چهار خطی
4.86K subscribers
392 photos
10 videos
115 files
1.41K links
رباعی فارسی، به روایت: سید علی میرافضلی

(این صفحه روز پنج‌شنبه نوزدهم آذر هزار و سیصد و نود و چهار شمسی راه‌اندازی شده است.)
Download Telegram
شفیعی کدکنی؛ مثل درخت در شب باران

دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی، شاعر، منتقد، مصحح، مترجم و استاد دانشگاه تهران، زادۀ نوزدهم مهر ۱۳۱۸ در کدکن نیشابور است. اشراف و احاطۀ شفیعی کدکنی در چندین حوزۀ فرهنگ و ادب و عرفان در زبان پارسی و عربی، او را به شخصیتی یگانه، چند وجهی و جامع تبدیل کرده و نام و آوازۀ او را از مرزهای ایران فراتر بُرده است. در این یادداشت که به بهانۀ هفتاد و نهمین سال تولد ایشان فراهم آمده، نگاهی مجمل به جنبه‌های مختلف شخصیت او در حوزۀ شعر و پژوهش می‌افکنیم.

◙ شعر. به گفتۀ خود استاد شفیعی کدکنی، وی شاعری را از سن ۸ سالگی آغاز کرده و حدود هفتاد سال است که ذهن و ضمیرش درگیر شعر است. اولین مجموعه شعر ایشان در سال ۱۳۴۴ شمسی با عنوان «زمزمه‌ها» در مشهد به چاپ رسید که مشتمل بر غزل‌های دوران جوانی شاعر است. «شب‌خوانی»، دومین مجموعه شعر شفیعی کدکنی است که همان سال در مشهد چاپ شد و بیشتر به چارپاره‌ها و شعرهای نیمایی او اختصاص دارد. نام شفیعی کدکنی با مجموعه شعر «در کوچه‌ باغ‌های نشابور» (تهران، ۱۳۵۰) در شعر امروز بر سر زبان‌ها افتاد. شعر «سفر به خیر» این مجموعه (گون از نسیم پُرسید...)، یکی از چند شعر شاخص دهۀ پنجاه شمسی به شمار می‌رود و به حافظۀ بسیاری از دوستداران شعر فارسی راه یافته است.
از شفیعی کدکنی، تا پایان دورۀ پهلوی، هشت مجموعۀ شعر چاپ شد و بعد از آن، تا دو دهه خبری از شعرهای ایشان نبود. انتشار «هزارۀ دوم آهوی کوهی» در سال ۱۳۷۶ که در بردارندۀ پنج دفتر شعر است، به این سکوت خاتمه داد و بر همگان مشخص شد که شعر هیچ گاه دامن شفیعی کدکنی را رها نکرده است.
با اینکه در آثار شفیعی کدکنی ما با گونه‌های مختلف شعری از غزل و قصیده و قطعه و چهارپاره و رباعی و مثنوی سر و کار داریم، آنچه به شعرهای او تشخص بخشیده، نیمایی‌های اوست که در آغاز کار، از دل مکتب اخوان ثالث در شعر نیمایی بر آمد که پُلی بود بین خراسان و مازندران، و در ادامۀ مسیر، به تشخص و تازگی رسید.
برای کسی که با کارنامۀ درخشان آثار شفیعی کدکنی آشنایی دارد، همزیستی مسالمت آمیز شعر و پژوهش و مباحث نظری در کارهای او، امری شگفت‌آور تلقی می‌شود. سال‌ها پیش، یک‌بار از ایشان پُرسیدم که در کار شما، اولویت با شعر است یا تحقیق، شفیعی کدکنی فرمود: وقتی شعر وارد می‌شود، همۀ کارهای مرا تعطیل می‌کند.

