از دیروز کانال ریزش عضو پیدا کرده با اینکه اکانتهای که لفت میدن در بخش مدیریت کانال نمایش داده نمیشه و من حدس میزنم تلگرام داره اکانت های دیلیت شده رو خودکار حذف میکنه.ولی نمیدونم چقدر درسته
کسی علت شو میدونه؟؟
@adelehz
کسی علت شو میدونه؟؟
@adelehz
از برای روزهای سختی که گذراندم تا فراموشت کنم .بخاطر تمام آن سیاهی ها، هرگز دوباره سعی نخواهم کرد تورا تکرار کنم .
تکرارت میان زندگی و افکار واحساسم خیانت ست به خودم...
#عادله_زمانی
@adelehz
تکرارت میان زندگی و افکار واحساسم خیانت ست به خودم...
#عادله_زمانی
@adelehz
پدرم حلقه ازدواجش را فروخت تا برای مادرم لباس عید بخرد،وقتی از سر ناچاری شیفت دوم توی یک بنگاه هم کار میکرد هر روز با هزار مدل زن سر و کار داشت؛
توی ماشین زن غریبه می نشست،با زن غریبه آمد و شد داشت.
به زن چادری خانه اجاره می داد،برای زن سانتی مانتال هم خانه رهنی در جای پرت پیدا میکرد؛
وقت دعوا با مادر هم حتی داد می کشید از این زندگی لجن خسته شده.
مادر بابا را دوست داشت،بابا هم مادر را دوست داشت.
خانواده مادر بابا را دوست نداشت،خانواده بابا هم مادر را نمی خواست.
بابا هیچوقت به مادر خیانت نکرد و مثل چی هم همیشه مشغول کار بود،مادر هم هیچوقت به بابا شک نکرد.
پای هم ماندند!
حتی اگر زبانِ گفتن نداشتند،باورِ ماندن کنار هم میان آنها استوار بود.
بیست و چند سال هم هست که کنار هم نفس میکشند و زیر یک سقف سر روی بالشت می گذارند.
دو تا بچه هم دارند قدشان از یخچال بلند تر!
راه به راه هم به یکدیگر نمیگویند: دوستت دارم،الهی بمیرم و اصلا نمیدانند ولنتاین چیست!
بابا در کل زندگی اش یک شاخه گل دستش نگرفت از پله ها بیاید بالا تقدیم مادر کند،حتی بعضی ماه ها بخاطر قسط ها فقط نان و پنیر خوردند.
ولی مثل تخم چشم هایشان به یکدیگر اعتماد داشتند!
برای مادر پراید بابا بویینگ ۷۴۷ بود،بابا هم به همین آرایش های ساده مامان قانع میشد.
من از دست نسل خودم مغزم سوت می کشد.
طرف حلقه انداخته اما چشم از مرد غریبه بر نمیدارد!
توی شاسی بلندی که شوهرش برای تولدش خریده نشسته و به یک مرد دیگر دوستت دارم میگوید!
مرد برای تفریح دنبال کار توی بنگاه و آژانس و اسنپ است!
وقتی میخواهد برای همسرش رژ لب بخرد از دوست دخترش میپرسد کدام مارک بهتر است!
راه به راه هم دوستت دارم و الهی بمیرم و زندگی بدون تو هرگز تقدیم هم می کنند!
زمان که جلو رفت،ماشین های تو خیابان گران شد،سوراخ لایه اوزون هم نازک،قیمت خانه ها سر به آسمان گذاشت،تقریبا همه چیز با ارزش تر شد به جز ما!
ما آدم ها چقدر ارزان و پَست و بی هویت و بی تعهد شدیم!
حالا خودمان به جهنم روی عشق را سفید کردیم!
حامدرجب پور
#شما_فرستادین
@adelehz
توی ماشین زن غریبه می نشست،با زن غریبه آمد و شد داشت.
به زن چادری خانه اجاره می داد،برای زن سانتی مانتال هم خانه رهنی در جای پرت پیدا میکرد؛
وقت دعوا با مادر هم حتی داد می کشید از این زندگی لجن خسته شده.
مادر بابا را دوست داشت،بابا هم مادر را دوست داشت.
خانواده مادر بابا را دوست نداشت،خانواده بابا هم مادر را نمی خواست.
بابا هیچوقت به مادر خیانت نکرد و مثل چی هم همیشه مشغول کار بود،مادر هم هیچوقت به بابا شک نکرد.
پای هم ماندند!
