"زنی که‌گم کردم "
4.35K subscribers
10.4K photos
1.9K videos
11 files
464 links
برای نوشتن
که جهان از نوشتن زیباست
عادله زمانی
راه ارتباطی با من :
@Aydel70
Download Telegram
"زنی که‌گم کردم "
Saeid Khansari ~ Music-Fa.Com – Gandom Foroosh ~ Music-Fa.Com
یکی از همراهان همیشگی کانال این آهنگ و فرستادن و گفتند که این موسیقی محلی بروجرد لرستان هست خطه پدری شون ❤️گفتند که دلتنگ پدرومادر و همسر سفرکرده شون هستند و این آهنگ عزیزانشون و بیاد ایشون میاره،.
ما همه آهنگهایی داریم که مربوط به سرزمین ها و شهرها و خطه های پدری مون هست. ممکنه موسیقی های زیادی و بشنویم اما وقتی موسیقی فولکلورمون رو میشنویم ناخودآگاه مثل یک کودک آرام می نشینیم تا روح مون رو با اون آوای دوست جلا بدیم .
این آهنگ رو در کانال منتشر کردم تا به همه تون بگم از ته قلب به موسیقی ها و فرهنگهای محلی تون از هرجا، هر سرزمین هر شهر هر روستا و هر قطعه ای از زمین که هست احترام می گذارم.❤️❤️❤️
حالِ دلتون قشنگ
موسیقی شهرهاتون همیشه برقرار
#عادله_زمانی
@adelehz
به جهتِ رنگ لحاف کرسی
@adelehz
در نوازش‌های باد
در گل لبخند دهقانان شاد
در سرود نرم رود
خون گرم زندگی جوشیده بود
نوشخند مهر آب
آبشار آفتاب
در صفای دشت من کوشیده بود
شبنم آن دشت از پاکیزگی
گوییا خورشید را نوشیده بود ...

فریدون مشیری

@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در زمان جنگ جهانی دوم این مرد ۲۴ ساله بود و در یکی از شهرهای کوچک فرانسه، نظامی آمریکا بوده است! در فرانسه با یک دختر ۱۸ ساله، عاشق هم می شوند، ولی بعد از مدتی مرد جوان به منطقه ای دیگر منتقل شده و مسیر زندگی این دو ازهم جدا میشود. بعد از اتمام جنگ، دختر فرانسوی به این امید داشته که مرد آمريكایی به فرانسه بازگردد، ولی مرد به آمریکا بر می گردد و در آنجا ازدواج می کند! دختر نیز در فرانسه ازدواج می کند
حالا همسرهای هر دوي آنها فوت کرده اند
هفته پیش مراسم یادبود جنگ نرماندی برگزار شد. یکی از خبرنگارها با این آقای ۹۷ ساله که از بازماندگان آن جنگ هست مصاحبه ای کرد و او راجع به دخترفرانسوی حرف میزند که عاشقش بود و در طول همه این سالها هنوز عکسش را نگهداشته و این عکس را به خبرنگار نشان‌ می دهد، منتها چون ۷۵ سال از این‌ موضوع گذشته بود، گمان میکرد که او فوت کرده است. خبرنگار ماهها می گردد و خانم فرانسوی را زنده در یکی از خانه های سالمندان فرانسه پیدا می کند! این لحظه ملاقات این دو عاشق قدیمی بعد از ۷۵ سال است که به عنوان یکی از تکان دهنده ترین صحنه های احساسی دنیا ثبت شد!


آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
تو را مثل یک تکه نان دوست دارم!
تعجب نکن
میخواهم هربار دیدمت ببوسمت
و از سر راه بردارمت
هربار و هربار بدون وقفه و خستگی...
#عادله_زمانی
@adelehz
آیا زن تنها چیزی نیست که از بهشت برای ما به جا مانده است؟!


