دلم میخواهد روزی مادر پسری شوم.
پسری که سالها بعد مرد بزرگی باشد .دوست دارم روزی که مردعاقلی بود برایش داستان تو را تعریف کنم .
و بگویم که تورا روزی دوست داشتم و تویی که احتمالا نمی شناستت
میخواهم آنقدر عاقل باشد که حرف هایم را بشنود و با من فنجانی قهوه بنوشد و در آخر بگوید مادر چه چیز را باید بیاموزم .
و من بگویم پسرم بیاموز که عشق همیشه رسیدن نیست ولی عشق عشق ست .چیزی ارزشش را نمیکاهد ..
چه خوب اگر بتوانم چنین پسری را تربیت کنم...
#عادله_زمانی
@adelehz
پسری که سالها بعد مرد بزرگی باشد .دوست دارم روزی که مردعاقلی بود برایش داستان تو را تعریف کنم .
و بگویم که تورا روزی دوست داشتم و تویی که احتمالا نمی شناستت
میخواهم آنقدر عاقل باشد که حرف هایم را بشنود و با من فنجانی قهوه بنوشد و در آخر بگوید مادر چه چیز را باید بیاموزم .
و من بگویم پسرم بیاموز که عشق همیشه رسیدن نیست ولی عشق عشق ست .چیزی ارزشش را نمیکاهد ..
چه خوب اگر بتوانم چنین پسری را تربیت کنم...
#عادله_زمانی
@adelehz
میتوان به تمام اتفاقات بد گذشته فکر کرد و اتفاقات خوب آینده را نادیده گرفت
اما
این معامله ای سراسر زیان ست .تنها در صورتی که خاطرات خوب گذشته بتواند توجه ما را از اتفاقات ناخوشایند حال و آینده منحرف کند ما میتوانیم بگویم سود کردیم.
#عادله_زمانی
@adelehz
اما
این معامله ای سراسر زیان ست .تنها در صورتی که خاطرات خوب گذشته بتواند توجه ما را از اتفاقات ناخوشایند حال و آینده منحرف کند ما میتوانیم بگویم سود کردیم.
#عادله_زمانی
@adelehz
انگشتانی تازه میخواهم
برای دیگرگونه نوشتن!
از انگشتانی که قد نمیکشند،
از درختانی که نه بلند میشوند و نه میمیرند،
بیزارم!
نزار قبانی
@adelehz
برای دیگرگونه نوشتن!
از انگشتانی که قد نمیکشند،
از درختانی که نه بلند میشوند و نه میمیرند،
بیزارم!
نزار قبانی
@adelehz
تو همیشه به من جان دادی و کمکم کردی
کنارم بودی و دردهایم را مرهم شدی .
من همیشه سعی کردم کنارت باشم و شبیه تو رفتار کنماما خوب نمیشود که تو بود .چون تو گوهری هستی که یک بار ساخته شده ست.
مادر،دارایی عجیبی ست .من در تمام زندگیم تنها زمانی به معنای واقعی احساس عجز کردم که نتوانستم مادر درگذشته ات را برایت پیدا کنم این یعنی ناتوانی محض..
و مرا ببخش اگر نتوانستم ..
به غیر آن سعی میکنم هرچه باعث خوشحالی ات باشد انجام دهم .روزت مبارک فرشته ی صبور و فداکارم..❤️
#عادله_زمانی
@adelehz
کنارم بودی و دردهایم را مرهم شدی .
من همیشه سعی کردم کنارت باشم و شبیه تو رفتار کنماما خوب نمیشود که تو بود .چون تو گوهری هستی که یک بار ساخته شده ست.
مادر،دارایی عجیبی ست .من در تمام زندگیم تنها زمانی به معنای واقعی احساس عجز کردم که نتوانستم مادر درگذشته ات را برایت پیدا کنم این یعنی ناتوانی محض..
و مرا ببخش اگر نتوانستم ..
