در دنیای خاکستری و زمخت مردانه
حضور یک زن ظرافتش ،عطر دلنوازش و خنده اش همیشه لازم ست ..
زنها برای رنگی کردن یک روز خاکستری بهترین گزینه اند.
#عادله_زمانی
@adelehz
حضور یک زن ظرافتش ،عطر دلنوازش و خنده اش همیشه لازم ست ..
زنها برای رنگی کردن یک روز خاکستری بهترین گزینه اند.
#عادله_زمانی
@adelehz
انسانهای خوب
خوشبختی را تعقیب نمی کنند
زندگی می کنند
وخوشبختی
پاداش مهربانی، صداقت،
درستکاری و گذشت آنهاست...
خوب بودن را تمرین کنیم ..
روز قشنگتون پر از اتفاق های خوب
@adelehz
خوشبختی را تعقیب نمی کنند
زندگی می کنند
وخوشبختی
پاداش مهربانی، صداقت،
درستکاری و گذشت آنهاست...
خوب بودن را تمرین کنیم ..
روز قشنگتون پر از اتفاق های خوب
@adelehz
سر صبحی یه هوای خنک خورد بهم حس کردم 8 سالمه کوله مو انداختم دارم جست وخیز کنان میرم دبستان درحالی که شعر حفظی مو میخونم ^_^
@adelehz
@adelehz
گفته بودند که از دل برود هر آنکه از دیده برفت
سالهاست که از دیده ی من رفتی
لیک دلم از مهر تو آکنده هنوز...
حمید مصدق
@adelehz
سالهاست که از دیده ی من رفتی
لیک دلم از مهر تو آکنده هنوز...
حمید مصدق
@adelehz
واقعا چه چیزی بهتر از اینکه شب، درحالیکه باد به شیشه ها می کوبد و چراغ هم روشن است آدم کنار آتش بنشیند و کتابی بخواند. آدم هیچ دغدغه ای ندارد،ساعتها می گذرد. بی حرکت در سرزمین هایی که جلوی چشمت ظاهر می شوند میگردی
فکرت با خیال آکنده می شوند و ماجراها را دنبال می کنی یا حتی وارد جزئیاتشان می شوی.
فکرت با ماجراها هم یکی می شود ...
انگار تویی که لباس آنها را به تن داری !
گوستاو فلووبر
@adelehz
فکرت با خیال آکنده می شوند و ماجراها را دنبال می کنی یا حتی وارد جزئیاتشان می شوی.
فکرت با ماجراها هم یکی می شود ...
انگار تویی که لباس آنها را به تن داری !
گوستاو فلووبر
@adelehz
در سنفرانسیسکو، با مردی از افغانستان گپ میزدم. بهجای عبارتِ «روز تعطیل» از «روز رخصتی» استفاده کرد. دیدم چه تعبیر زیبا و دقیقیست: تعطیلی به ما رخصت میدهد که از روالِ آشنا و تکرارشوندهٔ زندگی کمی فاصله بگیریم؛ رخصت میدهد که یک نفسِ عمیق بکشیم و به شنا کردن ادامه بدهیم.
ebsoltani
@adelehz
ebsoltani
@adelehz
زندگی کردن هنرست و آنکه بفهمد معنی واقعی زندگی چیست هنرمند .
اما حقیقت ان ست که هنرمندان در این دنیا انگشت شمارند .انهایی که به راز بزرگ پی بردند
راز بزرگ زندگی رها کردن و سخت نگرفتن
لذت بردن ازچیرهای کوچک و دل خوشی های کم و بیش
#عادله_زمانی
@adelehz
اما حقیقت ان ست که هنرمندان در این دنیا انگشت شمارند .انهایی که به راز بزرگ پی بردند
راز بزرگ زندگی رها کردن و سخت نگرفتن
لذت بردن ازچیرهای کوچک و دل خوشی های کم و بیش
#عادله_زمانی
@adelehz
به دنبال تو می گردم
نمی یابم نشانت را
بگو باید کجا جویم
مدار کهکشانت را...!
