تمایل برای معنا
استیون هیز/ ترجمه: پیمان دوستی
برای انسان، هیچ تمایلی مهمتر از انتخاب آزادانه و دنبال کردن مسیر زندگیاش وجود ندارد. یک حس واضح از معنای خود-هدایت شده، انگیزهای پایدار را برای ما فراهم میکند.
اما ما میتوانیم به راحتی، از آنچه در واقع برای ما معنادار است غافل شویم و به جای آن، اهداف رضایت بخشِ سطحی و سازگار با اجتماع را دنبال کنیم. هر تیکِ ساعت، میتواند ما را با پوچی چنین زندگیای مسخره کند.
ما تمایلهایِ خود را به دلایل مختلف، به مسیری اشتباه سوق میدهیم.
ما به تصوراتمان از خودمان میچسبیم و از رها شدن در مسیر زندگی ترس داریم.
بیشتر از همه، ما به این دلیل که میخواهیم از دردهایی که در گذشته داشتهایم اجتناب کنیم، از ارزشهای واقعی خود دور میشویم.
در اصل، فرهنگ ما به افراد کمک نمیکند تا معنای خاص خود را انتخاب کنند. به جای آن، ما به دنبال کردن چیزهای سطحی که حسی از ارزشمندی را به ما میدهند، تشویق میشویم. ما به سرعت یک حس رضایت خاطر را با معنا اشتباه میگیریم، در نتیجه دستاوردها و چیزهایی را انباشته، و یک لیست طولانی از “نیازها”، طبق دستورات اجتماعی را دنبال میکنیم.
ممکن است این چیزها را واقعا معنادار بدانیم، اما اگر آنها را به خاطر اجتناب از درد، سانسور اجتماعی یا خود-انتقادگری به دلیل عدم موفقیت دنبال کنیم، یک کیسه (ساک) خالی خواهند بود.
چرخش ارزشها به ما اجازه میدهد (امکان میدهد) تا تمایل خود برای معنا را، به سمت فعالیتهایی که واقعا آنها را معنادار میدانیم، سوق دهیم.
https://t.me/actlearning
استیون هیز/ ترجمه: پیمان دوستی
برای انسان، هیچ تمایلی مهمتر از انتخاب آزادانه و دنبال کردن مسیر زندگیاش وجود ندارد. یک حس واضح از معنای خود-هدایت شده، انگیزهای پایدار را برای ما فراهم میکند.
اما ما میتوانیم به راحتی، از آنچه در واقع برای ما معنادار است غافل شویم و به جای آن، اهداف رضایت بخشِ سطحی و سازگار با اجتماع را دنبال کنیم. هر تیکِ ساعت، میتواند ما را با پوچی چنین زندگیای مسخره کند.
ما تمایلهایِ خود را به دلایل مختلف، به مسیری اشتباه سوق میدهیم.
ما به تصوراتمان از خودمان میچسبیم و از رها شدن در مسیر زندگی ترس داریم.
بیشتر از همه، ما به این دلیل که میخواهیم از دردهایی که در گذشته داشتهایم اجتناب کنیم، از ارزشهای واقعی خود دور میشویم.
در اصل، فرهنگ ما به افراد کمک نمیکند تا معنای خاص خود را انتخاب کنند. به جای آن، ما به دنبال کردن چیزهای سطحی که حسی از ارزشمندی را به ما میدهند، تشویق میشویم. ما به سرعت یک حس رضایت خاطر را با معنا اشتباه میگیریم، در نتیجه دستاوردها و چیزهایی را انباشته، و یک لیست طولانی از “نیازها”، طبق دستورات اجتماعی را دنبال میکنیم.
ممکن است این چیزها را واقعا معنادار بدانیم، اما اگر آنها را به خاطر اجتناب از درد، سانسور اجتماعی یا خود-انتقادگری به دلیل عدم موفقیت دنبال کنیم، یک کیسه (ساک) خالی خواهند بود.
چرخش ارزشها به ما اجازه میدهد (امکان میدهد) تا تمایل خود برای معنا را، به سمت فعالیتهایی که واقعا آنها را معنادار میدانیم، سوق دهیم.
https://t.me/actlearning
Telegram
کلینیک «پذیرش و تعهد»
وب سایت: iranacttherapy.com
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
ذهنیتهای طرحوارهای و ارتباط آنها با مایندفولنس و شفقت به خود
ترجمه و تلخیص: دکتر پیمان دوستی
سالگو، باجت و اونکا (۲۰۲۱) مطالعهای بر روی ۲۶۳ نفر از افرادی که دارای مشکلات مربوط به شحصیت بودند انجام دادند. هدف آنها بررسی ارتباط بین تنظیم هیجان، مایندفولنس (ذهن آگاهی/ توجهآگاهی) و شفقت به خود با ذهنیتهای طرحوارهای بود.
آنها (۲۰۲۱) بیان کردند که یافتههای آنها میتواند به درک عمیق تری از مشکلات شخصیت منجر شود و به روان درمانگران در مفهوم سازی آنها برای طراحی مناسبترین مداخلات کمک کند.
مایندفولنس (توجه آگاهی/ ذهن آگاهی) ذهن آگاهی یک حالت ذهنی غیر قضاوتی و متمرکز بر حال است که در آن افکار، ادراکات و احساسات، درست همانطور که هستند و بدون تلاش برای تغییر آنها پذیرفته میشوند و به طور هدفمند مورد توجه قرار می گیرند.
مطالعات نشان میدهند که عدم پذیرش افکار، ادراکات و احساسها، به عنوان یک استراتژی در چندین اختلال مانند اضطراب فراگیر (مک لافلین، مننین و فراچ، ۲۰۰۷)، اختلال پنیک/ حمله وحشتزدگی (تول و رومر، ۲۰۰۷)، اعتیاد به هروئین (تول، شولزینگر، اشمیت، زولنسکی و لژوز، ۲۰۰۷) و اختلال شخصیت مرزی (گراتز، روزنتال، تول و لژوز، ۲۰۰۶) وجود دارند.
سرکوب افکار و احساسها و اجتناب از آنها به عنوان عوامل خطر در ایجاد پریشانی تجربهشده در افسردگی و اختلالات اضطرابی هستند و ممکن است منجر به رفتارهای ناسازگار شوند. رابطه بین سطح سازماندهی شخصیت و علائم مرزی- افسردگی با نشخوار فکری واسطه می شود (کواچ، اشملوفسکی، گالامبوس و گی، ۲۰۲۱).
تحقیقات نشان میدهند که طرحوارههای ناسازگار اولیه با مایندفولنس (توجه آگاهی/ ذهن آگاهی) و شفقت به خود ارتباط منفی دارند (ثیم، ۲۰۱۷).
مطالعه دیگری نشان داد که ارتباط منفی قویای بین مایندفولنس (توجه آگاهی/ ذهن آگاهی) و طرحوارههای ناسازگار اولیه در میان مردان بزرگسالی که به دنبال درمان سوء مصرف مواد هستند وجود دارد (شوری، براسفیلد، اندرسون و استوارت، ۲۰۱۵).
سطوح پایینتر مایندفولنس (توجه آگاهی/ ذهن آگاهی) و شفقت به خود، رابطه بین طرحوارههای ناسازگار اولیه و پریشانی روانشناختی را واسطه میکنند. تأثیر طرحوارههای ناسازگار اولیه بر رفتار توسط ذهنیتهای طرحوارهای واسطه میشود (ویک-هربرینک، برنشتاین، برورز، رولوف، رایکبور و آرنتز، ۲۰۱۸).
بر اساس این یافتهها می توان این فرض را مطرح کرد که فعال سازی ذهنیتهای طرحوارهای با سطح مایندفولنس (توجه آگاهی/ ذهن آگاهی) و شفقت به خود مرتبط است. به طور خاص، ذهنیت بزرگسال سالم همبستگی مثبت و ذهنیتهای طرحوارهای ناسازگار با مایندفولنس (توجه آگاهی/ ذهن آگاهی) و شفقت به خود همبستگی منفی خواهد داشت.
شفقت به خود (خود- شفقت ورزی) به جای داشتن افکار انتقادی و تنبیهی، مدیریت سازگارانه احساسات را تسهیل می کند. علاوه بر این، شفقت به خود و مایندفولنس (توجه آگاهی/ ذهن آگاهی) ما را قادر میسازد که زمینه و رویداد منفی را واقع بینانه تر ببینیم (فینلی جونز، ریس و کین، ۲۰۱۵). ذهنیتهای والد ناکارآمد مانند والد تنبیهگر و والد پر توقع، با خود منزوی کردن و خود قضاوتی مشخص می شود.
فرضیه ما این است که خود شفقت ورزی، حس اشتراک انسانی و مایندفولنس (توجه آگاهی/ ذهن آگاهی) با ذهنیت بزرگسال سالم ارتباط مثبت خواهد داشت، در حالی که خود قضاوتی و انزوا با ذهنیتهای تنبیهی و والد پر توقع ارتباط مثبت خواهند داشت و بالعکس.
https://t.me/actlearning
ترجمه و تلخیص: دکتر پیمان دوستی
سالگو، باجت و اونکا (۲۰۲۱) مطالعهای بر روی ۲۶۳ نفر از افرادی که دارای مشکلات مربوط به شحصیت بودند انجام دادند. هدف آنها بررسی ارتباط بین تنظیم هیجان، مایندفولنس (ذهن آگاهی/ توجهآگاهی) و شفقت به خود با ذهنیتهای طرحوارهای بود.
آنها (۲۰۲۱) بیان کردند که یافتههای آنها میتواند به درک عمیق تری از مشکلات شخصیت منجر شود و به روان درمانگران در مفهوم سازی آنها برای طراحی مناسبترین مداخلات کمک کند.
مایندفولنس (توجه آگاهی/ ذهن آگاهی) ذهن آگاهی یک حالت ذهنی غیر قضاوتی و متمرکز بر حال است که در آن افکار، ادراکات و احساسات، درست همانطور که هستند و بدون تلاش برای تغییر آنها پذیرفته میشوند و به طور هدفمند مورد توجه قرار می گیرند.
مطالعات نشان میدهند که عدم پذیرش افکار، ادراکات و احساسها، به عنوان یک استراتژی در چندین اختلال مانند اضطراب فراگیر (مک لافلین، مننین و فراچ، ۲۰۰۷)، اختلال پنیک/ حمله وحشتزدگی (تول و رومر، ۲۰۰۷)، اعتیاد به هروئین (تول، شولزینگر، اشمیت، زولنسکی و لژوز، ۲۰۰۷) و اختلال شخصیت مرزی (گراتز، روزنتال، تول و لژوز، ۲۰۰۶) وجود دارند.
سرکوب افکار و احساسها و اجتناب از آنها به عنوان عوامل خطر در ایجاد پریشانی تجربهشده در افسردگی و اختلالات اضطرابی هستند و ممکن است منجر به رفتارهای ناسازگار شوند. رابطه بین سطح سازماندهی شخصیت و علائم مرزی- افسردگی با نشخوار فکری واسطه می شود (کواچ، اشملوفسکی، گالامبوس و گی، ۲۰۲۱).
تحقیقات نشان میدهند که طرحوارههای ناسازگار اولیه با مایندفولنس (توجه آگاهی/ ذهن آگاهی) و شفقت به خود ارتباط منفی دارند (ثیم، ۲۰۱۷).
مطالعه دیگری نشان داد که ارتباط منفی قویای بین مایندفولنس (توجه آگاهی/ ذهن آگاهی) و طرحوارههای ناسازگار اولیه در میان مردان بزرگسالی که به دنبال درمان سوء مصرف مواد هستند وجود دارد (شوری، براسفیلد، اندرسون و استوارت، ۲۰۱۵).
سطوح پایینتر مایندفولنس (توجه آگاهی/ ذهن آگاهی) و شفقت به خود، رابطه بین طرحوارههای ناسازگار اولیه و پریشانی روانشناختی را واسطه میکنند. تأثیر طرحوارههای ناسازگار اولیه بر رفتار توسط ذهنیتهای طرحوارهای واسطه میشود (ویک-هربرینک، برنشتاین، برورز، رولوف، رایکبور و آرنتز، ۲۰۱۸).
بر اساس این یافتهها می توان این فرض را مطرح کرد که فعال سازی ذهنیتهای طرحوارهای با سطح مایندفولنس (توجه آگاهی/ ذهن آگاهی) و شفقت به خود مرتبط است. به طور خاص، ذهنیت بزرگسال سالم همبستگی مثبت و ذهنیتهای طرحوارهای ناسازگار با مایندفولنس (توجه آگاهی/ ذهن آگاهی) و شفقت به خود همبستگی منفی خواهد داشت.
شفقت به خود (خود- شفقت ورزی) به جای داشتن افکار انتقادی و تنبیهی، مدیریت سازگارانه احساسات را تسهیل می کند. علاوه بر این، شفقت به خود و مایندفولنس (توجه آگاهی/ ذهن آگاهی) ما را قادر میسازد که زمینه و رویداد منفی را واقع بینانه تر ببینیم (فینلی جونز، ریس و کین، ۲۰۱۵). ذهنیتهای والد ناکارآمد مانند والد تنبیهگر و والد پر توقع، با خود منزوی کردن و خود قضاوتی مشخص می شود.
