"زنی که‌گم کردم "
4.35K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
در ﻋﺼﺮ ﯾﺨﺒﻨﺪﺍﻥ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﯾﺦ ﺯﺩﻧﺪ ﻭ ﻣﺮﺩﻧﺪ.
ﺧﺎﺭﭘﺸﺘﻬﺎ ﻭﺧﺎﻣﺖ ﺍﻭﺿﺎﻉ ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎﻓﺘﻨﺪ
ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ :
ﺩﻭﺭﻫﻢ ﺟﻤﻊ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺑﺪﯾﻦ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺣﻔﻆ ﮐﻨﻨﺪ.
ﻭﻗﺘﯽ ﻧﺰﺩﯾﮑﺘﺮ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮔﺮﻣﺘﺮ ﻣﯽ ﺷﺪﻧﺪ. ﻭﻟﯽ ﺧﺎﺭﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺯﺧﻤﯽ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ، ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺧﺎﻃﺮ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺩﻭﺭ ﺷﻮﻧﺪ، ﻭﻟﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﺍﺯ ﺳﺮﻣﺎ ﯾﺦ ﺯﺩﻩ ﻣﯽ ﻣﺮﺩﻧﺪ.
ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺭﻭ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺑﺮﮔﺰﯾﻨﻨﺪ ﯾﺎ ﺧﺎﺭﻫﺎﯼ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﻨﻨﺪ، ﯾﺎ ﻧﺴﻠﺸﺎﻥ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺮ ﮐﻨﺪﻩ ﺷﻮﺩ .
ﺩﺭﯾﺎﻓﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﺯ ﮔﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﮔﺮﺩﻫﻢ ﺁﯾﻨﺪ. ﺁﻣﻮﺧﺘﻨﺪ ﮐﻪ
ﺑﺎ ﺯﺧﻢ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﺰﯾﺴﺘﯽ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﻮﺟﻮﺩ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ، ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﭼﻮﻥ ﮔﺮﻣﺎﯼ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻣﻬﻤﺘﺮ ﺍﺳﺖ .
ﻭ ﺍﯾﻦ ﭼﻨﯿﻦ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻤﺎﻧﻨﺪ...

ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﺷﺨﺎﺹ ﺑﯽ ﻋﯿﺐ ﻭ ﻧﻘﺺ ﺭﺍ ﮔﺮﺩ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ، ﺑﻠﮑﻪ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﻫﺮ ﻓﺮﺩ ﺑﯿﺎﻣﻮﺯﺩ ﺑﺎ ﻣﻌﺎﯾﺐ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﮐﻨﺎﺭ ﺁﯾﺪ ﻭ ﻣﺤﺎﺳﻦ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﺤﺴﯿﻦ ﻧﻤﺎﯾﺪ.

ژان پل سارتر
@adelehz
دنیا و حال خوب و خوشش عاید شما ❤️
@adelehz

‏روزهاى خوب و بدى باهم داشتيم كه بيشترشان خوب بود؛
من تمامِ آن روز ها را مى بوسم ...

جمال ثريا

@adelehz
بادصبا بیا وازمن بگذر
گلی از فرش دلم بردار و بعداز گذشتن ازهر کوی وبرزن وباغ وبستان بدست اوبرسان.شاید این بار معجزه ای رخ دادو بایک گل بهارشد!
#عادله_زمانی

شب زیبا
@adelehz
‌‌
اين سينه هواى يار ميخواهد خب
بى تاب شده قرار ميخواهد خب
لبخند كه ميزنى لبت ميشكفد
ما هم دلمان انار ميخواهد خب ...

