بنگرید ای اهل عالم با اذان دیگری،
بر فراز «دار» میرقصد جوانِ دیگری.
بر فراز «دار» میرقصد جوانِ دیگری.
💔31❤2😭1
:
واقعا دارم تلاشمو میکنم
چجوری 9 10 ساله دووم اوردی
᎒𝐌ꎌ𝐍𝐢𝐤:
اخه نگاهشون کن چه یتیم و بامزن
نمیتونم ازشون بگیرمش
تحمل میکنم دیگه
واقعا دارم تلاشمو میکنم
چجوری 9 10 ساله دووم اوردی
᎒𝐌ꎌ𝐍𝐢𝐤:
اخه نگاهشون کن چه یتیم و بامزن
نمیتونم ازشون بگیرمش
تحمل میکنم دیگه
😭28❤2🤣2
᎒𝐌ꎌ𝐍𝐢𝐤
: واقعا دارم تلاشمو میکنم چجوری 9 10 ساله دووم اوردی ᎒𝐌ꎌ𝐍𝐢𝐤: اخه نگاهشون کن چه یتیم و بامزن نمیتونم ازشون بگیرمش تحمل میکنم دیگه
:
اگه ببینی انقدری پسرفت کردی که دیگه بهشون حال نمیده یا مثل قبل دوسش ندارن چی
᎒𝐌ꎌ𝐍𝐢𝐤:
اون وقت میتونم اخرین چراغ این خونه و خاموش کنم
قبلا گفتم، مرلین فقط تا وقتی که کسی باشه تا دوستش داشته باشه ادامه میده
اگه ببینی انقدری پسرفت کردی که دیگه بهشون حال نمیده یا مثل قبل دوسش ندارن چی
᎒𝐌ꎌ𝐍𝐢𝐤:
اون وقت میتونم اخرین چراغ این خونه و خاموش کنم
قبلا گفتم، مرلین فقط تا وقتی که کسی باشه تا دوستش داشته باشه ادامه میده
😭30❤2❤🔥2
᎒𝐌ꎌ𝐍𝐢𝐤
: اگه ببینی انقدری پسرفت کردی که دیگه بهشون حال نمیده یا مثل قبل دوسش ندارن چی ᎒𝐌ꎌ𝐍𝐢𝐤: اون وقت میتونم اخرین چراغ این خونه و خاموش کنم قبلا گفتم، مرلین فقط تا وقتی که کسی باشه تا دوستش داشته باشه ادامه میده
:
چند نفر
᎒𝐌ꎌ𝐍𝐢𝐤:
حتی یه نفر
:
اگه همه نخوانش ولی از بین هزار نفر ۱۰ نفر بگن دوسش دارن
᎒𝐌ꎌ𝐍𝐢𝐤:
مرلین روزایی داشته که حتی 10 نفرم کنارش نموندن
ولی ادامه دادم
چون 3/4 نفری هنوز بهش باور داشتن
من نمیتونم بزارم کسی که به مرلین باور داره ناامید بشه
کسی نباید از خونهاش ناامید بشه
چند نفر
᎒𝐌ꎌ𝐍𝐢𝐤:
حتی یه نفر
:
اگه همه نخوانش ولی از بین هزار نفر ۱۰ نفر بگن دوسش دارن
᎒𝐌ꎌ𝐍𝐢𝐤:
مرلین روزایی داشته که حتی 10 نفرم کنارش نموندن
ولی ادامه دادم
چون 3/4 نفری هنوز بهش باور داشتن
من نمیتونم بزارم کسی که به مرلین باور داره ناامید بشه
کسی نباید از خونهاش ناامید بشه
❤34💘9😭4🦄3
الان تو مودیم که اگه مرلین واقعی بود یهو سر صبح با لگد میومدم تو خوابگاهتون میگفتم لطفا سریع تر بغلم کنید قبل اینکه خودمو بکشم.
😭53❤5💋2🐳1👾1
بیش از حد کار داشتن باعث میشه هیچکاری نکنم
و هیچکاری نکردن باعث میشه کار هام بیش از حد بشه
و هیچکاری نکردن باعث میشه کار هام بیش از حد بشه
❤12👍3👾1
دردی استخوانسوز در ژرفای وجودم ریشه دوانده؛ دردی که نه از تن، که از جایی عمیقتر برمیخیزد. هر تپش قلبم را در مشت میفشارد و اندیشههایم را قطرهقطره به زهر میآلاید. آنچنان بیرحم و سهمگین است که واژهها در برابرش رنگ میبازند؛ گویی زبانم در دهانم به بند کشیده شدهو سکوت، تنها روایتیست که از من باقی مانده است.
❤17🕊2❤🔥1🦄1👾1