درختی سبزدرکوه وکمربود
متاع اون درخت بارشکربود.
هراون لیلی که مجنونش سفربود
همیشه اون درختش درنظربود.
@adelehz
متاع اون درخت بارشکربود.
هراون لیلی که مجنونش سفربود
همیشه اون درختش درنظربود.
@adelehz
🔴مقایسه علائم کرونا، آنفولانزا و سرماخوردگی با یکدیگر
گردآوری: دانشکده بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی
از پیج کاف
@adelehz
گردآوری: دانشکده بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی
از پیج کاف
@adelehz
آن چیزی که من این روزها فهمیدم راز ساده اما ترسناکی بود ،چرا تا به حال به آن فکر نکرده بودم؟
از کرونا این چند روز نه من که تقریبا تمام مردم وحشت کردند.انقدر این ترس عمیق ست که دل خوشی هایی رل که هرسال منتظرش بودیم تا با آمدن بهار نصیب مان شود هم از یاد برده ایم.
در اخبار خواندم که کرونا از آنفولانزا کم خطر ترست و نرخ مرگ ومیرش پایین تر
شبیه طاعون سیاه هم نیست .صدالبته
پس این همه ترس ما از چه چیز می آید
من به آن فکر کردم و این راز عجیب را کشف کردم
فهمیدم که ما از هرچیزی که نشناسیمش می ترسیم..
ما کرونا را نمی شناسیم و نمی دانیم اگر به آن مبتلا شویم خدای ناخداسته،چه چیز در انتظارمان ست .
بخاطر همین ترس تمام وجودمان را فراگرفته ست ...
از اینکه عزیزانمان مبتلا به چیزی ناشناخته شوند حتی بیشتر از خودمان می ترسیم و انگار شدیم بشر اوایل قرن ۱۸ و سیل بیماری های گوناگون ناشناخته...
میدانید شبیه همان پسرک کارتونهای قدیمی شدیم که می فهمید برای درمان بیماری ناشناخته ی مادرش گلی سیاه در قله ی کوهی آن سوی دشت قرار دارد که باید بعد از جنگ با اژدها گل را بچیند و بیاورد برای درمان مادرش...
ما از ناشناخته ها می هراسیم...
همین ست که گاهی در برابر آدمها گارد میگیریم و یا وقتی با عزیزمان دعوا میکنیم و حرف یا کار عجیبی از او میبینیم و میشنویم با حالتی از ترس میگوییم انگار نمی شناسمت....
بله ما از ناشناخته ها عجیب هراس داریم ..
میدانم این روزهای ترسناک عبور خواهد کرد و باز هم آرام خواهیم شد
ولی فراموش نکنیمکه در زندگی مان برای آنهایی که میخواهیم کنارمان داشته باشیم شان،هرگز ناشناخته باقی نمانیم..
نگذاریم که از دیدن بعدی جدید از ما به هراس بیفتند...
همین
#عادله_زمانی
@adelehz
از کرونا این چند روز نه من که تقریبا تمام مردم وحشت کردند.انقدر این ترس عمیق ست که دل خوشی هایی رل که هرسال منتظرش بودیم تا با آمدن بهار نصیب مان شود هم از یاد برده ایم.
در اخبار خواندم که کرونا از آنفولانزا کم خطر ترست و نرخ مرگ ومیرش پایین تر
شبیه طاعون سیاه هم نیست .صدالبته
پس این همه ترس ما از چه چیز می آید
من به آن فکر کردم و این راز عجیب را کشف کردم
فهمیدم که ما از هرچیزی که نشناسیمش می ترسیم..
ما کرونا را نمی شناسیم و نمی دانیم اگر به آن مبتلا شویم خدای ناخداسته،چه چیز در انتظارمان ست .
بخاطر همین ترس تمام وجودمان را فراگرفته ست ...
از اینکه عزیزانمان مبتلا به چیزی ناشناخته شوند حتی بیشتر از خودمان می ترسیم و انگار شدیم بشر اوایل قرن ۱۸ و سیل بیماری های گوناگون ناشناخته...
میدانید شبیه همان پسرک کارتونهای قدیمی شدیم که می فهمید برای درمان بیماری ناشناخته ی مادرش گلی سیاه در قله ی کوهی آن سوی دشت قرار دارد که باید بعد از جنگ با اژدها گل را بچیند و بیاورد برای درمان مادرش...
ما از ناشناخته ها می هراسیم...
همین ست که گاهی در برابر آدمها گارد میگیریم و یا وقتی با عزیزمان دعوا میکنیم و حرف یا کار عجیبی از او میبینیم و میشنویم با حالتی از ترس میگوییم انگار نمی شناسمت....
