Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یک سال گذشت
سال ۱۴۰۲ با همه خوبی ها و تلخی هاش به پایان رسید
ما باهم، درکنار هم و از هم یاد گرفتیم
رنج های خودمان و دیگران را دیدیم و لمس کردیم
سعی کردیم برای رنج های خودمان و دیگران کاری انجام دهیم
و مامن امنی باشیم برای قلب هایی که به ما اعتماد کردند
تا در سخت ترین لحظات زندگی شان، کنارشان باشیم
ما تلاش کردیم بیاموزیم و یاد بدهیم
تا بتوانیم قلبهایمان را با معجزههای روزانهی زندگی در شگفت آوریم
در این صورت، درد نیز، کمتر از شادی شگفت انگیز نخواهد بود
حال می توانیم فصلهای قلب خود را بپذیریم
همانگونه که فصلهای در حال گذر مزارعمان را پذیرفتهایم
امیدواریم که در سال جدید، در کنار شما بیشتر بیاموزیم
و همهی ما در کنار هم و به همراه شما رشد کنیم
با آرزوی عمیقی برای تسکین پیدا کردن رنج های بشر
سال نو مبارک
خانواده کلینیک روانشناسی پذیرش و تعهد
https://t.me/actlearning
سال ۱۴۰۲ با همه خوبی ها و تلخی هاش به پایان رسید
ما باهم، درکنار هم و از هم یاد گرفتیم
رنج های خودمان و دیگران را دیدیم و لمس کردیم
سعی کردیم برای رنج های خودمان و دیگران کاری انجام دهیم
و مامن امنی باشیم برای قلب هایی که به ما اعتماد کردند
تا در سخت ترین لحظات زندگی شان، کنارشان باشیم
ما تلاش کردیم بیاموزیم و یاد بدهیم
تا بتوانیم قلبهایمان را با معجزههای روزانهی زندگی در شگفت آوریم
در این صورت، درد نیز، کمتر از شادی شگفت انگیز نخواهد بود
حال می توانیم فصلهای قلب خود را بپذیریم
همانگونه که فصلهای در حال گذر مزارعمان را پذیرفتهایم
امیدواریم که در سال جدید، در کنار شما بیشتر بیاموزیم
و همهی ما در کنار هم و به همراه شما رشد کنیم
با آرزوی عمیقی برای تسکین پیدا کردن رنج های بشر
سال نو مبارک
خانواده کلینیک روانشناسی پذیرش و تعهد
https://t.me/actlearning
خودکشی: بیایید آن را متوقف کنیم
هرگاه که خبر خودکشی فردی به گوشمان، میرسد، سوالهای زیادی در ذهنمان جریان پیدا میکند. فارغ از اینکه چرا فردی تصمیم به پایان دادن زندگی خود میگیرد، در اینجا قصد داریم برای پیشگیری و نجات جان انسانها، مطالبی را بیان کنیم.
نویسندگان: پیمان دوستی/ نرگس حسینی نیا
درباره خودکشی، چند «باور نادرست» وجود دارد:
باور نادرست اول: پرسش یا صحبت درباره خودکشی، احتمال انجام آن را افزایش میدهد. باید بگویم، یافتههای پژوهشی این باور را تایید نمیکنند و برعکس، صحبت و پرسش دربارهی آن، میتواند اطلاعاتی به ما بدهد تا با آن بتوانیم جان فرد را نجات دهیم. پس، شیوه درست برخورد چنین است که در خصوص اینکه آیا فرد نقشهای برای خودکشی دارد یا نه سوال بپرسید. داشتن نقشه حاکی از جدی تر بودن موضوع است.
باور نادرست دوم: اگر به فرد بگوییم خودکشی مال آدمهای ضعیف است، انگیزه او برای پایان دادن به زندگیاش از بین میرود. در خصوص این باور نادرست نیز باید بگویم، این رفتار به شدت آسیب زننده است و میتواند پیامدهای غیر قابل جبرانی به همراه داشته باشد. بهتر است فرد را برای کمک گرفتن و طی کردن فرایند لازم تشویق کنید.
باور نادرست سوم: اگر به آنها یادآور شوید که وضعیت خوبی دارند و زندگی آنها از دیگران بهتر است، از تصمیم خود مبنی بر پایان دادن به زندگیشان منصرف میشوند. باید بگوییم، این باور به شدت نادرست است و اگر به این افراد تلقین کنید که از دیگران بهتر هستند، باعث احساس گناه و بی ارزشی بیشتر در آنها می شود.
باور نادرست چهارم: اگر مشکلات و دلایل او را ساده سازی کنید، از تصمیمش منصرف میشود. این باور نیز، به شدت نادرست است و این کار معمولا پیامدهای ناگواری به همراه دارد. بهتر است به جای ساده سازی، به آنها گوش کنید و اجازه دهید احساس هایشان را بیان کنند و بدون قضاوت، نگرانی تان را بیان کنید. ادبیات صحبت کردنتان میتواند به این شکل باشد: من اینجا هستم تا تو را همراهی کنم. بیا باهم صحبت کنیم. من نگرانم که چه چیزی به سر تو خواهد آمد.
برخی از علایم هشدار دهنده خودکشی:
احتمالا بسیاری از ریسک فاکتورهای خودکشی مانند داشتن برخی اختلالات روانشناختی چون افسردگی، دوقطبی، اختلال شخصیت مرزی، اختلال استرس پس از سانحه، وسواس و ... را میشناسید. پس در اینجا میخواهیم برخی از نشانههایی که شاید کمتر با آنها آشنا باشید، اما به عنوان علایم هشدار دهنده خودکشی در نظر گرفته میشوند را بیان کنیم.
۱) انجام برخی رفتارها مانند: بخشیدن اموال، تمیز کردن اتاق، دور انداختن اشیای با ارزش و ...
۲) شاد شدن ناگهانی پس از یک دوره طولانی- ممکن است اطرافیان تصور کنند که فرد بهبود پیدا کرده است، اما این شاد شدن ناگهانی جای نگرانی دارد.
۳) بی علاقگی به فعالیت های لذت بخش، شکایتهای مکرر از علایم جسمی با ریشه روانی مانند سر درد، خستگی، دل درد و ...
۴) تلویحات کلامی: دیگر نمی خواهم مشکلی برایتان باشم. دیگر چیزی مهم نیست. دیگر نمی خواهم شما را ببینم.
۵) کناره گیری از دوستان، اطرافیان و کارهای روزمره
۶) بی حالی همیشگی، تغییر در عادت های خواب و خوراک، تغییرات شخصیتی قابل ملاحظه
۷) عوامل موقعیتی مثل مشکلات شغلی یا تحصیلی، از دست دادن و فقدان
۸) سابقه اختلالات روانشناختی یا خودکشی در تاریخچه خانوادگی (شامل فامیلهایی با نسبت خونی)
https://t.me/actlearning
هرگاه که خبر خودکشی فردی به گوشمان، میرسد، سوالهای زیادی در ذهنمان جریان پیدا میکند. فارغ از اینکه چرا فردی تصمیم به پایان دادن زندگی خود میگیرد، در اینجا قصد داریم برای پیشگیری و نجات جان انسانها، مطالبی را بیان کنیم.
نویسندگان: پیمان دوستی/ نرگس حسینی نیا
درباره خودکشی، چند «باور نادرست» وجود دارد:
باور نادرست اول: پرسش یا صحبت درباره خودکشی، احتمال انجام آن را افزایش میدهد. باید بگویم، یافتههای پژوهشی این باور را تایید نمیکنند و برعکس، صحبت و پرسش دربارهی آن، میتواند اطلاعاتی به ما بدهد تا با آن بتوانیم جان فرد را نجات دهیم. پس، شیوه درست برخورد چنین است که در خصوص اینکه آیا فرد نقشهای برای خودکشی دارد یا نه سوال بپرسید. داشتن نقشه حاکی از جدی تر بودن موضوع است.
باور نادرست دوم: اگر به فرد بگوییم خودکشی مال آدمهای ضعیف است، انگیزه او برای پایان دادن به زندگیاش از بین میرود. در خصوص این باور نادرست نیز باید بگویم، این رفتار به شدت آسیب زننده است و میتواند پیامدهای غیر قابل جبرانی به همراه داشته باشد. بهتر است فرد را برای کمک گرفتن و طی کردن فرایند لازم تشویق کنید.
باور نادرست سوم: اگر به آنها یادآور شوید که وضعیت خوبی دارند و زندگی آنها از دیگران بهتر است، از تصمیم خود مبنی بر پایان دادن به زندگیشان منصرف میشوند. باید بگوییم، این باور به شدت نادرست است و اگر به این افراد تلقین کنید که از دیگران بهتر هستند، باعث احساس گناه و بی ارزشی بیشتر در آنها می شود.
باور نادرست چهارم: اگر مشکلات و دلایل او را ساده سازی کنید، از تصمیمش منصرف میشود. این باور نیز، به شدت نادرست است و این کار معمولا پیامدهای ناگواری به همراه دارد. بهتر است به جای ساده سازی، به آنها گوش کنید و اجازه دهید احساس هایشان را بیان کنند و بدون قضاوت، نگرانی تان را بیان کنید. ادبیات صحبت کردنتان میتواند به این شکل باشد: من اینجا هستم تا تو را همراهی کنم. بیا باهم صحبت کنیم. من نگرانم که چه چیزی به سر تو خواهد آمد.
برخی از علایم هشدار دهنده خودکشی:
احتمالا بسیاری از ریسک فاکتورهای خودکشی مانند داشتن برخی اختلالات روانشناختی چون افسردگی، دوقطبی، اختلال شخصیت مرزی، اختلال استرس پس از سانحه، وسواس و ... را میشناسید. پس در اینجا میخواهیم برخی از نشانههایی که شاید کمتر با آنها آشنا باشید، اما به عنوان علایم هشدار دهنده خودکشی در نظر گرفته میشوند را بیان کنیم.
۱) انجام برخی رفتارها مانند: بخشیدن اموال، تمیز کردن اتاق، دور انداختن اشیای با ارزش و ...
۲) شاد شدن ناگهانی پس از یک دوره طولانی- ممکن است اطرافیان تصور کنند که فرد بهبود پیدا کرده است، اما این شاد شدن ناگهانی جای نگرانی دارد.
۳) بی علاقگی به فعالیت های لذت بخش، شکایتهای مکرر از علایم جسمی با ریشه روانی مانند سر درد، خستگی، دل درد و ...
۴) تلویحات کلامی: دیگر نمی خواهم مشکلی برایتان باشم. دیگر چیزی مهم نیست. دیگر نمی خواهم شما را ببینم.
۵) کناره گیری از دوستان، اطرافیان و کارهای روزمره
۶) بی حالی همیشگی، تغییر در عادت های خواب و خوراک، تغییرات شخصیتی قابل ملاحظه
۷) عوامل موقعیتی مثل مشکلات شغلی یا تحصیلی، از دست دادن و فقدان
۸) سابقه اختلالات روانشناختی یا خودکشی در تاریخچه خانوادگی (شامل فامیلهایی با نسبت خونی)
https://t.me/actlearning
Telegram
کلینیک «پذیرش و تعهد»
وب سایت: iranacttherapy.com
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
آیا شفقت به خود، از توسعه اختلال شخصیت مرزی در نوجوانانی که رفتار خود آسیب رسان غیر خودکشی دارند، محافظت میکند؟
ترجمه و خلاصه: پیمان دوستی
کاستیلیو و کونا (۲۰۲۴) در پژوهش خود به دنبال پاسخ به سوال فوق بودند. در واقع، آنها با در نظر گرفتن این موضوع که رفتار خود آسیب رسان (مانند تیغ زدن به دست، مشت زدن به دیوار و هر نوع رفتار دیگری که باعث جرح بدن شود)، از «ویژگیهای آغازین» مرتبط با اختلال شخصیت مرزی است، ۱۳۹ نوجوان پرتغالی با سابقه رفتار خود آسیب رسان را مورد مطالعه قرار دادند.
آنها نوجوانان را، شش ماه بعد مجدد مورد مطالعه قرار دادند، و یافتهها نشان داد، نوجوانانی که شفقت
به خود بیشتری داشتند، شش ماه آینده «ویژگیهای آغازین» کمتری از اختلال شخصیت مرزی را داشتند و برعکس، نوجوانانی که شفقت به خود کمتری داشتند، شش ماه آینده «ویژگیهای آغازین» بیشتری از اختلال شخصیت مرزی را داشتند.
این یافتهها نشان میدهد که در میان نوجوانان با سابقه رفتارهای خود آسیب رسان، آنهایی که سطوح پایینتری از شفقت به خود دارند، در مقایسه با همسالان خود با سطوح بالاتری از شفقت به خود، ویژگیهای مرزی بالاتری را طی شش ماه نشان میدهند. این مشاهدات بر تأثیر بالقوه سودمند شفقت به خود در این جمعیت تأکید می کند.
https://t.me/actlearning
ترجمه و خلاصه: پیمان دوستی
کاستیلیو و کونا (۲۰۲۴) در پژوهش خود به دنبال پاسخ به سوال فوق بودند. در واقع، آنها با در نظر گرفتن این موضوع که رفتار خود آسیب رسان (مانند تیغ زدن به دست، مشت زدن به دیوار و هر نوع رفتار دیگری که باعث جرح بدن شود)، از «ویژگیهای آغازین» مرتبط با اختلال شخصیت مرزی است، ۱۳۹ نوجوان پرتغالی با سابقه رفتار خود آسیب رسان را مورد مطالعه قرار دادند.
