کلینیک «پذیرش و تعهد»
1.11K subscribers
5 photos
17 videos
100 links
وب سایت: iranacttherapy.com
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
Download Telegram
نقش شفقت به خود در کاهش شرم

دکتر پیمان دوستی

احساس شرم یکی از دردناک‌ترین تجربه‌های هیجانی انسان است.

شرم ما را به انزوا، خودسرزنشی و گاه اجتناب از ارتباط سوق می‌دهد.

شرم، برخلاف احساس گناه، به احساس «بد بودن خود» اشاره دارد نه «بد بودن رفتار». زمانی که شرم مزمن شود، فرد نه‌تنها از دیگران فاصله می‌گیرد، بلکه از خویشتن نیز جدا می‌شود.

درمان متمرکز بر شفقت (CFT) در این نقطه وارد عمل می‌شود.

پژوهش‌ها نشان داده‌اند که تمرین‌های شفقت، حتی پس از چند هفته، می‌توانند سطح کورتیزول را کاهش دهند، خودانتقادی را کم کنند، و احساس پیوند اجتماعی را افزایش دهند (کربی و همکاران، ۲۰۱۷).

درمان متمرکز بر شفقت به ما یادآوری می‌کند که درمان، صرفاً شناخت و تحلیل نیست؛ بلکه پرورش نگرشی تازه نسبت به خود است.

وقتی یاد بگیریم در برابر شکست، اضطراب یا شرم، با مهربانی و درک پاسخ دهیم، مسیر بهبودی نه‌تنها آسان‌تر، بلکه انسانی‌تر می‌شود.
شفقت، آن نیروی آرام اما عمیقی است که ذهن را از حالت دفاع به حالت اتصال و از جنگیدن با خود، به مراقبت از خود می‌برد.

https://t.me/actlearning
در یادگیری آفلاین، در هر ساعت از شبانه‌روز، در هر مکان، و با هر سرعتی که برایتان مناسب است، مسیر رشد علمی و حرفه‌ای خود را ادامه دهید.


می‌توانید چندین‌بار‌ ویدیوها را تماشا کنید، به توضیحات گوش دهید، یادداشت‌برداری کنید، تمرین‌ها را مرور کنید و مفاهیم را در زمان مناسب خودتان عمیق‌تر بیاموزید.


سامانه آموزش‌های غیر حضوری آفلاین
مرکز خدمات روان‌شناسی پذیرش و تعهد


https://iranacttherapy.com/lms/
آیا درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)، صرفا مجموعه‌ای از تکنیک‌هاست؟

دکتر پیمان دوستی

یکی از خطاهای رایج در آموزش درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)، تقلیل آن به مجموعه‌ای از تکنیک‌هاست.

برای درمانگر، پرسش کلیدی این نیست که «کدام تکنیک ACT را به کار ببرم؟» بلکه این است که:

«در این لحظه خاص از فرایند درمان، برای این فرد خاص در این موقعیت، کدام حرکت به انعطاف‌پذیری روان‌شناختی کمک می‌کند؟»

استفاده از ACT به صورت صرفا تکنیک محور، اغلب با این پیامدها همراه است:


درمانگر زودتر از مراجع به دنبال «حرکت بعدی» است؛

سکوت، درنگ و توجه به تجربه‌ی زیسته، جای خود را به مداخله آن هم عمدتا زود هنگام می‌دهد؛

درمان پذیرش و تعهد به‌جای افزایش انعطاف، به شکل جدید از اجتناب برای خلاصی از افکار و احساس‌ها تبدیل می‌شود.


این‌جا مسئله ضعف درمانگر نیست؛ مسئله نوع یادگیری است.


سامانه آموزش مجازی مرکز خدمات روانشناسی پذیرش و تعهد

https://iranacttherapy.com/lms/


https://t.me/actlearning
حاشیه‌نویسی‌هایی بر روان‌درمانی
قسمت اول: اگر کمی درنگ کنیم، چه رخ می‌دهد؟

یادداشتی از دکتر پیمان دوستی

در کار بالینی، لحظاتی وجود دارد که هیچ مداخله‌ای «درست» به نظر نمی‌رسد. مراجع درگیر افکار تکراری است، هیجان‌ها بالاست، و درمانگر وسوسه می‌شود کاری انجام دهد: سؤالی بپرسد، تمرینی بدهد، یا مسیر جلسه را تغییر دهد.

