هر چند که دنیای خودت را داری
در سینه من، جای خودت را داری
پایانِ تمام نامههایت، موج است
دریایی و امضای خودت را داری!
محمدرضا مختار نژاد
●
منبع:
"شاید قفس پلنگها باز شود"
تهران، نشر ثالث، 1388
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
در سینه من، جای خودت را داری
پایانِ تمام نامههایت، موج است
دریایی و امضای خودت را داری!
محمدرضا مختار نژاد
●
منبع:
"شاید قفس پلنگها باز شود"
تهران، نشر ثالث، 1388
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
عیسی، به فلک رسید، خر خشم گرفت
داود، زبور خواند، کر خشم گرفت
از بیشه، به بازار بیامد شیری
موشی، به دکان پیلهور، خشم گرفت!
اوحد الدین کرمانی
درگذشته 635 ق.
●
منبع:
مناقب اوحد الدین کرمانی، ص 248
●
خشم موشها در قبال به عرصه در آمدنِ شیران، امر تازهای نیست. این اتفاق، گویی در همه دورانهای تاریخ تکرار میشود و امروز هم، حضور شیران در میدان، خشم موشها را در کُنجِ تاریک اندیشههایشان بر انگیخته است؛ و آنها را جز جویدنِ ناخن چه چاره؟
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
داود، زبور خواند، کر خشم گرفت
از بیشه، به بازار بیامد شیری
موشی، به دکان پیلهور، خشم گرفت!
اوحد الدین کرمانی
درگذشته 635 ق.
●
منبع:
مناقب اوحد الدین کرمانی، ص 248
●
خشم موشها در قبال به عرصه در آمدنِ شیران، امر تازهای نیست. این اتفاق، گویی در همه دورانهای تاریخ تکرار میشود و امروز هم، حضور شیران در میدان، خشم موشها را در کُنجِ تاریک اندیشههایشان بر انگیخته است؛ و آنها را جز جویدنِ ناخن چه چاره؟
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
هم چشمه و هم رود كپك خواهد زد
هم آتش و هم دود كپك خواهد زد
شور و نمك تمامِ هستي عشق است
بي عشق، جهان زود كپك خواهد زد.
جليل صفربيگي
●
منبع:
"هشت چارانه"
تهران، فصل پنجم، 1391
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
هم آتش و هم دود كپك خواهد زد
شور و نمك تمامِ هستي عشق است
بي عشق، جهان زود كپك خواهد زد.
جليل صفربيگي
●
منبع:
"هشت چارانه"
تهران، فصل پنجم، 1391
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
ايواي بر آن دل كه درو سوزي نيست
سودا زدۀ مهر دل افروزي نيست
روزي كه تو بي عشق بهسر خواهي بُرد
ضايعتر از آن روز، دگر روزي نيست!
پور بهاء جامي
سده هفتم ق.
●
منبع:
جُنگ رباعي، ص 450
●
پور بهاء جامي از شاعران هرات در قرن هفتم است كه به دليل بهكار بُردن اصطلاحات مغولي در قصايدش و هزل و طنز آميخته در كلامش، در زمان خودش شهرتي داشت. اما، شعرش به تدريج از رونق افتاد و گويندهاش به جمعيت شاعران گمنام زبان فارسي پيوست. ديوان پور بهاء هنوز به چاپ نرسيده، و رباعياتش را نگارنده در كتاب «جُنگ رباعي» گنجانده است. چهار فقره از رباعيات پور بهاء، بعد از مرگ، وارد مجموعه رباعيات خيام شده؛ از جمله همين رباعي او كه اگر چه مضمون خيامانه ندارد، اما در منابع به اسم خيام ديده ميشود (رك. طربخانه، ص 91).
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
سودا زدۀ مهر دل افروزي نيست
روزي كه تو بي عشق بهسر خواهي بُرد
ضايعتر از آن روز، دگر روزي نيست!
پور بهاء جامي
سده هفتم ق.