آنها نوجوانان را، شش ماه بعد مجدد مورد مطالعه قرار دادند، و یافتهها نشان داد، نوجوانانی که شفقت
به خود بیشتری داشتند، شش ماه آینده «ویژگیهای آغازین» کمتری از اختلال شخصیت مرزی را داشتند و برعکس، نوجوانانی که شفقت به خود کمتری داشتند، شش ماه آینده «ویژگیهای آغازین» بیشتری از اختلال شخصیت مرزی را داشتند.
این یافتهها نشان میدهد که در میان نوجوانان با سابقه رفتارهای خود آسیب رسان، آنهایی که سطوح پایینتری از شفقت به خود دارند، در مقایسه با همسالان خود با سطوح بالاتری از شفقت به خود، ویژگیهای مرزی بالاتری را طی شش ماه نشان میدهند. این مشاهدات بر تأثیر بالقوه سودمند شفقت به خود در این جمعیت تأکید می کند.
https://t.me/actlearning
Telegram
کلینیک «پذیرش و تعهد»
وب سایت: iranacttherapy.com
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
بیشتر مردم، چه چیزهایی را در مورد اختلال شخصیت مرزی (BPD) نمی دانند؟
فردی در اپلیکیشن Quora این سوال را پرسیده بود که بیشتر مردم، چه چیزهایی را در مورد اختلال شخصیت مرزی (BPD) نمی دانند؟ یکی از پاسخها متعلق به فردی بود که خودش تشخیص BPD گرفته بود. به نظر من (پیمان دوستی) پاسخِ داده شده به سوال توسط این شخص، ارزش باز نشر و آگاه سازی مردم در خصوص اختلال شخصیت را دارد.
در اینجا لیستی از چیزهایی که اکثر مردم در مورد اختلال شخصیت مرزی (BPD) نمی دانند را بیان میکنم:
۱) آنها نمیخواهند عمداً به دیگران آسیب عاطفی وارد کنند (تصمیمهای ناگهانی آنها و رفتارهای گاها پریشان عاطفی، اغلب غیر عمدی است)
۲) حتی اگر اختلال شخصیت مرزی (BPD) درمان نشود، آنها میتوانند محبت و مراقبت داشته باشند و از بودن در کنارشان لذت ببرید.
۳) آنها میتوانند با دیگران بسیار همدل باشند.
۴) اختلال شخصیت مرزی در طیفی از شدت از خفیف تا متوسط و شدید وجود دارد.
۵) ممکن است علائم مختلفی از BPD وجود داشته باشد و حتی اگر علائم مشابهی باشد، ممکن است در برخی از افراد شدیدتر از دیگران ظاهر شوند.
۶) اختلال شخصیت مرزی بسیار پیچیده است، پس افراد آن را متفاوت تجربه می کنند.
۷) ممکن است فرد دارای اختلال شخصیت مرزی ویژگی های منفی مختلفی داشته باشد، با این حال، ویژگیهای مثبتی هم وجود دارد. یکی این است که بیشتر آنها دوست دارند افراد زندگی شان شاد باشند و وقتی می بینند افراد نزدیکشان در حال مبارزه با چیزی هستند، می توانند غمگین شوند و در صدد مراقبت برآیند.
۸) افراد، خیلی بیشتر از اختلال خود هستند. اختلال هویت افراد را تشکیل نمیدهد. BPD تنها بخشی از آن چیزی است که آنها هستند. آنها BPD را به دلیل اتفاقاتی که برایشان رخ داده است توسعه دادهاند و نه به طور عمدی به خاطر خودشان.
۹) آنها میتوانند والدین خوبی باشند و فرزندانی را سالم و با محبت تربیت کنند.
۱۰) بسیاری از آنها قادر به داشتن شغل پایدار یا موفقیت در مدرسه و دانشگاه هستند.
۱۱) اختلال شخصیت مرزی قابل درمان است، اما قابل درمان نیست. معنی این جمله این است که درمان های مبتنی بر شواهد برای BPD وجود دارد که میزان موفقیت بالایی دارند. با این حال، حتی پس از درمان، برخی از علائم به احتمال زیاد باقی خواهند ماند، هرچند با فراوانی کمتر و شدت کمتر.
۱۲) حتی پس از درمان، ممکن است عود را تجربه کنند که در آن علائم یک بار دیگر شدید میشود. این موضوع ممکن است در زمان استرس مزمن و یا عدم رعایت سبک زندگی مناسب اتفاق بیفتد.
۱۳) افراد دارای اختلال شخصیت مرزی (BPD)، هیولا نیستند، بلکه اختلالی دارند که بر نحوه تفکر و رفتارشان تأثیر می گذارد و باعث می شود کارهایی انجام دهند که ممکن است از آنها احساس شرمندگی کنند.
۱۴) بسیاری از اعمال آنها، مانند دو نیم سازی به خوب و بد مطلق، در سطح ناخودآگاه انجام می شود، به این معنی که آنها حتی از انجام آن آگاه نیستند.
۱۵)در پایان، آنها چیزی را میخواهند که تقریباً همه میخواهند و آن هم رضایت، احترام، و دوست داشتن و مراقبت است.
https://t.me/actlearning
فردی در اپلیکیشن Quora این سوال را پرسیده بود که بیشتر مردم، چه چیزهایی را در مورد اختلال شخصیت مرزی (BPD) نمی دانند؟ یکی از پاسخها متعلق به فردی بود که خودش تشخیص BPD گرفته بود. به نظر من (پیمان دوستی) پاسخِ داده شده به سوال توسط این شخص، ارزش باز نشر و آگاه سازی مردم در خصوص اختلال شخصیت را دارد.
در اینجا لیستی از چیزهایی که اکثر مردم در مورد اختلال شخصیت مرزی (BPD) نمی دانند را بیان میکنم:
۱) آنها نمیخواهند عمداً به دیگران آسیب عاطفی وارد کنند (تصمیمهای ناگهانی آنها و رفتارهای گاها پریشان عاطفی، اغلب غیر عمدی است)
۲) حتی اگر اختلال شخصیت مرزی (BPD) درمان نشود، آنها میتوانند محبت و مراقبت داشته باشند و از بودن در کنارشان لذت ببرید.
۳) آنها میتوانند با دیگران بسیار همدل باشند.
۴) اختلال شخصیت مرزی در طیفی از شدت از خفیف تا متوسط و شدید وجود دارد.
۵) ممکن است علائم مختلفی از BPD وجود داشته باشد و حتی اگر علائم مشابهی باشد، ممکن است در برخی از افراد شدیدتر از دیگران ظاهر شوند.
۶) اختلال شخصیت مرزی بسیار پیچیده است، پس افراد آن را متفاوت تجربه می کنند.
۷) ممکن است فرد دارای اختلال شخصیت مرزی ویژگی های منفی مختلفی داشته باشد، با این حال، ویژگیهای مثبتی هم وجود دارد. یکی این است که بیشتر آنها دوست دارند افراد زندگی شان شاد باشند و وقتی می بینند افراد نزدیکشان در حال مبارزه با چیزی هستند، می توانند غمگین شوند و در صدد مراقبت برآیند.
۸) افراد، خیلی بیشتر از اختلال خود هستند. اختلال هویت افراد را تشکیل نمیدهد. BPD تنها بخشی از آن چیزی است که آنها هستند. آنها BPD را به دلیل اتفاقاتی که برایشان رخ داده است توسعه دادهاند و نه به طور عمدی به خاطر خودشان.
۹) آنها میتوانند والدین خوبی باشند و فرزندانی را سالم و با محبت تربیت کنند.
۱۰) بسیاری از آنها قادر به داشتن شغل پایدار یا موفقیت در مدرسه و دانشگاه هستند.
۱۱) اختلال شخصیت مرزی قابل درمان است، اما قابل درمان نیست. معنی این جمله این است که درمان های مبتنی بر شواهد برای BPD وجود دارد که میزان موفقیت بالایی دارند. با این حال، حتی پس از درمان، برخی از علائم به احتمال زیاد باقی خواهند ماند، هرچند با فراوانی کمتر و شدت کمتر.
۱۲) حتی پس از درمان، ممکن است عود را تجربه کنند که در آن علائم یک بار دیگر شدید میشود. این موضوع ممکن است در زمان استرس مزمن و یا عدم رعایت سبک زندگی مناسب اتفاق بیفتد.
۱۳) افراد دارای اختلال شخصیت مرزی (BPD)، هیولا نیستند، بلکه اختلالی دارند که بر نحوه تفکر و رفتارشان تأثیر می گذارد و باعث می شود کارهایی انجام دهند که ممکن است از آنها احساس شرمندگی کنند.
۱۴) بسیاری از اعمال آنها، مانند دو نیم سازی به خوب و بد مطلق، در سطح ناخودآگاه انجام می شود، به این معنی که آنها حتی از انجام آن آگاه نیستند.
۱۵)در پایان، آنها چیزی را میخواهند که تقریباً همه میخواهند و آن هم رضایت، احترام، و دوست داشتن و مراقبت است.
https://t.me/actlearning
Telegram
کلینیک «پذیرش و تعهد»
وب سایت: iranacttherapy.com
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
کمال گرایی با دستاورد بالا داشتن متفاوت است
منبع: دکتر الیزابت اسکات (۲۰۲۴) ترجمه و خلاصه: دکتر پیمان دوستی
به طور کلی کمال یک شمشیر دو لبه است – از یک سو نیروی محرکه پشت سر یک فرد موفق است و از سوی دیگر می تواند تبدیل به یک فشار بیش از حد و علتی برای آزار فرد یا اطرافیانش شود.
بحث درجه و شدت کمال خواهی است. وقتی هیچ چیز برای خودتان یا اطرافیانتان به اندازه کافی خوب نیست باید مراقب نشانه های کمال گرایی باشید.
یک کمال گرا «استانداردهای شخصی بیش از حد بالا و خود ارزیابی بیش از حد انتقادی دارد.» آنها بر کمال پافشاری می کنند و هیچ چیز را از عیب داشتن یا نقص داشتن نمی پذیرند. این موضوع می تواند به صورت انتقاد از خود و دیگران و در تلاش برای کنترل موقعیت ها و افراد ظاهر شود.
کمال گراها، مانند افراد با دستاوردهای بالا، برای رسیدن به اهداف عالی تلاش می کنند و سخت تلاش می کنند. در حالی که یک فرد موفق می تواند با دانستن اینکه تمام تلاش خود را انجام داده و به یک هدف رسیده است راضی باشد، یک کمال گرا چیزی کمتر از کامل و بی نقص بودن را نمی پذیرد. یک فرد کمالگرا باید دقیقا کامل باشد نه تقریبا کامل، در واقع “تقریبا کامل بودن” به عنوان یک شکست تلقی می شود.
فردی با شخصیت کمال گرا بیشتر از خود و دیگران انتقاد می کند تا یک فرد موفق. افراد با دستاوردهای بالا به دستاوردهای خود افتخار می کنند، اما کمال گرایان اغلب اشتباهات و عیوب را تشخیص می دهند.
افراد با دستاوردهای بالا با تمایل به دستیابی به اهداف خود به سمت اهداف خود حرکت می کنند. آنها همچنین از هر قدمی که در مسیر درست برداشته می شود خوشحال هستند. از سوی دیگر، کمال گرایان معمولاً با ترس از ناقص بودن یا بهترین نبودن تحت فشار قرار می گیرند.
یکی دیگر از نشانه های کمال گرا بودن، تعیین اهدافی است که ممکن است معقول نباشند. افراد با دستاوردهای بالا می توانند اهداف خود را تعیین کنند (با استانداردهای واقع بینانه) و با حرکت در مسیر این اهداف، حس رضایت کنند. کمال گراها اغلب اهداف اولیه خود را دور از دسترس و بیش از حد بالا تعیین می کنند.
افراد با دستاوردهای بالا می توانند از روند دنبال کردن یک هدف به همان اندازه یا بیشتر از رسیدن واقعی به هدف حس رضایت داشته باشند. برعکس، کمال گرایان هدف را می بینند نه چیز دیگری. آنها آنقدر نگران رسیدن به هدف و اجتناب از شکست هستند که نمی توانند از روند رشد و تلاش رضایت داشته باشند.
کمال گراها اغلب کمتر از افراد با دستاوردهای بالا شاد هستند یا حس رضایت دارند. در حالی که افراد با دستاوردهای بالا می توانند نسبتاً به راحتی از ناامیدی عقب نشینی کنند، کمال گرایان تمایل دارند زمانی که انتظارات بالایشان برآورده نمی شود، خود را شکست خورده بدانند و در احساسات منفی غوطه ور شوند.
کمال گراها نسبت به افراد با دستاوردهای بالا بیشتر از شکست می ترسند. از آنجا که آنها سهم بسیار زیادی به نتایج می دهند و از چیزی کمتر از کمال ناامید می شوند، شکست به یک چشم انداز ترسناک تبدیل می شود. از آنجایی که هر چیزی کمتر از کمال به عنوان یک شکست تلقی می شود، شروع به کار جدید برای افراد کمال گرا دشوار است.