◙ پژوهش. احاطۀ شگفت انگیز شفیعی کدکنی به مباحث ادبیات و عرفان و تاریخ فکر و فرهنگ ایرانی و اسلامی، ایشان را به یک متخصص بی بدیل این عرصه‌ها در دوران امروز بدل کرده است. در حوزۀ تصحیح و احیای متون ادبی و عرفانی، آثاری همچون «اسرار التوحید» و مجموعه آثار عطار نیشابوری، همچون «منطق الطیر»، «الهی نامه»، «اسرار نامه»، «مصیبت نامه» و «مختارنامه»، طراز تصحیح آثار گذشتگان را در نقطۀ باشکوهی نشانده است. مقدمه‌ها و تعلیقات این آثار، سرشار از نکته‌های بدیع و دریافت‌های تازه است.
در حوزۀ مباحث نظری، آثاری همچون «صور خیال در شعر فارسی»، «موسیقی شعر»، «رستاخیز کلمات» و «زبان شعر در نثر صوفیه»، پرتوی تازه بر شناخت تئوریک ادب فارسی افکنده است. تسلط دکتر شفیعی بر بلاغت کهن و نظریات نوین ادبی، باعث شده که بازخوانی ایشان از تاریخ ادبیات ایران، و نقد و بررسی و به‌گزینی آثار سنایی، انوری، عطار، حافظ، مولانا، بیدل دهلوی و حزین لاهیجی، برای مخاطب امروزی تبدیل به تجربه‌ای دلچسب از سفر در آفاق شعر فارسی و کشف و درک زوایا و ظرفیت‌های تازه‌ای از دیوان شاعران قدیم شود.
این رویکرد، در بازخوانی میراث عرفانی ایران در احوال و آثار پنج تن از پیران خراسان، یعنی بایزید بسطامی، ابوالحسن خرقانی، ابوسعید ابوالخیر، خواجه عبدالله انصاری و پیر جام نیز به نحو دیگری تکرار شده است. از نظر شفیعی کدکنی، عرفان چیزی نیست جز نگاه هنری و جمال‌شناسانه به الهیات و دین؛ و از این زاویه، به قرائت آثار عارفان قدیم ما و سیرت و سلوک معنوی آن‌ها پرداخته است.
در حوزۀ شعر امروز، دیدگاه‌های شفیعی کدکنی در اثر قابل تأمل «با چراغ و آینه» (تهران، ۱۳۹۱) با عنوان فرعی «در جستجوی ریشه‌های تحول شعر معاصر ایران»، در محافل ادبی بازتاب‌های زیادی داشت و نقدهای مختلفی بر انگیخت؛ به خصوص آنجا که در مورد احمد شاملو با صراحت بیشتری سخن گفته است. نظرات شفیعی کدکنی در مورد نیما یوشیج و پرویر ناتل خانلری، به همین اندازه بحث برانگیز بوده و دامنۀ مباحث به نشریات و شبکه‌های اجتماعی نیز کشیده شده است.
در حوزۀ ترجمۀ نیز چه از زبان عربی و چه از زبان انگلیسی، آثار متعددی از شفیعی کدکنی منتشر شده که مجال پرداختن به آن‌ها در این نوشتار نیست.
●●

"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
▫️توضیح و تعذیر
خانم سلیمی دبیر محترم سرویس ادب و هنر ایبنا تماس گرفتند و توضیح دادند که آن مطلب مربوط به سال قبل بوده که بازنشرشده و ربطی به یادداشت امسال ندارد. زیر خبر، تاریخ آن نیز هست که صحت گفتار ایشان را نشان می‌دهد. یادداشت جدید را نیز ساعتی بعد از درج مطلب چهارخطی، در سایت قرار داده‌اند که موجب سپاس است. به نظرم، در این ماجرا سوء تفاهمی شکل گرفته که مقصرش در وهلۀ اول خود من هستم و ریشه در برخی رفتارهای قبلی خبرنگاران دارد. حکایت همان مارگزیده است. در اینجا، از خانم میرغیاثی که نقشی در این ماجرا نداشتند، عذرخواهی می‌کنم. لینک مطلب را اینجا می‌گذارم و برای استاد شفیعی کدکنی، عمری با برکت طلب می‌کنم.

http://www.ibna.ir/fa/doc/note/266231
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Forwarded from نشر سخن (sokhan publication)
کتاب چهارخطی | سیدعلی میرافضلی

yon.ir/2Oc2j
Forwarded from واران
به نام خدا
کارگاه آموزش تخصصی رباعی سرایی توسط جلیل صفربیگی

1-آموزش تخصصی رباعی سرایی به صورت مجازی وغیرحضوری است
2-مدت زمان دوره ،سه ماه می باشد
3-پس ازپایان مدت دوره،به مدت شش ماه پشتیبانی صورت خواهد گرفت
4-شرکت کننده می تواند در هر ساعتی از روز ،هشت صبح تا هشت شب،ازپشتیبانی آنلاین بهره مند شود.نقد وبررسی رباعی های اعضا،ارائه تمرینات وراه کارهای عملی مختلف،و راهنمایی های لازم به صورت روزانه ارائه می شود
5-نشر رباعی های شاخص شرکت کنندگان در فضای مجازی ،کانال ها وگروه های ادبی ،انجمن های معتبر کشور ،ومعرفی شاعران ازاهداف کارگاه است.
6-پس از پایان دوره درصورت عدم رضایت شرکت کننده به هردلیلی،تمام شهریه عودت داده خواهدشد
7-درصورت عدم تحقق اهداف دوره به تشخیص اینجانب،بازهم تمام وجه پرداختی به عنوان شهریه،عودت داده خواهدشد
8-درپایان دوره وپس ازگذشت مدتی از دوره ،کتاب گزیده رباعی شرکت کنندگان(حداقل 30 رباعی ازهرشاعر) با مقدمه وگزینش حقیر دریکی ازنشرهای معتبرکشور منتشر خواهد شد وبه هریک از شرکت کنندگان معادل حداقل هشتاد درصد هزینه پرداخت شده برای دوره،کتاب تقدیم خواهد شد
9-شرط شرکت در دوره ارائه ی رزومه وسابقه ی ادبی و ارسال حداقل پنج قطعه شعر-درهرقالبی باشد ایرادی ندارد-وتایید ازسوی اینجانب است.شرکت کنندگان حتما باید با عروض و قافیه واصول اولیه شاعری آشنایی کامل داشته باشند و حداقل سابقه یک سال سرایش در یکی ازقالب های کلاسیک شعر فارسی را داشته باشند.پس ازتایید و واریز شهریه ،دوره آموزش آغازخواهد شد
10-این کارگاه برای تعداد محدودی برگزارخواهد شد .
11-هدف ازبرگزاری این دوره شناسایی،معرفی و پرورش شاعران رباعی سرای اصیل ومعرفی سرآمدان وسرمایه های رباعی به شعر معاصر است
12-درصورت تمایل به شرکت دردوره ،رزومه ی مختصرادبی به همراه پنج قطعه شعر خود را به @js471 ارسال کنید.
13-پس ازبررسی سابقه ی شعری واستعداد سنجی،حداکثرپس از 24ساعت نتیجه به اطلاع متقاضی خواهد رسید.
14-آموزش ها به صورت خصوصی است وهیچ کدام ازشرکت کنندگان در دوره از نام ونشان وتعداد شرکت کنندگان دیگر باخبر نخواهند شد و برای هر شرکت کننده آموزش های خصوصی متناسب با استعداد ،ظرفیت ،سطح شعری،پیشرفت ویاعدم پیشرفت او ارائه خواهد شد .

