چهار خطی
4.86K subscribers
392 photos
10 videos
115 files
1.41K links
رباعی فارسی، به روایت: سید علی میرافضلی

(این صفحه روز پنج‌شنبه نوزدهم آذر هزار و سیصد و نود و چهار شمسی راه‌اندازی شده است.)
Download Telegram
Channel created
ای نسخه نامه الهی که تویی
وی آینه جمالِ شاهی که تویی
بیرون ز تو نیست، هرچه در عالم هست
در خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی.

مجدالدین بغدادی
متوفی 607 ق

منبع: نزهه المجالس، ص107


این رباعی به نجم رازی، اوحد کرمانی، بابا افضل کاشانی، و مولوی هم منسوب است.
افسوس که غم چهره من کاهی کرد
فریاد که روز عمر کوتاهی کرد
ما را غم بی عنایتی های تو کُشت
وقت است اگر عنایتی خواهی کرد.

عبدالله مروارید (بیانی کرمانی)
متوفی 922 ق. هرات

منبع:
مونس الاحباب، ص 96

خوشنویسی:
میر عماد حسنی
متوفی 1024 ق

تصویر:
از مجموعه مرقعات محفوظ در موزهء هنر والترز، مریلند

چهار خطی
کانال رباعیهای فارسی
https://telegram.me/Xatt4
دل مرغ سحرگهی است، خوابش مدهید
هم طبعِ سمندر است، آبش مدهید
گر قاصدِ دوست پُرسد احوالِ مرا
آهی به لب آرید و جوابش مدهید!

اُنسی شاملو
متوفی 1025 ق

منبع:
تذکره عرفات العاشقین



https://telegram.me/Xatt4
بتوان / نتوان

مَه را ز فلک به طـَرْفِ بام آوردن
وز ریگِ روان، روغن خام آوردن
از روم، کلیسیا به شام آوردن
بتوان، نتوان ترا به دام آوردن!

خاقانی شروانی
متوفی 595 ق

تیرِ شده را باز به شَست آوردن
بر لشکر تقدیر، شکست آوردن
خورشیدِ بلند را به پست آوردن
بتوان، نتوان ترا به دست آوردن!

اثیر اخسیکتی
متوفی 609 ق

بر آتشِ سوزنده، درنگ آوردن
وز شاخِ چنار، بادْرَنگ آوردن
از تاکى رَزان، تیرِ خدنگ آوردن
بتوان، نتوان ترا به چنگ آوردن!

شاعر: گمنام

منبع:
نزهة المجالس، ص 519
روضة الناظر، برگ 134


"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
همواره تو دل ربوده ای، معذوری
غم هیچ نیازموده ای، معذوری
من، بی تو، هزار شب به روز آوردم
تو، بی تو شبی نبوده ای، معذوری!

عایشه سمرقندی
سده ششم ق.

منبع:
جُنگ رباعی، ص 167


"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
دیوانگی ام، ز جامِ بیهوشیِ توست
فریاد کُنان دلم ز خاموشیِ توست
ایّوب کجاست تا ازُو وام کنم
صبری که موافقِ فراموشیِ توست!

فتحی اردستانی
سده 11 ق.

منبع:
جُنگ خطی ش 9559
کتابخانه مجلس، برگ 67


"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
سلسله رباعیات «بتوان/نتوان»، را که در گروه چهارخطی، به اشتراک گذاشته بودید، بسیار زیبا بود... چندانکه ذوق رباعی این حقیر را هم تحریک کرد... در ادامهء این رباعیات زیبا:

از خندهء تریاک، شکر آوردن
از این شبِ بی مرز، سحر آوردن
از سینهء این خلق، جگر آوردن
بتوان، نتوان تو را به بر آوردن!

محمد قائدی


کانال "چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
ای دل! همه ساله دردمندت بینم
در دستِ فراق، مُستمندت بینم
شرمت ناید همیشه عاشق باشی
رسوا به میانِ خلق، چندت بینم؟

سلطان اتسیز خوارزمشاه
متوفی 551 ق.

منبع:
بیاض تاج الدین احمد وزیر
(782 ق)

این رباعی در نزهه المجالس به اسم سلطان محمد است (ص 231).


"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
از عشق، همین خاطره می‌ماند و بس
گلدانِ لبِ پنجره می‌ماند و بس
از آن همه چای عصرگاهی با هم
بر میز، دو تا دایره می‌ماند و بس.