حتی اگر زبانِ گفتن نداشتند،باورِ ماندن کنار هم میان آنها استوار بود.
بیست و چند سال هم هست که کنار هم نفس میکشند و زیر یک سقف سر روی بالشت می گذارند.
دو تا بچه هم دارند قدشان از یخچال بلند تر!
راه به راه هم به یکدیگر نمیگویند: دوستت دارم،الهی بمیرم و اصلا نمیدانند ولنتاین چیست!
بابا در کل زندگی اش یک شاخه گل دستش نگرفت از پله ها بیاید بالا تقدیم مادر کند،حتی بعضی ماه ها بخاطر قسط ها فقط نان و پنیر خوردند.
ولی مثل تخم چشم هایشان به یکدیگر اعتماد داشتند!
برای مادر پراید بابا بویینگ ۷۴۷ بود،بابا هم به همین آرایش های ساده مامان قانع میشد.
من از دست نسل خودم مغزم سوت می کشد.
طرف حلقه انداخته اما چشم از مرد غریبه بر نمیدارد!
توی شاسی بلندی که شوهرش برای تولدش خریده نشسته و به یک مرد دیگر دوستت دارم میگوید!
مرد برای تفریح دنبال کار توی بنگاه و آژانس و اسنپ است!
وقتی میخواهد برای همسرش رژ لب بخرد از دوست دخترش میپرسد کدام مارک بهتر است!
راه به راه هم دوستت دارم و الهی بمیرم و زندگی بدون تو هرگز تقدیم هم می کنند!
زمان که جلو رفت،ماشین های تو خیابان گران شد،سوراخ لایه اوزون هم نازک،قیمت خانه ها سر به آسمان گذاشت،تقریبا همه چیز با ارزش تر شد به جز ما!
ما آدم ها چقدر ارزان و پَست و بی هویت و بی تعهد شدیم!
حالا خودمان به جهنم روی عشق را سفید کردیم!
حامدرجب پور
#شما_فرستادین
@adelehz
بنظرم یکی از سخت ترین مشکلات زندگیت وقتیه که میخوای یه نفر خاص بهت توجه کنه و اون حواسش نیست.از هر ترفندی هم استفاده میکنی :)
@adelehz
@adelehz
در زندگی بعدی
کاش روحی باشم اسیر میان کاشی های یک معمار شرقی ..
که پیام اور عشق است وشرق
جایی که خورشید زودتر ازهمه عالم درآن تابیدن را شروع می کند.
#عادله_زمانی
@adelehz
کاش روحی باشم اسیر میان کاشی های یک معمار شرقی ..
که پیام اور عشق است وشرق
جایی که خورشید زودتر ازهمه عالم درآن تابیدن را شروع می کند.
#عادله_زمانی
@adelehz
با نگاه به زندگی دیگران نگو خدا شانس بده !
به چند دلیل
1.تو از زیر و روی زندگی او خبر نداری و فقط ظاهرش را میبینی.
2.تو نمیدانی او چه ادمی ست شاید کاری کرده که تو خبر نداری و خداوند اورا لایق دیده ست.
3.به تصمیم خدا احترام بگذار و اجازه بده در زمانش، خداوند سهم تورا هم به توخواهد رساند.
#عادله_زمانی
@adelehz
به چند دلیل
1.تو از زیر و روی زندگی او خبر نداری و فقط ظاهرش را میبینی.
2.تو نمیدانی او چه ادمی ست شاید کاری کرده که تو خبر نداری و خداوند اورا لایق دیده ست.
3.به تصمیم خدا احترام بگذار و اجازه بده در زمانش، خداوند سهم تورا هم به توخواهد رساند.
#عادله_زمانی
@adelehz
بهداشت قاعدگی_ مصائب یک عادت برای زنان
یک روز معمولی است؛ مثل همه روزها. لباس میپوشید، کیفتان را بر میدارید و از خانه میزنید بیرون برای انجام کارهای روزمرهتان.
اما چند دقیقه بعد دردی عمیق تمام ناحیه شکمتان را در بر میگیرد و عرق سردی روی بدنتان مینشاند.
به اطرافتان نگاه میکنید، اما هیچ سرویس بهداشتی نمیبینید.
حالا آن درد جای خودش را به یک ترس میدهد که مبادا لکههای قرمز روی لباستان پدیدار شود و بیآبرو شوید!
هفتم خردادماه، روز جهانی «بهداشت قاعدگی» بود
همان چیزی که خیلی از زنها به نشانه شرم و حیا پنهانش میکنند، اما بسیاری از کشورهای دنیا در چنین روزی همایشها و سمینارهای مهمی درباره آن برگزار و از موضوع مهم بهداشت قاعدگی صحبت میکنند.
