بعضی آدمها مثل عطر چای دم کشیده و خوش رنگ صبح هستند ..روزت را می سازند ..سر کیف زندگی می اورند تورا ..گرمت میکنند ..حواست به ادمهای خوش رنگ زندگی ات باشد نشود که یادت برود آنها را نشود که سرد شوند..
#عادله_زمانی
@adelehz
#عادله_زمانی
@adelehz
دنیا خیلی کوچک است عزیزم
شاید یک روز، حوالیِ انقلاب
که خسته از روزمرگی و کار
پشت چراغ قرمز
در تاکسی نشسته ای و سرت را به شیشه تکیه داده ای و به صدایِ گوینده ی رادیو گوش میدهی
که برای ساعات آتی هوایی ابری و بارانی پراکنده پیش بینی میکند... .
درست همان لحظه
من با دست هایی در جیب،
کوله ای پف کرده
و بندهای کفشی که چند گره روی هم خورده است،
نگاهم به زمین و فکرم در ناکجا
از روی خط های عابر پیاده عبور کنم.... .
دلت بلرزد
بی معطلی کرایه ات را بدهی و باقی اش را نگرفته از ماشین پیاده شوی و با فاصله ی چند متر دنبالم راه بیفتی... .
و ببینی که میروم طبقه ی آخر همان پاساژ قدیمی و وارد همان کتابفروشیِ کوچک میشوم... .
ببینی که مینشینم سر همان میزِ کنجِ دیوار.... .
نزدیک بیایی... .
صندلی را عقب بکشی
بی حرف بنشینی رو به روی ام....
صاحب کتابفروشی که حالا مردی میانسال شده
به رسم همان روزها
برای مشتری هایِ ثابتِ شب هایِ پاییزی اش
از قهوه ی کهنه دم اش
دوفنجان برایمان بیاورد
و موقع رفتن
در حالی که سینی چوبی اش را زیرِ بغلش زده،
زل بزند به چشمانمان و بگوید: حیف نبود؟!
بگوید و آهی بکشد و برود موسیقی آن روزها را از گرامافونِ خاک خورده اش پخش کند... .
بی مقدمه حرف بزنیم
پای گذشته را وسط بکشیم
از لحظه ی آشناییمان تا آخرین قرار... .
همه را کالبد شکافی کنیم!
شاید لا به لای حرف هایمان
دختر و پسری بیست ساله وارد کتابفروشی شوند و رمانِ بربادرفته ی مارگارت میچل را بگیرند و با ذوق بروند...
شاید با لبخند نگاهشان کنیم....
شاید بغض گلویمان را بگیرد و ول نکند!
با تمام شدن آخرین قطعه ی موسیقی
بدون خداحافظی از مردِ میانسال
کتابفروشی را ترک کنیم... .
و زیر بارانی پراکنده و بادی پریشان... .
لا به لای شلوغیِ خیابان
در سکوت قدم بزنیم... .
و بدون گرفتن آدرس و شماره تلفن جدید مان
خداحافظی کنیم و برویم دنبال دنیای بی ذوق خود!
.
فقط میدانی
دردَش اینجاست
.
که در تمام این ساعات
سرِ یک میز حرف زده ایم
بدون اینکه در صدای هم غرق شویم
از یک کتاب شعر خوانده ایم
بدون اینکه در چشم هم زل بزنیم
زیر بارانِ پاییزی قدم زده ایم
بدون اینکه دست هم را بگیریم....
دردَش اینجاست
که دنیا خیلی کوچک است عزیزم...
خیلی...
👤 علی سلطانی
@adelehz
شاید یک روز، حوالیِ انقلاب
که خسته از روزمرگی و کار
پشت چراغ قرمز
در تاکسی نشسته ای و سرت را به شیشه تکیه داده ای و به صدایِ گوینده ی رادیو گوش میدهی
که برای ساعات آتی هوایی ابری و بارانی پراکنده پیش بینی میکند... .
درست همان لحظه
من با دست هایی در جیب،
کوله ای پف کرده
و بندهای کفشی که چند گره روی هم خورده است،
نگاهم به زمین و فکرم در ناکجا
از روی خط های عابر پیاده عبور کنم.... .
دلت بلرزد
بی معطلی کرایه ات را بدهی و باقی اش را نگرفته از ماشین پیاده شوی و با فاصله ی چند متر دنبالم راه بیفتی... .