بله ما از ناشناخته ها عجیب هراس داریم ..
میدانم این روزهای ترسناک عبور خواهد کرد و باز هم آرام خواهیم شد
ولی فراموش نکنیمکه در زندگی مان برای آنهایی که میخواهیم کنارمان داشته باشیم شان،هرگز ناشناخته باقی نمانیم..
نگذاریم که از دیدن بعدی جدید از ما به هراس بیفتند...
همین
#عادله_زمانی
@adelehz
عشق
در بیشتر مواقع یک اشتباه ست،یک اشتباه شیرین
عشق همیشه عشق نمی ماند،حماقت ست اکر تصور کنی که آدمها شبیه حرف هایشان باقی می مانند
آدمها شبیه حرفهایشان نیستند و تو شاید این را دیرتر بفهمی
به کسی امیدوار نباش
و راهت را برو
حتی آنکه بسیار از عشق گفته بود
همین
#عادله_زمانی
@adelehz
در بیشتر مواقع یک اشتباه ست،یک اشتباه شیرین
عشق همیشه عشق نمی ماند،حماقت ست اکر تصور کنی که آدمها شبیه حرف هایشان باقی می مانند
آدمها شبیه حرفهایشان نیستند و تو شاید این را دیرتر بفهمی
به کسی امیدوار نباش
و راهت را برو
حتی آنکه بسیار از عشق گفته بود
همین
#عادله_زمانی
@adelehz
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
خدایا
نفس کشیدن این روزها
آسان نیست ولی با توهمه چیز بوی
نور میدهد...میدانم که صبر وتحمل
تمام روزهای سخت را بی
جواب نمیگذاری..ما به توایمان داریم..
#عادله_زمانی
@adelehz
نفس کشیدن این روزها
آسان نیست ولی با توهمه چیز بوی
نور میدهد...میدانم که صبر وتحمل
تمام روزهای سخت را بی
جواب نمیگذاری..ما به توایمان داریم..
#عادله_زمانی
@adelehz
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
توی بیمارستان فیروز آبادی دستیار دکتر مظفری بودم. روزی از روزها دکتر مظفری ناغافل صدایم کرد اتاق عمل و پیرمردی را نشاندادن که باید پایش را بعلت عفونت می بریدیم. دکتر گفت که اینبار من نظارت می کنم و شما عمل می کنید.
به مچ پای بیمار اشاره کردم که یعنی از اینجا قطع کنم و دکتر گفت: برو بالاتر...
بالای مچ را نشان دادم و دکتر گفت برو بالاتر... بالای زانو را نشان دادم و دکتر گفت برو بالاتر... تا اینکه وقتی به بالای ران رسیدم دکتر گفت که از اینجا ببر. عفونت از این جا بالاتر نرفته
لحن و عبارت " برو بالاتر " خاطره بسیار تلخی را در من زنده میكرد. خیلی تلخ.
دوران کودکی همزمان با اشغال ایران توسط متفقین در محله پامنار زندگی می کردیم. قحطی شده بود و گندم نایاب بود و نانوایی ها تعطیل. مردم ایران و تهران بشدت عذاب و گرسنگی می کشیدند که داستانش را همه میدانند. عده ای هم بودند که به هر قیمتی بود ارزاق شان را تهیه می کردند و عده ای از خدا بی خبر ھم بودند که با احتکار از گرسنگی مردم سودجویی می کردند.
شبی پدرم دستم را گرفت تا در خانه همسایه مان که دلال بود و گندم و جو می فروخت برویم و کمی از او گندم یا جو بخریم تا از گرسنگی نمیریم.
پدرم هر قیمتی که می گفت همسایه دلال ما با لحن خاصی می گفت: برو بالاتر... برو بالاتر..
بعد از به هوش آمدن پیرمرد برای دیدنش رفتم. چقدر آشنا بود. وقتی از حال و روزش پرسیدم گفت :
- بچه پامنار بودم.
گندم و جو می فروختم.خیلی سال پیش. قبل از اینکه در شاه عبدالعظیم ساکن بشم.
دیگر تحمل بقیه صحبتهایش را نداشتم. شناخته بودمش.
خود را به حیاط بیمارستان رساندم.
من باور داشتم که
از مکافات عمل غافل مشو
گندم از گندم بروید جو ز جو
اما به هیچ وجه انتظار نداشتم که چنین مکافاتی را به چشمم ببینم.
👤دکتر عبدالوهابی (استاد آناتومی دانشگاه تهران)
@adelehz
به مچ پای بیمار اشاره کردم که یعنی از اینجا قطع کنم و دکتر گفت: برو بالاتر...
