کس غیرِ تو رهسپارِ این جاده نشد
این گونه برای مرگ آماده نشد
ای برگِ به باد رفته! غیر از تو کسی
بر چوبه دارِ خویشتن زاده نشد!
حمیدرضا نظری
🔹
منبع:
"چاره ها"
گزینه رباعی معاصر
به کوشش میلاد عرفان پور
تهران، شهرستان ادب، 1391
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
این گونه برای مرگ آماده نشد
ای برگِ به باد رفته! غیر از تو کسی
بر چوبه دارِ خویشتن زاده نشد!
حمیدرضا نظری
🔹
منبع:
"چاره ها"
گزینه رباعی معاصر
به کوشش میلاد عرفان پور
تهران، شهرستان ادب، 1391
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
مهستی دبیر یا ابوالفرج رونی
در کتاب المعجم فی معاییر اشعار العجم که زندهیاد مدرس رضوی بر مبنای نسخۀ ویراستۀ شادروان محمد قزوینی تصحیح مجدّدش کرده، در مثالهای مربوط به صنعت «مطابقه» آمده است (ص ۳۴۴-۳۴۵):
«بلفرج گوید:
ظلم کوتاهدست گشت بدانچ
کرد عدلش برفق پای دراز
و ابوالفرج گوید:
من عهد تو سخت سست میدانستم
بشکستن آن درست میدانستم
این دشمنی ای دون که تو کردی با من
آخر کردی، نخست میدانستم
و نطنزی گفته است:
بزم و رزمش ورد و خار و عفو و خشمش نور و نار
امن و بیمش تخت و دار و مهر و کینش فخر و عار».
مدرس رضوی، در پانویس یادآور شده: «این رباعی که به ابوالفرج منسوب است، فقط در نسخۀ ذ موجود و از سه نسخۀ اصل و، م، س مفقود است و در مجمع الفصحاء ج ۱ ص ۵۹۴ بمهستی گنجۀ نسبت داده شده». در تصحیح قزوینی (بیروت، ۳۱۷) و تصحیح شمیسا (تهران، ۳۵۸) خبری از رباعی مورد نظر نیست. در چند نسخۀ کهن المعجم، غیر آنچه مبنای تصحیح قزوینی و مدرس رضوی بوده، نیز این رباعی نیست:
دستنویس ۱۴۱۷ سنا، ۷۳۹ ق، برگ ۹۱ پ؛ دستنویس ۱۹۸۱ لالهلی، ۸۲۹ ق، برگ ۹۴ ر؛ دستنویس ۴۲۷۲ ایاصوفیا، ۸۸۱ ق، برگ ۱۹۰ پ
..
منشأ رباعی همانطور که مدرض رضوی نوشته، دستنویس ذ یا همان نسخۀ متعلق به ذکاء الملک فروغی است که سالها گمان میرفت ناپدید است؛ در حالی که به شمارۀ ۱۳۳۷۲ در کتابخانۀ مجلس نگهداری میشود. شرح این موضوع را محقق فاضل دکتر بشری در پابرگ ۸ دادهاند (آینۀ پژوهش، ش ۱۲۶، ۱۳۸۹). باری، نسخۀ مذکور در سال ۷۸۱ ق کتابت شده و کاتب آن ابن فقیه شوشتری که خود دستی در شعر داشته، اشعاری را به اصل نسخه افزوده که یکی از آنها، همین رباعی است. آنچنانکه از تصویر نسخه بر میآید، کاتب، در کتابت نام شاعران در این موضع، دچار خطا شده و نام ابوالفرج را بر رباعی مهستی، و نام مهستی را بر بیت نطنزی گذاشته است. این نکتهای است که با کمی دقت در نسخههای خطی المعجم و مقایسۀ آنها با یکدیگر میتوان بدان پی بُرد. چرا که شعر افزوده در این بخش، رباعی مورد اشاره است و اشعار پس و پیش، گویندهشان در همۀ نسخهها معلوم و یکسان است (ابوالفرج رونی، نطنزی). بنابراین، میتوان گفت: ابن فقیه شوشتری که این رباعی را به متن افزوده، آن را سرودۀ «مهستی» میدانسته و از سر غفلت، نام او را انتهای رباعی گذاشته نه ابتدای آن. اینکه انتساب رباعی به مهستی درست است یا نه، امر جداگانهای است.
..
رباعی در بعضی تذکرهها جزو اشعار مهستی گنجوی است: عرفات العاشقین، ۵: ۳۴۶۱؛ ریاض الشعراء، ۴: ۲۰۳۰. آنچه در تذکرههای بعدی آمده (مجمع الفصحا، آتشکده)، مبتنی بر همین دو تذکره، و درستتر بگویم، عرفات العاشقین است. رباعی در قرن هشتم، جزو اشعار شناخته شده بوده و عزیز کاشانی (روضة الناظر، ۱۴۲ پ) و سراج تبریزی (سفینۀ اشعار، ۲۵۶ ر) آن را بی ذکر نام گوینده نقل کردهاند. جمال خلیل شروانی رباعی را به اسم «خوارزمشاه» آورده (نزهة المجالس، ۳۹۶) و منظورش، سلطان علاءالدین محمد اتسز خوارزمشاه بوده است که در سالهای میانی قرن ششم بر بخشهایی از ایران کهن حکومت میراند. رباعی، در بعضی نسخ دیوان عراقی هم دیده شده است (مجموعۀ آثار، ۳۶۳، پانوشت).
..
ظهیر فاریابی، مثنوی کوتاهی دارد (دیوان، ۲۵۴) که این دو بیت آن، یادآور رباعی منسوب به مهستی است:
من ز روز نخست دانستم
وین حکایت درست دانستم
که تو این عهد بشکنی با من
بهدر آیی به دشمنی با من
..
واله داغستانی، مؤلف تذکرۀ ریاض الشعراء، در شرح حال مهستی، به تأثیر این رباعی بر خودش اشارتی دارد که ذکر آن خالی از لطف نیست:
«یک رباعی او را که با هزار دیوان شعر خوب برابری میکند، راقم حروف تا شش ماه ورد خود کرده بود، به حدّی که در خواب هم میخواندم و هرکس که نزدیک من خوابیده بود، میشنید و از خواب بیدار میشد. الحق این رباعی از آن جمله اشعار است که مثل حکیم خاقانی شاعری را در مدّت عمر یکبار به حسب اتفاق شاید به خاطر برسد و صدق این مقال بر سخندانی روشن خواهد بود که به مزمار سلیقۀ راست، چنگ فصاحت و قانون بلاغت را نواخته باشد. خلاصۀ کلام، رباعی مزبور این است: من عهد تو سخت سست میدانستم...».
