💠دغل بازی های تلگرام
🔸جلال رحمانی
بزرگترین دغل بازی تکنولوژی به روابط عاشقانه، آن است که نمیگذارد چیزی «تمام» شود.
شبکههای اجتماعی فقط اولش را بلدند. آدمها را باعکس و کلمه نشان می دهد.
ترغیب تان میکند که همدیگر را بیشتر بشناسید.
اما آن طرف ماجرا، وقتی قصهی دو نفر تمام میشود؛تکنولوژی، فارغ از اتفاقات پیش آمده کار خودش را میکند.
آن دو آدم را مدام نشانِ هم میدهد.
دیگر فقط یک شماره نیست که اگر نگیری کمکم فراموشت شود.
یادگارِ محبوبِ از دست رفته، دیگر فقط چند عکس و چند کاغذ نامه نیست که پاره و سوزانده شود.
در روزگار تلگرام، آن که رفته و با خود دلی شکسته برده، هنوز از در و دیوار در تجلی است؛
با عکسهایش، خندههایش وبا کلمهها و صدایش.
حتی اگر هم نخواهی، ادامه دارد.
و چون ادامه دارد، پس هست.
و چون هست، پس هنوز تمام نشده است.
و این «هنوز» - خدا میداند که - بُرّندهترین تیغ دنیاست..
نسخه های زندگی:
☄️ @zlife ☄️
🔸جلال رحمانی
بزرگترین دغل بازی تکنولوژی به روابط عاشقانه، آن است که نمیگذارد چیزی «تمام» شود.
شبکههای اجتماعی فقط اولش را بلدند. آدمها را باعکس و کلمه نشان می دهد.
ترغیب تان میکند که همدیگر را بیشتر بشناسید.
اما آن طرف ماجرا، وقتی قصهی دو نفر تمام میشود؛تکنولوژی، فارغ از اتفاقات پیش آمده کار خودش را میکند.
آن دو آدم را مدام نشانِ هم میدهد.
دیگر فقط یک شماره نیست که اگر نگیری کمکم فراموشت شود.
یادگارِ محبوبِ از دست رفته، دیگر فقط چند عکس و چند کاغذ نامه نیست که پاره و سوزانده شود.
در روزگار تلگرام، آن که رفته و با خود دلی شکسته برده، هنوز از در و دیوار در تجلی است؛
با عکسهایش، خندههایش وبا کلمهها و صدایش.
حتی اگر هم نخواهی، ادامه دارد.
و چون ادامه دارد، پس هست.
و چون هست، پس هنوز تمام نشده است.
و این «هنوز» - خدا میداند که - بُرّندهترین تیغ دنیاست..
نسخه های زندگی:
☄️ @zlife ☄️
؛
🍃گر باده نهان کنیم
🍂بو را چه کنیم
🍃وین حال خمار و
🍂رنگ و رو را چه کنیم
🍃ور با لب خشک
🍂عشق را خشک آریم
🍃این چشمهٔ چشمِ
🍂همچو جو را چه کنیم
"مولانا"
نسخه های زندگی:
☄️ @zlife ☄️
🍃گر باده نهان کنیم
🍂بو را چه کنیم
🍃وین حال خمار و
🍂رنگ و رو را چه کنیم
🍃ور با لب خشک
🍂عشق را خشک آریم
🍃این چشمهٔ چشمِ
🍂همچو جو را چه کنیم
"مولانا"
نسخه های زندگی:
☄️ @zlife ☄️
📕 در مدارِ مهر
📝صدیق قطبی
بر هر چه همی لرزی، میدان که همان ارزی
زین روی دلِ عاشق، از عرش فزون باشد.
"مولانا"
میتوان فشردهی آموزههای فرزانگان معنوی را در این خلاصه کرد که جملگی، آدمیان را به پیجویی و طلب «حقیقت، زیبایی و خیر» ترغیب میکردند. مهمترین توصیهی آموزگاران معنوی این است که بکوشید حظ و بهره بیشتری از حقیقت، زیبایی و خیر ببرید و درونتان را از این سه کیمیای سعادت، آباد کنید.
🔸با عشق به حقیقت و طلب صادقانه و مجدانهی آن، باورهای خرافی و نامدلل و بیپایه را از ذهن خود میتارانیم و وجودی آگاهتر و روشنتر خواهیم یافت.