به نظر می رسد متناقض است که کمال گرایان مستعد به تعویق انداختن کارها باشند، زیرا این ویژگی شخصیتی می تواند برای بهره وری مضر باشد. اما تحقیقات نشان داده است که یک فرد کمال گرا که قادر به تطبیق با موقعیت یا محیط خود نیست – که کمال گرایی ناسازگار نامیده می شود – اغلب مستعد به تعویق انداختن کار است.
دلیل این امر این است که کمال گرایان از ترس شکست، گاهی چنان نگران انجام کاری ناقص می شوند که بی حرکت یا منفعل می شوند و اصلاً نمی توانند کاری انجام دهند. این به تعویق انداختن می تواند منجر به احساس شکست بیشتر شود و چرخه معیوب و فلج کننده را تداوم بخشد.
https://t.me/actlearning
منبع: دکتر الیزابت اسکات (۲۰۲۴) ترجمه و خلاصه: دکتر پیمان دوستی
به طور کلی کمال یک شمشیر دو لبه است – از یک سو نیروی محرکه پشت سر یک فرد موفق است و از سوی دیگر می تواند تبدیل به یک فشار بیش از حد و علتی برای آزار فرد یا اطرافیانش شود.
بحث درجه و شدت کمال خواهی است. وقتی هیچ چیز برای خودتان یا اطرافیانتان به اندازه کافی خوب نیست باید مراقب نشانه های کمال گرایی باشید.
یک کمال گرا «استانداردهای شخصی بیش از حد بالا و خود ارزیابی بیش از حد انتقادی دارد.» آنها بر کمال پافشاری می کنند و هیچ چیز را از عیب داشتن یا نقص داشتن نمی پذیرند. این موضوع می تواند به صورت انتقاد از خود و دیگران و در تلاش برای کنترل موقعیت ها و افراد ظاهر شود.
کمال گراها، مانند افراد با دستاوردهای بالا، برای رسیدن به اهداف عالی تلاش می کنند و سخت تلاش می کنند. در حالی که یک فرد موفق می تواند با دانستن اینکه تمام تلاش خود را انجام داده و به یک هدف رسیده است راضی باشد، یک کمال گرا چیزی کمتر از کامل و بی نقص بودن را نمی پذیرد. یک فرد کمالگرا باید دقیقا کامل باشد نه تقریبا کامل، در واقع “تقریبا کامل بودن” به عنوان یک شکست تلقی می شود.
فردی با شخصیت کمال گرا بیشتر از خود و دیگران انتقاد می کند تا یک فرد موفق. افراد با دستاوردهای بالا به دستاوردهای خود افتخار می کنند، اما کمال گرایان اغلب اشتباهات و عیوب را تشخیص می دهند.
افراد با دستاوردهای بالا با تمایل به دستیابی به اهداف خود به سمت اهداف خود حرکت می کنند. آنها همچنین از هر قدمی که در مسیر درست برداشته می شود خوشحال هستند. از سوی دیگر، کمال گرایان معمولاً با ترس از ناقص بودن یا بهترین نبودن تحت فشار قرار می گیرند.
یکی دیگر از نشانه های کمال گرا بودن، تعیین اهدافی است که ممکن است معقول نباشند. افراد با دستاوردهای بالا می توانند اهداف خود را تعیین کنند (با استانداردهای واقع بینانه) و با حرکت در مسیر این اهداف، حس رضایت کنند. کمال گراها اغلب اهداف اولیه خود را دور از دسترس و بیش از حد بالا تعیین می کنند.
افراد با دستاوردهای بالا می توانند از روند دنبال کردن یک هدف به همان اندازه یا بیشتر از رسیدن واقعی به هدف حس رضایت داشته باشند. برعکس، کمال گرایان هدف را می بینند نه چیز دیگری. آنها آنقدر نگران رسیدن به هدف و اجتناب از شکست هستند که نمی توانند از روند رشد و تلاش رضایت داشته باشند.
کمال گراها اغلب کمتر از افراد با دستاوردهای بالا شاد هستند یا حس رضایت دارند. در حالی که افراد با دستاوردهای بالا می توانند نسبتاً به راحتی از ناامیدی عقب نشینی کنند، کمال گرایان تمایل دارند زمانی که انتظارات بالایشان برآورده نمی شود، خود را شکست خورده بدانند و در احساسات منفی غوطه ور شوند.
کمال گراها نسبت به افراد با دستاوردهای بالا بیشتر از شکست می ترسند. از آنجا که آنها سهم بسیار زیادی به نتایج می دهند و از چیزی کمتر از کمال ناامید می شوند، شکست به یک چشم انداز ترسناک تبدیل می شود. از آنجایی که هر چیزی کمتر از کمال به عنوان یک شکست تلقی می شود، شروع به کار جدید برای افراد کمال گرا دشوار است.
به نظر می رسد متناقض است که کمال گرایان مستعد به تعویق انداختن کارها باشند، زیرا این ویژگی شخصیتی می تواند برای بهره وری مضر باشد. اما تحقیقات نشان داده است که یک فرد کمال گرا که قادر به تطبیق با موقعیت یا محیط خود نیست – که کمال گرایی ناسازگار نامیده می شود – اغلب مستعد به تعویق انداختن کار است.
دلیل این امر این است که کمال گرایان از ترس شکست، گاهی چنان نگران انجام کاری ناقص می شوند که بی حرکت یا منفعل می شوند و اصلاً نمی توانند کاری انجام دهند. این به تعویق انداختن می تواند منجر به احساس شکست بیشتر شود و چرخه معیوب و فلج کننده را تداوم بخشد.
https://t.me/actlearning
Telegram
کلینیک «پذیرش و تعهد»
وب سایت: iranacttherapy.com
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زمانی که از واژه «شفقت» صحبت میکنیم، مجموعهای از کیفیتها و مشخصهها پشت این واژه وجود دارد.
در این ویدیو، به بیان مفهوم شفقت پرداخته شده است.
https://t.me/actlearning
در این ویدیو، به بیان مفهوم شفقت پرداخته شده است.
https://t.me/actlearning
حافظهی بدن و مسیرهای عصبی
منبع: bodysymptoms .org
ترجمه و خلاصه: دکتر پیمان دوستی
—-
وقتی علائمی را در بدن خود احساس می کنیم، اغلب سعی می کنیم مانند مکانیکی که دوچرخه را تعمیر می کند، مشکل را برطرف کنیم. ما به دنبال قسمتی هستیم که به مشکل خورده و نیاز به تعمیر دارد.
اما این رویکرد برای بدن ما، بعضی وقت ها کار نمی کند. گاهی اوقات نمیتوانیم قسمتی که به مشکل خورده وعلائم ما را توضیح می دهد را پیدا کنیم. یکی از دلایل شکست این رویکرد این است که بدن مانند دوچرخه نیست. سیستم عصبی ما در بروز علائم نقش دارد.
همچنین درک بدن با استفاده از تشبیه آن به کامپیوتر ممکن است تا حدی مفید باشد، اما به طور کامل ماهیت بدن ما را نشان نمیدهد. برخلاف کامپیوترها، بدن ما زنده است. بدن ها تاریخچه ای دارند، یاد می گیرند و خود را برای رویارویی با چالش های جدید به روز می کنند.
بنابراین، بیایید استعاره متفاوتی را معرفی کنیم: تصور کنید در حال قدم زدن در زمینی از چمن های بلند در نزدیکی محل زندگی خود هستید. جایی است که زیاد پیاده روی می کنید. مقداری از چمن ها صاف شده و یک مسیر ایجاد میکند. طبیعتاً راه را انتخاب می کنید، راه را می دانید و پاهایتان خشک می ماند (ضرب المثلی به این معنی که چون قبلا بارها آن را امتحان کردهاید، نتیجه را حتی اگر بد باشد می دانید و ریسکی در کار نیست، پس آن را انتخاب میکنید). با این حال، همیشه میتوانید راه دیگری را برای قدم زدن انتخاب کنید، مسیری که مشکلات کمتری را به همراه داشته باشد. با این حال، شما راه آشنا و قدیمی خود را طی می کنید و هر بار طی کردن این راه، باعث میشود قدم های شما مسیر را کمی عمیق تر کند.
این کمی شبیه نحوه شکل گیری تجربه در حافظه بدن است. تا زمانی که آگاهانه مسیر جدیدی را انتخاب نکنیم، مغز و بدن ما به طور خودکار کارها را به روشی که ما با آن آشنا هستیم انجام می دهد. همانطور که یک عمل را تکرار می کنیم، مسیر آشنا را عمیق تر می کنیم. تجربیات ما به عادت هایی تبدیل می شوند که خلبان خودکار رفتارهای بعدی ما را شکل می دهند.
این حافظه بدن محدود به مغز نیست. اعمال تکراری، اثر خود را در سایر ساختارها و سیستم های بدن ایجاد میکند. به عنوان مثال، هنگامی که یک مهارت جدید را تمرین می کنیم، مانند یادگیری بافتنی یا نواختن گیتار، ساختار و اتصال ماهیچه های دستان خود را به طور نامحسوس تغییر می دهیم. نتیجه این است که ما به راحتی قادر به انجام اقداماتی هستیم که ممکن است قبلا غیرممکن به نظر می رسید. ورزشکاران نیز از این واقعیت برای تمرین استفاده می کنند.
بنابراین، حافظه بدن نه تنها گذشته ما را به ما می گوید، بلکه بر آینده ما نیز تأثیر می گذارد. اینکه آیا امروز بدن ما قدرت، انعطاف یا مهارت انجام کاری را دارد، به عادت های گذشته ما بستگی دارد. عادات فعلی ما تعیین می کند که آیا امکانات آینده ما محدود است یا گسترش پیدا می کند.
https://t.me/actlearning
منبع: bodysymptoms .org
ترجمه و خلاصه: دکتر پیمان دوستی
—-
وقتی علائمی را در بدن خود احساس می کنیم، اغلب سعی می کنیم مانند مکانیکی که دوچرخه را تعمیر می کند، مشکل را برطرف کنیم. ما به دنبال قسمتی هستیم که به مشکل خورده و نیاز به تعمیر دارد.
اما این رویکرد برای بدن ما، بعضی وقت ها کار نمی کند. گاهی اوقات نمیتوانیم قسمتی که به مشکل خورده وعلائم ما را توضیح می دهد را پیدا کنیم. یکی از دلایل شکست این رویکرد این است که بدن مانند دوچرخه نیست. سیستم عصبی ما در بروز علائم نقش دارد.
همچنین درک بدن با استفاده از تشبیه آن به کامپیوتر ممکن است تا حدی مفید باشد، اما به طور کامل ماهیت بدن ما را نشان نمیدهد. برخلاف کامپیوترها، بدن ما زنده است. بدن ها تاریخچه ای دارند، یاد می گیرند و خود را برای رویارویی با چالش های جدید به روز می کنند.
بنابراین، بیایید استعاره متفاوتی را معرفی کنیم: تصور کنید در حال قدم زدن در زمینی از چمن های بلند در نزدیکی محل زندگی خود هستید. جایی است که زیاد پیاده روی می کنید. مقداری از چمن ها صاف شده و یک مسیر ایجاد میکند. طبیعتاً راه را انتخاب می کنید، راه را می دانید و پاهایتان خشک می ماند (ضرب المثلی به این معنی که چون قبلا بارها آن را امتحان کردهاید، نتیجه را حتی اگر بد باشد می دانید و ریسکی در کار نیست، پس آن را انتخاب میکنید). با این حال، همیشه میتوانید راه دیگری را برای قدم زدن انتخاب کنید، مسیری که مشکلات کمتری را به همراه داشته باشد. با این حال، شما راه آشنا و قدیمی خود را طی می کنید و هر بار طی کردن این راه، باعث میشود قدم های شما مسیر را کمی عمیق تر کند.
این کمی شبیه نحوه شکل گیری تجربه در حافظه بدن است. تا زمانی که آگاهانه مسیر جدیدی را انتخاب نکنیم، مغز و بدن ما به طور خودکار کارها را به روشی که ما با آن آشنا هستیم انجام می دهد. همانطور که یک عمل را تکرار می کنیم، مسیر آشنا را عمیق تر می کنیم. تجربیات ما به عادت هایی تبدیل می شوند که خلبان خودکار رفتارهای بعدی ما را شکل می دهند.
این حافظه بدن محدود به مغز نیست. اعمال تکراری، اثر خود را در سایر ساختارها و سیستم های بدن ایجاد میکند. به عنوان مثال، هنگامی که یک مهارت جدید را تمرین می کنیم، مانند یادگیری بافتنی یا نواختن گیتار، ساختار و اتصال ماهیچه های دستان خود را به طور نامحسوس تغییر می دهیم. نتیجه این است که ما به راحتی قادر به انجام اقداماتی هستیم که ممکن است قبلا غیرممکن به نظر می رسید. ورزشکاران نیز از این واقعیت برای تمرین استفاده می کنند.
بنابراین، حافظه بدن نه تنها گذشته ما را به ما می گوید، بلکه بر آینده ما نیز تأثیر می گذارد. اینکه آیا امروز بدن ما قدرت، انعطاف یا مهارت انجام کاری را دارد، به عادت های گذشته ما بستگی دارد. عادات فعلی ما تعیین می کند که آیا امکانات آینده ما محدود است یا گسترش پیدا می کند.
https://t.me/actlearning
Telegram
کلینیک «پذیرش و تعهد»
وب سایت: iranacttherapy.com
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
اختلال عشق وسواسی (Obsessive Love Disorder /OLD)
نویسنده: هایلی شفر و راجی ابوالحسن
ترجمه و خلاصه: پیمان دوستی
اختلال عشق وسواسی (Obsessive Love Disorder /OLD) یک اختلال روانی رسمی شناخته شده نیست، بلکه بیشتر یک سبک رابطه است که با وسواس های ناسالم برای یک فرد خاص مشخص می شود. این اختلال اغلب می تواند با تمایلات بیش از حد و همه جانبه برای محافظت، داشتن یا درگیر شدن با فرد شناسایی شود.