●
منبع:
جُنگ رباعي، ص 450
●
پور بهاء جامي از شاعران هرات در قرن هفتم است كه به دليل بهكار بُردن اصطلاحات مغولي در قصايدش و هزل و طنز آميخته در كلامش، در زمان خودش شهرتي داشت. اما، شعرش به تدريج از رونق افتاد و گويندهاش به جمعيت شاعران گمنام زبان فارسي پيوست. ديوان پور بهاء هنوز به چاپ نرسيده، و رباعياتش را نگارنده در كتاب «جُنگ رباعي» گنجانده است. چهار فقره از رباعيات پور بهاء، بعد از مرگ، وارد مجموعه رباعيات خيام شده؛ از جمله همين رباعي او كه اگر چه مضمون خيامانه ندارد، اما در منابع به اسم خيام ديده ميشود (رك. طربخانه، ص 91).
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
رباعی نویافته عطار
●
ای من به غم تو زنده! جانم این است
در رنگِ رُخَم نگر، زبانم این است
چیزیاست هر آینه که عکس تو در اوست
از هستی خویشتن، نشانم این است!
عطار نیشابوری
مقتول در 627 ق.
●
منبع:
بیاض نظم و نثر کتابخانه ملی پاریس
ش 3423، کتابت 824 ـ 852 ق، برگ 36
●
این رباعی، جزو دهها رباعی نویافته عطار نیشابوری است که در مجموعه رباعیات «مختارنامه» او نیامده است. عطار خود در دیباچه «مختارنامه» میگوید از بین سه هزار رباعی که داشته، 500 رباعیاش را به آب شُسته و از مابقیاش، حدود 2200 رباعیاش را در «مختارنامه» و تتمهاش را به دیوان بُرده است. در دیوانهای عطار رباعیی موجود نیست و ما به دنبال رباعیات گمشده او، موفق به یافتن 170 رباعی دیگر از عطار شدیم که شرح آن در جای دیگر خواهد آمد.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
●
ای من به غم تو زنده! جانم این است
در رنگِ رُخَم نگر، زبانم این است
چیزیاست هر آینه که عکس تو در اوست
از هستی خویشتن، نشانم این است!
عطار نیشابوری
مقتول در 627 ق.
●
منبع:
بیاض نظم و نثر کتابخانه ملی پاریس
ش 3423، کتابت 824 ـ 852 ق، برگ 36
●
این رباعی، جزو دهها رباعی نویافته عطار نیشابوری است که در مجموعه رباعیات «مختارنامه» او نیامده است. عطار خود در دیباچه «مختارنامه» میگوید از بین سه هزار رباعی که داشته، 500 رباعیاش را به آب شُسته و از مابقیاش، حدود 2200 رباعیاش را در «مختارنامه» و تتمهاش را به دیوان بُرده است. در دیوانهای عطار رباعیی موجود نیست و ما به دنبال رباعیات گمشده او، موفق به یافتن 170 رباعی دیگر از عطار شدیم که شرح آن در جای دیگر خواهد آمد.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
برهم زده گرگ این گله را، چوپان کو؟
وین پست و بلندِ دهر را سوهان کو؟
کافر شده ابنای زمان، نوح کجاست؟
فاسد شده اجزای زمین، توفان کو؟
عهدی ساوجی
سده دهم ق.
●
منبع:
عرفات العاشقین، ج 4، ص 2662
●
در همان منبع (ج 4، ص 2670) به نام حکیم عین الملک شیرازی هم آمده است.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
وین پست و بلندِ دهر را سوهان کو؟
کافر شده ابنای زمان، نوح کجاست؟
فاسد شده اجزای زمین، توفان کو؟
عهدی ساوجی
سده دهم ق.
●
منبع:
عرفات العاشقین، ج 4، ص 2662
●
در همان منبع (ج 4، ص 2670) به نام حکیم عین الملک شیرازی هم آمده است.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
"شادمانی کردن و شادی آفریدن"
مَی ده که حریفان جهان را در دی
بر گِرد بُناگوش ز مَی خیزد خَوی
تا کی گویی توبه شکستم؟ هی هی
صد توبه شکسته بِهْ که یک کوزۀ مَی!
سنایی غزنوی
درگذشته 529 ق.