🔸با شستن غبار عادت و کهنهبینی و دستیابی به نگاهی عاشقانه و ازسر محبت و نیز در تمرین سکوت و مراقبه و آهستگی، زیباییهای زندگی را در مییابیم و درونمان را از آن لبریز میکنیم.
🔸با خیرخواهی و نیکرفتاری، به جهانی آبادتر و درونی معنایافتهتر دست مییابیم.
تعالی روحی و غنای معنوی مرهون دستشستن از داشتههایی است که بسیار دوستشان میداریم. به دیگران میبخشیم و معنا و رضایت باطن و زلالی دریافت میکنیم.
روح ما با «حقیقت»، «زیبایی» و «خیر» است که سیراب میشود و راستی چه سود اگر روح خود را ببازیم و درمقابل، دنیا را سراسر بهکف آریم؟ مسیح میگفت:
«آدمی را چه سود که دنیا را سراسر بهکف آرد اگر جان خویش از میان بردارد؟»
نسخه های زندگی:
☄️ @zlife ☄️
📝صدیق قطبی
بر هر چه همی لرزی، میدان که همان ارزی
زین روی دلِ عاشق، از عرش فزون باشد.
"مولانا"
میتوان فشردهی آموزههای فرزانگان معنوی را در این خلاصه کرد که جملگی، آدمیان را به پیجویی و طلب «حقیقت، زیبایی و خیر» ترغیب میکردند. مهمترین توصیهی آموزگاران معنوی این است که بکوشید حظ و بهره بیشتری از حقیقت، زیبایی و خیر ببرید و درونتان را از این سه کیمیای سعادت، آباد کنید.
🔸با عشق به حقیقت و طلب صادقانه و مجدانهی آن، باورهای خرافی و نامدلل و بیپایه را از ذهن خود میتارانیم و وجودی آگاهتر و روشنتر خواهیم یافت.
🔸با شستن غبار عادت و کهنهبینی و دستیابی به نگاهی عاشقانه و ازسر محبت و نیز در تمرین سکوت و مراقبه و آهستگی، زیباییهای زندگی را در مییابیم و درونمان را از آن لبریز میکنیم.
🔸با خیرخواهی و نیکرفتاری، به جهانی آبادتر و درونی معنایافتهتر دست مییابیم.
تعالی روحی و غنای معنوی مرهون دستشستن از داشتههایی است که بسیار دوستشان میداریم. به دیگران میبخشیم و معنا و رضایت باطن و زلالی دریافت میکنیم.
روح ما با «حقیقت»، «زیبایی» و «خیر» است که سیراب میشود و راستی چه سود اگر روح خود را ببازیم و درمقابل، دنیا را سراسر بهکف آریم؟ مسیح میگفت:
«آدمی را چه سود که دنیا را سراسر بهکف آرد اگر جان خویش از میان بردارد؟»
نسخه های زندگی:
☄️ @zlife ☄️
دقایقی با مثنوی مولانا
@zlife
شمع درون (101)
؛🍃🍂🍃
این عجب نبود که کور اُفتد به چاه بوالعجب، اُفتادن بینای راه
؛🔸🔹🔸
نسخه های زندگی🔰
☄️ @zlife ☄️
؛🍃🍂🍃
این عجب نبود که کور اُفتد به چاه بوالعجب، اُفتادن بینای راه
؛🔸🔹🔸
نسخه های زندگی🔰
☄️ @zlife ☄️
؛🍂🌿🍃🍂🌿🍃🍂
وجود قفل، یعنی کلیدی هم هست.
؛🔹🔸🔹🔸🔹
خداوند هرگز مساله ای بزرگتر از توانایی و قدرت تان، پیش روی شما نمی گذارد.
با این باور با مشکلات روبرو شوید که از آنها بزرگترید.
همیشه راهی هست،
ناامید و نگران نشوید و آرامش خود را از دست ندهید.
به راه حل بیندیشید، آن به زودی آشکار خواهدشد.
کانال نسخه های زندگی:
☄️ @zlife ☄️
وجود قفل، یعنی کلیدی هم هست.
؛🔹🔸🔹🔸🔹
خداوند هرگز مساله ای بزرگتر از توانایی و قدرت تان، پیش روی شما نمی گذارد.
با این باور با مشکلات روبرو شوید که از آنها بزرگترید.
