This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پرواز کفشدوزک رو ببینید .
خدایی که در موجودی به این کوچکی چنین سیستم ظریف و کارآمد و پیچیده ی پروازی تعبیه میکند...❤️
@adelehz
خدایی که در موجودی به این کوچکی چنین سیستم ظریف و کارآمد و پیچیده ی پروازی تعبیه میکند...❤️
@adelehz
روزی که به اون حد از شعور برسیم که بفهمیم دیگران مجبور نیستند چرایی احساسات شون و برای ما شرح بدن دنیا بهشت خواهد شد.
@adelehz
@adelehz
چشمهايت را میبوسم؛
مىدانم هيچ كس
هيچگاه در هيچ لحظهاى از آفرينش،
آنچه را كه من
در گرگ و ميش نگاه تو ديدم
نخواهد ديد...
فریدون مشیری
@adelehz
مىدانم هيچ كس
هيچگاه در هيچ لحظهاى از آفرينش،
آنچه را كه من
در گرگ و ميش نگاه تو ديدم
نخواهد ديد...
فریدون مشیری
@adelehz
آدمها
غروب را بیشتر از طلوع دوست دارند .شاید چون ذاتا پایان های رنگی را میپسندند...
#عادله_زمانی
📷هیله جان سعید
کابل
@adelehz
غروب را بیشتر از طلوع دوست دارند .شاید چون ذاتا پایان های رنگی را میپسندند...
#عادله_زمانی
📷هیله جان سعید
کابل
@adelehz
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
دوستان عزیزم
پیج جدید زنی که گم کردم در اینستاگرام
بعد از این فعال تر از همیشه در اینستاگرام در خدمتتون هستم .
برای استفاده از پستها و مطالب جدید در اینستاگرام با ما همراه باشید .
Instagram.com/adeleh.z7
پیج جدید زنی که گم کردم در اینستاگرام
بعد از این فعال تر از همیشه در اینستاگرام در خدمتتون هستم .
برای استفاده از پستها و مطالب جدید در اینستاگرام با ما همراه باشید .
Instagram.com/adeleh.z7
از من پرسید که میتوانم دوباره در دنیا شاد زندگی کنم؟
میدانستم طوفانهای زیادی را از سر گذرانده
دستش را گرفتم و اورا کنار پنجره بردم .
گفتم چه میبینی؟
گفت خورشید را که کم کمک از پشت کوهها طلوع میکند.
پاسخ دادم آفرین .تا روزی که خورشید می تابد بهانه ای برای شادی خواهی داشت .❤️
#عادله_زمانی
عکس غلام نجاتی
@adelehz
میدانستم طوفانهای زیادی را از سر گذرانده
دستش را گرفتم و اورا کنار پنجره بردم .
گفتم چه میبینی؟
گفت خورشید را که کم کمک از پشت کوهها طلوع میکند.
پاسخ دادم آفرین .تا روزی که خورشید می تابد بهانه ای برای شادی خواهی داشت .❤️
#عادله_زمانی
عکس غلام نجاتی
@adelehz
وقتی کسی را میکُشی، حتما چیزهایی از او در تو باقی میماند. یک تصویر، یک بو، یک نَفَس… یک آه، یک نفرین، یک صدا… من به این میگویم «نفرینِ مقتول» این نفرین به بدنت میچسبد، میماند و بعد شروع میکند به کندن، گویی که تنت را سوراخ میکند و فرو میرود، تا اینکه به اعماق قلبت راه پیدا کند. آنجا منزل میکند و دوباره در تو زندگی مییابد. وارد رویاهایت میشود، خوابهایت را زخمی و تکهتکه میکند. روزها را به هر نحوی میگذرانی ولی شب که تنها میشوی، توی رختخوابت عرقی سرد بر تنت مینشیند. هر مقتولی در قاتلش به زندگی ادامه میدهد. از زمانی که قابیل هابیل را کشته، هیچ قاتلی نتوانسته از بار امانت مقتولش رها شود.
📚 ملت عشق
👤 الیف شافاک
@adelehz
📚 ملت عشق
👤 الیف شافاک
@adelehz
هنوز از کرونا میترسید؟
anonymous poll
بله😢 – 222
👍👍👍👍👍👍👍 72%
نه🙈 – 85
👍👍👍 28%
👥 307 people voted so far. Poll closed.
anonymous poll
بله😢 – 222
👍👍👍👍👍👍👍 72%
نه🙈 – 85
👍👍👍 28%
👥 307 people voted so far. Poll closed.
عزیز دیروزم
امروز بعد از گذشت مدتها سوار مترو شدم .میدانی مدتهاست مترو سوار نمیشوم ...و وقتی در ایستگاهی که برایم یادآور روزهای عجیبی بود ناخوداگاه پیاده شدم .تنم از این رخداد یخ کرد ..از قطار پیاده شدم و میان همهمه جمعیت از پله ها بالارفتم بوی تند عطری آشنا ،مشامم را پر کرد همان عطری که همیشه در عطر فروشی مترو میان اشانتیونها به دست رهگذرها داده می شد بویش مرا یاد تو انداخت...
