میدانی شاید خودت هرگز ندانی اما من هر جمعه با تو هزار باغ گل را میگردم و هزار ترانه ی ناب عاشقی میشنوم و اینها همه درحالیست که نه تو اینجایی و نه باغ گلی باقی مانده ست.
#عادله_زمانی
@adelehz
#عادله_زمانی
@adelehz
جمعه ؟
anonymous poll
آرامش،سکوت،استراحت کتاب یا فیلم – 83
👍👍👍👍👍👍👍 63%
دورهمی، بگو بخند،خوش گذرونی – 49
👍👍👍👍 37%
👥 132 people voted so far. Poll closed.
anonymous poll
آرامش،سکوت،استراحت کتاب یا فیلم – 83
👍👍👍👍👍👍👍 63%
دورهمی، بگو بخند،خوش گذرونی – 49
👍👍👍👍 37%
👥 132 people voted so far. Poll closed.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بعضی از این دوستان متکدی و نمکی دیگه نوبرشو اوردن دوست عزیز هرچی بیرون میبینی مال شمانیست حق نداری برداری.چقد مردم وسایلشونو اینجوری از دست دادن جرات نمیکنی چیزی جلوی خونت بذاری .ربطی هم به فقر نداره بنظرم
@adelehz
@adelehz
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
خانه داش آکل در محله روزبهان شیراز
در مورد اینکه این عکس همون لوکیشن فیلم داش آکل هست اطلاعی ندارم ولی بنظرم همون باشه
بهرحال واقعا زیباست.
@adelehz
در مورد اینکه این عکس همون لوکیشن فیلم داش آکل هست اطلاعی ندارم ولی بنظرم همون باشه
بهرحال واقعا زیباست.
@adelehz
مرد ها،نه شنیدنی هستند،نه گفتنی.
مرد را باید بویید. باید زیر بینی تان را غلغلک دهند تا بفهمی شان.
مرد ها بوی پسر می دهند. پسری که مادرشان آن ها را هوا دار می داند.
آن ها عطر عاشقی می دهند،زمانی که دست های دلدارشان را می فشارند.
مرد ها بوی تکیه گاه می دهند،وقتی که دمادم صبح از خانه بیرون می زنند و شب به امید دیدار همسرشان،به خانه بر می گردند؛ آن هم با تنی خسته و دست هایی قوی.
فکر می کنم بوی محبت می گیرند. همان موقع که بچه هایشان را روی پاهایشان می گذارند. باور کن خودشان نیز بچه می شوند. درست مثل روزی که بوی پسر می دهند. پسری که مادرشان،آن ها را هوادار می داند...
مریم انگوران اصغری
@adelehz
مرد را باید بویید. باید زیر بینی تان را غلغلک دهند تا بفهمی شان.
مرد ها بوی پسر می دهند. پسری که مادرشان آن ها را هوا دار می داند.
آن ها عطر عاشقی می دهند،زمانی که دست های دلدارشان را می فشارند.
مرد ها بوی تکیه گاه می دهند،وقتی که دمادم صبح از خانه بیرون می زنند و شب به امید دیدار همسرشان،به خانه بر می گردند؛ آن هم با تنی خسته و دست هایی قوی.
فکر می کنم بوی محبت می گیرند. همان موقع که بچه هایشان را روی پاهایشان می گذارند. باور کن خودشان نیز بچه می شوند. درست مثل روزی که بوی پسر می دهند. پسری که مادرشان،آن ها را هوادار می داند...
مریم انگوران اصغری
@adelehz
هیچ چیز مرا تسکین نمیدهد
بیتو خاموشم،
شهری در شبم
تو طلوع می کنی
من گرمایت را از دور می چشم
و شهر من بیدار می شود
شاملو
@adelehz
هیچ چیز مرا تسکین نمیدهد
بیتو خاموشم،
شهری در شبم
تو طلوع می کنی
من گرمایت را از دور می چشم
و شهر من بیدار می شود
شاملو
@adelehz
چای بنوش
و قندی در دهان بگذار..
طعم گس بغض را با چایت قورت بده
که بقول نیما ازگندم زار من و تو
مشتی کاه می ماند برای بادها...
#عادله_زمانی
#چای_تایم
@adelehz
و قندی در دهان بگذار..
طعم گس بغض را با چایت قورت بده
که بقول نیما ازگندم زار من و تو
مشتی کاه می ماند برای بادها...
