بهترین توصیهای که در اوایل نوشتن به من شد این بود که وقتی جوان هستم، نوشتن با الهام خوب پیش میرود، اما اگر تکنیک را یاد نگیرم، بعداً با مشکل مواجه خواهم شد. الهام از بین خواهد رفت و برای جبران فقدان آن به تکنیک نیاز خواهد بود. اگر به موقع در مورد این موضوع یاد نمیگرفتم، نمیتوانستم ساختار را از قبل تصور کنم. ساختار یک مشکل کاملاً فنی است و اگر در اوایل سفر خود به آن پی نبرید، خیلی دیر خواهد بود.
© گابریل گارسیا مارکز
@Writing_lovers
© گابریل گارسیا مارکز
@Writing_lovers
👍11
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آندره ژید دفتر وقایع روزانهای را که در جریان نگارش رمان سکه سازان مینوشته، منتشر کرده است. در سکه سازان طرحی داریم از گونه طرح عینی. طرح یا طرح پارههایی. پاره عمده آن مربوط به جوانی است به نام اولیویه. جوانی دل انگیز و زیبا که سعادتش را از دست میدهد در نهایت آن را بازمییابد. این قطعه درخشش عجیبی دارد و باید گفت که زنده است و آفرینشی است موفق. اما به هیج روی مرکز و هسته کتاب نیست. سایر قطعات کتاب هم چنین نیستند. حتی بخش مربوط به ژرژ برادر اولیویه که سکه قلب را به جریان میاندازد و خود وسیلهای است برای سوق دادن همشاگردیاش به خودکشی. ژید منابع خود را برای همه این چیزهایی که در دفترچه وقایع روزانه میآورد به دست میدهد. سیمای ژرژ را از پسر بچه ای گرفت. او را هنگامی دید که میخواست از دکه ای کتابی بدزدد. باری نه اولیویه نه ژرژ نه دوستشان برنار هیچ یک مرکز کتاب نیستند. در شخص "ادوار" اندکی به این مرکز نزدیک میشویم. ادوار رمان نویس است و نسبتی با ژید دارد. او هم مانند ژید دفتر وقایع روزانهای دارد و مانند او کتابی به نام سکه سازان مینگارد و وجود هرگونه پیوند با او را منکر میشود. دفتر یادداشت ادوار به طور کامل منتشر شده. پیش از طرح پارهها آعاز میشود و طی آن ادامه مییابد و عمده کتاب ژید را تشکیل میدهد. ادوار فقط وقایع نگار نیست. در حقیقت اوست که اولیویه را نجات میدهد و خود نیز نجات مییابد.
اما این هنوز مرکز کتاب نیست. نزدیکترین نقطه به مرکز در بحثی است پیرامون هنر و رمان. ادوار برای برنار که منشی اوست و تنی چند از دوستان صحبت میکند و گفته است حقیقت زندگی و حقیقت رمان یکی نیست و او میخواهد کتابی بنویسد که این هردو را شامل باشد...
📕جنبههای رمان
ادگار مورگان فورستر
@Writing_lovers
اما این هنوز مرکز کتاب نیست. نزدیکترین نقطه به مرکز در بحثی است پیرامون هنر و رمان. ادوار برای برنار که منشی اوست و تنی چند از دوستان صحبت میکند و گفته است حقیقت زندگی و حقیقت رمان یکی نیست و او میخواهد کتابی بنویسد که این هردو را شامل باشد...
📕جنبههای رمان
ادگار مورگان فورستر
@Writing_lovers
🔥5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دنیا همان دنیای کهنه است. بدون خروس هم روز میآید. دُم زندگی دراز است. آسمان هرچه ببارد زمین باید طاقت بیارَد. ماهی تا سرش را به آبشار نزند به دریا برنمیگردد. زنبور خیلی درون کندو بماند تا بهار بعد است. یتیم بزرگ میشود ولی روسیاهی برای زمستان میماند. خیالی نیست اگر دنیای محکومین شده عاقبت آنان. اقلِ کم یک شب، شهر، شهر بود و دنیا دنیا.