فرضیه ما این است که خود شفقت ورزی، حس اشتراک انسانی و مایندفولنس (توجه آگاهی/ ذهن آگاهی) با ذهنیت بزرگسال سالم ارتباط مثبت خواهد داشت، در حالی که خود قضاوتی و انزوا با ذهنیتهای تنبیهی و والد پر توقع ارتباط مثبت خواهند داشت و بالعکس.
https://t.me/actlearning
Telegram
کلینیک «پذیرش و تعهد»
وب سایت: iranacttherapy.com
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
هرگاه زندگی ضربه سختی میزند و وقتی تصویر یک رویا قبل از ثبت، از صفحه دیدمان حذف میشود، یعنی همان فقدان، یعنی همان سوگ، یعنی همان از دستدادن. و چقدر کم آمادهایم برای اینکه بتوانیم به ضربه سختی که زندگی به ما میزند، بهترین واکنش یا پاسخ ممکن را بدهیم، تا بدون اینکه با زندگیمان دست به یقه شویم، بدون اینکه از حذف یک برگِ آلبوم زندگیمان عصبانی شویم و کل آلبوم را برگ برگ کنیم، بتوانیم برای ورق زدن آن، بدون آسیب به صفحات دیگر آماده شویم. این کتاب نقطه شروعی است برای آمادگیِ مواجهه با شرایط سخت زندگی، وقتی که زندگی ضربه سختی میزند.
نویسنده: راس هریس (۲۰۲۱)
مترجمان: نرگس حسینی نیا- پیمان دوستی (۱۴۰۱)
سفارش از طریق لینک زیر:
https://iranacttherapy.com/book/shop/
نویسنده: راس هریس (۲۰۲۱)
مترجمان: نرگس حسینی نیا- پیمان دوستی (۱۴۰۱)
سفارش از طریق لینک زیر:
https://iranacttherapy.com/book/shop/
سه نکته برای رویارویی با اختلال شخصیت مرزی
دکتر ملیندا اسمیت و دکتر جین سگال
مترجم: دکتر پیمان دوستی
نکته ۱
بهعنوان یک فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی (BPD)، احتمالاً زمان زیادی را صرف مبارزه با افکار، انگیزهها و احساسات خود کرده باشید، بنابراین پذیرش افکار، احساسها و انگیزهها، میتواند کار سختی باشد. اما پذیرفتن افکار و احساساتتان، به معنای تایید آنها یا تسلیم شدن در برابر رنج نیست. تمام معنایش این است که از تلاش برای مبارزه، اجتناب، سرکوب یا انکار آنچه احساس میکنید دست بردارید. این که به خودتان اجازه دهید این احساسات را داشته باشید، می تواند بسیاری از قدرت آنها را از بین ببرد.
سعی کنید به سادگی احساسات خود را بدون قضاوت یا انتقاد تجربه کنید. گذشته و آینده را رها کنید و منحصراً بر لحظه حال تمرکز کنید. تکنیک های مایندفولنس (توجه آگاهی/ ذهن آگاهی) میتواند در این زمینه بسیار موثر باشد.
با مشاهده هیجانهای خود، انگار که از بیرون آنها را نگاه میکنید، شروع کنید.
به آمدن و رفتن آنها نگاه کنید.
روی حسهای فیزیکیای که با هیجانهای شما همراه هستند، تمرکز کنید.
به خود بگویید اجازه میدهید آنچه در حال حاضر احساس می کنید، همانطور که هست جریان داشته باشد.
همچنین سعی کنید، به شیوههای مختلف خود مراقبتی را دنبال کنید:
از مصرف داروهایی که خلق و خو را تغییر میدهند (مانند مواد مخدر و الکل) خودداری کنید.
داشتن یک رژیم غذایی متعادل و مغذی
داشتن خواب کافی و با کیفیت
ورزش منظم
به حداقل رساندن حضور در موقعیتهایی که استرسهای غیر ضروریای برای شما ایجاد میکنند.
نکته ۲
وقتی احساس می کنید تحت تاثیر احساسات سخت هستید، چه می کنید؟ اینجاست که تکانشگری اختلال شخصیت مرزی (BPD) به وجود میآید. در گرماگرم لحظه، شما آنقدر مستاصل میشوید که هر کاری انجام میدهید، از جمله کارهایی که میدانید نباید انجام دهید. رابطه جنسی، رانندگی خطرناک و نوشیدن الکل. حتی ممکن است احساس کنید که انتخابی ندارید.
مهم است که بدانیم این رفتارهای تکانشی در خدمت هدفی هستند. آنها مکانیسمهایی برای مقابله با پریشانی هستند. آنها به شما احساس بهتری، حتی اگر برای یک لحظه کوتاه باشد، می دهند. اما هزینههای درازمدت آنها بسیار زیاد است.
بازیابی کنترل رفتارتان با یادگیری پذیرش پریشانی شروع میشود. این کلید تغییر الگوهای مخرب اختلال شخصیت مرزی (BPD) است. توانایی پذیرش پریشانی ]انجام ندادن رفتارهایی که موجب کاهش موقتی پریشانی شود[ به شما کمک می کند تا زمانی که میل به عمل تکانهای دارید، اندکی مکث کنید. به جای واکنش سریع به احساسات دشوار با رفتارهای خود ویرانگر، یاد میگیرید که رفتارهای خود ویرانگر را کنار بگذارید و در عین حال کنترل خود را حفظ کنید.
نکته ۳
اگر به اختلال شخصیت مرزی مبتلا هستید، احتمالاً با حفظ روابط پایدار و رضایت بخش با شریک عاطفی، همکاران و دوستان دچار مشکل شدهاید. این موضوع به این دلیل است که در عقب ایستادن و دیدن چیزها از دید دیگران مشکل دارید.
احتمال دارد افکار و احساسات دیگران را اشتباه بخوانید، درک نادرستی از دید دیگران نسبت به خودتان داشته باشید و از تاثیر رفتارتان غافل شوید.
این طور نیست که شما به این موضوع اهمیتی نمیدهید، اما وقتی صحبت از افراد دیگر میشود، نقطه کور بزرگی دارید. شناخت نقطه کور بین فردی خود، اولین قدم است. وقتی از سرزنش دیگران دست بردارید، میتوانید اقداماتی را برای بهبود روابط و مهارتهای اجتماعی خود انجام دهید.
لینک زیر برای مطالعه بیشتر:
https://iranacttherapy.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%b2%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%86%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%b4%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1/
دکتر ملیندا اسمیت و دکتر جین سگال
مترجم: دکتر پیمان دوستی
نکته ۱
بهعنوان یک فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی (BPD)، احتمالاً زمان زیادی را صرف مبارزه با افکار، انگیزهها و احساسات خود کرده باشید، بنابراین پذیرش افکار، احساسها و انگیزهها، میتواند کار سختی باشد. اما پذیرفتن افکار و احساساتتان، به معنای تایید آنها یا تسلیم شدن در برابر رنج نیست. تمام معنایش این است که از تلاش برای مبارزه، اجتناب، سرکوب یا انکار آنچه احساس میکنید دست بردارید. این که به خودتان اجازه دهید این احساسات را داشته باشید، می تواند بسیاری از قدرت آنها را از بین ببرد.
سعی کنید به سادگی احساسات خود را بدون قضاوت یا انتقاد تجربه کنید. گذشته و آینده را رها کنید و منحصراً بر لحظه حال تمرکز کنید. تکنیک های مایندفولنس (توجه آگاهی/ ذهن آگاهی) میتواند در این زمینه بسیار موثر باشد.
با مشاهده هیجانهای خود، انگار که از بیرون آنها را نگاه میکنید، شروع کنید.
به آمدن و رفتن آنها نگاه کنید.
روی حسهای فیزیکیای که با هیجانهای شما همراه هستند، تمرکز کنید.
به خود بگویید اجازه میدهید آنچه در حال حاضر احساس می کنید، همانطور که هست جریان داشته باشد.
همچنین سعی کنید، به شیوههای مختلف خود مراقبتی را دنبال کنید:
از مصرف داروهایی که خلق و خو را تغییر میدهند (مانند مواد مخدر و الکل) خودداری کنید.
داشتن یک رژیم غذایی متعادل و مغذی
داشتن خواب کافی و با کیفیت
ورزش منظم
به حداقل رساندن حضور در موقعیتهایی که استرسهای غیر ضروریای برای شما ایجاد میکنند.
نکته ۲
وقتی احساس می کنید تحت تاثیر احساسات سخت هستید، چه می کنید؟ اینجاست که تکانشگری اختلال شخصیت مرزی (BPD) به وجود میآید. در گرماگرم لحظه، شما آنقدر مستاصل میشوید که هر کاری انجام میدهید، از جمله کارهایی که میدانید نباید انجام دهید. رابطه جنسی، رانندگی خطرناک و نوشیدن الکل. حتی ممکن است احساس کنید که انتخابی ندارید.
مهم است که بدانیم این رفتارهای تکانشی در خدمت هدفی هستند. آنها مکانیسمهایی برای مقابله با پریشانی هستند. آنها به شما احساس بهتری، حتی اگر برای یک لحظه کوتاه باشد، می دهند. اما هزینههای درازمدت آنها بسیار زیاد است.
بازیابی کنترل رفتارتان با یادگیری پذیرش پریشانی شروع میشود. این کلید تغییر الگوهای مخرب اختلال شخصیت مرزی (BPD) است. توانایی پذیرش پریشانی ]انجام ندادن رفتارهایی که موجب کاهش موقتی پریشانی شود[ به شما کمک می کند تا زمانی که میل به عمل تکانهای دارید، اندکی مکث کنید. به جای واکنش سریع به احساسات دشوار با رفتارهای خود ویرانگر، یاد میگیرید که رفتارهای خود ویرانگر را کنار بگذارید و در عین حال کنترل خود را حفظ کنید.
نکته ۳
اگر به اختلال شخصیت مرزی مبتلا هستید، احتمالاً با حفظ روابط پایدار و رضایت بخش با شریک عاطفی، همکاران و دوستان دچار مشکل شدهاید. این موضوع به این دلیل است که در عقب ایستادن و دیدن چیزها از دید دیگران مشکل دارید.
احتمال دارد افکار و احساسات دیگران را اشتباه بخوانید، درک نادرستی از دید دیگران نسبت به خودتان داشته باشید و از تاثیر رفتارتان غافل شوید.
این طور نیست که شما به این موضوع اهمیتی نمیدهید، اما وقتی صحبت از افراد دیگر میشود، نقطه کور بزرگی دارید. شناخت نقطه کور بین فردی خود، اولین قدم است. وقتی از سرزنش دیگران دست بردارید، میتوانید اقداماتی را برای بهبود روابط و مهارتهای اجتماعی خود انجام دهید.
لینک زیر برای مطالعه بیشتر:
https://iranacttherapy.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%b2%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%86%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%b4%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1/
درد و رنج
دکتر جوآن دال/ ترجمه دکتر پیمان دوستی
به نظر میرسد که انسانها بر خلاف حیوانات، قادرند رنج فراوانی تجربه کنند. اگر به حیوانات غذا، گرما، سرپناه و مراقبت داده شود، کاملاً راضی به نظر می رسند، در حالی که از طرف دیگر، انسانها با تجملات بسیار بیشتر، اغلب ناراضی به نظر میرسند.
این پارادوکس رنج بشر را میتوان، با یک مثال از سوئد نشان داد. شهروندان سوئد، از یکی از بالاترین استانداردهای زندگی و بهترین محیطهای کاری در جهان برخوردارند. همه تحت پوشش خدمات بهداشتی رایگان و با کیفیت بالا هستند. تحصیلات عالی، از جمله تحصیل در دانشگاه، برای همه آزاد و رایگان است. در هیچ کجای جهان، تعطیلات بیشتر، هفتههای کاری کوتاهتر، یا مرخصی زایمان با حقوق بیشتر از سوئد وجود ندارد. در عین حال، تعداد کارگران سوئدی که در مرخصی استعلاجی هستند و به دلیل درد مزمن یا اختلالات ناشی از استرس از کار افتاده شدهاند، بیشتر از هر نقطه دیگری در جهان است.
ادامه مطلب در لینک زیر:
https://iranacttherapy.com/%d8%af%d8%b1%d8%af-%d9%88-%d8%b1%d9%86%d8%ac/
دکتر جوآن دال/ ترجمه دکتر پیمان دوستی
به نظر میرسد که انسانها بر خلاف حیوانات، قادرند رنج فراوانی تجربه کنند. اگر به حیوانات غذا، گرما، سرپناه و مراقبت داده شود، کاملاً راضی به نظر می رسند، در حالی که از طرف دیگر، انسانها با تجملات بسیار بیشتر، اغلب ناراضی به نظر میرسند.
این پارادوکس رنج بشر را میتوان، با یک مثال از سوئد نشان داد. شهروندان سوئد، از یکی از بالاترین استانداردهای زندگی و بهترین محیطهای کاری در جهان برخوردارند. همه تحت پوشش خدمات بهداشتی رایگان و با کیفیت بالا هستند. تحصیلات عالی، از جمله تحصیل در دانشگاه، برای همه آزاد و رایگان است. در هیچ کجای جهان، تعطیلات بیشتر، هفتههای کاری کوتاهتر، یا مرخصی زایمان با حقوق بیشتر از سوئد وجود ندارد. در عین حال، تعداد کارگران سوئدی که در مرخصی استعلاجی هستند و به دلیل درد مزمن یا اختلالات ناشی از استرس از کار افتاده شدهاند، بیشتر از هر نقطه دیگری در جهان است.
ادامه مطلب در لینک زیر:
https://iranacttherapy.com/%d8%af%d8%b1%d8%af-%d9%88-%d8%b1%d9%86%d8%ac/
اجتناب تجربهای
مترجم: دکتر پیمان دوستی
اجتناب تجربه ای (EA)/ Experiential Avoidance به طور گسترده به عنوان تلاش برای اجتناب از افکار، احساسات، خاطرات، احساسات فیزیکی و سایر تجربیات درونی، حتی زمانی که اجتناب کردن از این فرایندهای درونی در درازمدت آسیب ایجاد کند، تعریف میشود (هیز، استروسال و ویلسون، ۱۹۹۹).