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
در کتاب المعجم فی معاییر اشعار العجم که زندهیاد مدرس رضوی بر مبنای نسخۀ ویراستۀ شادروان محمد قزوینی تصحیح مجدّدش کرده، در مثالهای مربوط به صنعت «مطابقه» آمده است (ص ۳۴۴-۳۴۵):
«بلفرج گوید:
ظلم کوتاهدست گشت بدانچ
کرد عدلش برفق پای دراز
و ابوالفرج گوید:
من عهد تو سخت سست میدانستم
بشکستن آن درست میدانستم
این دشمنی ای دون که تو کردی با من
آخر کردی، نخست میدانستم
و نطنزی گفته است:
بزم و رزمش ورد و خار و عفو و خشمش نور و نار
امن و بیمش تخت و دار و مهر و کینش فخر و عار».
مدرس رضوی، در پانویس یادآور شده: «این رباعی که به ابوالفرج منسوب است، فقط در نسخۀ ذ موجود و از سه نسخۀ اصل و، م، س مفقود است و در مجمع الفصحاء ج ۱ ص ۵۹۴ بمهستی گنجۀ نسبت داده شده». در تصحیح قزوینی (بیروت، ۳۱۷) و تصحیح شمیسا (تهران، ۳۵۸) خبری از رباعی مورد نظر نیست. در چند نسخۀ کهن المعجم، غیر آنچه مبنای تصحیح قزوینی و مدرس رضوی بوده، نیز این رباعی نیست:
دستنویس ۱۴۱۷ سنا، ۷۳۹ ق، برگ ۹۱ پ؛ دستنویس ۱۹۸۱ لالهلی، ۸۲۹ ق، برگ ۹۴ ر؛ دستنویس ۴۲۷۲ ایاصوفیا، ۸۸۱ ق، برگ ۱۹۰ پ
..
منشأ رباعی همانطور که مدرض رضوی نوشته، دستنویس ذ یا همان نسخۀ متعلق به ذکاء الملک فروغی است که سالها گمان میرفت ناپدید است؛ در حالی که به شمارۀ ۱۳۳۷۲ در کتابخانۀ مجلس نگهداری میشود. شرح این موضوع را محقق فاضل دکتر بشری در پابرگ ۸ دادهاند (آینۀ پژوهش، ش ۱۲۶، ۱۳۸۹). باری، نسخۀ مذکور در سال ۷۸۱ ق کتابت شده و کاتب آن ابن فقیه شوشتری که خود دستی در شعر داشته، اشعاری را به اصل نسخه افزوده که یکی از آنها، همین رباعی است. آنچنانکه از تصویر نسخه بر میآید، کاتب، در کتابت نام شاعران در این موضع، دچار خطا شده و نام ابوالفرج را بر رباعی مهستی، و نام مهستی را بر بیت نطنزی گذاشته است. این نکتهای است که با کمی دقت در نسخههای خطی المعجم و مقایسۀ آنها با یکدیگر میتوان بدان پی بُرد. چرا که شعر افزوده در این بخش، رباعی مورد اشاره است و اشعار پس و پیش، گویندهشان در همۀ نسخهها معلوم و یکسان است (ابوالفرج رونی، نطنزی). بنابراین، میتوان گفت: ابن فقیه شوشتری که این رباعی را به متن افزوده، آن را سرودۀ «مهستی» میدانسته و از سر غفلت، نام او را انتهای رباعی گذاشته نه ابتدای آن. اینکه انتساب رباعی به مهستی درست است یا نه، امر جداگانهای است.
..
رباعی در بعضی تذکرهها جزو اشعار مهستی گنجوی است: عرفات العاشقین، ۵: ۳۴۶۱؛ ریاض الشعراء، ۴: ۲۰۳۰. آنچه در تذکرههای بعدی آمده (مجمع الفصحا، آتشکده)، مبتنی بر همین دو تذکره، و درستتر بگویم، عرفات العاشقین است. رباعی در قرن هشتم، جزو اشعار شناخته شده بوده و عزیز کاشانی (روضة الناظر، ۱۴۲ پ) و سراج تبریزی (سفینۀ اشعار، ۲۵۶ ر) آن را بی ذکر نام گوینده نقل کردهاند. جمال خلیل شروانی رباعی را به اسم «خوارزمشاه» آورده (نزهة المجالس، ۳۹۶) و منظورش، سلطان علاءالدین محمد اتسز خوارزمشاه بوده است که در سالهای میانی قرن ششم بر بخشهایی از ایران کهن حکومت میراند. رباعی، در بعضی نسخ دیوان عراقی هم دیده شده است (مجموعۀ آثار، ۳۶۳، پانوشت).
..
ظهیر فاریابی، مثنوی کوتاهی دارد (دیوان، ۲۵۴) که این دو بیت آن، یادآور رباعی منسوب به مهستی است:
من ز روز نخست دانستم
وین حکایت درست دانستم
که تو این عهد بشکنی با من
بهدر آیی به دشمنی با من
..
واله داغستانی، مؤلف تذکرۀ ریاض الشعراء، در شرح حال مهستی، به تأثیر این رباعی بر خودش اشارتی دارد که ذکر آن خالی از لطف نیست:
«یک رباعی او را که با هزار دیوان شعر خوب برابری میکند، راقم حروف تا شش ماه ورد خود کرده بود، به حدّی که در خواب هم میخواندم و هرکس که نزدیک من خوابیده بود، میشنید و از خواب بیدار میشد. الحق این رباعی از آن جمله اشعار است که مثل حکیم خاقانی شاعری را در مدّت عمر یکبار به حسب اتفاق شاید به خاطر برسد و صدق این مقال بر سخندانی روشن خواهد بود که به مزمار سلیقۀ راست، چنگ فصاحت و قانون بلاغت را نواخته باشد. خلاصۀ کلام، رباعی مزبور این است: من عهد تو سخت سست میدانستم...».