🍀🍀🍀


@kar471
@js313
Forwarded from خانهٔ آینه
💠 از رباعیات بیدل

هر بلهوس از ننگ نیاید بیرون
هر آینه از زنگ نیاید بیرون
هر دل ندهد خبر ز کیفیت عشق
این شعله ز هر سنگ نیاید بیرون

🔻 توضیح: منظور از شعله‌ای که از سنگ بیرون می‌آید، جرقه‌ای است که با سنگ آتش‌زنه ایجاد می‌شده است. بر اساس همین قضیه، در شعر بیدل شعله یا آتش یا شرر با سنگ ارتباط محکمی دارد. به واقع سنگ منبع آتش دانسته می‌شود و همین، تصویرهای بسیاری در شعر او ایجاد کرده است.
هر که دیدیم از تعلق در طلسم سنگ بود
یک شرر آزاده‌ای، از خود جدایی، بر نخاست
و دقت در این نکته، معنی بسیاری از بیت‌های بیدل را روشن می‌کند، مثل این بیت:
از طبع شوخ‌، این همه در بند کلفتیم‌
بستند چون شرار، به سنگ آشیان ما
اینجا می‌گوید مثل شرار (جرقۀ آتش) آشیان ما را به سنگ بسته‌اند، یعنی آرامش نداریم. ولی چرا آشیان را به سنگ بسته‌اند؟ چون شرار از سنگ بیرون می‌آید.

#خانه_آینه
#رباعی_بیدل
@khanehayeneh
Forwarded from رسول جعفریان
این هم تقدیر گرایی در فرهنگ ما:
چون دایره گر محیط پیمای شوی
چون نقطه اگر ساکن یک جای شوی
از قسمت خویش دست بیرون نبری
ور چون سر پرگار همه پای شوی
@jafarian1964
ـ به همین کوتاهی: از رباعی تا شعر کوتاه (مجموعه مقاله، نقد و گفتگو). کرمان، نشر نون، ۱۳۹۲، ۳۰۴ صفحه

"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
◙ به همین کوتاهی

ـ به همین کوتاهی: از رباعی تا شعر کوتاه (مجموعه مقاله، نقد و گفتگو). کرمان، نشر نون، ۱۳۹۲، ۳۰۴ صفحه

شعر كوتاه فارسي، هم از پشتوانه يك سنت غني و دراز دامن - در ادبيات رسمي و فرهنگ شفاهي - بر خوردار است و هم با اقتضاي زمانه همراهي دارد و خود را با شتاب و شيوه دنياي جديد سازگار كرده است. بعضي قالب‌هاي كهن شعر فارسي مثل رباعي، در عصر حاضر همچنان به حضور و حيات خود ادامه داده‌اند و اشعار كوتاه متعلق به ادبيات عاميانه و بومي‌سرودهاي كوتاه نيز به رغم تسلط فرهنگ شهري، به دليل صميمیت زبان و غناي عاطفي و تصويري‌شان همچنان خوانندگان و خواهندگان خودشان را حفظ كرده‌اند.
كتاب حاضر، در قالب مقالات جداگانه، به بررسي گونه‌هاي مختلف شعر كوتاه از گذشته تا امروز مي‌پردازد؛ از رباعيات خيام و عطار گرفته تا شعرهاي كوتاهي كه در سال‌هاي اخير منتشر شده است؛ و نيم نگاهي هم به نقد و معرفي جريان جهاني شعر كوتاه از رهگذر ترجمه‌هاي صورت گرفته دارد. اين مقالات، از سال 1375 تا امروز، در نشريات مختلف به چاپ رسيده است و باز نشر آنها در قالب كتاب، مي‌تواند به شناخت شعر كوتاه فارسي و چالش‌ها و مسايل آن و جريان مسلطي كه امروزه مورد اقبال نسل جوان قرار گرفته است، كمك كند. به همين كوتاهي، در سه فصل تنظيم شده و در بردارنده ده مقاله، 11 نقد و بررسي و سه گفتگو است.

برای آشنایی با مباحث کتاب، فایل پی دی اف فهرست و مقدمۀ کتاب، و تصویر مقالۀ «پیشینۀ شعر کوتاه در زبان فارسی» جداگانه تقدیم می‌شود.

