Forwarded from • 𝘉𝘶𝘯𝘤𝘩 𝘰𝘧 𝘑𝘶𝘴𝘮𝘪𝘯𝘦 ; (𝗮𝙩𝗹𝗮𝘀)
"23 دسامبر 2021
پسر زیبای من در برف زیبا. بیشتر از دیروز و کمتر از فردا دوستش دارم
"BC.yoongi
#دفترچه_خاطرات_اسپرینگ_دی
#آلبوم_عکس_اسپرینگ_دی #SD
Forwarded from • 𝘉𝘶𝘯𝘤𝘩 𝘰𝘧 𝘑𝘶𝘴𝘮𝘪𝘯𝘦 ; (𝗮𝙩𝗹𝗮𝘀)
بیست و سوم دسامبر سال 2021
من و آجوشی جذابم رفتیم تو کلبه وسکس کردیم.
شب دراز وخشنی بود ولی دوست پسرم ازم مراقبت کرد.
_Minie
#دفترچه_خاطرات_اسپرینگ_دی
#آلبوم_عکس_اسپرینگ_دی #SD
Forwarded from • 𝘉𝘶𝘯𝘤𝘩 𝘰𝘧 𝘑𝘶𝘴𝘮𝘪𝘯𝘦 ; (𝘢)
اول از همه بیاید با ماهی "کوی" که یک نوع ماهی ژاپنیه آشنا بشیم!
توی فرهنگ های مختلف، این نوع از ماهی ها معنای متفاوتی رو حامل اند. همچنین بسته به رنگشون، مفهمشون از هم متمایز میشه.
ماهی کوی سفید یا گلبهی رنگ که -میتونه خیلی کمیاب باشه- نماد پاکی، معصومیت و بی گناهیه و اغلب به آرامش، کیفیت زندگی و بالانس کردنش وابستهاس.
همچنین به معنای تولدی دوباره، آغازی جدید و انتقال به یک صفحه نو در زندگی اشاره داره.
در کل ماهی کوی سفید سمبلی از مثبت اندیشی و مثبت زیستن رو انعکاس میده.
#SD #information
توی فرهنگ های مختلف، این نوع از ماهی ها معنای متفاوتی رو حامل اند. همچنین بسته به رنگشون، مفهمشون از هم متمایز میشه.
ماهی کوی سفید یا گلبهی رنگ که -میتونه خیلی کمیاب باشه- نماد پاکی، معصومیت و بی گناهیه و اغلب به آرامش، کیفیت زندگی و بالانس کردنش وابستهاس.
همچنین به معنای تولدی دوباره، آغازی جدید و انتقال به یک صفحه نو در زندگی اشاره داره.
در کل ماهی کوی سفید سمبلی از مثبت اندیشی و مثبت زیستن رو انعکاس میده.
#SD #information
Forwarded from • 𝘉𝘶𝘯𝘤𝘩 𝘰𝘧 𝘑𝘶𝘴𝘮𝘪𝘯𝘦 ; (𝘢)
و حالا سیلویا... شاید این اسم رو شنیده باشید. ولی تا حالا راجب معناش هم چیزی شنیدید؟
سیلویا یک اسم زنانهست که از لاتین به معنای "جنگل" گرفته شده. همچنین با خدای رومی "سیلوانوس" که خدای جنگل ها و زمین های غیرقابل کشت بود هم مرتبطه.. تو یک سری از فرهنگ ها، نام سیلویا نماد زیبایی، لطف و قدرت معنی میشه و در کل منعکس کننده لطافت و قدرتمند بودن که دو شاخصه کاملا جدا هستن، هست.
#SD #information
سیلویا یک اسم زنانهست که از لاتین به معنای "جنگل" گرفته شده. همچنین با خدای رومی "سیلوانوس" که خدای جنگل ها و زمین های غیرقابل کشت بود هم مرتبطه.. تو یک سری از فرهنگ ها، نام سیلویا نماد زیبایی، لطف و قدرت معنی میشه و در کل منعکس کننده لطافت و قدرتمند بودن که دو شاخصه کاملا جدا هستن، هست.
#SD #information
Forwarded from • 𝘉𝘶𝘯𝘤𝘩 𝘰𝘧 𝘑𝘶𝘴𝘮𝘪𝘯𝘦 ; (𝘢)
و حالا همه ی اینها چه ربطی بهم دارن؟
اگه به صورت کلی بخوایم تمام این مفاهیم رو به دن ارتباط بدیم، متوجه میشیم که سیلویا درواقع برای دن، بازتابی از جیمینه. این چیزیه که من با توجه بهش، قسمت پانزدهم رو نوشتم. ممکنه شما ایده های ارزشمند دیگه ای داشته باشید.