همیشه راهی هست،
ناامید و نگران نشوید و آرامش خود را از دست ندهید.
به راه حل بیندیشید، آن به زودی آشکار خواهدشد.
کانال نسخه های زندگی:
☄️ @zlife ☄️
💠 بیغیرتها،باغیرتها
🔸غیرت یکی از آن کلماتی ست که هیچ وقت معنایش را نفهمیدم. اینکه مثلا زن و مرد باید نسبت به هم غیرت داشته باشند. یا بچه ها به والدینشان. یا مثلا نسبت به مملکتت غیرت داشته باش. خصوصا این گزارش های ورزشی که مدام میگویند "بچه های ما غیرت دارند"، را هیچوقت نفهمیدم یعنی چه؟ آیا یک جور فن است؟ تاکتیک است؟ یک نقشه ی سری و خفن است که فقط ما داریم و مثلا ورزشکاران بقیه کشورها غیرت ملی ندارند؟ یا اینکه یک چیزی مثل هورمون تستسترون است که توی غذایشان می ریزند و تحریک می شوند که حتما برنده شوند؟ ...
🔹هرچقدر هم در تعریفهایی که آدمهای مختلف از غیرت دادهاند دقت میکنم چیزی که میفهمم این است که انگار منظورشان از غیرت یک جور خریت خفن یا یک جور تعصب کور و خشن است که برایش یا باید رگِ خودت را بزنی یا رگ دیگری را. حالا هر چقدر خرتر باشی و بتوانی جفتکِ بهتری پرت کنی، انگار غیرت بیشتری داری.
🔸امروز که مثنوی مولوی را میخواندم، حضرتِ آقا یک تعریفی از غیرت کرده بود که خوشمان آمد. آقای جلال الدینِ بلخی میگوید: ببین؛ فرض کن ما یک طناب داریم به اسم محبت.
این طناب شبیهِ طیفِ نور است، یعنی از بیرنگی شروع میشود تا رنگهای شدید.
یک سرِ طنابِ محبت،بیتفاوتی است. بیاهمیتی؛ سردی؛ بیتوجهی.
همینطور که از سرِ طناب جلو میآیی و محبت بیشتر میشود اسمهای دیگری پیدا میکند: دوستی، رفاقت، عشق، ولایت و غیره.
آن آخرِ آخرِ طناب که تهِ تهش است، اسمش میشود #غیرت.
🔹یعنی محبت وقتی به اوجِ خود میرسد اسمش میشود غیرت. یعنی وقتی وجودت از محبتِ یک چیز پُر شد و جایِ خالی نماند، آنگاه #غیرت پیدا میکنی؛ یعنی #غیر او در وجودت جایی ندارد و هیچکس برای تو او نمیشود.
غیرت یعنی عزیزم غیرِ تو در من نیست:
غیرت آن باشد که او غیرِ همه ست .
🔸آقای عزیز: غیرت به صدایِ کلفت و دستِ بزن و قِی کردنِ خشونت نیست.
خانم محترم: غیرت به حسادت و غُر زدن و مدام سین جیم و کنترل کردن نیست.
والدین عزیز، غیرت به زندان ساختن برای بچهها نیست. بلکه، غیرت یعنی آنقدر خودت غرق محبت باشی و دیگری را غرقِ محبت کنی که اصلا جایی برای غیر نمانَد.
کسی که غرقِ محبت باشد اصلا محال است که دلش هوایِ غیر را بکند. حالا آن غیر میخواهد رابطهی ناهنجار با دیگران باشد، یا استفاده از مواد مخدر و مشروبات الکلی، و یا پناه بردن به موبایل و هر زهرمار دیگری که این عمرِ کوتاه را از دست ما میدُزدد و رنجهای عالم را مضاعف میکند..
"دکترمحسن زندی"
نسخه های زندگی:
☄️ @zlife ☄️
🔸غیرت یکی از آن کلماتی ست که هیچ وقت معنایش را نفهمیدم. اینکه مثلا زن و مرد باید نسبت به هم غیرت داشته باشند. یا بچه ها به والدینشان. یا مثلا نسبت به مملکتت غیرت داشته باش. خصوصا این گزارش های ورزشی که مدام میگویند "بچه های ما غیرت دارند"، را هیچوقت نفهمیدم یعنی چه؟ آیا یک جور فن است؟ تاکتیک است؟ یک نقشه ی سری و خفن است که فقط ما داریم و مثلا ورزشکاران بقیه کشورها غیرت ملی ندارند؟ یا اینکه یک چیزی مثل هورمون تستسترون است که توی غذایشان می ریزند و تحریک می شوند که حتما برنده شوند؟ ...
