"زنی که‌گم کردم "
4.35K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
بوسه از کنج لب یار نخوردست کسی 
ره به گنجینهٔ اسرار نبرده‌ست کسی

من و یک لحظه جدایی ز تو، آن گاه حیات؟
اینقدَر صبر به عاشق نسپرده‌ست کسی!

لب نهادم به لبِ یار و سپردم جان را
تا به امروز به این مرگ نمرده‌ست کسی

صائب تبریزی
#شما_فرستادین
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
و بر شماست که پسران تان را اینگونه تربیت کنید .
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گر ز مسیح پُرسَدت
مُرده چگونه زنده کرد؟
بوسه بِده به پیش او، جان مرا
که همچنین . . .

مولانای جان‌
@adelehz
پُک زدن به سیگار هیچ معنایی ندارد الّا نوعی لجاجت با خود،
 و حتی لجاجت در تداوم ِ نوعی عادت.
 عجیب ترین خوی ِ آدمی این است که می داند
 فعلی بد و آسیب رسان است، اما آن را انجام می دهد و به کرات هم.
 هر آدمی ، دانسته و ندانسته،
 به نوعی در لجاجت و تعارض با خود بسر می برد،
و هیچ دیگری ویرانگرتر از خود ِ آدمی نسبت به خودش نیست.

👤محموددولت آبادی

@adelehz
در این شهر،هزاران خانه وجود دارد .ودرهرخانه دلی ست که دردی دارد ...ازبیرون تمام خانه ها کم وبیش یک شکلند و همچنان تمام آدمها..اما ازدرون هیچکس شبیه هیچکس نیست وحتی جنس غم آدمها هم یکسان نیست .هرکس اما بااین وجود غصه خودش رابیشتر ازدیگران میخواهد این ست که مادربزرگ میگفت ..اگر همه ی عالم جمع شوند و هرکس دردش را در یک گودال بریزد وبعد به هرکس بگویند غصه ای بردار بازهم هرکس درد خودش را برمیدارد...
درهرخانه دلی ست ودرهر دل دردی ...
#عادله_زمانی
@adelehz
میتوانستم تورا آرزو کنم .
مثلا آرزو کنم که داشته باشمت
احتمالا در یک شب بهاری وقتی عطر گلهای یاس در حیاط پیچیده بود و جیرجیرک آواز می خواند زیر نور ماه،میتوانستم چنین آرزویی کنم اما ...
اما در واقع چنین نکردم‌.
نه اینکه فکر کنی دوستت نداشتم یا نمی خواستمت
نه،من دوستت داشتم اما میدانستم اگر تورا به اصرار و التماس به خدا به دست آورم از بودنت لذتی نخواهم برد.
در واقع خدا خودش باید تورا به من میداد..
اگر این چنین بود من حلاوت حضورت را بیش از هر بار دیگری حس میکردم.
میدانی عشق متفاوت از بقیه ی اسباب جهان ست .عشق را باید به تو بدهند گرفتنش آن هم به زور هیچ ارزشی ندارد.
#عادله_زمانی
@adelehz


أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ

تنها یاد خدا آرامبخش دل‌هاست

رعد آیه ۲۸


@adelehz
اگر دردی وجود نداشت، چگونه میشد لذت‌ها را درک کرد؟
عشقِ حقیقی در زمان سختی‌ها پدیدار میشود.


📽 The Fault In Our Stars

صبح بخیر ❤️
@adelehz


و سَیظِلَّ مکانَه فارِغاً و فِراغَهُ اَجمَل الحاضِرین

جایش خالی خواهد ماند
و جای خالی او
از همه‌ی آنهایی که هستند،
زیباتر است.

[ابراهیم خطیبی]

@adelehz
من بارها از خودم پرسیده بودم که چه چیز میتواند مرا خوشحال کند ؟
و هربار لیست بلند بالایی از آرزوهایم را ردیف کرده بودم.یک روز اما در میان آرزو کردن هایم چیزی توجهم را جلب کرد،از خود پرسیده بودم که اگر چیزهایی که دارم را از دست بدهم چه خواهد شد؟
و آنگاه فهمیده بودم که خوشبختی همیشه در آرزو کردن نداشته ها نیست بلکه در نگاه کردن به داشته هاست.
#عادله_زمانی
@adelehz
سالها پیش که من به عنوان داوطلب در بیمارستان کار میکردم، دختری به بیماری عجیب و سختی دچار شده بود و تنها شانسِ زنده ماندنش انتقال کمی از خون خانواده ‏اش به او بود، او فقط یک برادر 5 ساله داشت، دکتر بیمارستان با برادر کوچک دختر صحبت کرد،
پسرک از دکتر پرسید؛
آیا در این صورت خواهرم زنده خواهد ماند؟
دکتر جواب داد؛ بله و پسرک قبول کرد،
پسرک را کنار تخت خواهرش خواباندیم و لوله ‏های تزریق را به بدنش وصل کردیم، پسرک به خواهرش نگاه کرد و لبخندی زد و در حالی که خون از بدنش خارج میشد، به دکتر گفت؛ آیا من به بهشت میروم؟
پسرک فکر میکرد که قرار است تمامِ خون بدنش را به خواهرش بدهند...