سیلویا، پاک، معصوم و قدرتمنده. دقیقا جوری که جیمین هست. جیمین بی نهایت پاک و بی گناهه و قدرت خیلی زیادی نسبت به دن داره. نه از لحاظ جثه یا قدرت بدنی. بلکه ذهنی!
دن از همون ابتدا نتونست اون کششی که جیمین باعثش شده بود رو از بین ببره و در طول زمان، این کشش به یک وابستگی به وجودش توی خونهاش و کنار خودش تبدیل شد. مثل وابستگیش به سیلویا! توی پارت ۱۵عم متوجه شدید که دن احساسات واقعی و انسانیش رو فقط به موجودات منفعل و غیرزنده ابراز میکنه چون نمیخواد اون ظاهر قدرتمند و پر نفوذ خودش رو نابود کنه. به این باور رسیده که اگه احساساتی نشون بده دیگه نمیتونه مثل قبل باشه. قبول کرده که "بله من یک هیولام!" اینجا میفهمیم که دن واقعا دنبال عشق نیست. چیزی که فکر میکنه عشقه، فقط یک وابستگی به موجودات منفعله که میخواد از هر لحاظ بهشون چیره بشه!
#SD #information
اگه به صورت کلی بخوایم تمام این مفاهیم رو به دن ارتباط بدیم، متوجه میشیم که سیلویا درواقع برای دن، بازتابی از جیمینه. این چیزیه که من با توجه بهش، قسمت پانزدهم رو نوشتم. ممکنه شما ایده های ارزشمند دیگه ای داشته باشید.
سیلویا، پاک، معصوم و قدرتمنده. دقیقا جوری که جیمین هست. جیمین بی نهایت پاک و بی گناهه و قدرت خیلی زیادی نسبت به دن داره. نه از لحاظ جثه یا قدرت بدنی. بلکه ذهنی!
دن از همون ابتدا نتونست اون کششی که جیمین باعثش شده بود رو از بین ببره و در طول زمان، این کشش به یک وابستگی به وجودش توی خونهاش و کنار خودش تبدیل شد. مثل وابستگیش به سیلویا! توی پارت ۱۵عم متوجه شدید که دن احساسات واقعی و انسانیش رو فقط به موجودات منفعل و غیرزنده ابراز میکنه چون نمیخواد اون ظاهر قدرتمند و پر نفوذ خودش رو نابود کنه. به این باور رسیده که اگه احساساتی نشون بده دیگه نمیتونه مثل قبل باشه. قبول کرده که "بله من یک هیولام!" اینجا میفهمیم که دن واقعا دنبال عشق نیست. چیزی که فکر میکنه عشقه، فقط یک وابستگی به موجودات منفعله که میخواد از هر لحاظ بهشون چیره بشه!
#SD #information
Forwarded from حرف | ربات پیامرسان
واقعا شیوهای که نمادها رو به داستان پیوند دادی برام تحسینبرانگیزه. یک حس انسجام عجیبی به داستان میده؛ انگار همه چیز در یک چرخه دقیق و حسابشده قرار گرفته.
برام جالب بود که چطور این همه مفهوم و نماد رو در کنار هم قرار دادی. سیلویا بعنوان نمادی از پاکی، تعادل، و حتی قدرت، یک تضاد ظریف با دن ایجاد میکنه. انگار سیلویا چیزی هست که دن در عمیقترین لایههای وجودش هم میخواد بهش برسه و هم ازش میترسه
اینکه دن احساسات واقعیش رو فقط به موجودات منفعل و غیرزنده نشون میده، به نظرم تصویر خیلی دقیقی از آسیبهای درونیشه. این حس که اون قدرت ذهنی جیمین رو نمیتونه کنترل کنه، باعث میشه فقط به چیزهایی وابسته بشه که کاملا تحت کنترل خودش هستن. ولی این وابستگی، شبیه عشق نیست، بیشتر شبیه یه جور گریز از واقعیته.