و ببینی که میروم طبقه ی آخر همان پاساژ قدیمی و وارد همان کتابفروشیِ کوچک میشوم... .
ببینی که مینشینم سر همان میزِ کنجِ دیوار.... .
نزدیک بیایی... .
صندلی را عقب بکشی
بی حرف بنشینی رو به روی ام....
صاحب کتابفروشی که حالا مردی میانسال شده
به رسم همان روزها
برای مشتری هایِ ثابتِ شب هایِ پاییزی اش
از قهوه ی کهنه دم اش
دوفنجان برایمان بیاورد
و موقع رفتن
در حالی که سینی چوبی اش را زیرِ بغلش زده،
زل بزند به چشمانمان و بگوید: حیف نبود؟!
بگوید و آهی بکشد و برود موسیقی آن روزها را از گرامافونِ خاک خورده اش پخش کند... .
بی مقدمه حرف بزنیم
پای گذشته را وسط بکشیم
از لحظه ی آشناییمان تا آخرین قرار... .
همه را کالبد شکافی کنیم!
شاید لا به لای حرف هایمان
دختر و پسری بیست ساله وارد کتابفروشی شوند و رمانِ بربادرفته ی مارگارت میچل را بگیرند و با ذوق بروند...
شاید با لبخند نگاهشان کنیم....
شاید بغض گلویمان را بگیرد و ول نکند!
با تمام شدن آخرین قطعه ی موسیقی
بدون خداحافظی از مردِ میانسال
کتابفروشی را ترک کنیم... .
و زیر بارانی پراکنده و بادی پریشان... .
لا به لای شلوغیِ خیابان
در سکوت قدم بزنیم... .
و بدون گرفتن آدرس و شماره تلفن جدید مان
خداحافظی کنیم و برویم دنبال دنیای بی ذوق خود!
.
فقط میدانی
دردَش اینجاست
.
که در تمام این ساعات
سرِ یک میز حرف زده ایم
بدون اینکه در صدای هم غرق شویم
از یک کتاب شعر خوانده ایم
بدون اینکه در چشم هم زل بزنیم
زیر بارانِ پاییزی قدم زده ایم
بدون اینکه دست هم را بگیریم....
دردَش اینجاست
که دنیا خیلی کوچک است عزیزم...
خیلی...
👤 علی سلطانی
@adelehz
💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روزی که خداوند،مشغول ساخت آدمیزاد بود یحتمل باخودگفت:چه چیز میتواند این کوچک اندوهگین را شادکند؟پس رویا را با چاشنی امید آفرید و از آن روز آدمها در هرشرایط سخت ته دلشان کمی نور،کمی لبخند پس انداز دارند.
#عادله_زمانی
صبح بخیر ❤️❤️
@adelehz
#عادله_زمانی
صبح بخیر ❤️❤️
@adelehz
به دردهایم نگاه نکن
هربار که به من بنگری
قوی ترین آدم زمین را خواهی دید
اجازه نخواهم داد. جز زیبایی از،من چیزی ببینی
جز بهار هیچ زمستانی از من را نخواهی دید...
#عادله_زمانی
@adelehz
هربار که به من بنگری
قوی ترین آدم زمین را خواهی دید
اجازه نخواهم داد. جز زیبایی از،من چیزی ببینی
جز بهار هیچ زمستانی از من را نخواهی دید...
#عادله_زمانی
@adelehz
برایت آرزو میکنم
که دستانت پر شود از آرزوهایی که در دلت داری .
که بتوانی بهانه ی محکمی برای خوشحالی پیدا کنی .
که باخودت بگویی بلاخره درست شد.
که هرچقدر دور هرچقدر دیر آرزویت به دستت برسد...
#عادله_زمانی
صبح به خیر ❤️
@adelehz
که دستانت پر شود از آرزوهایی که در دلت داری .
که بتوانی بهانه ی محکمی برای خوشحالی پیدا کنی .
که باخودت بگویی بلاخره درست شد.
که هرچقدر دور هرچقدر دیر آرزویت به دستت برسد...
