آینده (عباس عبدی)
8.21K members
146 photos
15 videos
25 files
474 links
Download Telegram
to view and join the conversation
🔴موضع احتمالاً مثبت ترامپ

🔻منتشر شده در اعتماد اول ابان ۱۳۹۸

🔘در ميان همه مواضع و حتي اظهارات عجيب و غريب ترامپ، به نظر می‌رسد که يك مورد آن جالب و منطقي است البته اگر در آینده تغییر رای ندهد. کافی است به آخرین سخنان وی توجه کنیم که گفت:
همه فکر می‌کردند بعد از پیروزی من، جنگ جهانی سوم را خواهیم داشت و هیلاری کلینتون عادت داشت این حرف را بزند. من واقعا برای حمله به ایران تحریک شده بودم. اگر افراد دیگری بودند حمله می‌کردند اما من با حمله نکردن، سرمایه (سیاسی و حسن نیت) زیادی درست کردم.

🔘 اصرار ترامپ بر خارج كردن نیروهای نظامی ايالات متحده از جنگ‌هاي منطقه‌اي، محور تمامي مواضع منطقه‌اي او بوده است. هرچند بي‌ثباتي و تزلزل مواضع او اين اطمينان را ايجاد نمي‌كند كه آيا تا پايان بر همين خط‌مشي خود پاي‌فشاري خواهد كرد يا ممکن است به هر دلیلی وارد جنگي حتي بدتر از گذشته شود و براي آن دخالت نيز توجيهات منطقي! بتراشد.

🔘اكنون كه نيروهايش را از سوريه خارج كرده موجب شكل‌گيري يك بحران انساني در منطقه كردنشين سوريه شده كه به علت دخالت نظامي تركيه رخ داده است. شايد علت اصلي اين بحران انسانی، سرعت عمل ناشي از تصميم ترامپ براي خروج از سوریه بود كه موجب خلاء قدرت شد و تركيه را به انجام اين اقدام اشغال‌گرانه ترغیب كرد. اگر اين خروج طي زمان‌بندي و طراحي و اعلام پيشين انجام مي‌شد، طبعاً كردها مي‌توانستند متحداني را براي مقابله با تهاجم تركيه پيدا كنند. همان‌طور كه اكنون با دولت سوريه و روسيه چنين كرده‌اند. بنابراين نبايد بروز این بحران را به معناي ضرورت حضور آمريكايي‌ها در منطقه تلقي كرد، چرا كه عمده مشكلات منطقه محصول چنين حضور نامباركي است.

🔘نمونه آن افغانستان است. ايالات متحده پس از حوادث ۱۱ سپتامبر و با توجيه بظاهر مناسب و نيز با حمايت بين‌المللي و مجموعه‌اي از نيروهاي نظامي كشورهاي گوناگون از ۱۸ سال پيش وارد افغانستان شد و هيچ كشور ديگري نيز بجز موانع داخلي افغانستان، در راه حضور نظامی ايالات متحده در اين كشور سنگ‌اندازي نكرده‌اند. شايد بتوان گفت همه جهان نيز حمايت كردند. حتي ايران نيز اين حضور را منفي معرفي نكرد. ده‌ها هزار نظامي به آنجا آمدند، هزاران ميليارد دلار هزينه شده است. برنامه حضور در افغانستان نيز «عمليات بلندمدت آزادي» نام‌گذاري شده بود! بيش از ۴۰ كشور به همراه ناتو و آمريكا در اين عمليات شركت كردند.

https://telegra.ph/موضع-احتمالا-مثبت-ترامپ-10-25
🔴شرط لازم انتقال آب خزر

🔻منتشر شده در اعتماد ۴ آبان ۱۳۹۸

🔘به عنوان يك شهروند و علاقه‌مند به امور، در حد معمول برخي از مسايل را پيگيري مي‌كنم. بويژه خبرهاي انتقال آب به دلايل گوناگون جذابيت‌هاي خبري دارند. چرا كه اين طرح‌ها ابعاد بزرگ و اثرات بزرگ‌تري (منفي يا مثبت) دارند. يكي از اين طرح‌ها در ليبي بود كه آب‌هاي زيرزميني کویر جنوب آنجا را به شمال منتقل مي‌كرد. در چين طرح‌هاي جذاب و بزرگي اجرا شده يا در دست اجرا است. در ايران هم طرح‌هاي سدسازي و انتقال آب هميشه با حساسيت‌ها و جذابيت‌هاي خاص خود همراه بوده است. كرخه و انتقال آب آن به دشت عباس و نيز تونل‌هاي كوهرنگ روي سرشاخه‌هاي كارون و طرح‌هاي استان‌هاي آذربايجان غربي و كردستان و انتقال آب به ايلام و... همگي مهم هستند و اخيراً نيز طرح انتقال آب خزر به استان سمنان كه دوباره و سه‌باره مطرح شده، مورد توجه قرار گرفته است.

🔘ابتدا بايد متذكر شوم كه به عنوان يك ناظر به صورت پيش‌فرض موافق يا مخالف هيچ‌كدام از اين طرح‌ها نيستم. ولي به عنوان يك شهروند دوست دارم بدانم كه آيا درباره اين طرح‌ها مطالعات بي‌طرفانه و مستقل و كافي انجام شده است يا خير؟ قرار نيست كه همه مردم و شهروندان و حتي نمايندگان مجلس و مديران دولتي درباره چنين طرح‌هايي ارزيابي كارشناسانه داشته باشند و در مخالفت يا موافقت با آن اظهارنظر كارشناسي كنند. پس چه بايد كرد؟

🔘متأسفانه نظام سياست‌گذاري و تصميم‌گيري در ايران در برخي از موارد به شدت دوگانه رفتار مي‌كند. اگر شما بخواهيد يك طرح کشاورزی یا صنعنی محدود را احداث كنيد كه حداكثر سرمايه‌گذاري آن يك تا دو ميليارد تومان است، براي موافقت و صدور مجوز، درخواست يك طرح ارزيابي اقتصادي مي‌كنند. هرچند اين موارد صوري و هر طرحي را بخواهيد اجرا كنيد، شركت‌هايي وجود دارند كه ارزيابي اقتصادي آن را تهيه و تقديم كنند، شايد هم چنين طرح‌هايي نيازمند ارزيابي اقتصادي نباشد، چون نمونه‌هاي زياد وجود دارد و سرمايه‌گذار خودش مي‌تواند ارزيابي كلي نمايد. ولي همين نظام تصميم‌گيري هنگامي كه قرار است خودش و از سرمایه مردم طرح‌هاي بسيار بزرگ را انجام دهد، كمترين ارزيابي را انجام نمي‌دهد و چه بسا كل طرح ضرر در ضرر باشد.

🔘چگونه مي‌توان درباره چنين طرح‌هايي به توافق رسيد؟ راه‌حل تهيه گزارش از سوي مراجع و شرکت‌هاي مشاوره‌اي است كه ذي‌نفع نيستند و تحت تأثير فشارهاي سياسي قرار ندارند و همواره استقلال خود را حفظ كرده‌اند. اين گزارش‌ها بايد به پرسش‌هاي گوناگوني پاسخ دهد، و سناريوهاي مختلفي را ارزيابي كند و چندين گزينه را با يكديگر مقايسه و راه‌حل ممكن و به صرفه‌اي را پيشنهاد نمايد.