این تثبیت ها می توانند ماهیت عاشقانه، جنسی یا کنترل کننده داشته باشند و ممکن است منجر به رفتارهای نامناسب و توهین آمیز شوند.
هدف عشق وسواسی گاهی اوقات شریک فعلی است، اما همچنین می تواند یک شریک سابق، دوست فعلی یا حتی یک غریبه باشد.
عشق وسواسی که در متن یک رابطه متعهدانه رخ می دهد، اغلب به عنوان درهم تنیدگی یا هم وابستگی شناخته می شود. با گذشت زمان، این نوع روابط تمایل به یک طرفه شدن دارند.
هرچند هیچ لیست استانداردی برای علائم اختلال عشق وسواسی وجود ندارد، در اینجا برخی از علائم رایج آورده شده است:
۱) عاشق شدن شدید و سریع
فردی که دچار عشق وسواسی می شود، اغلب به شدت و به سرعت عاشق یک فرد دیگر می شود. این عشق حتی زمانی که فرد مورد نظر تلاش های او را رد کند، همچنان می تواند ادامه داشته باشد.
۲) افکار پایدار و تکرار شونده درباره شخص
وسواس ها، تشریفات ذهنی پایدار و تکرار شونده هستند. در اختلال عشق وسواسی، آنها ممکن است شامل تخیلات جنسی یا عاشقانه باشد که میل یا محبت را بر می انگیزد.
۳) احساس اشتیاق و میل شدید
عشق وسواسی معمولاً دارای رگه هایی از اشتیاق برای نزدیک شدن یا درگیر شدن با موضوع مورد علاقه خود است.
۴) نادیده گرفتن سایر وظایف و روابط
امیال عشق وسواسی ممکن است بر توانایی فرد برای عملکرد در بخش های خاصی از زندگی تأثیر بگذارد، که می تواند باعث شود آنها در محل کار، روابط و زندگی شخصی خود مشکلاتی را تجربه کنند.
۵) حس مالکیت و حسادت
آنها معمولاً حسادت و حس مالکیت نسبت به شخص نشان می دهند که ممکن است در آینده به رفتارهای توهین آمیز تبدیل شود.
۶) نقض حریم خصوصی و مرزهای شخصی
احساسات ترس و حسادت مرتبط با عشق وسواسی می تواند باعث شود تا فردی که عشق وسواسی دارد، حریم خصوصی و مرزهای شخصی فردی که به او عشق وسواسی دارد را نقض کند.
۷) بیش از حد چسبیدن یا کنترل کردن
شریک جدید ممکن است از احساس خفه شدن یا نیاز به فضا از او شکایت کند، به خصوص اگر خیلی کنترل کننده باشد یا شریک زندگی را از سیستم های حمایتی جدا کرده باشد.
۸) فانتزی های مکرر درباره شخص
افرادی که عشق وسواسی دارند اغلب سناریوها و فانتزی های مفصلی را در ذهن خود می سازند تا اجرا کنند.
۹) امتناع از پذیرش “شنیدن نه” از طرف شخص
هنگامی که طرف مقابل درخواست فضا می کند، مرزی تعیین می کند یا رابطه را پایان می دهد، اغلب از پذیرش این امر خودداری می کنند. ممکن است آنها در تلاش خود برای به دست آوردن آن شخص جدی تر شوند، یا در برخی موارد خصمانه و خطرناک شوند.
https://t.me/actlearning
نویسنده: هایلی شفر و راجی ابوالحسن
ترجمه و خلاصه: پیمان دوستی
اختلال عشق وسواسی (Obsessive Love Disorder /OLD) یک اختلال روانی رسمی شناخته شده نیست، بلکه بیشتر یک سبک رابطه است که با وسواس های ناسالم برای یک فرد خاص مشخص می شود. این اختلال اغلب می تواند با تمایلات بیش از حد و همه جانبه برای محافظت، داشتن یا درگیر شدن با فرد شناسایی شود.
این تثبیت ها می توانند ماهیت عاشقانه، جنسی یا کنترل کننده داشته باشند و ممکن است منجر به رفتارهای نامناسب و توهین آمیز شوند.
هدف عشق وسواسی گاهی اوقات شریک فعلی است، اما همچنین می تواند یک شریک سابق، دوست فعلی یا حتی یک غریبه باشد.
عشق وسواسی که در متن یک رابطه متعهدانه رخ می دهد، اغلب به عنوان درهم تنیدگی یا هم وابستگی شناخته می شود. با گذشت زمان، این نوع روابط تمایل به یک طرفه شدن دارند.
هرچند هیچ لیست استانداردی برای علائم اختلال عشق وسواسی وجود ندارد، در اینجا برخی از علائم رایج آورده شده است:
۱) عاشق شدن شدید و سریع
فردی که دچار عشق وسواسی می شود، اغلب به شدت و به سرعت عاشق یک فرد دیگر می شود. این عشق حتی زمانی که فرد مورد نظر تلاش های او را رد کند، همچنان می تواند ادامه داشته باشد.
۲) افکار پایدار و تکرار شونده درباره شخص
وسواس ها، تشریفات ذهنی پایدار و تکرار شونده هستند. در اختلال عشق وسواسی، آنها ممکن است شامل تخیلات جنسی یا عاشقانه باشد که میل یا محبت را بر می انگیزد.
۳) احساس اشتیاق و میل شدید
عشق وسواسی معمولاً دارای رگه هایی از اشتیاق برای نزدیک شدن یا درگیر شدن با موضوع مورد علاقه خود است.
۴) نادیده گرفتن سایر وظایف و روابط
امیال عشق وسواسی ممکن است بر توانایی فرد برای عملکرد در بخش های خاصی از زندگی تأثیر بگذارد، که می تواند باعث شود آنها در محل کار، روابط و زندگی شخصی خود مشکلاتی را تجربه کنند.
۵) حس مالکیت و حسادت
آنها معمولاً حسادت و حس مالکیت نسبت به شخص نشان می دهند که ممکن است در آینده به رفتارهای توهین آمیز تبدیل شود.
۶) نقض حریم خصوصی و مرزهای شخصی
احساسات ترس و حسادت مرتبط با عشق وسواسی می تواند باعث شود تا فردی که عشق وسواسی دارد، حریم خصوصی و مرزهای شخصی فردی که به او عشق وسواسی دارد را نقض کند.
۷) بیش از حد چسبیدن یا کنترل کردن
شریک جدید ممکن است از احساس خفه شدن یا نیاز به فضا از او شکایت کند، به خصوص اگر خیلی کنترل کننده باشد یا شریک زندگی را از سیستم های حمایتی جدا کرده باشد.
۸) فانتزی های مکرر درباره شخص
افرادی که عشق وسواسی دارند اغلب سناریوها و فانتزی های مفصلی را در ذهن خود می سازند تا اجرا کنند.
۹) امتناع از پذیرش “شنیدن نه” از طرف شخص
هنگامی که طرف مقابل درخواست فضا می کند، مرزی تعیین می کند یا رابطه را پایان می دهد، اغلب از پذیرش این امر خودداری می کنند. ممکن است آنها در تلاش خود برای به دست آوردن آن شخص جدی تر شوند، یا در برخی موارد خصمانه و خطرناک شوند.
https://t.me/actlearning
Telegram
کلینیک «پذیرش و تعهد»
وب سایت: iranacttherapy.com
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
آیا اختلال شخصیت مرزی (BPD) میتواند یک اختلال مبتنی بر تروما باشد؟
نگاهی نو به جایگاه تشخیصی اختلال شخصیت مرزی (BPD) در روانپزشکی معاصر
دکتر پیمان دوستی
اختلال شخصیت مرزی (Borderline Personality Disorder یا BPD) یکی از پیچیدهترین و در عین حال بحثبرانگیزترین تشخیصها در روانپزشکی مدرن است. با توجه به همپوشانی زیاد علائم آن با اختلالات مرتبط با تروما مانند اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) و اختلال استرس پس از سانحه پیچیده (CPTSD)، برخی از متخصصان پیشنهاد میکنند که BPD نه بهعنوان یک «اختلال شخصیت»، بلکه بهعنوان واکنشی پیچیده به آسیبهای مزمن هیجانی و بینفردی در دوران رشد طبقهبندی شود.
این پیشنهاد بحثهای عمیقی را در میان پژوهشگران و درمانگران برانگیخته است. در این مقاله، به بررسی دیدگاههای موافق و مخالف این رویکرد، یافتههای پژوهشی اخیر، و تأملی بر پیامدهای بالینی این طبقهبندی جدید میپردازیم.
همپوشانی بالینی میان اختلال شخصیت مرزی (BPD) و اختلالات تروما (مرتبط با آسیب)
تجربههای آسیبزا در دوران کودکی (مانند غفلت عاطفی، روابط ناایمن با والدین، سوءاستفاده جسمی و یا جنسی) بهعنوان یکی از عوامل مهم در شکلگیری BPD مطرح هستند. برخی منابع تخمین میزنند که بین ۳۰ تا ۸۰ درصد افراد مبتلا به BPD سابقه مستقیم تروما دارند (Scientific American, 2023).
از منظر بالینی نیز، شباهتهای قابلتوجهی میان BPD و اختلال استرس پس از سانحه پیچیده (CPTSD) وجود دارد. هر دو اختلال با مواردی مانند نوسانات خلقی، اختلال در تنظیم هیجانی، مشکلات در روابط نزدیک، و تجربه مزمن احساس بیارزشی همراه هستند (Karatzias et al., 2017). با این حال، CPTSD بیشتر با بیحسی هیجانی، اجتناب از تحریکات مرتبط با تروما، و اختلال در خودپنداره مزمن همراه است، در حالی که BPD بیشتر با رفتارهای تکانشی، ترس از رهاشدگی، و احساس پوچی برجسته میشود.
دیدگاه موافق: بازتعریف BPD بهعنوان اختلالی مبتنی بر تروما
برخی از متخصصان حوزه سلامت روان مانند دکتر کارن ویلیامز، معتقدند طبقهبندی BPD بهعنوان نوعی اختلال تروما میتواند به کاهش انگ اجتماعی آن کمک کند. از دیدگاه آنها، برچسب “اختلال شخصیت” نه تنها بار منفی زیادی دارد، بلکه بهنوعی افراد را ذاتاً معیوب یا ناتوان در نظر میگیرد (The Guardian, 2024). در مقابل، طبقهبندی بر مبنای تروما، آسیبدیدگی روانی را در زمینه تاریخی، بینفردی و محیطی درک میکند.
این رویکرد همچنین میتواند راه را برای استفاده از مدلهای درمانی مبتنی بر دلبستگی، شفقت (CFT)، و درمانهای تروما-محور مانند EMDR، درمان متمرکز بر دلبستگی (ABFT)، و یا CPTSD-informed therapies هموارتر کند.
دیدگاه مخالف: دفاع از تمایز BPD از اختلالات تروما
در سوی دیگر ماجرا، روانپزشکانی مانند پروفسور اندرو چانن هشدار میدهند که بازتعریف BPD بهعنوان اختلال تروما، ممکن است باعث نادیده گرفتن جنبههای متمایز این اختلال شود. به گفته آنها، همه افراد مبتلا به BPD الزاماً سابقه تروما ندارند، و این اشتراک صرف میتواند باعث تداخل در تشخیص و درمان مؤثر شود (The Guardian, 2024).
همچنین، از نظر برخی منتقدان، تغییر نام یا طبقهبندی، بدون تغییر اساسی در نحوه مداخله و آموزش بالینی، ممکن است صرفاً تغییری سطحی باشد. تمرکز آنها بر درمانهای ساختاریافته و مؤثری مانند درمان دیالکتیکی رفتاری (DBT)، طرحواره درمانی (ST)، درمان پذیرش و تعهد (ACT)، درمان متمرکز بر شفقت (CFT) و به طور کلی درمانهای مبتنی بر مایندفولنس (ذهنآگاهی) و تنظیم هیجان باقی میماند.
شواهد پژوهشی: متمایز یا همپوشان؟
پژوهشها در سالهای اخیر بهطور فزایندهای سعی کردهاند تمایز یا همپوشانی BPD و CPTSD را بهصورت آماری و تجربی بررسی کنند. در مطالعهای توسط Knefel و همکاران (۲۰۲۲)، مدل ساختاری سهعاملی (که شامل BPD، PTSD، و CPTSD بود) بهترین برازش را با دادهها نشان داد؛ این یافته از تمایز مفهومی میان این اختلالات حمایت میکند.
همچنین در پژوهشی دیگر مشخص شد که اگرچه CPTSD و BPD میتوانند همزمان وجود داشته باشند، اما الگوهای نشانهای متفاوتی دارند، بهویژه در حوزههایی مانند تکانشگری، ناامنی در دلبستگی، و هویت ناپایدار (Zanarini et al., 2021).