اما چیزی که بیشتر برام جالب بود، نحوه ارتباط این سمبلها با دن و جیمین بود. دن با این نگاه منفعلانهاش به سیلویا، درواقع داره بخشی از خودش رو بازتاب میده، بخشی که شاید آرزو میکرد همونقدر پاک، معصوم و متعادل باشه. اما در عین حال، این قدرت ذهنیای که از جیمین در دن تاثیر گذاشته، نشوندهنده تناقضیه که دن نمیتونه باهاش کنار بیاد؟ اون یک هیولا میدونه خودش رو، اما نه به خاطر قدرتش، بلکه به خاطر ضعفش در ابراز احساسات و وابستگیهایی که بیشتر شبیه مالکیتان تا عشق؟
به نظرم نگاهت به دن و تمایلش به موجودات منفعل خیلی ظریفه و تلخی خاصی داره. اینکه نتونه احساسات واقعیش رو به کسی نشون بده و فقط با چیزی که بهش قدرت کامل داره راحت باشه، هم شخصیتش رو انسانی تر کرده، هم واقعا نشون میده چقدر درونیاتش آسیب دیدهست.
فکر میکنم یکی از نکات پیچیده و زیبای شخصیت دن اینه که عشق و وابستگی رو در شکل تحریفشدهای تجربه میکنه. اونقدر درگیر این نیاز به کنترل و چیره شدن شده که شاید خودش هم نمیدونه چه چیزی برای روحش درمانگره و چه چیزی فقط اون رو بیشتر از خودش دور میکنه
کنجکاوم که ببینم آیا دن هیچوقت میتونه از این چرخه وابستگی خارج بشه یا تا آخر داستان همینطور باقی میمونه؟ چون به نظرم نوع نگاهش به عشق و قدرت خیلی عمیق و پیچیدهست و تغییر این دیدگاه شاید نیاز به چیزی فراتر از اتفاقهای معمولی داشته باشه. دوست دارم بدونم چطور این خط فکری رو برای شخصیتش پیش بردی :)
واقعا شیوهای که نمادها رو به داستان پیوند دادی برام تحسینبرانگیزه. یک حس انسجام عجیبی به داستان میده؛ انگار همه چیز در یک چرخه دقیق و حسابشده قرار گرفته.
برام جالب بود که چطور این همه مفهوم و نماد رو در کنار هم قرار دادی. سیلویا بعنوان نمادی از پاکی، تعادل، و حتی قدرت، یک تضاد ظریف با دن ایجاد میکنه. انگار سیلویا چیزی هست که دن در عمیقترین لایههای وجودش هم میخواد بهش برسه و هم ازش میترسه
اینکه دن احساسات واقعیش رو فقط به موجودات منفعل و غیرزنده نشون میده، به نظرم تصویر خیلی دقیقی از آسیبهای درونیشه. این حس که اون قدرت ذهنی جیمین رو نمیتونه کنترل کنه، باعث میشه فقط به چیزهایی وابسته بشه که کاملا تحت کنترل خودش هستن. ولی این وابستگی، شبیه عشق نیست، بیشتر شبیه یه جور گریز از واقعیته.
اما چیزی که بیشتر برام جالب بود، نحوه ارتباط این سمبلها با دن و جیمین بود. دن با این نگاه منفعلانهاش به سیلویا، درواقع داره بخشی از خودش رو بازتاب میده، بخشی که شاید آرزو میکرد همونقدر پاک، معصوم و متعادل باشه. اما در عین حال، این قدرت ذهنیای که از جیمین در دن تاثیر گذاشته، نشوندهنده تناقضیه که دن نمیتونه باهاش کنار بیاد؟ اون یک هیولا میدونه خودش رو، اما نه به خاطر قدرتش، بلکه به خاطر ضعفش در ابراز احساسات و وابستگیهایی که بیشتر شبیه مالکیتان تا عشق؟
به نظرم نگاهت به دن و تمایلش به موجودات منفعل خیلی ظریفه و تلخی خاصی داره. اینکه نتونه احساسات واقعیش رو به کسی نشون بده و فقط با چیزی که بهش قدرت کامل داره راحت باشه، هم شخصیتش رو انسانی تر کرده، هم واقعا نشون میده چقدر درونیاتش آسیب دیدهست.
فکر میکنم یکی از نکات پیچیده و زیبای شخصیت دن اینه که عشق و وابستگی رو در شکل تحریفشدهای تجربه میکنه. اونقدر درگیر این نیاز به کنترل و چیره شدن شده که شاید خودش هم نمیدونه چه چیزی برای روحش درمانگره و چه چیزی فقط اون رو بیشتر از خودش دور میکنه
کنجکاوم که ببینم آیا دن هیچوقت میتونه از این چرخه وابستگی خارج بشه یا تا آخر داستان همینطور باقی میمونه؟ چون به نظرم نوع نگاهش به عشق و قدرت خیلی عمیق و پیچیدهست و تغییر این دیدگاه شاید نیاز به چیزی فراتر از اتفاقهای معمولی داشته باشه. دوست دارم بدونم چطور این خط فکری رو برای شخصیتش پیش بردی :)
Forwarded from • 𝘉𝘶𝘯𝘤𝘩 𝘰𝘧 𝘑𝘶𝘴𝘮𝘪𝘯𝘦 ; (𝗮𝙩𝗹𝗮𝘀)
« زمانی که پارک جیمین، بخاطر گذشته ای که با جفتش داشته و احساساتی که سرکوب شده سعی میکنه دوباره با دخترش خوب زندگی کنه، کائنات برگ برندشون رو رو میکنن و دوباره جیمین رو توی باتلاق میندازن.