🔘اين گزارش‌ها فصل‌الخطاب هستند. براي نمونه درباره همين طرح انتقال آب خزر به استان سمنان بايد پرسش‌هاي گوناگوني را پاسخ داد از جمله:

ـ عملي بودن اجراي طرح
ـ هزينه‌هاي احداث، نگهداري و...
ـ ملاحظات حقوقي
ـ ملاحظات زيست محيطي، تخریب جنگل، وضعیت و اثرات پسماند و نمك و...
ـ موارد مصرف و هزينه نهايي هر متر مكعب آب استحصال شده
ـ شيوه و روش‌هاي بديل و ممکن دستیابی به آب، اعم از صرفه‌جويي در مصرف، جابجايي مصرف از كشاورزي به شرب و صنعت، خريد آب ساير مناطق و...
ـ ارزيابي صرفه اقتصادي سرمايه‌گذاري مزبور.

🔘واقعيت اين است كه ترديدي در وجود منافع انتقال آب شيرين به مناطق مركزي كشور نيست. ولي آيا هزينه‌هاي مادي مستقيم و عوارض جانبي آن را هم سنجيده‌ايم؟ در حقيقت مبناي تصميم‌گيري، ديدن یکسویه منافع طرح نيست، بلكه مقايسه منافع و هزينه‌ها و نيز بهره‌وري طرح و مقايسه بازگشت سرمايه در اين طرح با ظرفيت‌هاي ديگري است كه براي سرمايه‌گذاري در كشور وجود دارد.

🔘مديران و مسئولين ملي ملتزم به رعایت اين شرط و مقدمه هستند. زيرا آنان مديران منطقه‌اي نيستند و حافظ منافع يك منطقه خاص نيستند، بلكه مدافع منافع كل كشور هستند. همان طور كه سرمايه‌هاي شخصي خود را خرج مي‌كنند و دنبال جايي با بيشترين سودآوري هستند، بايد سرمايه‌هاي ملي را نيز به همين صورت خرج كنند.

🔘باید پاسخ دهند که آيا آباد كردن سواحل مكران اولويت دارد يا آوردن آب به كوير مركزي؟ پيش از ارايه گزارشي جامع از شركت مشاوره‌اي مستقل و معتبر، حتي يك ريال خرج كردن در چنين طرح‌هاي بزرگي غير قابل قبول است. چنين اقدامي حتي اگر مقرون به صرفه باشد بدون چنين گزارش‌هایي، موجب اختلاف و شكاف در جامعه مي‌شود كه این شکاف خسارت سنگيني است.
🔴الزامات كنش عمومی

🔻منتشر شده در شهرآرا ۲۴ مهر ۱۳۹۸

🔘يك خبر تلگرامي در هفته گذشته ديدم كه باعث تأسف شد. يك طلبه محترم كانالي را براي درج مطالعات اجتماعي فقه راه‌اندازي كرده و بيش از 50 ماه به طور مستمر موضوعاتی را در آنجا نوشته يا نوشته‌هاي ديگران را بازنشر كرده است.

🔘فارغ از اينكه با مفاد مطالب ايشان موافق يا مخالف باشيم، ایشان نكات قابل تأملي را براي همه بويژه اهل فقه فراهم مي‌كرد. ولي وي در آخرين نوشته خود ضمن اظهار گلايه از فشارهاي گوناگون و اتهامات ناروا و تهديداتي كه برايش بوده، اعلام كرده است كه:

🔻"بله بیش از این حوصله طعن و تهمت ندارم و آقازاده و ژن خوب هم نیستم که پشتم به کسی و جایی گرم باشد که به وقت "گرفتاری" کمکم کند. من که رها کردم، امیدوارم آن عزیزان بالادستی و دلواپس هم غلط‌های اضافی من را به لطف خودشان ببخشایند و به حال خودم بگذارندم. فلذا این کانال تعطیل است و تا چند ساعت دیگر نیز برای همیشه حذف خواهد شد. از همه‌تان صمیمانه ممنونم."🔺

🔘اين باعث تأسف است كه يك كنشگر علمي براي بيان نظرات و عقايد خود دچار چنين وضعي شود. ولي اين رويداد را مي‌توان مستمسك طرح نكته‌اي قرار داد كه همه ما باید به آن توجه كنيم.

🔘فعاليت اين طلبه محترم، صرفاً يك فعاليت علمي و آكادميك و حوزوي نيست. در حقيقت از زماني كه يك نفر انديشه و دريافت‌هاي خود را به عرصه عمومي وارد مي‌كند، فراتر از يك كنش علمي، وارد يك كنش عمومی‌تری مي‌شود. به عبارت ديگر عمومي كردن يك انديشه، يك نگاه، يك رويكرد، در قالب يك كنش اجتماعي عمومی رخ می‌دهد و نه فقط یک رفتار علمي. این نوع كنش‌هاي اجتماعي نيز الزامات خاص خود را دارند و بايد به تبعات آن ملتزم بود.

🔘نوع مواجهه با يك كنش علمي و مواجهه‌كنندگان با آن نيز متفاوت از نوع واكنش نسبت به كنش عمومي است. كنشگر نيز بايد مقدمات و نتايج هر دو نوع كنش خود را پيشاپيش ارزيابي كند و متوجه آثار و تبعات آن باشد.

🔘در كنش علمي فرد صرفاً ملتزم به حقيقت است. اگر گاليله از طريق علمي به اين نتيجه مي‌رسد كه زمين كروي است و به دور خورشيد مي‌گردد، در اين يافته او بحث و جدل چندانی نمی‌شد. ولي هنگامي كه مي‌خواهد اين يافته را در برابر انديشه سنتي زمين‌محوري يونان باستان و كليسا قرار دهد و پايه‌هاي انديشه اسكولاستيك را سست كند، اينجا وارد مرحله‌اي فراتر از علم شده است.

🔘اينجا ديگر محل تقابل با كليسا، منافع، عادات و رسوم و يك ذهنيت اجتماعي گسترده است و مواجهه با آن نيز لزوماً مبتني بر انديشه و قواعد علمي نيست. اگر يكي از ايده‌هاي اجتماعي فقه را در كلاس فقه طرح كنيد، نحوه مواجهه و نقد و رد آن محدود به استاد و طلابِ ديگر و در چارچوب بياني فقهي و با ادبيات مربوط به آن خواهد بود. ولي هنگامي كه اين مسأله را در عرصه عمومي مي‌خواهيد مطرح كنيد، همه اين موارد تغییر خواهد کرد.

🔘در كنش عمومي نمي‌توان لزوماً و همواره ملتزم به حقيقت محض بود، بايد مصلحت، امكان‌پذیری و اثرگذاري و مواردي از اين نوع را نيز مد نظر قرار داد. بيان يك درك و استنباط علمي و تبلیغ یا عمومی کردن آن، برحسب اينكه در چه موقعيتي هستيم و چه كساني مخاطبان ما هستند، تفاوت دارد. هم از حيث ادبيات آن، هم از حيث صراحت آن و هم از حيث ابعادي كه بايد طرح شود.