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Telegram
چهار خطی
رباعی فارسی، به روایت: سید علی میرافضلی
(این صفحه روز پنجشنبه نوزدهم آذر هزار و سیصد و نود و چهار شمسی راهاندازی شده است.)
(این صفحه روز پنجشنبه نوزدهم آذر هزار و سیصد و نود و چهار شمسی راهاندازی شده است.)
بعضیها
از مزرعههای کوچک بعضیها
برچیده شود مترسک بعضیها
آقا! خودمانیم، چه کیفی دارد
وقتی بزنی به بُرجک بعضیها !
جلیل صفر بیگی
●
هشدار به مغز کوچک بعضیها
این پاتکِ ماست بر تکِ بعضیها
آر. پی .جی طنز روی دوشم دارم
باید بزنم به بُرجک بعضیها
خلیل جوادی
●
منبع:
- "او نویسی"، جلیل صفربیگی
ایلام، انتشارات برگ آذین، 1387
- کانال خلیل جوادی در تلگرام
@Khalil_javadi
●
بی تردید میگویم اثری که جلیل صفربیگی بر ذهن و زبان رباعیسرایان امروز گذاشته، هیچ رباعیسرای دیگری نداشته است. این ردپاها را به وضوح در کتابهای نسل امروز رباعیسرایان، میشود مشاهده کرد. رباعیات او، بیش از هر رباعی دیگری خوانده شده و مورد تقلید قرار گرفته است. این بحث، محتاج بررسی بیشتری است. خلیل جوادی، یکی از چند طنزپرداز موفق این روزگار است که ارتباط خوبی با مخاطب عام برقرار کرده است. همین رباعی او، بیش از 8000 بیننده داشته است.
●
«به بُرجک کسی زدن» از اصطلاحات کنایی این روزگار است که آن را میتوان محصول دوران جنگ دانست و از آنجا به ادبیات شفاهی راه پیدا کرده است. بُرجک، اتاقک مخصوص دیدبانی و نگهبانی است و به سازه چرخان روی تانک هم بُرجک میگویند (فرهنگ بزرگ سخن، ج 2، ص 898). توی بُرجک کسی زدن، یعنی حال کسی را گرفتن و او را سر جایش نشاندن. اصطلاح «بعضیها» هم ساخته ذهن انسان این دو دهه است و اشاره به کسانی دارد که میشناسیم، ولی نمیخواهیم یا نمیتوانیم یا صلاح نیست اسمشان را ببریم؛ افراد صاحب نفوذ.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
از مزرعههای کوچک بعضیها
برچیده شود مترسک بعضیها
آقا! خودمانیم، چه کیفی دارد
وقتی بزنی به بُرجک بعضیها !
جلیل صفر بیگی
●
هشدار به مغز کوچک بعضیها
این پاتکِ ماست بر تکِ بعضیها
آر. پی .جی طنز روی دوشم دارم
باید بزنم به بُرجک بعضیها
خلیل جوادی
●
منبع:
- "او نویسی"، جلیل صفربیگی
ایلام، انتشارات برگ آذین، 1387
- کانال خلیل جوادی در تلگرام
@Khalil_javadi
●
بی تردید میگویم اثری که جلیل صفربیگی بر ذهن و زبان رباعیسرایان امروز گذاشته، هیچ رباعیسرای دیگری نداشته است. این ردپاها را به وضوح در کتابهای نسل امروز رباعیسرایان، میشود مشاهده کرد. رباعیات او، بیش از هر رباعی دیگری خوانده شده و مورد تقلید قرار گرفته است. این بحث، محتاج بررسی بیشتری است. خلیل جوادی، یکی از چند طنزپرداز موفق این روزگار است که ارتباط خوبی با مخاطب عام برقرار کرده است. همین رباعی او، بیش از 8000 بیننده داشته است.
●
«به بُرجک کسی زدن» از اصطلاحات کنایی این روزگار است که آن را میتوان محصول دوران جنگ دانست و از آنجا به ادبیات شفاهی راه پیدا کرده است. بُرجک، اتاقک مخصوص دیدبانی و نگهبانی است و به سازه چرخان روی تانک هم بُرجک میگویند (فرهنگ بزرگ سخن، ج 2، ص 898). توی بُرجک کسی زدن، یعنی حال کسی را گرفتن و او را سر جایش نشاندن. اصطلاح «بعضیها» هم ساخته ذهن انسان این دو دهه است و اشاره به کسانی دارد که میشناسیم، ولی نمیخواهیم یا نمیتوانیم یا صلاح نیست اسمشان را ببریم؛ افراد صاحب نفوذ.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
یک شهر همی فسون و رنگ آمیزند
تا بر من و بر تو رستخیز انگیزند
با ما به حدیث عشق تا چه استیزند؟
هر مرغی را به پای خویش آویزند!
امیر طاهر چغانی
درگذشته 377 ق.
●
منبع:
تذکره لباب الالباب (چاپ نفیسی)، ص 30
●
این رباعی یکی از قدیمترین نمونههای رباعی عاشقانه فارسی است. امیر طاهر بن فضل از خاندان معروف چغانیان بود که در قرن سوم و چهارم در ماوراء النهر حکومت میراندند. وی همعصر رودکی است و تردیدی که در مورد درستی انتساب رباعیات رودکی وجود دارد، در مورد اشعار او وجود ندارد.
●
رباعی طاهر چغانی، همچنین قدیمترین رباعی فارسی است که در آن از شگرد ارسال مثل در مصراع چهارم استفاده شده است. فرخی سیستانی (متوفی 429 ق) که معروف است به آوردن مثل در رباعی، حدود یکصد سال بعد از این امیر چغانی میزیست و نتوانسته به قدرت او، از این شگرد بهره بگیرد.
«هر مرغی را به پای خویش آویزند» یعنی: هر کسی مسئول کارهای خودش است. در اینجا یعنی: کاری به کار ما نداشته باشید! معادل این آیه قرآن: لا تَزِرُ وازرة ٌ وِزر اُخری. کسی بار گناه دیگری را بر دوش نمیکشد (سوره انعام، آیه 164). و همچنین این مثل عربی: کُلّ شاةٍ بِرِجلها سَتُناط. هر گوسفندی را به پای خویش آویزان میکنند. در انگیسی میگویند: هر ماهی باید از دهان خودش آویزان شود.