_ پس من یه آدم تاکسیک حرومزاده ی عوضیم اره؟
نگاهش رو به امگایی داد که با چشم های اشکی و اخمی که تضاد زیادی با ترس توی چهرش داشت، بهش خیره شده بود. نیشخند مریض گونه ای روونه لب هاش شد و ادامه داد:
_ هر چی که هستم ، مهم اینه که تو مال منی.»
ژانر: امگاورس، انگست، رومنس، بی دی اس ام
کاپل: یونمین
[برای خواندن آیو کلیک کنید]
#Au #FakeChat #CLS
_ پس من یه آدم تاکسیک حرومزاده ی عوضیم اره؟
نگاهش رو به امگایی داد که با چشم های اشکی و اخمی که تضاد زیادی با ترس توی چهرش داشت، بهش خیره شده بود. نیشخند مریض گونه ای روونه لب هاش شد و ادامه داد:
_ هر چی که هستم ، مهم اینه که تو مال منی.»
ژانر: امگاورس، انگست، رومنس، بی دی اس ام
کاپل: یونمین
[برای خواندن آیو کلیک کنید]
#Au #FakeChat #CLS
🍓2💘1
Forwarded from • 𝘉𝘶𝘯𝘤𝘩 𝘰𝘧 𝘑𝘶𝘴𝘮𝘪𝘯𝘦 ; (𝗮𝙩𝗹𝗮𝘀)
سیلویا..
طی تمام این بیست و هفت سالی که مثلا داشتم زندگی میکردم هرگز فکر نکردم که زنده موندن و نفس نکشیدن چقدر میتونه سینه برباد رفته ی من رو آزار بده. دوست کوچولوی من، ای کاش من هم مثل تو بودم. دنیای ما آدم بزرگ ها خیلی سخته. و وقتی قلبت رو به چشم های یک نفر ببازی، سخت تر هم میشه. کاش روی این قفسه ی سینه ی سوخته از نبودن ها و نباید ها، موهای یاسیش رو حس کنم وقتی که من رو بغل میکنه. اون وقت اگه بمیرم هم مهم نیست! من برای پنج ثانیه هم که شده میخوام یک نفر با عشق من رو در اغوش بکشه!
"مین دن"
#دفترچه_خاطرات_اسپرینگ_دی #SD
🍓3
Forwarded from • 𝘉𝘶𝘯𝘤𝘩 𝘰𝘧 𝘑𝘶𝘴𝘮𝘪𝘯𝘦 ; (𝗮𝙩𝗹𝗮𝘀)
ولی هیچکس نمیفهمه من الان چقدر نیاز دارم که برای دو دقیقه هم که شده، با آرامش پلک هامو ببندم و بخوابم. عادتم شده آرزو...
مین یونگی
#دفترچه_خاطرات_اسپرینگ_دی #SD
💘2
Forwarded from • 𝘉𝘶𝘯𝘤𝘩 𝘰𝘧 𝘑𝘶𝘴𝘮𝘪𝘯𝘦 ; (𝗮𝙩𝗹𝗮𝘀)
من خواستم جیمین! تورو خواستم. برای خودم تا آخر عمر...ولی تو هرگز من رو نخواستی. امیدوار بودن به دوست داشته شدن توسط تو مثل یه خونه کاغذیه..
#دفترچه_خاطرات_اسپرینگ_دی
مین دن #SD
💘2
فکر میکنم که همه چیز رو فوروارد کردم :)
تمام چیزهای مهم پین شدن و اگه نیازی به کمک برای پیدا کردن داستان ها نیاز داشتید میتونید به ناشناسم پیام بدید💕
تمام چیزهای مهم پین شدن و اگه نیازی به کمک برای پیدا کردن داستان ها نیاز داشتید میتونید به ناشناسم پیام بدید💕
💘2
زیباترین، سافت ترین، آروم ترین، با استعداد ترین، خلاق ترین و بهترین بابای دنیا لایو بود..
💘2