#عادله_زمانی
#چای_تایم
@adelehz
"زنی کهگم کردم "
چای بنوش و قندی در دهان بگذار.. طعم گس بغض را با چایت قورت بده که بقول نیما ازگندم زار من و تو مشتی کاه می ماند برای بادها... #عادله_زمانی #چای_تایم @adelehz
اینقدر سوهان برای یه استکان چای بنظرم منصفانه ست😉😁
@adelehz
@adelehz
دلم یک خانهی قدیمی میخواهد...
یک حال و هوایِ سنتی و اصیل...
خانهای با دری فیروزهای، حیاطی چند ضلعی و دیوارهایِ کاهگلی، با حوضی پر از ماهی هایِ قرمز و گل هایِ شمعدانی، پنجرههایِ چوبی و شیشههایِ رنگ رنگی... خانهای که کلون و هشتی و پنج دری و مطبخ داشته باشد...
که وقتی دلم گرفت به تالارِ آینهاش بروم، میانِ آینه کاریهای زیبایش بنشینم و حالِ دلم خوب شود...
عصرهایِ تابستان، تمامِ دلخوشیام؛ یک کاسه آبدوغ خیارِ خنک و نانِ خشک باشد و شب هایِ زمستان، تمامِ دلگرمیام؛ یک کرسی آتشیِ جانانه با یک سینی پر از آجیل و خشکبار!
صبحها با شیطنت و صدایِ گنجشکها بیدار شوم، به حیاطش بروم و از عطرِ خاطره انگیزِ کاهگلش جان بگیرم...
من از حصارِ آهن و فولاد خستهام...
دلم خانهای میخواهد که هر غروب رویِ تختِ قدیمیِ تویِ حیاط، روبروی حوض، کنارِ باغچه بنشینم، چای بنوشم و شعرهایِ زیبایِ فروغ را با شوقی بیوصف؛ به روح و جانم تزریق کنم...
ناشناس
صبحت پر از اتفاقهای خوب
@adelehz
یک حال و هوایِ سنتی و اصیل...
خانهای با دری فیروزهای، حیاطی چند ضلعی و دیوارهایِ کاهگلی، با حوضی پر از ماهی هایِ قرمز و گل هایِ شمعدانی، پنجرههایِ چوبی و شیشههایِ رنگ رنگی... خانهای که کلون و هشتی و پنج دری و مطبخ داشته باشد...
که وقتی دلم گرفت به تالارِ آینهاش بروم، میانِ آینه کاریهای زیبایش بنشینم و حالِ دلم خوب شود...
عصرهایِ تابستان، تمامِ دلخوشیام؛ یک کاسه آبدوغ خیارِ خنک و نانِ خشک باشد و شب هایِ زمستان، تمامِ دلگرمیام؛ یک کرسی آتشیِ جانانه با یک سینی پر از آجیل و خشکبار!
صبحها با شیطنت و صدایِ گنجشکها بیدار شوم، به حیاطش بروم و از عطرِ خاطره انگیزِ کاهگلش جان بگیرم...
من از حصارِ آهن و فولاد خستهام...
دلم خانهای میخواهد که هر غروب رویِ تختِ قدیمیِ تویِ حیاط، روبروی حوض، کنارِ باغچه بنشینم، چای بنوشم و شعرهایِ زیبایِ فروغ را با شوقی بیوصف؛ به روح و جانم تزریق کنم...
ناشناس
صبحت پر از اتفاقهای خوب
@adelehz
هرگز مهربانی را دست کم نگیر
مهربانی میتواند همچون ریشه ای در میان محکم ترین سنگها نفوذ کند و سنگ را بشکند .
هرگز جادوی مهربانی را دست کم نگیر...
#عادله_زمانی
📷مسجد شاه دوشمشیره کابل
@adelehz
مهربانی میتواند همچون ریشه ای در میان محکم ترین سنگها نفوذ کند و سنگ را بشکند .
هرگز جادوی مهربانی را دست کم نگیر...
#عادله_زمانی
📷مسجد شاه دوشمشیره کابل
@adelehz
منم آن شکسته سازی که توام نمینوازی
چه فغان کنم ز دستی
که گسسته تار ما را ...
👤سیمین بهبهانی
شب زیبا
@adelehz
چه فغان کنم ز دستی
که گسسته تار ما را ...
👤سیمین بهبهانی
شب زیبا
@adelehz