Every herring be hung by its own gill.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
تا بر من و بر تو رستخیز انگیزند
با ما به حدیث عشق تا چه استیزند؟
هر مرغی را به پای خویش آویزند!
امیر طاهر چغانی
درگذشته 377 ق.
●
منبع:
تذکره لباب الالباب (چاپ نفیسی)، ص 30
●
این رباعی یکی از قدیمترین نمونههای رباعی عاشقانه فارسی است. امیر طاهر بن فضل از خاندان معروف چغانیان بود که در قرن سوم و چهارم در ماوراء النهر حکومت میراندند. وی همعصر رودکی است و تردیدی که در مورد درستی انتساب رباعیات رودکی وجود دارد، در مورد اشعار او وجود ندارد.
●
رباعی طاهر چغانی، همچنین قدیمترین رباعی فارسی است که در آن از شگرد ارسال مثل در مصراع چهارم استفاده شده است. فرخی سیستانی (متوفی 429 ق) که معروف است به آوردن مثل در رباعی، حدود یکصد سال بعد از این امیر چغانی میزیست و نتوانسته به قدرت او، از این شگرد بهره بگیرد.
«هر مرغی را به پای خویش آویزند» یعنی: هر کسی مسئول کارهای خودش است. در اینجا یعنی: کاری به کار ما نداشته باشید! معادل این آیه قرآن: لا تَزِرُ وازرة ٌ وِزر اُخری. کسی بار گناه دیگری را بر دوش نمیکشد (سوره انعام، آیه 164). و همچنین این مثل عربی: کُلّ شاةٍ بِرِجلها سَتُناط. هر گوسفندی را به پای خویش آویزان میکنند. در انگیسی میگویند: هر ماهی باید از دهان خودش آویزان شود.
Every herring be hung by its own gill.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
هر چند که دنیای خودت را داری
در سینه من، جای خودت را داری
پایانِ تمام نامههایت، موج است
دریایی و امضای خودت را داری!
محمدرضا مختار نژاد
●
منبع:
"شاید قفس پلنگها باز شود"
تهران، نشر ثالث، 1388
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
در سینه من، جای خودت را داری
پایانِ تمام نامههایت، موج است
دریایی و امضای خودت را داری!
محمدرضا مختار نژاد
●
منبع:
"شاید قفس پلنگها باز شود"
تهران، نشر ثالث، 1388
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
عیسی، به فلک رسید، خر خشم گرفت
داود، زبور خواند، کر خشم گرفت
از بیشه، به بازار بیامد شیری
موشی، به دکان پیلهور، خشم گرفت!
اوحد الدین کرمانی
درگذشته 635 ق.
●
منبع:
مناقب اوحد الدین کرمانی، ص 248
●
خشم موشها در قبال به عرصه در آمدنِ شیران، امر تازهای نیست. این اتفاق، گویی در همه دورانهای تاریخ تکرار میشود و امروز هم، حضور شیران در میدان، خشم موشها را در کُنجِ تاریک اندیشههایشان بر انگیخته است؛ و آنها را جز جویدنِ ناخن چه چاره؟
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
داود، زبور خواند، کر خشم گرفت
از بیشه، به بازار بیامد شیری
موشی، به دکان پیلهور، خشم گرفت!
اوحد الدین کرمانی
درگذشته 635 ق.
●
منبع:
مناقب اوحد الدین کرمانی، ص 248
●
خشم موشها در قبال به عرصه در آمدنِ شیران، امر تازهای نیست. این اتفاق، گویی در همه دورانهای تاریخ تکرار میشود و امروز هم، حضور شیران در میدان، خشم موشها را در کُنجِ تاریک اندیشههایشان بر انگیخته است؛ و آنها را جز جویدنِ ناخن چه چاره؟
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
هم چشمه و هم رود كپك خواهد زد
هم آتش و هم دود كپك خواهد زد
شور و نمك تمامِ هستي عشق است
بي عشق، جهان زود كپك خواهد زد.
جليل صفربيگي
●
منبع:
"هشت چارانه"
تهران، فصل پنجم، 1391
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
هم آتش و هم دود كپك خواهد زد
شور و نمك تمامِ هستي عشق است
بي عشق، جهان زود كپك خواهد زد.
جليل صفربيگي
●
منبع:
"هشت چارانه"
تهران، فصل پنجم، 1391
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
ايواي بر آن دل كه درو سوزي نيست
سودا زدۀ مهر دل افروزي نيست
روزي كه تو بي عشق بهسر خواهي بُرد
ضايعتر از آن روز، دگر روزي نيست!
پور بهاء جامي
سده هفتم ق.
●
منبع:
جُنگ رباعي، ص 450
●
پور بهاء جامي از شاعران هرات در قرن هفتم است كه به دليل بهكار بُردن اصطلاحات مغولي در قصايدش و هزل و طنز آميخته در كلامش، در زمان خودش شهرتي داشت. اما، شعرش به تدريج از رونق افتاد و گويندهاش به جمعيت شاعران گمنام زبان فارسي پيوست. ديوان پور بهاء هنوز به چاپ نرسيده، و رباعياتش را نگارنده در كتاب «جُنگ رباعي» گنجانده است. چهار فقره از رباعيات پور بهاء، بعد از مرگ، وارد مجموعه رباعيات خيام شده؛ از جمله همين رباعي او كه اگر چه مضمون خيامانه ندارد، اما در منابع به اسم خيام ديده ميشود (رك. طربخانه، ص 91).
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
سودا زدۀ مهر دل افروزي نيست
روزي كه تو بي عشق بهسر خواهي بُرد
ضايعتر از آن روز، دگر روزي نيست!
پور بهاء جامي
سده هفتم ق.