سقوط
آلبر کامو
@adelehz
تو پدر خوبی میشی ...‌
اینو همیشه زری بهم می گفت،،،،
زری دختر همسایمون بود...
تو همه ی خاله بازی ها من شوهر زری بودم ، رضا و سارا هم بچه هامون ...
همیشه ڪلی خوراکی از خونه ڪش می رفتم و میاوردم واسه خاله بازی،
ناسلامتی مرد خونه بودم ، زشت بود دست خالی بیام ...
یادمه یه‌بار پفڪ و یخمڪ و آجیل تو خونه نداشتیم منم قابلمه ی نهارمون رو بردم واسه زن و بچه م!!
وقتی رفتم تو حیاط ،‌زری داشت به بچه ها می گفت سر و صدا نڪنید الان باباتون میاد...
وقتی زری می گفت باباتون، جوگیر می شدم...‌واسه همین برگشتم تو خونه و از تو یخچال دوغ برداشتم ، آبگوشت بدون دوغ مزه نداشت ...
نهار رو خورده بودیم ڪه مامانم سر رسید ...‌
دید جا تره و بچه هم هست ولی آبگوشت نیست ڪه نیست ...
یه دمپایی خوردم، دو تا لگد به باسن ، گوشمم یه نیمچه پیچی خورد ...
بابام ڪه اومد خونه وقتی شاهڪارم رو با پیاز داغ اضافی از مامانم شنید خندید و بهم گفت تو پدر خوبی میشی ، منم ذوق مرگ شدم...
اون وقتا مثل الان نبود ڪه بچه ها از آدم بزرگ‌ها بیشتر بدونن ،،،،
اون وقتا لڪ‌لڪ‌ها بچه ها رو از آسمون میاوردن...
ولی یواشڪی میاوردن ڪه ڪسی اونا رو نبینه و بگه اینو‌ بهم بده اینو نده ، سوا ڪردنی نبود ... ولی من همیشه خوشحال بودم ڪه لڪ لڪ بچه رسون منو اینجا گذاشته...
یه روز فهمیدم بابام خونه خریده و داریم از اینجا می ریم...
وقتی به زری گفتم ڪلی گریه ڪرد...درد گریه ش بیشتر از همه ی ڪتڪ هایی بود ڪه خورده بودم ...
منم جوگیـــــر‌، زدم زیر گریه...
مرد ڪه گریه نمی ڪنه دروغ آدم بزرگاست،
تو خاله بازی ما مرد هم گریه می ڪرد...
روز آخر هر‌چی پول از بقیه ی خرید ماست و نون و پیاز جمع ڪرده بودم رو برداشتم و رفتم واسه زری و رضا و سارا یادگاری گرفتم ...
واسه زری یه عروسڪ گرفتم، گفت اسمش رو چی‌بذارم گفتم دریـــــا ،‌ وقتی یادگاری رضا و سارا رو دادم به زری تا به دستشون برسونه واسه آخرین بار بهم گفت : تو پدر خوبی میشی ...
گذشت و دیگه هیچوقت زری رو ندیدم تا امشب ...‌
تو جشن تولد یه رفیقی... خودش بود ،‌ همون چهره فقط قد ڪشیده بود...
رفیقم رو ڪشیدم ڪنار و‌گفتم این ڪیه؟
گفت زری خانوم رو میگی؟ وقتی مهمون داریم میاد ڪارامون رو انجام میده...آخه شوهرش از داربست افتاده و نمی تونه ڪار ڪنه،
گفتم بچه هم داره ،‌ گفت تو‌ ڪه فضول نبودی، آره یه دختر داره، دریـــــا...
زدم از خونه بیرون با دو جمله ڪه مدام تو‌ ذهنم تڪرار میشه...
دریا خانوم لڪ لڪ بچه رسون دست خوب ڪسی سپردتت ...
زری زری زری ...نمی دونم من پدر‌خوبی‌میشم‌ یا نه ولی‌ می دونم تـــــو مادر خوبی شدی ...

حسین حائریان
#شما_فرستادین
@adelehz
کسی چه می داند
شاید همین لحظه زنی
برای مرد سیاستمدارش می رقصد
یا پیانو می زند و
آواز می خواند
و جلوی جنگ جهانی بعدی را می گیرد
کسی چه می داند
شاید تنها شرط معشوقه ی هیتلر
به خاک و خون کشیدن دنیا بود
کسی سر از کار زن ها در نمی آورد
با سکوت شان شعر می خوانند
با لب هاشان قطعنامه صادر می کنند
با موهاشان جنگ می طلبند
با چشم هاشان صلح