●●

"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
به همین کوتاهی - ۱.pdf
237.4 KB
به همین کوتاهی، تصویر فهرست و مقدمۀ کتاب

"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
پیشینۀ شعر کوتاه.pdf
119.2 KB
«پیشینۀ شعر کوتاه در زبان فارسی»، سید علی میرافضلی، به همین کوتاهی، ص ۱۵ - ۲۴

"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
◙ رباعی ربایی!
(جدل بر سر نام رباعی)

آن قالبی که امروزه به نام رباعی می‌شناسیم، بیش از هزار سال است که به همین نام، یعنی رباعی، در بین شاعران و ادبای ایرانی شهرت دارد. ابوالحسن علی باخرزی (مقتول در ۴۶۷ ق) که صاحب مجموعه‌ای از رباعیات فارسی به نام طرب‌‌نامه بوده، در دمیة القصر، این قالب را همه جا رباعی نامیده و نمونه‌ای از رباعیات عربی که به شیوۀ اشعار فارسی ردیف دارند، نقل کرده است (موسیقی شعر، ۴۶۸). ابونصر احمد بخاری در ۴۷۵ هجری قمری، در تاج القصص خود، نمونه‌هایی از رباعیات کهن فارسی آورده و آن‌ها را رباعی نامیده است (ج ۲، ۷۴۰).

در متون کهن، در نقل رباعی به عنوان شاهد سخن یا غیر آن، بارها و بارها از واژۀ «بیت» استفاده شده، اما این اطلاق منحصر به قالب رباعی نیست و گاهی اشعار غیر رباعی نیز «بیت» نامیده شده است. دوبیتی و ترانه، از دیگر نام‌های رایج رباعی است. شواهد زیادی داریم که قدما، رباعی را «ترانه» می‌نامیدند (رک. رباعی و رباعی سرایان، ۶۲ – ۶۹). به گفتۀ شمس قیس رازی، «ترانه» به ملحونات وزن رباعی گفته می‌شود و رباعی مجرد (یعنی بدون موسیقی) «دوبیتی» نام دارد (المعجم، ۱۱۵).

از آنجا که ما قالبی به اسم «دوبیتی» هم داریم و آن هم ترانه نامیده می‌شود، اطلاق این دو اسم به رباعی، موجب انحراف ذهن مخاطبین و سر درگمی آن‌ها می‌شود؛ مگر آنکه نسبتی به دنبالۀ آن‌ها بیاید که به خواننده کمک کند که بفهمد منظور رباعی است یا دوبیتی. در نامگذاری دوبیتی‌های بابا طاهر و رباعیات خیام، از لفظ ترانه، به صورت مشترک استفاده می‌شود. خوانندۀ عادی و نا آشنا به اصطلاحات خاص ادبی، چندان در قید تفکیک و شناخت این دو قالب بر نمی‌آید و گمان می‌کند که بابا طاهر و خیام، هر دو ترانه‌سرا هستند. «ترانه»، در چند دهۀ اخیر به کلامی گفته می‌شود که با موسیقی همراه است و «ترانه سرا» کسی است که شعری ویژۀ موسیقی می‌گوید. در این اطلاق، وزن و قالب «ترانه» اهمیت چندانی ندارد.

در دوران معاصر، بعضی ادبا، معادل‌هایی برای رباعی وضع کرده‌اند که در بین عام و خاص اقبال چندانی نیافته است: چهارگانی، چهارخانه، چهاردانه و چارانه. عدد چهار، وجه مشترک همۀ این برابر نهاده‌هاست. تازه‌ترین تلاش بی حاصل برای ایرانی کردن نام رباعی، از آن آقای فیض شریفی، منتقد و نویسنده است. ایشان در کتابی که اخیراً با نام «خیام و پسا خیامیان» منتشر کرده (تهران، انتشارات نگاه)، رباعی را همه جا «ربایی» نامیده است. ایشان در مقدمه هیچ گونه توضیح بابت این انتخاب نداده‌اند، اما در زیرنویس یکی از صفحات کتاب آورده‌اند: «ربایی، به معنی روا بودن، آواز سوزناک و ربایندگی، یا به معنی عنوانی است که بر پیشانی کتاب نهاده‌ایم. رباعی واژه‌ای عربی است که خود پژوهشگران عرب آن را ترانه یا دوبیتی فارسی نامیده‌اند» (ص ۱۰، پانوشت ۲).

این پیشنهاد جدید، می‌تواند در کنار سایر پیشنهادها، در معرض قضاوت اهل دانش و ادب قرار گیرد. اما نکته اینجاست که جناب فیض شریفی، به نیابت از همۀ نویسندگان و پژوهشگران تصمیم گرفته‌اند این واژه برساخته را، جایگزین همۀ «رباعی»های متون قبلی کنند. ایشان در همۀ نقل قول‌های کتاب، بر خلاف رسم امانت‌داری، هر جا کلمۀ رباعی دیده‌اند، از زبان هر کس که بوده، آن را تبدیل کرده‌اند به ربایی! و به نظر بنده، دچار «رباعی رُبایی» شده‌اند. کار ایشان، بدان می‌ماند که فردی سره‌گرا، از کلمۀ «فیض» خوشش نیاید و تصمیم بگیرد «بهره» را جایگزین آن کند. بعد به جای آنکه، سلیقه‌اش را در نوشته‌های خودش اجرا کند، آن را به نوشته‌های دیگران هم تعمیم دهد و هنگام نقل قول از کتاب‌های متعدد آقای فیض شریفی، «بهره شریفی» را نویسندۀ آن کتب معرفی کند؛ مثلاً بنویسد: خیام و پساخیامیان، نوشتۀ بهرۀ شریفی! قطعاً اعمال نظر آقای فیض شریفی در تغییر دلبخواهی عبارات دیگران، به همین اندازه، هم خنده‌دار است و هم باعث تأسف.
در مورد محتوای کتاب «خیام و پسا خیامیان» نقد و نظری دارم که در گفتاری جداگانه آن را می‌آورم.
●●