🔘ويژگي كنش اجتماعي عمومی اين است كه از ابتدا بايد نسبت به واكنش‌هاي آن ارزيابي دقيقي داشت. اين امر به آن معنا نيست كه این ارزيابي‌ها هميشه صد درصد درست است، ولي بايد تصويري اجمالي از آن داشت. اگر اين ارزيابي نادرست بود، بهتر است که كنش خود را اصلاح كرد. چون تداوم و اثرگذاري این کنش‌ها اهميت دارند.

🔘اينكه در ميانه راه به دليل تهديدات و اتهامات ناصواب و ناجوانمردانه، توقف کرد و با اين توجيه كه ژن خوب نيستيم ایده خود را نيمه‌كاره رها كنيم، اثر منفي دارد. حتي اثر منفي بر هدف اوليه‌اي كه موجب انتشار عمومي اين نوشته‌ها شده است. اين كار موجب خوشحالي تهمت‌زنندگان و تهديدكنندگان بي‌نام و نشان مي‌شود، و انان را به ادامه این راه خلاف و غیراخلاقی تشجیع می‌کند.

🔘با اين توضيحات آيا بهتر نبود كه از ابتدا به نحوي گام برداشته مي‌شد كه در ميانه راه متوقف نشويم؟ هم در موضوعات انتخابي و از آن مهم‌تر در ادبيات و نحوه ورود به مباحث؟ شايد اين تجربه‌اي باشد كه پس از اين بيشتر رعايت الزامات كنش‌های مشابه آن را كنيم.

🔘نکته دیگر این که؛ می‌شود کانال را متوقف کرد ولی لزومی ندارد که کانال را حذف کرد. مطالب آن می‌ماند و بعد از چند ماه اگر از کانال استفاده نشود، تلگرام خودش آن را غیر فعال می‌کند. شاید تا آن زمان بازتاب دیگری دریافت کرد و تصمیم گرفت که دوباره با رویه جدید فعال شود. عرصه عمومی جای قهر و آشتی به این صورت نیست که فقط دو گزینه پیش روی آدمها بگذارد.
🔴آموزه‌هاي مدير آمدنيوز

🔻منتشر شده در اعتماد ۸ آبان ۱۳۹۸

🔘از بازداشت مدير آمدنيوز چه درسهایي مي‌توان گرفت؟ در این یادداشت مي‌كوشم به چند مورد محدود آن اشاره كنم. هرچند درس‌هاي ديگر نيز هست. اولين نكته‌اي كه براي هر ناظری جلب توجه می‌کرد، روند نزولي مخاطبان اين كانال بود. نمودار تعداد اعضاي اين كانال و کانال جانشین آن، نشان مي‌دهد كه با يك شيب معنادار تعداد اعضاي آن از ابتدای راه‌اندازی تا آبان ۱۳۹۶ افزايشي بوده است، ولي از آبان ۱۳۹۶ شروع به كاهش مي‌كند، و از حدود ۷۰۰ هزار به ۵۰۰ هزار مي‌رسد. ولي در جريان حوادث دي‌ماه، و طی مدت محدودی يك رشد صد درصدي را شاهديم.

🔘با اجراي فيلترينگ نيز روند افزايشي اعضايش ادامه پيدا مي‌كند، تا مهر ۱۳۹۷ كه به حدود ۱ ميليون و ۸۰۰ هزار عضو مي‌رسد. از مهر ۱۳۹۷ تا مهر ۱۳۹۸ دوباره روند كاهشي شده و بطور مستمر ادامه مي‌يابد و در دو ماه آخر تابستان امسال اين روند كاهشي شتاب بيشتري پيدا مي‌كند و در نهایت تعداد اعضا به حدود نصف رقم سال گذشته مي‌رسد.

🔘اگر به اين روند دقت كنيم، متوجه مي‌شويم كه هنگام كاهش تعداد اعضا، مديريت كانال دست به اقدامي مي‌زند تا جلوي كاهش را بگيرد. در سال ۱۳۹۶ و در جريان اتفاقات دي‌ماه ۱۳۹۶ با سوار شدن بر امواج آن حوادث كه از سوي تندروهای داخلی آغاز شد، موفق مي‌شود روند کاهشی را معکوس کند ولي در يك سال گذشته هيچ اقدام معمولی نتوانسته مانع از روند كاهشي تعداد اعضاي آن شود و اين به منزله حذف و مرگ اين كانال تلقي مي‌شد.

🔘 لذا بايد دست به يك اقدام و ابتكار مي‌زد و اين کار براي بقاي آمدنیوز ضروري بود. ولي اين اقدام بسيار احمقانه بود. اگر بخواهیم در گذشته‌ی تاریخی، نمونه ان را بیابیم باید به عمليات مرصاد اشاره کرد که اتفاقا ان هم از عراق آغاز شده بود. ارزیابی سازمان مجاهدين این بود که با پذيرش قطعنامه ۵۹۸ و پذیرش آتش‌بس این سازمان به حاشیه خواهد رفت، لذا بناچار باید دست به اقدامي می‌زدند. اقدامی كه از نظر يك ناظر بيروني بسيار احمقانه و عجیب بود. شايد عراق هم به نحوي در صدد خلاص شدن از دست مجاهدين بود و آنان را در رسيدن به اين فهم يا نفهمي كمك كرد، همچنان كه سازمان اطلاعات فرانسه احتمالا مشابه اين نقش را در جريان آمدن مدير آمدنيوز به عراق ايفا كرد.

🔘بنابر این اشتباه مدير آمدنيوز در آمدن به عراق فقط محصول سادگي يا حماقت نيست، بلكه ناشي از جبر موقعيتي و ساختاری است كه در آن قرار گرفته بود. این افراد و گروه‌ها از ابتدا مسير نادرستي را طي مي‌كنند. مسیری که در انتهای آن به قدرت خارجی وابستگي شديدي پيدا کرده، و قدرت و اعتبارشان به حمایت بیگانگان گره می‌خورد و به مرحله‌ای می‌رسند که برای بقا باید دست به عملیات ریسکی و انتحاری بزنند.

🔘مشكل دوم نيز بي‌ارتباط با مسأله اول نيست. آمدنيوز در تله و توري گرفتار شد كه خودش آن را پهن كرده بود. كسي كه اخبار فيك و جعلی منتشر مي‌كند تا ديگران را فريب دهد، احتمالاً كم‌كم خودش نيز به این گونه اخبار باور می‌كند و تحت تأثير اخبار دروغ و نیز فریب‌هاي اطلاعاتي قرار گرفته و در دام‌ خودساخته گرفتار می‌شود.

🔘چگونه ممكن است كه يك نفر گمان كند كه يك شركت مهم از طرف كشورهاي خارجي در عراق آماده است كه با او قرارداد مهم همكاري علیه ایران بسته و از او حمايت كنند؟ و فقط هم در عراق حاضر به گفتگو و انعقاد قرارداد است! يا اينكه چگونه کسی در موقعیت سیاسی او به این نتیجه می‌رسد که می‌تواند به ديدار آيت‌الله سيستاني برود و يا... اصولاً نفس اينكه يك نفر چون او گمان كند كه مي‌تواند وارد عراق شود و تحت پيشرفته‌ترين تدابیر حفاظتي به مكان امنی برده شود و پول بگیرد و قرارداد امضا کند، جز ساده‌لوحی محض چيز ديگري تلقی نمی‌شود و اين نيست مگر محصول باورمندي به اخبار جعلي.

