"زنی که‌گم کردم "
4.35K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
باهم بمانید حتی اگر سخت بود
سالها بعد کنار هم به سالهایی که سخت بود و گذشت خواهید خندید
ولی اگر دستان هم را رها کنید
سالها بعد حسرت خواهید خورد
و حسرت گزنده ترین حس دنیاست...
#عادله_زمانی
@adelehz
خدایا خودت
حافظ ما و عزیزانمان باش
شب خوش ❤️
@adelehz
لبخند تو را چند صباحیست ندیدم
یک بار دگر خانه‌ات آباد بگو سیب...

متین فروزنده
@adelehz
میدانی همه چیز در گفتگو زیباست
تو زیبا میگویی من زیبا میشنوم و برعکس
اما....
اما جان‌من از حرف تا عمل کوهها فاصله ست..کوههای سیاه و سخت
میخواهم بدانی که همیشه همه چیز خوب پیش نمی رود
ولی یک چیز همیشه ثابت ست
اینکه دل نگرانی بخشی از دوست داشتن ست...
#عادله_زمانی
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‏ماریا آبراموویچ سال 2010 به مدت سه ماه پرفورمنس سکوت اجرا کرد.
بر روی یک صندلی می‌نشست و با مخاطب بی‌حرف تنها ارتباط چشمی داشت.
یکی از مخاطبین، عشق 22 سال قبلش بود.عشقی قدیمی و نافرجام
زنده شدن عشق قدیمی، خاطرات و احساسات را به راحتی میتوان در چهره های شان دید
بغض، اشک، دست‌ گرفتن، و تشویق‌ حضار...
ماریا اما دیروز
در فیسبوکش اعلام کرد که
ان یار سالهای دور،درگذشت...
همین...
@adelehz
جهان استوار نمی ماند
مگر با سری خمیده
روی شانه های کسی که دوستش داریم !

سوزان علیوان
@adelehz
امروز صبح حوالی ساعت چهار ونیم یا پنج از خواب بیدار شدم ،عادت دارم وقتی خوابم کامل میشود یا وقتی چیزی ناراحتم میکند زود از خواب بیدار شوم و اصلا حس خواب آلودگی نداشته باشم‌.رفتم کنار پنجره میخواستم شهر را در این آرامش غم آلود تماشا کنم.راستش من دلم برای این شهر تنگ شده ست...در آن سکوت صبحگاهی و در آن تاریک روشن غم اندود صدای خش خش جاروی رفتگر تنها صدای قاتل سکوت بود چیز تعجب آوری نبود .اما ناگهان با نزدیک شدن صدای خش خش به زیر پنجره، طنینی دیگر بهمراه صدای جارو در فضا پیچید!رفتگر خوش ذوق محله داشت آهنگ معین گوش میداد و کارش را میکرد.راستش را بگویم در آن صبح غم اندود خاکستری شنیدن صدای موزیک نور روشنی در دلم انداخت،انگار صدای امید بود انگار صدای روشنی بعد از سیاهی انگار کسی میخواست بگوید دوباره امید و شور به خانه برمیگردد دل قوی دار که سحر نزدیک ست...
حیفم آمد ننویسم
نوشتم تا بگویم خدا و امید تنها گنجینه ی این روزهای ما هستند.
همین
#عادله_زمانی
عکس از نرگس
بوستان گفتگوی تهران
صدای پای بهار
@adelehz
🔻"هيچى سلامتى "!

🔹اين همون جمله ى كوتاهيه كه تا همين دو سه هفته قبل، در جوابِ "چه خبر" خيلى راحت به زبون مياورديمش، اما حالا شايد متوجه شده باشيم كه سلامتى واقعاااا "مهم ترين چيزه"!