بالای مچ را نشان دادم و دکتر گفت برو بالاتر... بالای زانو را نشان دادم و دکتر گفت برو بالاتر... تا اینکه وقتی به بالای ران رسیدم دکتر گفت که از اینجا ببر. عفونت از این جا بالاتر نرفته
لحن و عبارت " برو بالاتر " خاطره بسیار تلخی را در من زنده میكرد. خیلی تلخ.
دوران کودکی همزمان با اشغال ایران توسط متفقین در محله پامنار زندگی می کردیم. قحطی شده بود و گندم نایاب بود و نانوایی ها تعطیل. مردم ایران و تهران بشدت عذاب و گرسنگی می کشیدند که داستانش را همه میدانند. عده ای هم بودند که به هر قیمتی بود ارزاق شان را تهیه می کردند و عده ای از خدا بی خبر ھم بودند که با احتکار از گرسنگی مردم سودجویی می کردند.
شبی پدرم دستم را گرفت تا در خانه همسایه مان که دلال بود و گندم و جو می فروخت برویم و کمی از او گندم یا جو بخریم تا از گرسنگی نمیریم.
پدرم هر قیمتی که می گفت همسایه دلال ما با لحن خاصی می گفت: برو بالاتر... برو بالاتر..
بعد از به هوش آمدن پیرمرد برای دیدنش رفتم. چقدر آشنا بود. وقتی از حال و روزش پرسیدم گفت :
- بچه پامنار بودم.
گندم و جو می فروختم.خیلی سال پیش. قبل از اینکه در شاه عبدالعظیم ساکن بشم.
دیگر تحمل بقیه صحبتهایش را نداشتم. شناخته بودمش.
خود را به حیاط بیمارستان رساندم.
من باور داشتم که
از مکافات عمل غافل مشو
گندم از گندم بروید جو ز جو
اما به هیچ وجه انتظار نداشتم که چنین مکافاتی را به چشمم ببینم.
👤دکتر عبدالوهابی (استاد آناتومی دانشگاه تهران)
@adelehz
قشنگ ترین آدمهایی که میشناسیم کسانی هستند که شکست، رنج، مبارزه، و خسران را شناخته و راه خود را از اعماق بازیافتهاند.
این افراد قدردان زندگیاند و نسبت به آن حساسیت و درکی دارند که آنها را از همدردی، مهربانی، و نوعی توجه دوست داشتنی و عمیق سرشار میکند.
آدم های قشنگ اتفاقی به وجود نمیآیند ...
الیزابت کوبلر راس
@adelehz
این افراد قدردان زندگیاند و نسبت به آن حساسیت و درکی دارند که آنها را از همدردی، مهربانی، و نوعی توجه دوست داشتنی و عمیق سرشار میکند.
آدم های قشنگ اتفاقی به وجود نمیآیند ...
الیزابت کوبلر راس
@adelehz
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
"رنج نبايد تو را غمگين كند"
اين همان جايی ست كه اغلب مردم اشتباه ميكنند...
رنج قرار است تو را هوشيار تر كند, چون انسانها زمانی هوشيارتر ميشوند كه زخمی شوند، رنج نبايد بيچارگی را بيشتر كند.
رنجت را تنها تحمل نكن, رنجت را درک كن,
اين فرصتی ست براى بيداری,
وقتی آگاه شوی
بيچارگی ات تمام ميشود...
اگر كه به جاى محبتی كه به كسی كرديد از او بی مهری ديده ايد, مأيوس نشويد,
چون برگشت آن محبت را از شخص ديگری, در زمان ديگری, در رابطه با موضوع ديگری خواهيد گرفت.
شک نكنيد!
اين قانون كائنات است.
@adelehz
اين همان جايی ست كه اغلب مردم اشتباه ميكنند...
رنج قرار است تو را هوشيار تر كند, چون انسانها زمانی هوشيارتر ميشوند كه زخمی شوند، رنج نبايد بيچارگی را بيشتر كند.
رنجت را تنها تحمل نكن, رنجت را درک كن,
اين فرصتی ست براى بيداری,
وقتی آگاه شوی
بيچارگی ات تمام ميشود...
اگر كه به جاى محبتی كه به كسی كرديد از او بی مهری ديده ايد, مأيوس نشويد,
چون برگشت آن محبت را از شخص ديگری, در زمان ديگری, در رابطه با موضوع ديگری خواهيد گرفت.
شک نكنيد!
اين قانون كائنات است.