🔘سومين نكته مهم اين است كه او ظاهراً فاقد مشاور بوده است. ممكن نيست كه كسي با چند نفر مشورت كند و چنين تصميم عجیبی را بگيرد. همان اتفاقي كه در جريان رهبري مسعود رجوي در سازمان مجاهدين رخ داد و به مقام اولوهيت و بی‌نیاز از مشاور رسيد. مدير آمدنيوز احتمالاً همچون رجوی، اطرافياني نداشته كه برايش كف بزنند، لذا به تنهايي به این نتیجه رسیده بود که در اوج فهم و شعور و كمالات قرار دارد و اراده‌گرایانه وارد سیاست می‌شود. اين ساختارهاي رفتاري تبعات خاص خود را دارد چه براي مدير آمدنيوز چه براي مجاهدين خلق!
🔴نرخ نزاع و نرخ اجناس!

🔻منتشر شده در شهرآرا ۸ آبان ۱۳۹۸

🔘سنجش تحولات شاخص و میزان درگيري ميان‌فردي را می‌توان از آمار مراجعين به سازمان نظام پزشكي به دست آورد. اين آمار بيش از يك دهه است كه به صورت به نسبت منظم ارايه مي‌گردد. مطابق با آخرين آمار ارايه شده در شش ماهه اول سال جاري بيش از ۳۳۱ هزار نفر به علت نزاع به سازمان پزشكي قانوني مراجعه كرده‌اند. البته اين رقم معادل تعداد نزاع‌هاي رخ داده نيست، زيرا تعداد قابل توجهي از افرادي كه در منازعات شركت دارند، به پزشكي قانوني مراجعه نمي‌كنند. ولي در هر حال تغييرات همين آمار نيز اهميت دارد و مي‌تواند به عنوان شاخصي معتبر تحليل شود.

🔘طبق آخرين آمار منتشره از سوي پزشكي قانوني تعداد كساني كه در ۶ ماه اول سال جاري (۱۳۹۸) به علت نزاع به پزشكي قانوني مراجعه كرده‌اند، ۲.۵ درصد بيش از تعداد مشابه در سال گذشته است. و اگر با همين روند پيش برويم تا پايان سال نزديك به ۵۹۵ هزار نفر بر اثر نزاع به پزشكي قانوني مراجعه خواهند كرد كه نشان‌دهنده روند رو به رشد است. روندي كه از سال ۱۳۹۲ كاهنده شده بود و اين كاهش تا سال ۱۳۹۶ نيز ادامه داشت و از ۶۱۷ هزار مراجعه در سال ۱۳۹۱ به ۵۴۴ هزار مراجعه در سال ۱۳۹۶ رسيد كه بيش از ده درصد كاهش است و روند مطلوبي بود. ولی متاسفانه این روند از سال ۱۳۹۷ دوباره افزايشي شد و در این سال به ۵۸۰ هزار رسيد و در سال جاري نيز شاهد افزايش مجدد آن هستيم.

🔘متأسفانه نظام اداري ايران در توليد داده‌هاي ثبتي چندان كامل عمل نمي‌كند. اگر يك حداقلي از علل نزاع يا محل(شهر یا روستا بودن) وقوع يا تعداد مشاركت‌كنندگان در نزاع را نيز ثبت و ضبط مي‌كردند، امروز اطلاعات بسيار خوبي براي تحليل پديده نزاع و تحولات آن داشتيم. با اين حال افزايش آمار نزاع نشان‌دهنده افزايش اختلافات و نيز كاهش اعتماد به راه‌حل‌هاي قانوني حل اختلاف است. هم‌چنين حكايت از افزايش فشارهای روانی و عصبانيت عمومي و كاهش تحمل يكديگر است.

🔘در این میان یک عامل در این روند افزایشی تاثیر زیادی دارد. به طور طبيعي مسأله تورم و افزايش قيمت‌ها تأثير تعيين‌كننده‌اي بر بروز رفتارهاي تند و خشن و اقدام به درگيري دارد. روند تحولات شاخص مذكور نشان مي‌دهد كه رابطه نزديكي با شاخص تورم دارد. از سال ۱۳۹۳ كه رقم تورم كاهش يافته، تعداد نزاع نيز به تناسب كم شده است ولي در سال ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ كه روند افزايشي تورم را شاهديم دوباره تعداد نزاع نيز بيشتر شده است.

🔘اين فقط يكي از عوارض تورم است. راه‌هاي كنترل نرخ تورم در جهان شناخته شده است و قريب به اتفاق كشورها نرخ‌هاي تورم تك‌رقمي و زير ۱۰ درصد دارند فقط چند كشور است كه با نرخ‌هاي بالاي تورم دست و پنجه نرم مي‌كنند و شايد هيچ كشور به اندازه ايران در طولاني‌مدت (حدود ۴۵ سال از سال ۱۳۵۲ تا کنون) با نرخ تورم دو رقمی و مستمر مواجه نبوده است. بطوری که در ۴۶ سال گذشته فقط در ۳ سال تورم یک رقمی بوده است که دو سال آن هم میان ۹ و ۱۰ بوده است!

🔘گزاف نيست اگر گفته شود كه تحليل درست و دقیق از چرايي استمرار نرخ تورم دو رقمی، معادل تحليل ساختار سياسي و اقتصادي ايران است و ماهيت آن را تشريح خواهد كرد.
🔴ساختار سیاسی فرقه‌ای

🔻منتشر شده در اعتماد ۱۱ آبان ۱۳۹۸

🔘اعتراضات لبنان و عراق را چگونه می‌توان فهم کرد؟ یک تحلیل به متغیرهای مشهود و نزدیک مربوط است. مسایل گوناگون جامعه از جمله بیکاری، فساد، نابرابری طبقاتی، دخالت و تحریک‌های خارجی را می‌توان از این جمله دانست. بدون تردید این عوامل مهم بوده و هر کدام به نوبه خود در بروز و تداوم این اعتراضات موثر هستند.

🔘تحلیل ریشه‌ای‌تر و ساختاری قدری متفاوت است، هر چند اثرات نارسایی‌های ساختاری در نهایت در قالب همان عوامل پیش‌گفته ظهور و بروز پیدا می‌کند. مشکل اصلی این دو کشور، به رسمیت دادن ساختار قومی و فرقه‌ای و مذهبی آنها است. ساختاری که مطلقاً با الزامات جدید سازگاری ندارد و دیر یا زود به بن‌بست می‌رسید که رسیده است.

🔘وجود این کشورها عموماً محصول توافق سایکس ـ پیکو میان فرانسه و بریتانیا در یک قرن پیش و هنگام فروپاشی امپراطوری عثمانی و نیز ادامه حضور استعمار در منطقه بود. برای نمونه ساختارهای سیاسی لبنان در آن قالب شکل گرفت ولی در ادامه، این ساختارها با تحولات جمعیتی و اجتماعی و بین‌المللی و منطقه‌ای مواجه شد و پایداری خود را از دست داد.