به غیر آن سعی میکنم هرچه باعث خوشحالی ات باشد انجام دهم .روزت مبارک فرشته ی صبور و فداکارم..❤️
#عادله_زمانی
@adelehz
شهریارا گو دل از ما مهربانان مشکنید
ورنه قاضی در قضا نامهربانی میکند
شهریار
هما ،مستان،قیمتی،صورت بانو،فردوس،کفش طلا،لیمو بانو،سمن گل،نوراشرف،صوفیه
#قدیمی_تر_صدایم_کن
@adelehz
ورنه قاضی در قضا نامهربانی میکند
شهریار
هما ،مستان،قیمتی،صورت بانو،فردوس،کفش طلا،لیمو بانو،سمن گل،نوراشرف،صوفیه
#قدیمی_تر_صدایم_کن
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شادی زندگی در همان یک دقیقه کم و بیشی ست که کنار هم میخندیم.
بدور از تمام دغدغه ها و مشکلاتی که داریم
من میخواهم به عشق باور کنم
به عشق وقتی کنار من یک آدم دیگر باشی
آدمی که زیباتر می درخشد...
#عادله_زمانی
@adelehz
بدور از تمام دغدغه ها و مشکلاتی که داریم
من میخواهم به عشق باور کنم
به عشق وقتی کنار من یک آدم دیگر باشی
آدمی که زیباتر می درخشد...
#عادله_زمانی
@adelehz
🍀
#قلم_نوشت
📄
نمی دونم هنوز هم اپلیکیش وایبر هست یا نه ؟
ولی اون ایام که پر کاربرد بود برای نخستین بار با تردید و دو دلی عکس خودم رو گذاشتم پروفایل. نه عضو گروهی بودم نه مخاطب چندان و خیلی غریبه ای داشتم. هنوز چند دقیقه ای نگذشته بود، یکی از آقایون که همیشه با افعال جمع و خیلی رسمی صحبت می کردیم بی هیچ مقدمه ای پیام داد چه لب های خوش فرمی! ( مطمئنم لب های پری رو ندیده بود که چنین گفت :دی )
همیشه برای سواد، ادب و بالاخص صفت سخت کوشی تحسینش می کردم.... اما اینقدر این جمله به نظرم دور از انتظار، برخورنده و شبیه این متلک های خیابانی آمد که دل چرکین شدم و بی هیچ توضیحی بلاکش کردم !
حتی فکر نکردم ممکنه واقعا لب هام خوش فرم باشه و قصد و غرضی پشتش نبوده باشه.
بس که ازمون تعریف نکردند عادت مون شد و باور نداریم!
خودمون هم جرات نمی کنیم از یک نفر غیر همجنس در حضور خودش تعریف کنیم که مبادا گمان کنه بی حیاییم یا نیت خاص و تقاضایی پس اون تعریف و تحسین هست!
بس که خودمون به خودمون بی توجه ایم به چشمشون نمیاد. یعنی حتی سر فرصت و دل سیر و مهربان توی آینه نگاه نمی کنیم خودمون رو !
خلاصه....
میون هدایایی که دوستم برام فرستاده بود دوتا رژ بود یکی رنگ قرمز خیلی جیغ یکی نقطه ی مقابلش شکلاتی خیلی کمرنگ و یواش به قول مهسا کال ! یاد عروس مردگان افتادم وقت زدنش. تلفنی که صحبت می کردیم پرسید دوست شون داری؟ خب نداشتم یعنی کاربردی نداشتند برام ولی به قول عزیز دندان اسب پیشکشی رو نمی شمرند ادب هم حکم می کرد تشکر کنم و بگم بله.
در ادامه گفت ببین من این دوتا رو ترکیبی میزنم. لب پایین رو قرمز، بالا رو شکلاتی بعد ترکیبشون که می کنم نتیجه یه رنگ جدید خیلی خوشرنگ میشه. خوشم اومد برای تو هم گرفتم....
مکالمه که تمام شد چنین کردم و دیدم راست میگه چه خوشرنگ میشه. مسعود اون حوالی نشسته بود پرسیدم چطوره به نظرت ؟ گفت قشنگه. میاد بهت. برگشتم به آینه. دور و نزدیک شدم و از زوایای مختلف نگاه کردم خودم رو انگار اول باره رژ میزنم! اول باره می بینم خودم رو ! اصلا اول باره می بینم لب دارم و انگار واقعا خوش فرمه ....