جمعبندی: نیاز به دیدگاهی تلفیقی
در مجموع، به نظر میرسد که BPD و اختلالات ناشی از تروما، نه یکسان، بلکه همپوشان و مرتبط هستند. اگرچه رویکرد مبتنی بر تروما میتواند به کاهش انگ و بهبود همدلی با افراد کمک کند، اما نباید منجر به نادیدهگرفتن ویژگیهای خاص اختلال شخصیت مرزی شود.
نگاهی نو به جایگاه تشخیصی اختلال شخصیت مرزی (BPD) در روانپزشکی معاصر
دکتر پیمان دوستی
اختلال شخصیت مرزی (Borderline Personality Disorder یا BPD) یکی از پیچیدهترین و در عین حال بحثبرانگیزترین تشخیصها در روانپزشکی مدرن است. با توجه به همپوشانی زیاد علائم آن با اختلالات مرتبط با تروما مانند اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) و اختلال استرس پس از سانحه پیچیده (CPTSD)، برخی از متخصصان پیشنهاد میکنند که BPD نه بهعنوان یک «اختلال شخصیت»، بلکه بهعنوان واکنشی پیچیده به آسیبهای مزمن هیجانی و بینفردی در دوران رشد طبقهبندی شود.
این پیشنهاد بحثهای عمیقی را در میان پژوهشگران و درمانگران برانگیخته است. در این مقاله، به بررسی دیدگاههای موافق و مخالف این رویکرد، یافتههای پژوهشی اخیر، و تأملی بر پیامدهای بالینی این طبقهبندی جدید میپردازیم.
همپوشانی بالینی میان اختلال شخصیت مرزی (BPD) و اختلالات تروما (مرتبط با آسیب)
تجربههای آسیبزا در دوران کودکی (مانند غفلت عاطفی، روابط ناایمن با والدین، سوءاستفاده جسمی و یا جنسی) بهعنوان یکی از عوامل مهم در شکلگیری BPD مطرح هستند. برخی منابع تخمین میزنند که بین ۳۰ تا ۸۰ درصد افراد مبتلا به BPD سابقه مستقیم تروما دارند (Scientific American, 2023).
از منظر بالینی نیز، شباهتهای قابلتوجهی میان BPD و اختلال استرس پس از سانحه پیچیده (CPTSD) وجود دارد. هر دو اختلال با مواردی مانند نوسانات خلقی، اختلال در تنظیم هیجانی، مشکلات در روابط نزدیک، و تجربه مزمن احساس بیارزشی همراه هستند (Karatzias et al., 2017). با این حال، CPTSD بیشتر با بیحسی هیجانی، اجتناب از تحریکات مرتبط با تروما، و اختلال در خودپنداره مزمن همراه است، در حالی که BPD بیشتر با رفتارهای تکانشی، ترس از رهاشدگی، و احساس پوچی برجسته میشود.
دیدگاه موافق: بازتعریف BPD بهعنوان اختلالی مبتنی بر تروما
برخی از متخصصان حوزه سلامت روان مانند دکتر کارن ویلیامز، معتقدند طبقهبندی BPD بهعنوان نوعی اختلال تروما میتواند به کاهش انگ اجتماعی آن کمک کند. از دیدگاه آنها، برچسب “اختلال شخصیت” نه تنها بار منفی زیادی دارد، بلکه بهنوعی افراد را ذاتاً معیوب یا ناتوان در نظر میگیرد (The Guardian, 2024). در مقابل، طبقهبندی بر مبنای تروما، آسیبدیدگی روانی را در زمینه تاریخی، بینفردی و محیطی درک میکند.
این رویکرد همچنین میتواند راه را برای استفاده از مدلهای درمانی مبتنی بر دلبستگی، شفقت (CFT)، و درمانهای تروما-محور مانند EMDR، درمان متمرکز بر دلبستگی (ABFT)، و یا CPTSD-informed therapies هموارتر کند.
دیدگاه مخالف: دفاع از تمایز BPD از اختلالات تروما
در سوی دیگر ماجرا، روانپزشکانی مانند پروفسور اندرو چانن هشدار میدهند که بازتعریف BPD بهعنوان اختلال تروما، ممکن است باعث نادیده گرفتن جنبههای متمایز این اختلال شود. به گفته آنها، همه افراد مبتلا به BPD الزاماً سابقه تروما ندارند، و این اشتراک صرف میتواند باعث تداخل در تشخیص و درمان مؤثر شود (The Guardian, 2024).
همچنین، از نظر برخی منتقدان، تغییر نام یا طبقهبندی، بدون تغییر اساسی در نحوه مداخله و آموزش بالینی، ممکن است صرفاً تغییری سطحی باشد. تمرکز آنها بر درمانهای ساختاریافته و مؤثری مانند درمان دیالکتیکی رفتاری (DBT)، طرحواره درمانی (ST)، درمان پذیرش و تعهد (ACT)، درمان متمرکز بر شفقت (CFT) و به طور کلی درمانهای مبتنی بر مایندفولنس (ذهنآگاهی) و تنظیم هیجان باقی میماند.
شواهد پژوهشی: متمایز یا همپوشان؟
پژوهشها در سالهای اخیر بهطور فزایندهای سعی کردهاند تمایز یا همپوشانی BPD و CPTSD را بهصورت آماری و تجربی بررسی کنند. در مطالعهای توسط Knefel و همکاران (۲۰۲۲)، مدل ساختاری سهعاملی (که شامل BPD، PTSD، و CPTSD بود) بهترین برازش را با دادهها نشان داد؛ این یافته از تمایز مفهومی میان این اختلالات حمایت میکند.
همچنین در پژوهشی دیگر مشخص شد که اگرچه CPTSD و BPD میتوانند همزمان وجود داشته باشند، اما الگوهای نشانهای متفاوتی دارند، بهویژه در حوزههایی مانند تکانشگری، ناامنی در دلبستگی، و هویت ناپایدار (Zanarini et al., 2021).
جمعبندی: نیاز به دیدگاهی تلفیقی
در مجموع، به نظر میرسد که BPD و اختلالات ناشی از تروما، نه یکسان، بلکه همپوشان و مرتبط هستند. اگرچه رویکرد مبتنی بر تروما میتواند به کاهش انگ و بهبود همدلی با افراد کمک کند، اما نباید منجر به نادیدهگرفتن ویژگیهای خاص اختلال شخصیت مرزی شود.
Telegram
کلینیک «پذیرش و تعهد»
وب سایت: iranacttherapy.com
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
تا چه اندازه می توان به بهبود علامتی و عملکردی اختلال شخصیت مرزی (BPD) امیدوار بود؟
مطالعات طولی در مورد سیر اختلال شخصیت مرزی (BPD) نشان میدهند که با درمان مناسب، بسیاری از افراد مبتلا میتوانند بهبودی قابلتوجهی در علائم خود تجربه کنند. در ادامه، به بررسی دقیقتر این یافتههای کلیدی میپردازیم:
گردآورنده: دکتر پیمان دوستی
نرخ بهبودی علامتی و کامل
مطالعهای ۱۰ ساله به سرپرستی زانارینی و همکاران (۲۰۱۰) نشان داد که بسیاری از افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی (BPD) میتوانند بهبودی علامتی/ نشانهای و حتی بهبودی کامل را تجربه کنند. در این مطالعه:
۹۳٪ از شرکتکنندگان بهبودی علامتی/ نشانهای (remission) به مدت حداقل دو سال داشتند.
۸۶٪ بهبودی علامتی/ نشانهای به مدت حداقل چهار سال داشتند.
۵۰٪ از شرکتکنندگان به بهبودی کامل (هم علامتی/ نشانهای و هم عملکردی) رسیدند؛ یعنی علاوه بر بهبود علائم، عملکرد شغلی و اجتماعی آنها نیز به سطح قابل قبولی رسید.
با این حال، ۳۴٪ از این افراد طی دوره پیگیری مجدداً علائم اختلال شخصیت مرزی (BPD) را تجربه کردند.
پایداری بهبودی و احتمال عود
در پیگیری ۱۶ سالهای که توسط همان گروه در پژوهش دیگری انجام شد، مشخص شد که اگرچه بسیاری از افراد به بهبودی علامتی میرسند، اما حفظ این بهبودی در بلندمدت چالشبرانگیز است.
تفکیک بهبودی علامتی و بهبودی عملکردی
این مطالعات تأکید دارند که بین بهبودی علامتی/ نشانهای و بهبودی عملکردی باید تمایز قائل شد. برخی از افراد اگرچه علائمشان کاهش مییابد، اما همچنان در عملکرد اجتماعی، روابط بینفردی، یا اشتغال دچار مشکل باقی میمانند. به همین دلیل، تمرکز صرف بر کاهش علائم بدون توجه به ارتقاء کیفیت زندگی و کارکردهای اجتماعی، تصویر کاملی از بهبود ارائه نمیدهد.
نقش درمانهای ساختاریافته
اگرچه این مطالعات مستقیماً بر اثربخشی مداخلات خاص تمرکز نداشتند، اما یافتههای آنها با پژوهشهایی همسو هستند که نشان میدهند درمانهای ساختاریافته مانند ACT (درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد)، DBT (رفتار درمانی دیالکتیکی) و CFT (درمان متمرکز بر شفقت)، ST (طرحواره درمانی) و مداخلات مبتنی بر مایندفولنس/ ذهن آگاهی، میتوانند روند بهبودی را تسریع کرده و احتمال عود را کاهش دهند.
نتیجهگیری
مطالعات طولی نشان میدهند که سیر اختلال شخصیت مرزی برخلاف باورهای قدیمی الزاماً مزمن و بدون بهبود نیست. اکثر افراد میتوانند بهبودی علامتی را تجربه کنند و درصد قابل توجهی نیز به سطحی از بهبودی کامل (علامتی/ عملکردی) میرسند. با این حال، تداوم مراقبت و مداخلات درمانی با تمرکز بر کیفیت زندگی، کلید جلوگیری از عود علائم است.
https://t.me/actlearning
مطالعات طولی در مورد سیر اختلال شخصیت مرزی (BPD) نشان میدهند که با درمان مناسب، بسیاری از افراد مبتلا میتوانند بهبودی قابلتوجهی در علائم خود تجربه کنند. در ادامه، به بررسی دقیقتر این یافتههای کلیدی میپردازیم:
گردآورنده: دکتر پیمان دوستی
نرخ بهبودی علامتی و کامل
مطالعهای ۱۰ ساله به سرپرستی زانارینی و همکاران (۲۰۱۰) نشان داد که بسیاری از افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی (BPD) میتوانند بهبودی علامتی/ نشانهای و حتی بهبودی کامل را تجربه کنند. در این مطالعه:
۹۳٪ از شرکتکنندگان بهبودی علامتی/ نشانهای (remission) به مدت حداقل دو سال داشتند.
۸۶٪ بهبودی علامتی/ نشانهای به مدت حداقل چهار سال داشتند.
۵۰٪ از شرکتکنندگان به بهبودی کامل (هم علامتی/ نشانهای و هم عملکردی) رسیدند؛ یعنی علاوه بر بهبود علائم، عملکرد شغلی و اجتماعی آنها نیز به سطح قابل قبولی رسید.
با این حال، ۳۴٪ از این افراد طی دوره پیگیری مجدداً علائم اختلال شخصیت مرزی (BPD) را تجربه کردند.
پایداری بهبودی و احتمال عود
در پیگیری ۱۶ سالهای که توسط همان گروه در پژوهش دیگری انجام شد، مشخص شد که اگرچه بسیاری از افراد به بهبودی علامتی میرسند، اما حفظ این بهبودی در بلندمدت چالشبرانگیز است.
تفکیک بهبودی علامتی و بهبودی عملکردی
این مطالعات تأکید دارند که بین بهبودی علامتی/ نشانهای و بهبودی عملکردی باید تمایز قائل شد. برخی از افراد اگرچه علائمشان کاهش مییابد، اما همچنان در عملکرد اجتماعی، روابط بینفردی، یا اشتغال دچار مشکل باقی میمانند. به همین دلیل، تمرکز صرف بر کاهش علائم بدون توجه به ارتقاء کیفیت زندگی و کارکردهای اجتماعی، تصویر کاملی از بهبود ارائه نمیدهد.
نقش درمانهای ساختاریافته
اگرچه این مطالعات مستقیماً بر اثربخشی مداخلات خاص تمرکز نداشتند، اما یافتههای آنها با پژوهشهایی همسو هستند که نشان میدهند درمانهای ساختاریافته مانند ACT (درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد)، DBT (رفتار درمانی دیالکتیکی) و CFT (درمان متمرکز بر شفقت)، ST (طرحواره درمانی) و مداخلات مبتنی بر مایندفولنس/ ذهن آگاهی، میتوانند روند بهبودی را تسریع کرده و احتمال عود را کاهش دهند.
نتیجهگیری
مطالعات طولی نشان میدهند که سیر اختلال شخصیت مرزی برخلاف باورهای قدیمی الزاماً مزمن و بدون بهبود نیست. اکثر افراد میتوانند بهبودی علامتی را تجربه کنند و درصد قابل توجهی نیز به سطحی از بهبودی کامل (علامتی/ عملکردی) میرسند. با این حال، تداوم مراقبت و مداخلات درمانی با تمرکز بر کیفیت زندگی، کلید جلوگیری از عود علائم است.
https://t.me/actlearning
Telegram
کلینیک «پذیرش و تعهد»
وب سایت: iranacttherapy.com
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
گزارش وبینار “هوش مصنوعی و آینده رواندرمانی: رقیب یا ابزار؟”
این رویداد با حضور دکتر پیمان دوستی (عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد، پژوهشگر و موسس کلینیک) و دکتر نرگس حسینی نیا (مسئول فنی کلینیک، درمانگر و پژوهشگر) و استقبال گسترده روانشناسان، درمانگران و علاقهمندان به تحولات فناوری در سلامت روان همراه بود.