🔘در لبنان ساختار سیاسی بدین‌گونه بود که قدرت اصلی در دست رییس جمهور مارونی و سپس نخست وزیر اهل سنت و در ادامه رییس مجلس شیعه قرار داشت. حتی استخدام کارکنان دولتی و آموزشی نیز بر اساس نسبت‌هایی میان این اقوام و مذاهب بود. ولی این ساختار به چند دلیل در تعارض با تحولات اجتماعی قرار گرفت. از یک سو ترکیب جمعیتی به نفع شیعیان تغییر کرد، به علاوه بسیاری از شهروندان فارغ از این تعلقات مذهبی قرار داشتند و در نتیجه احزابی ملی و فرامذهبی و فراقومی شکل گرفتند ولی این ساختار اجازه نمی‌داد که مرزهای فرقه‌ای مذکور شکسته شود و از آنجا که لبنان کشور کوچکی بود، هر کدام از این گروه‌های مذهبی و قومی به یک قدرت خارجی نزدیک شده بودند.

🔘هنگامی که جنگ داخلی لبنان در سال ۱۹۷۵ آغاز شد، جناح‌بندی‌های مذکور تشدید شد و نوعی عداوت و کین‌خواهی نیز میان آنان پدید آمد. تحولات انقلابی در ایران و قدرت گرفتن شیعیان نیز موازنه را به کلی تغییر داد. با این حال پس از پایان جنگ داخلی و خستگی ناشی از ۱۵ سال جنگ و دهها هزار کشته، لبنانی‌ها بطور جدی توافق کردند که با یکدیگر و در کنار یکدیگر و بصورت مسالمت‌آمیز و با فراموشی گذشته، زندگی کنند.

https://telegra.ph/ساختار-سیاسی-فرقه%E2%80%8Cای-11-02
🔴انتخابات زلزله نیست

🔻گفتگو با روزنامه شهروند ۱۱ آبان ۱۳۹۸

موضوعات مهم گفتگو. برای اطلاع از جزییات به متن مراجعه شود

درباره آمار و اطلاعات

🔹 در ایران مشکل اصلی در این مرحله فقط در تولید آمار نیست، مشکل مهمتر شاید نبود شفافیت و عدم دسترسی به اطلاعات ثبتی یا غیرثبتی است و بخشی هم استفاده‌نکردن درست از این اطلاعات است.

🔹شفافیت اطلاعات با شفایت آمار کمی متفاوت است. شفافیت اطلاعات یعنی انتشار هر نوع داده‌ای حتی فردی مثل قراردادهای دولتی و عمومی و دسترسی به اطلاعات آنها، اما آمار یک مجموعه اطلاعات غیرفردی است.

🔹باید اراده‌ای شکل بگیرد و با هر کسی که اطلاعات را محدود می‌کند و راه دسترسی را می‌بندد، برخورد قانونی و کیفری انجام شود که چنین اراده‌ای فعلا وجود ندارد.

🔹اگر دسترسی به اطلاعات آزاد شود و از همه مهم‌تر تولید اطلاعات برای عموم آزاد شود یکی از شرکت‌هایی که بسیار سودآور خواهد بود بنگاه‌هایی است که در این حوزه کار می‌کنند چون سرمایه‌گذاری پایین و ارزش‌افزوده آن هم بسیار بالا است.

🔹بعضی موسسات نظرسنجی مثل دانشگاه مریلند فکر نمی‌کنم چندان جدی باشند. یک‌سری موسسات هم وابسته به نهادهای حکومتی است ولی دسترسی عمومی به آن‌ها وجود ندارد. دراین‌بین البته «ایسپا» معتبر‌تر است و مواردی را که منتشر می‌کند قابل‌قبول است.

▪️درباره انجمن صنفی روزنامه‌نگاران تهران

🔹همین‌که الان خانه‌ای وجود دارد، همین‌که دیگران فکر می‌کنند یک پناهگاهی دارند، همین‌که روزنامه‌نگاری بتواند برای حل مشکلش مراجعه کند، برای این مرحله خوب است هر چند کافی نیست.

🔹با وزارت کار، اداره کار بیمه تهران مفصل صحبت کردیم که شعبه‌ای به‌خصوص برای مسایل روزنامه‌نگاران درنظر گرفته شود. برای بیمه تکمیلی صحبت کردیم و امیدوارم زودتر به جایی برسیم که خبرنگاران بتوانند از بیمه هنرمندان و نویسندگان استفاده کنند.

🔹ایجاد کانون صنفی هنرمندان، نویسندگان و روزنامه‌نگاران که در جلسه هیئت دولت هم مطرح شده و اتفاق بسیار مهمی است. درباره جلوگیری از تصویب قانونی که جانشین قانون مطبوعات شود هم، انجمن جلوی این کار را گرفت و عملا متوقف شد.

🔹نکات اصلی ما بیمه تکمیلی و یکی هم ایجاد کلاس‌های آموزشی چندرسانه‌ای است که دومی نیازمند بودجه‌ای است که از جایی تامین شود و دنبال آن هستیم که ارشاد هزینه این ارتقای آموزشی را بپذیرد. به‌عنوان مثال با همکاری شهرداری بزودی یک مجموعه کلاس‌هایی برای روزنامه‌نگاری شهری ایجاد شود که فقط افراد با طی کردن این دوره حق فعالیت در حوزه شهرداری و سرویس‌گرفتن از شهرداری خواهند داشت.

🔹مهم‌ترین مسئله صنف همین اقتصاد مطبوعات است و وقتی این مورد خراب باشد برای دیگر امور کار چندانی نمی‌توان کرد. مورد دیگر گذر به فضای مجازی و دیجیتال است. بحران دیگر کیفیت پایین اعضای صنف است؛ با حقوق یک میلیون و دو میلیون که نمی‌شود گزارش خوب تحقیقی نوشت و وقتی این نوع گزارش‌ها نباشد مخاطب و اثرگذاری پایین می‌آید و این دور به همین شکل ادامه پیدا می‌کند.

درباره انتخابات مجلس

🔹مسئله امروز ما برنده‌شدن اصلاح‌طلب یا اصول‌گرا یا گروه سوم نیست و این موضوع فرعی است. مسئله اصلی این است که چه نوع انتخاباتی داشته باشیم.

🔹مهم‌ترین نقطه قوت این سیستم در حوزه سیاست، انتخاباتش است. من فکر می‌کنم سیستم سیاسی ایران اجازه نمی‌دهد این انتخابات حالتی پیدا که چند نمره شرایط را پایین آورد؛ بنابراین کوششی صورت خواهد گرفت که یک انتخابات آبرومند و خوب برگزار شود که اعتبار کلی سیستم سیاسی چندین نمره بالا رود.

🔹معتقدم رهبری بیشتر از همه اهمیت انتخابات را در ایران درک می‌کند و اجازه نمی‌دهد این مولفه بسیار مهم از گردونه اثرگذاری و از گردونه قدرت جمهوری اسلامی ایران خارج شود و به همین دلیل به تبعات این تغییرات ملتزم می‌شود.