🔹هرچقدر هم در تعریفهایی که آدمهای مختلف از غیرت دادهاند دقت میکنم چیزی که میفهمم این است که انگار منظورشان از غیرت یک جور خریت خفن یا یک جور تعصب کور و خشن است که برایش یا باید رگِ خودت را بزنی یا رگ دیگری را. حالا هر چقدر خرتر باشی و بتوانی جفتکِ بهتری پرت کنی، انگار غیرت بیشتری داری.
🔸امروز که مثنوی مولوی را میخواندم، حضرتِ آقا یک تعریفی از غیرت کرده بود که خوشمان آمد. آقای جلال الدینِ بلخی میگوید: ببین؛ فرض کن ما یک طناب داریم به اسم محبت.
این طناب شبیهِ طیفِ نور است، یعنی از بیرنگی شروع میشود تا رنگهای شدید.
یک سرِ طنابِ محبت،بیتفاوتی است. بیاهمیتی؛ سردی؛ بیتوجهی.
همینطور که از سرِ طناب جلو میآیی و محبت بیشتر میشود اسمهای دیگری پیدا میکند: دوستی، رفاقت، عشق، ولایت و غیره.
آن آخرِ آخرِ طناب که تهِ تهش است، اسمش میشود #غیرت.
🔹یعنی محبت وقتی به اوجِ خود میرسد اسمش میشود غیرت. یعنی وقتی وجودت از محبتِ یک چیز پُر شد و جایِ خالی نماند، آنگاه #غیرت پیدا میکنی؛ یعنی #غیر او در وجودت جایی ندارد و هیچکس برای تو او نمیشود.
غیرت یعنی عزیزم غیرِ تو در من نیست:
غیرت آن باشد که او غیرِ همه ست .
🔸آقای عزیز: غیرت به صدایِ کلفت و دستِ بزن و قِی کردنِ خشونت نیست.
خانم محترم: غیرت به حسادت و غُر زدن و مدام سین جیم و کنترل کردن نیست.
والدین عزیز، غیرت به زندان ساختن برای بچهها نیست. بلکه، غیرت یعنی آنقدر خودت غرق محبت باشی و دیگری را غرقِ محبت کنی که اصلا جایی برای غیر نمانَد.
کسی که غرقِ محبت باشد اصلا محال است که دلش هوایِ غیر را بکند. حالا آن غیر میخواهد رابطهی ناهنجار با دیگران باشد، یا استفاده از مواد مخدر و مشروبات الکلی، و یا پناه بردن به موبایل و هر زهرمار دیگری که این عمرِ کوتاه را از دست ما میدُزدد و رنجهای عالم را مضاعف میکند..
"دکترمحسن زندی"
نسخه های زندگی:
☄️ @zlife ☄️
📚 عطر چشمان او
📝 روزبه معین
می آید روزی که در تراس خانه ات، روی صندلی دسته دار نشسته ای و بازی کودکان را تماشا می کنی..
آن روز دیگر نه باران، خاطره ای از من برایت تازه می کند و نه غروب آفتاب، سنگی بر دریاچه آرام دلت می اندازد،
سال هاست که تو مرا پاک از یاد برده ای!
کنار روزمرگی هایت،
یک فنجان چای برای خودت میریزی و با دستانی که دیگر چروک شده اند لرزان لرزان فنجان چایت را به لبانت نزدیک می کنی،
اما یکباره یکی از کودکان نام مرا فریاد می زند!
شباهت اسمی بود...
تو آرام فنجانت را کمی پایین می آوری،
لبخند کوچکی می زنی و دوباره چایت را می نوشی،
من به همان لبخند زنده ام..
نسخه های زندگی:
☄️ @zlife ☄️
📝 روزبه معین
می آید روزی که در تراس خانه ات، روی صندلی دسته دار نشسته ای و بازی کودکان را تماشا می کنی..
آن روز دیگر نه باران، خاطره ای از من برایت تازه می کند و نه غروب آفتاب، سنگی بر دریاچه آرام دلت می اندازد،
سال هاست که تو مرا پاک از یاد برده ای!