در این وبینار، موضوعهای مهمی مورد بحث قرار گرفت از جمله:
• رواندرمانی در عصر دیجیتال چگونه تغییر کرده و چه فرصتها و چالشهایی را به همراه دارد؟
• محدودیتهای هوش مصنوعی در درمانگری: وقتی ربات گوش میدهد اما نمیتواند معنای انسانی را به درستی درک کند.
• نقش انسان در فرآیند درمان و ضرورت حفظ ارتباط انسانی اصیل در عصر فناوری.
• تحلیل اینکه آیا هوش مصنوعی رقیبی برای رواندرمانی سنتی است یا ابزاری برای ارتقای کیفیت درمان.
• آیندهای که رواندرمانگران با انتخابهای آگاهانه خود میتوانند در شکل دادن به آن نقش داشته باشند.
در بخش پایانی وبینار، پرسش و پاسخ تعاملی با شرکتکنندگان برگزار شد که بر غنای علمی این نشست افزود.
کلینیک روانشناسی پذیرش و تعهد ضمن سپاس از حضور ارزشمند شرکتکنندگان، بر تداوم برگزاری برنامههای آموزشی-تحلیلی در راستای ارتقای دانش و بینش حرفهای جامعه روانشناسی کشور تاکید میکند.
https://t.me/actlearning
این رویداد با حضور دکتر پیمان دوستی (عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد، پژوهشگر و موسس کلینیک) و دکتر نرگس حسینی نیا (مسئول فنی کلینیک، درمانگر و پژوهشگر) و استقبال گسترده روانشناسان، درمانگران و علاقهمندان به تحولات فناوری در سلامت روان همراه بود.
در این وبینار، موضوعهای مهمی مورد بحث قرار گرفت از جمله:
• رواندرمانی در عصر دیجیتال چگونه تغییر کرده و چه فرصتها و چالشهایی را به همراه دارد؟
• محدودیتهای هوش مصنوعی در درمانگری: وقتی ربات گوش میدهد اما نمیتواند معنای انسانی را به درستی درک کند.
• نقش انسان در فرآیند درمان و ضرورت حفظ ارتباط انسانی اصیل در عصر فناوری.
• تحلیل اینکه آیا هوش مصنوعی رقیبی برای رواندرمانی سنتی است یا ابزاری برای ارتقای کیفیت درمان.
• آیندهای که رواندرمانگران با انتخابهای آگاهانه خود میتوانند در شکل دادن به آن نقش داشته باشند.
در بخش پایانی وبینار، پرسش و پاسخ تعاملی با شرکتکنندگان برگزار شد که بر غنای علمی این نشست افزود.
کلینیک روانشناسی پذیرش و تعهد ضمن سپاس از حضور ارزشمند شرکتکنندگان، بر تداوم برگزاری برنامههای آموزشی-تحلیلی در راستای ارتقای دانش و بینش حرفهای جامعه روانشناسی کشور تاکید میکند.
https://t.me/actlearning
Telegram
کلینیک «پذیرش و تعهد»
وب سایت: iranacttherapy.com
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
خودِ مشاهده گر (تجربه خود به عنوان مشاهده گر/ ناظر) چیست؟
دکتر پیمان دوستی
تجربه خود به عنوان مشاهده گر یا خودِ مشاهده کننده (Observing Self)، یکی از ارکان درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT/ اکت) است، که به آن تجربه خود به عنوان زمینه (Self-As-Context) نیز می گویند.
خودِ ناظر (مشاهده گر)، به بخشی از شما اشاره دارد که همیشه حاضر، پایدار و ثابت است و گویی تمام تجربیات مختلف شما را آگاهانه و بدون قضاوت مشاهده می کند. در واقع، فارغ از هر گونه قضاوتی مبنی بر خوب، بد، درست، غلط و …، خودِ ناظر متوجه افکار، احساسها، خاطرات، حسهای بدنی و … شما است. هرچیزی که هم اکنون در همین لحظه در حال تجربه کردن آن هستید.
در واقع، ما به بخشی از خودمان اشاره میکنیم که به جای آنکه تجربیات درونی ما را به عنوان بخشی از هویت ما در نظر بگیرد، کمی عقب میایستد و نظاره گر تجربیات درونیمان میباشد. انگار ما بخشی از خودمان را به گونه ای پرورش می دهیم که به جای اینکه “خودمان” را بخشی از “جریان” تجارب درونیمان (افکار، احساسها، خاطرات، حسهای بدنی و …) تجربه کنیم، “خودمان” را به عنوان ناظر تجارب درونی مان تجربه می کنیم.
هنگامی که اضطراب را تجربه می کنید، بخشی از شما وجود دارد که به جای غرق شدن در اضطراب یا تلاش برای فرار از آن، فضا را برای تمام افکار، احساسات، حس های بدنی و خاطرات مرتبط با آن باز می کند. این بخش ثابت شما می تواند متوجه این تجربیات شود.
این مفهوم ممکن است انتزاعی به نظر برسد، اما با من همراه باشید. در درمان پذیرش و تعهد (ACT)، ما به این مفهوم تجربه خود به عنوان زمینه (Self-as-Context) می گوییم که نقطه مقابلی برای تجربه خود به عنوان محتواهای درونی (Self-as-Content) است.
برای درک بهتر این موضوع، دو لحظه از روز خود را در نظر بگیرید. صبح، ممکن است از خواب بیدار شوید و طیف وسیعی از افکار و احساسات زودگذر را تجربه کنید. بعداً در روز، مجموعه متفاوتی از واکنش ها را تجربه می کنید. در تمام این لحظات، خود مشاهدهکننده مانند پسزمینهای سفید باقی میماند و جایی برای همه چیز دارد. حتی اگر تجربیات درونی شما می آیند و می روند، این بخش از شما پایدار و ثابت می ماند.
این تغییر دیدگاه به ما کمک می کند تا ببینیم که افکار و احساسات مضطرب فقط تجربیاتی هستند که مشاهده می کنیم. آنها ذاتا خوب یا بد نیستند. خود مشاهدهگر درگیر این تجربیات یا هویتهای خود نمیشود، چه آنها را مثبت یا منفی بدانیم.
بخش دیگری از این مفهوم این است که بخشی از شما وجود دارد که ما می گوییم پشت چشمان شما وجود دارد.
چند راه ساده برای پروش خودِ مشاهده گر:
توجه کنید که در حال حاضر به چه چیزی فکر می کنید و سپس بخشی از شما متوجه افکار شما می شود.
توجه کنید که در حال حاضر چه احساسی دارید و سپس بخشی از شما متوجه احساسات شما می شود.
به آنچه می توانید ببینید توجه کنید و متوجه باشید که بخشی از شما متوجه این چیزها می شود.
به آنچه می توانید بشنوید توجه کنید و سپس بخشی از شما متوجه صداها می شود.
به تماس فیزیکی خود با محیط اطراف خود توجه کنید و سپس بخشی از شما متوجه آنها می شود.
توجه کنید که ممکن است بتوانید چه چیزی را بو کنید یا بچشید و سپس بخشی از شما متوجه آنها می شود.
بنابراین یک “شما” در آنجا وجود دارد که از هر چیزی که می توانید ببینید، بشنوید، لمس کنید، بچشید، بو کنید، فکر کنید، احساس کنید و انجام دهید آگاه است.
https://t.me/actlearning
دکتر پیمان دوستی
تجربه خود به عنوان مشاهده گر یا خودِ مشاهده کننده (Observing Self)، یکی از ارکان درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT/ اکت) است، که به آن تجربه خود به عنوان زمینه (Self-As-Context) نیز می گویند.
خودِ ناظر (مشاهده گر)، به بخشی از شما اشاره دارد که همیشه حاضر، پایدار و ثابت است و گویی تمام تجربیات مختلف شما را آگاهانه و بدون قضاوت مشاهده می کند. در واقع، فارغ از هر گونه قضاوتی مبنی بر خوب، بد، درست، غلط و …، خودِ ناظر متوجه افکار، احساسها، خاطرات، حسهای بدنی و … شما است. هرچیزی که هم اکنون در همین لحظه در حال تجربه کردن آن هستید.
در واقع، ما به بخشی از خودمان اشاره میکنیم که به جای آنکه تجربیات درونی ما را به عنوان بخشی از هویت ما در نظر بگیرد، کمی عقب میایستد و نظاره گر تجربیات درونیمان میباشد. انگار ما بخشی از خودمان را به گونه ای پرورش می دهیم که به جای اینکه “خودمان” را بخشی از “جریان” تجارب درونیمان (افکار، احساسها، خاطرات، حسهای بدنی و …) تجربه کنیم، “خودمان” را به عنوان ناظر تجارب درونی مان تجربه می کنیم.
هنگامی که اضطراب را تجربه می کنید، بخشی از شما وجود دارد که به جای غرق شدن در اضطراب یا تلاش برای فرار از آن، فضا را برای تمام افکار، احساسات، حس های بدنی و خاطرات مرتبط با آن باز می کند. این بخش ثابت شما می تواند متوجه این تجربیات شود.
این مفهوم ممکن است انتزاعی به نظر برسد، اما با من همراه باشید. در درمان پذیرش و تعهد (ACT)، ما به این مفهوم تجربه خود به عنوان زمینه (Self-as-Context) می گوییم که نقطه مقابلی برای تجربه خود به عنوان محتواهای درونی (Self-as-Content) است.
برای درک بهتر این موضوع، دو لحظه از روز خود را در نظر بگیرید. صبح، ممکن است از خواب بیدار شوید و طیف وسیعی از افکار و احساسات زودگذر را تجربه کنید. بعداً در روز، مجموعه متفاوتی از واکنش ها را تجربه می کنید. در تمام این لحظات، خود مشاهدهکننده مانند پسزمینهای سفید باقی میماند و جایی برای همه چیز دارد. حتی اگر تجربیات درونی شما می آیند و می روند، این بخش از شما پایدار و ثابت می ماند.
این تغییر دیدگاه به ما کمک می کند تا ببینیم که افکار و احساسات مضطرب فقط تجربیاتی هستند که مشاهده می کنیم. آنها ذاتا خوب یا بد نیستند. خود مشاهدهگر درگیر این تجربیات یا هویتهای خود نمیشود، چه آنها را مثبت یا منفی بدانیم.
بخش دیگری از این مفهوم این است که بخشی از شما وجود دارد که ما می گوییم پشت چشمان شما وجود دارد.
چند راه ساده برای پروش خودِ مشاهده گر:
توجه کنید که در حال حاضر به چه چیزی فکر می کنید و سپس بخشی از شما متوجه افکار شما می شود.
توجه کنید که در حال حاضر چه احساسی دارید و سپس بخشی از شما متوجه احساسات شما می شود.
به آنچه می توانید ببینید توجه کنید و متوجه باشید که بخشی از شما متوجه این چیزها می شود.
به آنچه می توانید بشنوید توجه کنید و سپس بخشی از شما متوجه صداها می شود.
به تماس فیزیکی خود با محیط اطراف خود توجه کنید و سپس بخشی از شما متوجه آنها می شود.
توجه کنید که ممکن است بتوانید چه چیزی را بو کنید یا بچشید و سپس بخشی از شما متوجه آنها می شود.
بنابراین یک “شما” در آنجا وجود دارد که از هر چیزی که می توانید ببینید، بشنوید، لمس کنید، بچشید، بو کنید، فکر کنید، احساس کنید و انجام دهید آگاه است.
https://t.me/actlearning
Telegram
کلینیک «پذیرش و تعهد»
وب سایت: iranacttherapy.com
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
به این فکر کنید که تجربه شفقت چگونه است.
دکتر کریستین نف
برگردان: دکتر پیمان دوستی
اول اینکه برای شفقت ورزی نسبت به دیگران، باید توجه داشته باشید که آنها رنج میبرند.
اگر یک فرد بی خانمان را در خیابان نادیده بگیرید، نمی توانید نسبت به سختیای که او تجربه میکند، احساس شفقت کنید.
دوم، شفقت شامل احساس متاثر شدن از رنج دیگران است، به طوری که قلب شما به درد آنها پاسخ می دهد.
هنگامی که این اتفاق می افتد، شما احساس گرما، مراقبت و تمایل به کمک به فرد رنج دیده می کنید.
وقتی برای دیگری احساس شفقت می کنید (منظور ترحم نیست)، به این معنی است که متوجه می شوید که رنج، شکست و نقص، بخشی از تجربه مشترک انسان بودن است.
همچنین شفقت به این معنی است که شما به جای قضاوتهای سخت در هنگام شکست یا اشتباه کردن، به دیگران درک و مهربانی ارائه دهید.
شفقت به خود شامل رفتار مشابهی با خودتان در زمانی است که در شرایطی سخت قرار می گیرید، شکست می خورید یا متوجه چیزی می شوید که در مورد خودتان دوست ندارید.