●
منبع:
جُنگ رباعي، ص 450
●
پور بهاء جامي از شاعران هرات در قرن هفتم است كه به دليل بهكار بُردن اصطلاحات مغولي در قصايدش و هزل و طنز آميخته در كلامش، در زمان خودش شهرتي داشت. اما، شعرش به تدريج از رونق افتاد و گويندهاش به جمعيت شاعران گمنام زبان فارسي پيوست. ديوان پور بهاء هنوز به چاپ نرسيده، و رباعياتش را نگارنده در كتاب «جُنگ رباعي» گنجانده است. چهار فقره از رباعيات پور بهاء، بعد از مرگ، وارد مجموعه رباعيات خيام شده؛ از جمله همين رباعي او كه اگر چه مضمون خيامانه ندارد، اما در منابع به اسم خيام ديده ميشود (رك. طربخانه، ص 91).
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
رباعی نویافته عطار
●
ای من به غم تو زنده! جانم این است
در رنگِ رُخَم نگر، زبانم این است
چیزیاست هر آینه که عکس تو در اوست
از هستی خویشتن، نشانم این است!
عطار نیشابوری
مقتول در 627 ق.
●
منبع:
بیاض نظم و نثر کتابخانه ملی پاریس
ش 3423، کتابت 824 ـ 852 ق، برگ 36
●
این رباعی، جزو دهها رباعی نویافته عطار نیشابوری است که در مجموعه رباعیات «مختارنامه» او نیامده است. عطار خود در دیباچه «مختارنامه» میگوید از بین سه هزار رباعی که داشته، 500 رباعیاش را به آب شُسته و از مابقیاش، حدود 2200 رباعیاش را در «مختارنامه» و تتمهاش را به دیوان بُرده است. در دیوانهای عطار رباعیی موجود نیست و ما به دنبال رباعیات گمشده او، موفق به یافتن 170 رباعی دیگر از عطار شدیم که شرح آن در جای دیگر خواهد آمد.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
●
ای من به غم تو زنده! جانم این است
در رنگِ رُخَم نگر، زبانم این است
چیزیاست هر آینه که عکس تو در اوست
از هستی خویشتن، نشانم این است!
عطار نیشابوری
مقتول در 627 ق.
●
منبع:
بیاض نظم و نثر کتابخانه ملی پاریس
ش 3423، کتابت 824 ـ 852 ق، برگ 36
●
این رباعی، جزو دهها رباعی نویافته عطار نیشابوری است که در مجموعه رباعیات «مختارنامه» او نیامده است. عطار خود در دیباچه «مختارنامه» میگوید از بین سه هزار رباعی که داشته، 500 رباعیاش را به آب شُسته و از مابقیاش، حدود 2200 رباعیاش را در «مختارنامه» و تتمهاش را به دیوان بُرده است. در دیوانهای عطار رباعیی موجود نیست و ما به دنبال رباعیات گمشده او، موفق به یافتن 170 رباعی دیگر از عطار شدیم که شرح آن در جای دیگر خواهد آمد.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
برهم زده گرگ این گله را، چوپان کو؟
وین پست و بلندِ دهر را سوهان کو؟
کافر شده ابنای زمان، نوح کجاست؟
فاسد شده اجزای زمین، توفان کو؟
عهدی ساوجی
سده دهم ق.
●
منبع:
عرفات العاشقین، ج 4، ص 2662
●
در همان منبع (ج 4، ص 2670) به نام حکیم عین الملک شیرازی هم آمده است.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
وین پست و بلندِ دهر را سوهان کو؟
کافر شده ابنای زمان، نوح کجاست؟
فاسد شده اجزای زمین، توفان کو؟
عهدی ساوجی
سده دهم ق.
●
منبع:
عرفات العاشقین، ج 4، ص 2662
●
در همان منبع (ج 4، ص 2670) به نام حکیم عین الملک شیرازی هم آمده است.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
"شادمانی کردن و شادی آفریدن"
مَی ده که حریفان جهان را در دی
بر گِرد بُناگوش ز مَی خیزد خَوی
تا کی گویی توبه شکستم؟ هی هی
صد توبه شکسته بِهْ که یک کوزۀ مَی!
سنایی غزنوی
درگذشته 529 ق.
●
دی بر درِ میخانه مرا پیری گفت
کز دَرد جدا نشین و با دُردی جُفت
می خور که بسی غصّه همیباید خورد
کم خُسب که بسیار همیباید خفت!
اثیر اخسیکتی
درگذشته 609 ق.
●
عشق از ازل است و تا ابد خواهد بود
جویندۀ عشق، بی عدد خواهد بود
فردا که قیامت آشکارا گردد
هر دل که نه عاشق است، رد خواهد بود.
افضل الدین کاشانی
در گذشته 610 ق.
●
ای دل! غم این جهانِ فرسوده مخور
بیهوده نهای، غمان بیهوده مخور
چون بوده گذشت و نیست نابوده پدید
خوش باش و غم بوده و نابوده مخور!
امامی هروی
درگذشته 686 ق.
●
آمد سحری ندا ز میخانۀ ما
کای زند خراباتیِ دیوانۀ ما
برخیز که پُر کنیم پیمانه ز مَی
زآن پیش که پُر کنند پیمانۀ ما
سلمان ساوجی
درگذشته 778 ق.
●
منبع:
جُنگ رباعی، ص 45؛ ص 226؛
ص 363؛ 475؛ ص 516
●
سه رباعیآخر در منابع دیگر، به اسم خیامآمده، اما به اعتبار منابعی که در اختیار ماست، و از قدمت و صحت بیشتری برخوردار است، این رباعیات را به نام گویندگان اصلی آنها ميخوانیم.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
مَی ده که حریفان جهان را در دی
بر گِرد بُناگوش ز مَی خیزد خَوی
تا کی گویی توبه شکستم؟ هی هی
صد توبه شکسته بِهْ که یک کوزۀ مَی!
سنایی غزنوی
درگذشته 529 ق.
●
دی بر درِ میخانه مرا پیری گفت
کز دَرد جدا نشین و با دُردی جُفت
می خور که بسی غصّه همیباید خورد
کم خُسب که بسیار همیباید خفت!
اثیر اخسیکتی
درگذشته 609 ق.
●
عشق از ازل است و تا ابد خواهد بود
جویندۀ عشق، بی عدد خواهد بود
فردا که قیامت آشکارا گردد
هر دل که نه عاشق است، رد خواهد بود.
افضل الدین کاشانی
در گذشته 610 ق.
●
ای دل! غم این جهانِ فرسوده مخور
بیهوده نهای، غمان بیهوده مخور
چون بوده گذشت و نیست نابوده پدید
خوش باش و غم بوده و نابوده مخور!
