انسان اگر بداند که حالش،روزش،خستگی و شادی اش و حتی شخصیتش در گذر زمان چقدر تغییر پذیر ست .هرگز برای چیزی بیش از حد نه شاد میشود و نه غمگین
البته که غم و شادی لازمه ی زندگیست ولی ورق زندگی آنچنان سریع برمیگردد که به پای هرکدامشان بیش از حد ماندن ،حماقت ست.
#عادله_زمانی
@adelehz
البته که غم و شادی لازمه ی زندگیست ولی ورق زندگی آنچنان سریع برمیگردد که به پای هرکدامشان بیش از حد ماندن ،حماقت ست.
#عادله_زمانی
@adelehz
من همونی ام که میگه کاش می شد هوای تازه، خنک و خوش بوی گلفروشی ها رو تو تابستون خرید و نگه داشت .
#دلخوشیهای_کوچیک
@adelehz
#دلخوشیهای_کوچیک
@adelehz
این یک قانون کهن دنیاست
قانونی نامکتوب :
هر کسی که چیزی بیشتر دارد
در همان دَم چیزی هم کمتر دارد
شب زیبا
@adelehz
قانونی نامکتوب :
هر کسی که چیزی بیشتر دارد
در همان دَم چیزی هم کمتر دارد
شب زیبا
@adelehz
صبح شود خلق بدنبال خورشید در آسمان باشند تا سندی برای روز گردد و من به دنبال چشمانت در خانه ام ،که خورشید من ست...
#عادله_زمانی
@adelehz
#عادله_زمانی
@adelehz
ما تو اراک بازاری داریم که سقف چهار سوقش این شکلیه
من هر موقع از این جا رد میشم این نوشته تو به یاد میارم :
بگذار نور خاصیت تو باشد و روشنایی هنرت
هرکجا که رفتی از تو شعاع نور باقی بماند و هر که را دیدی در روشنایی ات آرام گیرد ...
و خداوند که نام مبارکش نور ست .
هر کجا دلت گرفت نور را صدا بزن
و او پاسخ خواهد داد.
نور را حذف نکن از زندگیت تا مبادا در تاریکی خشم و کینه و حسد غرق شوی ...
#عادله_زمانی
مریمجان از اراک ❤️
@adelehz
من هر موقع از این جا رد میشم این نوشته تو به یاد میارم :
بگذار نور خاصیت تو باشد و روشنایی هنرت
هرکجا که رفتی از تو شعاع نور باقی بماند و هر که را دیدی در روشنایی ات آرام گیرد ...
و خداوند که نام مبارکش نور ست .
هر کجا دلت گرفت نور را صدا بزن
و او پاسخ خواهد داد.
نور را حذف نکن از زندگیت تا مبادا در تاریکی خشم و کینه و حسد غرق شوی ...
#عادله_زمانی
مریمجان از اراک ❤️
@adelehz
🌿" کودکی " های ما !
بچه که بودم شبها قبل خواب به کتاب، کارتون ، سریال یا فیلمی که اون روز دیده بودم فکر می کردم ، می رفتم تو رویا با کلی سوال ، با خودم می گفتم مثلا اسکیموها خسته نمیشن انقدر ماهی میخورن ؟ خسته نمیشن وقتی همه چیز سفید رنگه ؟ اگه دلشون بستنی بخواد برف و شکر میخورن ؟ بعد با ذهن بچگیم به خودم جوابهایی میدادم ... می رفت تافردا شب ، اره تاااا ، چرا "تا " رو کشیدم؟
چون اون موقع ها از امروز تا فردا کلی راه بود .. دوباره قبل خواب یه رویای دیگه یه کارتون یه عالمه سوال می اومد سراغم : اسب سفید کجا قایم میشه که وقتی پپرو سوت میزنه زود میاد کمکش؟ چرا گلهای شیپوری باغچه ی حیاط شبها بسته میشن صبحها باز میشن ؟ آها میخوابن خوب پس چرا اون گل قرمزای ته حیاط شبها نمیخوابن ؟ یعنی الان اگه پرده رو بزنم کنار ژوپیه ژوپیا لالالالا پشت پنجره وایستاده تا با هم بریم بالای آسمون رو ببینیم ؟
من اگه ادم کوچولو بشم چی میشه ؟ میشه رو درخت سیب گوشه ی حیاط خونه درختی درست کنم ؟..دلم برای اون شبها تنگ میشه خودم سوال می کردم خودم جواب میدادم و از این همه عجایب ذوق می کردم..
بچگی من و ما ، قاطی دنیای آدم بزرگا نبود که هیچ ، کلا یه دنیای دیگه بود دنیایی که خودمون نقاشیش کرده بودیم با تمام گنج هایی که دم دستمون بود یعنی کارتونهامون ، دوستامون .. یعنی کتابهامون اونم اون کتابها .. نه این کتابها .. همیشه فکر می کردم همه ی بچه های دنیا با هم دوستن و مثل همن ، اگه برن رو یه بلندی میتونن برای همدیگه دست تکون بدن به هم شکلات و آدامس پرت کنن ..
بچه های نسل نو ، قاطی که نه ، درست وسط دنیای بزرگتران با ریز جزئیات ، بنابراین خاطره هاشون مثل ما نخواهد بود شاید اصلا خاطره براشون بی معنی باشه و بشه
دلم تنگ میشه برای اون حس های ناب اون پرسش های بی جواب ، اون شبهای پر ستاره ، بوی گلها و سبزی های باغچه و صدای سکوت کوچه و خیابون .... اما یه روزی میاد که همه ی رویاها میشن واقعیت ، در جایی که دیگه هیچ کدوم از ادم بدها رو راه نمیدن تا ابد ...لباس بچگی رو از تن تون در نیارید تا روح آروم بگیره !