📖 بند محکومین
کیهان خانجانی
@Writing_lovers
📖 بند محکومین
کیهان خانجانی
@Writing_lovers
❤9
در هر رمان، شخصیتها یک کلاژ هستند: کلاژی از شخصیتهای مختلفی که شما میشناسید، دربارهشان شنیدهاید یا دربارهشان خواندهاید. من هر آنچه را که در مورد دیکتاتورهای آمریکای لاتین قرن گذشته و آغاز این قرن پیدا کردم، مطالعه کردم. من همچنین با بسیاری از افرادی که تحت دیکتاتوری زندگی می کردند صحبت کردم. من حداقل ده سال است که این کار را انجام می دهم و زمانی که تصور واضحی از شخصیت داشتم، سعی کردم همه چیزهایی را که خوانده بودم و شنیده بودم فراموش کنم تا بتوانم بدون استفاده از موقعیتی که در زندگی واقعی اتفاق افتاده است بنویسم.
© گابریل گارسیا مارکز
@Writing_lovers
© گابریل گارسیا مارکز
@Writing_lovers
👍8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نثر باید صمیمی، صادقانه و پاک و درست و متعادل باشد، روی تعادل تکیه میکنم اما نثر برایم هدف نیست. رمانهای بزرگی به این شیوه داریم که نثر خودش هدف نباشد.
سابقه ی رسیدن به این نثر که پالوده است و غلط نیست و بعد راحت است برایم با مطالعه دهخدا شروع شد و مطالعات فرار من، از لغات عامیانه که هدایت و چوبک و تا حدی آل احمد و جمال زاده استفاده کردهاند و برمیگردد به سابقه مطالعاتم از تاریخ بیهقی و سفرنامه ناصرخسرو، از دوره قاجاریه هم قائم مقام فراهانی را کاملاً خواندم و قاآنی را و سفرنامه ناصرالدین شاه... اما در نهایت نمیخواهم از هیچ کس تقلید بکنم. میخواهم خودم باشم منتها برای اینکه آدم جا پا داشته باشد و برای اینکه به روال منطقی خودش برسد ناگزیر است به پیشکسوتها هم نگاه بکند. پس من به پیشکسوتهام به این علت نگاه کردم و گرنه سووشون تقلیدی از هیچ نثری واقعا نیست. یک نثر واقعا منحصر به خودم است.
© سیمین دانشور
@Writing_lovers
سابقه ی رسیدن به این نثر که پالوده است و غلط نیست و بعد راحت است برایم با مطالعه دهخدا شروع شد و مطالعات فرار من، از لغات عامیانه که هدایت و چوبک و تا حدی آل احمد و جمال زاده استفاده کردهاند و برمیگردد به سابقه مطالعاتم از تاریخ بیهقی و سفرنامه ناصرخسرو، از دوره قاجاریه هم قائم مقام فراهانی را کاملاً خواندم و قاآنی را و سفرنامه ناصرالدین شاه... اما در نهایت نمیخواهم از هیچ کس تقلید بکنم. میخواهم خودم باشم منتها برای اینکه آدم جا پا داشته باشد و برای اینکه به روال منطقی خودش برسد ناگزیر است به پیشکسوتها هم نگاه بکند. پس من به پیشکسوتهام به این علت نگاه کردم و گرنه سووشون تقلیدی از هیچ نثری واقعا نیست. یک نثر واقعا منحصر به خودم است.
© سیمین دانشور
@Writing_lovers
❤8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یونگ میگوید یکی از شیطانیترین و مخربترین نیروها، تواناییهای خلاقانه تحقق نیافته است. اگر کسی موهبت خلاقانهای داشته باشد و به دلیل تنبلی یا به دلایلی دیگر از آن استفاده نکند، این انرژی روانی به سم واقعی تبدیل میشود.
📕سایه و شر در افسانهها
ماری لوئیز فون فرانتس
@Writing_lovers
📕سایه و شر در افسانهها
ماری لوئیز فون فرانتس
@Writing_lovers
👍14❤2
فکر نکن، قضاوت نکن که چقدر منطقی مینویسی، لذت ببر. اگر از کلماتی که روی کاغذ نوشتهای احساس خستگی میکنی، تصور کن خواننده با آنها چه احساسی خواهد داشت. لذت شما کاملا ضروری است. به محض اینکه شروع به خمیازه کشیدن کردی، همه چیز را دور بریز.