این روز در ۲۸ ماه می توسط انجمن NGO WASH مستقر در برلین آلمان به نام روز جهانی بهداشت قاعدگی نامگذاری شد
چون ماه میپنجمین ماه سال است و بسیاری از بانوان هم به طور متوسط پنج روز در هر ماه دچار خونریزی میشوند و چرخه قاعدگی بانوان معمولاً ۲۸ روز است، ۲۸ ماه میبهعنوان نمادی برای توجه به بهداشت قاعدگی انتخاب شده است تا زنهای جهان در اینباره حرف بزنند.
اما زنها برای این عادت ماهانه هنوز که هنوز است با مصائب زیادی دست و پنجه نرم میکنند. اما چه مصائبی؟
فرزانه ۲۸ ساله میگوید:
«مهمترین مسئله من این است که هیچکس خودش را موظف نمیداند در دستشوییهای عمومی در سطح شهر یا حتی سرویسهای بهداشتی سازمانها، رستورانها و … نوار بهداشتی یا دستمال کاغذی قرار دهد. در حالی که این موضوع در همه جای جهان حل شده و جزء هزینهکردهای عادی برای هر سازمانی محسوب میشود. در ایران هیچکس متوجه نیست که وجود دستمال کاغذی و نوار بهداشتی در دستشویی به اندازه مایع دستشویی مهم است. متأسفانه ما زنها نه تنها در اینباره صحبت نمیکنیم بلکه انتظار هم نداریم کسی این کار را برایمان انجام دهد.
همه فکر میکنند که ما موظف هستیم حتماً در کیف دوشیمان یک عدد نوار بهداشتی داشته باشیم، اما من میگویم وقتی قرار نیست سرویسهای بهداشتی به این نیازهای مهم توجه داشته باشند پس دلیل تفکیک جنسی سرویسهای بهداشتی چیست؟ مگر یکی از دلایل تفکیک این نیست که نیازهای زن و مرد با هم فرق دارند؟ آیا واقعاً نصب پلاک زنانه و مردانه سر در سرویسهای بهداشتی دغدغه ماست؟
من یک روز در رستورانی پریود شدم و به سرعت به سمت سرویس بهداشتی رفتم، اما در سرویس زنانه حتی دستمال کاغذی هم نبود. من از این بابت به مدیر رستوران اعتراض کردم و به او گفتم وظیفه شماست که در سرویس بهداشتی زنانه نیازهای زنان را پیشبینی کنید، اما او یکجوری با تعجب به من نگاه کرد که انگار دارم چه حرف عجیبی میزنم! حتی دوستم که با من بود و اتفاقاً او هم دختر بود از این اعتراض من تعجب کرد. متأسفانه در کشور ما تعداد دستشوییهایی زنانه بسیار کم است و آن تعداد کم هم بدون امکانات هستند. حرف من این است که هر کس مسئول سازمانی میشود به نیازهای زنان فکر کند و متوجه شود که نوار بهداشتی به اندازه مایع دستشویی مهم است!»
«باران» که یک مهندس نساجی است هم از دغدغههایش برایمان میگوید: «بارها برایم پیش آمده است که برای سرکشی به کارخانه که محیطی مردانه است رفتهام و آنجا پریود شدهام و تقریباً توان راه رفتن را از دست دادهام.
رنگ صورتم میپرد و از درد به خودم میپیچم و نمیتوانم به هیچکس بگویم چه اتفاقی برایم افتاده!
بارها وقتی در این شرایط قرار گرفتهام، مدیرم رو به من گفته که خانم مهندس! چرا امروز متمرکز نیستید؟ و من مجبورم لبخند بزنم و همه چیز را عادی جلوه دهم.
در صورتی که اگر یک مریضی بود میتوانستم با صدای بلند اعلام کنم که مثلاً سرم درد میکند، اما هیچ زنی نمیتواند فریاد بزند که من امروز پریودم؛ دست از سرم بردارید
البته من در زندگی شخصی با همسرم هم این مشکل را دارم.
همسرم پس از ۱۰ سال زندگی مشترک هنوز نمیداند در این دوران باید بیشتر مراعات حال من را بکند و سر مسائل کوچک با من نجنگد.