حسين اسرافيلى
شب زیبا
@adelehz
به دنبال تو می گردم
نمی یابم نشانت را
بگو باید کجا جویم
مدار کهکشانت را...!
حسين اسرافيلى
شب زیبا
@adelehz
الیزابت با خودش فکر کرد: «جای شکرش باقیست که هنوز چیزی برای آرزو کردن دارم. اگر همه چیز مطابق خواستههایم بود، حتماً افسردهتر میشدم. اما حالا میفهمم که چقدر میشود آرزو داشت و با امید رسیدن به آنها، از زندگی لذت برد. برنامهای که همه چیزش مطابق میل آدم باشد، هیچ وقت عملی نمیشود.» .
✍🏻 جین آستین
@adelehz
✍🏻 جین آستین
@adelehz
به پیشواز ِ پاییز
حوالی ساعت نه شب، در اتوبان رسالت مقابل پارکسوار، بوی خنک چمن خورد توی صورتم. هوا بوی اوایل دهه هفتاد را گرفت.
همان سال ها که خانواده ها هنوز پرجمعیت بودند و بچه های فامیل فوج فوج هجرت نکرده بودند. همان دوران که پدر و مادرانمان هنوز جوان و سرحال بودند.
همان دوره ای که از سر بیکاری و فقدان حضور پر رنگ تکنولوژی در زندگی روزمره، همه اهل خانواده به سمت پارک ملت و ارم و جمشیدیه و ... هجوم می بردند، روی چمن های سرد پارک زیر انداز می انداختند و به جان سالاد اولویه و کتلت های خانگیشان می افتادند.
همان سال های بعد از جنگ که انگار مردم با خودشان هم داشتند به صلح می رسیدند و در عین کمبود و تشویش، دلشان همینطور الکی خوش بود. خیلی بوی خوبیست.
برای سی ثانیه من را از تب آلودگی و مالیخولیای دائم و لاینقطعی که چند سال است دچارش شده ام نجات داد.
امان از دست پاییز.
🖌سروش آریا
@adelehz
حوالی ساعت نه شب، در اتوبان رسالت مقابل پارکسوار، بوی خنک چمن خورد توی صورتم. هوا بوی اوایل دهه هفتاد را گرفت.
همان سال ها که خانواده ها هنوز پرجمعیت بودند و بچه های فامیل فوج فوج هجرت نکرده بودند. همان دوران که پدر و مادرانمان هنوز جوان و سرحال بودند.
همان دوره ای که از سر بیکاری و فقدان حضور پر رنگ تکنولوژی در زندگی روزمره، همه اهل خانواده به سمت پارک ملت و ارم و جمشیدیه و ... هجوم می بردند، روی چمن های سرد پارک زیر انداز می انداختند و به جان سالاد اولویه و کتلت های خانگیشان می افتادند.
همان سال های بعد از جنگ که انگار مردم با خودشان هم داشتند به صلح می رسیدند و در عین کمبود و تشویش، دلشان همینطور الکی خوش بود. خیلی بوی خوبیست.
برای سی ثانیه من را از تب آلودگی و مالیخولیای دائم و لاینقطعی که چند سال است دچارش شده ام نجات داد.
امان از دست پاییز.
🖌سروش آریا
@adelehz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زندگی سهم مردم جدی نیست
آن هایی که جدی هستند سهم شان
سختی و فشار است
زندگی به آن هایی تعلق دارد
که شاد هستند و در بزم اند
آن هایی که می دانند
بودنشان را چگونه جشن بگیرند.
@adelehz
آن هایی که جدی هستند سهم شان
سختی و فشار است
زندگی به آن هایی تعلق دارد
که شاد هستند و در بزم اند
آن هایی که می دانند
بودنشان را چگونه جشن بگیرند.
@adelehz