👤پائولو کوئلیو

@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر این دنیا غریبه پرور ست
تو آشنا بمان
حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ
@adelehz
"زنی که‌گم کردم "
اگر این دنیا غریبه پرور ست تو آشنا بمان حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ @adelehz
یک نفر این فیلم و فرستاد و درخواست کرد برای دل خسته اش دعا کنید .
دعا کنیم بارون رحمت خدا به کویر دلمون بباره ..
@adelehz
اگر به گورستان نگاه کنی پرست از قصه های گوناگون
انبوه آدمهایی که از ما زیباتر،ثروتمندتر،قدرتمندتر و شاید بهتر بودند.کسانی که روزی دنیا را حداقل دنیای خودشان و اطرافیانشان را بر سر انگشت می چرخاندند.آنهایی که می گفتند مگر از نعش من بگذری تا بگذارم فلان کار را انجام دهی و اتفاقا امروز فلان کار انجام شده ست و آنها نیستند.
برای همه ی ما پیش آمده ست .لحظاتی که به خود مغرور شده ایم مثلا به زیبایی مان در آینه نگاه کردیم .یا وقتی با قدرت و مکر حرف مان را به کرسی نشانده ایم یا حتی وقتی بدون اینکه کسی بفهمد چیزی را به نفع خودمان تغییر داده ایم‌.در تمام آن لحظات و لحظاتی مثل آن ما به خود مغرور شدیم .
اما درست همان لحظه فراموش کردیم که در واقع هیچ‌چیز نیستیم جز بیست و یک گرم روح و چند عکس در قاب که از ما برجای خواهد ماند.
روزهای شیرین جوانی با زیبایی و قدرت خواهد گذشت . من به آن سالهای پایانی فکر میکنم یعنی اگر شانس رسیدن به پیری را داشته باشیم.می دانم و ایمان دارم که سرنوشت پیری را اعمال جوانی رقم میزند.من از خود می پرسم که بعدِ از دست رفتن جوانی و زیبایی و طروات وقتی هیچ قدرت و توانی در دست باقی نماند چه خواهد شد؟
این ست که میترسم و قدمم را آهسته تر بر میدارم و سعی میکنم دلی نشکنم و ظلمی روا ندارم تا در آن هنگامه ی پیری آه دیگران و اعمال سیاهم به سراغم نیایند.
در واقع فرمول ساده ای ست.مرنج و مرنجان
همین‌...
#عادله_زمانی
@adelehz
1_4909485225232302244
<unknown>
من پرم از خاطرات کودکی ..
دکلمه : پریسا جان راغیان
@adelehz
"زنی که‌گم کردم "
<unknown> – 1_4909485225232302244
من پُرم از خاطرات و قصه های کودکی
این که روباهی چگونه می فریبد زاغکی !

قصّهٔ افتادنِ دندانِ شیری از هُما
لاک پشت و تکّه چوب و فکرهای اُردکی !

قصّهٔ گاو حسن ، دارا و سارا و امین
روزٍ بارانی ، کتابٍ خیسٍ کُبری طِفلکی !

تیله بازی درحیاط و کوچه و فرشِ اتاق !
بر سرِ کبریت و سکه ، یا که درب تَشتکی !

چای والفجر و سماور نفتیِ کُنجِ اتاق
مادرم هرگز نیاورد استکان بی نعلبکی !

داستانِ نوک طلا با مخمل و مادر بزرگ !
در دهی زیبا که زخمی گشته بچّه لَک لَکی !

هاچ زنبور عَسل ، نِل در فراق مادرش !
یادٍ دوران اوشین و نقطه های برفکی !

هشت سال از دورهٔ شیرین امّا تلخِ ما
پر ز آژیرِ خطر با حمله های موشکی !

تا کجاها می برد این خاطره امشب مرا
کاش می رفتم به آن دورانِ خوبم ، دزدکی !

یاد آن دوره همیشه با من و در قلبٍ من
من به یاد و خاطراتت زنده ام ، ای کودکی !

دفتر‌ٍ مشقِ دبستانم ببین
پر ز مُهرِ آفرین ،‌ صد آفرین !

راستی آن دفترِ کاهی کجاست ؟!
عکس حوض آبِ پُر ماهی کجاست ؟!

باز آیا ریز علی ها زنده اند ؟!
در حوادث جامه از تن کنده اند ؟!

کاش حالا ‌خاله کوکب زنده بود !
عطرِ نانش خانه را آکنده بود !

ای معلّم خاطر و یادت به خیر
یادٍ درسِ آب بابایت به خیر !

هر‌کجا هستید ، هستی نوش تان !
‌ کامیابی گرمیِ آغوشتان !

هم کلاسی های سالِ کودکم
دسته‌گلهایی ‌ز یاس و میخکم !

باز از دل می کنم یادٍ شما
یادِ قلبِ سادهٔ شادِ شما

آدمی سر زنده از یاد است ، یاد !
رمزِ عمرِ آدمیزاد است یاد !

شادتان می‌خواهم‌ و شادم کنید !
همکلاسی های من یادم کنید...

@adelehz
شب تون بخیر
غصه ها تون برباد
دلخوشی ها تون حک شده بر سنگ
خدا همیشه حافظ و نگهبان تون❤️❤️
@adelehz
خدا
چیست؟
کیست؟
کجاست؟
خدا در دستیست که به یاری میگیری
درقلبیست که شاد میکنی
درلبخندیست که به لب مینشانی
خدا درعطر خوش نانیست که به دیگری میدهی
درجشن و سروریست که برای دیگران بپا میکنی
آنجاست که عهد میبندی و عمل میکنی
خدا، در تو، با تو، و برای توست...
سهراب سپهری

صبح به خیر ❤️

@adelehz