بعضی ها در وقت های خالی شان با شما حرف میزنند .و بعضی ها وقت شان را خالی میکنند تا با شما حرف بزنند .
تفاوت را یاد بگیرید.
پ.ن همه چیز به الویت های انسان برمیگردد.
@adelehz
تفاوت را یاد بگیرید.
پ.ن همه چیز به الویت های انسان برمیگردد.
@adelehz
چای نوشیدن با کسی که شما را می فهمد. گوشی شنوا برای حرفهایتان ست .
شما حالش را درک میکنید و میتوانید نظری یکسان یا حداقل کمی متفاوت و نه متضاد در مورد مسائل داشته باشید .اتفاق خوب و لذت بخشی ست .عشق زیباست ولی گاهی فقط یک دوستی آرام و ادامه دار از خیلی از عشقها لذت بخش ترست...
#عادله_زمانی
@adelehz
شما حالش را درک میکنید و میتوانید نظری یکسان یا حداقل کمی متفاوت و نه متضاد در مورد مسائل داشته باشید .اتفاق خوب و لذت بخشی ست .عشق زیباست ولی گاهی فقط یک دوستی آرام و ادامه دار از خیلی از عشقها لذت بخش ترست...
#عادله_زمانی
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روزهای قرنطینه چنین میگذرد 🤦♀
@adelehz
@adelehz
به یاد دارم که چندسال قبل درگیر یکمشکل بزرگ شده بودم.مشکلی که چندسالی دوامکرده بود و از سرناچاری چون آن را به حال خودش واگذاشته بودم نه تنها بهبود نیافته بود بلکه وخیم تر شده بود مثل یک دندان دردناک که نه تنها دردش تسکین نیافته بود بلکه آبسه و ورم هم به آن افزوده شده بود .
مشکل بزرگی بود که هیچ کس از جمله مادروپدرم به راحتی از پسش برنمی آمدند.
درهای زیادی را بابتش زده بودیم و راههای مختلفی را رفته بودیم اما جواب نگرفتیم .
بیاد دارم که یک بار تا دقیقه ی نود برای حلش پیش رفته بودیم اما دقیقا در دقیقه نود طوفانی به پا شده بود و همه چیز را برگردانده بود بر سر خانه ی اول .
راستش بسیار مایوس و خسته بودیم
در آخرین تلاشها ناگهان ورق برگشت از جایی که فکرش را نمی کردیم پی در پی مقدمات حل مشکل فراهم شد .اتفاقاتی افتاد و مقدماتی چیده شد که اگر در خواب آن را می دیدیم شاید براحتی باور نمی کردیم ...اما اتفاقات دومینو وار در حال انجام شدن بود...
امروز بیاد همان مشکل و حلش افتادم .به مقدماتی فکر کردم که چندسالی بطول انجامیده بود هر مقدمه را ردگیری کردم تا ببینم دقیقا از کجا آغاز میشود و بفهمم که چه شد که این چنین شد .و هر مرتبه شگفت زده تر شدم .
من مثل هر آدم دیگری در مواردی از خدا گلایه دارم خصوصا اگر برای چیزی خیلی تقلا کنم و نتیجه ای ندهد اما امروز معجزه وار به آن بزرگترین مشکل زندگیم فکر کردم و از خودم پرسیدم همان اندازه که از او گلایه میکنی شاکرش هم هستی .آیا از او پرسیدی که چگونه تمام این مقدمات ناممکن را برای حل مشکلات ممکن کرده ست ؟
میخواهم بگویم که رها کنید و از خودش بخواهید برایتان بسازد دعا کنید که خودش دست بکار شود چون به خودش سوگند هیچ کس نمی تواند مثل او برایتان چیزی را بسازد و روبراه کند
فقط دعا کنید که بخواهد و بسازد...
#عادله_زمانی
@adelehz
مشکل بزرگی بود که هیچ کس از جمله مادروپدرم به راحتی از پسش برنمی آمدند.
درهای زیادی را بابتش زده بودیم و راههای مختلفی را رفته بودیم اما جواب نگرفتیم .