"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
◙ رُبّای/ رباعی
یادداشت آقای علی اصغر ابراهیمی وینیچه

در مورد مطلب آخر کانال چهار خطی و عنوانی که آقای شریفی برای این قالب انتخاب کرده اند و البته توجیه و توضیح ایشان نظری ندارم. فقط خواستم یادآور شوم که در ورزنه اصفهان در شب عروسی و در بدرقه عروس و داماد قطعه شعرهایی بر وزن رباعی می‌خوانند که در گویش محلی به آن رُبّای (robbay) گفته می‌شود.
موضوعی که در این رابطه دارای اهمیت است اینکه مردم ورزنه به یکی از لهجه‌های پهلوی صحبت می‌کنند و احتمال دارد این کلمه بیشتر از معنی عربی رباعی دارای اهمیت باشد. نوعی وزن هم در این لهجه وجود دارد که قابل تحقیق است. برای نمونه عرض می کنم مثلی در ورزنه هست که می‌گوید: توره یا رِه شووِه یا غو کِشووه که ما می‌گیم: شاغال (شغال) یا میدوه یا غو میکشه که هر دو به یک معنی و به نوعی هم وزن اند . این امکان را نباید غیر محتمل دانست که این وزن و این اسم (رباعی) نسبت به شعر و وزن عروضی عرب متقدم‌تر نباشد.
●●

"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
گریۀ ساختگی!

تا کی باشی ز عقل درباختگی
بیگانۀ کار خود، ز نشناختگی
هرگز ندهد طهارت باطن تو
این آبِ مضاف گریۀ ساختگی!

وحید قزوینی
(۱۰۱۵ - ۱۱۱۲ ق)

میرزا محمد طاهر اعتماد الدوله معروف به وحید قزوینی ، از شاعران پُرگوی دورۀ صفوی است و در عمر ۹۷ سالۀ خود، حدود ۵۰ هزار بیت شعر سروده است. نسخه‌ای از دیوان او که هم اکنون به شمارۀ ۱۱۶۱ در کتابخانۀ مجلس نگهداری می‌شود، و در سال ۱۰۸۱ ق (سی سال قبل از مرگ شاعر) کتابت شده، در بردارندۀ ۳۵ هزار بیت شعر است که عمدۀ آن‌ها را غزلیات و ابیات پراکنده و مفردات وحید تشکیل می‌دهد. آنچه در دیوان چاپی وحید تحت عنوان «ابیات پراکنده» جای گرفته، حدود ۹ هزار بیت شعر است که از لحاظ تعداد، با دیوان بسیاری از شاعران هم‌عصرش برابری می‌کند! این تعداد شعر، در حالی به حاصل آمده که وحید قزوینی از روزگار جوانی تا دو سه سال قبل از مرگش، نزدیک به شصت سال، در مناصب مهم دولتی بوده و در دربار سلاطین صفوی، با مشاغلی همچون دبیری و واقعه نویسی و وزارت، فرصت سر خاراندن هم نداشته است!
تنها زمان فراغت وحید قزوینی، ۱۶ سال خانه نشینی او در زمان شاه سلیمان صفوی بود که از سال ۱۰۸۵ ق آغاز شد و در ۱۱۰۱ خاتمه یافت. وحید در سن ۸۶ سالگی با لقب اعتماد الدوله به منصب وزارت بازگشت و حدود ده سال در این شغل بود. من بعید می‌دانم پُرکاری وحید مربوط به سال‌های خانه نشینی او باشد. چرا که روایت زندگی او به قلم نصرآبادی، حکایت از آن دارد که شمار اشعار او در زمانی که همچنان در مصدر واقعه نویسی بود (یعنی پیش از ۱۰۸۵ ق)، بر سی هزار بیت بالغ می‌شده است (تذکرۀ نصرآبادی، ج ۱، ۲۷).

دیوان وحید قزوینی به اهتمام خانم دکتر رقیه صدرایی در دو مجلد ضخیم در سلسله انتشارات کتابخانۀ مجلس به چاپ رسیده است (تهران، ۱۳۹۴). با اینکه مصحح محترم از وجود رباعیات پراکندۀ وحید در بعضی نسخ دیوان او خبر داده، در چاپ موصوف، هیچ رباعیی به چشم نمی‌خورد! مصحح محترم در مقدمۀ کتاب آورده‌اند: «چون در هر سه نسخۀ کتابخانۀ مجلس، رباعیات به صورت ناقص آمده، شمار آن‌ها را نمی‌توان معین کرد!» (ص هفتاد و هشت). جدا از اینکه این خود عذر بدتر از گناهی است، باید یادآور شد که دستنویس شمارۀ ۱۱۶۱ فاقد رباعیات است و دستنویس شمارۀ ۱۱۶۲ جمعاً هشت رباعی دارد و به دلیل اسقاط اوراق پایانی دستنویس، مابقی رباعیات شاعر، از دست رفته است. دستنویس شمارۀ ۱۱۶۳ نیز که جزو نسخه‌های مورد رجوع مصحح نیست، هیچ رباعیی ندارد.
محمد صالح رضوی که در زمان حیات شاعر مجموعه رباعیات «جواهر الخیال» را فراهم آورده، ۹ رباعی وحید را در کتاب خود نقل کرده که رباعی اول یادداشت، یکی از آن‌هاست. آنچه از داشته‌های فعلی ما بر می‌آید، آن است که وحید شاعری رباعی گوی نبوده است و تذکره‌نویسان آن عصر، به نقل رباعیات او علاقه‌ای نداشته‌اند. آنچه از رباعیاتش باقی مانده، نیز گواه آن است که شاعر در این عرصه، دستی نداشته است.