امامی هروی
درگذشته 686 ق.
●
آمد سحری ندا ز میخانۀ ما
کای زند خراباتیِ دیوانۀ ما
برخیز که پُر کنیم پیمانه ز مَی
زآن پیش که پُر کنند پیمانۀ ما
سلمان ساوجی
درگذشته 778 ق.
●
منبع:
جُنگ رباعی، ص 45؛ ص 226؛
ص 363؛ 475؛ ص 516
●
سه رباعیآخر در منابع دیگر، به اسم خیامآمده، اما به اعتبار منابعی که در اختیار ماست، و از قدمت و صحت بیشتری برخوردار است، این رباعیات را به نام گویندگان اصلی آنها ميخوانیم.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
در مدرسه از نشاطمان کم کردند
از فرصت ارتباطمان کم کردند
هر وقت بههم عشق تعارف کردیم
از نمرۀ انظباطمان کم کردند!
سید مهدی نقبایی
●
منبع:
"اما تو برای من نمیمیری"
رشت، 1382
●
یک روز تو آمدی، نشاطم دادی
هی فرصت گفت و ارتباطم دادی
یک روز که من شلوغ کردم در عشق
تو نمرۀ رد به انظباطم دادی!
داوود ملک زاده
●
منبع:
"دو واو"
تهران، فصل پنجم، 1389
●
رباعی نخست، یکی از رباعیات موفق و مورد توجه نسل جوان است که به دلیل استفاده از عناصر آشنای محیط مدرسه و از جمله کم شدن نمرۀ انضباط و ربط دادن آن به عشق، بسیار در محیطهای مجازی، و گاه با تغییرات دلبخواه کاربران، دست به دست شده است. رباعی دوم، نمونۀ ناموفق اما جالبی از تقلید از یک رباعی موفق است که در همه اجزای آن نشانههای خامدستی و بی توجهی به ظرافتهای زبانی به چشم میخورَد و عیب کپیکاری ناشیانه هم بر آن مزید شده است.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
از فرصت ارتباطمان کم کردند
هر وقت بههم عشق تعارف کردیم
از نمرۀ انظباطمان کم کردند!
سید مهدی نقبایی
●
منبع:
"اما تو برای من نمیمیری"
رشت، 1382
●
یک روز تو آمدی، نشاطم دادی
هی فرصت گفت و ارتباطم دادی
یک روز که من شلوغ کردم در عشق
تو نمرۀ رد به انظباطم دادی!
داوود ملک زاده
●
منبع:
"دو واو"
تهران، فصل پنجم، 1389
●
رباعی نخست، یکی از رباعیات موفق و مورد توجه نسل جوان است که به دلیل استفاده از عناصر آشنای محیط مدرسه و از جمله کم شدن نمرۀ انضباط و ربط دادن آن به عشق، بسیار در محیطهای مجازی، و گاه با تغییرات دلبخواه کاربران، دست به دست شده است. رباعی دوم، نمونۀ ناموفق اما جالبی از تقلید از یک رباعی موفق است که در همه اجزای آن نشانههای خامدستی و بی توجهی به ظرافتهای زبانی به چشم میخورَد و عیب کپیکاری ناشیانه هم بر آن مزید شده است.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
یاران! دل خود به بی وفایان مدهید
آیینه به دستِ خودنمایان مدهید
بیگانهوَشان، نشانِ دل گر طلبند
زنهار، نشانِ آشنایان مدهید!
امیدی تهرانی
درگذشتۀ 925 ق.
●
نشان: نشانی، آدرس!
●
منبع:
جُنگ رباعی، ص 595
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
آیینه به دستِ خودنمایان مدهید
بیگانهوَشان، نشانِ دل گر طلبند
زنهار، نشانِ آشنایان مدهید!
امیدی تهرانی
درگذشتۀ 925 ق.
●
نشان: نشانی، آدرس!
●
منبع:
جُنگ رباعی، ص 595
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
پرسید کسی منزلِ آن مهر گُسِل
گفتم: به دل من است او را منزل
گفتند: دلت کجاست؟ گفتم: برِ او
گفتند که: او کجاست؟ گفتم: در دل!
موالی تونی
درگذشته 949 ق.
●
منبع:
"المشیخه"
دستنویس ش 2143 کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران
به خط سالک الدین محمد و دیگران، 921 ق، برگ 138
●
این رباعی، در منابع متأخّر، به ابوسعید ابوالخیر هم منسوب است. اما گواهی یکی از بزرگان قرن دهم که با شاعر آن (موالی تونی)، همعصر بوده و او را میشناخته و به رباعیات ابوسعید هم دسترسی داشته، بسیار ارزشمند و قابل اتکاست.
●
در نگاه نخست، به نظر میرسد یک دور باطل در رباعی بالا به چشم میخورد و شاعر، پُرسنده را سرِ کار گذاشته است. اما کانون ارزش هنری و معنوی این رباعی، در همین نقطه قرار گرفته و یگانگی عاشق و معشوق را به خوبی نمایش میدهد.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
گفتم: به دل من است او را منزل
گفتند: دلت کجاست؟ گفتم: برِ او
گفتند که: او کجاست؟ گفتم: در دل!
موالی تونی
درگذشته 949 ق.
●
منبع:
"المشیخه"
دستنویس ش 2143 کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران
به خط سالک الدین محمد و دیگران، 921 ق، برگ 138
●
این رباعی، در منابع متأخّر، به ابوسعید ابوالخیر هم منسوب است. اما گواهی یکی از بزرگان قرن دهم که با شاعر آن (موالی تونی)، همعصر بوده و او را میشناخته و به رباعیات ابوسعید هم دسترسی داشته، بسیار ارزشمند و قابل اتکاست.
●
در نگاه نخست، به نظر میرسد یک دور باطل در رباعی بالا به چشم میخورد و شاعر، پُرسنده را سرِ کار گذاشته است. اما کانون ارزش هنری و معنوی این رباعی، در همین نقطه قرار گرفته و یگانگی عاشق و معشوق را به خوبی نمایش میدهد.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
ماهي تو كه بر بامِ شكوه آمده است
آيينه ز دستت به ستوه آمده است
خورشيد، اگر گرمِ تماشاي تو نيست
دلگير نشو، ز پشت كوه آمده است.
