برای تان امروز آرزو میکنم که
راه زندگی تان گشوده
حال دلتان خوب
درهای بسته بروی تان باز
لطف حق شامل حال تان
باشد .
که امروز برایتان روز خبرهای شاد کننده،روز حل مشکلات باشد
روزی که دست خدا را بروی شانه هایتان حس کنید .
آمین
@adelehz
راه زندگی تان گشوده
حال دلتان خوب
درهای بسته بروی تان باز
لطف حق شامل حال تان
باشد .
که امروز برایتان روز خبرهای شاد کننده،روز حل مشکلات باشد
روزی که دست خدا را بروی شانه هایتان حس کنید .
آمین
@adelehz
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
آدم ها به همان خونسردى
كه آمده اند
چمدانشان را مى بندند ؛
و ناپديد مى شوند ...
يكى در مه
يكى در غبار
يكى در باران
يكى در باد
و بى رحم ترينشان
در برف ...
عباس صفاری
@adelehz
كه آمده اند
چمدانشان را مى بندند ؛
و ناپديد مى شوند ...
يكى در مه
يكى در غبار
يكى در باران
يكى در باد
و بى رحم ترينشان
در برف ...
عباس صفاری
@adelehz
ما همه مان عاشق کودکانه های راه دورمان هستیم مخصوصا روزهای برفی که صبح با روپوش های بدون مقنعه و کاپشنهای نپوشیده پای تلوزیون مینشستیم تا مجری خبر صبحگاهی خبر تعطیلی مدرسه ها را بدهد.
ان روزی که مجری حرف دلمان را میزد دیگر هیچ چیز نمیتوانست خوشی مان را خراب کند .برف بازی، شادی تکلیف مدرسه نداشتن و ظهری که بساط آش گرم مادرمان براه می افتاد ...
گلوله های برفی حواله داده شده و ادم برفی های دماغ هویجی
گاهی هم تیوپی که پسرای شر محله سوارش میشدند و اگر بین دخترها دختری بود که دوسش داشتند اجازه میدادند اوهم از این موهبت پسرانه بهره ببرد و مراقبش بودند تا بین برفها کله پا نشود...
برفهای کودکانه خاطرات خوب روزهای برفی خیلی زود عبور کرد
حالا هم که برف می بارد بااینکه سالهاست کودک نیستم دلم تعطیلی مدرسه میخواهد و کوچه ای پر از بچه های شاد دماغ قرمز ...
ولی خوب سالهاست برف کم می بارد و بچه های دماغ قرمز و خوشحال کمتر در کوچه ها دیده میشوند...
بهرحال
بخت تان به اندازه برف سفید
دلتان اما گرم
#عادله_زمانی
@adelehz
ان روزی که مجری حرف دلمان را میزد دیگر هیچ چیز نمیتوانست خوشی مان را خراب کند .برف بازی، شادی تکلیف مدرسه نداشتن و ظهری که بساط آش گرم مادرمان براه می افتاد ...
گلوله های برفی حواله داده شده و ادم برفی های دماغ هویجی
گاهی هم تیوپی که پسرای شر محله سوارش میشدند و اگر بین دخترها دختری بود که دوسش داشتند اجازه میدادند اوهم از این موهبت پسرانه بهره ببرد و مراقبش بودند تا بین برفها کله پا نشود...
برفهای کودکانه خاطرات خوب روزهای برفی خیلی زود عبور کرد
حالا هم که برف می بارد بااینکه سالهاست کودک نیستم دلم تعطیلی مدرسه میخواهد و کوچه ای پر از بچه های شاد دماغ قرمز ...
ولی خوب سالهاست برف کم می بارد و بچه های دماغ قرمز و خوشحال کمتر در کوچه ها دیده میشوند...
بهرحال
بخت تان به اندازه برف سفید
دلتان اما گرم
#عادله_زمانی
@adelehz
God is never late.
Everything you need
will come to you at the perfect time.