یاد ماجرای خاله افتادم که یه شب موقع مسواک زدن دیده بود یکی از دندان های پیش از دیگری عقب تره. نگران شده بود و فرداش رفته بود دندان پزشکی و جواب شنیده بود که خانم این مال امروز و دیروز و این ماه و اون ماه نیست مال سالیانه شما تازه متوجهش شدی. خلاصه از دکتر اصرار و از خاله انکار که من این همه سال روزی دو مرتبه مسواک میزنم بعد متوجه این ناهماهنگی فاحش نمیشم ؟! دکتر هم یک قالب برای دندان می سازه تا بعد یک دوره ی شش ماهه معلومش بشه این کهنه مشکله.
بعله جونم واست بگه ...
یجوری افتادیم وسط هیاهو، شلوغی، بلبشو، عجله، بدو بدو، روزمرگی و کار و کار و کار که فرصت نداریم خودمون رو نگاه کنیم و یه کلوم حرف بزنیم باهاش.
می ترسم یه روز نگاه کنم توی آینه و دلم هری بریزه از دیدن یه غـــــریبـــــه.... .
هیوا
#شما_فرستادین
@adelehz
#قلم_نوشت
📄
نمی دونم هنوز هم اپلیکیش وایبر هست یا نه ؟
ولی اون ایام که پر کاربرد بود برای نخستین بار با تردید و دو دلی عکس خودم رو گذاشتم پروفایل. نه عضو گروهی بودم نه مخاطب چندان و خیلی غریبه ای داشتم. هنوز چند دقیقه ای نگذشته بود، یکی از آقایون که همیشه با افعال جمع و خیلی رسمی صحبت می کردیم بی هیچ مقدمه ای پیام داد چه لب های خوش فرمی! ( مطمئنم لب های پری رو ندیده بود که چنین گفت :دی )
همیشه برای سواد، ادب و بالاخص صفت سخت کوشی تحسینش می کردم.... اما اینقدر این جمله به نظرم دور از انتظار، برخورنده و شبیه این متلک های خیابانی آمد که دل چرکین شدم و بی هیچ توضیحی بلاکش کردم !
حتی فکر نکردم ممکنه واقعا لب هام خوش فرم باشه و قصد و غرضی پشتش نبوده باشه.
بس که ازمون تعریف نکردند عادت مون شد و باور نداریم!
خودمون هم جرات نمی کنیم از یک نفر غیر همجنس در حضور خودش تعریف کنیم که مبادا گمان کنه بی حیاییم یا نیت خاص و تقاضایی پس اون تعریف و تحسین هست!
بس که خودمون به خودمون بی توجه ایم به چشمشون نمیاد. یعنی حتی سر فرصت و دل سیر و مهربان توی آینه نگاه نمی کنیم خودمون رو !
خلاصه....
میون هدایایی که دوستم برام فرستاده بود دوتا رژ بود یکی رنگ قرمز خیلی جیغ یکی نقطه ی مقابلش شکلاتی خیلی کمرنگ و یواش به قول مهسا کال ! یاد عروس مردگان افتادم وقت زدنش. تلفنی که صحبت می کردیم پرسید دوست شون داری؟ خب نداشتم یعنی کاربردی نداشتند برام ولی به قول عزیز دندان اسب پیشکشی رو نمی شمرند ادب هم حکم می کرد تشکر کنم و بگم بله.
در ادامه گفت ببین من این دوتا رو ترکیبی میزنم. لب پایین رو قرمز، بالا رو شکلاتی بعد ترکیبشون که می کنم نتیجه یه رنگ جدید خیلی خوشرنگ میشه. خوشم اومد برای تو هم گرفتم....
مکالمه که تمام شد چنین کردم و دیدم راست میگه چه خوشرنگ میشه. مسعود اون حوالی نشسته بود پرسیدم چطوره به نظرت ؟ گفت قشنگه. میاد بهت. برگشتم به آینه. دور و نزدیک شدم و از زوایای مختلف نگاه کردم خودم رو انگار اول باره رژ میزنم! اول باره می بینم خودم رو ! اصلا اول باره می بینم لب دارم و انگار واقعا خوش فرمه ....
یاد ماجرای خاله افتادم که یه شب موقع مسواک زدن دیده بود یکی از دندان های پیش از دیگری عقب تره. نگران شده بود و فرداش رفته بود دندان پزشکی و جواب شنیده بود که خانم این مال امروز و دیروز و این ماه و اون ماه نیست مال سالیانه شما تازه متوجهش شدی. خلاصه از دکتر اصرار و از خاله انکار که من این همه سال روزی دو مرتبه مسواک میزنم بعد متوجه این ناهماهنگی فاحش نمیشم ؟! دکتر هم یک قالب برای دندان می سازه تا بعد یک دوره ی شش ماهه معلومش بشه این کهنه مشکله.
