Forwarded from "زنی کهگم کردم "
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حال خوب ❤️
@adelehz
@adelehz
"زنی کهگم کردم "
حال خوب ❤️ @adelehz
حقیقتا من برای این ضعف کردم😄😍
@adelehz
@adelehz
خدا برای هر روز ما درسی دارد
درس امروزش این ست که به خاک سیاه نگاه کن و ببین چه رنگهایی از درونش بیرون می کشم
پس به من اعتماد کن و جلو برو ...
#عادله_زمانی
عکس از عطیه
#گل_من
#زندگی_ادامه_داره
@adelehz
درس امروزش این ست که به خاک سیاه نگاه کن و ببین چه رنگهایی از درونش بیرون می کشم
پس به من اعتماد کن و جلو برو ...
#عادله_زمانی
عکس از عطیه
#گل_من
#زندگی_ادامه_داره
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آخرین روزهای اسفند است
از سرِ شاخِ این برهنه چنار
مرغکی با ترنمی بیدار
میزند نغمه
نیست معلومم
آخرین شِکوِه از زمستان است؛
یا نخستین ترانه های بهار
شفیعی کدکنی
ریحانه
#زندگی_ادامه_داره
@adelehz
از سرِ شاخِ این برهنه چنار
مرغکی با ترنمی بیدار
میزند نغمه
نیست معلومم
آخرین شِکوِه از زمستان است؛
یا نخستین ترانه های بهار
شفیعی کدکنی
ریحانه
#زندگی_ادامه_داره
@adelehz
آدمها تا وقتی در این دنیا هستند عطر و بوی خاص خودشان را دارند. بعد از رفتن شان هم عطر و بوی شان کنار عزیزانشان باقی میماند.
خواه با یک شیشه عطر ، خواه با خاطره های شیرین و ....
مامان بزرگ من با گلدونهای قشنگش عطر و بوی خودش را تا ابد توی زندگیمان جا گذاشت..
گلدانش بوی بهار را توی خانه ی ما پخش کرده ست.. دلتنگشم 😢
نسترن
#گل_من
#زندگی_ادامه_داره
@adelehz
خواه با یک شیشه عطر ، خواه با خاطره های شیرین و ....
مامان بزرگ من با گلدونهای قشنگش عطر و بوی خودش را تا ابد توی زندگیمان جا گذاشت..
گلدانش بوی بهار را توی خانه ی ما پخش کرده ست.. دلتنگشم 😢
نسترن
#گل_من
#زندگی_ادامه_داره
@adelehz
این گلدان های کوچک کاکتوس تنها گل های طبیعی هستن که من در خانه دارم. این ها رو یکی از دانشجوهای سابقم با اولین حقوقش برام هدیه آورد. خیلی دوستشان دارم چون نشانه ی قدرشناسی و عشق اند.
فکر می کنم این کوچک های زیبا این پیام رو دارند که صبر اوج احترام به حکمت خداست. روزهای سخت می گذرند. صبور باشیم. چون چیزهای خوب زمان می برند....
عکس از اورانوس
#گل_من
#زندگی_ادامه_داره
@adelehz
فکر می کنم این کوچک های زیبا این پیام رو دارند که صبر اوج احترام به حکمت خداست. روزهای سخت می گذرند. صبور باشیم. چون چیزهای خوب زمان می برند....
عکس از اورانوس
#گل_من
#زندگی_ادامه_داره
@adelehz
به تو گفتم:
گنجشکِ کوچکِ من باش
تا در بهارِ تو
من درختی پُرشکوفه شوم
و برف آب شد
شکوفه رقصید
آفتاب درآمد...
احمد شاملو
عکس از سونای
#گل_من
#زندگی_ادامه_داره
@adelehz
گنجشکِ کوچکِ من باش
تا در بهارِ تو
من درختی پُرشکوفه شوم
و برف آب شد
شکوفه رقصید
آفتاب درآمد...
احمد شاملو
عکس از سونای
#گل_من
#زندگی_ادامه_داره
@adelehz
دلتنگ خواندنت هستم
مثل اولین رمان عاشقانه ای که آدم در نوجوانی میخواند .با همان شوق و ذوق بکر و دست نخورده با همان باور شیشه ای و شفاف به عشق و دوست داشتن
کجایی کتاب عاشقانه ی روزهای دور؟!
#عادله_زمانی
@adelehz
مثل اولین رمان عاشقانه ای که آدم در نوجوانی میخواند .با همان شوق و ذوق بکر و دست نخورده با همان باور شیشه ای و شفاف به عشق و دوست داشتن
کجایی کتاب عاشقانه ی روزهای دور؟!
#عادله_زمانی
@adelehz
بی توجه به اتفاقات پیرامون در حال جوانه زدن هستند ...
