خودمم از غر زدن خسته شدم
از هر طرف به هرچی نگاه میکنم داغونه
منم دیگه جونی ندارم درستش کنم
از هر طرف به هرچی نگاه میکنم داغونه
منم دیگه جونی ندارم درستش کنم
🍓1
withshell🐚
دیگه قول میدم راجبش حرف نزنم هیچوقت :)
تموم شبهایی که منتظر یه پیام میموندم، صبحهایی که اولین فکری که از خواب بیدارم میکرد اون بود، تموم دفعاتی که خودمو مقصر دونستم تا رابطهمون خراب نشه، ببخشیدهایی که حتی وقتی حق با من بود من گفتم، اشکهایی که تا صبح یواشکی ریختم تا کسی نفهمه، شبهایی که بیخواب شدم، امیدی که هر بار فکر میکردم این دفعه همهچیز درست میشه، برنامههایی که توش آیندهمون رو تصور کرده بودم، رویاهایی که هیچوقت فرصت زندگی کردنشون رو پیدا نکردن، آرزوهایی که با اون گره خورده بود، امنیتی که فکر میکردم کنار اون پیدا کردم، اعتمادی که با رفتنش از بین رفت، دلتنگیهایی که کمتر به زبون آوردم، بغضهایی که پشت لبخند پنهون کردم، لحظههایی که دلم فقط میخواست یک بار انتخاب اولش باشم، وقتهایی که احساس کردم باید برای دوست داشته شدن بیشتر از توانم تلاش کنم، وقتهایی که خودم رو با عالم و آدم مقایسه کردم نکنه چیزی توی وجود من کم باشه، وقتهایی که فقط من برای نجات رابطه جنگیدم، وقتهایی که خودمو نادیده گرفتم تا اون ناراحت نشه، توضیحهایی که برای رفتارش به خودم دادم، بهانههایی که به جای اون ساختم، لحظههایی که گوشی رو دستم میگرفتم و دوباره زمین میذاشتم، پیامهایی که نوشتم و پاک کردم، لحظههایی که منتظر معجزه بودم، روزهایی که با نبودش هم زندگی کردم اما زندگی نکردم، روزهایی که خودمو فراموش کردم، وقتهایی که فکر کردم شاید من کافی نبودم، تلاشهایی که فقط از سمت من بود، جاهایی که ناخواسته یادش میافتم، آهنگهایی که بوی اون رو میدن، سالهایی که فکر میکردم آخرش کنار هم میمونیم، آیندهای که توی ذهنم ساخته بودم، دوستت دارمهایی که توی دلم موند، فرصتهایی که از خودم گرفتم تا فقط کنار اون بمونم، احساساتی که هیچوقت به اندازهشون دیده نشدن، زخمهایی که با چشم دیده نمیشن، باورهایی که بعد از اون تغییر کردن، عشقی که با تمام وجودم دادم، قلبی که بعد از اون دیگه مثل قبل نشد، نسخهای از خودم که مدام از ترس از دست دادنش کوتاه میاومد، نسخهای از خودم که توی این رابطه گم شد، دختری که با تمام وجودش دوست داشت، منی که هیچوقت به اندازهی دوست داشتنش، دوست داشته نشد، اولین باری که بهش اعتماد کردم، آخرین باری که هنوز امیدوار بودم، روزهایی که خودمو قانع میکردم همهچیز درست میشه، غروری که برای موندنش زیر پا گذاشتم، ارزشی که کمکم فراموش کردم برای خودم قائل باشم، حس امنیتی که بعد از اون دیگه هیچوقت مثل قبل برنگشت، لحظههایی که فقط دلم میخواست بغلم کنه و بگه درست میشه، خودم که وسط دوست داشتنش از یاد خودم رفتم، چیزهایی که هیچوقت ازش نخواستم چون فکر میکردم اگر دوستم داشته باشه خودش میفهمه، دلی که فقط میخواست یک بار بدون ترس، دوست داشته بشه، منی که فقط میخواست دوست داشته بشه، نه اینکه برای دوست داشته شدن، خودش رو از دست بده. منی که نه دلشو داشت و نه اعتمادش... که پا توی این مسیر بذاره، اما دلشو به دریا زد، کمکم اعتمادشو پیدا کرد، روی اون آدم حساب کرد، و در نهایت پا توی مسیری گذاشت که تهش خودش گم شد. :)
شاید یه روزی،
دوباره خودمو پیدا کنم...
اما هیچوقت دیگه خودش رو اینقدر بیدفاع، به دست کسی نسپاره.
تمام.
شاید یه روزی،
دوباره خودمو پیدا کنم...
اما هیچوقت دیگه خودش رو اینقدر بیدفاع، به دست کسی نسپاره.
تمام.
🍓1
فک کنم واقعا هرچی که بیشتر دنبالش بری، بیشتر ازت دور میشه
مثلا اینکه دنبال یه تلنگری که به خودت بیای... هرچقدرم دنبالش بگردی نمیتونی پیداش کنی
مثلا اینکه دنبال یه تلنگری که به خودت بیای... هرچقدرم دنبالش بگردی نمیتونی پیداش کنی
🍓1
رفتم بیرون
دوستامو دیدم
صحبت کردیم
حتی دنبال راهه چاره گشتم واسه خودم
سعی کردم خوشحال باشم
خندیدم
شیرینی خامه ای خوردم
کاکائو و چیزایی که هوس میکنم توی pms و پریودی رو خوردم
ولی بچه ها هنوزم غمگینم و لعنت به این غم که منو رها نمیکنه😔
دوستامو دیدم
صحبت کردیم
حتی دنبال راهه چاره گشتم واسه خودم
سعی کردم خوشحال باشم
خندیدم
شیرینی خامه ای خوردم
کاکائو و چیزایی که هوس میکنم توی pms و پریودی رو خوردم
ولی بچه ها هنوزم غمگینم و لعنت به این غم که منو رها نمیکنه😔
🍓1
خانومه داشت رمز کارتمو وارد می کرد و میگفت وای تو چقد ظریف و قشنگی
و اینقدر محو زیبایی هام شده بود که رمزمو اشتباه زد😔😂
و اینقدر محو زیبایی هام شده بود که رمزمو اشتباه زد😔😂
🍓1
«خودت رو بهخاطر زودتر ندونستنِ چیزهایی که فقط زمان میتونه یادت بده، ببخش.»
🍓1
Forwarded from مثلاً روانشناسم!
هیچوقت واسه اینکه قدر خودت رو بدونی دیر نیست.
withshell🐚
گود مورنینگ🌸🌺
موهام خیلی ریزش داره
فک کنم باید این مدلی کوتاهش کنممم
فک کنم باید این مدلی کوتاهش کنممم