اما اگر در چنین شرایطی بتوانیم کمی درنگ کنیم، چه رخ می‌دهد؟

این درنگ، یک تکنیک نیست؛ یک موضع اخلاقی است.



یکی از چالش‌های جدی برای درمانگران، توانایی ماندن در وضعیت «ندانستن» است. اغلب، مداخله‌های عجولانه تلاشی هستند برای فرار از همین ندانستن؛ تلاشی که نه‌تنها الزاماً به بهبود وضعیت کمک نمی‌کند، بلکه گاهی به پیچیده‌تر شدن آن می‌انجامد.



پذیرش ندانستن مهارتی نیست که با خواندن کتاب یا حفظ یک مدل درمانی به دست آید. این توانایی، نیازمند تمرین مداومِ حضور، پذیرش و شفقت—پیش از هر چیز نسبت به خودِ درمانگر—است.



شاید یکی از پرسش‌های ضروری پس از هر جلسه این باشد:
در کدام لحظه‌ها برای آرام‌کردنِ خودم مداخله کردم؟
نه لزوماً برای آنچه مراجع به آن نیاز داشت، بلکه برای اجتناب از وضعیتی که خودم در آن قرار گرفته بودم.⁩⁩


ارتباط با ما:
http://iranacttherapy.com

02146130270
09101982901

لینک کانال:
@actlearning
حاشیه نویسی‌هایی بر روان‌درمانی

قسمت دوم: تلاش برای «مفید بودنِ فوری»

یادداشتی از دکتر پیمان دوستی

گاهی آنچه جلسه را پیش نمی‌برد، شدت مشکل مراجع نیست؛ بی‌تابی درمانگر برای «مفید بودن فوری» است.

به زبانی ساده، درمانگر برای اجتناب از احساس ناکافی بودن یا ناکارآمدی تلاش می‌کند.

در این لحظه‌ها، درمانگر ممکن است ناخواسته وارد حالت اثبات شود: توضیح بیشتر، مفهوم‌سازی دقیق‌تر، یا مداخله‌ای که قرار است نشان دهد «دارم کار می‌کنم».

اما بسیاری از این تلاش‌ها، نه برای پیشبرد فرایند درمان، بلکه برای خاموش‌کردن احساس ناکارآمدیِ درمانگر یا اجتناب از حس ناکافی بودن رخ می‌دهند.

روان‌درمانی همیشه حرکت رو به جلو نیست.

بعضی جلسات، فقط ماندن رخ می‌دهد؛ ماندن با درماندگی، ابهام، و تجربه‌ی مشترکِ «نمی‌دانم».

در این معنا، مفید بودن گاهی به معنای دست کشیدن از تلاش برای «مفید بودنِ فوری» است.

شاید پرسش بالینی مهم این باشد: اگر امروز نتوانم به شکل فوری احساس مفید بودن بکنم (نتوانم احساس ناکارآمدی خودم را خاموش کنم یا از حس ناکارآمدی اجتناب کنم)، آیا هنوز هم می‌توانم کنار مراجع بمانم؟

ارتباط با ما:
http://iranacttherapy.com

02146130270
09101982901

لینک کانال:
@actlearning
حاشیه نویسی‌هایی بر روان‌درمانی

قسمت سوم: آیا می‌توانم چند لحظه بیشتر، با این سکوت بمانم؟

یادداشتی از دکتر‌ پیمان دوستی

گاهی سکوتِ مراجع، بیش از هر کلمه‌ای ما را مضطرب می‌کند.
چند ثانیه می‌گذرد، و ذهن درمانگر شروع به کار می‌کند:
«باید چیزی بگویم.»
«جلسه دارد از دست می‌رود.»
«شاید خوب کار نمی‌کنم.»

اما سکوت همیشه خلأ نیست؛ گاهی فضایی است که در آن، تجربه در حال شکل‌گرفتن است.

اگر درمانگر نتواند اضطراب خود از سکوت را پذیرا باشد، ممکن است آن را با توضیح، پرسش، یا مداخله‌ای زودهنگام پُر کند.