خدا هرگز دیر نمی کند.
هرآنچه که نیاز داری،
در زمان درستش به تو می رسد.
@adelehz
Everything you need
will come to you at the perfect time.
خدا هرگز دیر نمی کند.
هرآنچه که نیاز داری،
در زمان درستش به تو می رسد.
@adelehz
خزان هم با سرود برگ ریزان عالمی دارد؛
چه جای من،که از سردی و خاموشی زمستانَم...
شهریار
دلبرانه های پاییز
سئول
کره جنوبی
@adelehz
چه جای من،که از سردی و خاموشی زمستانَم...
شهریار
دلبرانه های پاییز
سئول
کره جنوبی
@adelehz
Forwarded from سی مرغ
روزی که خداوند،مشغول ساخت آدمیزاد بود یحتمل باخودگفت:چه چیز میتواند این کوچک اندوهگین را شادکند؟پس رویا را با چاشنی امید آفرید و از آن روز آدمها در هرشرایط سخت ته دلشان کمی نور،کمی لبخند پس انداز دارند.
عادله_زمانی
#شما_فرستادین
@simooorgh
عادله_زمانی
#شما_فرستادین
@simooorgh
عاشقانه تر از یک روز پاییزی
یک ایستگاه اتوبوس ست وقتی کسی درونش منتظرت باشد ..
یک خیابان ست غرق برگ های زرد و خش خش برگها زیرِ پایت و زیر پایش...
یک صبح ست که دوباره آغاز میشود و امیدی که ته دل شکسته ات هنوز مجالی برای درخشیدن دارد...
#عادله_زمانی
دلبرانه های پاییز
دکتر اصغر پور 🙏🌺
دانشگاه فردوسی مشهد
@adelehz
یک ایستگاه اتوبوس ست وقتی کسی درونش منتظرت باشد ..
یک خیابان ست غرق برگ های زرد و خش خش برگها زیرِ پایت و زیر پایش...
یک صبح ست که دوباره آغاز میشود و امیدی که ته دل شکسته ات هنوز مجالی برای درخشیدن دارد...
#عادله_زمانی
دلبرانه های پاییز
دکتر اصغر پور 🙏🌺
دانشگاه فردوسی مشهد
@adelehz
باید یک بار به خاطر همه چیز گریه کرد
آن قدر که اشک ها خشک شوند ،
باید این تن اندوهگین را چلاند
و بعد دفتر زندگی را ورق زد .
به چیز دیگری فکر کرد
باید پاها را حرکت داد
و همه چیز را از نو شروع کرد...
آنا گاوالدا
دلبرانه های پاییز
غلام نجاتی
لواسانات
@adelehz
آن قدر که اشک ها خشک شوند ،
باید این تن اندوهگین را چلاند
و بعد دفتر زندگی را ورق زد .
به چیز دیگری فکر کرد
باید پاها را حرکت داد
و همه چیز را از نو شروع کرد...
آنا گاوالدا
دلبرانه های پاییز
غلام نجاتی
لواسانات
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بچه بودم شاید شش سال
مامانم این آهنگ و با نوار کاست میذاشت تا پخش بشه توی آشپزخونه اش مشغول کار میشد منم دورش میچرخیدم و سعی میکردم شعاع های نور تابیده شده از نور گیر بزرگ سقف آشپزخونه رو شکار کنم...
چه آرامش کودکانه ای بود...
چقدر دور
چقدر نزدیک...
#عادله_زمانی
@adelehz
مامانم این آهنگ و با نوار کاست میذاشت تا پخش بشه توی آشپزخونه اش مشغول کار میشد منم دورش میچرخیدم و سعی میکردم شعاع های نور تابیده شده از نور گیر بزرگ سقف آشپزخونه رو شکار کنم...
چه آرامش کودکانه ای بود...
چقدر دور
چقدر نزدیک...
#عادله_زمانی
@adelehz