کنار روزمرگی هایت،
یک فنجان چای برای خودت میریزی و با دستانی که دیگر چروک شده اند لرزان لرزان فنجان چایت را به لبانت نزدیک می کنی،
اما یکباره یکی از کودکان نام مرا فریاد می زند!
شباهت اسمی بود...
تو آرام فنجانت را کمی پایین می آوری،
لبخند کوچکی می زنی و دوباره چایت را می نوشی،
من به همان لبخند زنده ام..
نسخه های زندگی:
☄️ @zlife ☄️
Forwarded from نسخه های زندگی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📙 بهارستان
📝 جامی
ازمردی بخشنده پرسیدند: آیا از اینکه به دیگران کمک می کنی و روزی رسان فقیران هستی، هرگز به خود مغرورشده ای یا منتی برسرنیازمندان گزارده ای؟
پاسخ داد: هیهات که بخشش و روزی رسانی من به نیازمندان حکایت کفگیری است که در دست طباخ است. اگر چه طباخ هرچه می دهد در کفگیر می ریزد و می دهد، ولی کفگیر هرگز گمان نمی برد که هرچه دارد، از آن خودش است و بخشنده است.
کانال نسخه های زندگی:
☄️ @zlife ☄️
📝 جامی
ازمردی بخشنده پرسیدند: آیا از اینکه به دیگران کمک می کنی و روزی رسان فقیران هستی، هرگز به خود مغرورشده ای یا منتی برسرنیازمندان گزارده ای؟
پاسخ داد: هیهات که بخشش و روزی رسانی من به نیازمندان حکایت کفگیری است که در دست طباخ است. اگر چه طباخ هرچه می دهد در کفگیر می ریزد و می دهد، ولی کفگیر هرگز گمان نمی برد که هرچه دارد، از آن خودش است و بخشنده است.
کانال نسخه های زندگی:
☄️ @zlife ☄️
دنیای امروزما
دنیای روابط آدمها
با آدمها نیست.
دنیای روابط نقاب ها
با نقاب هاست.
آدمها کمتر فرصت میکنند
تا سیمای حقیقی یکدیگر را ببینند..
نسخه های زندگی:
☄️ @zlife ☄️
دنیای روابط آدمها
با آدمها نیست.
دنیای روابط نقاب ها
با نقاب هاست.
آدمها کمتر فرصت میکنند
تا سیمای حقیقی یکدیگر را ببینند..
نسخه های زندگی:
☄️ @zlife ☄️
negaran nabash
@zlife
تنها راهزنی که دار و ندار آدمی را به تاراج می برد اندیشههای منفی خود او است.
"فلورانس اسکاول شین"
؛🔸🔹🔸
آهنگ: "نگران نباش"
خواننده: امیرعلی بهادری
کانال نسخه های زندگی🔰
☄️ @zlife ☄️
"فلورانس اسکاول شین"
؛🔸🔹🔸
آهنگ: "نگران نباش"
خواننده: امیرعلی بهادری
کانال نسخه های زندگی🔰
☄️ @zlife ☄️
Forwarded from فردین علیخواه
ای کاش با صدای بلند بخوانند، با صدای بلند
🔺دکتر فردین علیخواه-جامعه شناس
▪️در سال 1387 از رساله دکترایم که موضوع آن « پتانسیل اعتراض سیاسی در ایران» بود دفاع کردم. برای درک بهتر ناآرامی های اخیر در کشور، بعد از چند سال، دیشب رساله ام را ورق می زدم. در ادامه به برخی از مهم ترین یافته های آن اشاره می کنم:
- یافته اصلی این تحقیق آن است که در مجموع پتانسیل اعتراض سیاسی در جامعه بالاست.
- هر چقدر از ميزان اثرگذاری سياسي افراد ( این احساس که می توانند در تصمیمات سیاسی کشور اثرگذار باشند) كاسته مي شود بر ميزان پتانسيل اعتراض سياسي آنان افزوده مي شود.
- دربین آن گروه از شهروندانی که معتقدند درساختار سياسي کشور فرصت و امکان اعتراض محدود است، پتانسيل اعتراض سياسي بيشتر است.
-با افزایش میزان تحصیلات افراد، میزان پتانسیل اعتراض سیاسی نیز افزایش می یابد.