●
دی بر درِ میخانه مرا پیری گفت
کز دَرد جدا نشین و با دُردی جُفت
می خور که بسی غصّه همیباید خورد
کم خُسب که بسیار همیباید خفت!
اثیر اخسیکتی
درگذشته 609 ق.
●
عشق از ازل است و تا ابد خواهد بود
جویندۀ عشق، بی عدد خواهد بود
فردا که قیامت آشکارا گردد
هر دل که نه عاشق است، رد خواهد بود.
افضل الدین کاشانی
در گذشته 610 ق.
●
ای دل! غم این جهانِ فرسوده مخور
بیهوده نهای، غمان بیهوده مخور
چون بوده گذشت و نیست نابوده پدید
خوش باش و غم بوده و نابوده مخور!
امامی هروی
درگذشته 686 ق.
●
آمد سحری ندا ز میخانۀ ما
کای زند خراباتیِ دیوانۀ ما
برخیز که پُر کنیم پیمانه ز مَی
زآن پیش که پُر کنند پیمانۀ ما
سلمان ساوجی
درگذشته 778 ق.
●
منبع:
جُنگ رباعی، ص 45؛ ص 226؛
ص 363؛ 475؛ ص 516
●
سه رباعیآخر در منابع دیگر، به اسم خیامآمده، اما به اعتبار منابعی که در اختیار ماست، و از قدمت و صحت بیشتری برخوردار است، این رباعیات را به نام گویندگان اصلی آنها ميخوانیم.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
مَی ده که حریفان جهان را در دی
بر گِرد بُناگوش ز مَی خیزد خَوی
تا کی گویی توبه شکستم؟ هی هی
صد توبه شکسته بِهْ که یک کوزۀ مَی!
سنایی غزنوی
درگذشته 529 ق.
●
دی بر درِ میخانه مرا پیری گفت
کز دَرد جدا نشین و با دُردی جُفت
می خور که بسی غصّه همیباید خورد
کم خُسب که بسیار همیباید خفت!
اثیر اخسیکتی
درگذشته 609 ق.
●
عشق از ازل است و تا ابد خواهد بود
جویندۀ عشق، بی عدد خواهد بود
فردا که قیامت آشکارا گردد
هر دل که نه عاشق است، رد خواهد بود.
افضل الدین کاشانی
در گذشته 610 ق.
●
ای دل! غم این جهانِ فرسوده مخور
بیهوده نهای، غمان بیهوده مخور
چون بوده گذشت و نیست نابوده پدید
خوش باش و غم بوده و نابوده مخور!
امامی هروی
درگذشته 686 ق.
●
آمد سحری ندا ز میخانۀ ما
کای زند خراباتیِ دیوانۀ ما
برخیز که پُر کنیم پیمانه ز مَی
زآن پیش که پُر کنند پیمانۀ ما
سلمان ساوجی
درگذشته 778 ق.
●
منبع:
جُنگ رباعی، ص 45؛ ص 226؛
ص 363؛ 475؛ ص 516
●
سه رباعیآخر در منابع دیگر، به اسم خیامآمده، اما به اعتبار منابعی که در اختیار ماست، و از قدمت و صحت بیشتری برخوردار است، این رباعیات را به نام گویندگان اصلی آنها ميخوانیم.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
در مدرسه از نشاطمان کم کردند
از فرصت ارتباطمان کم کردند
هر وقت بههم عشق تعارف کردیم
از نمرۀ انظباطمان کم کردند!
سید مهدی نقبایی
●
منبع:
"اما تو برای من نمیمیری"
رشت، 1382
●
یک روز تو آمدی، نشاطم دادی
هی فرصت گفت و ارتباطم دادی
یک روز که من شلوغ کردم در عشق
تو نمرۀ رد به انظباطم دادی!
داوود ملک زاده
●
منبع:
"دو واو"
تهران، فصل پنجم، 1389
●
رباعی نخست، یکی از رباعیات موفق و مورد توجه نسل جوان است که به دلیل استفاده از عناصر آشنای محیط مدرسه و از جمله کم شدن نمرۀ انضباط و ربط دادن آن به عشق، بسیار در محیطهای مجازی، و گاه با تغییرات دلبخواه کاربران، دست به دست شده است. رباعی دوم، نمونۀ ناموفق اما جالبی از تقلید از یک رباعی موفق است که در همه اجزای آن نشانههای خامدستی و بی توجهی به ظرافتهای زبانی به چشم میخورَد و عیب کپیکاری ناشیانه هم بر آن مزید شده است.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
از فرصت ارتباطمان کم کردند
هر وقت بههم عشق تعارف کردیم
از نمرۀ انظباطمان کم کردند!
