⬩𝐌ꎌ𝐇𝐨𝐩𝐞':
بچه ها بخم میگن مامانی.
من مامانی ام😭😭😭
᎒𝐌ꎌ𝐍𝐢𝐤:
ای خدا دکمه ناچیزم مامانیه:)))
⬩𝐌ꎌ𝐇𝐨𝐩𝐞':
من مامانی اممممم
᎒𝐌ꎌ𝐍𝐢𝐤:
پرنسسم مامانیهه
بچه ها بخم میگن مامانی.
من مامانی ام😭😭😭
᎒𝐌ꎌ𝐍𝐢𝐤:
ای خدا دکمه ناچیزم مامانیه:)))
⬩𝐌ꎌ𝐇𝐨𝐩𝐞':
من مامانی اممممم
᎒𝐌ꎌ𝐍𝐢𝐤:
پرنسسم مامانیهه
❤11🍓6
▸𝐌ꎌ𝐈𝐛𝐚𝐦𝐞:
نیک اینقدر دیکتاتوره
میگه کافی
و اف میشه
میدونه ما از ترس ادامه نمیدیم
نیک اینقدر دیکتاتوره
میگه کافی
و اف میشه
میدونه ما از ترس ادامه نمیدیم
❤11🔥3
᎒𝐌ꎌ𝐍𝐢𝐤
▸𝐌ꎌ𝐈𝐛𝐚𝐦𝐞: نیک اینقدر دیکتاتوره میگه کافی و اف میشه میدونه ما از ترس ادامه نمیدیم
رضایت مشتری#
🤣11😭7❤2🍓1💋1
ما که تجربه کردیم، شما تجربه نکنید
کسی که با ادمای تخمی میپره خودشم تخمیه
کسی که با همه خوبه قطعا دوروعه
کسی که با ادمای تخمی میپره خودشم تخمیه
کسی که با همه خوبه قطعا دوروعه
👍11❤3🍓1
᎒𝐌ꎌ𝐍𝐢𝐤
دیشب نیمار که گریه کرد ده تا دست رو شونه اش بود
امشب کریس تنها زد زیر گریه
تنها هم رفت بیرون
تنها هم رفت بیرون
😭21💔4❤2
من از اسطورهام یاد گرفتم حتی وقتی همه مطمئن شدن تمومه، نباید ناامید شد و تا اخرش جنگید و بهشون ثابت کرد در اشتباهن
💘13🐳2❤1
Forwarded from ⋮ 𝗠𝗲𝗿𝗹𝗶𝗻 𝗪𝗼𝗿𝗹𝗱
.🐦🔥 . ⸽៹ روزی قهرمانی در میان دیوارهای قلعه مرلین متولد شد؛ با قلبی از طلا و شجاعتی بیهمتا. مردی از نسل ققنوس، مردی که او را پدرو میخواندند. این پسر در قلعه مرلین، در میان خانواده بزرگش، دوست داشته میشد. هیجانزده بود برای روزهایی که قرار بود از راه برسند؛ برای تجربههایی که در دنیای مرلین انتظارش را میکشیدند، برای دوستانی که قرار بود پیدا کند و برای خاطرات شیرینی که لبخند را بر لبانش بنشانند.
◂ اما در زمستان 1404، درهای جهنم گشوده شدند. شیاطین از تاریکی بیرون خزیدند؛ آنان برای شکار آمده بودند...برای شکار بهترینها.
پدرو در برابر شیاطین ایستاد. با قلب پاکش کوشید تا بدی را از سرزمین و خانهاش دور کند. پدروی جوان ما تنها میخواست روزی آزادانه بخندد.
.✨ . ⸽៹ اما گلولهها...گلولهها در تعقیب بهترینها، پدرو را یافتند.
نفسش را بریدند و همه آرزوها، همه رویاها و همه کارهایی را که میخواست روزی به انجام برساند، ناتمام باقی گذاشتند.
◂ خانواده مرلین در این داغ سرگردان شدند و به سوگ نشستند؛ به سوگ تمام روزهایی که پدرو هرگز فرصت زندگی کردنشان را نیافت، به سوگ همه راههای نرفته و همه کارهای ناتمام.
و ققنوس گریست...
از آن روز زخمی جاودان، بر قلب تکتک مرلینیان نقش بست؛ زخمی که هرگز التیام نخواهد یافت.
پدرو رفت، اما نامش در تالارهای مرلین، در میان خاطرات عزیزانش و در قلب کسانی که دوستش داشتند، تا ابد زنده خواهد ماند.
_9501🥀
ᯓ @Merlin_World
◂ اما در زمستان 1404، درهای جهنم گشوده شدند. شیاطین از تاریکی بیرون خزیدند؛ آنان برای شکار آمده بودند...برای شکار بهترینها.
پدرو در برابر شیاطین ایستاد. با قلب پاکش کوشید تا بدی را از سرزمین و خانهاش دور کند. پدروی جوان ما تنها میخواست روزی آزادانه بخندد.
.
نفسش را بریدند و همه آرزوها، همه رویاها و همه کارهایی را که میخواست روزی به انجام برساند، ناتمام باقی گذاشتند.
◂ خانواده مرلین در این داغ سرگردان شدند و به سوگ نشستند؛ به سوگ تمام روزهایی که پدرو هرگز فرصت زندگی کردنشان را نیافت، به سوگ همه راههای نرفته و همه کارهای ناتمام.
و ققنوس گریست...
از آن روز زخمی جاودان، بر قلب تکتک مرلینیان نقش بست؛ زخمی که هرگز التیام نخواهد یافت.
پدرو رفت، اما نامش در تالارهای مرلین، در میان خاطرات عزیزانش و در قلب کسانی که دوستش داشتند، تا ابد زنده خواهد ماند.
_9501
ᯓ @Merlin_World
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔23❤2😭2👍1