این روایتها بخش بسیار کوچکی از چالشهای زنان درباره قاعدگی هستند و زنان زیادی در اطراف ما بابت این چرخه بسیار متداول که نشاندهنده سلامت جسمی یک زن است، خجالتزده هستند و از صحبت کردن درباره آن شرم دارند. اما آنچه که همه خانمها باید بدانند این است که این فرایند بهطور طبیعی در دوران باروری جنسی پستانداران ماده رخ میدهد و هیچ اتفاق عجیب، شرمآور و ترسناکی نیست._ایسنا
@adelehz
یک روز معمولی است؛ مثل همه روزها. لباس میپوشید، کیفتان را بر میدارید و از خانه میزنید بیرون برای انجام کارهای روزمرهتان.
اما چند دقیقه بعد دردی عمیق تمام ناحیه شکمتان را در بر میگیرد و عرق سردی روی بدنتان مینشاند.
به اطرافتان نگاه میکنید، اما هیچ سرویس بهداشتی نمیبینید.
حالا آن درد جای خودش را به یک ترس میدهد که مبادا لکههای قرمز روی لباستان پدیدار شود و بیآبرو شوید!
هفتم خردادماه، روز جهانی «بهداشت قاعدگی» بود
همان چیزی که خیلی از زنها به نشانه شرم و حیا پنهانش میکنند، اما بسیاری از کشورهای دنیا در چنین روزی همایشها و سمینارهای مهمی درباره آن برگزار و از موضوع مهم بهداشت قاعدگی صحبت میکنند.
این روز در ۲۸ ماه می توسط انجمن NGO WASH مستقر در برلین آلمان به نام روز جهانی بهداشت قاعدگی نامگذاری شد
چون ماه میپنجمین ماه سال است و بسیاری از بانوان هم به طور متوسط پنج روز در هر ماه دچار خونریزی میشوند و چرخه قاعدگی بانوان معمولاً ۲۸ روز است، ۲۸ ماه میبهعنوان نمادی برای توجه به بهداشت قاعدگی انتخاب شده است تا زنهای جهان در اینباره حرف بزنند.
اما زنها برای این عادت ماهانه هنوز که هنوز است با مصائب زیادی دست و پنجه نرم میکنند. اما چه مصائبی؟
فرزانه ۲۸ ساله میگوید:
«مهمترین مسئله من این است که هیچکس خودش را موظف نمیداند در دستشوییهای عمومی در سطح شهر یا حتی سرویسهای بهداشتی سازمانها، رستورانها و … نوار بهداشتی یا دستمال کاغذی قرار دهد. در حالی که این موضوع در همه جای جهان حل شده و جزء هزینهکردهای عادی برای هر سازمانی محسوب میشود. در ایران هیچکس متوجه نیست که وجود دستمال کاغذی و نوار بهداشتی در دستشویی به اندازه مایع دستشویی مهم است. متأسفانه ما زنها نه تنها در اینباره صحبت نمیکنیم بلکه انتظار هم نداریم کسی این کار را برایمان انجام دهد.
همه فکر میکنند که ما موظف هستیم حتماً در کیف دوشیمان یک عدد نوار بهداشتی داشته باشیم، اما من میگویم وقتی قرار نیست سرویسهای بهداشتی به این نیازهای مهم توجه داشته باشند پس دلیل تفکیک جنسی سرویسهای بهداشتی چیست؟ مگر یکی از دلایل تفکیک این نیست که نیازهای زن و مرد با هم فرق دارند؟ آیا واقعاً نصب پلاک زنانه و مردانه سر در سرویسهای بهداشتی دغدغه ماست؟
من یک روز در رستورانی پریود شدم و به سرعت به سمت سرویس بهداشتی رفتم، اما در سرویس زنانه حتی دستمال کاغذی هم نبود. من از این بابت به مدیر رستوران اعتراض کردم و به او گفتم وظیفه شماست که در سرویس بهداشتی زنانه نیازهای زنان را پیشبینی کنید، اما او یکجوری با تعجب به من نگاه کرد که انگار دارم چه حرف عجیبی میزنم! حتی دوستم که با من بود و اتفاقاً او هم دختر بود از این اعتراض من تعجب کرد. متأسفانه در کشور ما تعداد دستشوییهایی زنانه بسیار کم است و آن تعداد کم هم بدون امکانات هستند. حرف من این است که هر کس مسئول سازمانی میشود به نیازهای زنان فکر کند و متوجه شود که نوار بهداشتی به اندازه مایع دستشویی مهم است!»