به جای نادیده گرفتن درد خود، می ایستید و به خود می گویید “در حال حاضر واقعاً شرایط سخت است”، چگونه می توانم در این لحظه از خودم مراقبت کنم؟
شفقت ورزی به خود به این معناست که وقتی با شکستهای شخصی مواجه میشوید، به جای اینکه بیرحمانه خود را به دلیل نارساییها یا کاستیهای مختلف قضاوت و انتقاد کنید، مهربان و درک کننده باشید؛ چه کسی گفته است که باید کامل و بی نقص باشید؟
https://t.me/actlearning
دکتر کریستین نف
برگردان: دکتر پیمان دوستی
اول اینکه برای شفقت ورزی نسبت به دیگران، باید توجه داشته باشید که آنها رنج میبرند.
اگر یک فرد بی خانمان را در خیابان نادیده بگیرید، نمی توانید نسبت به سختیای که او تجربه میکند، احساس شفقت کنید.
دوم، شفقت شامل احساس متاثر شدن از رنج دیگران است، به طوری که قلب شما به درد آنها پاسخ می دهد.
هنگامی که این اتفاق می افتد، شما احساس گرما، مراقبت و تمایل به کمک به فرد رنج دیده می کنید.
وقتی برای دیگری احساس شفقت می کنید (منظور ترحم نیست)، به این معنی است که متوجه می شوید که رنج، شکست و نقص، بخشی از تجربه مشترک انسان بودن است.
همچنین شفقت به این معنی است که شما به جای قضاوتهای سخت در هنگام شکست یا اشتباه کردن، به دیگران درک و مهربانی ارائه دهید.
شفقت به خود شامل رفتار مشابهی با خودتان در زمانی است که در شرایطی سخت قرار می گیرید، شکست می خورید یا متوجه چیزی می شوید که در مورد خودتان دوست ندارید.
به جای نادیده گرفتن درد خود، می ایستید و به خود می گویید “در حال حاضر واقعاً شرایط سخت است”، چگونه می توانم در این لحظه از خودم مراقبت کنم؟
شفقت ورزی به خود به این معناست که وقتی با شکستهای شخصی مواجه میشوید، به جای اینکه بیرحمانه خود را به دلیل نارساییها یا کاستیهای مختلف قضاوت و انتقاد کنید، مهربان و درک کننده باشید؛ چه کسی گفته است که باید کامل و بی نقص باشید؟
https://t.me/actlearning
Telegram
کلینیک «پذیرش و تعهد»
وب سایت: iranacttherapy.com
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پاسخ به دو پرسش:
۱) آیا وفاداری به پروتکل، میتواند جایگزین حضور شفقت ورزانه درمانگر باشد؟
۲) زمانی که گسست اتحاد پیش میآید، به تکنیکها میتوان تکیه کرد یا ارتباط انسانی؟
سخنرانی دکتر پیمان دوستی
در چهارمین همایش بین المللی
پژوهش و نوآوری در روانشناسی
https://t.me/actlearning
۱) آیا وفاداری به پروتکل، میتواند جایگزین حضور شفقت ورزانه درمانگر باشد؟
۲) زمانی که گسست اتحاد پیش میآید، به تکنیکها میتوان تکیه کرد یا ارتباط انسانی؟
سخنرانی دکتر پیمان دوستی
در چهارمین همایش بین المللی
پژوهش و نوآوری در روانشناسی
https://t.me/actlearning
چه چیزی در مراجع تغییر ایجاد میکند؟
صرفا اجرای تکنیکها یا تکنیک در کنار ارتباط انسانی؟
دکتر پیمان دوستی
وقتی درمانگر بهجای پنهان شدن پشت نقش حرفهای، بهعنوان یک انسان حضور دارد، فضای اتاق درمان دگرگون میشود.
مراجع تجربه میکند که آسیبپذیر بودن، شرم ندارد.
تجربه می کند که میتوان بدون ماسک، دیده شد و همچنان پذیرفته ماند.
این تجربه، خودش بخشی از بافتار درمانی است است.
خودش یک فرایند درمانی است. و هیچ پروتکلی، هرچقدر هم دقیق و علمی، نمیتواند آن را جایگزین کند.
آیا مراجع صرفا با تکنیکها تغییر میکند؟ یا تکنیکها به همراه «تجربهی بودن در رابطهای متفاوت»؟
اجازه بدهید نگاهی به تجربهی خودمان از اجرای صرفاپروتکل بیندازیم:
احتمالا همهی ما تجربه جلساتی را داشته ایم که از نظر تکنیکی «بینقص» بوده، اما از نظر انسانی «تهی»
و در مقابل، جلساتی را به خاطر داریم که شاید ساختار پروتکل را کامل رعایت نکرده باشیم،
اما بهواسطهی یک نگاه، یک سکوت، یا یک حضور کامل انسانی داشتن، تغییری عمیق در مراجع آغاز شده؟
این نشان میدهد که درمان موفق، محصول تعامل زنده بین ساختار و حضور انسانی ماست.
ما نمیخواهیم پروتکل را کنار بگذاریم.
بلکه میخواهیم آن را در بستری انسانی و زنده بهکار ببریم.
پروتکل بدون حضور، فقط یک متن است.
اما حضور بدون پروتکل هم ممکن است بیجهت و پراکنده باشد.
درمانگر موج سوم، هر دو را دارد؛ اما اول، انسان است.
https://t.me/actlearning
صرفا اجرای تکنیکها یا تکنیک در کنار ارتباط انسانی؟
دکتر پیمان دوستی
وقتی درمانگر بهجای پنهان شدن پشت نقش حرفهای، بهعنوان یک انسان حضور دارد، فضای اتاق درمان دگرگون میشود.
مراجع تجربه میکند که آسیبپذیر بودن، شرم ندارد.
تجربه می کند که میتوان بدون ماسک، دیده شد و همچنان پذیرفته ماند.
این تجربه، خودش بخشی از بافتار درمانی است است.
خودش یک فرایند درمانی است. و هیچ پروتکلی، هرچقدر هم دقیق و علمی، نمیتواند آن را جایگزین کند.
آیا مراجع صرفا با تکنیکها تغییر میکند؟ یا تکنیکها به همراه «تجربهی بودن در رابطهای متفاوت»؟
اجازه بدهید نگاهی به تجربهی خودمان از اجرای صرفاپروتکل بیندازیم:
احتمالا همهی ما تجربه جلساتی را داشته ایم که از نظر تکنیکی «بینقص» بوده، اما از نظر انسانی «تهی»
و در مقابل، جلساتی را به خاطر داریم که شاید ساختار پروتکل را کامل رعایت نکرده باشیم،
اما بهواسطهی یک نگاه، یک سکوت، یا یک حضور کامل انسانی داشتن، تغییری عمیق در مراجع آغاز شده؟
این نشان میدهد که درمان موفق، محصول تعامل زنده بین ساختار و حضور انسانی ماست.
ما نمیخواهیم پروتکل را کنار بگذاریم.
بلکه میخواهیم آن را در بستری انسانی و زنده بهکار ببریم.
پروتکل بدون حضور، فقط یک متن است.
اما حضور بدون پروتکل هم ممکن است بیجهت و پراکنده باشد.
درمانگر موج سوم، هر دو را دارد؛ اما اول، انسان است.
https://t.me/actlearning
Telegram
کلینیک «پذیرش و تعهد»
وب سایت: iranacttherapy.com
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پس از تجربهی بحران یا سوگ،
در مرحله اول یعنی تجدید قوا
می خواهیم تمرکزمون رو از چیزهایی که در کنترل ما نیست برداریم و روی چیزهایی که در کنترل ماست بگذاریم
افکار، احساس ها و هیجان هایی که حین بحران و سوگ ایجاد می شوند پاسخ های طبیعی ای هستند که ما نمی توانیم آنها را کنترل کنیم، اما اعمال ما توی کنترل ماست که ما می خوایم روی اونها تمرکز کنیم.
یکی از این اعمال، ارتباط با دیگران بود
عمل دوم، خود مراقبتی بود
عمل سومی که ما در چنین شرایطی می توانیم روی اون تمرکز داشته باشیم و می تونیم برای خودمون انجام بدیم، خود شفقت ورزی است.
درباره خود شفقت ورزی، تعریف های خیلی زیادی وجود داره
محقق ها تعاریف متفاوتی رو درباره خود شفقت ورزی بیان کردند
ولی موضوع اینجاست همه تعریف های خود شفقت ورزی، روی دو موضوع تاکید دارند.
یکی اینکه ما درد خودمون رو تصدیق بکنیم.
و دومی اینکه ما بیایم و با مهربانی به خودمون پاسخ بدیم.
https://t.me/actlearning
در مرحله اول یعنی تجدید قوا
می خواهیم تمرکزمون رو از چیزهایی که در کنترل ما نیست برداریم و روی چیزهایی که در کنترل ماست بگذاریم
افکار، احساس ها و هیجان هایی که حین بحران و سوگ ایجاد می شوند پاسخ های طبیعی ای هستند که ما نمی توانیم آنها را کنترل کنیم، اما اعمال ما توی کنترل ماست که ما می خوایم روی اونها تمرکز کنیم.
یکی از این اعمال، ارتباط با دیگران بود
عمل دوم، خود مراقبتی بود
عمل سومی که ما در چنین شرایطی می توانیم روی اون تمرکز داشته باشیم و می تونیم برای خودمون انجام بدیم، خود شفقت ورزی است.
درباره خود شفقت ورزی، تعریف های خیلی زیادی وجود داره
محقق ها تعاریف متفاوتی رو درباره خود شفقت ورزی بیان کردند
ولی موضوع اینجاست همه تعریف های خود شفقت ورزی، روی دو موضوع تاکید دارند.
یکی اینکه ما درد خودمون رو تصدیق بکنیم.
و دومی اینکه ما بیایم و با مهربانی به خودمون پاسخ بدیم.
https://t.me/actlearning
چگونه در شرایط بحران (جنگ) پذیرای هیجانهایمان باشیم؟
تهیه شده توسط: کلینیک روانشناسی پذیرش و تعهد
در روزهایی که صداهای انفجار و اخبار ناگوار از هر طرف میرسد، بدن و روان ما در حالت آمادهباش قرار میگیرد.
ترس، اضطراب، غم، خشم، گیجی، بیقراری، بیخوابی یا حتی بیحسی—اینها واکنشهایی طبیعی به شرایط غیرطبیعی هستند.
در این شرایط ممکن است ذهنتان به شما بگوید:
نترس! باید قوی باشی» نباید اینقدر مضطرب باشی» الان وقت گریه نیست، کنترل داشته باش!»
در حالی که همین تلاش برای سرکوب، بدن و روان ما را بیشتر تحت فشار قرار میدهد.
سرکوب هیجان، درد را بیشتر میکند وقتی هیجان هایمان را نادیده میگیریم یا با خودمان به خاطر آنها میجنگیم، آنها از بین نمیروند؛ بلکه با شدت بیشتری بازمیگردند.
پذیرش هیجان ها چگونه است؟
به این موضوع توجه داشته باشید که تجربه ترس و اضطراب در این شرایط کاملا طبیعی است.
بجای انکار یا فرار از هیجان هایتان، وجود آنها را تصدیق کنید. برای مثال، می توانید بیان کنید، در حال حاضر من در حال تجربه ترس یا اضطراب هستم.بودن این هیجان در این شرایط کاملا طبیعی است و سیستم محافظت در برابر تهدید من فعال شده است.
ما می توانیم نسبت به آنچه در حال تجربه ی آن هستیم آگاه باشیم و بدون مبارزه با آنها، سعی کنیم کارهایی که واقعا در حال حاضر برایمان مهم است را انجام دهیم.
به جای جنگیدن با هیجان هایتان، به آنها فضا بدهید. دوباره به یاد داشته باشید که جنگیدن با هیجان هایتان یا سرکوب آنها، به شدت آنها می افزاید.
پذیرش افکار و هیجان هایتان به معنای تسلیم نیست؛
پذیرش یعنی قدرت دیدن و در آغوش گرفتن آنچه هست، تا بتوانیم هوشمندانه عمل کنیم.
در دل شرایط سخت، اگر خود را به رسمیت بشناسیم—با همه ترسها و احساساتمان—قدم اول مراقبت روانی را برداشتهایم.
یادمان باشد:
ما مجاز به ترسیدن هستیم.
ما مجاز به گریه کردن هستیم. و همین احساسات، بخشی از انسانبودن ما در دل بحران هستند.
https://t.me/actlearning
تهیه شده توسط: کلینیک روانشناسی پذیرش و تعهد
در روزهایی که صداهای انفجار و اخبار ناگوار از هر طرف میرسد، بدن و روان ما در حالت آمادهباش قرار میگیرد.
ترس، اضطراب، غم، خشم، گیجی، بیقراری، بیخوابی یا حتی بیحسی—اینها واکنشهایی طبیعی به شرایط غیرطبیعی هستند.
در این شرایط ممکن است ذهنتان به شما بگوید:
نترس! باید قوی باشی» نباید اینقدر مضطرب باشی» الان وقت گریه نیست، کنترل داشته باش!»
در حالی که همین تلاش برای سرکوب، بدن و روان ما را بیشتر تحت فشار قرار میدهد.
سرکوب هیجان، درد را بیشتر میکند وقتی هیجان هایمان را نادیده میگیریم یا با خودمان به خاطر آنها میجنگیم، آنها از بین نمیروند؛ بلکه با شدت بیشتری بازمیگردند.
پذیرش هیجان ها چگونه است؟
به این موضوع توجه داشته باشید که تجربه ترس و اضطراب در این شرایط کاملا طبیعی است.