تصور میشود که فرآیند EA از طریق تقویت منفی حفظ میشود، یعنی در کوتاه مدت تسکین موقت ناراحتی از طریق اجتناب کردن به شیوههای مختلف مانند پرت کردن حواس، مصرف مواد یا الکل، پر خوری و یا کنار کشیدن از موقعیتها حاصل میشود، که در نتیجه احتمال تداوم رفتار اجتنابی حتی در صورتی که در طولانی مدت به شدت این تجارب ناخوشاید اضافه کند، افزایش مییابد. نکته مهم، مفهوم سازی فعلی EA (اجتناب تجربهای) نشان میدهد که این افکار، احساسات و هیجانهای منفی نیستند که مشکل ساز هستند، بلکه نحوه واکنش فرد به آنها است که می تواند مشکلاتی را ایجاد کند.
به طور خاص، تصور می شود عدم تمایل همیشگی و مداوم برای تجربه افکار و احساسات ناراحت کننده (و اجتناب و بازداری مرتبط با این تجربیات) که با طیف گسترده ای از مشکلات مرتبط است (هیز، ویلسون و گیفورد، ۱۹۹۶).
مشکلات مرتبط
پریشانی بخشی جدا نشدنی از زندگی است. بنابراین، اجتناب اغلب تنها یک راه حل موقت است. لذا اجتناب این تصور را تقویت میکند که ناراحتی، پریشانی و اضطراب بد یا خطرناک هستند در حالی که این نوع واکنش ما به آنهاست که برای ما مشکلاتی ایجاد میکند نه خود هیجانهای ناخوشایند به خودی خود.
اجتناب پایدار از افکار و احساسهای ناخوشایند اغلب نیازمند تلاش و انرژی است و تمرکز ما را به فرایندهای مهمتر زندگیمان محدود میکند و موجب میگردد ما همواره تلاش زیادی در جهت اجتناب از این افکار و احساسهای کنیم.
همچنین تلاش برای اجتناب ممکن است مانع دیگر جنبه های مهم و ارزشمند زندگی شود.
ارتباط با کیفیت زندگی
شاید مهمترین تأثیر EA پتانسیل آن برای مختل کردن جنبههای مهم و ارزشمند زندگی یک فرد باشد (هیز و همکاران، ۱۹۹۹). یعنی زمانی که EA به قیمت نادیده گرفتن ارزشهای عمیق یک فرد اتفاق میافتد، مشکلساز دیده میشود. برخی از نمونه ها عبارتند از:
به تعویق انداختن یک کار مهم به دلیل ناراحتی که انجام آن برمی انگیزد.
عدم استفاده از یک فرصت مهم به دلیل تلاش برای جلوگیری از نگرانی از شکست یا ناامیدی همراه آن.
عدم شرکت در فعالیت بدنی/ ورزش، سرگرمیهای معنادار یا سایر فعالیتهای تفریحی به دلیل تلاشی که آنها میخواهند.
اجتناب از برنامههای اجتماعی یا تعامل با دیگران به دلیل اضطراب و افکار منفیای که برمی انگیزند.
شرکت نکردن کامل در برنامههای اجتماعی به دلیل تلاش برای تنظیم اضطراب مربوط به اینکه دیگران چگونه شما را درک میکنند.
ناتوانی در مشارکت کامل در گفتگوهای معنادار با دیگران، زیرا در حال بررسی علائم خطر در محیط است (تلاش برای اجتناب از احساس “ناامنی”).
ناتوانی در “ارتباط” و حفظ یک رابطه نزدیک به دلیل تلاش برای جلوگیری از احساس آسیب پذیری.
ماندن در یک رابطه “بد” برای جلوگیری از ناراحتی، گناه، و احساس تنهایی احتمالی ممکن است منجر به جدایی شود.
از دست دادن ازدواج یا تماس با فرزندان به دلیل عدم تمایل به تجربه احساسات ناراحت کننده
شرکت نکردن در جشن فارغ التحصیلی، عروسی، تشییع جنازه یا سایر رویدادهای خانوادگی برای جلوگیری از اضطراب یا علائم وحشت.
درگیر شدن در رفتارهای خود ویرانگر در تلاش برای جلوگیری از احساس کسالت، پوچی، بی ارزشی.
انجام ندادن مسئولیتهای اساسی (مانند بهداشت شخصی، بیدار شدن از خواب، حضور در محل کار، خرید غذا) به دلیل تلاشی که میخواهند و/یا پریشانی که برمیانگیزد.
Http://actmind.ir
مترجم: دکتر پیمان دوستی
اجتناب تجربه ای (EA)/ Experiential Avoidance به طور گسترده به عنوان تلاش برای اجتناب از افکار، احساسات، خاطرات، احساسات فیزیکی و سایر تجربیات درونی، حتی زمانی که اجتناب کردن از این فرایندهای درونی در درازمدت آسیب ایجاد کند، تعریف میشود (هیز، استروسال و ویلسون، ۱۹۹۹).
تصور میشود که فرآیند EA از طریق تقویت منفی حفظ میشود، یعنی در کوتاه مدت تسکین موقت ناراحتی از طریق اجتناب کردن به شیوههای مختلف مانند پرت کردن حواس، مصرف مواد یا الکل، پر خوری و یا کنار کشیدن از موقعیتها حاصل میشود، که در نتیجه احتمال تداوم رفتار اجتنابی حتی در صورتی که در طولانی مدت به شدت این تجارب ناخوشاید اضافه کند، افزایش مییابد. نکته مهم، مفهوم سازی فعلی EA (اجتناب تجربهای) نشان میدهد که این افکار، احساسات و هیجانهای منفی نیستند که مشکل ساز هستند، بلکه نحوه واکنش فرد به آنها است که می تواند مشکلاتی را ایجاد کند.
به طور خاص، تصور می شود عدم تمایل همیشگی و مداوم برای تجربه افکار و احساسات ناراحت کننده (و اجتناب و بازداری مرتبط با این تجربیات) که با طیف گسترده ای از مشکلات مرتبط است (هیز، ویلسون و گیفورد، ۱۹۹۶).
مشکلات مرتبط
پریشانی بخشی جدا نشدنی از زندگی است. بنابراین، اجتناب اغلب تنها یک راه حل موقت است. لذا اجتناب این تصور را تقویت میکند که ناراحتی، پریشانی و اضطراب بد یا خطرناک هستند در حالی که این نوع واکنش ما به آنهاست که برای ما مشکلاتی ایجاد میکند نه خود هیجانهای ناخوشایند به خودی خود.
اجتناب پایدار از افکار و احساسهای ناخوشایند اغلب نیازمند تلاش و انرژی است و تمرکز ما را به فرایندهای مهمتر زندگیمان محدود میکند و موجب میگردد ما همواره تلاش زیادی در جهت اجتناب از این افکار و احساسهای کنیم.
همچنین تلاش برای اجتناب ممکن است مانع دیگر جنبه های مهم و ارزشمند زندگی شود.
ارتباط با کیفیت زندگی
شاید مهمترین تأثیر EA پتانسیل آن برای مختل کردن جنبههای مهم و ارزشمند زندگی یک فرد باشد (هیز و همکاران، ۱۹۹۹). یعنی زمانی که EA به قیمت نادیده گرفتن ارزشهای عمیق یک فرد اتفاق میافتد، مشکلساز دیده میشود. برخی از نمونه ها عبارتند از:
به تعویق انداختن یک کار مهم به دلیل ناراحتی که انجام آن برمی انگیزد.
عدم استفاده از یک فرصت مهم به دلیل تلاش برای جلوگیری از نگرانی از شکست یا ناامیدی همراه آن.
عدم شرکت در فعالیت بدنی/ ورزش، سرگرمیهای معنادار یا سایر فعالیتهای تفریحی به دلیل تلاشی که آنها میخواهند.
اجتناب از برنامههای اجتماعی یا تعامل با دیگران به دلیل اضطراب و افکار منفیای که برمی انگیزند.
شرکت نکردن کامل در برنامههای اجتماعی به دلیل تلاش برای تنظیم اضطراب مربوط به اینکه دیگران چگونه شما را درک میکنند.
ناتوانی در مشارکت کامل در گفتگوهای معنادار با دیگران، زیرا در حال بررسی علائم خطر در محیط است (تلاش برای اجتناب از احساس “ناامنی”).
ناتوانی در “ارتباط” و حفظ یک رابطه نزدیک به دلیل تلاش برای جلوگیری از احساس آسیب پذیری.
ماندن در یک رابطه “بد” برای جلوگیری از ناراحتی، گناه، و احساس تنهایی احتمالی ممکن است منجر به جدایی شود.
از دست دادن ازدواج یا تماس با فرزندان به دلیل عدم تمایل به تجربه احساسات ناراحت کننده
شرکت نکردن در جشن فارغ التحصیلی، عروسی، تشییع جنازه یا سایر رویدادهای خانوادگی برای جلوگیری از اضطراب یا علائم وحشت.
درگیر شدن در رفتارهای خود ویرانگر در تلاش برای جلوگیری از احساس کسالت، پوچی، بی ارزشی.
انجام ندادن مسئولیتهای اساسی (مانند بهداشت شخصی، بیدار شدن از خواب، حضور در محل کار، خرید غذا) به دلیل تلاشی که میخواهند و/یا پریشانی که برمیانگیزد.
Http://actmind.ir
آیا اختلال شخیص مرزی (BPD) قابل درمان است؟
منبع: BPD Treatments/ ترجمه: دکتر پیمان دوستی
جواب این پرسش که آیا اختلال شخیص مرزی (BPD) قابل درمان است؟، بله میباشد.
اکثر افراد مبتلا به اختلال شخیصت مرزی (BPD) پس از تشخیص و درمان موثر بهبود می یابند. در واقع، تقریباً نیمی از افرادی که BPD تشخیص داده می شود، تنها دو سال بعد معیارهای تشخیص را ندارند. پس از ده سال، ۸۸ درصد از افرادی که زمانی مبتلا به BPD تشخیص داده شده بودند، علائم حاد تکانشگری و تلاش های فعال برای مدیریت مشکلات بین فردی را برطرف می کنند. برخلاف اکثر اختلالات روانپزشکی دیگر، کسانی که از BPD بهبود می یابند معمولا عود نمی کنند.
روان درمانی موثرترین درمان اختلال شخصیت مرزی (BPD) است و ضروری است که فرد مبتلا به درمانگر خود اعتماد داشته باشد و رابطهی خوبی با درمانگر خود داشته باشد. متخصصانی که آموزش دیده اند و در حال ارائه درمان برای افراد مبتلا به BPD هستند، ممکن است از طیف وسیعی از این رویکردهای مختلف استفاده کنند. همه این درمانها نیازمند تعهد و مشارکت طولانی مدت هستند. برخی از این روشها شامل طرحواره درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) هستند.
طرحواره درمانی:
درمان طرحواره محور (SFT) بر این ایده استوار است که BPD از الگوها یا مضامین طولانی مدت تفکر، احساس و رفتار ناشی میشود. SFT بر قاببندی مجدد تصویر خود و طرحوارههای خود شکستدهندهای که موانعی برای دستیابی به اهداف فرد بودهاند، تمرکز دارد. این روش جنبههای روشهای شناختی رفتاری را با سایر اشکال رواندرمانی ترکیب میکند تا الگوهای مثبت و سالم را در زندگی فرد ایجاد کند و در عین حال الگوهای منفی را بشکند.
درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT):
درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) یک درمان مبتنی بر مایندفولنس (ذهن آگاهی/ توجه آگاهی) است که بر سه حوزه مهارت تمرکز دارد: گسلش (فاصله گرفتن از افکار و خنثی کردن اثر افکار بر رفتار)، پذیرش (اجازه دادن به تجربه افکار و احساسها همانطور که هستند بدون تلاش برای خلاصی از افکار) و تماس با لحظه حال (تجربه هرآنچه اکنون رخ میدهد مانند افکار و احساسهایی که در لحظه حضور دارند). ACT به مبتلایان به اختلال شخصیت مرزی (BPD) کمک می کند تا با آگاهی، همهی چیزی که در لحظه رخ میدهد را مشاهده کنند.
Http://actmind.ir
منبع: BPD Treatments/ ترجمه: دکتر پیمان دوستی
جواب این پرسش که آیا اختلال شخیص مرزی (BPD) قابل درمان است؟، بله میباشد.
اکثر افراد مبتلا به اختلال شخیصت مرزی (BPD) پس از تشخیص و درمان موثر بهبود می یابند. در واقع، تقریباً نیمی از افرادی که BPD تشخیص داده می شود، تنها دو سال بعد معیارهای تشخیص را ندارند. پس از ده سال، ۸۸ درصد از افرادی که زمانی مبتلا به BPD تشخیص داده شده بودند، علائم حاد تکانشگری و تلاش های فعال برای مدیریت مشکلات بین فردی را برطرف می کنند. برخلاف اکثر اختلالات روانپزشکی دیگر، کسانی که از BPD بهبود می یابند معمولا عود نمی کنند.
روان درمانی موثرترین درمان اختلال شخصیت مرزی (BPD) است و ضروری است که فرد مبتلا به درمانگر خود اعتماد داشته باشد و رابطهی خوبی با درمانگر خود داشته باشد. متخصصانی که آموزش دیده اند و در حال ارائه درمان برای افراد مبتلا به BPD هستند، ممکن است از طیف وسیعی از این رویکردهای مختلف استفاده کنند. همه این درمانها نیازمند تعهد و مشارکت طولانی مدت هستند. برخی از این روشها شامل طرحواره درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) هستند.
طرحواره درمانی:
درمان طرحواره محور (SFT) بر این ایده استوار است که BPD از الگوها یا مضامین طولانی مدت تفکر، احساس و رفتار ناشی میشود. SFT بر قاببندی مجدد تصویر خود و طرحوارههای خود شکستدهندهای که موانعی برای دستیابی به اهداف فرد بودهاند، تمرکز دارد. این روش جنبههای روشهای شناختی رفتاری را با سایر اشکال رواندرمانی ترکیب میکند تا الگوهای مثبت و سالم را در زندگی فرد ایجاد کند و در عین حال الگوهای منفی را بشکند.
درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT):
درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) یک درمان مبتنی بر مایندفولنس (ذهن آگاهی/ توجه آگاهی) است که بر سه حوزه مهارت تمرکز دارد: گسلش (فاصله گرفتن از افکار و خنثی کردن اثر افکار بر رفتار)، پذیرش (اجازه دادن به تجربه افکار و احساسها همانطور که هستند بدون تلاش برای خلاصی از افکار) و تماس با لحظه حال (تجربه هرآنچه اکنون رخ میدهد مانند افکار و احساسهایی که در لحظه حضور دارند). ACT به مبتلایان به اختلال شخصیت مرزی (BPD) کمک می کند تا با آگاهی، همهی چیزی که در لحظه رخ میدهد را مشاهده کنند.
Http://actmind.ir
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
انواعی از افکار و احساس ها به سراغ ما انسان ها می آیند و ما نمی توانیم انتخاب کنیم برخی از آنها وارد ذهن ما نشوند. ما توانایی انتخاب اینکه برخی از هیجان ها مثل خشم، ترس، غم یا اضطراب به سراغ مان نیاید را نداریم.
درحالی که ما کنترلی بر روی افکار، احساس ها و هیجان های خود نداریم، اما کنترل اعمال و رفتارمان دست ماست.
در این ویدیو، دکتر پیمان دوستی در این خصوص توضیح می دهد.
این ویدیو بر گرفته شده از دکتر راس هریس (۲۰۲۱) می باشد.
Http://actmind.ir
درحالی که ما کنترلی بر روی افکار، احساس ها و هیجان های خود نداریم، اما کنترل اعمال و رفتارمان دست ماست.
در این ویدیو، دکتر پیمان دوستی در این خصوص توضیح می دهد.
این ویدیو بر گرفته شده از دکتر راس هریس (۲۰۲۱) می باشد.
Http://actmind.ir
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خود مراقبتی بر دو اصل مهم تمرکز دارد. اولین تاکید بر این است که گاهی ما به خودمان استراحت دهیم و کارهای غیر ضروری را فعلا کنار بگذاریم و کمی به خودمان استراحت دهیم، چرا که بعد از تجربه یک بحران، ممکن است احساس خستگی و ناتوانی بکنیم. دومین تاکید بر این است که ما کارهای مهم و ضروری زندگی خود را دوباره از سر بگیریم، به اجتماع برگردیم، به محیط کارمان برگردیم، بهداشت خود را رعایت کنیم و به هر آنچه می تواند به سلامتی ما کمک کند، توجه کنیم.
گاهی وقت ها، ما حین بحران یک فرد مراقبت کننده یا شفقت ورز را در کنار خودمان نداریم. در این نقطه ما می توانیم مهارت خود شفقت ورزی را در خودمان پرورش دهیم.
خود شفقت ورزی نیز بر دو نکته مهم تاکید دارد. نکته اول اینکه ما درد خود را تصدیق کنیم و آن را همانطور که هست بپذیریم. نکته دوم اینکه کاری مهربانانه برای خودمان انجام دهیم.
در این ویدیو، دکتر پیمان دوستی در این خصوص توضیح می دهد.
این ویدیو بر گرفته شده از دکتر راس هریس (۲۰۲۱) می باشد.
Http://actmind.ir
گاهی وقت ها، ما حین بحران یک فرد مراقبت کننده یا شفقت ورز را در کنار خودمان نداریم. در این نقطه ما می توانیم مهارت خود شفقت ورزی را در خودمان پرورش دهیم.
خود شفقت ورزی نیز بر دو نکته مهم تاکید دارد. نکته اول اینکه ما درد خود را تصدیق کنیم و آن را همانطور که هست بپذیریم. نکته دوم اینکه کاری مهربانانه برای خودمان انجام دهیم.
در این ویدیو، دکتر پیمان دوستی در این خصوص توضیح می دهد.
این ویدیو بر گرفته شده از دکتر راس هریس (۲۰۲۱) می باشد.
Http://actmind.ir
سه عنصر شفقت ورزی به خود
نویسنده: دکتر کریستین نف
مترجم: دکتر پیمان دوستی
۱) خود- مهربانی.
شفقت ورزی به خود مستلزم این است که وقتی رنج میبریم، شکست میخوریم یا احساس ناکافی بودن میکنیم، به جای نادیده گرفتن دردها یا شلاق زدن به خود با خود- انتقاد گری، نسبت به خودمان گرم و درک کننده باشیم
۲) انسانیت مشترک.
ناامیدی به خاطر نداشتن چیزها دقیقاً آنطور که ما میخواهیم، اغلب با احساس انزوای غیرمنطقی اما فراگیری همراه است- گویی «من» تنها کسی هستم که رنج میبرد یا اشتباه میکند. با این حال همهی انسانها رنج میبرند. خودِ تعریف «انسان» به این معناست که فرد، فانی، آسیب پذیر و ناقص است. بنابراین، شفقت به خود مستلزم تشخیص این است که رنج و نارسایی های شخصی، بخشی از تجربه مشترک انسانهاست چیزی که همهی ما از آن عبور می کنیم، به جای در نظر گرفتن اینکه این چیزی است که فقط برای من اتفاق میافتد.
۳) مایندفولنس (ذهن آگاهی/ توجه آگاهی).
مایندفولنس (ذهن آگاهی/ توجه آگاهی) یک حالت ذهنیِ بدون قضاوت و پذیرش است که در آن فرد افکار و احساسات را همانطور که هستند مشاهده می کند، بدون اینکه سعی در سرکوب یا انکار آنها داشته باشد. ما نمی توانیم درد خود را نادیده بگیریم و در عین حال برای آن احساس شفقت کنیم. در عین حال، مایندفولنس (ذهن آگاهی/ توجه آگاهی) مستلزم این است که ما با افکار و احساسات “شناسایی” نشویم (مترجم: افکار و احساسها را هویت خود در نظر نگیریم)، به طوری که ما را گرفتار واکنش منفی کنند.
Http://actmind.ir
نویسنده: دکتر کریستین نف
مترجم: دکتر پیمان دوستی
۱) خود- مهربانی.
شفقت ورزی به خود مستلزم این است که وقتی رنج میبریم، شکست میخوریم یا احساس ناکافی بودن میکنیم، به جای نادیده گرفتن دردها یا شلاق زدن به خود با خود- انتقاد گری، نسبت به خودمان گرم و درک کننده باشیم
۲) انسانیت مشترک.
ناامیدی به خاطر نداشتن چیزها دقیقاً آنطور که ما میخواهیم، اغلب با احساس انزوای غیرمنطقی اما فراگیری همراه است- گویی «من» تنها کسی هستم که رنج میبرد یا اشتباه میکند. با این حال همهی انسانها رنج میبرند. خودِ تعریف «انسان» به این معناست که فرد، فانی، آسیب پذیر و ناقص است. بنابراین، شفقت به خود مستلزم تشخیص این است که رنج و نارسایی های شخصی، بخشی از تجربه مشترک انسانهاست چیزی که همهی ما از آن عبور می کنیم، به جای در نظر گرفتن اینکه این چیزی است که فقط برای من اتفاق میافتد.
۳) مایندفولنس (ذهن آگاهی/ توجه آگاهی).
مایندفولنس (ذهن آگاهی/ توجه آگاهی) یک حالت ذهنیِ بدون قضاوت و پذیرش است که در آن فرد افکار و احساسات را همانطور که هستند مشاهده می کند، بدون اینکه سعی در سرکوب یا انکار آنها داشته باشد. ما نمی توانیم درد خود را نادیده بگیریم و در عین حال برای آن احساس شفقت کنیم. در عین حال، مایندفولنس (ذهن آگاهی/ توجه آگاهی) مستلزم این است که ما با افکار و احساسات “شناسایی” نشویم (مترجم: افکار و احساسها را هویت خود در نظر نگیریم)، به طوری که ما را گرفتار واکنش منفی کنند.
Http://actmind.ir
خود شفقت ورزی در برابر عزت نفس
نویسنده: دکتر کریستین نف
مترجم: دکتر پیمان دوستی
اگرچه ممکن است شفقت به خود شبیه به عزت نفس به نظر برسد، اما از بسیاری جهات متفاوت هستند. عزت نفس به احساس ارزشمندی، ارزش درک شده، یا اینکه چقدر خودمان را دوست داریم، اشاره دارد. در حالی که بدون شک عزت نفس پایین مشکل ساز است و اغلب منجر به افسردگی و بی انگیزگی میشود، تلاش برای داشتن عزت نفس بالا نیز میتواند مشکل ساز باشد.
در فرهنگ مدرن غربی، عزت نفس اغلب بر این اساس است که چقدر با دیگران متفاوت هستیم و چقدر برجسته یا خاص هستیم. در این فرهنگ، متوسط بودن خیلی مناسب نیست، پس برای اینکه احساس خوبی نسبت به خود داشته باشیم، باید احساسی بالاتر از حد متوسط داشته باشیم. این بدان معنی است که تلاش برای افزایش عزت نفس، ممکن است منجر به رفتار خودشیفته وار شود یا ما را به تحقیر دیگران بکشاند تا احساس بهتری نسبت به خود داشته باشیم.
همچنین در تلاش برای افزایش عزت نفس، ما تمایل پیدا میکنیم نسبت به کسانی که حرفی زدهاند یا کاری انجام دادهاند که به طور بالقوه باعث میشود نسبت به خود احساس بدی داشته باشیم، عصبانی و پرخاشگر شویم.
نیاز به عزت نفس بالا ممکن است ما را تشویق کند که کاستیهای شخصی را نادیده بگیریم، تحریف کنیم یا پنهان کنیم و نتوانیم خودمان را واضح و دقیق ببینیم. در نهایت، عزت نفس ما اغلب به آخرین موفقیت یا شکست ما بستگی دارد، به این معنی که عزت نفس ما بسته به شرایط دائما در حال تغییر و در نوسان است.
بر خلاف عزت نفس، شفقت به خود مبتنی بر خود- ارزیابی نیست. مردم نسبت به خود احساس شفقت می کنند زیرا همهی انسانها سزاوار شفقت و درک هستند، نه به این دلیل که دارای یک سری ویژگیهای خاص هستند (زیبا، باهوش، با استعداد و غیره). این بدان معناست که برای شفقت به خود، نیازی نیست که احساس برتری نسبت به دیگران داشته باشید تا احساس خوبی نسبت به خود پیدا کنید.
همچنین شفقت به خود اجازه میدهد وضوح بیشتری نسبت به خودمان داشته باشیم، زیرا شکستهای شخصی را می توان با مهربانی تصدیق کرد و آنها نیازی به پنهان شدن ندارند. علاوه بر این، شفقت به خود وابسته به شرایط بیرونی نیست، همیشه در دسترس است – به خصوص وقتی که با صورت به زمین می افتید!
تحقیقات نشان میدهد که در مقایسه با عزتنفس، شفقت به خود با انعطافپذیری عاطفی بیشتر، خودپندارههای دقیقتر، رفتارهای مراقبتی در رابطه، و همچنین خودشیفتگی و خشم واکنشی کمتر همراه است.
https://t.me/actlearning
نویسنده: دکتر کریستین نف
مترجم: دکتر پیمان دوستی
اگرچه ممکن است شفقت به خود شبیه به عزت نفس به نظر برسد، اما از بسیاری جهات متفاوت هستند. عزت نفس به احساس ارزشمندی، ارزش درک شده، یا اینکه چقدر خودمان را دوست داریم، اشاره دارد. در حالی که بدون شک عزت نفس پایین مشکل ساز است و اغلب منجر به افسردگی و بی انگیزگی میشود، تلاش برای داشتن عزت نفس بالا نیز میتواند مشکل ساز باشد.
در فرهنگ مدرن غربی، عزت نفس اغلب بر این اساس است که چقدر با دیگران متفاوت هستیم و چقدر برجسته یا خاص هستیم. در این فرهنگ، متوسط بودن خیلی مناسب نیست، پس برای اینکه احساس خوبی نسبت به خود داشته باشیم، باید احساسی بالاتر از حد متوسط داشته باشیم. این بدان معنی است که تلاش برای افزایش عزت نفس، ممکن است منجر به رفتار خودشیفته وار شود یا ما را به تحقیر دیگران بکشاند تا احساس بهتری نسبت به خود داشته باشیم.
همچنین در تلاش برای افزایش عزت نفس، ما تمایل پیدا میکنیم نسبت به کسانی که حرفی زدهاند یا کاری انجام دادهاند که به طور بالقوه باعث میشود نسبت به خود احساس بدی داشته باشیم، عصبانی و پرخاشگر شویم.
نیاز به عزت نفس بالا ممکن است ما را تشویق کند که کاستیهای شخصی را نادیده بگیریم، تحریف کنیم یا پنهان کنیم و نتوانیم خودمان را واضح و دقیق ببینیم. در نهایت، عزت نفس ما اغلب به آخرین موفقیت یا شکست ما بستگی دارد، به این معنی که عزت نفس ما بسته به شرایط دائما در حال تغییر و در نوسان است.
بر خلاف عزت نفس، شفقت به خود مبتنی بر خود- ارزیابی نیست. مردم نسبت به خود احساس شفقت می کنند زیرا همهی انسانها سزاوار شفقت و درک هستند، نه به این دلیل که دارای یک سری ویژگیهای خاص هستند (زیبا، باهوش، با استعداد و غیره). این بدان معناست که برای شفقت به خود، نیازی نیست که احساس برتری نسبت به دیگران داشته باشید تا احساس خوبی نسبت به خود پیدا کنید.