در این صورت، نه سکوت شنیده می‌شود، نه آنچه می‌توانست از دل آن متولد شود.

پذیرش اضطراب ناشی از سکوت، بخشی از فرایند افزایش تحمل ابهام است؛ همچنین، یک اعتماد است، اعتماد به اینکه فرایند، حتی وقتی چیزی دیده نمی‌شود، در جریان است.

و شاید پرسش این باشد: آیا می‌توانم چند لحظه بیشتر، با این سکوت بمانم؟

ارتباط با ما:
http://iranacttherapy.com

02146130270
09101982901

لینک کانال:
@actlearning
رویارویی با «ذهنیت والد تنبیه‌گر»

یادداشتی از دکتر پیمان دوستی

در طرحواره‌درمانی، یکی از تکنیک‌های کلاسیک و بسیار قدرتمند، «تکنیک صندلی خالی» است. هدف این است که فرد با «ذهنیت والد تنبیه‌گر» (که معمولاً صدای سرزنش‌گر درونی اوست) رودررو شود، احساساتش را به او ابراز کند و قدرت او را در ذهن خود تعدیل نماید.

در حالی که این تکنیک مفید است، اما برخی مراجعین با انجام آن راحت نیستند یا برای برخی دیگر این فضا می‌تواند برانگیزاننده (Triggering) باشد.

در چنین شرایطی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) به عنوان یک ابزار قدرتمند، نقش آفرینی می‌کند.

به جای اینکه صدای ذهنیت والد تنبیه‌گر وارد نبرد شویم (که خود می‌تواند نوعی مبارزه یا تلاش برای کنترل باشد)، می‌توانیم از فرایندهای ACT استفاده کنیم، برای مثال:

مشاهده به جای مبارزه: از مراجع می‌خواهیم که آن صدای سرزنش‌گر را به عنوان «افکاری که هم اکنون وجود دارند» مورد مشاهده قرار دهد. مثلاً: «من متوجهم که الان فکری در ذهنم درباره ….. وجود دارد.

شنیدن صداهای درون ذهن: به جای تلاش برای متقاعد کردن صدای ذهنیت والد درونی (که در بسیاری موارد بی‌فایده است)، یاد می‌گیریم که با حضور آن صدا در فضای آگاهی‌مان بنشینیم، اما لزوماً قرار نیست هر چه می‌گوید را اجرا کنیم. شنیدن صداها و انتخاب آگاهانه رفتار کردن حتی با وجود آنها.

به زبانی ساده، مراجع می‌آموزد که می‌تواند یک «ناظر آگاه» باشد و با مهارت‌های شفقت (CFT) و پذیرش (ACT)، با آن بخش از ذهنیت طرحواره‌ای‌اش روبرو شود.

وقتی مراجع می‌فهمد که نباید همیشه «برنده» نبرد با افکارش باشد، بخش بزرگی از رنج‌های مرتبط با طرحواره‌ها فروکش می‌کند.

ارتباط با ما:
https://iranacttherapy.com

02146130270
09101982901

لینک کانال:
@actlearning
حین تجربه شرم، چه رفتارهایی انجام می دهیم؟

تهیه شده توسط: دکتر پیمان دوستی/ مرکز روانشناسی پذیرش و تعهد

در کتاب آکادمیک شرم که توسط انتشارات دانشگاه آکسفورد منتشر شد، نویسندگان چهار دسته از رفتار حین تجربه شرم را شناسایی کردند:

۱) پاسخ‌های پر حرارت تکانشی:
اینها کارهایی هستند که وقتی احساس شرمندگی و حالت تدافعی می کنید، انجام می‌دهید،
مانند خشم، انتقادگری، خودشیفتگی و ....