بجای انکار یا فرار از هیجان هایتان، وجود آنها را تصدیق کنید. برای مثال، می توانید بیان کنید، در حال حاضر من در حال تجربه ترس یا اضطراب هستم.بودن این هیجان در این شرایط کاملا طبیعی است و سیستم محافظت در برابر تهدید من فعال شده است.
ما می توانیم نسبت به آنچه در حال تجربه ی آن هستیم آگاه باشیم و بدون مبارزه با آنها، سعی کنیم کارهایی که واقعا در حال حاضر برایمان مهم است را انجام دهیم.
به جای جنگیدن با هیجان هایتان، به آنها فضا بدهید. دوباره به یاد داشته باشید که جنگیدن با هیجان هایتان یا سرکوب آنها، به شدت آنها می افزاید.
پذیرش افکار و هیجان هایتان به معنای تسلیم نیست؛
پذیرش یعنی قدرت دیدن و در آغوش گرفتن آنچه هست، تا بتوانیم هوشمندانه عمل کنیم.
در دل شرایط سخت، اگر خود را به رسمیت بشناسیم—با همه ترسها و احساساتمان—قدم اول مراقبت روانی را برداشتهایم.
یادمان باشد:
ما مجاز به ترسیدن هستیم.
ما مجاز به گریه کردن هستیم. و همین احساسات، بخشی از انسانبودن ما در دل بحران هستند.
https://t.me/actlearning
Telegram
کلینیک «پذیرش و تعهد»
وب سایت: iranacttherapy.com
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
در شرایط جنگی، والدین با کودکان چگونه رفتار کنند؟
تهیه شده توسط: کلینیک روانشناسی پذیرش و تعهد
برقراری ارتباط ایمن و باز با کودک
اجازه دهید کودک احساسات خود (ترس، نگرانی، سردرگمی) را بیان کند.
با زبان ساده و صادقانه، متناسب با سن کودک، درباره آنچه اتفاق میافتد صحبت کنید.
اخبار و اطلاعات نگرانکننده را فیلتر کرده و تنها اطلاعات ضروری را منتقل کنید.
عادیسازی واکنشهای هیجانی کودک
به کودک بگویید که احساس ترس، ناراحتی یا خشم در چنین موقعیتهایی طبیعی است.
به کودکان آموزش دهید که ترس، غم، خشم یا سردرگمی در چنین موقعیت هایی طبیعی هستند و نیازی نیست فوراً از آنها فرار کنند.
به جای اینکه به کودک بگوییم «نترس» یا «گریه نکن»، میتوان گفت: «بیا با ترست کنار هم بشینیم و بهش گوش بدیم»
جملههایی مانند:«خیلی طبیعیه که بترسی؛ همهی آدمها توی این موقعیت همین احساس رو دارن.» «تو تنها نیستی؛ من هم میترسم، ولی با همدیگه قویتریم.»
واکنشهایی مانند شبادراری، چسبندگی به والدین یا پرخاشگری ممکن است بهصورت موقت افزایش یابد و نیاز به درک و حمایت دارد.
محدود کردن مواجهه با تصاویر و اخبار خشونتآمیز
تماشای مداوم اخبار جنگ، تصاویر خشونت یا فاجعه میتواند منجر به ترومای ثانویه در کودکان شود.
از رسانهها هوشمندانه استفاده کنید و اگر کودکان شما صفحه های خبری را دیدند همراه با کودک درباره دیدن هر صحنه گفتوگو کنید.
در صورت امکان، بهرهگیری از مداخلات روانشناختی حمایتی
در صورت مشاهده علائم پایدار مانند کابوسهای مکرر، انزوا، پرخاشگری شدید یا افت تحصیلی، بهتر است با یک روانشناس کودک مشورت شود.
فعالسازی عملهای کوچک و معنادار
حتی در موقعیت بحران، کارهای کوچکی که با ارزشها همخوانند انجام دهید: کمک به دیگران، نوشتن نامه امید، کاشتن گیاه، یا درست کردن یک "جعبه امن".
این اقدامات کودک را از حالت انفعال خارج میکند و به او حس مفید بودن میدهد.
https://t.me/actlearning
تهیه شده توسط: کلینیک روانشناسی پذیرش و تعهد
برقراری ارتباط ایمن و باز با کودک
اجازه دهید کودک احساسات خود (ترس، نگرانی، سردرگمی) را بیان کند.
با زبان ساده و صادقانه، متناسب با سن کودک، درباره آنچه اتفاق میافتد صحبت کنید.
اخبار و اطلاعات نگرانکننده را فیلتر کرده و تنها اطلاعات ضروری را منتقل کنید.
عادیسازی واکنشهای هیجانی کودک
به کودک بگویید که احساس ترس، ناراحتی یا خشم در چنین موقعیتهایی طبیعی است.
به کودکان آموزش دهید که ترس، غم، خشم یا سردرگمی در چنین موقعیت هایی طبیعی هستند و نیازی نیست فوراً از آنها فرار کنند.
به جای اینکه به کودک بگوییم «نترس» یا «گریه نکن»، میتوان گفت: «بیا با ترست کنار هم بشینیم و بهش گوش بدیم»
جملههایی مانند:«خیلی طبیعیه که بترسی؛ همهی آدمها توی این موقعیت همین احساس رو دارن.» «تو تنها نیستی؛ من هم میترسم، ولی با همدیگه قویتریم.»
واکنشهایی مانند شبادراری، چسبندگی به والدین یا پرخاشگری ممکن است بهصورت موقت افزایش یابد و نیاز به درک و حمایت دارد.
محدود کردن مواجهه با تصاویر و اخبار خشونتآمیز
تماشای مداوم اخبار جنگ، تصاویر خشونت یا فاجعه میتواند منجر به ترومای ثانویه در کودکان شود.
از رسانهها هوشمندانه استفاده کنید و اگر کودکان شما صفحه های خبری را دیدند همراه با کودک درباره دیدن هر صحنه گفتوگو کنید.
در صورت امکان، بهرهگیری از مداخلات روانشناختی حمایتی
در صورت مشاهده علائم پایدار مانند کابوسهای مکرر، انزوا، پرخاشگری شدید یا افت تحصیلی، بهتر است با یک روانشناس کودک مشورت شود.
فعالسازی عملهای کوچک و معنادار
حتی در موقعیت بحران، کارهای کوچکی که با ارزشها همخوانند انجام دهید: کمک به دیگران، نوشتن نامه امید، کاشتن گیاه، یا درست کردن یک "جعبه امن".
این اقدامات کودک را از حالت انفعال خارج میکند و به او حس مفید بودن میدهد.
https://t.me/actlearning
Telegram
کلینیک «پذیرش و تعهد»
وب سایت: iranacttherapy.com
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
پیوستن کلینیک روانشناسی پذیرش و تعهد به سامانه رایگان حمایت روانی ۱۴۸۰ سازمان بهزیستی کشور
در پی آغاز جنگ تحمیلی و تجاوز آشکار رژیم صهیونیستی به خاک میهن عزیزمان ایران، کلینیک روانشناسی پذیرش و تعهد در راستای مسئولیت اجتماعی خود و با هدف ارائه حمایت روانی به هموطنان، به سامانه رایگان ۱۴۸۰ سازمان بهزیستی کشور پیوست.
در این شرایط حساس، ارائه خدمات روانشناختی و کاهش فشارهای روانی جامعه، از اهمیت بسزایی برخوردار است. این اقدام در جهت همیاری با مردم و افزایش دسترسی به مشاورههای روانشناسی تخصصی در ایام بحران انجام شده است.
کلینیک پذیرش و تعهد ضمن ابراز قدردانی از تمامی متخصصان و همکارانی که در این مسیر با ما همراه هستند، امیدوار است بتواند نقش مؤثری در ارتقاء سلامت روانی جامعه ایفا کند.
https://t.me/actlearning
در پی آغاز جنگ تحمیلی و تجاوز آشکار رژیم صهیونیستی به خاک میهن عزیزمان ایران، کلینیک روانشناسی پذیرش و تعهد در راستای مسئولیت اجتماعی خود و با هدف ارائه حمایت روانی به هموطنان، به سامانه رایگان ۱۴۸۰ سازمان بهزیستی کشور پیوست.
در این شرایط حساس، ارائه خدمات روانشناختی و کاهش فشارهای روانی جامعه، از اهمیت بسزایی برخوردار است. این اقدام در جهت همیاری با مردم و افزایش دسترسی به مشاورههای روانشناسی تخصصی در ایام بحران انجام شده است.
کلینیک پذیرش و تعهد ضمن ابراز قدردانی از تمامی متخصصان و همکارانی که در این مسیر با ما همراه هستند، امیدوار است بتواند نقش مؤثری در ارتقاء سلامت روانی جامعه ایفا کند.
https://t.me/actlearning
Telegram
کلینیک «پذیرش و تعهد»
وب سایت: iranacttherapy.com
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
شرم ناسالم و مقابله با آن
دکتر پیمان دوستی
شرم از این تصور ناشی می شود که چیزی درباره شما دارای نقص، غیراخلاقی یا ناشایست است. وقتی شرم مزمن است، می تواند شامل این احساس شود که شما اساساً نقص دارید.
شرم زمانی می تواند مشکل ساز شود که ۱) درونی شود یا ۲) منجر به ارزیابی بیش از حد خشن از خود به عنوان یک فرد شود.
این منتقد درونی ممکن است به شما بگوید که فردی بد، یا بی ارزش هستید.
حقیقت این است که هرچقدر هم که عمیقاً احساس شرمندگی میکنید، ربطی به ارزشمندی شما ندارد.
مقابله با شرم
اولین گام برای کنار آمدن با شرم این است که بفهمید موضوع چیست. به جای اجتناب از شرمتان، آن را بررسی کنید. این کار مهم است، زیرا اگر شرم را به خوبی تشخیص ندهید، شفای شرم برای شما غیرممکن خواهد بود.
یکی از راههای تشخیص شرم این است که در موقعیتهای مختلف به احساسات خود توجه کنید. چه زمانی احساس شرم در شما ایجاد می شود؟ وقتی احساس شرم می کنید، چه واکنشی نشان می دهید؟
اکنون که شرم خود را شناسایی و تصدیق کرده اید، زمان آن فرا رسیده است که برای پذیرش شرم خود کار کنید. در حالی که این کار ممکن است غیرقابل تصور باشد، اما برای بهبودی از شرم، لازم است آن احساسات را از دنیای درونی خود بیرون بیاورید و به حیطه آگاهیتان بیاورید.
شرم درباره این نیست که شما چه کسی هستید (مثلاً خوب یا بد هستید). شرم یک تجربه درونی شده در مورد خودتان، برخی از جنبه های شخصیت شما، یا اینکه کسی چگونه با شما رفتار کرده است میباشد و به نوبه خود، احساسی در شما نسبت به خودتان ایجاد کرده است.
برای اینکه فردی ارزشمند باشید نیازی به تغییر خود یا شخصیت خود ندارید. هنگامی که خود را بپذیرید، کمتر احساس شرم خواهید کرد و می توانید به جلو حرکت کنید.
https://t.me/actlearning
دکتر پیمان دوستی
شرم از این تصور ناشی می شود که چیزی درباره شما دارای نقص، غیراخلاقی یا ناشایست است. وقتی شرم مزمن است، می تواند شامل این احساس شود که شما اساساً نقص دارید.
شرم زمانی می تواند مشکل ساز شود که ۱) درونی شود یا ۲) منجر به ارزیابی بیش از حد خشن از خود به عنوان یک فرد شود.
این منتقد درونی ممکن است به شما بگوید که فردی بد، یا بی ارزش هستید.
حقیقت این است که هرچقدر هم که عمیقاً احساس شرمندگی میکنید، ربطی به ارزشمندی شما ندارد.
مقابله با شرم
اولین گام برای کنار آمدن با شرم این است که بفهمید موضوع چیست. به جای اجتناب از شرمتان، آن را بررسی کنید. این کار مهم است، زیرا اگر شرم را به خوبی تشخیص ندهید، شفای شرم برای شما غیرممکن خواهد بود.
یکی از راههای تشخیص شرم این است که در موقعیتهای مختلف به احساسات خود توجه کنید. چه زمانی احساس شرم در شما ایجاد می شود؟ وقتی احساس شرم می کنید، چه واکنشی نشان می دهید؟
اکنون که شرم خود را شناسایی و تصدیق کرده اید، زمان آن فرا رسیده است که برای پذیرش شرم خود کار کنید. در حالی که این کار ممکن است غیرقابل تصور باشد، اما برای بهبودی از شرم، لازم است آن احساسات را از دنیای درونی خود بیرون بیاورید و به حیطه آگاهیتان بیاورید.
شرم درباره این نیست که شما چه کسی هستید (مثلاً خوب یا بد هستید). شرم یک تجربه درونی شده در مورد خودتان، برخی از جنبه های شخصیت شما، یا اینکه کسی چگونه با شما رفتار کرده است میباشد و به نوبه خود، احساسی در شما نسبت به خودتان ایجاد کرده است.
برای اینکه فردی ارزشمند باشید نیازی به تغییر خود یا شخصیت خود ندارید. هنگامی که خود را بپذیرید، کمتر احساس شرم خواهید کرد و می توانید به جلو حرکت کنید.
https://t.me/actlearning
Telegram
کلینیک «پذیرش و تعهد»
وب سایت: iranacttherapy.com
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