🔹اولا کسی که این تغییرات را انجام می‌دهد به ارزیابی مردم از این تغییرات اهمیت می‌دهد. دوم اینکه مردم ایران به وضعیت منطقه خودشان هم توجه دارند؛ به اوضاعی که در عراق، سوریه، افغانستان و حتی در دیگر کشورها وجود دارد واقف هستند. مردم ایران رضایت نمی‌دهد که این اوضاع در ایران هم به شکلی تکرار شود.

🔹ما وقتی مثبت نگاه کنیم و مثبت به سمت جلو حرکت کنیم کمک می‌کنیم که آن‌ها هم مثبت رفتار کنند و بنابراین دلیلی ندارد که منفی نگاه کنیم. اما فرض کنید همه این کارها را کردیم و نشد، ما چیزی از دست ندادیم و مسئولیتی هم متوجه ما نیست.

https://telegra.ph/انتخابات-زلزله-نیست-11-05
🔴گفتگو با بی‌بی‌سی فارسی در ۱۳ آبان ۱۳۹۸
🔴دولت جرات واقعی‌سازی قیمت حامل ‌های انرژی ندارد/ پول یارانه مال دولت نیست

🔻هدف از اجرای "قانون هدفمندی" توزیع هدفمند یارانه‌ها نبود.
ماجرای نامه دست‌نویس به خاتمی در مورد افزایش درآمدهای نفتی.
ذخیره ارزی منبع انفجار سیاسی شد.
ماجرای پیشنهاد به جهانگیری در مورد قطع یارانه‌ها...
در گفت و گوی ویژه نفت‌خبر با عباس عبدی فعال سیاسی اصلاح‌طلب و روزنامه‌نگار

📌 لینک مشاهده در آپارات👇

https://www.aparat.com/v/Ia6my
🔴ايران و آمريكا ـ گروگان گذشته

۲۱ سال پیش در مرداد سال ۱۳۷۷ به دعوت اریک رولو روزنامه‌نگار و دیپلمات مشهور فرانسوی گفتگویی عمومی میان من و باری روزن با مدیریت رولو در مقر سازمان یونسکو انجام شد. وی یکی از دیپلمات‌های امریکایی است که در جریان اشغال سفارت آمریکا در تهران بود. این گفتگو در آن زمان بازتاب گسترده‌ای داشت و طرفین به پرسش‌های حاضران پاسخ دادند. متن زیر به عنوان سخنان اولیه بنده بود.

🔵حضار محترم، خانم‌ها؛ آقايان!
بسيار خوشحالم كه اكنون پس از دو دهه كدورت و دشمني، امكان آن فراهم آمده است كه فارغ از احساسات كينه‌توزانه، بتوانيم به نقد و تحليل گذشته روابط ايران و آمريكا بپردازيم و به اندازه‌گيري سهم عوامل به وجود آورنده وقايع گذشته و تأثير آنها بر شرايط كنون و آينده بپردازيم.

🔘به نظر من گفتگو درباره گذشته روابط ايران و آمريكا، خارج از حوزه رسمي و سياسي ميان دو دولت، مي‌تواند در محيطي علمي و آرام، ميان اهل فكر دو ملت انجام شود. من به سهم خودم سعي مي‌كنم در اين جايگاه وقايع گذشته را بي‌طرفانه تحليل و بررسي كنم و مطمئن هستم كه آقاي روزن هم در اين كوشش موفق خواهد شود. در كنار اين واقعيت حضور ما دو نفر جنبه سمبليك گفتگو را تقويت مي‌كند، و زمينه‌ساز گفتگوهاي علمي و انساني بيشتري را فراهم خواهد كرد.

🔘روابط كنوني دو ملت براي ناظران بيروني، متشنج و خصمانه جلوه مي‌كند، و بسياري از اين ناظران معتقدند كه چنين وضعي، مطلقاً مطلوب منافع دو ملت و نيز ثبات سياسي در منطقه خليج فارس و خاور ميانه نمي‌باشد. به همين دليل از كوشش‌هايي كه براي از ميان بردن تشنج انجام مي‌شود شديداً استقبال مي‌كنند.

🔘گرچه اين ايده‌ها حسن نيت صاحبان آنها را نشان مي‌دهد. ولي براي ساختن آينده‌اي اميد بخش در روابط دو مردم به دور از سلطه و دخالت در امور يكديگر و احترام به حقوق ملت‌ها، لازم است كه تحليلي واقعي از گذشته و حال اين روابط ارايه كنيم.

https://telegra.ph/ايران-و-آمريكا-ـ-گروگان-گذشته-11-08
🔴سردرگمی فلسفه مجازات(۱)

🔻منتشر شده در اعتماد ۱۸ آبان ۱۳۹۸

🔘اگر بخواهیم یک جامعه را بشناسیم راه‌های گوناگونی وجود دارد. یکی از راه‌های مناسب، مطالعه قوانین مهم و مادر آن جامعه است. بجز قانون اساسی که بسیار مهم است، قوانین آیین دادرسی کیفری و مدنی، قانون مدنی و قانون مجازات و قانون تجارت، قوانین مهم جامعه‌اند و به نظر بنده قانون آیین دادرسی کیفری و قانون مجازات از مهم‌ترین‌ها هستند.

🔘این قوانین باید از ثبات نسبی برخوردار باشند. برای این منظور باید بر فلسفه و پایه استواری بنا نهاده شوند. متأسفانه قانون مجازات ما نه تنها ثبات کافی ندارد، بلکه پس از ۴۰ سال هنوز هم به عنوان یک قانون دایمی تصویب نشده است و همچنان در ذیل اصل ۸۵ به طور موقت تصویب می شود و حتی همین موقت نیز هرازگاهی سرمه‌ای به چشمش کشیده می‌شود. از جمله طرحی است که تعداد زیادی از نمایندگان جناح‌های گوناگون به مجلس ارایه کرده‌اند و دو فوریت و سپس کلیات آن تصویب شده است، در حالی که کمیسیون‌ مربوط پیش از طرح در صحن علنی آن را رد کرده بود.

🔘این یادداشت در مقام رد این طرح و دفاع از وضع موجود نیست، بویژه که ایرادات زیادی به سیاست کیفری موجود وارد است و قابل دفاع نیست. ولی گمان می‌کنم که این طرح نیز حتی اگر تصویب شود هیچ مشکلی از مشکلات قانون مجازات را حل نخواهد کرد. گرچه یقین دارم که بسیاری از پیشنهاددهندگان طرح با انگیزه خیر و اصلاح جامعه این طرح را داده‌اند ولی این انگیزه دلیل بر نقد نکردن این طرح نیست. هم‌چنین روشن است که ده‌ها هزار زندانی چشم‌انتظار تصویب آن هستند، تا بلکه آزاد شوند.

🔘بنابراین هدفم از این یادداشت ممانعت از تصویب نیست، بلکه همان طور که گفتم مشکل ریشه‌ای‌تر از این است که با چنین مصوباتی حل شود. لذا سعی می‌کنم که دلایل پیشنهاددهندگان طرح را یک به یک بیان و نقد کنم و این را فرصتی برای شناخت بیشتر از سیاست موجود کیفری تلقی کنیم.

