبدیل به دوستت نخواهد شد .
تو یا تا همیشه عاشق آن آدم خواهی ماند
یا از وی متنفر میشوی...
#عادله_زمانی
@adelehz
تو یا تا همیشه عاشق آن آدم خواهی ماند
یا از وی متنفر میشوی...
#عادله_زمانی
@adelehz
کودکی از خدا پرسید تو چه میخوری؟ چه میپوشی؟ در کجا ساکنی؟
خدا آرام بر دل کودک زمزمه کرد.!!
غصه ی بندگانم را میخورم!!
عیب بندگانم را میپوشانم!!
و در قلب شکسته ی آنان ساکنم...
@adelehz
خدا آرام بر دل کودک زمزمه کرد.!!
غصه ی بندگانم را میخورم!!
عیب بندگانم را میپوشانم!!
و در قلب شکسته ی آنان ساکنم...
@adelehz
همه مون یه دوست مثل این داریم که تو هر شرایطی داره سلفی میگیره 🤦♀😄
@adelehz
@adelehz