در رباعیی که نقل کردیم و جزو رباعیات نسبتاً خوب اوست، یک نکتۀ سادۀ فقهی وجود دارد و آن اینکه با آب مضاف، امکان طهارت وجود ندارد. آب مضاف، آبی است که آن را از چیزی بگیرند؛ مثل آب هندوانه و گلاب و غسل و وضو با آن باطل است. شاعر، اشک‌های تصنعی را از گونۀ آب‌های مضاف قلمداد کرده و معتقد است که چنین گریه‌ای، موجب صفای خاطر و پاکی درون نمی‌شود. در دستنویس جواهر الخیال، مصراع سوم در ابتدای امر چنین کتابت شده: «مشکل که دهد طهارت باطن تو»، بعداً کاتب یا فرد دیگری «هرگز ندهد» را زیر مصراع به عنوان صورت صحیح یا تصحیح قیاسی افزوده است و ما نیز این پیشنهاد را برگزیدیم که با «احکام طهارت» در فقه شیعه، سازگار است.
کشف چنین روابطی میان کلمات و اصطلاحات زبان، از ویژگی‌های شعر دوران صفوی است. بعضی، این نوع شگردهای زبانی را خوش می‌دارند و موجب انبساط خاطرشان می‌شود و گروهی دیگر، آن را بازی با کلمات و فاقد عمق و اثر می‌دانند. با اینکه ارتباط میان دو بیت رباعی، چندان محکم و روشن نیست، با این حال، رباعی مورد نظر ما، به دلیل کشف شاعرانه‌اش، قابل توجه و بررسی است.
سه رباعی دیگر وحید را از دستنویس شمارۀ ۱۱۶۲ کتابخانۀ مجلس و جواهر الخیال نقل می‌کنیم:

گر مرد فقیر است و اگر مستغنی است
لب تشنۀ خون خود کسی نیست که نیست
خوردند گذشتگان جهان را به امید
اکنون به امید مرگ می‌باید زیست!
..
آن کس که نه روزگار با او یار است
در دیدۀ خویش نیز دایم خوار است
آن عمر درازی که به ناخوش گذرد
مانند درازی شب بیمار است.
..
در باغ، حریر یاسمن می‌بافند
از بهر جوانان چمن می‌بافند
در خانۀ شعربافی خامۀ من
از موی میان او سخن می‌بافند!
●●

"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Forwarded from جمهوری شهریاری هوشنگ (محمد رمضانی فرخانی)
🔸

هی رنگ فقط رنگ نشانت بدهد
نامت را هم ننگ نشانت بدهد
حاشا که در این شهر ، در این سنگستان
این پنجره جز سنگ نشانت بدهد

#سید_اکبر_میرجعفری

@JFhooshang1
◙ شراب و خیراب

آبی که به طبع آتش نابش خوانند
نه نه غلطم، روح مذابش خوانند
خیراب جهان است بر هر عاقل
مردم ز سر جهل شرابش خوانند

شمس‌الدین الیاس میدانی
(سدۀ هفتم ق)

آن راح که روح ناب می‌خوانندش
معمور دل خراب می‌خوانندش
رطلی دو سه سنگی به من آرید سبک
خیراب چرا شراب می‌خوانندش؟

قاضی نظام‌الدین اصفهانی
(سدۀ هفتم ق)
‏..

بازی با کلمۀ شراب (شرّ‌+آب) و آن را خیرآب نامیدن، ظاهراً ریشه در این بیت حدیقۀ سنایی دارد که در مذمت شراب خوردن و شراب‌خواران گفته است:
چیست حاصل سوی شراب شدن
اوّلش شرّ و آخر آب شدن

سنایی غزنوی، به درگیری ذهنی با مناسبات لفظی و کشف وجوه متعدد یک کلمه و پیوندش با کلمات هم‌خوان، علاقه خاصی داشته است و این یکی از ویژگی‌های سبکی اوست. الیاس میدانی و نظام اصفهانی، کشف سنایی را بسط داده‌اند و بر عکس نظر او شعر گفته‌اند.
نکتۀ جالب در مورد دو رباعی بالا آن است که دو شاعر هم‌عصر٬ یکی در شمال غرب ایران (آران و شروان) و دیگری در مرکز ایران (عراق عجم)، هم‌زمان ذهن‌شان معطوف این کشف زبانی شده است: شراب (شرّ آب)/ خیر آب؛ و از قافیه و ردیف نسبتاً مشابهی برای بیان این یافتِ شاعرانه استفاده کرده‌اند. این تشابهات، در دوران‌هایی که فضای ادبی یکسانی حاکم باشد، زیاد اتفاق می‌افتد.