۲) رفتارهایی برای مقابله یا پنهان کردن شرم:
این رفتارها شامل تلاش برای جلوگیری از قرار گرفتن در مرکز توجه یا به اشتراک گذاشتن افکار یا احساسات خود است.
مانند اجتناب از افراد یا موقعیت ها، دوری گزینی عاطفی

۳) رفتارهای محافظتی و ایمنی بخش برای اجتناب از تجربه شرم:
این دسته از رفتارها ممکن است مواردی برای جلوگیری از ایجاد شرم باشند
مانند کمال گرایی، کنترل گری، تسکین های موقت مانند خوردن، مصرف دارو

۴) رفتارهایی برای ترمیم شرم:
اینها ممکن است شامل کارهایی برای تسکین خود بعد از تجربه شرم باشد.
به عنوان مثال، اگر یک سالگرد مهم را فراموش کرده اید، ممکن است به خود بگویید که ذهن‌تان بسیار شلوغ بوده است یا برای نشان دادن اینکه متاسف هستید، کارهایی انجام دهید.

ارتباط با ما:
https://iranacttherapy.com

02146130270
09101982901

لینک کانال:
@actlearning
آیا انعطاف پذیری روان‌شناختی، می‌تواند حلقه اتصال ACT و طرحواره‌درمانی باشد؟

یادداشتی از دکتر پیمان دوستی

در طرحواره‌درمانی، ما با ساختارهای عمیق و نسبتاً پایدار شخصیت سروکار داریم؛ الگوهایی که در کودکی شکل گرفته‌اند و در بزرگسالی در موقعیت‌های فعال ساز، دوباره پدیدار می‌شوند. بر اساس این ساختارهای عمیق، نوسان‌های لحظه به لحظه‌ای تحت عنوان ذهنیت‌های (حالت‌های) طرحواره‌ای (Schema Modes) به شکل شناخت، هیجان یا رفتار، در ما فعال می‌شود.

برای مثال، فعال شدن «کودک آسیب‌پذیر» یا «والد تنبیه‌گر» می‌تواند رفتار و هیجان فرد را به‌شدت هدایت کند.

در درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)، تمرکز بر تغییر محتوای این ساختارها نیست، بلکه تمرکز بر تغییر « رابطه فرد با تجربه درونی» است.

انعطاف‌پذیری روان‌شناختی یعنی توانایی:
برگشت آگاهانه به تجارب حال حاضر، بدون جنگیدن با تجارب درونی ناخوشایند و انجام دادن اقدام‌های مبتنی بر ارزش‌ها بدون اجازه دادن به اینکه تجارب درونی ما، بر رفتار ما تسلط پیدا کنند.

حال سؤال اینجاست: این مفهوم در تلفیق با طرحواره‌درمانی چه کاربردی دارد؟

وقتی یک طرحواره فعال می‌شود، فرد معمولاً وارد یکی از سه سبک مقابله‌ای می‌شود: تسلیم، اجتناب یا جبران افراطی.

اما اگر فرد مهارت‌های ACT را آموخته باشد، می‌تواند پیش از ورود خودکار به این چرخه، مکث کند.

در این فضا، فرد می‌تواند تشخیص دهد:
«این صدای والد تنبیه‌گر است.»
«این حالت کودک آسیب‌پذیر است که فعال شده است.»

و سپس انتخاب کند:
به جای یکی از سه سبک مقابله‌ای تسلیم، اجتناب یا جبران افراطی، اقدامی هماهنگ با ارزش‌هایش انجام دهد.

به بیان دیگر:

- طرحواره‌درمانی به ما می‌گوید چه چیزی فعال شده و چرا.
- درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) به ما می‌گوید هنگام در لحظه فعال شدن، چگونه پاسخ دهیم.

تلفیق این دو رویکرد، درمان را از سطح «بینش» فراتر می‌برد و آن را به سطح «عمل انعطاف‌پذیر» می‌رساند.

در نهایت، هدف نه حذف طرحواره‌هاست و نه کنترل هیجان‌ها
بلکه پرورش توانایی انتخاب آگاهانه در حضور آن‌هاست.


ارتباط با ما:

Https://iranacttherapy.com

02146130270
09101982901

لینک کانال:
@actlearning
حاشیه نویسی‌هایی بر روان‌درمانی

قسمت چهارم: درک مقاومت درمانی

یادداشتی از دکتر پیمان دوستی

مقاومت درمانی، چه به شکل سکوت، چه فراموشی قرار ملاقات، چه انکار مشکلات، و چه انجام ندادن تمرین‌های بین جلسه‌ای، یکی از چالش‌های همیشگی در فرایند درمان است. اما آیا مقاومت، واقعاً یک “دشمن” است؟

به جای دیدن مقاومت به عنوان یک مانع صرف، می‌توان آن را به عنوان سیگنالی در نظر گرفت که به ما اطلاعات ارزشمندی درباره‌ی ترس‌ها، باورهای عمیق، یا تجربه‌های پیشین مراجع می‌دهد.