#عادله_زمانی
صبح به خیر ❤️
@adelehz
سامانه آنلاین غربالگری اوتیسم آغاز به کار کرد, مدیرکل امور توانبخشی روزانه و توانپزشکی سازمان بهزیستی کشور، از آغاز به کار سامانه آنلاین غربالگری اوتیسم به آدرس http://autism.behzisti.net خبر داد و از تمام خانواده های کودکان ۲ تا ۵ ساله خواست به این سامانه مراجعه کنند., به گزارش ایران سپید به نقل از ایرنا افروز صفاری فرد روز یکشنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا افزود: حتی پدر و مادرانی که سابقه ژنتیکی اوتیسم در خانواده خود ندارند نیز باید در غربالگری اوتیسم شرکت کنند چون اوتیسم یک اختلال چندعاملی است.
وی یادآور شد: غربالگری اوتیسم از سال ۹۵ آغاز شد اما این غربالگری در مهدهای کودک اجرا می شد و خانواده ها با مراجعه به مهدها، پرسش نامه ای شامل ۱۰ سوال را تکمیل می کردند و اگر پاسخ های مشکوک در این پرسشنامه زیاد بود، بعد از آن باید به پایگاه های بهزیستی مراجعه می کردند.
صفاری ادامه داد: بنابراین امسال سامانه ای برای تشخیص و غربالگری اوتیسم راه اندازی شده است که خانواده ها در این سامانه به صورت آنلاین به سئوالات پاسخ می دهند و در صورت مشکوک بودن اوتیسم کودک، خانواده ها به پایگاه های سلامت هدایت می شوند و به این ترتیب نیاز به مراجعات مکرر نیست.
مدیرکل امور توانبخشی روزانه و توانپزشکی سازمان بهزیستی کشور تاکید کرد: با این روش غربالگری، تعداد افراد بیشتری را می توان شناسایی کرد.
صفاری فرد افزود: اوتیسم را از ۶ ماهگی هم می توان تشخیص داد اما غربالگری اوتیسم در بهزیستی از سن ۲ تا ۵ سالگی صورت می گیرد چراکه به این گروه سنی کودکان در مهدهای خود دسترسی دارد.
وی خاطرنشان کرد: حدود ۱۲۰ هزار کودک ۲ تا ۵ ساله از سال ۹۵ با شیوه قبلی غربال شدند که چهار هزار نفر آنان نیاز به مصاحبه و پیگیری داشتند چون مشکوک بودند و ۲ هزار کودک تشخیص قطعی گرفتند که این آمارها با آمارهای بین المللی، همخوانی دارد.
به گفته صفاری، در حال حاضر هزار و ۳۰۸ مرکز روزانه توانبخشی تحت پوشش بهزیستی در کشور فعالیت دارند که ۹۱ مرکز آن به اوتیسم اختصاص دارد.
اختلال اوتیسم، یکی از انواع اختلالات رشدی عصبی با علائم روانشناختی است که بر رشد طبیعی مغز و در نتیجه مهارت های اجتماعی تأثیر میگذارد.
وی یادآور شد: غربالگری اوتیسم از سال ۹۵ آغاز شد اما این غربالگری در مهدهای کودک اجرا می شد و خانواده ها با مراجعه به مهدها، پرسش نامه ای شامل ۱۰ سوال را تکمیل می کردند و اگر پاسخ های مشکوک در این پرسشنامه زیاد بود، بعد از آن باید به پایگاه های بهزیستی مراجعه می کردند.
صفاری ادامه داد: بنابراین امسال سامانه ای برای تشخیص و غربالگری اوتیسم راه اندازی شده است که خانواده ها در این سامانه به صورت آنلاین به سئوالات پاسخ می دهند و در صورت مشکوک بودن اوتیسم کودک، خانواده ها به پایگاه های سلامت هدایت می شوند و به این ترتیب نیاز به مراجعات مکرر نیست.
مدیرکل امور توانبخشی روزانه و توانپزشکی سازمان بهزیستی کشور تاکید کرد: با این روش غربالگری، تعداد افراد بیشتری را می توان شناسایی کرد.
صفاری فرد افزود: اوتیسم را از ۶ ماهگی هم می توان تشخیص داد اما غربالگری اوتیسم در بهزیستی از سن ۲ تا ۵ سالگی صورت می گیرد چراکه به این گروه سنی کودکان در مهدهای خود دسترسی دارد.
وی خاطرنشان کرد: حدود ۱۲۰ هزار کودک ۲ تا ۵ ساله از سال ۹۵ با شیوه قبلی غربال شدند که چهار هزار نفر آنان نیاز به مصاحبه و پیگیری داشتند چون مشکوک بودند و ۲ هزار کودک تشخیص قطعی گرفتند که این آمارها با آمارهای بین المللی، همخوانی دارد.