سیاووش شمشیری
@adelehz
شب خوش
بخوابیم
@adelehz
صبح ازشب عبور میکند و به شهر می رسد.
خورشید به یاد باور کودکی مان از خواب بیدارمیشود و از پشت کوه بیرون می آید ..
خیابان سکوت را توی کیفش میگذارد و غرق صدای قدمها میشود..
و این چنین یک اتفاق بزرگ رخ می دهد
روز آغاز میگردد...
#عادله_زمانی
صبح بخیر
@adelehz
زنی زیبا که صاحب فرزند نمیشد پیش پیامبر زمانش میرود و میگوید از خدا فرزندی صالح برایم بخواه.
پیامبر وقتی دعا میکند و وحی میرسد او را بدون فرزند خلق کردم.
زن میگویدخدا رحیم است و میرود.
سال بعد باز تکرار میشود و باز وحی می آید که بدون فرزند است.زن اینبار نیز به آسمان نگاه میکند و میرود.
سال سوم پیامبر وقت زن را با کودکی در آغوش میبیند.
با تعجب از خدا میپرسد :بارالها،چگونه کودکی دارد اوکه بدون فرزندخلق شده بود!!!؟
وحی میرسد:هر بار گفتم فرزندی نخواهدداشت ،او باور نکرد و مرا رحیم خواند. رحمتم بر سرنوشتش پیشی گرفت.
با دعا سرنوشت تغییر میکند...
از رحمت الهی ناامید نشوید انقدر به درگاه الهی بزنید تا در باز شود...


@adelehz
برای تان امروز آرزو میکنم که
راه زندگی تان گشوده
حال دلتان خوب
درهای بسته بروی تان باز
لطف حق شامل حال تان
باشد .
که امروز برایتان روز خبرهای شاد کننده،روز حل مشکلات باشد
روزی که دست خدا را بروی شانه هایتان حس کنید .
آمین

@adelehz
اولین برف پاییزی تون مبارک 😍❄️🌨
@adelehz
آدم ها به همان خونسردى
كه آمده اند
چمدانشان را مى بندند ؛
و ناپديد مى شوند ...
يكى در مه
يكى در غبار
يكى در باران
يكى در باد
و بى رحم ترينشان
در برف ...

عباس صفاری

@adelehz
ما همه مان عاشق کودکانه های راه دورمان هستیم مخصوصا روزهای برفی که صبح با روپوش های بدون مقنعه و کاپشنهای نپوشیده پای تلوزیون مینشستیم تا مجری خبر صبحگاهی خبر تعطیلی مدرسه ها را بدهد.
ان روزی که مجری حرف دلمان را میزد دیگر هیچ چیز نمیتوانست خوشی مان را خراب کند .برف بازی، شادی تکلیف مدرسه نداشتن و ظهری که بساط آش گرم مادرمان براه می افتاد ...
گلوله های برفی حواله داده شده و ادم برفی های دماغ هویجی
گاهی هم تیوپی که پسرای شر محله سوارش میشدند و اگر بین دخترها دختری بود که دوسش داشتند اجازه میدادند اوهم از این موهبت پسرانه بهره ببرد و مراقبش بودند تا بین برفها کله پا نشود...
برفهای کودکانه خاطرات خوب روزهای برفی خیلی زود عبور کرد
حالا هم که برف می بارد بااینکه سالهاست کودک نیستم دلم تعطیلی مدرسه میخواهد و کوچه ای پر از بچه های شاد دماغ قرمز ...
ولی خوب سالهاست برف کم می بارد و بچه های دماغ قرمز و خوشحال کمتر در کوچه ها دیده میشوند...
بهرحال
بخت تان به اندازه برف سفید
دلتان اما گرم
#عادله_زمانی
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز سالروز تولد مهستی ست .
خواننده ای که کمتر کسی از صدایش لذت نبرده ست ...
روحش شاد
@adelehz
God is never late.
Everything you need
will come to you at the perfect time.

خدا هرگز دیر نمی کند.
هرآنچه که نیاز داری،
در زمان درستش به تو می رسد.

@adelehz
خزان هم با سرود برگ ریزان عالمی دارد؛
چه جای من،که از سردی و خاموشی زمستانَم...

شهریار
دلبرانه های پاییز
سئول
کره جنوبی
@adelehz

با غـم عشق

نشاطی است كه با شادی نيست

مخلص کاشانی

@adelehz