و خداوند وقتی گل را آفرید
یحتمل لبخند زد ...
#عادله_زمانی
🖼آزاده اکبرزاده
#گل_من
#زندگی_ادامه_داره
@adelehz
یحتمل لبخند زد ...
#عادله_زمانی
🖼آزاده اکبرزاده
#گل_من
#زندگی_ادامه_داره
@adelehz
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
و تو خوب باش بی توجه به دیگران
خوبی نوری ست که در اتاق آیینه تابیده میشود هرکجای اتاق که ایستاده باشی
نور به تو برخواهد گشت .
#عادله_زمانی
@adelehz
خوبی نوری ست که در اتاق آیینه تابیده میشود هرکجای اتاق که ایستاده باشی
نور به تو برخواهد گشت .
#عادله_زمانی
@adelehz
غم مخور جانا در اين عالم
كه عالم هيچ نيست
نيست هستی جز دمی ناچيز
و آن دم هيچ نيست ...
ملك الشعرابهار
🌁پریسا راغیان
#گل_من
#زندگی_ادامه_داره
@adelehz
كه عالم هيچ نيست
نيست هستی جز دمی ناچيز
و آن دم هيچ نيست ...
ملك الشعرابهار
🌁پریسا راغیان
#گل_من
#زندگی_ادامه_داره
@adelehz
در زندگیهایمان باید زندگی دوگانهای داشته باشیم و در قلبهایمان خونی دوگانه، شادی همراه با رنج، خنده همراه با اندوه؛ مثل دو اسبی که به یک ارابه بسته شدهاند و هریک دیوانهوار ارابه را به سوی خود میکشند.
کریستین بوبن
#گل_من
#زندگی_ادامه_داره
@adelehz
کریستین بوبن
#گل_من
#زندگی_ادامه_داره
@adelehz
مرا عاشق آفریده اند
بر لبخندت
و خنده ات
که چون خورشیدی میان انبوهی از ابرهای سیاه می تابد ...و جهانم را روشن میکند.
#عادله_زمانی
لبخند دلربای دخترک افغان
@adelehz
بر لبخندت
و خنده ات
که چون خورشیدی میان انبوهی از ابرهای سیاه می تابد ...و جهانم را روشن میکند.
#عادله_زمانی
لبخند دلربای دخترک افغان
@adelehz
دیشب برای اولین بار و خیلی جدی به مرگ و پایان دنیا فکر کردم .
شاید اگر به مرگ فکر نمی کردم هرگز متوجه این جزئیات ریز زندگی ام نمی شدم...
به خانه ی دو طبقه ی کودکی ام،به همسایه شلوغ و پر بچه مان،به دختر نوجوانش فکر کردم .به بازی و دعوا با پسر عموهایم وقتی ۶ساله بودم .به درخت عناب مسیر مدرسه ابتدایی ام وقتی عناب هایش به زمین می ریخت
به عروسکی که پدرم از یکی از جنوبی ترین استان های ایران برایم خرید به محلات و باغهای گل و چشمه هایش به دیزی های که در خمین خوردم
به آن انگشتر طلای طرح گل بچگانه ای که مادرم برایم از بازار محلات خرید ..
به جورابهای بلند توری
به اول دبستان به کیف نارنجی سال اولم
به خوراکی هایی که مادرم بزور میچپاند توی کیفم و با همه تقسیمش میکردم
به دفتر مشقی که پر بود از صدآفرین
به اولین باری که ناظم تنبیه ام کرد
به اولین اردوی مدرسه وقتی خواستم مادرم هم کنارم باشد
به آن سفر دور و دراز
به ترک همه چیز و همه کس
به روزهای گرم و سوزان و غم انگیز آن تابستان نفرت انگیز
به آن ۶ ماه عجیب که درونش ۶ سال بزرگتر شدم
به مدرسه ی جدید به درختان توت به غروب های تابستانی و چای پررنگ زیر درخت
به اولین رژ لبی که خریدم
به اولین باری که ناخن هایم را بلند کردم
به اولین وسوسه ی برداشتن ابروهای بهم پیوسته ...
به اولین اس ام اس که روی گوشی سامسونگم نقش انداخت..همان نامه ی زرد کوچک
به اولین عشق ...