همچنین شفقت به خود اجازه میدهد وضوح بیشتری نسبت به خودمان داشته باشیم، زیرا شکستهای شخصی را می توان با مهربانی تصدیق کرد و آنها نیازی به پنهان شدن ندارند. علاوه بر این، شفقت به خود وابسته به شرایط بیرونی نیست، همیشه در دسترس است – به خصوص وقتی که با صورت به زمین می افتید!
تحقیقات نشان میدهد که در مقایسه با عزتنفس، شفقت به خود با انعطافپذیری عاطفی بیشتر، خودپندارههای دقیقتر، رفتارهای مراقبتی در رابطه، و همچنین خودشیفتگی و خشم واکنشی کمتر همراه است.
https://t.me/actlearning
Telegram
کلینیک «پذیرش و تعهد»
وب سایت: iranacttherapy.com
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
آموزش نوشتن نامه شفقت ورزانه برای خودمان
نویسنده: دکتر پل گیلبرت
مترجم: دکتر پیمان دوستی
نوشتن تجربهها میتواند به ما کمک کند تا با آنها کنار بیاییم. سوال این است که چگونه بنویسیم؟
برای نوشتن یک نامه، باید یاد بگیریم که از یک دیدگاه خاص بنویسیم- و البته در اینجا یادگیری نوشتن برای خودمان از یک دیدگاه شفقتورزانه است که واقعاً کمک میکند.
ما میدانیم که زندگی سخت است. پس در نوشتن نامه سعی میکنیم گرم بوده و قضاوت کننده یا محکوم کننده نباشیم. این بخشی از شماست که نامه را می نویسد. سعی میکنیم این نوع نامه ها را از دیدگاه شفقتورزانه بنویسیم.
تصور کنید خودِشفقتورزتان برای شما نامه می نویسد. گفتگو با او و آنچه به شما خواهد گفت را تصور کنید. در اینجا برخی نمونه های نامه های شفقت ورزانه وجود دارد:
نمونه نامه شماره ۱:
من عزیزم
آنچه بر من گذشت وحشتناک بود و برای هر کسی وحشتناک خواهد بود. این بسیار قابل درک است که چرا چنین احساسی دارم- زمان برد تا بتوانم با این شوک سازگار شوم– واقعاً شوکه هستم. این روی تمام بدنم تأثیر گذاشت- تمام هیجانهایم در هوا پرتاب شد- افکارم هرگز متوقف نمیشوند. اما این موضوع به این دلیل نیست که مشکلی در من وجود دارد، این چیزی است که در موقعیتهای مشابه برای همه اتفاق میافتد- دردناک و دشوار است اما شفقتورزی چنین است که به جای جنگیدن با خودم به خاطر افکار و احساسهایم، یاد بگیرم آنها را بپذیرم. این موضوع سخت است زیرا این کار سخت است (به یاد داشته باشید که باید این موضوع را با مهربانی، درک و لحنی ملایم در ذهن خود بشنوید). با این حال، اکنون فرصتی برای کار کردن در این زمینه دارم و به این فکر میکنم که دوست دارم در آینده چگونه باشم.
نمونه نامه شماره ۲:
(توجه: این نمونه نامه با توجه به مواردی که در کار بالینی با آنها مواجه هستیم، توسط مترجم اضافه شده است و در نمونههای نوشته شده توسط دکتر گیلبرت وجود ندارد)
منِ عزیزم (…. عزیزم./ جای خالی میتواند نام شما باشد)،
میدانم احساسهای سختی را تجربه میکنی. این تقصیر تو نیست که این احساسها بدین شکل به سراغ تو میآیند. آنچه تاکنون بر تو گذشته سخت بوده است و برای هرکسی هم میتواند دشوار باشد. تو در گذشته آسیبهای مختلفی دیدهای و آنچه اکنون در قبال اتفاقهای اخیر تجربه میکنی، میتواند به احساسهایی که در گذشته تجربه کردهای مرتبط باشد. میدانم بابت احساسهای طرد و نادیده گرفته شدنی که اکنون به سراغت آمده است، هیجانهای ناخوشایندی را تجربه میکنی. اکنون دلت میخواهد از همهی اطرافیانت فاصله بگیری و شاید به زیر پتو پنهان شوی. ممکن است این شیوه همان چیزی باشد که به نظرت مناسبترین راه است، درست مانند آنچه در دوران کودکیات انجام میدادی. با این حال، شاید این همان شیوهای نباشد که هم اکنون هم برایت مناسب باشد. من در کنارت خواهم بود و با کمک یکدیگر از آنچه رخ داده است به بهترین شیوهای که برایمان امکان دارد، عبور خواهیم کرد.
https://t.me/actlearning
نویسنده: دکتر پل گیلبرت
مترجم: دکتر پیمان دوستی
نوشتن تجربهها میتواند به ما کمک کند تا با آنها کنار بیاییم. سوال این است که چگونه بنویسیم؟
برای نوشتن یک نامه، باید یاد بگیریم که از یک دیدگاه خاص بنویسیم- و البته در اینجا یادگیری نوشتن برای خودمان از یک دیدگاه شفقتورزانه است که واقعاً کمک میکند.
ما میدانیم که زندگی سخت است. پس در نوشتن نامه سعی میکنیم گرم بوده و قضاوت کننده یا محکوم کننده نباشیم. این بخشی از شماست که نامه را می نویسد. سعی میکنیم این نوع نامه ها را از دیدگاه شفقتورزانه بنویسیم.
تصور کنید خودِشفقتورزتان برای شما نامه می نویسد. گفتگو با او و آنچه به شما خواهد گفت را تصور کنید. در اینجا برخی نمونه های نامه های شفقت ورزانه وجود دارد:
نمونه نامه شماره ۱:
من عزیزم
آنچه بر من گذشت وحشتناک بود و برای هر کسی وحشتناک خواهد بود. این بسیار قابل درک است که چرا چنین احساسی دارم- زمان برد تا بتوانم با این شوک سازگار شوم– واقعاً شوکه هستم. این روی تمام بدنم تأثیر گذاشت- تمام هیجانهایم در هوا پرتاب شد- افکارم هرگز متوقف نمیشوند. اما این موضوع به این دلیل نیست که مشکلی در من وجود دارد، این چیزی است که در موقعیتهای مشابه برای همه اتفاق میافتد- دردناک و دشوار است اما شفقتورزی چنین است که به جای جنگیدن با خودم به خاطر افکار و احساسهایم، یاد بگیرم آنها را بپذیرم. این موضوع سخت است زیرا این کار سخت است (به یاد داشته باشید که باید این موضوع را با مهربانی، درک و لحنی ملایم در ذهن خود بشنوید). با این حال، اکنون فرصتی برای کار کردن در این زمینه دارم و به این فکر میکنم که دوست دارم در آینده چگونه باشم.
نمونه نامه شماره ۲:
(توجه: این نمونه نامه با توجه به مواردی که در کار بالینی با آنها مواجه هستیم، توسط مترجم اضافه شده است و در نمونههای نوشته شده توسط دکتر گیلبرت وجود ندارد)
منِ عزیزم (…. عزیزم./ جای خالی میتواند نام شما باشد)،
میدانم احساسهای سختی را تجربه میکنی. این تقصیر تو نیست که این احساسها بدین شکل به سراغ تو میآیند. آنچه تاکنون بر تو گذشته سخت بوده است و برای هرکسی هم میتواند دشوار باشد. تو در گذشته آسیبهای مختلفی دیدهای و آنچه اکنون در قبال اتفاقهای اخیر تجربه میکنی، میتواند به احساسهایی که در گذشته تجربه کردهای مرتبط باشد. میدانم بابت احساسهای طرد و نادیده گرفته شدنی که اکنون به سراغت آمده است، هیجانهای ناخوشایندی را تجربه میکنی. اکنون دلت میخواهد از همهی اطرافیانت فاصله بگیری و شاید به زیر پتو پنهان شوی. ممکن است این شیوه همان چیزی باشد که به نظرت مناسبترین راه است، درست مانند آنچه در دوران کودکیات انجام میدادی. با این حال، شاید این همان شیوهای نباشد که هم اکنون هم برایت مناسب باشد. من در کنارت خواهم بود و با کمک یکدیگر از آنچه رخ داده است به بهترین شیوهای که برایمان امکان دارد، عبور خواهیم کرد.
https://t.me/actlearning
Telegram
کلینیک «پذیرش و تعهد»
وب سایت: iranacttherapy.com
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
تمرین منتقد، انتقاد شونده و مشاهده گر شفقت ورز (تکنیک صندلی خالی)
نویسنده: دکتر کریستین نف
مترجم: دکتر پیمان دوستی
این تمرین بر اساس گفتگو با چند صندلی است که توسط گشتالت درمانگر، لزلی گرینبرگ مورد مطالعه قرار گرفته است. در این تمرین، مراجعان روی صندلیهای مختلف مینشینند تا به ارتباط با بخشهای مختلف و اغلب متضاد خود کمک کنند و احساس کنند هر جنبه در هر لحظه چگونه است.
برای شروع، سه صندلی خالی را ترجیحا به صورت مثلثی قرار دهید. در مرحله بعد، به موضوعی فکر کنید که شما را آزار می دهد و اغلب باعث انتقاد شدید از خودتان می شود. یک صندلی را به عنوان صدای خودانتقادگر درونی خود، یک صندلی را به عنوان صدای بخشی از خود که احساس می کند مورد قضاوت و انتقاد قرار می گیرد، و یک صندلی را به عنوان صدای ناظر (مشاهده گر) خردمند و شفقت ورز تعیین کنید. شما قرار است هر سه بخش خود را ایفا کنید – شما، شما و شما. ممکن است در ابتدا کمی احمقانه به نظر برسد، اما وقتی واقعاً آزادانه شروع به اجازه دادن به احساسات خود می کنید، ممکن است از آنچه ظاهر می شود، شگفت زده شوید.
در مورد “مسئله” خود فکر کنید و سپس روی صندلی خود انتقادی بنشینید. همانطور که روی صندلی خود می نشینید، آنچه بخش انتقادی شما فکر و احساس می کند را با صدای بلند بیان کنید. به عنوان مثال، “من از این واقعیت که تو قاطع نیستی متنفرم.” به کلمات و لحن صدایی که بخش انتقادگر از خودتان استفاده می کند و همچنین به احساس آن توجه کنید.
بر روی صندلی جنبه ای که مورد انتقاد قرار گرفته است بنشینید. سعی کنید با احساسی که به این شکل مورد انتقاد قرار می گیرید، ارتباط برقرار کنید. سپس احساسات خود را به صورت شفاهی بیان کنید و مستقیماً به منتقد درونی خود پاسخ دهید. به عنوان مثال، “من از شما خیلی آسیب دیده ام” یا “احساس می کنم خیلی حمایتم نمی کنی.” فقط هرچه به ذهنتان میرسد را بیان کنید.
اکنون بر روی صندلی مشاهده گر شفقت ورز بنشینید. از عمیق ترین خرد و بخش مراقبت کننده خود استفاده کنید، سپس منتقد و انتقاد شونده را مورد خطاب قرار دهید. خودِ شفقت ورز شما به منتقدتان چه می گوید، چه بینشی دارد؟ برای مثال، «شبیه مادرم هستی» یا «میبینم که واقعاً میترسی، و سعی میکنی به من کمک کنی تا دچار مشکل نشوم». خودِ شفقت ورز شما به بخش مورد انتقاد واقع شده شما چه می گوید؟ به عنوان مثال، «شنیدن چنین قضاوت سخت روزانه ای، باید بسیار دشوار باشد. می بینم که واقعاً اذیت می شوی» یا «تمام چیزی که می خواهی این است که همانطور که هستی پذیرفته شوی».
پس از پایان گفت و گو (هر زمان که احساس کردید می توانید آن را متوقف کنید)، در مورد آنچه که اتفاق افتاده است فکر کنید. آیا بینش جدیدی در مورد اینکه چگونه با خود رفتار کنید، الگوهای شما از کجا آمدهاند، روشهای جدید برای تفکر در مورد موقعیتی که سازندهتر و حمایتکنندهتر باشد، دارید؟
https://t.me/actlearning
نویسنده: دکتر کریستین نف
مترجم: دکتر پیمان دوستی
این تمرین بر اساس گفتگو با چند صندلی است که توسط گشتالت درمانگر، لزلی گرینبرگ مورد مطالعه قرار گرفته است. در این تمرین، مراجعان روی صندلیهای مختلف مینشینند تا به ارتباط با بخشهای مختلف و اغلب متضاد خود کمک کنند و احساس کنند هر جنبه در هر لحظه چگونه است.
برای شروع، سه صندلی خالی را ترجیحا به صورت مثلثی قرار دهید. در مرحله بعد، به موضوعی فکر کنید که شما را آزار می دهد و اغلب باعث انتقاد شدید از خودتان می شود. یک صندلی را به عنوان صدای خودانتقادگر درونی خود، یک صندلی را به عنوان صدای بخشی از خود که احساس می کند مورد قضاوت و انتقاد قرار می گیرد، و یک صندلی را به عنوان صدای ناظر (مشاهده گر) خردمند و شفقت ورز تعیین کنید. شما قرار است هر سه بخش خود را ایفا کنید – شما، شما و شما. ممکن است در ابتدا کمی احمقانه به نظر برسد، اما وقتی واقعاً آزادانه شروع به اجازه دادن به احساسات خود می کنید، ممکن است از آنچه ظاهر می شود، شگفت زده شوید.
در مورد “مسئله” خود فکر کنید و سپس روی صندلی خود انتقادی بنشینید. همانطور که روی صندلی خود می نشینید، آنچه بخش انتقادی شما فکر و احساس می کند را با صدای بلند بیان کنید. به عنوان مثال، “من از این واقعیت که تو قاطع نیستی متنفرم.” به کلمات و لحن صدایی که بخش انتقادگر از خودتان استفاده می کند و همچنین به احساس آن توجه کنید.