سیدتقی سیدی

@adelehz
مرا ببین
اگر هزار بار مرا پژمرده کنی
اگر هزار بار از ساقه بچینی ام
دوباره جوانه خواهم زد.
من آدمی که بمیرم و نباشم نیستم
حتی اگر بمیرم بازهم حضور خواهم داشت .
مرا هزار بار اگر بمیرانی
راه زنده ماندن را باز خواهم رفت ...
#عادله_زمانی
@adelehz
دیشب وقتی خواب بودم
دختری در محله ام خودکشی کرد.
ظهر آمبولانس ها و ماشین های پلیس محله را قرق کرده بودند .
دختری که من نمیشناختمش در نزدیکی خانه ام
شنیدم که گفتند دانشجوی شهرستان بوده ست و مادرش هنوز در همان شهرست..
میدانی چرا تکان خوردم؟
از این تکان خوردم که چقدر دنیای ما کوچک ست .در شبی که من مشغول کتاب خواندن یا فیلم دیدن در خانه ام بودم دختری به آخرین شب عمرش فکر میکرده ست .یعنی چه بر سرش آمده بوده ست ؟
به چه چیز فکر میکرده؟ به ازدواجش با یک مرد خوب؟ به بچه هایی که میتوانست داشته باشد؟ به کتابهایش و ترم آخر دانشگاه؟ به جشن فارغ التحصیلی؟
به مادرش فکر کرده ایا؟
ایا مدل لباس عروس ها را تصور کرده ست ؟
آیا در این سالها به اسمی برای پسر یا دختری که میخواسته داشته باشد فکر کرده ست؟
چه چیز توانسته اورا تا حد دست کشیدن از زندگی،این میوه ی شیرین، جنون امیز پیش ببرد؟
راستش شنیدن این خبر خسته ام کرد
حس میکنم کوه بزرگی روی دوشم ست.
من از به باد رفتن رویاهای دختری جوان بر خود لرزیدم .
حس بدی ست که بفهمی مرگ میتواند چقدر نزدیک باشد..
و زندگی مگر چیست جز مرور کردن مکرر رویاهایت
اما آن لحظه که دیگر هیچ راهی برای به رویا ختم شدن در ذهنت پیدا نشود
چه لحظه ی تلخ و پوچی ست...
روحت در آرامش دخترک سفر کرده ..😔
#عادله_زمانی
@adelehz
آنجا دشتی ست
تورا آنجا خواهم دید ‌...
@adelehz
مادرم میگفت :
به دیوار تکیه کن،
ولی به مردها ؛ نه …!
که دیوار اگر پشتت را خالی کرد،
سنگ است و گچ، نهایت سرت میشکند..!
ولی اگر مردی رهایت کرد،
دلت میشکند،
روح و تمام زندگیت میشکند
و زنی که بشکند،
سنگ میشود،
سرد و سخت،
که نه میخندد، و نه میگرید..!
و این یعنی فاجعه…!
فاجعه زنیست که از دلدادگی ترسیده...
@adelehz
خیلی از مردها به فکر خوابیدن با یک زن هستند.
اما زنها در دنیای زنانه شان فقط کسی را که عاشق بیدارشدن باآنهاست، مرد می نامند...
#عادله_زمانی
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی باشه یهو
بین مشکلات و دلواپسی هاش
دلش بخواد آدم و بغل کنه ...
@adelehz
خسته ام
انگار از جنگ برگشته ام .
از جنگی که درونش بخشی از دلم را از دست داده ام.
میدانی آدمیزاد وقتی دلش را تکه کند و یک‌تکه اش را از دست دهد حال خوبی ندارد.
یک چیزهایی در زندگی هست که سخت ست یعنی اگر عاقل باشی خودت را آغشته اش نمیکنی تا بعدها بخاطرش عذاب نکشی
بعضی رابطه ها مثل میدان مین ست .با خودت میگویی از کجا معلوم مشکلی پیش بیاید اصلا ببین چه گلهای قشنگی آن وسط روییده جلو می روم ...گلی می چینم و لذت میبرم و مینی منفجر نخواهد شد .
اما.....دستت به گل نرسیده ولی پایت روی مین گیر میکند و یکهو...بوم....
مین منفجر شده ست و گل هم با خاکها به هوا برخاسته و از رنگ افتاده ست .
همان لحظه ناخودآگاه نگاهت به بیرون میدان مین می افتد و صدها گلی که زیباتر از گل میدان بودند به خودت می آیی و میگویی هی فلانی بازهم اشتباه کردی ...رو دست خوردی
ببین ...دلت را در میدان مین تکه تکه کردی به خاطر گلی که مال تو نبود .
تکه های دلت را جمع میکنی و افتان و خیزان از میدان مین خارج میشوی ...از کنار گلهای متعجب عبور میکنی و میروی یک گوشه دنج ...و دلت را که حالا تکه تکه شده کنار هم میچینی
ولی میدانی این میان یک راز وجود دارد و آن این ست که با وجود تمام این سختی ها تو دوباره به پا میخیزی و تکه های دلت را کنار هم می گذاری و آنها را چنان بهم میچسبانی که اصلا کسی یادش هم‌نمی آید روزی این دل تکه تکه بوده ست‌‌..
میدانهای مین و گلهایی که مال تو نیستند همیشه وجود دارند و تو ممکن ست بارها گول بخوری اما بازهم نا امید نشو برخیز و دلت را در دستت بگیر و به خانه برگردد...
همین
#عادله_زمانی
@adelehz
چرا دیگه هیچی
طعم خوب بچگی مون و نمیده؟
نه پرتغالها اون بو رو دارند
نه سیب ها
نه حتی شکلات ها
چی عوض شده؟
@adelehz

اکنون که طریق دیگرم نیست

بنشینم و صبر پیش گیرم

سعدی

شب زیبا

@adelehz