وظیفه‌ی ما، نه مقابله‌ی مستقیم با این مقاومت، بلکه درک زبان آن و کمک به مراجع برای شناخت این دیوارها و یافتن راه‌های ایمن برای عبور از آن‌هاست.

این امر نیازمند صبر، همدلی، و کنجکاوی بالینی است تا بتوانیم لایه‌های زیرین این مقاومت را کشف کرده و با مراجع، پلی به سمت تغییر پایدار بسازیم.

شاید پرسش بالینی کلیدی این باشد:

چگونه می‌توانیم به جای قضاوت یا تقابل با مقاومت مراجع، از آن به عنوان فرصتی برای درک عمیق‌تر چالش‌های بنیادین او و تسهیل فرایند تغییر استفاده کنیم؟

ارتباط با ما:
http://iranacttherapy.com

02146130270
09101982901

لینک کانال:

@actlearning
حاشیه نویسی‌هایی بر روان‌درمانی

قسمت پنجم: فرسودگی پنهان در دل همدلی

یادداشتی از دکتر پیمان دوستی

برخی از درمانگران خستگی خود را دیر می‌بینند؛ انگار «توان شنیدن رنج دیگران» بخشی از هویت حرفه‌ای آن‌هاست و اعتراف به فرسودگی، نوعی شکست شخصی یا حرفه‌ای تلقی می‌شود.

فرسودگی، اغلب با فرسایش‌های کوچک و نامرئی آغاز می‌شود.

این فرسودگی همیشه به معنای اشتباه در کار بالینی نیست؛ گاهی پیام آن ساده است: «منِ درمانگر، دیگر نمی‌توانم نیروی خود را بدون توجه به نیازهای انسانی‌ام خرج کنم.»

شاید یکی از مسئولیت‌های مهم درمانگر، علاوه بر مراقبت از مراجع، مراقبت مسئولانه از خود اوست؛ که بدون توجه و ترمیم، فرسوده می‌شود، هرچند از بیرون همچنان «حرفه‌ای» به نظر برسد.

پرسش بالینی کلیدی: در کار روزمره‌ی خود، چه نشانه‌های ظریفی را می‌توانیم به رسمیت بشناسیم که به ما می‌گویند: «وقتِ مراقبت از درمانگر فرا رسیده است»؛ و چگونه می‌توانیم بدون افتِ تعهد نسبت به مراجع، برای این مراقبت جا باز کنیم؟


ارتباط با ما:
http://iranacttherapy.com

02146130270
09101982901

لینک کانال:
@actlearning
حاشیه نویسی‌هایی بر روان‌درمانی

قسمت ششم: واقع‌گرایی و رویاپردازی درمانی

یادداشتی از دکتر پیمان دوستی

امید در درمان، پدیده‌ای دوگانه است. از یک سو نیرویی حیاتی برای ادامه‌ی مسیر است؛ از سوی دیگر، می‌تواند به دام انتظار غیرواقعی و ناامیدی بعدی تبدیل شود.

مراجعانی که سال‌ها در مبارزه با درد روانی بوده‌اند، غالباً با دو تصویر متعارض وارد درمان می‌شوند:
«شاید این بار کمکم کند» و هم‌زمان «شاید دوباره شکست بخورم.»


وظیفه‌ی درمانگر، تزریق امید مصنوعی نیست، بلکه خلق فضایی برای رشد تدریجی است. رشدی از جنس قدم‌های کوچک و غیر کمال‌گرایانه، تماس انسانی، و لحظه‌های پذیرش واقعی که متفاوت از وعده‌های سریع یا شعارهای انگیزشی است.

چنین رشدی معمولاً ساکت است و آهسته آهسته طی یک فرایند رخ می‌دهد؛
این رشد در نگاه مراجع به خود پس از درک یک حقیقت دردناک، در احساس آگاهی‌ای که جای خشم قبلی را می‌گیرد، و در ادامه دادن درمان پس از یک جلسه‌ی سخت رخ می‌دهد.