عکس سپیده صابری
#گل_من
#زندگی_ادامه_داره
@adelehz
عکس سپیده صابری
#گل_من
#زندگی_ادامه_داره
@adelehz
میخواستم خطها بنویسم
اما دیدممجالش نیست
فقط میگم که سالی که گذشت مارا خسته کرد
وسالی که پیش روست پرست از ناشناخته ها
پس سال قبل را رها کرده و به سال آینده امید می بندیم ..
خدایا مارا رها مکن
و مارا فراموش نکن
همین
سال نو مبارک
با احترام و عشق
#عادله_زمانی
@adelehz
اما دیدممجالش نیست
فقط میگم که سالی که گذشت مارا خسته کرد
وسالی که پیش روست پرست از ناشناخته ها
پس سال قبل را رها کرده و به سال آینده امید می بندیم ..
خدایا مارا رها مکن
و مارا فراموش نکن
همین
سال نو مبارک
با احترام و عشق
#عادله_زمانی
@adelehz
"زنی کهگم کردم "
🙄😁 @adelehz
یه دوست آذری زبان داشتم
اهل تبریز
هر وقت حرف میزد با لذت به لهجه اش گوش میدادم
صدای خنده هاش هنوز تو گوشمه
شب سال نو یهو یادش افتادم
هرجا هستی رفیق نونت گرم و آبت سرد❤️
@adelehz
اهل تبریز
هر وقت حرف میزد با لذت به لهجه اش گوش میدادم
صدای خنده هاش هنوز تو گوشمه
شب سال نو یهو یادش افتادم
هرجا هستی رفیق نونت گرم و آبت سرد❤️
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زندگی همین هوای حیرت است
آن جوانه ای که چشم بسته،
بی قرارِ فرصت است
یک اشاره
زندگی همین تبسم طبیعت است...🌱
پ.ن. پامچال رنگی های بالکن خونه ما،کاهوهای تازه جوانه زده مون😗، مَش های نوبرانه و جوانه های خوشگل سبزه عید، درخت پرشکوفه مون، نازگلای لب دیوار، شمارش معکوسِ بهارِ امسال ❤
مهسا از فرانسه
#گل_من
#زندگی_ادامه_داره
@adelehz
آن جوانه ای که چشم بسته،
بی قرارِ فرصت است
یک اشاره
زندگی همین تبسم طبیعت است...🌱
پ.ن. پامچال رنگی های بالکن خونه ما،کاهوهای تازه جوانه زده مون😗، مَش های نوبرانه و جوانه های خوشگل سبزه عید، درخت پرشکوفه مون، نازگلای لب دیوار، شمارش معکوسِ بهارِ امسال ❤
مهسا از فرانسه
#گل_من
#زندگی_ادامه_داره
@adelehz
شهر مزارشریف در شمال ولایت بلخ در شمال افغانستان امروزی هرساله شاهد هزاران هکتار دشت پوشیده شده از شقایق وحشی که به زبان محلی گل سرخ نامیده میشود،ست.
باآغاز رویش گلهای وحشی در این شهر جشنی به نام میله ی(meleh) گل سرخ آغاز میشود که طی آن مردمان شهر و روستاها به دشت های گل سرخ می روند و به برپایی ساز وآواز و خوشی برای آغاز این سال نوی خورشیدی میپردازند.
صدها سال پیش در زمان صدرات امیر علی شیرنوایی وزیر مشهور ومقتدر دولت تیموری در هرات ،دختری به نام عایشه می زیسته است .روایت ست که عایشه دختریکی از تجاران و افراد ثروتمند هرات بوده ست.روزی جوان فقیر و علم آموزی که دریکی از مدارس بزرگ آن زمان هرات مشغول به فراگیری علم بوده به نام ملا محمد از مسیری که عایشه و دوستانش در ان بودند میگذرد عایشه و ملامحمد با دیدن یکدیگر یک دل نه و صد دل عاشق هم میشوند و به یکدیگر دل می دهند.
آنها میدانند که پدر عایشه راضی به این وصلت نمیشود ..عایشه نذر میکند که اگر به ملامحمد برسد به مزارشریف سفر کند و مرقد علی بن ابی طالب (بنا به اعتقاد افغانان مرقد علی بن ابی طالب در شهر مزارشریف بلخ واقع ست )را زیارت کند ودر جشن گل سرخ به همراه ملا محمد اشتراک ورزد.