- میزان احساس محرومیت (اقتصادی، سیاسی، فرهنگی) در این تحقیق بسیار بالا است. در بین آن گروه از شهروندان که« احساس محروميت » بیشتری دارند پتانسيل اعتراض سياسي نیز بیشتر است. نکته دیگر آنکه، در بین آن گروه از شهروندانی که« منبع محروميت » اقتصادی خود را نه خودشان بلکه سياست هاي دولت و تصمیمات مقامات سياسي می دانند پتانسيل اعتراض سياسي نیز بیشتر است.
- هر چه میزان احساس تبعيض و بي عدالتي در افراد بیشتر می شود ميزان پتانسيل اعتراض سياسي آنان هم افزایش می یابد.
- هر چه میزان رضايت از زندگي افراد کاهش می یابد ميزان پتانسيل اعتراض سياسي آنان افزایش می بابد.
بگذارید خلاصه کنم: احساس اثر گذاری کم در روند تصمیم گیری های سیاسی / این برداشت که در ساختار سیاسی کشور فرصت های کمی برای اعتراض وجود دارد/ احساس محرومیت(سیاسی، اقتصادی، فرهنگی) بالا / این برداشت که منبع محرومیت من نه خودم بلکه تصمیم های غلط نظام سیاسی است / احساس تبعیض و بی عدالتی بالا / رضایت کم از زندگی / با موضوع اصلی رساله یعنی پتانسیل بالای اعتراض سیاسی رابطه مستقیم داشتند.
▪️وقتی در دهه اخیر آمار طلاق در جامعه ایرانی رشد یافت، برخی نهادها، بنرهایی در خیابان های شهر نصب کردند. در این بنرها ابتدا دیش ماهواره و در زیر آن زن و مردی را نشان دادند که پشت به هم نشسته اند و بین آنها نیز کودکی پریشان حال قرار گرفته است. در زیر بنر نوشتند " سرانجام ماهواره". در پس زمنیه تصویر هم نقشه آمریکا و اسرائیل را به شکل محو نشان دادند. درک آنان از رشد طلاق در جامعه ایرانی همین قدر بود. از نظر آنان تعداد دیش مساوی بود با تعداد طلاق! طبیعتا آنان برای حل این مشکل اجتماعی (طلاق) فقط به «جمع آوری» اعتقاد داشتند و در نتیجه به سمت پشت بام ها سرباز اعزام کردند. چندین بار ضربتی دیش های ماهواره را جمع کردند تا شاید آمار طلاق کاهش یابد. ولی کاهش نیافت. آنان در علت یابی مشکلات جامعه، معمولا ساده ترین راه را برای توضیح انتخاب می کنند و همیشه هم قبل از محققان علوم انسانی پاسخ را می دانند ؛ نتیجه را می گیرند و به جامعه ابلاغ می کنند.
▪️در روزهای اخیر مقامات مدام در تلویزیون ظاهر می شوند و رویدادهای اخیر را علت یابی می کنند. آنان باز هم ساده سازی می کنند. همانطور که درباره طلاق ساده سازی می کنند. آنان باز هم پیچیدگی مسائل اجتماعی را به یک عامل تقلیل می دهند. می گویند علت ناآرامی ها این است و بس! به دور دست ها اشاره می کنند. گاهی اوقات فکر می کنم که این بزرگواران دچار پیرچشمی هستند. در نزدیک بینی مشکل جدی دارند و فقط اجسام دور را خوب می بینند.
▪️حدود ده سال از دفاع رساله ام گذشته است. داده های این رساله در شهر تهران جمع آوری شد. ای کاش مقامات محترم به جای ساده سازی های مرسوم مسائل اجتماعی، حداقل بنشینند و پس از حل مشکل نزدیک بینی شان، یکبار عوامل موثر بر پتانسیل اعتراض سیاسی را با صدای بلند برای خودشان بخوانند. با صدای بلند.
✅ارسال نظر: @alikhahfardin
✅کانال: @fardinalikhah
🔺دکتر فردین علیخواه-جامعه شناس
▪️در سال 1387 از رساله دکترایم که موضوع آن « پتانسیل اعتراض سیاسی در ایران» بود دفاع کردم. برای درک بهتر ناآرامی های اخیر در کشور، بعد از چند سال، دیشب رساله ام را ورق می زدم. در ادامه به برخی از مهم ترین یافته های آن اشاره می کنم:
- یافته اصلی این تحقیق آن است که در مجموع پتانسیل اعتراض سیاسی در جامعه بالاست.