رشد آرام اگر بخواهد به عنوان نتیجه‌ی فرایند درمان در نظر گرفته شود، باید پنهان اما قابل‌لمس باشد.

پرسش بالینی کلیدی: چگونه درمانگر می‌تواند مرز میان «امید واقع‌گرایانه» و «امید فریبنده» را تشخیص دهد و به مراجع کمک کند تا رشد را نه به‌صورت قدمی ناگهانی و بزرگ، بلکه به‌صورت تجربه‌ی لحظه‌به‌لحظه و آرام، در خود پرورش دهد؟



ارتباط با ما:
http://iranacttherapy.com

02146130270
09101982901

لینک کانال:
@actlearning
حاشیه‌نویسی‌هایی بر روان‌درمانی

قسمت هفتم: وقتی تغییر رخ می‌دهد، اما هنوز حس نمی‌شود

یادداشتی از دکتر پیمان دوستی

در درمان، همیشه لحظه‌ای هست که نشانه‌های تغییر ظاهر می‌شوند، اما هنوز در تجربه‌ی درونیِ مراجع احساس نمی‌شوند. رفتار بیرونی کمی بهتر شده، گفت‌وگوها روشن‌تر شده‌اند، یا نشانه‌ای از انعطاف دیده می‌شود؛ اما خود مراجع می‌گوید: «من که هنوز همان آدم قبلی‌ام.»

این فاصله‌ی میان تغییر قابل مشاهده و تغییر حس‌شده، یکی از ظریف‌ترین نقاط درمان است.

اگر درمانگر فقط به نشانه‌های بیرونی تکیه کند، ممکن است زودتر از موعد نتیجه‌گیری کند. اگر فقط به احساس مراجع وابسته بماند، ممکن است پیشرفت‌های واقعی نادیده گرفته شوند.

در این نقطه، کار درمانگر کمک به قابل‌تشخیص کردن تغییر است؛ یعنی نشان دادن ردپاهای کوچک تحول، بدون شتاب‌زدگی و بدون اغراق. گاهی مراجع باید بارها ببیند که « من دیگر همان واکنش همیشگی را نشان ندادم » تا کم‌کم این تجربه درون او جا باز کند.

تغییر، پیش از آنکه درونی شود، معمولاً به شکلِ یک استثناء ظاهر می‌شود؛ و هنر درمان همین است که آن استثناء را جدی بگیرد.

پرسش بالینی کلیدی: چگونه می‌توان به مراجع کمک کرد تا تغییرات کوچک اما واقعیِ خود را ببیند؟


ارتباط با ما:
http://iranacttherapy.com

02146130270
09101982901

لینک کانال:
@actlearning
حاشیه‌نویسی‌هایی بر روان‌درمانی

قسمت هشتم: اضطراب پس از شروع تغییرات

یادداشتی از دکتر پیمان دوستی

در جلسات مشاوره و روان‌درمانی، گاهی مراجع تغییر می‌کند و این تغییرات برای خود او‌ نیز، قابل لمس است، اما درست در همان نقطه، اضطراب‌ها شروع می‌شوند.

آنچه او به خاطرش مراجعه کرده بود، به وضوح در مسیر تغییر است، رابطه‌هایش متعادل‌تر شده، و واکنش‌ها پخته‌تر شده‌اند، با این حال، نوعی دلشوره برایش ایجاد می‌شود.

انگار ذهنش می‌گوید: «صبر کن، این وضعیت پایدار نمی‌ماند.»

در واقع، برای بسیاری از ما، همان الگوهای قدیمی آشنا هستند و ناشناخته، حتی اگر خوب باشد، می‌تواند تهدیدکننده و اضطراب‌زا باشد.

اگر سال‌ها خود را «آسیب‌دیده»، «بی‌ثبات» یا «همیشه مضطرب» دیده‌اند، حالا باید با نسخه تازه‌ای از خود روبه‌رو شوند و این مواجهه ساده نیست.

در این مرحله، کار درمان فقط تثبیت مهارت‌ها نیست.
کمک به مراجع است تا بتواند «نسخه جدید خود» را پذیرا باشد.