به گفته صفاری، در حال حاضر هزار و ۳۰۸ مرکز روزانه توانبخشی تحت پوشش بهزیستی در کشور فعالیت دارند که ۹۱ مرکز آن به اوتیسم اختصاص دارد.
اختلال اوتیسم، یکی از انواع اختلالات رشدی عصبی با علائم روانشناختی است که بر رشد طبیعی مغز و در نتیجه مهارت های اجتماعی تأثیر میگذارد.
چه بسیار روزهایی که با غصه بیدار شدیم اما در میانه راه خدا دلمان را شاد کرد.چه بسیار روزهایی که با گریه از خانه بیرون رفتیم و با خنده برگشتیم. باران بارید و آفتاب تابید..
خدای روزهای بارانی خدای روزهای آفتابی هم هست...به او اعتماد کن جوابش را خواهی گرفت...
#عادله_زمانی
@adelehz
خدای روزهای بارانی خدای روزهای آفتابی هم هست...به او اعتماد کن جوابش را خواهی گرفت...
#عادله_زمانی
@adelehz
قدیمی ها میگن مادر خونه مثل نخ تسبیح می مونه...
بودنش باعث میشه تمام دونه ها کنار هم جمع بشن... تسبیح که توی دست حرکت میکنه دونه ها میچرخن و با تکونشون یه فاصله ای از هم میگیرن ولی باز می یان کنار هم... اصلا نمی تونن نیان... یه مادری رو می شناسم که روز تولد دخترش، صبح زود به دامادش زنگ میزنه که تولد زنتو تبریک بگو ! ...
همه از این مادرا میشناسن... از اونا که به بهونه اینکه حالشون بده خواهر برادرای قهر رو میکشونن کنار هم تا با هم چشم تو چشم بشن و یادشون بره... الکی از قول عروس و داماد به بابای خونه چیزای خوب میگن که دلش صاف بشه از اشتباه فلان روزشون... شبا یه چایی خوشرنگ میبرن و کنار بابا میشینن و لا به لای حرفای به نظر روزمره شون خوبی های دامادشون رو که بابا ازش دلگیره رو پررنگ و پررنگتر میکنن... شب که صبح میشه یهو بابا به صورت کاملا غیراداری تو جواب سلام دومادش لبخند میزنه و میگه چطوری پسرم...!
شاید این نخ تسبیح بودن مادرا ذاتی باشه... شایدم نه اکتسابیه و از مادراشون یاد گرفتن... چون خوب و دقیق بلدن کی شام درست کنن و به همه زنگ بزنن... کی سرشون درد بگیره... هدیه چی بخرن.... عیدی به کی چقدر بدن... چایی رو چقدر داغ بریزن تا وقت بشه دل بابای خونه رو صاف کنن از دلگیری ها... روسری عروس رو کی و کجا سرشون کنن...
کلیداشونو کی گم کنن و سرزده برن خونه دخترشون...
زمان که میگذره این نخ های تسبیح نازک و نازکتر میشن. اگه نباشن خیلی سخته کنار هم نگه داشتن این دونه های ریز... خیلی... خیلی !!
فاطمه شاهبگلو
@adelehz
بودنش باعث میشه تمام دونه ها کنار هم جمع بشن... تسبیح که توی دست حرکت میکنه دونه ها میچرخن و با تکونشون یه فاصله ای از هم میگیرن ولی باز می یان کنار هم... اصلا نمی تونن نیان... یه مادری رو می شناسم که روز تولد دخترش، صبح زود به دامادش زنگ میزنه که تولد زنتو تبریک بگو ! ...
همه از این مادرا میشناسن... از اونا که به بهونه اینکه حالشون بده خواهر برادرای قهر رو میکشونن کنار هم تا با هم چشم تو چشم بشن و یادشون بره... الکی از قول عروس و داماد به بابای خونه چیزای خوب میگن که دلش صاف بشه از اشتباه فلان روزشون... شبا یه چایی خوشرنگ میبرن و کنار بابا میشینن و لا به لای حرفای به نظر روزمره شون خوبی های دامادشون رو که بابا ازش دلگیره رو پررنگ و پررنگتر میکنن... شب که صبح میشه یهو بابا به صورت کاملا غیراداری تو جواب سلام دومادش لبخند میزنه و میگه چطوری پسرم...!