بیاد دارم که یک بار تا دقیقه ی نود برای حلش پیش رفته بودیم اما دقیقا در دقیقه نود طوفانی به پا شده بود و همه چیز را برگردانده بود بر سر خانه ی اول .
راستش بسیار مایوس و خسته بودیم
در آخرین تلاشها ناگهان ورق برگشت از جایی که فکرش را نمی کردیم پی در پی مقدمات حل مشکل فراهم شد .اتفاقاتی افتاد و مقدماتی چیده شد که اگر در خواب آن را می دیدیم شاید براحتی باور نمی کردیم ...اما اتفاقات دومینو وار در حال انجام شدن بود...
امروز بیاد همان مشکل و حلش افتادم .به مقدماتی فکر کردم که چندسالی بطول انجامیده بود هر مقدمه را ردگیری کردم تا ببینم دقیقا از کجا آغاز میشود و بفهمم که چه شد که این چنین شد .و هر مرتبه شگفت زده تر شدم .
من مثل هر آدم دیگری در مواردی از خدا گلایه دارم خصوصا اگر برای چیزی خیلی تقلا کنم و نتیجه ای ندهد اما امروز معجزه وار به آن بزرگترین مشکل زندگیم فکر کردم و از خودم پرسیدم همان اندازه که از او گلایه میکنی شاکرش هم هستی .آیا از او پرسیدی که چگونه تمام این مقدمات ناممکن را برای حل مشکلات ممکن کرده ست ؟
میخواهم بگویم که رها کنید و از خودش بخواهید برایتان بسازد دعا کنید که خودش دست بکار شود چون به خودش سوگند هیچ کس نمی تواند مثل او برایتان چیزی را بسازد و روبراه کند
فقط دعا کنید که بخواهد و بسازد...
#عادله_زمانی
@adelehz
اردیبهشت های بچگی سخت میگذشت .دراضطراب امتحانات خرداد و بعدش هم جدایی ازهمکلاسی ها و سال بعد را خدامیدانست که بازهم این همکلاسی های جون جونی همکلاسی میمانند یا نه.
حالا آن میانه سه ماه هم تعطیلی تابستانی بود که اغراق نباشد بهترین دوره ی زندگی ما بچه هابود.
اما خوب هیچ خاطره مشخصی از اردیبهشت به جز اضطراب تمام شدن مدرسه وامتحانات درذهن ما نمی ماند.
باوجود هوای سکرآمیز و درختان سبز وگلهای محمدی تازشکفته ی راه مدرسه که هربارسعی میکردیم یواشکی ودورازچشم صاحب خانه بچینیمشان.باوجود عطر خوب خاک وقتی عصرهااز مدرسه برمیگشتیم و ازآب پاشی خانه های داخل کوچه بلند میشد .باوجود بستنی های راه مدرسه که تازه با شروع فصل گرم شدن بازهم راهی مغازه ها شده بودند وبا وجود تمام این چیزهای خوب من در بچگی نمیتوانستم قدر اردیبهشت رابدانم.
حالا گاهی فکر میکنم نکند حالا که بزرگ شده ام هم ناخواسته به خاطر یک امتحان ساده لذت چیزی که دردستم دارم را حس نکنم .
نکند مثل بچگی که اردیبهشت را میباختیم چیزی رابرای چیزساده ای ببازم وبعد خیلی دیر بفهمم که کاش اینقدر سخت نمیگرفتم.
حالا،هربچه مدرسه ای را که در راه مدرسه میبینم دلم برایش میسوزد اگر با همان کوله ی خوشرنگش زیر درختان تازه جوانه زده ندود و بستنیش را باشدت و بیخیال ازدنیا نخورد.دلم میسوزد اگر نبینم توی راه برگشت بخانه یک بغل گل دستش نیست و از ذوق رسیدن اینهمه حال خوب بچگی مدام نمیخندد.
اگر بچه مدرسه ای ها رااینطور نبینم دلم میگیرد چون پی میبرم که بازهم کسی دارد چیزی گرانبها را به بهایی مفت می بازد.