احسان افشاری
◽️

منبع:
دندانه‌های سین احسانم
تهران، نشر نیماژ، 1394
◽️

درباره این شاعر بیشتر بخوانید:
http://amiralavi.persianblog.ir/post/687
◽️


کانال "چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
مَی بر کف گیر و هر دو عالم بفروش
بیهوده مدار هر دو خانه به خروش
گر هر دو جهان نباشدت، در مَی کوش
در دوزخ مَست بـِهْ که در خُلد بهوش!

سنایی غزنوی
متوفی 529 ق
◽️

منبع:
کلیات سنایی، چاپ کابل، ص 608
◽️


کانال "چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
کانال "چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
آزاده به هیچ دسترس می‌نرسد
وز بی‌چیزی، به یک هوس می‌نرسد
ایّام به ناکسان چنان مشغول است
کز مشغولی، به هیچ کس می‌نرسد!

اشرفی سمرقندی
زنده در 597 ق
●●

منبع:
جُنگ رباعی، ص 317
●●


کانال "چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
ای مرگ بیا!

بر درگه خلق، بندگی ما را کُشت
هر سو پی نان دوندگی ما را کُشت
فارغ نشویم یک دم از فکر معاش
ای مرگ! بیا که زندگی ما را کُشت!

واعظ قزوینی
متوفی 1089 ق


دیری‌است جدا ز عالم لاهوتم
زندانیِ این کالبدِ ناسوتم
این پیکرِ خشک، تخته‌بندم کرده‌ست
ای مرگ! بیا که زنده در تابوتم!

مشتاق اصفهانی
متوفی 1171 ق


درد و غم خوبان جوان، پیرم کرد
بد عهدیِ آسمان زمین‌گیرم کرد
من ماندم و من با همه بدبختی‌ها
ای مرگ! بیا که زندگی سیرم کرد!

فرخی یزدی
مقتول در 1318 ش


از زهر زمان، زنندگی ما را کُشت
وز زخم زبان، گزندگی ما را کُشت
زندان تن است و جان ما زنده به گور
ای مرگ! بیا که زندگی ما را کُشت!

محمد حسین شهریار
متوفی 1367 ش


رباعی واعظ قزوینی، در دیوان علی اشتری (فرهاد) شاعر معاصر هم آمده (ص 109) و با توجه به اینکه دیوان اشتری توسط دوست شاعر بیژن ترقی در سال 1340 شمسی گرد آمده و به چاپ رسیده، این اختلاط، بسیار عجیب است! طرفه آنکه، در بسیاری از منابع اینترنتی، او را با همین رباعی معروف می‌شناسند!


منبع:
دیوان واعظ قزوینی، ص 561 ؛
دیوان مشتاق اصفهانی، ص 200 ؛
دیوان فرخی یزدی (چاپ مکی)، ص 224 ؛
دیوان شهریار، انتشارات نگاه، ج 1، ص 614 ؛
گوشه تماشا، ص 20
●●


کانال "چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
1
برگی بودی که خش خشی زیبا داشت
خوابی شیرین که بالشی زیبا داشت
عشق تو، شبیهِ کرم شب‌تابی بود
از دور فقط درخششی زیبا داشت.

2
من هر کسِ دیگری بجز من هستم
نابودترین صورتِ بودن هستم
عمری‌است به ساز دیگران می‌رقصم
بازیگرِ نقش‌های یک زن هستم.

طیبه بقایی اردکانی


منبع:
رابعه، رباعی، باران
نشر سپیده‌باوران، 1391، ص 13
●●


کانال "چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
در انجمنی، نشسته دیدم دوشَش
نتوانستم گرفت در آغوشش
صد بوسه زدم بر رخ عنبرْ پوشش
یعنی که: حدیث می‌کنم در گوشش!