شاید این نخ تسبیح بودن مادرا ذاتی باشه... شایدم نه اکتسابیه و از مادراشون یاد گرفتن... چون خوب و دقیق بلدن کی شام درست کنن و به همه زنگ بزنن... کی سرشون درد بگیره... هدیه چی بخرن.... عیدی به کی چقدر بدن... چایی رو چقدر داغ بریزن تا وقت بشه دل بابای خونه رو صاف کنن از دلگیری ها... روسری عروس رو کی و کجا سرشون کنن...
کلیداشونو کی گم کنن و سرزده برن خونه دخترشون...
زمان که میگذره این نخ های تسبیح نازک و نازکتر میشن. اگه نباشن خیلی سخته کنار هم نگه داشتن این دونه های ریز... خیلی... خیلی !!
فاطمه شاهبگلو
@adelehz
حقیقتی وجود دارد که هرگز عوض نشده و نمی شود.
عشق اول بی تکرار ترین خاطره زندگی ست..
کسی که برای اولین بار قلبت را لرزانده ست هرگز تکرار نمیشود
ممکن ست بارها دلت را شکسته باشد ممکن ست صدها آدم دیگر بعد او ببینی
آدمهایی که ممکن ست از او بهترباشند اما...
اما عشق اولینش چیزی ست عجیب...
اولین نگاه
اولین دلواپسی دیدار
اولین قدم زدن های پاییزی
اولین بوسه ی عاشقانه دمدم های غروب...
عشقهای اول اصولا به ثمر ننشسته ترین عشقها هستند اما... ماندگارترین و خاص ترین شان هم البته
گفتن نمیخواهد شاید نوشتن هم نخواهد..
اما عشق اول هیچ گاه فراموش نخواهد شد حتی اگر یاداوریش به اندازه ی نسیمی باشد پاییزی که دمهای غروب می وزد..
همین
#عادله_زمانی
@adelehz
عشق اول بی تکرار ترین خاطره زندگی ست..
کسی که برای اولین بار قلبت را لرزانده ست هرگز تکرار نمیشود
ممکن ست بارها دلت را شکسته باشد ممکن ست صدها آدم دیگر بعد او ببینی
آدمهایی که ممکن ست از او بهترباشند اما...
اما عشق اولینش چیزی ست عجیب...
اولین نگاه
اولین دلواپسی دیدار
اولین قدم زدن های پاییزی
اولین بوسه ی عاشقانه دمدم های غروب...
عشقهای اول اصولا به ثمر ننشسته ترین عشقها هستند اما... ماندگارترین و خاص ترین شان هم البته
گفتن نمیخواهد شاید نوشتن هم نخواهد..
اما عشق اول هیچ گاه فراموش نخواهد شد حتی اگر یاداوریش به اندازه ی نسیمی باشد پاییزی که دمهای غروب می وزد..
همین
#عادله_زمانی
@adelehz
زندگی
صد رنگ دارد
هرکدام از رنگهایش به تنهایی خیلی خاص نیستند اما درکنارهم ست که معنا می یابند
از روزهای رنگی استقبال کن اینها هرکدامشان رجی از زندگیت هستند.
#عادله_زمانی
صبح بخیر
@adelehz
صد رنگ دارد
هرکدام از رنگهایش به تنهایی خیلی خاص نیستند اما درکنارهم ست که معنا می یابند
از روزهای رنگی استقبال کن اینها هرکدامشان رجی از زندگیت هستند.
#عادله_زمانی
صبح بخیر
@adelehz
تا حد امکان، هرچه میتوانید کمتر دربارهی کارهای خود صحبت کنید؛
آن هم تنها با کسانی که به شما دلگرمی و الهام میبخشند.
چون دنیا پُر از آدمهایی است که نفوس بد میزنند.
مردمی که تنها بلدند بگویند:
"اینکه محال است!" یا "واقعا که تو زیادی بلندپروازی!"
فلورانس اسکاول شین
@adelehz
آن هم تنها با کسانی که به شما دلگرمی و الهام میبخشند.
چون دنیا پُر از آدمهایی است که نفوس بد میزنند.
مردمی که تنها بلدند بگویند:
"اینکه محال است!" یا "واقعا که تو زیادی بلندپروازی!"
فلورانس اسکاول شین
@adelehz