بر روی صندلی جنبه ای که مورد انتقاد قرار گرفته است بنشینید. سعی کنید با احساسی که به این شکل مورد انتقاد قرار می گیرید، ارتباط برقرار کنید. سپس احساسات خود را به صورت شفاهی بیان کنید و مستقیماً به منتقد درونی خود پاسخ دهید. به عنوان مثال، “من از شما خیلی آسیب دیده ام” یا “احساس می کنم خیلی حمایتم نمی کنی.” فقط هرچه به ذهنتان میرسد را بیان کنید.
اکنون بر روی صندلی مشاهده گر شفقت ورز بنشینید. از عمیق ترین خرد و بخش مراقبت کننده خود استفاده کنید، سپس منتقد و انتقاد شونده را مورد خطاب قرار دهید. خودِ شفقت ورز شما به منتقدتان چه می گوید، چه بینشی دارد؟ برای مثال، «شبیه مادرم هستی» یا «میبینم که واقعاً میترسی، و سعی میکنی به من کمک کنی تا دچار مشکل نشوم». خودِ شفقت ورز شما به بخش مورد انتقاد واقع شده شما چه می گوید؟ به عنوان مثال، «شنیدن چنین قضاوت سخت روزانه ای، باید بسیار دشوار باشد. می بینم که واقعاً اذیت می شوی» یا «تمام چیزی که می خواهی این است که همانطور که هستی پذیرفته شوی».
پس از پایان گفت و گو (هر زمان که احساس کردید می توانید آن را متوقف کنید)، در مورد آنچه که اتفاق افتاده است فکر کنید. آیا بینش جدیدی در مورد اینکه چگونه با خود رفتار کنید، الگوهای شما از کجا آمدهاند، روشهای جدید برای تفکر در مورد موقعیتی که سازندهتر و حمایتکنندهتر باشد، دارید؟
https://t.me/actlearning
Telegram
کلینیک «پذیرش و تعهد»
وب سایت: iranacttherapy.com
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
حافظهی بدن (خاطرات بدنی) و یادگیری هیجانی
دکتر پل گیلبرت/ ترجمه: دکتر پیمان دوستی
مغز و بدن ما تنظیم شدهاند تا هیجان ها و خاطرات هیجانی (عاطفی) را یاد بگیریم و بیاموزیم که چطور به چیزها به صورت هیجانی پاسخ دهیم.
شیوه یادگیری واکنش سریع و هیجانی بدنمان به چیزها پیچیده است اما این یادگیری هیجانی تقصیر ما نیست. این موضوع همان چیزی است که به آن حافظه بدن می گوییم، زیرا به صورت خودکار اتفاق می افتد و ما به رویدادهای مختلف گاهی بدون اینکه فرصتی برای فکر کردن داشته باشیم، بر اساس آنچه در گذشته تجربه کرده ایم با یک واکنش عاطفی/ هیجانی به شکل خودکار پاسخ دهیم. بنابراین احساس اضطراب و خشم نیز میتوانند قبل از اینکه شانسی درباره فکر کردن به آن داشته باشیم، اتفاق بیافتند.
احساسها ممکن است زیاد و پیچیده باشند. آنها شبیه حافظههای بدن با احساسهایی هستند که از درون فرد برانگیخته میشوند، زیرا آنها تجربیات اصلی فرد میباشند.
ممکن است برای مقابله با این احساسهای پیچیده، فرد به شیوهای خشمگین واکنش نشان دهد، خود را عقب بکشد یا حتی به خود آسیب برساند، اما میتوانیم ببینیم که این تقصیر او نیست. محزون کننده و غم انگیز است، اما تقصیر او نیست. هیجانهای ما میتوانند در هر لحظهای به سمت ما هجوم بیاورند، زیرا چیزهایی در گذشته وجود دارد.
زمینههای زیادی میتواند در زندگی ما وجود داشته باشد که در آن ما به دلیل شیوهای که مردم با ما رفتار کردهاند یا واکنش نشان داده اند، یاد گرفتهایم سراسیمه، شرمنده یا بیاعتماد شویم.
توجه داشته باشید که ما همچنین میتوانیم یاد بگیریم که با خودمان نامهربان رفتار کنیم. کودکی که اغلب به دلیل اشتباهاتش احمق خوانده میشود، ممکن است با گذشت زمان در صورت مرتکب شدن به اشتباه همین واکنش را نسبت به خود داشته باشد. یعنی احساس کنند که احمق است و به خودش احمق بگوید. این هم نوعی از یادگیری هیجانی است. حتی ممکن است او در ذهن خود “بداند” که احمق نیست، اما هنوز هم به دلیل حافظه هیجانی، آن را احساس میکند. کودکان به این شکل به دنیا نمیآیند؛ مغز آنها فقط در حال تکرار احساسهایی از حافظه و اتخاذ نگرش دیگران است.
https://t.me/actlearning
دکتر پل گیلبرت/ ترجمه: دکتر پیمان دوستی
مغز و بدن ما تنظیم شدهاند تا هیجان ها و خاطرات هیجانی (عاطفی) را یاد بگیریم و بیاموزیم که چطور به چیزها به صورت هیجانی پاسخ دهیم.
شیوه یادگیری واکنش سریع و هیجانی بدنمان به چیزها پیچیده است اما این یادگیری هیجانی تقصیر ما نیست. این موضوع همان چیزی است که به آن حافظه بدن می گوییم، زیرا به صورت خودکار اتفاق می افتد و ما به رویدادهای مختلف گاهی بدون اینکه فرصتی برای فکر کردن داشته باشیم، بر اساس آنچه در گذشته تجربه کرده ایم با یک واکنش عاطفی/ هیجانی به شکل خودکار پاسخ دهیم. بنابراین احساس اضطراب و خشم نیز میتوانند قبل از اینکه شانسی درباره فکر کردن به آن داشته باشیم، اتفاق بیافتند.
احساسها ممکن است زیاد و پیچیده باشند. آنها شبیه حافظههای بدن با احساسهایی هستند که از درون فرد برانگیخته میشوند، زیرا آنها تجربیات اصلی فرد میباشند.
ممکن است برای مقابله با این احساسهای پیچیده، فرد به شیوهای خشمگین واکنش نشان دهد، خود را عقب بکشد یا حتی به خود آسیب برساند، اما میتوانیم ببینیم که این تقصیر او نیست. محزون کننده و غم انگیز است، اما تقصیر او نیست. هیجانهای ما میتوانند در هر لحظهای به سمت ما هجوم بیاورند، زیرا چیزهایی در گذشته وجود دارد.
زمینههای زیادی میتواند در زندگی ما وجود داشته باشد که در آن ما به دلیل شیوهای که مردم با ما رفتار کردهاند یا واکنش نشان داده اند، یاد گرفتهایم سراسیمه، شرمنده یا بیاعتماد شویم.
توجه داشته باشید که ما همچنین میتوانیم یاد بگیریم که با خودمان نامهربان رفتار کنیم. کودکی که اغلب به دلیل اشتباهاتش احمق خوانده میشود، ممکن است با گذشت زمان در صورت مرتکب شدن به اشتباه همین واکنش را نسبت به خود داشته باشد. یعنی احساس کنند که احمق است و به خودش احمق بگوید. این هم نوعی از یادگیری هیجانی است. حتی ممکن است او در ذهن خود “بداند” که احمق نیست، اما هنوز هم به دلیل حافظه هیجانی، آن را احساس میکند. کودکان به این شکل به دنیا نمیآیند؛ مغز آنها فقط در حال تکرار احساسهایی از حافظه و اتخاذ نگرش دیگران است.
https://t.me/actlearning
Telegram
کلینیک «پذیرش و تعهد»
وب سایت: iranacttherapy.com
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
ترن هوایی هیجانی، یک اصطلاح تخصصی نیست
این اصطلاحی است که ما برای توصیف یک وضعیت روانشناختی با ویژگی های زیر استفاده می کنیم:
۱) من اغلب احساس “پوچی” میکنم.
۲) احساسهای من خیلی سریع تغییر میکند و اغلب غم، عصبانیت و اضطراب شدید را تجربه میکنم.
۳) دائماً می ترسم افرادی که به آنها اهمیت میدهم، مرا رها کنند یا ترک کنند.
۴) بیشتر روابط عاشقانهام را شدید، اما بیثبات توصیف میکنم.
۵) احساس من نسبت به افراد زندگیام میتواند از لحظهای به لحظه دیگر به طرز چشمگیری تغییر کند.
۶) اغلب کارهایی را انجام میدهم که میدانم خطرناک یا ناسالم هستند، مانند رانندگی بیاحتیاط، داشتن رابطه جنسی ناایمن، مشروبات الکلی، مصرف مواد مخدر، یا ولخرجی کردن.
۷) من سعی کردهام به خودم صدمه بزنم، رفتارهای خودآزاری مانند بریدن یا تهدید به خودکشی داشته باشم.
۸) وقتی در یک رابطه احساس ناامنی میکنم، تمایل دارم برای نزدیک نگه داشتن طرف مقابل به شدت انتقاد کنم یا حرکات تکانشی انجام دهم.
۹) زمانی که شدت اضطرابمافزایش پیدا میکند، افکار بدبینی یا مشکوک بودن به سراغم میآیند
(اگر با برخی از توصیفهای بالا، احساس نزدیکی میکنید، شرکت در وبینار زندگی با ترن هوایی هیجانی می تواند برایتان مفید باشد)
مدرس: دکتر پیمان دوستی
مخاطب: عمومی
ثبت نام در وبینار (آفلاین) از طریق لینک زیر:
https://iranacttherapy.com/%d9%88%d8%a8%db%8c%d9%86%d8%a7%d8%b1-%d8%a2%d9%81%d9%84%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%aa%d8%b1%d9%86-%d9%87%d9%88%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86/
این اصطلاحی است که ما برای توصیف یک وضعیت روانشناختی با ویژگی های زیر استفاده می کنیم:
۱) من اغلب احساس “پوچی” میکنم.
۲) احساسهای من خیلی سریع تغییر میکند و اغلب غم، عصبانیت و اضطراب شدید را تجربه میکنم.
۳) دائماً می ترسم افرادی که به آنها اهمیت میدهم، مرا رها کنند یا ترک کنند.
۴) بیشتر روابط عاشقانهام را شدید، اما بیثبات توصیف میکنم.
۵) احساس من نسبت به افراد زندگیام میتواند از لحظهای به لحظه دیگر به طرز چشمگیری تغییر کند.
۶) اغلب کارهایی را انجام میدهم که میدانم خطرناک یا ناسالم هستند، مانند رانندگی بیاحتیاط، داشتن رابطه جنسی ناایمن، مشروبات الکلی، مصرف مواد مخدر، یا ولخرجی کردن.
۷) من سعی کردهام به خودم صدمه بزنم، رفتارهای خودآزاری مانند بریدن یا تهدید به خودکشی داشته باشم.
۸) وقتی در یک رابطه احساس ناامنی میکنم، تمایل دارم برای نزدیک نگه داشتن طرف مقابل به شدت انتقاد کنم یا حرکات تکانشی انجام دهم.
۹) زمانی که شدت اضطرابمافزایش پیدا میکند، افکار بدبینی یا مشکوک بودن به سراغم میآیند
(اگر با برخی از توصیفهای بالا، احساس نزدیکی میکنید، شرکت در وبینار زندگی با ترن هوایی هیجانی می تواند برایتان مفید باشد)
مدرس: دکتر پیمان دوستی
مخاطب: عمومی
ثبت نام در وبینار (آفلاین) از طریق لینک زیر:
https://iranacttherapy.com/%d9%88%d8%a8%db%8c%d9%86%d8%a7%d8%b1-%d8%a2%d9%81%d9%84%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%aa%d8%b1%d9%86-%d9%87%d9%88%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86/
پرورش خودِ شفقت ورز
نویسنده: پل گیلبرت/ مترجم: پیمان دوستی
ما از تکهها و قطعات مختلفی ساخته شدهایم. به عنوان مثال، یک بخش خشمگین وجود دارد که میتواند به طرز خاصی فکر، احساس و عمل کند؛ بخش مضطرب که میتواند به طرز خاصی فکر، احساس و عمل کند؛ بخش “مملو از عشق” که میتواند به طرز خاصی فکر، احساس و عمل کند؛ و بخش “سقوط کرده از عشق” که میتواند به طرز خاصی فکر، احساس و عمل کند.
حالا میتوانید مغز خود را مانند یک درخت کریسمس تصور کنید که الگوهای مختلفی را روشن میکند. هنگامی که عصبانی هستید، مغز شما الگوی خاصی را روشن میکند که متفاوت از سایر الگوها مثل الگوی اضطراب، محبت یا آرامش میباشد.
اگرچه برخی الگوها تمایل به منظمتر شدن دارند و میتوانند شدیدتر از سایرین باشند، اما فکر کردن درباره آنچه در ذهنمان میگذرد میتواند مفید باشد- چیزهایی مثل اینکه الگوهای مختلف با قسمتهای مختلفمان پیوند خورده است، نه اینکه هویت ما با یک مورد خاص مشخص شود.
این موضوع مهم است، زیرا میخواهیم قسمت شفقتورز شما یا الگوی شفقتورزیِ درون شما را توسعه دهیم. میتوانیم از این قسمت استفاده کنیم تا بخشهای دیگرتان را بررسی کنیم. به عنوان مثال، چگونه قسمت خودِشفقتورز به قسمتهای خشمگین یا مضطرب، یا بخشی از شما که تقلا میکند زندگیتان و روشی که دوست دارید را کنترل کند، نگاه میکند (یا درباره آن فکر میکند)؟
این به معنای تمرین فکر کردن درباره تصور، و تمرکز بر آن چیزی است که معنای یک فرد شفقتورز به دور از قضاوت کردن را میدهد.