🔸شايد حالا متوجه شده باشيم كه همون دور زدنِ ساده تو ماشين با رفيقمون خيلى خوب بود و قدرشو ندونستيم.
همون قهوه اى كه تو كافه بى خيالِ دنيا، سفارش ميداديم خيلى ميچسبيد
همون پيتزايى كه يهويى هوس ميكرديم و با يه تلفن مياوردن دمِ خونه خيلى حال ميداد.
همون چرخ زدنِ الكى تو پاساژ و خيابون، نعمتِ بزرگى بود.

🔹شايد اگه از دلِ اين بحران خوب و خوش بيرون بيايم،
ديگه وقتى كه حوصلمون سر رفته، نگيم: اى بابا اينم شد زندگى؟!
يا سرِ يه ناراحتىِ كوچيک به اين دنيا بد و بيراه نگيم

🔺شايد اگه اين روزاى سخت بخير بگذره، از اين به بعد تو جوابِ چه خبر؟ بگيم: "خداروشكر، سلامتى"

✍️غزال نبى
@adelehz
من يك مهاجرم
از رويايى به روياى ديگر...


شب زیبا
@adelehz
اگرچه ما نتوانیم ببینیم اگرچه ما اسیر در خانه ها باشیم اگرچه امسال لذت فرو بردن هوای بهاری در ریه هایمان با خیال آسوده نداشته باشیم ولی حقیقت این ست که زندگی به راهش ادامه می دهد .زندگی منتظر ما نمی ماند ببینیم و درس بگیریم که بعد از این فقط از زندگی لذت ببریم و بس...
#عادله_زمانی
عکس از غلام‌نجاتی
تهران‌
صدای پای بهار
@adelehz
@adelehz
دیر یا زود
اتفاق می افتد
خودتان را نگیرید. شوخ‌طبعی نمک زندگی است و می تواند کام "کودک درون" دیگری را شیرین کند. خنده نیز گاهی بار سنگین وظیفه و مسئولیت را سبک می کند.

وقتی گرِچن بچه بود، یک روز به دلیل شیطنتی که کرده بود ، شروع کردم به نصیحت های مادرانه و بالاخره گفتم : "نمی دونم با تو چکار کنم." گفت : "می‌تونی منو ببوسی" . امروز یادم نیست موضوع چه بود، اما آن بوسه به یادم مانده است ‌.

📘 ماندن در وضعیت آخر
✍🏻 #امی_ب_هریس

@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شاید خیلی ها تون الان دل و دماغ سال نو رو نداشته باشید ولی این و ببینید
و به خدا توکل کنید
از این مرحله هم به امید خدا عبور میکنیم .
#شما_فرستادین
@adelehz
آرزویِ دلِ بیمار مَنی
صحتی
عافیتی
درمانی...


👤 عراقی
@adelehz
کرونا رو که به امید خدا پشت سر گذاشتیم
آماده شید برای شهاب سنگی که قراره تمدن بشری و نابود کنه😊
هر دم از این باغ بری می رسد😃🤦‍♀
@adelehz
من
آدم دوست داشتن های اشتباهی هستم.
آدم عاشق شدن های نادرست
آدم دل بستن به کسی که نباید
این مشکل بزرگی ست .مثل این میماند که در بازی گل یا پوچ تو همیشه پوچ را انتخاب کنی
راستی کسی تا بحال بتو گفته بود که عشق هم طالع می طلبد؟
#عادله_زمانی
@adelehz
نمیدانم چند نفر داستان موسی وشبان راخوانده اید یا حتی مغز کلام این داستان را میدانید .خلاصه داستان این است که موسی پیامبر روزی از راهی میگذشت و متوجه شبانی(چوپان)شد که درحال راز ونیاز باخداوند است ...