@adelehz
همانطور که کشوری که نیازی اندک به واردات دارد یا از آن بینیاز است، خوشبختترین کشورهاست، انسانی که بهقدر کافی غنای درونی دارد و برای تفریح به چیزی از بیرون نیاز ندارد یا فقط اندکی نیاز دارد، سعادتمند است، زیرا واردات بهایی گزاف دارند، وابسته میکنند، خطراتی به همراه میآورند، موجب گرفتاری میشوند و جایگزین بدی برای محصولات داخلیاند.
📘 در باب حکمت زندگی
✍🏻 آرتور شوپنهاور
@adelehz
📘 در باب حکمت زندگی
✍🏻 آرتور شوپنهاور
@adelehz
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
چونان درخت زمستان زده
بی برگ و بی بال
بدون آواز گنجشک ها و حتی قارقار سیاه کلاغان
چونان درختی که در باغ بی برگی نشسته است .
خسته ام و غمگین..
اما در انتهای آوندهایم هنوز باوری به بهار وجود دارد ...بهار که بیاید سبز خواهم شد..
#عادله_زمانی
@adelehz
بی برگ و بی بال
بدون آواز گنجشک ها و حتی قارقار سیاه کلاغان
چونان درختی که در باغ بی برگی نشسته است .
خسته ام و غمگین..
اما در انتهای آوندهایم هنوز باوری به بهار وجود دارد ...بهار که بیاید سبز خواهم شد..
#عادله_زمانی
@adelehz
دوست داشتن بعضی آدمها
خیانت ست به خودت
چون از این دوست داشتن ها چیزی جز عذاب و بی احترامی نصیبت نخواهد شد .
#عادله_زمانی
@adelehz
خیانت ست به خودت
چون از این دوست داشتن ها چیزی جز عذاب و بی احترامی نصیبت نخواهد شد .
#عادله_زمانی
@adelehz
هر انسانی در طول زندگی خود زخم های زیادی بر می دارد
زخم هایی گاه سطحی و گاه عمیق …
مثلا گاهی از بی احتیاطی زمین میخورد یا با چاقو دستش را میبرد، گاهی با تکه ای سنگ یا شیشه زخمی میشود و گاهی مثل سربازها با گلوله …
ولی در نهایت تمام این زخم ها، یک روز، دو روز، یک ماه یا یک سال بعد خوب
می شوند …
اما زخم هایی هم هستند که هیچ اثری در جسم نمیگذارند. بدون هیچ عارضه ای!
تمام روز درگیر زندگی کردن هستی، کار میکنی، حرف میزنی، میخندی و ...
اما درد میکشی...!
جالب تر اینکه هیچ راه درمانی هم ندارند
و گاهی اوقات فرد زخمی تا لحظه مرگ این زخم ها را در خودش حمل می کند
زخم هایی به اسم …خاطره ها!
خاطرات بعضی نبودن ها …
بعضی رفتن ها، تنها شدن ها
بعضی خیانت هااا…
این زخم ها عجیبند
نه می کشند …!
و نه خوب می شوند …!
فرشته رضایی
#شما_فرستادین
@adelehz
زخم هایی گاه سطحی و گاه عمیق …
مثلا گاهی از بی احتیاطی زمین میخورد یا با چاقو دستش را میبرد، گاهی با تکه ای سنگ یا شیشه زخمی میشود و گاهی مثل سربازها با گلوله …
ولی در نهایت تمام این زخم ها، یک روز، دو روز، یک ماه یا یک سال بعد خوب
می شوند …
اما زخم هایی هم هستند که هیچ اثری در جسم نمیگذارند. بدون هیچ عارضه ای!
تمام روز درگیر زندگی کردن هستی، کار میکنی، حرف میزنی، میخندی و ...
اما درد میکشی...!
جالب تر اینکه هیچ راه درمانی هم ندارند
و گاهی اوقات فرد زخمی تا لحظه مرگ این زخم ها را در خودش حمل می کند
زخم هایی به اسم …خاطره ها!
خاطرات بعضی نبودن ها …
بعضی رفتن ها، تنها شدن ها
بعضی خیانت هااا…
این زخم ها عجیبند
نه می کشند …!
و نه خوب می شوند …!
فرشته رضایی
#شما_فرستادین
@adelehz
❤1
بیچاره باباها
روز مادر همه جا گل وبلبل بود
روز پدری عین میدون جنگ شده قیامت شده😄
امسال از اون جفت جوراب هم خبری نیست دیگه😅
@adelehz
روز مادر همه جا گل وبلبل بود
روز پدری عین میدون جنگ شده قیامت شده😄
امسال از اون جفت جوراب هم خبری نیست دیگه😅
@adelehz