سید مهدی نقبایی
●
منبع:
"اما تو برای من نمیمیری"
رشت، 1382
●
یک روز تو آمدی، نشاطم دادی
هی فرصت گفت و ارتباطم دادی
یک روز که من شلوغ کردم در عشق
تو نمرۀ رد به انظباطم دادی!
داوود ملک زاده
●
منبع:
"دو واو"
تهران، فصل پنجم، 1389
●
رباعی نخست، یکی از رباعیات موفق و مورد توجه نسل جوان است که به دلیل استفاده از عناصر آشنای محیط مدرسه و از جمله کم شدن نمرۀ انضباط و ربط دادن آن به عشق، بسیار در محیطهای مجازی، و گاه با تغییرات دلبخواه کاربران، دست به دست شده است. رباعی دوم، نمونۀ ناموفق اما جالبی از تقلید از یک رباعی موفق است که در همه اجزای آن نشانههای خامدستی و بی توجهی به ظرافتهای زبانی به چشم میخورَد و عیب کپیکاری ناشیانه هم بر آن مزید شده است.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
یاران! دل خود به بی وفایان مدهید
آیینه به دستِ خودنمایان مدهید
بیگانهوَشان، نشانِ دل گر طلبند
زنهار، نشانِ آشنایان مدهید!
امیدی تهرانی
درگذشتۀ 925 ق.
●
نشان: نشانی، آدرس!
●
منبع:
جُنگ رباعی، ص 595
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
آیینه به دستِ خودنمایان مدهید
بیگانهوَشان، نشانِ دل گر طلبند
زنهار، نشانِ آشنایان مدهید!
امیدی تهرانی
درگذشتۀ 925 ق.
●
نشان: نشانی، آدرس!
●
منبع:
جُنگ رباعی، ص 595
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
پرسید کسی منزلِ آن مهر گُسِل
گفتم: به دل من است او را منزل
گفتند: دلت کجاست؟ گفتم: برِ او
گفتند که: او کجاست؟ گفتم: در دل!
موالی تونی
درگذشته 949 ق.
●
منبع:
"المشیخه"
دستنویس ش 2143 کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران
به خط سالک الدین محمد و دیگران، 921 ق، برگ 138
●
این رباعی، در منابع متأخّر، به ابوسعید ابوالخیر هم منسوب است. اما گواهی یکی از بزرگان قرن دهم که با شاعر آن (موالی تونی)، همعصر بوده و او را میشناخته و به رباعیات ابوسعید هم دسترسی داشته، بسیار ارزشمند و قابل اتکاست.
●
در نگاه نخست، به نظر میرسد یک دور باطل در رباعی بالا به چشم میخورد و شاعر، پُرسنده را سرِ کار گذاشته است. اما کانون ارزش هنری و معنوی این رباعی، در همین نقطه قرار گرفته و یگانگی عاشق و معشوق را به خوبی نمایش میدهد.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
گفتم: به دل من است او را منزل
گفتند: دلت کجاست؟ گفتم: برِ او
گفتند که: او کجاست؟ گفتم: در دل!
موالی تونی
درگذشته 949 ق.
●
منبع:
"المشیخه"
دستنویس ش 2143 کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران
به خط سالک الدین محمد و دیگران، 921 ق، برگ 138
●
این رباعی، در منابع متأخّر، به ابوسعید ابوالخیر هم منسوب است. اما گواهی یکی از بزرگان قرن دهم که با شاعر آن (موالی تونی)، همعصر بوده و او را میشناخته و به رباعیات ابوسعید هم دسترسی داشته، بسیار ارزشمند و قابل اتکاست.