نوبسنده : ؟
@adelehz
بچه که بودم شبها قبل خواب به کتاب، کارتون ، سریال یا فیلمی که اون روز دیده بودم فکر می کردم ، می رفتم تو رویا با کلی سوال ، با خودم می گفتم مثلا اسکیموها خسته نمیشن انقدر ماهی میخورن ؟ خسته نمیشن وقتی همه چیز سفید رنگه ؟ اگه دلشون بستنی بخواد برف و شکر میخورن ؟ بعد با ذهن بچگیم به خودم جوابهایی میدادم ... می رفت تافردا شب ، اره تاااا ، چرا "تا " رو کشیدم؟
چون اون موقع ها از امروز تا فردا کلی راه بود .. دوباره قبل خواب یه رویای دیگه یه کارتون یه عالمه سوال می اومد سراغم : اسب سفید کجا قایم میشه که وقتی پپرو سوت میزنه زود میاد کمکش؟ چرا گلهای شیپوری باغچه ی حیاط شبها بسته میشن صبحها باز میشن ؟ آها میخوابن خوب پس چرا اون گل قرمزای ته حیاط شبها نمیخوابن ؟ یعنی الان اگه پرده رو بزنم کنار ژوپیه ژوپیا لالالالا پشت پنجره وایستاده تا با هم بریم بالای آسمون رو ببینیم ؟
من اگه ادم کوچولو بشم چی میشه ؟ میشه رو درخت سیب گوشه ی حیاط خونه درختی درست کنم ؟..دلم برای اون شبها تنگ میشه خودم سوال می کردم خودم جواب میدادم و از این همه عجایب ذوق می کردم..
بچگی من و ما ، قاطی دنیای آدم بزرگا نبود که هیچ ، کلا یه دنیای دیگه بود دنیایی که خودمون نقاشیش کرده بودیم با تمام گنج هایی که دم دستمون بود یعنی کارتونهامون ، دوستامون .. یعنی کتابهامون اونم اون کتابها .. نه این کتابها .. همیشه فکر می کردم همه ی بچه های دنیا با هم دوستن و مثل همن ، اگه برن رو یه بلندی میتونن برای همدیگه دست تکون بدن به هم شکلات و آدامس پرت کنن ..
بچه های نسل نو ، قاطی که نه ، درست وسط دنیای بزرگتران با ریز جزئیات ، بنابراین خاطره هاشون مثل ما نخواهد بود شاید اصلا خاطره براشون بی معنی باشه و بشه
دلم تنگ میشه برای اون حس های ناب اون پرسش های بی جواب ، اون شبهای پر ستاره ، بوی گلها و سبزی های باغچه و صدای سکوت کوچه و خیابون .... اما یه روزی میاد که همه ی رویاها میشن واقعیت ، در جایی که دیگه هیچ کدوم از ادم بدها رو راه نمیدن تا ابد ...لباس بچگی رو از تن تون در نیارید تا روح آروم بگیره !
نوبسنده : ؟
@adelehz
بتو فکر میکنم و سرم بوی جنگل های باران خورده ی شمال را میگیرد .
بتو فکر میکنم و عطر خوب بهارنارنج در سرم می پیچد
بتو فکر میکنم و هزار شاخه مریم برایم خودنمایی می کند ...
چه خوب ست سالها بعد هم به یادت مریم ها عطر بیفشانند
آنچنان که فراموش نشوی ...
#عادله_زمانی
@adelehz
بتو فکر میکنم و عطر خوب بهارنارنج در سرم می پیچد
بتو فکر میکنم و هزار شاخه مریم برایم خودنمایی می کند ...
چه خوب ست سالها بعد هم به یادت مریم ها عطر بیفشانند
آنچنان که فراموش نشوی ...
#عادله_زمانی
@adelehz
راه مان سالها ست جدا شده
در زندگی بعدی
یا در دنیای دیگر
شاید دوباره هم را ببینیم
گاهی از خود می پرسم
اگر در دنیای دیگر دوباره عاشق هم شدیم
چه برای گفتن بهم خواهیم داشت ؟
#عادله_زمانی
@adelehz
در زندگی بعدی
یا در دنیای دیگر
شاید دوباره هم را ببینیم
گاهی از خود می پرسم
اگر در دنیای دیگر دوباره عاشق هم شدیم
چه برای گفتن بهم خواهیم داشت ؟
#عادله_زمانی
@adelehz
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
هرگز با خود نگو وای باز صبح شد.
بلکه تکرار کن چه خوب باز،صبح شد.
تفاوت یک مکث کوتاه ست ولی به اندازه تمام روز میتواند اثرگذار باشد .
روز را هرگونه و با هر فکری که شروع کنی با همان حال و فکر به پایان خواهی رساند.پس قوی و مثبت و شاد آغازش کن .
#عادله_زمانی
عکس پریسا جان راغیان
@adelehz
بلکه تکرار کن چه خوب باز،صبح شد.
تفاوت یک مکث کوتاه ست ولی به اندازه تمام روز میتواند اثرگذار باشد .
روز را هرگونه و با هر فکری که شروع کنی با همان حال و فکر به پایان خواهی رساند.پس قوی و مثبت و شاد آغازش کن .
#عادله_زمانی
عکس پریسا جان راغیان
@adelehz