🔘در مقدمه توجیهی و نیز اظهارات رسانه‌ای مدافعان طرح ۵ علت اصلی در دفاع از این پیشنهاد ذکر شده است. عنوان کلی این طرح پیشنهادی؛ کاهش میزان مجازات حبس در جرایم تعزیری است، بجز موارد خاصی که استثنا شده است. پیشنهاددهندگان معتقدند با تصویب این طرح حدود یک سوم زندانیان کم می‌شوند. در مقدمه توجیهی و سخنان عمومی به چند نکته اشاره شده است، کاهش تعداد زندانیان؛ کاهش هزینه؛ فقدان منطق حقوقی در تعیین مجازات حبس تعزیری؛ اصل شخصی بودن مجازات و بالاخره عدم انطباق مجازات حبس با احکام شرعی و فاقد سابقه زندان (بجز چند مورد محدود) در حکومت اسلامی زمان پیامبر (ص). همه این انگیزه‌ها و دلائل پیشنهادی برای ارائه این طرح محل بحث و نقد است.

https://telegra.ph/سردرگمی-فلسفه-مجازات۱-11-09
🔴جامعه احساساتی

این یادداشت را جناب اقای دکتر طبیبیان در کانال خود منتشر کرده‌اند. این روزها نکات بی‌ربط و باربط فراوانی در باره ۱۳ آبان منتشر می‌شود. طبعا همه حق اظهار نظر و حتی فحاشی! هم دارند و دلیلی ندارد به انها پرداخته شود. ولی از انجا که جناب طبیبیان جایگاه فکری منحصر بفردی دارند و در این نوشته خود به نکته‌ درست و مهمی اشاره کرده‌اند که می‌تواند مدخل مناسبی برای درک ان رویداد و دیگ رویدادهای مشابه در گذشته و حال و حتی آینده باشد، از این رو باید به ان پرداخت و توضیح این نکته را بر خود لازم می‌دانم ولی چون روز گذشته گفتگوی به نسبت مفصلی با روزنامه اعتماد انجام دادم و بخشی از آن در باره همین نکته بود ترجیح می‌دهم که همان گفتگو را پس از پیاده شدن و انتشار که طبعا چند روزی طول خواهد کشید در توضیح این مطلب تقدیم کنم. البته اگر ان پاسخ در این زمینه کم و کسری داشت که احتمالا هم دارد، پس از انتشار جداگانه یادداشتی نیز خواهم نوشت. و اینک متن ایشان را برای مطالعه خوانندگان محترم در این جا نیز قرار می‌دهم.
🔴روحانی وارد بازی طرف مقابل شده، با این روش بازنده است

🔻گفتگو با فراز ۲۰ آبان ۱۳۹۸

🔹سخنرانی رییس‌جمهوری در میان مردم یزد را چطور ارزیابی می‌کنید، آیا بیان مواردی از فساد و اطلاع مورد به مورد آن به مردم به این شکل را از تریبون عمومی تایید می‌کنید؟ آیا این مدل سخنرانی بدون ذکر نام و دستگاهی می‌تواند به شفافیت و مبارزه با فساد کمک کند؟

🔘مبارزه با فساد باید شفافیت داشته باشد. دولت امکانات دارد می‌تواند همه موارد مربوط به فساد را در قالب گزارش بنویسد و منتشر کند، اگر هم نمی‌تواند آن‌ها را منتشر کند باید اعلام کند چرا نمی‌تواند منتشر کند؛ اینکه یک رقم پول، اینطور یا آنطور شده که قطعا هم شده به نظرم کفایت نمی‌کند، ضمن اینکه در سخنرانی نمی‌شود درباره این موضوعات حق مطلب را ادا کرد.

🔹از نظر شما بهترین شیوه سخنرانی برای صحبت با مردم درباره فساد چگونه است؟

🔘با فساد نیز مثل مسایل دیگر می‌توانیم هم سیاسی برخورد کنیم هم به شکل منطقی و قانونی. مواجهه سیاسی این است که بگوییم آقا تو و همفکران تو فاسدند و من نیستم، این شکل از صحبت کردن در انتخابات و مجادله‌های سیاسی وجود دارد که گریزناپذیر است – البته در اینجا نمی‌خواهم درباره خوبی و بدی آن صحبت کنم- اما هنگامی که در مقام اجرایی و حکومتی قرار گرفتیم دیگر این نوع مجادله‌ها جواب نمی‌دهد. در واقع باید خیلی صریح، روشن و مستند ادعاها را نوشت و در اختیار افکار عمومی یا مرجع صالح قرار داد، حالا اگر این مرجع مساله را پیگیری نمی‌کند باید این موضوع به‌صورت دقیق به اطلاع مردم برسد.

🔹سخنرانی آقای روحانی را می‌توان در مقابل مانور قوه قضاییه بر قضیه مبارزه با فساد و تبدیل آن به‌عنوان یک برند برای خودشان، قرار داد؟

🔘طبعا همینطور است. اگر دستگاه قضایی با مسایل سیاسی برخورد نمی‌کرد، یعنی فساد را سیاسی نمی‌کرد دولت هم جرات نداشت سیاسی برخورد کند. به عقیده من وظیفه دستگاه قضایی شعار دادن مبارزه با فساد نیست بلکه باید قانون را کامل و بی‌طرفانه اجرا کند. مبارزه با فساد تعبیری ازاجرای قانون است. معتقدم که ادبیات مسوولان دستگاه قضایی باید تغییر کند چراکه با این ادبیات امکان ندارد استنباط بی‌طرفانه‌ای از رسیدگی به فساد شود؛ به‌عنوان مثال قوه‌قضاییه اعلام می‌کند این تعداد قاضی را دستگیر و اخراج کرده‌ایم اما هیچ‌کس نمی‌داند این افراد چه کسانی هستند و جرم آنها چیست؟ هیچ سخنی از این افراد نمی‌شود. در مقابل در دستگاه‌های اجرایی به گونه دیگری عمل می‌شود حتی پیش از محاکمه نام افراد آورده می‌شود. مبارزه با فساد در دستگاه قضایی بصورت آمار است و در دستگاه اجرایی اسم فرد است، فکر نمی‌کنم این موضوع عادلانه باشد.

🔹چه چیزی باعث شده تا آقای روحانی بهترین دفاع را حمله بداند درحالی که حتی نمی‌تواند اسم از نهاد یا دستگاهی ببرد؟

🔘آقای روحانی فکر می‌کند این شیوه می‌تواند به او کمک کند اما به اعتقاد بنده این راه نمی‌تواند به او کمک کند، برای اینکه شما وارد بازی طرف مقابل خودتان شده‌اید. در بازی طرف مقابل، شما بازنده‌ هستید. درحالی که باید بازی خودت را انجام بدهی! بازیِ خود یعنی اینکه مبارزه با فساد را در قالب قانون درآورد تا طرف مقابل اگر نمی‌خواهد در قالب این قانون عمل کند بازنده شود، بنابراین این بازی به باخت آقای روحانی و کلیت جامعه منجر خواهد شد. من فکر نمی‌کنم این شیوه سخنرانی دستاوردی داشته باشد دستاوردی هم داشته باشد موقت و تاکتیکی است.