●
در نگاه نخست، به نظر میرسد یک دور باطل در رباعی بالا به چشم میخورد و شاعر، پُرسنده را سرِ کار گذاشته است. اما کانون ارزش هنری و معنوی این رباعی، در همین نقطه قرار گرفته و یگانگی عاشق و معشوق را به خوبی نمایش میدهد.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
ماهي تو كه بر بامِ شكوه آمده است
آيينه ز دستت به ستوه آمده است
خورشيد، اگر گرمِ تماشاي تو نيست
دلگير نشو، ز پشت كوه آمده است.
خليل جوادي
●
منبع:
"براي تو" (رباعيهاي عاشقانه)
تهران، خليل جوادي، 1392
●
خليل جوادي يكي از چهرههاي شناخته شدة طنز امروز است. اما پيش از آن، با شعرهاي اجتماعياش شناخته شده بود. دفتر «براي تو» حاوي رباعيهاي عاشقانه جوادي است كه در همة آنها رگههايي از طنز به چشم ميخورد. رباعي بالا، يكي از بهترين رباعيات اين مجموعه است كه در آن از شگرد درج اصطلاحات عاميانه در مصراع چهارم، هوشمندانه استفاده شده و يكي از نمونههاي موفق اين قبيل رباعيات است. آوردن اصطلاحات مثلي و كنايي يا زبانزدهاي مردم كوچه و بازار در مصراع چهارم، از هزار سال پيش مورد توجه شاعران ما بوده و يكي از روشهاي گرم كردنِ رباعي به حساب ميآمده است. اگرچه، درصد كمي از بهترين آثار تاريخ رباعي فارسي با اين فرمول به وجود آمدهاند.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
آيينه ز دستت به ستوه آمده است
خورشيد، اگر گرمِ تماشاي تو نيست
دلگير نشو، ز پشت كوه آمده است.
خليل جوادي
●
منبع:
"براي تو" (رباعيهاي عاشقانه)
تهران، خليل جوادي، 1392
●
خليل جوادي يكي از چهرههاي شناخته شدة طنز امروز است. اما پيش از آن، با شعرهاي اجتماعياش شناخته شده بود. دفتر «براي تو» حاوي رباعيهاي عاشقانه جوادي است كه در همة آنها رگههايي از طنز به چشم ميخورد. رباعي بالا، يكي از بهترين رباعيات اين مجموعه است كه در آن از شگرد درج اصطلاحات عاميانه در مصراع چهارم، هوشمندانه استفاده شده و يكي از نمونههاي موفق اين قبيل رباعيات است. آوردن اصطلاحات مثلي و كنايي يا زبانزدهاي مردم كوچه و بازار در مصراع چهارم، از هزار سال پيش مورد توجه شاعران ما بوده و يكي از روشهاي گرم كردنِ رباعي به حساب ميآمده است. اگرچه، درصد كمي از بهترين آثار تاريخ رباعي فارسي با اين فرمول به وجود آمدهاند.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
ساقی! اگرم مَی ندهی، میمیرم
ور ساغرِ مَی ز کف نهی، میمیرم
پیمانۀ هر که پُر شود، میمیرد
پیمانۀ من که شد تهی، میمیرم!
هجری قمی
زنده در 982 ق.
●
تا کی ز خمار مَی سر افکنده شویم
کو مَی که چو آفتاب تابنده شویم ؟
پیمانۀ هر که پُر شود، میمیرد
پیمانۀ ما چو پُر شود، زنده شویم!
نظام دستغیب شیرازی
درگذشتۀ 1029 ق.
●
منبع:
- خلاصة الاشعار (بخش قم و ساوه)، ص 96
- تذکرۀ نصرآبادی، ج 1، ص 385
●
رباعی هجری قمی را تقی اوحدی بلیانی به اسم میرزا محمد حکیم شیرازی، پدر ملاصدرا، آورده است (عرفات العاشقین، ج 6، ص 3583). اما گواهی تقی کاشانی مؤلف تذکرۀ خلاصة الاشعار معتبرتر است. زیرا او با هجری قمی حشر و نشر داشته و در سال 982 قمری که سن شاعر متجاوز از هفتاد سال بوده، با او در کاشان دیدار کرده است.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
ور ساغرِ مَی ز کف نهی، میمیرم
پیمانۀ هر که پُر شود، میمیرد
پیمانۀ من که شد تهی، میمیرم!