اولین دلتنگی
به شاگرد اول شدن
کنکور
دانشگاه
اکیپ دوستان
دعواها و خنده های تریای دانشگاه
به فندوق جان که عاشق کلاسهایش بودم
به او با آن پلیور لیمویی خوش رنگ و روز اول دانشگاه
به من مستم و تو دیوانه مارا که برد خانه
به تریای اطراف زمین بازی دانشکده علوم تربیتی
به لواشک های تکه تکه شده
به گزهایی که از اتاق استاد بلند کردیم :)
به نفر اول دانشکده شدن با معدل بالای ۱۹
به فوت هم بازی کودکی ام در اوج جوانی
به گم کردن آدمها میان روزهایم
به درخت یاس توی کوچه ی اولین محل کارم
به اولین حقوق
به خانم عارفی و خنده های ساده اش که بعدها رنگ باخت
به گلهای شقایق خودرو کنار جاده
به آن گارد خرگوشی و صورتی گوشی
به دیدنش در یک غروب تابستانی به آن تی شرت سیاه و عطر تلخ
به دیپلماسی
به کار خستگی ناپذیر و بی نتیجه
به گریه هایم
به آن ماه رمضان جانکاهی که غصه امانم را برید
به بدو بدو
به سفر
به مادربزرگم و آرامش بعد از دارو
به انجمعه ی تلخ
به تلاش دوباره
به دوباره گیج و مایوس شدن
به زمانی که تلاش کردم از یک نفر خودم را دور نگه دارم ،موفق نشدم و وقتی رنگ باخت و تغییر کرد فهمیدم اشتباه کردم و
به کسی امید بستم که نباید
به هزار چیزی که در زندگی دیدم و دیدم
دیشب به تمام این ها فکر کردم
اگر به مرگ فکر نمی کردم کی فرصت میشد تا تمام اینها و صد البته صدها جزئیات دیگر را جلوی چشمم بیاورم ؟
شاید به زودی نمیرم و دنیا هم به زودی تمام نشود اما آیا چیزی تغییر خواهد کرد ؟
هر آدم وقتی دفن میشود چه حجمی از خاطرات را با خود به خاک میبرد ..
شاید به خاطر همین زمین اینقدر سنگین ست...
#عادله_زمانی
@adelehz
شاید اگر به مرگ فکر نمی کردم هرگز متوجه این جزئیات ریز زندگی ام نمی شدم...
به خانه ی دو طبقه ی کودکی ام،به همسایه شلوغ و پر بچه مان،به دختر نوجوانش فکر کردم .به بازی و دعوا با پسر عموهایم وقتی ۶ساله بودم .به درخت عناب مسیر مدرسه ابتدایی ام وقتی عناب هایش به زمین می ریخت
به عروسکی که پدرم از یکی از جنوبی ترین استان های ایران برایم خرید به محلات و باغهای گل و چشمه هایش به دیزی های که در خمین خوردم
به آن انگشتر طلای طرح گل بچگانه ای که مادرم برایم از بازار محلات خرید ..
به جورابهای بلند توری
به اول دبستان به کیف نارنجی سال اولم
به خوراکی هایی که مادرم بزور میچپاند توی کیفم و با همه تقسیمش میکردم
به دفتر مشقی که پر بود از صدآفرین
به اولین باری که ناظم تنبیه ام کرد
به اولین اردوی مدرسه وقتی خواستم مادرم هم کنارم باشد
به آن سفر دور و دراز
به ترک همه چیز و همه کس
به روزهای گرم و سوزان و غم انگیز آن تابستان نفرت انگیز
به آن ۶ ماه عجیب که درونش ۶ سال بزرگتر شدم
به مدرسه ی جدید به درختان توت به غروب های تابستانی و چای پررنگ زیر درخت
به اولین رژ لبی که خریدم
به اولین باری که ناخن هایم را بلند کردم
به اولین وسوسه ی برداشتن ابروهای بهم پیوسته ...
به اولین اس ام اس که روی گوشی سامسونگم نقش انداخت..همان نامه ی زرد کوچک
به اولین عشق ...
اولین دلتنگی
به شاگرد اول شدن
کنکور
دانشگاه
اکیپ دوستان
دعواها و خنده های تریای دانشگاه
به فندوق جان که عاشق کلاسهایش بودم
به او با آن پلیور لیمویی خوش رنگ و روز اول دانشگاه
به من مستم و تو دیوانه مارا که برد خانه
به تریای اطراف زمین بازی دانشکده علوم تربیتی
به لواشک های تکه تکه شده
به گزهایی که از اتاق استاد بلند کردیم :)
به نفر اول دانشکده شدن با معدل بالای ۱۹
به فوت هم بازی کودکی ام در اوج جوانی
به گم کردن آدمها میان روزهایم
به درخت یاس توی کوچه ی اولین محل کارم
به اولین حقوق
به خانم عارفی و خنده های ساده اش که بعدها رنگ باخت
به گلهای شقایق خودرو کنار جاده
به آن گارد خرگوشی و صورتی گوشی
به دیدنش در یک غروب تابستانی به آن تی شرت سیاه و عطر تلخ
به دیپلماسی
به کار خستگی ناپذیر و بی نتیجه
به گریه هایم
به آن ماه رمضان جانکاهی که غصه امانم را برید
به بدو بدو
به سفر
به مادربزرگم و آرامش بعد از دارو
به انجمعه ی تلخ
به تلاش دوباره
به دوباره گیج و مایوس شدن
به زمانی که تلاش کردم از یک نفر خودم را دور نگه دارم ،موفق نشدم و وقتی رنگ باخت و تغییر کرد فهمیدم اشتباه کردم و
به کسی امید بستم که نباید
به هزار چیزی که در زندگی دیدم و دیدم
دیشب به تمام این ها فکر کردم
اگر به مرگ فکر نمی کردم کی فرصت میشد تا تمام اینها و صد البته صدها جزئیات دیگر را جلوی چشمم بیاورم ؟
شاید به زودی نمیرم و دنیا هم به زودی تمام نشود اما آیا چیزی تغییر خواهد کرد ؟
هر آدم وقتی دفن میشود چه حجمی از خاطرات را با خود به خاک میبرد ..
