یلدا یا شب چله طولانی ترین شب سال .پایان پاییز و آغاز زمستان سرد پیش رو..
صادقانه بگویم قصد داشتم برای یلدا مجموعه ای از عکس سفره های یلدایی را در کانال بگذارم اما ته دلم صاف نشد .
میدانم که این روزها کمی شرایط مالی مردم دشوارتر ست و شاید پشت این اکانت های مجازی آدمهای بسیاری باشند که توان انداختن سفره ی پر رنگ را نداشته باشند .این را هم میدانم که تمامش حاصل فقر ست وگرنه چه کسی ست که نخواهد کودکش شادمانه بر سر سفره ای پر بنشیند.
با این حال همراه با دعا برای پر بودن سفره ی همه ی ما آرزو میکنم زمستان پیش رو به خوشی و خیر از شهر هایمان عبور کند ..
یلدا مبارک
@adelehz
صادقانه بگویم قصد داشتم برای یلدا مجموعه ای از عکس سفره های یلدایی را در کانال بگذارم اما ته دلم صاف نشد .
میدانم که این روزها کمی شرایط مالی مردم دشوارتر ست و شاید پشت این اکانت های مجازی آدمهای بسیاری باشند که توان انداختن سفره ی پر رنگ را نداشته باشند .این را هم میدانم که تمامش حاصل فقر ست وگرنه چه کسی ست که نخواهد کودکش شادمانه بر سر سفره ای پر بنشیند.
با این حال همراه با دعا برای پر بودن سفره ی همه ی ما آرزو میکنم زمستان پیش رو به خوشی و خیر از شهر هایمان عبور کند ..
یلدا مبارک
@adelehz
و لسوف يعطيك ربك فترضي.
و خداوند به زودي "آنچنان"به تو عطا كند، كه تو "راضي"شوي. ( الضحي، آيه ٥)
@adelehz
و خداوند به زودي "آنچنان"به تو عطا كند، كه تو "راضي"شوي. ( الضحي، آيه ٥)
@adelehz
همه ی زنها عاشق رنگ قرمزهستند .نه چون رنگ زیبایی ست چون زنها به عشق،سیب سرخ،گل رز و رژ و پیراهن قرمز بیشتر ازهرکس دیگری علاقه دارند.چون زنها با رنگ سرخ زیباترند...
#عادله_زمانی
@adelehz
#عادله_زمانی
@adelehz
حق با عمویش بود. دلتنگی برای گذشته، مثل عشقبازی با زنی مرده بود، خیر و برکت نداشت.
گلی ترقی
@adelehz
گلی ترقی
@adelehz
خدایا تو بساز که از هرچه ساخته اند آنچه تو بسازی پایدار تر ست ...
و از هر چه داده اند آنچه تو بدهی بی منت تر ست و گرانبهاتر
#عادله_زمانی
کار خوبه خدا درست کنه ❤️
شب خوش
@adelehz
و از هر چه داده اند آنچه تو بدهی بی منت تر ست و گرانبهاتر
#عادله_زمانی
کار خوبه خدا درست کنه ❤️
شب خوش
@adelehz
وحشتِ راهِ دراز از نظر کوته ماست
رُخ مَتاب ای دل ازین ره ،که خدا همره ماست ...
👤 ملک الشعرای بهار
طبیعت زمستانی خوزستان
البته شبیه بهارهست بیشتر🙂
فریماه خوزستان
@adelehz
رُخ مَتاب ای دل ازین ره ،که خدا همره ماست ...
👤 ملک الشعرای بهار
طبیعت زمستانی خوزستان
البته شبیه بهارهست بیشتر🙂
فریماه خوزستان
@adelehz
روباه پرسید چطور از زندگی لذت ببرم ؟
گنجشک کوچولو جواب داد از هرچی داری راضی باش
روباه باز پرسید مگه میشه؟
گنجشک خندید و گفت خوشبختی راز کوچکی ست که در دست خودت قرار دارد
#عادله_زمانی
@adelehz
گنجشک کوچولو جواب داد از هرچی داری راضی باش
روباه باز پرسید مگه میشه؟
گنجشک خندید و گفت خوشبختی راز کوچکی ست که در دست خودت قرار دارد
#عادله_زمانی
@adelehz
سال گذشته شوهر کارل در یک حادثهی رانندگی کشته شد. جیم که ۵۷ سال داشت داشت در فاصلهی میان منزل تا محل کارش در حال رانندگی و رانندهی دیگر یک جوان مست بود. در این حادثه، جیم در دم جان باخت و جوان مست ظرف کمتر از دو ساعت از بیمارستان مرخص شد.
نکتهی ظریف اینجا بود که آن روز، روز تولد پنجاه سالگی کارل بود و در جیب جیم دو بلیط هواپیما به مقصد هاوایی پیدا شد. گویا جیم قصد داشته همسرش را غافلگیر کند که اجل مهلتش نداد و به دست رانندهای مست کشته شد.
یک سال بعد بالاخره از کارل پرسیدم: “چطور توانستی تاب بیاوری؟”
چشمان کارل پر از اشک شد، فکر کردم حرف بدی زدهام، اما او به آرامی دست مرا گرفت و گفت: “اشکالی ندارد، میخواهم چیزی به تو بگویم، روزی که با جیم ازدواج کردم به او قول دادم هیچ وقت نگذارم بدون آنکه بگویم دوستت دارم از منزل خارج شود، او هم همین قول را به من داد. این قول و قرار برای ما به شوخی و خنده تبدیل شد. با اضافه شدن بچهها به جمعمان بر سر قول ماندن کار دشواری بود. یادم میآید وقتی عصبانی بودم به طرف اتومبیل میدویدم و از میان دندانهای کلید شدهام میگفتم: “دوستت دارم” یا به دفتر کارش میرفتم تا به او یادآوری کنم. این کار یک جور مبارزهجویی خندهدار بود.