هجری قمی
زنده در 982 ق.
●
تا کی ز خمار مَی سر افکنده شویم
کو مَی که چو آفتاب تابنده شویم ؟
پیمانۀ هر که پُر شود، میمیرد
پیمانۀ ما چو پُر شود، زنده شویم!
نظام دستغیب شیرازی
درگذشتۀ 1029 ق.
●
منبع:
- خلاصة الاشعار (بخش قم و ساوه)، ص 96
- تذکرۀ نصرآبادی، ج 1، ص 385
●
رباعی هجری قمی را تقی اوحدی بلیانی به اسم میرزا محمد حکیم شیرازی، پدر ملاصدرا، آورده است (عرفات العاشقین، ج 6، ص 3583). اما گواهی تقی کاشانی مؤلف تذکرۀ خلاصة الاشعار معتبرتر است. زیرا او با هجری قمی حشر و نشر داشته و در سال 982 قمری که سن شاعر متجاوز از هفتاد سال بوده، با او در کاشان دیدار کرده است.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
باز است در و، پنجرهها دَم دارد
رنگِ خفگی و بویِ ماتم دارد
این کوچه، چقدر بی تو قبرستان است
این خانه، چقدر زندگی کم دارد!
حامد ابراهیم پور
●
منبع:
"نگذار نقشهها وطنم را عوض کنند"
تهران، فصل پنجم، 1391
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
رنگِ خفگی و بویِ ماتم دارد
این کوچه، چقدر بی تو قبرستان است
این خانه، چقدر زندگی کم دارد!
حامد ابراهیم پور
●
منبع:
"نگذار نقشهها وطنم را عوض کنند"
تهران، فصل پنجم، 1391
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
یک تفنن ادبی جالب: لزوم مالا یلزم!
ایجاد تناسب و برقرار کردن ارتباطات مویرگی میان کلمات شعر یکی از وظایف اصلی شاعران است. اما گاهی شاعران به منظور قدرتنمایی، یا تمرین و تشحیذ ذهن، خود را ملزم به تناسباتی میکنند که در نهایت، جزو تفریحات سالم ادبی محسوب میشود! مثلاً التزام به آوردن نام شهرها و گلها و گوهرها و سلاحها و عناصر چهارگانه و روزها در هر مصراع رباعی. مَثـَل اعلای آن، این رباعی منسوب به مهستی گنجوی است:
در مرو، پریر، لاله آتش انگیخت
دی، نیلوفر به بلخ، در آب گریخت
در خاکِ نشابور، گُل امروز شکفت
فردا به هری، باد، سمن خواهد بیخت!
●
شهر: مرو، بلخ، نشابور، هری (هرات)
روزها: پریر، دی، امروز، فردا
گلها: لاله، نیلوفر، گُل، سمن
عناصر اربعه: آتش، آب، خاک، باد
●
این رباعی را شاعران زیادی جواب گفتهاند، که چند نمونۀ آن را میآوریم. در همۀ این نمونهها، تکلّف و تصنّع، کاملاً آشکار است و هیچ کدام هم به قدرت شعر اصلی نیست:
در شام، پریر، از سمن آب چکید
دی، باد به بصره، چادرِ لاله درید
امروز، به روم، نرگس آتش افروخت
فردا، خواهد به چین، گُل از خاک دمید!
بدر شیروانی
درگذشتۀ 854 ق.
●
از بادِ ری، اَرْ پریر سنبل آشفت
دی از نم آبِ اصفهان، لاله شکفت
گُل، در همدان، به آتش امروز اَرْ خفت
فردا به بنفشه، خاک قم خواهد گفت!
وصلی رازی
زنده در 1024 ق.