- هر چقدر از ميزان اثرگذاری سياسي افراد ( این احساس که می توانند در تصمیمات سیاسی کشور اثرگذار باشند) كاسته مي شود بر ميزان پتانسيل اعتراض سياسي آنان افزوده مي شود.
- دربین آن گروه از شهروندانی که معتقدند درساختار سياسي کشور فرصت و امکان اعتراض محدود است، پتانسيل اعتراض سياسي بيشتر است.
-با افزایش میزان تحصیلات افراد، میزان پتانسیل اعتراض سیاسی نیز افزایش می یابد.
- میزان احساس محرومیت (اقتصادی، سیاسی، فرهنگی) در این تحقیق بسیار بالا است. در بین آن گروه از شهروندان که« احساس محروميت » بیشتری دارند پتانسيل اعتراض سياسي نیز بیشتر است. نکته دیگر آنکه، در بین آن گروه از شهروندانی که« منبع محروميت » اقتصادی خود را نه خودشان بلکه سياست هاي دولت و تصمیمات مقامات سياسي می دانند پتانسيل اعتراض سياسي نیز بیشتر است.
- هر چه میزان احساس تبعيض و بي عدالتي در افراد بیشتر می شود ميزان پتانسيل اعتراض سياسي آنان هم افزایش می یابد.
- هر چه میزان رضايت از زندگي افراد کاهش می یابد ميزان پتانسيل اعتراض سياسي آنان افزایش می بابد.
بگذارید خلاصه کنم: احساس اثر گذاری کم در روند تصمیم گیری های سیاسی / این برداشت که در ساختار سیاسی کشور فرصت های کمی برای اعتراض وجود دارد/ احساس محرومیت(سیاسی، اقتصادی، فرهنگی) بالا / این برداشت که منبع محرومیت من نه خودم بلکه تصمیم های غلط نظام سیاسی است / احساس تبعیض و بی عدالتی بالا / رضایت کم از زندگی / با موضوع اصلی رساله یعنی پتانسیل بالای اعتراض سیاسی رابطه مستقیم داشتند.
▪️وقتی در دهه اخیر آمار طلاق در جامعه ایرانی رشد یافت، برخی نهادها، بنرهایی در خیابان های شهر نصب کردند. در این بنرها ابتدا دیش ماهواره و در زیر آن زن و مردی را نشان دادند که پشت به هم نشسته اند و بین آنها نیز کودکی پریشان حال قرار گرفته است. در زیر بنر نوشتند " سرانجام ماهواره". در پس زمنیه تصویر هم نقشه آمریکا و اسرائیل را به شکل محو نشان دادند. درک آنان از رشد طلاق در جامعه ایرانی همین قدر بود. از نظر آنان تعداد دیش مساوی بود با تعداد طلاق! طبیعتا آنان برای حل این مشکل اجتماعی (طلاق) فقط به «جمع آوری» اعتقاد داشتند و در نتیجه به سمت پشت بام ها سرباز اعزام کردند. چندین بار ضربتی دیش های ماهواره را جمع کردند تا شاید آمار طلاق کاهش یابد. ولی کاهش نیافت. آنان در علت یابی مشکلات جامعه، معمولا ساده ترین راه را برای توضیح انتخاب می کنند و همیشه هم قبل از محققان علوم انسانی پاسخ را می دانند ؛ نتیجه را می گیرند و به جامعه ابلاغ می کنند.
▪️در روزهای اخیر مقامات مدام در تلویزیون ظاهر می شوند و رویدادهای اخیر را علت یابی می کنند. آنان باز هم ساده سازی می کنند. همانطور که درباره طلاق ساده سازی می کنند. آنان باز هم پیچیدگی مسائل اجتماعی را به یک عامل تقلیل می دهند. می گویند علت ناآرامی ها این است و بس! به دور دست ها اشاره می کنند. گاهی اوقات فکر می کنم که این بزرگواران دچار پیرچشمی هستند. در نزدیک بینی مشکل جدی دارند و فقط اجسام دور را خوب می بینند.