© ریچارد باخ
@Writing_lovers
© ریچارد باخ
@Writing_lovers
👍12❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چخوف میگوید نثر وقتی خوانده شد باید فراموش شود. خواننده وقتی آن را میخواند فراموشش میکند. نثر مزاحمش نیست. در عین حال راحت منتقل میشود. یعنی خواننده شما هرگز دوباره بر نمیگردد جمله را بخواند. ممکن است بخواهد صحنه را دوباره بخواند فضا را دوباره بخواند کاراکتر را دوباره بشناسد...
© هوشنگ گلشیری
@Writing_lovers
© هوشنگ گلشیری
@Writing_lovers
❤5👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حتماً ملتفت شده ای که از صدای این زنجره خوشم میاد؟ - تنهائی را عمیق تر میکنه و من به این تنهائی احتیاج دارم فرصت بهم میده که با افکارم بازی کنم.
📖تکرار
احمد محمود
@Writing_lovers
📖تکرار
احمد محمود
@Writing_lovers
❤10👍1
متاسفانه بسیاری از نویسندگان جوان بیشتر به شهرت اهمیت میدهند تا خلاقیتشان. چیزی که فکر میکنم در کار ادبی من بسیار مهم بود این بود که تا چهل سالگی حتی یک حقالتالیف دریافت نکردم، اگرچه تا آن زمان پنج کتاب منتشر کرده بودم.
© گابریل گارسیا مارکز
@Writing_lovers
© گابریل گارسیا مارکز
@Writing_lovers
👍10❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از همان پیدایش داستان کوتاه در قرن ۱۹، دو دسته داستاننویس داشتهایم: آلن پویی و چخوفی. کسانی که از دل وقایع گذرا و تخت و بیحادثۀ روزمره داستان میآفرینند، مانند چخوف، همینگوی، کارور و کسانی که به دنبال وقایع کمیاب و نایاب و حادثهمحورند، مانند آلن پو، گوگول، مارکز.
حتی یک داستان از دل وقایع روزمره میتواند زیرلایههای زیادی داشته باشد، از جمله: روانشناختی، جامعهشناختی، تاریخ و افسانه و اسطوره و هستیشناختی. متاسفانه بسیاری از داستانهای ما فقط نقش صفحه گزارش روزنامهها را ایفا میکنند و به معضلات جامعه میپردازند یا در لایه روانشناختی، به زنجمورههای فردی باقی میمانند.اما لایههای هستیشناختی که عمیقترین لایه داستان است، غالباً مغفول میماند.
در هر شکلِ نوشتن، باید صبور بود تا سوژه در ذهن رسوب کند، اگرنه، تولید، تبدیل به بازتولید و کلیشه میشود و شاید حتی این صبر، سالها طول بکشد.
© کیهان خانجانی
@Writing_lovers
حتی یک داستان از دل وقایع روزمره میتواند زیرلایههای زیادی داشته باشد، از جمله: روانشناختی، جامعهشناختی، تاریخ و افسانه و اسطوره و هستیشناختی. متاسفانه بسیاری از داستانهای ما فقط نقش صفحه گزارش روزنامهها را ایفا میکنند و به معضلات جامعه میپردازند یا در لایه روانشناختی، به زنجمورههای فردی باقی میمانند.اما لایههای هستیشناختی که عمیقترین لایه داستان است، غالباً مغفول میماند.
در هر شکلِ نوشتن، باید صبور بود تا سوژه در ذهن رسوب کند، اگرنه، تولید، تبدیل به بازتولید و کلیشه میشود و شاید حتی این صبر، سالها طول بکشد.
© کیهان خانجانی
@Writing_lovers
👍9❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک هنرمند واقعی آنچه را که می اندیشد بیان میکند، بدون ترس از مخالفت تعصبات دیرینه.
©آگوست رودین
@Writing_lovers
©آگوست رودین
@Writing_lovers
👍8❤2