●
اما لطف الله نیشابوری (در گذشتۀ 821 ق)، روی دست همه شاعران بلند شده و به جای چهار چیز، التزام پنج چیز کرده است. حکایت آن را به روایت دولتشاه سمرقندی میخوانیم:
«شیخ آذری علیه الرحمه در جواهر الاسرار میگوید که به اعتقاد من، این رباعی که مولانا لطف الله در مراعات نظیر گفته، مُمتنعُ الجواب است:
گُل داد، پریر، دَرعِ فیروزه به باد
دی، جوشنِ لعل لاله، بر خاک افتاد
داد آبِ چمن، خنجرِ مینا، امروز
یاقوتِ سنان، آتشِ نیلوفر داد
چهار روز و چهار سلاح و چهار جوهر و چهار عنصر و چهار گُل رعایت نموده. گویند که مولانا نسیمی را بدین رباعی امتحان کردند. مدت یک سال در این سعی کرد و نتوانست گفتن. آخر به عجز اعتراف کرد!».
●
منبع:
- رباعیات مهستی گنجوی، چاپ باکو، ص 4 ؛
- دیوان بدر شیروانی، ص 669 ؛
ـ عرفات العاشقین، ج 6، ص 4091 ؛
ـ تذکرة الشعراء، ص 318
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
ایجاد تناسب و برقرار کردن ارتباطات مویرگی میان کلمات شعر یکی از وظایف اصلی شاعران است. اما گاهی شاعران به منظور قدرتنمایی، یا تمرین و تشحیذ ذهن، خود را ملزم به تناسباتی میکنند که در نهایت، جزو تفریحات سالم ادبی محسوب میشود! مثلاً التزام به آوردن نام شهرها و گلها و گوهرها و سلاحها و عناصر چهارگانه و روزها در هر مصراع رباعی. مَثـَل اعلای آن، این رباعی منسوب به مهستی گنجوی است:
در مرو، پریر، لاله آتش انگیخت
دی، نیلوفر به بلخ، در آب گریخت
در خاکِ نشابور، گُل امروز شکفت
فردا به هری، باد، سمن خواهد بیخت!
●
شهر: مرو، بلخ، نشابور، هری (هرات)
روزها: پریر، دی، امروز، فردا
گلها: لاله، نیلوفر، گُل، سمن
عناصر اربعه: آتش، آب، خاک، باد
●
این رباعی را شاعران زیادی جواب گفتهاند، که چند نمونۀ آن را میآوریم. در همۀ این نمونهها، تکلّف و تصنّع، کاملاً آشکار است و هیچ کدام هم به قدرت شعر اصلی نیست:
در شام، پریر، از سمن آب چکید
دی، باد به بصره، چادرِ لاله درید
امروز، به روم، نرگس آتش افروخت
فردا، خواهد به چین، گُل از خاک دمید!
بدر شیروانی
درگذشتۀ 854 ق.
●
از بادِ ری، اَرْ پریر سنبل آشفت
دی از نم آبِ اصفهان، لاله شکفت
گُل، در همدان، به آتش امروز اَرْ خفت
فردا به بنفشه، خاک قم خواهد گفت!
وصلی رازی
زنده در 1024 ق.
●
اما لطف الله نیشابوری (در گذشتۀ 821 ق)، روی دست همه شاعران بلند شده و به جای چهار چیز، التزام پنج چیز کرده است. حکایت آن را به روایت دولتشاه سمرقندی میخوانیم:
«شیخ آذری علیه الرحمه در جواهر الاسرار میگوید که به اعتقاد من، این رباعی که مولانا لطف الله در مراعات نظیر گفته، مُمتنعُ الجواب است:
گُل داد، پریر، دَرعِ فیروزه به باد
دی، جوشنِ لعل لاله، بر خاک افتاد
داد آبِ چمن، خنجرِ مینا، امروز
یاقوتِ سنان، آتشِ نیلوفر داد
چهار روز و چهار سلاح و چهار جوهر و چهار عنصر و چهار گُل رعایت نموده. گویند که مولانا نسیمی را بدین رباعی امتحان کردند. مدت یک سال در این سعی کرد و نتوانست گفتن. آخر به عجز اعتراف کرد!».
●
منبع:
- رباعیات مهستی گنجوی، چاپ باکو، ص 4 ؛
- دیوان بدر شیروانی، ص 669 ؛
ـ عرفات العاشقین، ج 6، ص 4091 ؛
ـ تذکرة الشعراء، ص 318
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
آيينة صبح شرق ميخواهيمت
در نور سپيده غرق ميخواهيمت
اي ابر! علاج خفتگان باران نيست
يكپارچه رعد و برق ميخواهيمت!