خليل جوادي
●
منبع:
"براي تو" (رباعيهاي عاشقانه)
تهران، خليل جوادي، 1392
●
خليل جوادي يكي از چهرههاي شناخته شدة طنز امروز است. اما پيش از آن، با شعرهاي اجتماعياش شناخته شده بود. دفتر «براي تو» حاوي رباعيهاي عاشقانه جوادي است كه در همة آنها رگههايي از طنز به چشم ميخورد. رباعي بالا، يكي از بهترين رباعيات اين مجموعه است كه در آن از شگرد درج اصطلاحات عاميانه در مصراع چهارم، هوشمندانه استفاده شده و يكي از نمونههاي موفق اين قبيل رباعيات است. آوردن اصطلاحات مثلي و كنايي يا زبانزدهاي مردم كوچه و بازار در مصراع چهارم، از هزار سال پيش مورد توجه شاعران ما بوده و يكي از روشهاي گرم كردنِ رباعي به حساب ميآمده است. اگرچه، درصد كمي از بهترين آثار تاريخ رباعي فارسي با اين فرمول به وجود آمدهاند.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
آيينه ز دستت به ستوه آمده است
خورشيد، اگر گرمِ تماشاي تو نيست
دلگير نشو، ز پشت كوه آمده است.
خليل جوادي
●
منبع:
"براي تو" (رباعيهاي عاشقانه)
تهران، خليل جوادي، 1392
●
خليل جوادي يكي از چهرههاي شناخته شدة طنز امروز است. اما پيش از آن، با شعرهاي اجتماعياش شناخته شده بود. دفتر «براي تو» حاوي رباعيهاي عاشقانه جوادي است كه در همة آنها رگههايي از طنز به چشم ميخورد. رباعي بالا، يكي از بهترين رباعيات اين مجموعه است كه در آن از شگرد درج اصطلاحات عاميانه در مصراع چهارم، هوشمندانه استفاده شده و يكي از نمونههاي موفق اين قبيل رباعيات است. آوردن اصطلاحات مثلي و كنايي يا زبانزدهاي مردم كوچه و بازار در مصراع چهارم، از هزار سال پيش مورد توجه شاعران ما بوده و يكي از روشهاي گرم كردنِ رباعي به حساب ميآمده است. اگرچه، درصد كمي از بهترين آثار تاريخ رباعي فارسي با اين فرمول به وجود آمدهاند.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
ساقی! اگرم مَی ندهی، میمیرم
ور ساغرِ مَی ز کف نهی، میمیرم
پیمانۀ هر که پُر شود، میمیرد
پیمانۀ من که شد تهی، میمیرم!
هجری قمی
زنده در 982 ق.
●
تا کی ز خمار مَی سر افکنده شویم
کو مَی که چو آفتاب تابنده شویم ؟
پیمانۀ هر که پُر شود، میمیرد
پیمانۀ ما چو پُر شود، زنده شویم!
نظام دستغیب شیرازی
درگذشتۀ 1029 ق.
●
منبع:
- خلاصة الاشعار (بخش قم و ساوه)، ص 96
- تذکرۀ نصرآبادی، ج 1، ص 385
●
رباعی هجری قمی را تقی اوحدی بلیانی به اسم میرزا محمد حکیم شیرازی، پدر ملاصدرا، آورده است (عرفات العاشقین، ج 6، ص 3583). اما گواهی تقی کاشانی مؤلف تذکرۀ خلاصة الاشعار معتبرتر است. زیرا او با هجری قمی حشر و نشر داشته و در سال 982 قمری که سن شاعر متجاوز از هفتاد سال بوده، با او در کاشان دیدار کرده است.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
ور ساغرِ مَی ز کف نهی، میمیرم
پیمانۀ هر که پُر شود، میمیرد
پیمانۀ من که شد تهی، میمیرم!
هجری قمی
زنده در 982 ق.
●
تا کی ز خمار مَی سر افکنده شویم
کو مَی که چو آفتاب تابنده شویم ؟
پیمانۀ هر که پُر شود، میمیرد
پیمانۀ ما چو پُر شود، زنده شویم!
نظام دستغیب شیرازی
درگذشتۀ 1029 ق.
●
منبع:
- خلاصة الاشعار (بخش قم و ساوه)، ص 96
- تذکرۀ نصرآبادی، ج 1، ص 385
●
رباعی هجری قمی را تقی اوحدی بلیانی به اسم میرزا محمد حکیم شیرازی، پدر ملاصدرا، آورده است (عرفات العاشقین، ج 6، ص 3583). اما گواهی تقی کاشانی مؤلف تذکرۀ خلاصة الاشعار معتبرتر است. زیرا او با هجری قمی حشر و نشر داشته و در سال 982 قمری که سن شاعر متجاوز از هفتاد سال بوده، با او در کاشان دیدار کرده است.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
باز است در و، پنجرهها دَم دارد
رنگِ خفگی و بویِ ماتم دارد
این کوچه، چقدر بی تو قبرستان است
این خانه، چقدر زندگی کم دارد!
حامد ابراهیم پور
●
منبع:
"نگذار نقشهها وطنم را عوض کنند"
تهران، فصل پنجم، 1391
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
رنگِ خفگی و بویِ ماتم دارد
این کوچه، چقدر بی تو قبرستان است
این خانه، چقدر زندگی کم دارد!
حامد ابراهیم پور
●
منبع:
"نگذار نقشهها وطنم را عوض کنند"
تهران، فصل پنجم، 1391
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
یک تفنن ادبی جالب: لزوم مالا یلزم!
ایجاد تناسب و برقرار کردن ارتباطات مویرگی میان کلمات شعر یکی از وظایف اصلی شاعران است. اما گاهی شاعران به منظور قدرتنمایی، یا تمرین و تشحیذ ذهن، خود را ملزم به تناسباتی میکنند که در نهایت، جزو تفریحات سالم ادبی محسوب میشود! مثلاً التزام به آوردن نام شهرها و گلها و گوهرها و سلاحها و عناصر چهارگانه و روزها در هر مصراع رباعی. مَثـَل اعلای آن، این رباعی منسوب به مهستی گنجوی است:
در مرو، پریر، لاله آتش انگیخت
دی، نیلوفر به بلخ، در آب گریخت
در خاکِ نشابور، گُل امروز شکفت
فردا به هری، باد، سمن خواهد بیخت!