اگر ذهن ما در الگوی اضطراب یا خشم باشد، میتوانیم سعی کنیم به طور آگاهانه روی ایجاد الگوی شفقتورزی متمرکز شویم- به جای اینکه فقط اجازه دهیم الگوی خشم یا اضطراب نشان داده شوند.
بنابراین، خودِشفقتورز بخشی از شما یا الگویی در درون شماست که میخواهیم از طریق تمرین تلاش کنیم آن را توسعه دهیم که در این صورت میتواند برای کنار آمدن با جنبههای دشوارتر خودمان مفید باشد. خودِشفقتورز به شیوهای فکر، احساس و رفتار خواهد کرد که بتواند بیشتر الگوهای خشم و اضطراب شما را خنثی کند.
https://t.me/actlearning
نویسنده: پل گیلبرت/ مترجم: پیمان دوستی
ما از تکهها و قطعات مختلفی ساخته شدهایم. به عنوان مثال، یک بخش خشمگین وجود دارد که میتواند به طرز خاصی فکر، احساس و عمل کند؛ بخش مضطرب که میتواند به طرز خاصی فکر، احساس و عمل کند؛ بخش “مملو از عشق” که میتواند به طرز خاصی فکر، احساس و عمل کند؛ و بخش “سقوط کرده از عشق” که میتواند به طرز خاصی فکر، احساس و عمل کند.
حالا میتوانید مغز خود را مانند یک درخت کریسمس تصور کنید که الگوهای مختلفی را روشن میکند. هنگامی که عصبانی هستید، مغز شما الگوی خاصی را روشن میکند که متفاوت از سایر الگوها مثل الگوی اضطراب، محبت یا آرامش میباشد.
اگرچه برخی الگوها تمایل به منظمتر شدن دارند و میتوانند شدیدتر از سایرین باشند، اما فکر کردن درباره آنچه در ذهنمان میگذرد میتواند مفید باشد- چیزهایی مثل اینکه الگوهای مختلف با قسمتهای مختلفمان پیوند خورده است، نه اینکه هویت ما با یک مورد خاص مشخص شود.
این موضوع مهم است، زیرا میخواهیم قسمت شفقتورز شما یا الگوی شفقتورزیِ درون شما را توسعه دهیم. میتوانیم از این قسمت استفاده کنیم تا بخشهای دیگرتان را بررسی کنیم. به عنوان مثال، چگونه قسمت خودِشفقتورز به قسمتهای خشمگین یا مضطرب، یا بخشی از شما که تقلا میکند زندگیتان و روشی که دوست دارید را کنترل کند، نگاه میکند (یا درباره آن فکر میکند)؟
این به معنای تمرین فکر کردن درباره تصور، و تمرکز بر آن چیزی است که معنای یک فرد شفقتورز به دور از قضاوت کردن را میدهد.
اگر ذهن ما در الگوی اضطراب یا خشم باشد، میتوانیم سعی کنیم به طور آگاهانه روی ایجاد الگوی شفقتورزی متمرکز شویم- به جای اینکه فقط اجازه دهیم الگوی خشم یا اضطراب نشان داده شوند.
بنابراین، خودِشفقتورز بخشی از شما یا الگویی در درون شماست که میخواهیم از طریق تمرین تلاش کنیم آن را توسعه دهیم که در این صورت میتواند برای کنار آمدن با جنبههای دشوارتر خودمان مفید باشد. خودِشفقتورز به شیوهای فکر، احساس و رفتار خواهد کرد که بتواند بیشتر الگوهای خشم و اضطراب شما را خنثی کند.
https://t.me/actlearning
Telegram
کلینیک «پذیرش و تعهد»
وب سایت: iranacttherapy.com
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
۱۰ سپتامبر (۱۹ شهریور) روز جهانی پیشگیری از خودکشی
جمع آوری و ترجمه: پیمان دوستی
خودکشی یک نگرانی عمده برای سلامت عمومی است. در سال ۲۰۲۰، خودکشی دوازدهمین علت اصلی مرگ و میر در ایالات متحده بود که جان بیش از ۴۵۹۰۰ نفر را گرفت.
خودکشی پیچیده و غم انگیز است، اما اغلب قابل پیشگیری است.
دانستن علائم هشدار دهنده خودکشی و نحوه دریافت کمک می تواند به نجات جان انسان ها کمک کند.
{خودکشی} زمانی است که افراد با هدف پایان دادن به زندگیشان، به خود آسیب می رسانند و در نتیجه می میرند.
{اقدام به خودکشی} زمانی است که افراد با هدف پایان دادن به زندگیشان، به خود آسیب می رسانند اما نمی میرند.
هنگام اشاره به خودکشی و اقدام به خودکشی از استفاده از عباراتی مانند “خودکشی موفق” یا “خودکشی ناموفق” خودداری کنید، زیرا این اصطلاحات اغلب دارای معانی منفی هستند.
علائم هشدار دهنده خودکشی
علائم هشدار دهنده مبنی بر اینکه ممکن است فردی در معرض خطر فوری اقدام به خودکشی باشد عبارتند از:
صحبت از اینکه می خواهند بمیرند یا می خواهند خودشان را بکشند
صحبت در مورد احساس پوچی یا ناامیدی یا نداشتن دلیلی برای زندگی کردن
صحبت در مورد احساس به دام افتادن یا احساس اینکه هیچ راه حلی وجود ندارد
احساس درد غیر قابل تحمل عاطفی یا جسمی
صحبت از سربار بودن برای دیگران
کناره گیری از خانواده و دوستان
بخشش اموال مهم
خداحافظی با دوستان و خانواده
سامان دادن ناگهانی به امورشان و کارهایی مانند وصیت کردن
انجام رفتارهای پر خطر که می تواند منجر به مرگ شود، مانند رانندگی بسیار سریع
صحبت کردن درباره مرگ یا فکر کردن به آن
سایر علائم هشداردهنده جدی که ممکن است فردی در معرض خطر اقدام به خودکشی باشد عبارتند از:
نوسانات شدید خلقی که به طور ناگهانی از حالت بسیار غمگین به بسیار آرام یا شاد تغییر می کند
برنامهریزی یا جستجوی راههایی برای خودکشی
صحبت در مورد احساس گناه یا شرم بزرگ
استفاده زیاد از الکل یا مواد مخدر
رفتار مضطرب یا آشفته
تغییر عادات غذایی یا خوابیدن
نشان دادن خشم یا صحبت در مورد انتقام
توجه به این نکته ضروری است که خودکشی یک پاسخ طبیعی به استرس نیست. افکار یا اعمال خودکشی نشانه پریشانی شدید هستند و نباید نادیده گرفته شوند. اگر این علائم هشدار دهنده در مورد شما یا کسی که می شناسید صدق می کند، در اسرع وقت کمک بگیرید، به خصوص اگر این رفتار جدید است یا اخیراً افزایش یافته است.
پنج مرحله وجود دارد که می توانید برای کمک به کسی که درد هیجانی زیادی دارد بردارید:
۱) از او سوال کنید:
“آیا به کشتن خود فکر می کنی؟” این سوال ساده ای نیست، اما مطالعات نشان می دهند که پرسیدن این سوال از افراد در معرض خطر خودکشی باعث افزایش خودکشی یا افکار خودکشی نمی شود.
۲) آنها را ایمن نگه دارید:
کاهش دسترسی افراد دارای افکار خودکشی به اقلام یا مکان های کشنده، بخش مهمی از پیشگیری از خودکشی است. در حالی که این کار همیشه آسان نیست. پرسیدن اینکه آیا فردِ در معرض خطر برنامه ای دارد یا نه و حذف وسایل کشنده، می تواند کمک کنده باشد.
۳) آنجا باشید:
با دقت گوش کنید و بفهمید که فرد چه فکر و احساسی دارد. تحقیقات نشان می دهند که تصدیق و صحبت در مورد افکار خودکشی، افکار خودکشی را افزایش نمیدهد، بلکه آنها را کاهش دهد.
۴) به آنها کمک کنید تا در ارتباط بمانند:
آنها را راهنمایی کنید تا شماره اورژانس (در ایران ۱۱۵) و شماره خطوط بحران (اورژانس اجتماعی در ایران ۱۲۳ و مشاوره تلفنی بهزیستی ۱۴۸۰) را در تلفن خود ذخیره کنند تا در صورت نیاز با آنها تماس بگیرند. همچنین می توانید کمک کنید تا با یک فرد قابل اعتماد مانند یک عضو خانواده، دوست، مشاور معنوی یا متخصص سلامت روان در ارتباط باشند.
۵) در ارتباط بمانید:
حفظ ارتباط پس از یک بحران یا پس از ترخیص از مراقبت می تواند کمک کننده باشد. مطالعات نشان داده است که تعداد مرگ و میرهای خودکشی با پیگیری کاهش می یابد.
https://t.me/actlearning
جمع آوری و ترجمه: پیمان دوستی
خودکشی یک نگرانی عمده برای سلامت عمومی است. در سال ۲۰۲۰، خودکشی دوازدهمین علت اصلی مرگ و میر در ایالات متحده بود که جان بیش از ۴۵۹۰۰ نفر را گرفت.
خودکشی پیچیده و غم انگیز است، اما اغلب قابل پیشگیری است.
دانستن علائم هشدار دهنده خودکشی و نحوه دریافت کمک می تواند به نجات جان انسان ها کمک کند.
{خودکشی} زمانی است که افراد با هدف پایان دادن به زندگیشان، به خود آسیب می رسانند و در نتیجه می میرند.
{اقدام به خودکشی} زمانی است که افراد با هدف پایان دادن به زندگیشان، به خود آسیب می رسانند اما نمی میرند.
هنگام اشاره به خودکشی و اقدام به خودکشی از استفاده از عباراتی مانند “خودکشی موفق” یا “خودکشی ناموفق” خودداری کنید، زیرا این اصطلاحات اغلب دارای معانی منفی هستند.
علائم هشدار دهنده خودکشی
علائم هشدار دهنده مبنی بر اینکه ممکن است فردی در معرض خطر فوری اقدام به خودکشی باشد عبارتند از:
صحبت از اینکه می خواهند بمیرند یا می خواهند خودشان را بکشند
صحبت در مورد احساس پوچی یا ناامیدی یا نداشتن دلیلی برای زندگی کردن
صحبت در مورد احساس به دام افتادن یا احساس اینکه هیچ راه حلی وجود ندارد
احساس درد غیر قابل تحمل عاطفی یا جسمی
صحبت از سربار بودن برای دیگران
کناره گیری از خانواده و دوستان
بخشش اموال مهم
خداحافظی با دوستان و خانواده
سامان دادن ناگهانی به امورشان و کارهایی مانند وصیت کردن
انجام رفتارهای پر خطر که می تواند منجر به مرگ شود، مانند رانندگی بسیار سریع
صحبت کردن درباره مرگ یا فکر کردن به آن
سایر علائم هشداردهنده جدی که ممکن است فردی در معرض خطر اقدام به خودکشی باشد عبارتند از:
نوسانات شدید خلقی که به طور ناگهانی از حالت بسیار غمگین به بسیار آرام یا شاد تغییر می کند
برنامهریزی یا جستجوی راههایی برای خودکشی
صحبت در مورد احساس گناه یا شرم بزرگ
استفاده زیاد از الکل یا مواد مخدر
رفتار مضطرب یا آشفته
تغییر عادات غذایی یا خوابیدن
نشان دادن خشم یا صحبت در مورد انتقام
توجه به این نکته ضروری است که خودکشی یک پاسخ طبیعی به استرس نیست. افکار یا اعمال خودکشی نشانه پریشانی شدید هستند و نباید نادیده گرفته شوند. اگر این علائم هشدار دهنده در مورد شما یا کسی که می شناسید صدق می کند، در اسرع وقت کمک بگیرید، به خصوص اگر این رفتار جدید است یا اخیراً افزایش یافته است.
پنج مرحله وجود دارد که می توانید برای کمک به کسی که درد هیجانی زیادی دارد بردارید:
۱) از او سوال کنید:
“آیا به کشتن خود فکر می کنی؟” این سوال ساده ای نیست، اما مطالعات نشان می دهند که پرسیدن این سوال از افراد در معرض خطر خودکشی باعث افزایش خودکشی یا افکار خودکشی نمی شود.
۲) آنها را ایمن نگه دارید:
کاهش دسترسی افراد دارای افکار خودکشی به اقلام یا مکان های کشنده، بخش مهمی از پیشگیری از خودکشی است. در حالی که این کار همیشه آسان نیست. پرسیدن اینکه آیا فردِ در معرض خطر برنامه ای دارد یا نه و حذف وسایل کشنده، می تواند کمک کنده باشد.
۳) آنجا باشید:
با دقت گوش کنید و بفهمید که فرد چه فکر و احساسی دارد. تحقیقات نشان می دهند که تصدیق و صحبت در مورد افکار خودکشی، افکار خودکشی را افزایش نمیدهد، بلکه آنها را کاهش دهد.
۴) به آنها کمک کنید تا در ارتباط بمانند:
آنها را راهنمایی کنید تا شماره اورژانس (در ایران ۱۱۵) و شماره خطوط بحران (اورژانس اجتماعی در ایران ۱۲۳ و مشاوره تلفنی بهزیستی ۱۴۸۰) را در تلفن خود ذخیره کنند تا در صورت نیاز با آنها تماس بگیرند. همچنین می توانید کمک کنید تا با یک فرد قابل اعتماد مانند یک عضو خانواده، دوست، مشاور معنوی یا متخصص سلامت روان در ارتباط باشند.