▪️حدود ده سال از دفاع رساله ام گذشته است. داده های این رساله در شهر تهران جمع آوری شد. ای کاش مقامات محترم به جای ساده سازی های مرسوم مسائل اجتماعی، حداقل بنشینند و پس از حل مشکل نزدیک بینی شان، یکبار عوامل موثر بر پتانسیل اعتراض سیاسی را با صدای بلند برای خودشان بخوانند. با صدای بلند.
✅ارسال نظر: @alikhahfardin
✅کانال: @fardinalikhah
؛
🔸پدرم میگوید: کتاب
🔹مادرم میگوید: دعا
و من خوب میدانم
که زیباترین تعریف خدا را
فقط میتوان از زبان گلها شنید.
"حسین پناهی"
نسخه های زندگی:
☄️ @zlife ☄️
🔸پدرم میگوید: کتاب
🔹مادرم میگوید: دعا
و من خوب میدانم
که زیباترین تعریف خدا را
فقط میتوان از زبان گلها شنید.
"حسین پناهی"
نسخه های زندگی:
☄️ @zlife ☄️
📚 عارفان مسیحی
📝 استیون فانینگ
📖 ترجمه: فریدالدین رادمهر
آنجلا فولینیویی(عارف بزرگ مسیحی):
در یک مکاشفه به هر چه نگریستم، کمال خدا را دیدم،
و همهی خلقت را مقایسه و بررسی کردم، یعنی هر چه در این کناره هست و آنچه در ورای دریاهاست، دوزخ، دریا، خود و هر چیز دیگر را.
و در هر چیزی که دیدم، نتوانستم چیزی بیابم جز حضورِ پُرشوکتِ خداوند را که در ذاتش غیرقابل وصف بود؛
و نفس من در هر بارقهای از حیرت فریاد بر میآورد: "این جهان از خدا حامله است."
خدا در هر مخلوقی حاضر است و در هر چه وجود دارد، او را میتوان یافت، خواه یک شریر باشد یا یک فرشتهی نیکخصال،در بهشت باشد یا دوزخ، در خوبیها و یا بدیها، یعنی در همه چیز...
و علاوه بر این دریافتم که حضور او در یک شریر کمتر از یک فرشتهی نیکخصال نیست.»
نسخه های زندگی:
☄️ @zlife ☄️
📝 استیون فانینگ
📖 ترجمه: فریدالدین رادمهر
آنجلا فولینیویی(عارف بزرگ مسیحی):
در یک مکاشفه به هر چه نگریستم، کمال خدا را دیدم،
و همهی خلقت را مقایسه و بررسی کردم، یعنی هر چه در این کناره هست و آنچه در ورای دریاهاست، دوزخ، دریا، خود و هر چیز دیگر را.
و در هر چیزی که دیدم، نتوانستم چیزی بیابم جز حضورِ پُرشوکتِ خداوند را که در ذاتش غیرقابل وصف بود؛
و نفس من در هر بارقهای از حیرت فریاد بر میآورد: "این جهان از خدا حامله است."
خدا در هر مخلوقی حاضر است و در هر چه وجود دارد، او را میتوان یافت، خواه یک شریر باشد یا یک فرشتهی نیکخصال،در بهشت باشد یا دوزخ، در خوبیها و یا بدیها، یعنی در همه چیز...
و علاوه بر این دریافتم که حضور او در یک شریر کمتر از یک فرشتهی نیکخصال نیست.»
نسخه های زندگی:
☄️ @zlife ☄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ازصدای گذر آب چنان میفهمم
تندتر از آب روان،
عمر گران میگذرد
زندگی را نفسی
ارزش غم خوردن نیست
آنقدر سیر بخند
که ندانی غم چیست..
کانال نسخه های زندگی🔰
☄️ @zlife ☄️
تندتر از آب روان،
عمر گران میگذرد
زندگی را نفسی
ارزش غم خوردن نیست
آنقدر سیر بخند
که ندانی غم چیست..
کانال نسخه های زندگی🔰
☄️ @zlife ☄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺فیلم کوتاه:
🐼 خـــــــــــرس 🐼
برنامه ریزی های ما، گاه به نتایج مورد انتظار منجر نشده و سرانجامی تلخ به دنبال دارند..
نسخه های زندگی:
☄️ @zlife ☄️
🐼 خـــــــــــرس 🐼
برنامه ریزی های ما، گاه به نتایج مورد انتظار منجر نشده و سرانجامی تلخ به دنبال دارند..
نسخه های زندگی:
☄️ @zlife ☄️