●
شهر: مرو، بلخ، نشابور، هری (هرات)
روزها: پریر، دی، امروز، فردا
گلها: لاله، نیلوفر، گُل، سمن
عناصر اربعه: آتش، آب، خاک، باد
●
این رباعی را شاعران زیادی جواب گفتهاند، که چند نمونۀ آن را میآوریم. در همۀ این نمونهها، تکلّف و تصنّع، کاملاً آشکار است و هیچ کدام هم به قدرت شعر اصلی نیست:
در شام، پریر، از سمن آب چکید
دی، باد به بصره، چادرِ لاله درید
امروز، به روم، نرگس آتش افروخت
فردا، خواهد به چین، گُل از خاک دمید!
بدر شیروانی
درگذشتۀ 854 ق.
●
از بادِ ری، اَرْ پریر سنبل آشفت
دی از نم آبِ اصفهان، لاله شکفت
گُل، در همدان، به آتش امروز اَرْ خفت
فردا به بنفشه، خاک قم خواهد گفت!
وصلی رازی
زنده در 1024 ق.
●
اما لطف الله نیشابوری (در گذشتۀ 821 ق)، روی دست همه شاعران بلند شده و به جای چهار چیز، التزام پنج چیز کرده است. حکایت آن را به روایت دولتشاه سمرقندی میخوانیم:
«شیخ آذری علیه الرحمه در جواهر الاسرار میگوید که به اعتقاد من، این رباعی که مولانا لطف الله در مراعات نظیر گفته، مُمتنعُ الجواب است:
گُل داد، پریر، دَرعِ فیروزه به باد
دی، جوشنِ لعل لاله، بر خاک افتاد
داد آبِ چمن، خنجرِ مینا، امروز
یاقوتِ سنان، آتشِ نیلوفر داد
چهار روز و چهار سلاح و چهار جوهر و چهار عنصر و چهار گُل رعایت نموده. گویند که مولانا نسیمی را بدین رباعی امتحان کردند. مدت یک سال در این سعی کرد و نتوانست گفتن. آخر به عجز اعتراف کرد!».
●
منبع:
- رباعیات مهستی گنجوی، چاپ باکو، ص 4 ؛
- دیوان بدر شیروانی، ص 669 ؛
ـ عرفات العاشقین، ج 6، ص 4091 ؛
ـ تذکرة الشعراء، ص 318
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
ایجاد تناسب و برقرار کردن ارتباطات مویرگی میان کلمات شعر یکی از وظایف اصلی شاعران است. اما گاهی شاعران به منظور قدرتنمایی، یا تمرین و تشحیذ ذهن، خود را ملزم به تناسباتی میکنند که در نهایت، جزو تفریحات سالم ادبی محسوب میشود! مثلاً التزام به آوردن نام شهرها و گلها و گوهرها و سلاحها و عناصر چهارگانه و روزها در هر مصراع رباعی. مَثـَل اعلای آن، این رباعی منسوب به مهستی گنجوی است:
در مرو، پریر، لاله آتش انگیخت
دی، نیلوفر به بلخ، در آب گریخت
در خاکِ نشابور، گُل امروز شکفت
فردا به هری، باد، سمن خواهد بیخت!
●
شهر: مرو، بلخ، نشابور، هری (هرات)
روزها: پریر، دی، امروز، فردا
گلها: لاله، نیلوفر، گُل، سمن
عناصر اربعه: آتش، آب، خاک، باد
●
این رباعی را شاعران زیادی جواب گفتهاند، که چند نمونۀ آن را میآوریم. در همۀ این نمونهها، تکلّف و تصنّع، کاملاً آشکار است و هیچ کدام هم به قدرت شعر اصلی نیست:
در شام، پریر، از سمن آب چکید
دی، باد به بصره، چادرِ لاله درید
امروز، به روم، نرگس آتش افروخت
فردا، خواهد به چین، گُل از خاک دمید!
بدر شیروانی
درگذشتۀ 854 ق.
●
از بادِ ری، اَرْ پریر سنبل آشفت
دی از نم آبِ اصفهان، لاله شکفت
گُل، در همدان، به آتش امروز اَرْ خفت
فردا به بنفشه، خاک قم خواهد گفت!
وصلی رازی
زنده در 1024 ق.
●
اما لطف الله نیشابوری (در گذشتۀ 821 ق)، روی دست همه شاعران بلند شده و به جای چهار چیز، التزام پنج چیز کرده است. حکایت آن را به روایت دولتشاه سمرقندی میخوانیم:
«شیخ آذری علیه الرحمه در جواهر الاسرار میگوید که به اعتقاد من، این رباعی که مولانا لطف الله در مراعات نظیر گفته، مُمتنعُ الجواب است:
گُل داد، پریر، دَرعِ فیروزه به باد
دی، جوشنِ لعل لاله، بر خاک افتاد
داد آبِ چمن، خنجرِ مینا، امروز
یاقوتِ سنان، آتشِ نیلوفر داد
چهار روز و چهار سلاح و چهار جوهر و چهار عنصر و چهار گُل رعایت نموده. گویند که مولانا نسیمی را بدین رباعی امتحان کردند. مدت یک سال در این سعی کرد و نتوانست گفتن. آخر به عجز اعتراف کرد!».
●
منبع:
- رباعیات مهستی گنجوی، چاپ باکو، ص 4 ؛
- دیوان بدر شیروانی، ص 669 ؛
ـ عرفات العاشقین، ج 6، ص 4091 ؛
ـ تذکرة الشعراء، ص 318
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
آيينة صبح شرق ميخواهيمت
در نور سپيده غرق ميخواهيمت
اي ابر! علاج خفتگان باران نيست
يكپارچه رعد و برق ميخواهيمت!
محمدرضا محمدی نيکو
●
منبع:
گوشة تماشا، ص 236
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
در نور سپيده غرق ميخواهيمت
اي ابر! علاج خفتگان باران نيست
يكپارچه رعد و برق ميخواهيمت!
محمدرضا محمدی نيکو
●
منبع:
گوشة تماشا، ص 236
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4