بعله جونم واست بگه ...
یجوری افتادیم وسط هیاهو، شلوغی، بلبشو، عجله، بدو بدو، روزمرگی و کار و کار و کار که فرصت نداریم خودمون رو نگاه کنیم و یه کلوم حرف بزنیم باهاش.
می ترسم یه روز نگاه کنم توی آینه و دلم هری بریزه از دیدن یه غـــــریبـــــه.... .
هیوا
#شما_فرستادین
@adelehz
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
آرام بخش ها
حافظه ام را پاك كرده اند
اما...
دلم مى گويد: "من كسى را بسيار دوست مى داشتم..."
#محمد_برقعى
@adelehz
حافظه ام را پاك كرده اند
اما...
دلم مى گويد: "من كسى را بسيار دوست مى داشتم..."
#محمد_برقعى
@adelehz
الهی
نه من آنم كه ز فيض نگهت چشم بپوشم
نه تو آنی كه گدا را ننوازی به نگاهی
در اگر باز نگردد، نروم باز به جايی
پشت ديوار نشينم چو گدا بر سر راهی
كس به غير از تو نخواهم
چه بخواهی چه نخواهی
باز كن در كه جز اين خانه مرا نيست پناهی...❤️
پیر هرات
شب زیبا
@adelehz
نه من آنم كه ز فيض نگهت چشم بپوشم
نه تو آنی كه گدا را ننوازی به نگاهی
در اگر باز نگردد، نروم باز به جايی
پشت ديوار نشينم چو گدا بر سر راهی
كس به غير از تو نخواهم
چه بخواهی چه نخواهی
باز كن در كه جز اين خانه مرا نيست پناهی...❤️
پیر هرات
شب زیبا
@adelehz
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
برایم نامه ای بنویس،بگذارش لای کتابی .صدسال بعد که نوه هایت کتابهایت را به کتابخانه شهر هدیه دادند.دخترک کتابدار نامه ات رابیابد ..آنقدر زیبا بنویس که دخترک حسرت بخورد که چرا معشوقت او نیست و منم ..و اسمم را نیز ببر تا دخترک بفهمد که من کیستم ...
برایم از هرچیزی که دلم میخواهد در این عصر غبارالود و گرم تابستانی بشنوم بنویس ...
بگذار دنیا حتی سالها بعد بداند تو مردی بودی که برای من می نوشتی و می نوشتی و می نوشتی ...
#عادله_زمانی
@adelehz
برایم از هرچیزی که دلم میخواهد در این عصر غبارالود و گرم تابستانی بشنوم بنویس ...
بگذار دنیا حتی سالها بعد بداند تو مردی بودی که برای من می نوشتی و می نوشتی و می نوشتی ...
#عادله_زمانی
@adelehz
شعری نهفته است در لبهایت
که بوی نارنج میدهد
بهار که شد،
به چیدنَت میآیم...
رضا کاظمی
میانه یک سفر، یک رفیق و همکلاسی قدیمی حین بهار نارنج چیدن یادت میکند .دلخوشی ها همین ست و بس...
📷هانیه جان محمدی
@adelehz
که بوی نارنج میدهد
بهار که شد،
به چیدنَت میآیم...
رضا کاظمی
میانه یک سفر، یک رفیق و همکلاسی قدیمی حین بهار نارنج چیدن یادت میکند .دلخوشی ها همین ست و بس...