رباعی قاضی نظام‌الدین اصفهانی، به حکیم عمر خیام هم منسوب است و مرحوم همایی در حاشیۀ رباعی نوشته است: «رباعی خنک بی‌مزه‌ای است از گوینده‌ای که به نظر خودش از ایهام «خیر» و «شر» در لفظ شراب و خیراب مضمون تازه‌ای پیدا کرده؛ و به عقیدۀ من، ابداً از خیام نیست!». رباعی مورد نظر ما، شاید رباعی چندان ویژه‌ای نباشد، اما آن را خنک و بی مزه نمی‌توان گفت و نظر دوستداران شراب را نیز باید در مورد آن جویا شد! رباعی دوم، به نظر من هم از خیام نیست؛ ولی نه صرفاً به خاطر «خنک و بی مزه» بودنش، بلکه به خاطر آنکه گویندۀ آن مشخص است و سند معتبری دارد که بر مجموعه‌های متأخر رباعیات منسوب به خیام از هر لحاظ می‌چربد.

منابع: نزهة المجالس، ۱۳۹؛ مونس الاحرار، ج ۲، ۱۱۷۴؛ حدیقة الحقیقة، تصحیح یاحقی – زرقانی، ج ۱، ۴۹۸ (تصحیح مریم حسینی، ۱۶۷)؛ طربخانه، ۱۱۱
‏..

"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Forwarded from امـیـرحـسـیـن‌ عـلـیـاری
افتاده ولی عجیب تر ظاهر شد
بر سفره ی ما نجیب تر ظاهر شد
تا صحبت کشف جاذبه مطرح شد
او مثل همیشه سیب تر ظاهر شد
#امیرحسین_علیاری #آزمایش
با موجي از هراس در خونابه
راهي گشتم ز ناكجاها تا به....

دريا برسم، رسيدم اما ديدم:
ماهي‌هايي ميان ماهيتابه!

#سيد_اكبر_ميرجعفري
«رباعیات حافظ» کو؟
جای خالی یک مدخل در دانشنامۀ حافظ و حافظ پژوهی

مجموعۀ چهار جلدی «دانشنامۀ حافظ و حافظ پژوهی» امسال روانۀ بازار شد و نام حافظ پژوه نامدار جناب بهاءالدین خرمشاهی به عنوان سر ویراستار، روی جلد کتاب به چشم می‌خورَد و بر اعتبار آن می‌افزاید. ارزش‌های این کتاب، در تورقی همراه با تأمل، خود را نشان می‌دهد و مطالب ارزنده و مفید زیادی در آن وجود دارد. اما فضلا و پژوهندگانی به مانند آقای ضیاء باید در مورد کم و کیف کار نظر دهند.

آقای خرمشاهی، در مقدمۀ چهار صفحه‌ای کتاب، در کمتر از یک صفحه به توضیح محتوای کتاب پرداخته‌اند و در توجیه عدم توضیح روش کار، گفته‌اند: «گزارش ساختار کار اگر هم ضرورت داشته باشد، فایده ندارد. چرا که توضیح واضحات است، هر کسی از اهل نظر که یک ربع ساعت این کتاب را ورق بزند، با ساختار آن آشنا می‌شود». راستش، این توضیح و توجیه را به هیچ وجه نپسندیدم و بیشتر به از سر وا کردن جویندگان می‌ماند و «اهل نظر» بودن را شرط فهمیدن ساختار کتاب قرار دادن، از رندی‌های آدم‌های کم حوصله است؛ یا کسانی که مخاطب را دست کم می‌گیرند. نقص مهم کتاب که از جناب خرمشاهی انتظار آن نمی‌رفت، نبودن فهرست مداخل در ابتدای هر جلد است. از توضیحات آقای خرمشاهی در مصاحبه با ماهنامۀ اندیشۀ پویا (ش ۵۴، آبان ۱۳۹۷، ص ۱۰۶ – ۱۱۱)، دانسته می‌شود که این دانشنامۀ ارجمند، دربردارندۀ ۱۷۰۰ مدخل است و ۱۵۰ نفر در نوشتن مدخل‌ها، همکاری داشته‌اند و کل کار در چهل ماه، به اتمام رسیده است. البته، در توضیحات پشت جلد کتاب، تعداد مدخل‌های کتاب، بیش از ۱۸۰۰ مدخل قید شده که اگر در فهرست اولیۀ کتاب، عنوان مدخل‌ها با شمارۀ پیاپی می‌آمدند، این اختلاف شماره از میان بر می‌خاست.