در تمام طول زندگی زناشوییمان خاطرات بسیاری را به وجود آوردیم تا سعی کنیم پیش از ظهر به هم بگوییم دوستت دارم!
صبح روزی که جیم مُرد، صدای روشن شدن موتور اتومبیل را شنیدم. از ذهنم گذشت که: اوه، نه! تو این کار را نمیکنی مردک! و بیرون دویدم و به پنجرهی اتومبیل مشت کوبیدم و گفتم: “آقای جیمز ایکارت، من، کارل کارت، این جا در روز تولد پنجاه سالگیام، میخواهم رکورد گفتن «دوستت دارم» را بشکنم!”
این است که میتوانم زنده بمانم، چون آخرین جملهای که به جیم گفتم این بود: “دوستت دارم”
@adelehz
نکتهی ظریف اینجا بود که آن روز، روز تولد پنجاه سالگی کارل بود و در جیب جیم دو بلیط هواپیما به مقصد هاوایی پیدا شد. گویا جیم قصد داشته همسرش را غافلگیر کند که اجل مهلتش نداد و به دست رانندهای مست کشته شد.
یک سال بعد بالاخره از کارل پرسیدم: “چطور توانستی تاب بیاوری؟”
چشمان کارل پر از اشک شد، فکر کردم حرف بدی زدهام، اما او به آرامی دست مرا گرفت و گفت: “اشکالی ندارد، میخواهم چیزی به تو بگویم، روزی که با جیم ازدواج کردم به او قول دادم هیچ وقت نگذارم بدون آنکه بگویم دوستت دارم از منزل خارج شود، او هم همین قول را به من داد. این قول و قرار برای ما به شوخی و خنده تبدیل شد. با اضافه شدن بچهها به جمعمان بر سر قول ماندن کار دشواری بود. یادم میآید وقتی عصبانی بودم به طرف اتومبیل میدویدم و از میان دندانهای کلید شدهام میگفتم: “دوستت دارم” یا به دفتر کارش میرفتم تا به او یادآوری کنم. این کار یک جور مبارزهجویی خندهدار بود.
در تمام طول زندگی زناشوییمان خاطرات بسیاری را به وجود آوردیم تا سعی کنیم پیش از ظهر به هم بگوییم دوستت دارم!
صبح روزی که جیم مُرد، صدای روشن شدن موتور اتومبیل را شنیدم. از ذهنم گذشت که: اوه، نه! تو این کار را نمیکنی مردک! و بیرون دویدم و به پنجرهی اتومبیل مشت کوبیدم و گفتم: “آقای جیمز ایکارت، من، کارل کارت، این جا در روز تولد پنجاه سالگیام، میخواهم رکورد گفتن «دوستت دارم» را بشکنم!”
این است که میتوانم زنده بمانم، چون آخرین جملهای که به جیم گفتم این بود: “دوستت دارم”
@adelehz
مطالعات نشون داده که پرنده های ساکن کلان شهرها زودتر از همنوعان شان در روستا پیر میشوند.
حالا سوال واقعا اینجاست که شما واسه چی پا میشی میای تو شهر؟؟؟مثلا میخوای بری دانشگاه یا تو شرکت کار میکنی😒
والله بشین تو روستا آب و دونه ی سالم بخور زندگی تو بکن
@adelehz
حالا سوال واقعا اینجاست که شما واسه چی پا میشی میای تو شهر؟؟؟مثلا میخوای بری دانشگاه یا تو شرکت کار میکنی😒
والله بشین تو روستا آب و دونه ی سالم بخور زندگی تو بکن
@adelehz
عاشقی هم عاشقی های قدیم
کلمات رو میبوسم و بعد میفرستم !
هوالحى
قربانت شوم! آقا سيد محمودم!
الهى دور انگشت هايتان بگرديم كه اينقدر گوارا مى نگاريد. جوهر بر كاغذ ساييده مى شود از بس كه چشمانمان بر آن مى رقصند.
عشق را آدابى است و بى قرارى را سلوكى. و فرق هاست ميان آنكه نامه وا نمى كند و آنكه نامه تا نمى كند. پريدخت تان بى راه نمى گويد و غلو نمى كند، اگر بگويد تك تك واژه ها را بوييده و بوسيده و از حفظ شده است.
نامه هاتان را در گنجه ى آبنوس مرحمتى آقاجانمان كه تحفه ى هند است، گذاشته ايم. اين جعبه گنج من است، دارايى من است...
تصدقت گردم! پريدخت
@adelehz
کلمات رو میبوسم و بعد میفرستم !
هوالحى
قربانت شوم! آقا سيد محمودم!
الهى دور انگشت هايتان بگرديم كه اينقدر گوارا مى نگاريد. جوهر بر كاغذ ساييده مى شود از بس كه چشمانمان بر آن مى رقصند.
عشق را آدابى است و بى قرارى را سلوكى. و فرق هاست ميان آنكه نامه وا نمى كند و آنكه نامه تا نمى كند. پريدخت تان بى راه نمى گويد و غلو نمى كند، اگر بگويد تك تك واژه ها را بوييده و بوسيده و از حفظ شده است.
نامه هاتان را در گنجه ى آبنوس مرحمتى آقاجانمان كه تحفه ى هند است، گذاشته ايم. اين جعبه گنج من است، دارايى من است...
تصدقت گردم! پريدخت
@adelehz