معزّی نیشابوری
متوفی 521 ق


منبع:
جُنگ رباعی، ص 104


عین القضات همدانی (مقتول در 525 ق)، عارف سرشناس هم‌عصر معزّی، به این رباعی عاشقانه علاقه داشته و در دو فقره از آثارش آن را نقل کرده است: تمهیدات، ص 278 ؛ نامه‌ها، ج 2، ص 424. در تمهیدات آورده: «گوش دار: عاشق چون خواهد که معشوق را بوسه دهد و یا با وی رازی گوید، اگر کسی جز از وی حاضر باشد، پی گُم کند: یعنی که حدیث می‌کنم در گوشش! شب معراج، او (یعنی پیامبر) را از برای خود بُرد و نداد در داد از بهر دیگران که او را بدان آوردیم تا عجایب آسمان و زمین بیند!».
عین القضات در آثار شاعران هم‌عصر خود مطالعه ویژه داشته و رباعیات سنایی و معزّی و دیگران را می‌خوانده و آنها را با تفسیرهای لطیف عرفانی، در کتاب‌های خود می‌آورده است. بعضی از پژوهشگران، به دلیل آنکه گوینده این رباعی را نمی‌شناخته‌اند، احتمال داده‌اند که رباعی از خود قاضی همدانی باشد. و البته این احتمال را که ممکن است رباعی از آثار پیشینیان باشد، نیز رد نکرده‌اند (رک. سیر رباعی در شعر فارسی، سیروس شمیسا، ص 137 ؛ خاصیت آینگی، نجیب مایل هروی، ص 409).
●●

کانال "چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
1
از دوره قبل از صفوی می‌خوردند
از دم، چه ضعیف و چه قوی، می‌خوردند
مِنْ بابِ تبرّک، از قدیمُ الایّام
با نام تو، نان رضوی می‌خوردند!

2
مِنْ بابِ تبرّک، به خدا لِه کردیم
تا پای ضریح، زیرِ پا لِه کردیم
آقا! تو شفا دادی و ما زائرها
هر کس که شفا گرفته را، لِه کردیم!

عباس صادقی زرینی


منبع:
بازار رضا (مجموعه رباعی طنز)
انتشارات بافر، 1393
●●

کانال "چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
مقراض به احتیاط زن ای خادم!

در گذشته که شمع، منبع اصلی روشنایی بود، سر شمع‌های نیم‌سوخته را با قیچی کوتاه می‌کردند تا بهتر شعله بگیرد. در حرم ائمه، روشن کردن شمع علاوه بر روشنایی، یکی از نذورات رایج مردم هم بوده است. در حرم امام هشتمین (ع) یکی از وظایف خادمین حرم، کوتاه کردن سر شمع‌های نیم‌سوز با قیچی بوده است. تعدادی از علماء و شاعران دوره صفوی، با این مضمون، رباعی ساخته‌اند. این رباعیات، ارزش ادبی چندانی ندارد، اما به جهت انتساب به دو تن از علماء معروف آن دوره، شیخ بهایی و میر داماد، و نشان دادن مناظرات رایج میان ادبای آن دوران، قابل ذکر است:

آیند ملایک سحر از علییّن
از بهرِ طواف شَهِ فردوسْ مَکین
خادم! تو به احتیاط مقراض بزن
ترسم ببُری شهپَرِ جبریلِ امین

شیخ بهایی
متوفی 1030 ق.


آیند ملایک سحر از عرش عظیم
از بهرِ طوافِ شَهِ فردوسْ حریم
عمدا پرِ خود بر دَمِ مقراض زنند
شاید که به روضه تو گردند مقیم

میر داماد (اشراق)
متوفی 1040 ق.


بستند ملایک کمر از صدق و یقین
در خدمت شمع روضه خُلدْ آیین
مقراض چه حاجت است ای خادم و شمع
جایی که بود شهپَرِ جبریل امین؟

صحیفی شیرازی
متوفی 1024 ق.


منبع:
دیوان اشراق، ص 121 ؛
جواهر آلخیال، دستنویس آستان قدس، ص 64 ؛
تذکره نصرآبادی، ج 1، ص 432


محمد صالح رضوی، رباعی میر داماد را به اسم خسرو بیگ له‌له آورده (جواهر الخیال، ص 64) و نصرآبادی نیز بیت اول رباعی صحیفی شیرازی را با بیت دوم رباعی شیخ بهایی به‌هم آمیخته و رباعی جدیدی به اسم صحیفی خلق کرده است (تذکره نصرآبادی، ج 1، ص 432). صحیفی شیرازی از ثلث‌نویسان بنام عهد صفوی است (رک. خلاصة الاشعار، بخش شیراز، ص 392 ؛ عرفات العاشقین، ج 4، ص 2146).
●●


"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
1
در خانه من عصر غم انگیز بدی است
در پشت بهارها، چه پاییز بدی است
از مهر و محبّت شما می‌ترسم
ثابت شده است عاشقی چیز بدی است!

2
دودی بودی که حلقه در گوشت کرد
بادی بودی که حبسِ آغوشت کرد
برگی بودی که از تو سیگاری ساخت
سیگار کشید تا فراموشت کرد.

سید مهدی موسوی


منبع:
"مردی که نرفته است بر می‌گردد"
مشهد، انتشارات کتابدار طوس، 1392
●●


"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4