۵) در ارتباط بمانید:
حفظ ارتباط پس از یک بحران یا پس از ترخیص از مراقبت می تواند کمک کننده باشد. مطالعات نشان داده است که تعداد مرگ و میرهای خودکشی با پیگیری کاهش می یابد.
https://t.me/actlearning
Telegram
کلینیک «پذیرش و تعهد»
وب سایت: iranacttherapy.com
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
نقش قربانی: چگونه از نقش قربانی خارج شویم؟
ترجمه و خلاصه: دکتر پیمان دوستی
بازیگر نقش قربانی، فردی است که در مقصر دانستن دیگران حرفهای است یا همیشه خود را به عنوان کسی که رنج میکشد به تصویر می کشد. او خود را در نقش قربانی قرار میدهد. این نقش ظاهرا راحت است، اما می تواند خطرناک هم باشد.
اگر نقش یک قربانی را به عهده بگیرید، مسئولیت را از خود دور می کنید. اشتباه کردید؟ البته این تقصیر شما نیست، بلکه تقصیر شخص دیگری است که کارهای مقدماتی را بد انجام داده یا حواس شما را پرت کرده است. اگر اتفاق بدی برای شما بیفتد، مطمئناً شما به دنبال عیب در خودتان نیستید، بلکه همه چیز را به گردن شرایط بیرونی می اندازید.
کنار زدن مسئولیت تنها نشانه بودن در نقش قربانی نیست.
ما ۱۰ علامت دیگر را برای شما جمع آوری کرده ایم!
۱) احساس می کنید که مورد بی عدالتی یا محرومیت قرار گرفته اید، زیرا نمی بینید که دیگران برای چیزهایی که شما ندارید سخت کار و تلاش کردهاند، پس بابت آنکه آنها را ندارید، خود را قربانی بی عدالتی و محرومیت میدانید.
۲) حاضر نیستید برای بهبود وضعیت خود چیزی را تغییر دهید یا تغییر کنید، اما منتظر هستید تا اتفاقاتی برای شما بیفتد.
۳) تقریباً دائما ناراضی هستید و اغلب در مورد چیزهای مربوط به خود ناله می کنید یا غر میزنید.
۴) دیگران را از نظر عاطفی تحریک میکنید و به آنها احساس گناه میدهید تا از شما حمایت کنند و حسن نیت خاصی نشان دهند.
۵) همیشه یک بهانه جدید می آورید.
۶) نمی توانید مسئولیت رفتارهای زندگی خود را بپذیرید.
۷) حتی با کوچکترین انتقادی احساس می کنید که مورد حمله قرار گرفتهاید و به سرعت در دلسوزی برای خودتان فرو میروید.
۸) نمی توانید خواستهها یا منافع خودتان را مطرح کنید، بنابراین به نقش قربانی پناه ببرید تا حداقل همدردی جلب کنید.
۹) عدم اعتماد به نفس زیرا به شفقت دیگران می چسبید.
۱۰) تمایل به خودخواهی داشته باشید و به نقش قربانی بروید تا بتوانید به آنچه می خواهید برسید.
از نقش قربانی خارج شوید!
۱) از نقش خود آگاه شوید
مغز انسان در سرکوب برخی چیزها حرفه ای است، زیرا می خواهد از ما محافظت کند. متأسفانه، این توانایی همیشه مفید نیست، زیرا ممکن است حتی متوجه نشوید که چقدر خود را در نقش قربانی گم کرده اید.
۲) مزایای رها کردن نقش قربانی را بشناسید
راحت بودن همیشه به معنای خوب بودن نیست. مطمئناً، تغییر سریع به نقش قربانی هنگام بروز مشکلات و فرار از مسئولیت آنها آسان است. اما این کار آنها را حل نمی کند.
آیا ترجیح نمی دهید همه چیز را به دست خود بگیرید و زندگی ای را که همیشه می خواستید شکل دهید؟
۳) عزت نفس خود را تقویت کنید
اگر مدام در نقش قربانی فرار می کنید، کمی عزت نفس مقصر است. هر فردی دارای نقاط قوت بسیار خاصی است. شما قبلاً به موفقیت های زیادی در زندگی خود رسیده اید. تنها مشکل این است که شما حتی از آن آگاه نیستید. بنابراین یک قلم و کاغذ در دست بگیرید، تمام موانعی را که قبلاً در زندگی خود بر طرف کرده اید بنویسید و به خود نشان دهید که قبلا کارهایی را انجام دادهاید.
۴) از یک منظر جدید به زندگی خود نگاه کنید
این ویژگی افرادی است که بارها و بارها خود را در نقش قربانی قرار می دهند که همیشه در همه چیز فقط منفی می بینند. با این حال، در بیشتر موارد، این اتفاق بدون هیچ دلیلی رخ می دهد. آنها از روی عادت محض وارد نقش قربانی می شوند، حتی اگر این کار اصلاً برایشان مفید نباشد.
۵) رها کردن را یاد بگیرید
چیزهایی در زندگی وجود دارد که هیچ کس به سادگی نمی تواند آنها را کنترل کند. بله، پذیرش این واقعیت سخت است.
بنابراین سوال این است که چگونه با آن برخورد می کنید. آیا اجازه میدهید که شما را پایین بیاورد و بارها و بارها به نقش قربانی فرار کنید یا شرایط اطراف آن را تغییر میدهید و فقط از آن بهترین استفاده را میکنید؟
https://t.me/actlearning
ترجمه و خلاصه: دکتر پیمان دوستی
بازیگر نقش قربانی، فردی است که در مقصر دانستن دیگران حرفهای است یا همیشه خود را به عنوان کسی که رنج میکشد به تصویر می کشد. او خود را در نقش قربانی قرار میدهد. این نقش ظاهرا راحت است، اما می تواند خطرناک هم باشد.
اگر نقش یک قربانی را به عهده بگیرید، مسئولیت را از خود دور می کنید. اشتباه کردید؟ البته این تقصیر شما نیست، بلکه تقصیر شخص دیگری است که کارهای مقدماتی را بد انجام داده یا حواس شما را پرت کرده است. اگر اتفاق بدی برای شما بیفتد، مطمئناً شما به دنبال عیب در خودتان نیستید، بلکه همه چیز را به گردن شرایط بیرونی می اندازید.
کنار زدن مسئولیت تنها نشانه بودن در نقش قربانی نیست.
ما ۱۰ علامت دیگر را برای شما جمع آوری کرده ایم!
۱) احساس می کنید که مورد بی عدالتی یا محرومیت قرار گرفته اید، زیرا نمی بینید که دیگران برای چیزهایی که شما ندارید سخت کار و تلاش کردهاند، پس بابت آنکه آنها را ندارید، خود را قربانی بی عدالتی و محرومیت میدانید.
۲) حاضر نیستید برای بهبود وضعیت خود چیزی را تغییر دهید یا تغییر کنید، اما منتظر هستید تا اتفاقاتی برای شما بیفتد.
۳) تقریباً دائما ناراضی هستید و اغلب در مورد چیزهای مربوط به خود ناله می کنید یا غر میزنید.
۴) دیگران را از نظر عاطفی تحریک میکنید و به آنها احساس گناه میدهید تا از شما حمایت کنند و حسن نیت خاصی نشان دهند.
۵) همیشه یک بهانه جدید می آورید.
۶) نمی توانید مسئولیت رفتارهای زندگی خود را بپذیرید.
۷) حتی با کوچکترین انتقادی احساس می کنید که مورد حمله قرار گرفتهاید و به سرعت در دلسوزی برای خودتان فرو میروید.
۸) نمی توانید خواستهها یا منافع خودتان را مطرح کنید، بنابراین به نقش قربانی پناه ببرید تا حداقل همدردی جلب کنید.
۹) عدم اعتماد به نفس زیرا به شفقت دیگران می چسبید.
۱۰) تمایل به خودخواهی داشته باشید و به نقش قربانی بروید تا بتوانید به آنچه می خواهید برسید.
از نقش قربانی خارج شوید!
۱) از نقش خود آگاه شوید
مغز انسان در سرکوب برخی چیزها حرفه ای است، زیرا می خواهد از ما محافظت کند. متأسفانه، این توانایی همیشه مفید نیست، زیرا ممکن است حتی متوجه نشوید که چقدر خود را در نقش قربانی گم کرده اید.
۲) مزایای رها کردن نقش قربانی را بشناسید
راحت بودن همیشه به معنای خوب بودن نیست. مطمئناً، تغییر سریع به نقش قربانی هنگام بروز مشکلات و فرار از مسئولیت آنها آسان است. اما این کار آنها را حل نمی کند.
آیا ترجیح نمی دهید همه چیز را به دست خود بگیرید و زندگی ای را که همیشه می خواستید شکل دهید؟
۳) عزت نفس خود را تقویت کنید
اگر مدام در نقش قربانی فرار می کنید، کمی عزت نفس مقصر است. هر فردی دارای نقاط قوت بسیار خاصی است. شما قبلاً به موفقیت های زیادی در زندگی خود رسیده اید. تنها مشکل این است که شما حتی از آن آگاه نیستید. بنابراین یک قلم و کاغذ در دست بگیرید، تمام موانعی را که قبلاً در زندگی خود بر طرف کرده اید بنویسید و به خود نشان دهید که قبلا کارهایی را انجام دادهاید.
۴) از یک منظر جدید به زندگی خود نگاه کنید
این ویژگی افرادی است که بارها و بارها خود را در نقش قربانی قرار می دهند که همیشه در همه چیز فقط منفی می بینند. با این حال، در بیشتر موارد، این اتفاق بدون هیچ دلیلی رخ می دهد. آنها از روی عادت محض وارد نقش قربانی می شوند، حتی اگر این کار اصلاً برایشان مفید نباشد.
۵) رها کردن را یاد بگیرید
چیزهایی در زندگی وجود دارد که هیچ کس به سادگی نمی تواند آنها را کنترل کند. بله، پذیرش این واقعیت سخت است.
بنابراین سوال این است که چگونه با آن برخورد می کنید. آیا اجازه میدهید که شما را پایین بیاورد و بارها و بارها به نقش قربانی فرار کنید یا شرایط اطراف آن را تغییر میدهید و فقط از آن بهترین استفاده را میکنید؟
https://t.me/actlearning
Telegram
کلینیک «پذیرش و تعهد»
وب سایت: iranacttherapy.com
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰
موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱
تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸
کارگاه آموزش نگارش پروپزال/ پایان نامه
ویژه دانشجویان روانشناسی و مشاوره
مدرس: دکتر پیمان دوستی
(حضوری/ آنلاین)
در این دوره به شکل گام به گام، فرایندهای نگارش یک پیشنهاد طرح پژوهشی (پروپزال)، پایان نامه، شیوههای سرچ مقالات و منبع نویسی را فرا میگیرید.
توجه ۱: با توجه به عملی بودن برخی قسمتهای کارگاه، همراه داشتن لپ تاپ به یادگیری بیشتر شما کمک خواهد کرد.
توجه ۲: این دوره برای پژوهش های کمی است و پژوهش های کیفی را شامل نمی شود.
توجه ۳: آموزش روشهای آماری و نرم افزار SPSS جز تعهدات این دوره نمیباشد.
مدت دوره: ۲۰ ساعت
زمان: جمعهها از ساعت ۱۰ الی ۱۵
شروع دوره: از ۲۶ آبان
ثبت نام از طریق لینک زیر:
https://iranacttherapy.com/%d8%ab%d8%a8%d8%aa-%d9%86%d8%a7%d9%85-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%be%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%be%d8%b1%d9%88%d9%be%d8%b2%d8%a7%d9%84-%d9%86%d9%88/
ویژه دانشجویان روانشناسی و مشاوره
مدرس: دکتر پیمان دوستی
(حضوری/ آنلاین)
در این دوره به شکل گام به گام، فرایندهای نگارش یک پیشنهاد طرح پژوهشی (پروپزال)، پایان نامه، شیوههای سرچ مقالات و منبع نویسی را فرا میگیرید.
توجه ۱: با توجه به عملی بودن برخی قسمتهای کارگاه، همراه داشتن لپ تاپ به یادگیری بیشتر شما کمک خواهد کرد.
توجه ۲: این دوره برای پژوهش های کمی است و پژوهش های کیفی را شامل نمی شود.
توجه ۳: آموزش روشهای آماری و نرم افزار SPSS جز تعهدات این دوره نمیباشد.
مدت دوره: ۲۰ ساعت
زمان: جمعهها از ساعت ۱۰ الی ۱۵
شروع دوره: از ۲۶ آبان
ثبت نام از طریق لینک زیر:
https://iranacttherapy.com/%d8%ab%d8%a8%d8%aa-%d9%86%d8%a7%d9%85-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%be%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%be%d8%b1%d9%88%d9%be%d8%b2%d8%a7%d9%84-%d9%86%d9%88/
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آیا اینکه ما افکار و هیجانهای ناخوشایندی داریم، تقصیر ماست؟
بدن و مغز ما طی سالها تکامل پیدا کرده است تا با انواعی از افکار و هیجانها، بقای ما را حفظ کند.
اگر ما درک بهتری از افکار و هیجانهایمان داشته باشیم، مبارزه با آنها را کنار میگذاریم، پذیرش بیشتری به خودمان خواهیم داشت و با شفقت بیشتری با خودمان رفتار خواهیم کرد.
https://t.me/actlearning
بدن و مغز ما طی سالها تکامل پیدا کرده است تا با انواعی از افکار و هیجانها، بقای ما را حفظ کند.
اگر ما درک بهتری از افکار و هیجانهایمان داشته باشیم، مبارزه با آنها را کنار میگذاریم، پذیرش بیشتری به خودمان خواهیم داشت و با شفقت بیشتری با خودمان رفتار خواهیم کرد.
https://t.me/actlearning
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سخنرانی دکتر پیمان دوستی در خصوص گسست اتحاد درمانی
سومین همایش ملی و اولین همایش بین المللی پژوهش و نوآوری در روانشناسی
یا نگاهی ویژه بر درمانهای فراتشخیصی
https://t.me/actlearning
سومین همایش ملی و اولین همایش بین المللی پژوهش و نوآوری در روانشناسی
یا نگاهی ویژه بر درمانهای فراتشخیصی
https://t.me/actlearning