🔹آیا دلیل بازگشت رییس‌جمهوری به روزهای انتخابات 96 را می‌توان ناشی از فشارهای ناشی از تحریم و احساس قدرنشناسی برخی افراد دانست؟

🔘نمی‌دانم چرا اینطور است. در ایران چون نظام حزبی نیست نمی‌توان درک روشنی از رفتارها داشت، رفتارها بیشتر فردی است و من هم درکی از این ماجرا ندارم.

🔹پس از این سخنرانی رسانه‌های منتقد دولت گفتند که ما هیچ‌گاه مدعی نشدیم 18میلیارد دلار گم شده و این حرفی است که آقای روحانی خودش در دهان منتقدان می‌گذارد، این موضع‌‍‌گیری آنها را چطور ارزیابی می‌کنید؟

🔘فکر نمی‌کنم منتقدان این حرف را منصفانه گفته باشند چراکه آن را گفته‌اند، البته نه اینکه بگویم همه‌شان این حرف را زده‌اند چون ممکن است آنهایی که در این‌باره حرفی نزده‌اند بگویند ما چیزی نگفته‌ایم. اما برداشت عمومی این است که اصول‌گرایان این حرف را زده‌اند چون اگر این ارزها گم نشده آن‌ها باید همان‌موقع می‌گفتند این‌ها گم نشده. چرا الان این حرف را می‌زنند؟ به نظر من آن‌ها اصلا صادقانه برخورد نکردند، تیترهای روزنامه‌هایی همچون کیهان نشان‌دهنده واقعیت رفتار آن‌هاست. در واقع اگر چیزی نگفتند دفاع هم نکردند درحالی که وظیفه همه ما این است که باید علیه چیزی که باطل است حرف بزنیم و از حق دفاع کنیم.
🔴انجمنی برای حل مشکلات معیشتی و شغلی هنرمندان و اهالی رسانه

🔻منتشر شده در روزنامه ایران ۱۹ آبان ۱۳۹۸

پس از اعلام تصویب کانون عالی صنفی هنرمندان و اهل فرهن و رسانه از سوی دولت گفتگوی زیر با روزنامه ایران انجام شد.

🔹 به نظر من این اتف­اق گام بسیار مهمی است که خوشبختانه با حمایت وزیر فرهنگ و ار­شاد اسلامی و وزیر کار و رفاه اجتماعی ان­جام شد.

🔘به گفته رئیس انجمن صنفی روز­نامه‌نگاران تهران، تاسیس این انجمن، ​ واقعه مهمی است که زمینه ای است برای این که اهالی فرهنگ و هنر و رسانه کنار یکدیگر جمع شوند و اهداف صنفی خود را پیش ببرن­د. تاسیس این نهاد ​ در واقع مانند یک زمین بازی است که در اخت­یار ما گذاشته شده است در حالی که تا پیش از این، امکانات در این حد وجود ندا­شت اما این که چقدر بتوانیم مطالبات خود را پیگیری کنیم بستگی به میزان حضور اعضای صنوف مورد نظر در این زمین دارد. اگر این اصناف حضوری فعال نداشته باشد، در مقابل، اتف­اقی هم نخواهد افتاد.

🔘وی در ادامه می افزای­د: این که چقدر امنیت شغلی پدیدآورندگان تامین خواهد شد، این که استانداردهای شغلی آن ها چگونه باشد و رابطه آن ها با کارفر­مایان احتمالی چگونه باشد یا بیمه آن ها در چه حدی باشد و در خیلی از حوزه های دیگر چه مطالباتی داشته باشند، بر می گردد به این که اعضای این حوزه ها چقدر حاضرند وقت و نیرو بگذارند و به اصطلاح در این زم­ین بازی کنند تا مطال­بات مورد نظر را به دست آورند؛ در غیر این صورت این که فکر کن­ند با تاسیس این انجمن کل مطالبات آن ها محقق می شود، فکری کا­ملا اشتباه است.

🔘به اعتقاد عبدی، هیچ مطالبه ای بر اساس شکل گیری این نهاد برآو­رده نمی شود، این نه­اد تنها یک ظرفی است که مظروف آن را باید اهالی حوزه های فرهنگ و هنر و رسانه پرکنند و تمام تلاش خود را به کار گیرند تا مطا­لبات مورد نظر آن ها برآورده شود.​

🔘وی در پایان خود را موظف دانست که به عنوان انجمن صنفی روزنامه‌نگاران تهران از همراهی بیدریغ اقایان صالحی و شریعتمداری وزرای فرهنگ و ارشاد اسلامی و کار و رفاه اجتماعی و سایر همکارانشان تشکر کند.
🔴سردرگُمی فلسفه مجازات(۲)

روز گذشته بخش اول نقد طرح کاهش مجازات حبس تقدیم شد و اکنون بخش دوم و پایانی ان تقدیم می‌شود.

🔘۴ـ یکی از عجیب‌ترین استدلال‌هایی که در دفاع از این طرح در سخنان یکی از نمایندگان و مدافعان محترم بود، استناد ایشان به اصل شخصی بودن مجازات است. این گزاره که فشار زندانی کردن به خانواده نیز می‌آید. در حالی که اعضای خانواده بی‌گناه هستند!! خوب اگر این طور است اعدام که خیلی بدتر است. نه فقط با اعدام مجرم، فرد نان‌آور خانواده از میان می‌رود، بلکه فشار روانی و برچسب اعدامی به پدر یا مادر خانواده بدتر از هر چیز دیگر است، پس چرا اعدام را نفی نمی‌کنید؟

🔘اصل شخصی بودن مجازات امری نسبی است. در غیر این صورت اجرا و اعمال مجازات بسیار محدود و غیر ممکن خواهد شد. به نظر می‌رسد که نمایندگان پشنهاد‌دهنده طرح تصور روشنی از فلسفه و دلایل و حتی نتایج میان‌مدت و بلندمدت این طرح ندارند که به این اصل استناد کرده‌اند.

🔘۵ـ آخرین نکته مورد اشاره پیشنهاد دهندگان طرح، عدم انطباق مجازات زندان با احکام شرعی و فقدان سابقه این مجازات در زمان پیامبر (ص) است. در این باره باید بیشتر صحبت کرد. متأسفانه رییس اسبق دستگاه قضایی نیز همواره مشابه این گزاره را می‌گفت. ده سال رییس این قوه بود ولی دریغ از یک اقدام موثر برای حذف مجازات زندان. چون عملی نبود.

🔘اگرچه آمار رسمی از تعداد زندانیان در منابع موجود، چون سالنامه آماری منتشر نمی‌شود، ولی از روی قراین می‌توان گفت که تعداد زندانیان در دوره آقای هاشمی شاهرودی که مخالف زندان بود و آن را مسبوق به سابقه در اسلام نمی‌دانست زیاد شد که کم نشد.

🔘این منطق که چون چیزی زمان پیامبر نبوده الآن هم نباید باشد، به طور کلی بی‌اعتبار است. همین آقایان یا خانم‌هایی که این استدلال را می‌کنند در نهادی نشسته‌اند که زمان پیامبر وجود نداشت. مجلس، دولت، وزیر، رأی اعتماد، دادسرا و هیچ‌کدام اینها نبود. اصولاً رسیدگی‌های قضایی این‌چنین نبود.

https://telegra.ph/سردرگمی-فلسفه-مجازات۲-11-10