روزی عایشه همراه بادوستان ودیگر زنان در باغی از باغات آباد هرات نشسته بوده ست که به اصرار دخترکان با صدای خوبش اواز میخواند وبه نشان عشق ملامحمد میخواند که:
بیا که بریم به مزار ،ملامحمدجان
سیل گل لاله زار،وا وا دلبرجان
(سیل به معنای تماشا) ازقضا امیرعلی شیرنوایی وزیر اعظم بهمراه همراهان وملازمان از کنار آن باغ میگذرد وصدای عایشه به گوشش میرسد ..امیر سخت کنجکاو شده و به سراغ باغ میرود وپس از پرس وجوهای فراوان از اصل ماجرا اگاه میگردد.پس از اگاهی امیر او پدر عایشه را فرا میخواند و شخصا عایشه را برای جوانک فقیر اما عاشق خواستگاری میکند که البته پدر او نیز نمیتواند سخن وزیر اعظم را رد کند و موافقت میکند.
امیرعلی شیرنوایی هزینه ی عروسی آن دو را میپردازد خانه ای برایشان فراهم می آورد وشغلی منصبی به ملامحمد میدهد ..
درپایان روزی امیر به عایشه میگوید حالا زمان ادای نذرت فرارسیده ست و او و ملامحمد را همراه با کاروانی از هرات به مزارشریف می فرستد.
از ان زمان تا به امروز هرسال در آستانه ی بهار هزاران نفرازسرتاسر افغانستان به دشت گل سرخ می روند و این جشن را با اواز عایشه و آهنگ معروف بیا که بریم به مزار تجلیل میکنند .
تا بیاد داشته باشند که عشق واقعی هزاران فرسنگ راه غیر ممکن را آسان طی میکند وبه مقصد می رسد.
#عادله_زمانی
@adelehz
باآغاز رویش گلهای وحشی در این شهر جشنی به نام میله ی(meleh) گل سرخ آغاز میشود که طی آن مردمان شهر و روستاها به دشت های گل سرخ می روند و به برپایی ساز وآواز و خوشی برای آغاز این سال نوی خورشیدی میپردازند.
صدها سال پیش در زمان صدرات امیر علی شیرنوایی وزیر مشهور ومقتدر دولت تیموری در هرات ،دختری به نام عایشه می زیسته است .روایت ست که عایشه دختریکی از تجاران و افراد ثروتمند هرات بوده ست.روزی جوان فقیر و علم آموزی که دریکی از مدارس بزرگ آن زمان هرات مشغول به فراگیری علم بوده به نام ملا محمد از مسیری که عایشه و دوستانش در ان بودند میگذرد عایشه و ملامحمد با دیدن یکدیگر یک دل نه و صد دل عاشق هم میشوند و به یکدیگر دل می دهند.
آنها میدانند که پدر عایشه راضی به این وصلت نمیشود ..عایشه نذر میکند که اگر به ملامحمد برسد به مزارشریف سفر کند و مرقد علی بن ابی طالب (بنا به اعتقاد افغانان مرقد علی بن ابی طالب در شهر مزارشریف بلخ واقع ست )را زیارت کند ودر جشن گل سرخ به همراه ملا محمد اشتراک ورزد.
روزی عایشه همراه بادوستان ودیگر زنان در باغی از باغات آباد هرات نشسته بوده ست که به اصرار دخترکان با صدای خوبش اواز میخواند وبه نشان عشق ملامحمد میخواند که:
بیا که بریم به مزار ،ملامحمدجان
سیل گل لاله زار،وا وا دلبرجان
(سیل به معنای تماشا) ازقضا امیرعلی شیرنوایی وزیر اعظم بهمراه همراهان وملازمان از کنار آن باغ میگذرد وصدای عایشه به گوشش میرسد ..امیر سخت کنجکاو شده و به سراغ باغ میرود وپس از پرس وجوهای فراوان از اصل ماجرا اگاه میگردد.پس از اگاهی امیر او پدر عایشه را فرا میخواند و شخصا عایشه را برای جوانک فقیر اما عاشق خواستگاری میکند که البته پدر او نیز نمیتواند سخن وزیر اعظم را رد کند و موافقت میکند.
امیرعلی شیرنوایی هزینه ی عروسی آن دو را میپردازد خانه ای برایشان فراهم می آورد وشغلی منصبی به ملامحمد میدهد ..
درپایان روزی امیر به عایشه میگوید حالا زمان ادای نذرت فرارسیده ست و او و ملامحمد را همراه با کاروانی از هرات به مزارشریف می فرستد.
از ان زمان تا به امروز هرسال در آستانه ی بهار هزاران نفرازسرتاسر افغانستان به دشت گل سرخ می روند و این جشن را با اواز عایشه و آهنگ معروف بیا که بریم به مزار تجلیل میکنند .
تا بیاد داشته باشند که عشق واقعی هزاران فرسنگ راه غیر ممکن را آسان طی میکند وبه مقصد می رسد.
#عادله_زمانی
@adelehz