شاید به خاطر همین زمین اینقدر سنگین ست...
#عادله_زمانی
@adelehz
من به چشمهای بی قرار تو
قول می دهم :
ریشه های ما به آب
شاخه های ما به آفتاب می رسد
ما دوباره سبز می شویم
قیصر امین پور
📷 دختر دریا
#گل_من
#زندگی_ادامه_داره
@adelehz
قول می دهم :
ریشه های ما به آب
شاخه های ما به آفتاب می رسد
ما دوباره سبز می شویم
قیصر امین پور
📷 دختر دریا
#گل_من
#زندگی_ادامه_داره
@adelehz
Amirabbas Golab - Erfan ( امیر عباس گلاب - عرفان )
خوشا به حالِ گیاهان که عاشق نورند
و دست منبسط نور
روی شانه آنهاست
"سهراب سپهری"
🖼اعظم
#گل_من
#زندگی_ادامه_داره
@adelehz
و دست منبسط نور
روی شانه آنهاست
"سهراب سپهری"
🖼اعظم
#گل_من
#زندگی_ادامه_داره
@adelehz
افراد شاد عموما بخشندهتر، دلسوزتر و بلندنظرترند و نسبت به افراد غمگین، از کنترل بیشتری برخوردارند و تحملشان در مقابل ناامیدی بیشتر است. درحالیکه افراد غمگین، اغلب طرد شده، پرخاشگر، متخاصم و خود محورند.
اسکار وایلد میگوید:
"کسی که آدم خوبی است، همیشه شاد نیست، اما کسی که شاد است، همیشه خوب است."
گریچن رابین
@adelehz
اسکار وایلد میگوید:
"کسی که آدم خوبی است، همیشه شاد نیست، اما کسی که شاد است، همیشه خوب است."
گریچن رابین
@adelehz
نذر کردم گر از این غم به درآیم روزی
تا در میکده شادان و غزل خوان بروم
🌁بهار
#گل_من
#زندگی_ادامه_داره
@adelehz
تا در میکده شادان و غزل خوان بروم
🌁بهار
#گل_من
#زندگی_ادامه_داره
@adelehz
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
یک روز خواهدامد که دیگرهیچ چیز مهم نیست.نه غصه فرداست ونه غم دیروز نه دلواپسی اگربشود،اگرنشودو نه دلهره اتفاقهای نیافتاده. ودقیقاازهمان روزاست که میتوان گفت مابلاخره یادگرفتیم زندگی کنیم.
#عادله_زمانی
#عادله_زمانی
ویروس کرونا آمد تا بفهماند؛
انسانِ مدرن عصر ماشینیسم، گمان میکرد با قدرت متکی به علم خود میتواند سلطه گری کند و بر طبیعت فائق آید و بدون الله متعال ، عالم را بچرخاند. حالا چقدر انسانِ عصر تکنولوژی به ضعف خود پیمیبرد؟؟
آیا این انسان مغرور تصور میکرد که روزی یک موجود میکروسکوپی تمام زندگیش را زیر و رو کند؟؟
ویروس کرونا آمد تا بفهماند: « وَخُلِقَ الْإِنسَانُ ضَعِيفًا » انسان ضعیف آفریده شده است.
وحشت و ضعف جامعه بشری را ببینیم
و یا آن آیه ی قرآن بیفتیم که
« يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ »
ای انسان ، چه باعث شد که به خدای کریم بزرگوار خود مغرور گشتی......
@adelehz
انسانِ مدرن عصر ماشینیسم، گمان میکرد با قدرت متکی به علم خود میتواند سلطه گری کند و بر طبیعت فائق آید و بدون الله متعال ، عالم را بچرخاند. حالا چقدر انسانِ عصر تکنولوژی به ضعف خود پیمیبرد؟؟
آیا این انسان مغرور تصور میکرد که روزی یک موجود میکروسکوپی تمام زندگیش را زیر و رو کند؟؟
ویروس کرونا آمد تا بفهماند: « وَخُلِقَ الْإِنسَانُ ضَعِيفًا » انسان ضعیف آفریده شده است.
وحشت و ضعف جامعه بشری را ببینیم
و یا آن آیه ی قرآن بیفتیم که
« يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ »
ای انسان ، چه باعث شد که به خدای کریم بزرگوار خود مغرور گشتی......
@adelehz
مرا زشوق جناب بنفشه پر بکنید
برای نغمه سرایان بهار نزدیک است...
🌁طیبه
#گل_من
#زندگی_ادامه_داره
@adelehz
برای نغمه سرایان بهار نزدیک است...
🌁طیبه
#گل_من
#زندگی_ادامه_داره
@adelehz