#عادله_زمانی
@adelehz
حالا آن میانه سه ماه هم تعطیلی تابستانی بود که اغراق نباشد بهترین دوره ی زندگی ما بچه هابود.
اما خوب هیچ خاطره مشخصی از اردیبهشت به جز اضطراب تمام شدن مدرسه وامتحانات درذهن ما نمی ماند.
باوجود هوای سکرآمیز و درختان سبز وگلهای محمدی تازشکفته ی راه مدرسه که هربارسعی میکردیم یواشکی ودورازچشم صاحب خانه بچینیمشان.باوجود عطر خوب خاک وقتی عصرهااز مدرسه برمیگشتیم و ازآب پاشی خانه های داخل کوچه بلند میشد .باوجود بستنی های راه مدرسه که تازه با شروع فصل گرم شدن بازهم راهی مغازه ها شده بودند وبا وجود تمام این چیزهای خوب من در بچگی نمیتوانستم قدر اردیبهشت رابدانم.
حالا گاهی فکر میکنم نکند حالا که بزرگ شده ام هم ناخواسته به خاطر یک امتحان ساده لذت چیزی که دردستم دارم را حس نکنم .
نکند مثل بچگی که اردیبهشت را میباختیم چیزی رابرای چیزساده ای ببازم وبعد خیلی دیر بفهمم که کاش اینقدر سخت نمیگرفتم.
حالا،هربچه مدرسه ای را که در راه مدرسه میبینم دلم برایش میسوزد اگر با همان کوله ی خوشرنگش زیر درختان تازه جوانه زده ندود و بستنیش را باشدت و بیخیال ازدنیا نخورد.دلم میسوزد اگر نبینم توی راه برگشت بخانه یک بغل گل دستش نیست و از ذوق رسیدن اینهمه حال خوب بچگی مدام نمیخندد.
اگر بچه مدرسه ای ها رااینطور نبینم دلم میگیرد چون پی میبرم که بازهم کسی دارد چیزی گرانبها را به بهایی مفت می بازد.
#عادله_زمانی
@adelehz
یک مرد بی خانمان برزیلی در خیابان تصادف کرده ست چهار دوستش تمام راه رو تا بیمارستان پشت آمبولانس دویدند و بعد هم پشت در بیمارستان منتظرش موندند حالا این چهارتا دوست کی هستند؟
چهارتا سگ که با اون توی خیابون زندگی میکردند 😊
@adelehz
چهارتا سگ که با اون توی خیابون زندگی میکردند 😊
@adelehz
😢1
اردی بهشت هم آمد
چه کنم که در میانه ی بهار
هم تورا هنوز دوست دارم
مثل زمستان و تابستان و پاییز
شبیه تمام عمر
#عادله_زمانی
عکس :عادله زمانی
@adelehz
چه کنم که در میانه ی بهار
هم تورا هنوز دوست دارم
مثل زمستان و تابستان و پاییز
شبیه تمام عمر
#عادله_زمانی
عکس :عادله زمانی
@adelehz
گل سرخم چرا پژمرده حالی؟
بيا قسمت كنيم دردی كه داری
بيا قسمت كنيم، بيشش به من ده
كه تو کوچک دلی، طاقت نداری
@adelehz
بيا قسمت كنيم دردی كه داری
بيا قسمت كنيم، بيشش به من ده
كه تو کوچک دلی، طاقت نداری
@adelehz
وَ إِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنیِّ فَإِنیِّ قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ
و هرگاه بندگان من از تو در باره من بپرسند ، من نزدیکم و دعاى دعاکننده را به هنگامى که مرا بخواند اجابت میکنم.
[سوره بقره | ۸۶]
شب زیبا
@adelehz
و هرگاه بندگان من از تو در باره من بپرسند ، من نزدیکم و دعاى دعاکننده را به هنگامى که مرا بخواند اجابت میکنم.
[سوره بقره | ۸۶]
شب زیبا
@adelehz