از آنجا که «رباعی» موضوع اصلی علاقه‌مندی‌های من است، بالطبع، در اولین ورق زدن‌ها، دنبال مدخل «رباعیات حافظ» در این کتاب گشتم و متأسفانه و متعجبانه، با دست خالی برگشتم. آقای خرمشاهی در مصاحبه‌شان گفته‌اند: «مدخل‌ها چند دسته کلی دارند: از دیوان حافظ و دربارۀ دیوان حافظ، شعر حافظ و دربارۀ شعر حافظ، و حافظ پژوهان». انتظار می‌رفت برای بررسی قالب‌های شعری دیوان حافظ مداخل جداگانه‌‌ای در نظر گرفته می‌شد. غزل حافظ (بهاءالدین خرمشاهی)، قصاید حافظ (کورش کمالی سروستانی) و قطعه سرایی حافظ (منصور پایمرد)، از مداخلی است که به این موضوع اختصاص یافته است. اما مدخل‌هایی برای بررسی مثنوی‌ها و رباعیات حافظ جایش بسیار خالی است. این جای خالی، با دیدن مداخل بسیار کم ربطی مثل «انار» بیشتر به چشم می‌آید. کلمۀ «انار»، به عین عبارت در هیچ کجای دیوان حافظ نیامده است و نویسنده، مجبور شده ذیل این مدخل، دو سه بیتی از دیوان حافظ را که لفظ عربی «رمّان» در آن به کار رفته، چنان شرح و معنی کند که شکل یک مدخل به خود بگیرد.
●●

"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
🔹رباعیات سنایی

گاهی یک فرم قوی و تازه چنان جذابیت ایجاد می‌کند که گروهی از بزرگ‌ترین شاعران یک دوران را به دنبال خود می‌کشد. سنایی غزنوی در ایجاد این گونه فرم‌ها، بی‌نهایت استاد و آفریننده است. خلاقیت او در ایجاد فرم‌های تازه و گشایش حوزه‌های جدید معنایی در شعر فارسی، بی‌همتاست. از سنایی ۷۵۰ رباعی باقی مانده است. در رباعیات سنایی نیز شاهد نوآوری و خلاقیت او هستیم که بر گروهی از شاعران بزرگ فارسی تا دوران مولانا تاثیر گذاشته است.
چهل وپنجمین نشست از مجموعه درس‌گفتارهایی درباره سنایی در روز چهارشنبه سی آبان ساعت ۱۶:۳۰ به رباعیات سنایی اختصاص داردکه با سخنرانی سیدعلی میرافضلی (شاعر و رباعی‌پژوه) در مرکز فرهنگی شهرکتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه‌ی سوم برگزار می‌شود.
سیدعلی میرافضلی در نشست «رباعیات سنایی» بیان کرد:
سنایی با رباعیات خیام مانوس بود اما با او زاویه داشت
رباعیات عرفانی سنایی بر شاعران بعد از او اثرگذار بود

به‌ گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، چهل و ششمین نشست از سلسله درس‌گفتارهایی درباره سنایی با موضوع بررسی «رباعیات سنایی»، عصر چهارشنبه (30 آبان‌ماه) با سخنرانی سیدعلی میرافضلی، پژوهشگر و شاعر در مرکز فرهنگی شهر کتاب شهید بهشتی برگزار شد.
در ابتدای نشست علی‌اصغر محمدخانی بیان کرد: در درس‌گفتارهای گذشته بحث‌های مختلفی درباره سنایی و آثار سنایی در شعر فارسی، عرفان، شعر سیاسی و اجتماعی، حدیقه الحقیقه، سیرالعباد، قصیده‌های سنایی و مجموعه دیوان سنایی بحث‌های مختلفی انجام شد؛ اما ما درباره رباعیات سنایی تا کنون بحثی نداشتیم و بیشتر رباعی را با رباعیات خیام می‌شناسیم. ولی معمولا هرکدام از شاعران بزرگ رباعی سروده‌اند چه مولانا، چه حافظ و چه شاعران دیگر.

او در ادامه گفت: ما کمتر با این رباعی‌ها مانوس بودیم، در سال‌های گذشته سیدعلی میرافضلی یکی از رباعی‌پژوهان کتابی به نام چهارخطی منتشر کرده است که کندوکاوی در تاریخ رباعی فارسی است که البته پیش از این نیز آثاری درباره رباعیات خیام نیز داشت. سنایی نزدیک به ۷۵۰ رباعی دارد و این نشست یک ساعته فرصتی است برای به دست دادن چشم‌اندازی برای شناخت رباعیات سنایی و این که سنایی چه جایگاهی در بین شاعران دیگری که به رباعی پرداختند دارد.

بررسی ۴۰ رباعی از سنایی
میرافضلی با خواندن یک رباعی از سنایی بحث خود را آغاز کرد و گفت: سنایی همچنان که در غزلیات، مثنویات و قصایدش شاعری اثرگذار و جریان‌ساز بود به نظر من در رباعی هم اثرگذاری خاص خودش را داشت و در تاریخ رباعی فارسی چه از لحاظ کیفی چه از لحاظ کمی شاعر قابل مطالعه‌ای است. منتها تشخصی که رباعیات سنایی دارد به دلیل آن رباعیاتی است که در حوزه ادبیات عرفانی می‌گنجد و در این زمینه راهگشای شاعران بعد از او بوده است؛ وگرنه آنچه که روال شاعران هم عصر اوست چون مدح، هجو، توصیف، مراعات‌النظیر و رعایت تناسبات لفظی جایگاه خاصی را برای او رقم نمی‌زند. آن چیزی که مهم است رباعیات عرفانی و خیامیات سنایی است و نکته جالب همین است که سنایی در گسترش این نوع رباعی در قرن پنجم و ششم نقش کلیدی داشت و رباعیات شهر آشوبش نیز مشهور پیشرو است.

گزارش ایبنا را از این نشست در لینک زیر بخوانید:
http://www.ibna.ir/fa/doc/report/268088
●●

"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4