📷هانیه جان محمدی
@adelehz
اولین باری که رودر رو همدیگه را دیدیم یادت هست؟یکی از روزهای قشنگ اردیبهشت بود،پیاده هی رفتیم و رفتیم تا به کوچه ای به نام گلشن رسیدیم،انگار آن کوچه را برای عاشقانه های من و تو ساخته بودند،جایی بالای رنگین کمان،من مبهوت کنارتو قدم زدن و تو بالای ابرها بودی،ته کوچه یک باغ مخفی بود،پر از نسترن و رزهای رونده و یاس های خوشبوی امین الدوله،درخت های تنومند هم داشت،علفهای نمناک و باران خورده اش آنقدر بلند بودند که به سختی میشد از میانشان گذشت دستم را گرفتی از میان درختان درهم تنیده و علفها رد شدیم،درختان باغ سالها بود که هرس نشده بودندو شاخه هایشان به هر سو خزیده بود،جای عجیبی بود انگار آنجا زمان وجود نداشت،تو دستت را دراز کردی و از بلندترین شاخه های یک درخت برایم توت چیدی،گلبرگهای نسترن به اندک نسیمی روی سرمان می ریختند و آن باغ فراموش شده،همان که انگار جایی بالای رنگین کمان بود را به بهشت تبدیل می کردند،روی سبزه ها نشستیم و تو به یک درخت کهنسال تکیه دادی،نه فقط لبهایت لبخند میزد که چشمانت ستاره باران بود،آن بهشت را من وتو کشف کرده بودیم،جز آواز پرنده ها و صدای پیچیدن باد لابلای درختان صدایی نبود، عشق فرمانروایی می کرد و همه را به سکوت فرا خوانده بود تا زمزمه قلبهای من و تو را بشنود،تپشهای قلب من در کوچه گلشن را به اسیری گرفت و تورا آزاد کرد،اردیبهشت رفت
عشق رفت
توت های شاخه های بالایی ریختند و کسی نبود که آنها را برایم بچیند
تو رفتی
و تنها چیزی که از آن روزها ماند کوچه گلشن بود
درختان را از ریشه کندند و سرتاسر باغ تبدیل به سیمان و آهن شد،نه درختی ماند نه حتی جایی به اندازه نشستن و فکر کردن به آن روزها،قلب من زیر آن همه بتون و میلگرد مدفون شد،
تو رفتی
اردیبهشت رفت
نسترن ها خشکیدند
توت ها کال از شاخه افتادند
و فقط باران چشمان من بود که بند نیامد.
#ناشناس
@adelehz
عشق رفت
توت های شاخه های بالایی ریختند و کسی نبود که آنها را برایم بچیند
تو رفتی
و تنها چیزی که از آن روزها ماند کوچه گلشن بود
درختان را از ریشه کندند و سرتاسر باغ تبدیل به سیمان و آهن شد،نه درختی ماند نه حتی جایی به اندازه نشستن و فکر کردن به آن روزها،قلب من زیر آن همه بتون و میلگرد مدفون شد،
تو رفتی
اردیبهشت رفت
نسترن ها خشکیدند
توت ها کال از شاخه افتادند
و فقط باران چشمان من بود که بند نیامد.
#ناشناس
@adelehz
میدانی
پیر شدن به پایت سهم من خواهد بود
من اما از پیر شدن به دستت میترسم...
#عادله_زمانی
قمرتاج
عمرتاج
شاه طلا
نبات
عروس
گل پری
کافیه
جمینه
نوردانه
گوهر
اشرفی
ملوک...
#قدیمی_تر_صدایم_کن
@adelehz
پیر شدن به پایت سهم من خواهد بود
من اما از پیر شدن به دستت میترسم...
#عادله_زمانی
قمرتاج
عمرتاج
شاه طلا
نبات
عروس
گل پری
کافیه
جمینه
نوردانه
گوهر
اشرفی
ملوک...
#قدیمی_تر_صدایم_کن
@adelehz
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
من دستور پخت های مادرم و مو به مو دنبال میکنم ولی باز عطر غذای مامانم یه چیزدیگست .
به خودت بیا زن :)
اون ادویه های سری و جادویی و تو به دخترتم معرفی کن :)))))
@adelehz
به خودت بیا زن :)
اون ادویه های سری و جادویی و تو به دخترتم معرفی کن :)))))
@adelehz
و تو خوب باش بی توجه به دیگران
خوبی نوری ست که در اتاق آیینه تابیده میشود هرکجای اتاق که ایستاده باشی
نور به تو برخواهد گشت .
#عادله_زمانی
صبح زیبا تون پرنور
📷 غلام نجاتی
@adelehz
خوبی نوری ست که در اتاق آیینه تابیده میشود هرکجای اتاق که ایستاده باشی
نور به تو برخواهد گشت .
#عادله_زمانی
صبح زیبا تون پرنور
📷 غلام نجاتی
@adelehz