«باران» که یک مهندس نساجی است هم از دغدغههایش برایمان میگوید: «بارها برایم پیش آمده است که برای سرکشی به کارخانه که محیطی مردانه است رفتهام و آنجا پریود شدهام و تقریباً توان راه رفتن را از دست دادهام.
رنگ صورتم میپرد و از درد به خودم میپیچم و نمیتوانم به هیچکس بگویم چه اتفاقی برایم افتاده!
بارها وقتی در این شرایط قرار گرفتهام، مدیرم رو به من گفته که خانم مهندس! چرا امروز متمرکز نیستید؟ و من مجبورم لبخند بزنم و همه چیز را عادی جلوه دهم.
در صورتی که اگر یک مریضی بود میتوانستم با صدای بلند اعلام کنم که مثلاً سرم درد میکند، اما هیچ زنی نمیتواند فریاد بزند که من امروز پریودم؛ دست از سرم بردارید
البته من در زندگی شخصی با همسرم هم این مشکل را دارم.
همسرم پس از ۱۰ سال زندگی مشترک هنوز نمیداند در این دوران باید بیشتر مراعات حال من را بکند و سر مسائل کوچک با من نجنگد.
این روایتها بخش بسیار کوچکی از چالشهای زنان درباره قاعدگی هستند و زنان زیادی در اطراف ما بابت این چرخه بسیار متداول که نشاندهنده سلامت جسمی یک زن است، خجالتزده هستند و از صحبت کردن درباره آن شرم دارند. اما آنچه که همه خانمها باید بدانند این است که این فرایند بهطور طبیعی در دوران باروری جنسی پستانداران ماده رخ میدهد و هیچ اتفاق عجیب، شرمآور و ترسناکی نیست._ایسنا
@adelehz
صبح با طلوعش
روز با شروعش
و آفتاب با تابیدنش
با تو حرف میزنند کمی دقت کن ...صدایشان را بشنو..
آرام و پیوسته میگویند که هنوز دلیلی برای زندگی هست .امید هست و دل خوشی هست ...
#عادله_زمانی
صبح بخیر
@adelehz
روز با شروعش
و آفتاب با تابیدنش
با تو حرف میزنند کمی دقت کن ...صدایشان را بشنو..
آرام و پیوسته میگویند که هنوز دلیلی برای زندگی هست .امید هست و دل خوشی هست ...
#عادله_زمانی
صبح بخیر
@adelehz
صبح آمدهست تا عشق بکارد
باران محبت به سرت باز ببارد..
خورشید رسیده ست
که با جوهر نورش
نقشی زخدا بر دل پاکت بنگارد
روزتون بخیر
گره ها از کارهاتون برداشته
درها به روتون باز ❤️
@adelehz
باران محبت به سرت باز ببارد..
خورشید رسیده ست
که با جوهر نورش
نقشی زخدا بر دل پاکت بنگارد
روزتون بخیر
گره ها از کارهاتون برداشته
درها به روتون باز ❤️
@adelehz
➰
بعضي ها هم هستند
که به نظر فراموششان کرده ایم
اما وقتی حرفشان به میان می آید
دیگر نمی توانیم لبخند بزنیم ...!
نزار قبانی
@adelehz
بعضي ها هم هستند
که به نظر فراموششان کرده ایم
اما وقتی حرفشان به میان می آید
دیگر نمی توانیم لبخند بزنیم ...!
نزار قبانی
@adelehz
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
Forwarded from "زنی کهگم کردم "
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بخند ..
توشاید ندانی
اما ممکن ست خنده ات
چراغی باشد در دل شب تار خانه ی کسی
بخند تا خانه ای،دلی تاریک نماند.
#عادله_زمانی
کلیپ از اقای علی ترکمان عزیز🌷
@adelehz
توشاید ندانی
اما ممکن ست خنده ات
چراغی باشد در دل شب تار خانه ی کسی
بخند تا خانه ای،دلی تاریک نماند.
#عادله_زمانی
کلیپ از اقای علی ترکمان عزیز🌷
@adelehz
و اینچنین آغاز دوباره حکومت صبحونه های جانان خصوصا کره مربای آلبالو رو اعلام می داریم :)
@adelehz
@adelehz
یک قانون نانوشته در جهان وجود دارد که هیچ کس در موردش حرف نمی زند و آن این ست که زندگی رنگین کمان کوتاه و زیبایی ست که در آفاق های دور ظاهر میشود و اگر از دیدنش لذت نبری محو میشود و هرگز دوباره فرصت تماشایش بتو داده نخواهد شد..
#عادله_زمانی
@adelehz
#عادله_زمانی
@adelehz