نمیدانم اما تو همیشه برای من روبروی ایستگاه مترو تکیه داده به دیوار ایستاده ای حتی اگر نباشی و شاید دلیلش همین باشد که من دیگر دلم نمیخواهد سوار هیچ مترویی شوم ...
شاید هیچ وقت به تو نگفته باشم که گذشته هرگز پاک نمیشود گاهی کمرنگ تر میشود ولی فقط به یک عطر به یک لحظه به یک نشانه بستگی دارد تا همه چیز دوباره زنده شود.
با پاهای خسته از پله ها بالا آمدم و راهی خیابان شدم ...زخم گذشته را با خودم به خیابان بردم کسی نمیداند دوباره کی و کجا زنده خواهد شد تمام خاطراتی که مدتها برای کشتنشان کوشیده ای...
#عادله_زمانی
@adelehz
امروز بعد از گذشت مدتها سوار مترو شدم .میدانی مدتهاست مترو سوار نمیشوم ...و وقتی در ایستگاهی که برایم یادآور روزهای عجیبی بود ناخوداگاه پیاده شدم .تنم از این رخداد یخ کرد ..از قطار پیاده شدم و میان همهمه جمعیت از پله ها بالارفتم بوی تند عطری آشنا ،مشامم را پر کرد همان عطری که همیشه در عطر فروشی مترو میان اشانتیونها به دست رهگذرها داده می شد بویش مرا یاد تو انداخت...
نمیدانم اما تو همیشه برای من روبروی ایستگاه مترو تکیه داده به دیوار ایستاده ای حتی اگر نباشی و شاید دلیلش همین باشد که من دیگر دلم نمیخواهد سوار هیچ مترویی شوم ...
شاید هیچ وقت به تو نگفته باشم که گذشته هرگز پاک نمیشود گاهی کمرنگ تر میشود ولی فقط به یک عطر به یک لحظه به یک نشانه بستگی دارد تا همه چیز دوباره زنده شود.
با پاهای خسته از پله ها بالا آمدم و راهی خیابان شدم ...زخم گذشته را با خودم به خیابان بردم کسی نمیداند دوباره کی و کجا زنده خواهد شد تمام خاطراتی که مدتها برای کشتنشان کوشیده ای...
#عادله_زمانی
@adelehz
آیه ای در قرآن ست که میگوید خدایا من به هر خیری از جانب تو برسد سخت نیازمندم.
من فکر میکنم با همین آیه میتوان سالها عشق بازی کرد.شما فکرش را بکن که به پادشاه بگویی هرچه از گنجینه ات به من برسد به آن راضی ام اگر یک سکه باشد یا یکگنج بزرگ
همین که از خزانه ی تو باشد و دست تو به آن بخورد مرا کافی ست .
یعنی میخواهم بگویم مقدار مهم نیست همان که از تو می رسد عالیست .
من عاشق این آیه هستم هر روز در زمانهایی که خوشم یا ناخوش زیر لب زمزمه اش میکنم .
من به هر خیری که از جانب تو باشد سخت نیازمندم،سخت محتاجم.
چرا این آیه را دوست دارم؟ چون فکر میکنم عشق همین ست .
در واقع رابطه با خدا باید همین باشد اینکه بپذیری از او فقط خیر برمی آید و مقدارش هرچه باشد بازهم خوب ست و خیر
پس هر روز که از خواب بیدار شدی منتظر رسیدن وعده ی خیرت باشی.
#عادله_زمانی
@adelehz
من فکر میکنم با همین آیه میتوان سالها عشق بازی کرد.شما فکرش را بکن که به پادشاه بگویی هرچه از گنجینه ات به من برسد به آن راضی ام اگر یک سکه باشد یا یکگنج بزرگ
همین که از خزانه ی تو باشد و دست تو به آن بخورد مرا کافی ست .
یعنی میخواهم بگویم مقدار مهم نیست همان که از تو می رسد عالیست .
من عاشق این آیه هستم هر روز در زمانهایی که خوشم یا ناخوش زیر لب زمزمه اش میکنم .
من به هر خیری که از جانب تو باشد سخت نیازمندم،سخت محتاجم.
چرا این آیه را دوست دارم؟ چون فکر میکنم عشق همین ست .
در واقع رابطه با خدا باید همین باشد اینکه بپذیری از او فقط خیر برمی آید و مقدارش هرچه باشد بازهم خوب ست و خیر
پس هر روز که از خواب بیدار شدی منتظر رسیدن وعده ی خیرت باشی.
#عادله_زمانی
@adelehz