دید موسی یک شبانی را به راه
کو همی گفت ای خدا و ای اله
تو کجایی تا شوم من چاکرت
چارقت دوزم کنم شانه  سرت
ای خدای من فدایت جان من
جمله فرزندان و خان و مان من
تو کجایی تا سرت شانه کنم
چارقت را دوزم و بخیه زنم
ور تو را بیماریی آید به پیش
من تو را غمخوار باشم همچو خویش
دست ِ کت بوسم بمالم پای کت
وقت خواب آید بروبم جای کت
گر ببینم خانه ات را من دوام
روغن و شیرت بیارم صبح و شام
هم پنیر و نان های روغنین
خمرها چغرات های نازنین
سازم و آرم به پیشت صبح و شام
از من آوردن ز تو خوردن تمام
ای فدای تو همه بزهای من
ای به یادت هی هی و هی های من

 زمانی که موسی پیامبر رازونیاز شبان راشنید سخت بر اشفت و براوتازید که ;

گفت موسا های خیره سر شدی !
خود مسلمان ناشده کافر شدی
این چه ژاژ است این چه کفر است و فشار
پنبه ای اندر دهان خود فشار
گند کفر تو جهان را گنده کرد
کفر تو دیبای دین را ژنده کرد

 بعدازاین اینکه موسی بر شبان تاخت.شبان با قلبی شکسته ودلی اندوهگین اورا ترک کرد وبه صحرا بازگشت .شاید بسیاری ازما فکر کنیم که خدا بااین عمل موسی موافق بود و اورا به خاطر این برخورد جدی با شبان تایید کرد.اما حقیقت ان بود که رب العالمین شدت عمل موسی را برنتابید و بر وی وحی نمود که;

وحی آمد سوی موسی از خدا
ـ بنده ی ما را زما کردی جدا ؟
تو برای وصل کردن آمدی
نی برای فصل کردن آمدی  
هر کسی را سیرتی بنهاده ایم
هر کسی را اصطلاحی داده ایم
در حق او مدح و در حق تو ذم
در حق او شهد و در حق تو سم
در حق او نور و در حق تو نار
در حق او ورد و در حق تو خار

ما بری از پاک و ناپاکی همه
از گرانجانی و چالاکی همه
من نکردم خلق تا سودی کنم
بلکه تا بر بندگان جودی کنم

رب العالمین به موسی فرمود که موسی من نیازی به بندگان ندارم بلکه انها به من نیازمندند.دعا و نیایششان برای من سودی ندارد مگرچون ابی روان خودشان را پاک میکند .پس تو به چه حقی بنده ی مرا ازمن دورکردی و قلبش را که مملو ازعشق به من بودی شکستی فقط چون زبان او با تو یکی نیست ؟
از خواندن تمام این داستان میتوان فهمید که باری تعالی این حضرت عشق خداوند لایزال را به هرزبانی که ستایش کنیم او خواهد دانست .راه رسیدن به خدا را ازخودمان اغاز کنیم وبه راه های دیگران برای رسیدن به خدایشان دست نزنیم .
که به تعداد ادمهای روی زمین راه وجود دارد برای رسیدن به خدا ...
#عادله_زمانی
@adelehz
جهان پر از اتفاقات جدید ست .پر از آدمهایی که ندیده ای شان پر از روزهایی که منتظرشانی و بالاخره به تو خواهند رسید .
جهان همین چند روز تلخ و گریه های نیمه شبی ات نیست .خلاصه شده در چهار نفر آدم بدی که دیدی نیست .
شبهای دنیا نورانی تر از شبهای تاریکی ست که بسر آوردی
میخواهم بدانی هیچ گریه ای ماندنی نیست هیچ بغضی همیشه لای گلویت رسوب کرده باقی نمی ماند.هیچ فریادی تا ابد در گلویت نمی شکند‌.
میخواهم بدانی روز گلهای مریم خوشبو هم در زندگیت خواهد دمید.
روزهایی که از صبح تا شبش گوشه ی قلبت یک نوازنده ی دوره گرد سنتور و دوتار بزند.و کسی در قله ی قلبت برقصد و برقصد و برقصد ..
جانِ من منتظر باش
روز عطر گل مریم دیر یا زود در زندگیت خواهد دمید .
هیچ کدام از گریه هایت ابدی نخواهد ماند...
#عادله_زمانی

عکس از دخترک جنوب
گلهای کاغذی
صدای پای بهار
@adelehz
1