پرسش بالینی کلیدی: چگونه می‌توانیم به مراجع کمک کنیم اضطراب پس از پیشرفت را نه نشانه شکست، بلکه بخشی طبیعی از بازسازی و تغییر بداند؟

ارتباط با ما:
http://iranacttherapy.com

02146130270
09101982901

لینک کانال:
@actlearning
حاشیه‌نویسی‌هایی بر روان‌درمانی
قسمت نهم: آنچه در تکرار پنهان می‌شود

یادداشتی از دکتر پیمان دوستی

گاهی مراجع چیزی را بارها تکرار می‌کند؛ همان شکایت، همان الگو، همان درد آشنا.

ممکن است درمانگر، ناخواسته و در سکوت، خسته شود و ذهنش چنین قضاوت‌هایی را بسازد:
چرا تغییر نمی‌کند؟
چند بار قرار است به همین نقطه برگردیم؟
و …

اما شاید تکرار، صرفاً نشانه‌ی مقاومت نباشد؛ گاهی نشانه‌ی زخمی است که هنوز به جایی امن برای دیده‌شدن نیاز دارد.

بعضی تجربه‌ها، فقط نیاز به فهمیدن ندارند، بلکه نیاز دارند در رابطه‌ای متفاوت بارها تجربه و بیان شوند.

رابطه‌ای که در آن، فرد مجبور نیست برای پذیرفته‌شدن، نسخه‌ی بهتری از خودش ارائه دهد.

درمانگر اگر فقط به دنبال «پیشرفت قابل مشاهده» باشد، ممکن است معنای عمیق تکرار را از دست بدهد.

و شاید پرسش این باشد:
آیا هنوز می‌توانم با کنجکاوی گوش بدهم، حتی وقتی فکر می‌کنم این داستان را قبلاً شنیده‌ام.

ارتباط با ما:
https://iranacttherapy.com

02146130270
09101982901

آدرس کانال:
@actlearning
شفقت، همدلی و نوع‌دوستی؛ سه مفهوم شبیه، اما متفاوت

یادداشتی از دکتر پیمان دوستی

«شفقت» با «همدلی» و «نوع‌دوستی» یکی نیست؛ اگرچه این سه مفهوم ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند.

همدلی یعنی توانایی ما برای درک احساسات، افکار و چشم‌انداز فرد دیگر؛ یعنی بتوانیم تا حدی بفهمیم «او چه تجربه‌ای دارد؟»

شفقت یک گام فراتر می‌رود. وقتی رنج دیگری را می‌بینیم، آن را انکار یا کوچک نمی‌کنیم، بلکه با رویکردی غیرسرزنشگرانه با آن مواجه می‌شویم و انگیزه‌ای برای کمک به کاهش یا پیشگیری از آن پیدا می‌کنیم.

برای شفقت به دیگران، می‌توانیم از خودمان بپرسیم:

«رنج او را می‌بینم؟» «آیا می‌توانم بدون قضاوت و سرزنش، آن را بپذیرم؟» «در این لحظه، چه کاری می‌توانم برای مراقبت و کاهش رنج او انجام دهم؟»

شفقت به خود نیز همین رویکرد را به سمت خودمان می‌آورد.
یعنی وقتی با درد، شکست، نقص یا دشواری مواجه می‌شویم، به‌جای انکار، خودسرزنشی و خودانتقادی، ابتدا رنج خود را ببینیم و به رسمیت بشناسیم.
سپس به یاد داشته باشیم که رنج، اشتباه و ناکامی بخشی از تجربه انسانی هستند.
در مرحله بعد برای شفقت به خود، می‌توانیم از خودمان بپرسیم:
«در این لحظه، برای مراقبت از خودم چه کاری می‌توانم انجام دهم؟»

نوع‌دوستی بیشتر به رفتار یا انگیزه‌ای اشاره دارد که در جهت کمک به دیگران است.

بنابراین ممکن است فردی رفتاری نوع‌دوستانه انجام دهد، اما انگیزه اصلی او شفقت نباشد؛ مثلاً از روی وظیفه، هنجار اجتماعی، احساس گناه یا دلایل دیگری کمک کند.

ارتباط با ما:
https://iranacttherapy.com

02146130270
09101982901

آدرس کانال:
@actlearning