محمدرضا محمدی نيکو
●
منبع:
گوشة تماشا، ص 236
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
در نور سپيده غرق ميخواهيمت
اي ابر! علاج خفتگان باران نيست
يكپارچه رعد و برق ميخواهيمت!
محمدرضا محمدی نيکو
●
منبع:
گوشة تماشا، ص 236
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
من گريۀ آتشين نميدانستم
من سوز دل حزين نميدانستم
نه نام به من گذاشتي و نه نشان
اي عشق! ترا چنين نميدانستم.
محوي همداني
در گذشتۀ 1016 ق.
●
منبع:
جُنگ رباعي، ص 691
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
من سوز دل حزين نميدانستم
نه نام به من گذاشتي و نه نشان
اي عشق! ترا چنين نميدانستم.
محوي همداني
در گذشتۀ 1016 ق.
●
منبع:
جُنگ رباعي، ص 691
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
آزاده دلان، گوش به مالش دادند
و ز حسرت و غم، سینه به نالش دادند
پُشتِ هنر، آن روز شکستند دُرُست
کین بیهنران، پُشت به بالش دادند!
خاقانی
درگذشتۀ 595 ق.
..
منبع:
نزهة المجالس، ص 609
..
این رباعی، در دیوان خاقانی نیست. در جُنگ اسکندر میرزا به اسم «مجد الملک» است (برگ 282).
..
#خاقانی
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
و ز حسرت و غم، سینه به نالش دادند
پُشتِ هنر، آن روز شکستند دُرُست
کین بیهنران، پُشت به بالش دادند!
خاقانی
درگذشتۀ 595 ق.
..
منبع:
نزهة المجالس، ص 609
..
این رباعی، در دیوان خاقانی نیست. در جُنگ اسکندر میرزا به اسم «مجد الملک» است (برگ 282).
..
#خاقانی
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
بگو مگوی فخر رازی و خواجه نصیر!
●
آن مرد نیَم کز عدمم بیم آید
وآن نیم، مرا بهتر از این نیم آید
جانیاست مرا به عاریت داده خدای
تسلیم کنم، چو وقت تسلیم آید.
امام فخر رازی
درگذشته 606 ق.
●
هر دَم دلِ خود را چو سرِ میم کنی
تسلیم و رضا را سپرِ بیم کنی
آیا تو کهای تا که رضای تو بُوَد؟
در دست تو چیست تا تو تسلیم کنی؟
خواجه نصیرالدین طوسی
درگذشته 672 ق.
●
منبع:
بیاض تاج الدین احمد وزیر
چاپ عکسی، ص 291 ـ 292
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
●
آن مرد نیَم کز عدمم بیم آید
وآن نیم، مرا بهتر از این نیم آید
جانیاست مرا به عاریت داده خدای
تسلیم کنم، چو وقت تسلیم آید.
امام فخر رازی
درگذشته 606 ق.
●
هر دَم دلِ خود را چو سرِ میم کنی
تسلیم و رضا را سپرِ بیم کنی
آیا تو کهای تا که رضای تو بُوَد؟
در دست تو چیست تا تو تسلیم کنی؟
خواجه نصیرالدین طوسی
درگذشته 672 ق.
●
منبع:
بیاض تاج الدین احمد وزیر
چاپ عکسی، ص 291 ـ 292
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
این راه، چه ماه میتواند باشد
هر گوشه، پناه میتواند باشد
از مقصدمان سؤال کردم، گفتی:
مقصد، خودِ راه میتواند باشد.
عمران صلاحی
درگذشتۀ 1385 ش.
●
منبع:
گوشۀ تماشا، ص 99
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
هر گوشه، پناه میتواند باشد
از مقصدمان سؤال کردم، گفتی:
مقصد، خودِ راه میتواند باشد.
عمران صلاحی
درگذشتۀ 1385 ش.
●
منبع:
گوشۀ تماشا، ص 99
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4