نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
تصویری که قبل از نوشتن‌ِ رمانِ آونگ فوکو خود را بر من تحمیل کرد، این بود که خود را در حال نواختن ترومپت هنگام مراسم ترحیم یک پارتیزان دیدم... همین بود! آونگ و ماجرایی در گورستان در یک صبح آفتابی. احساس کردم که می‌توانم پیرامون این دو، چیزهایی حکایت کنم. تنها مشکلم این بود که چطور از آونگ به ترومپت برسم. یافتن پاسخ این پرسش هشت سال طول کشید و حاصل آن رمان آونگ فوکو بود.


امبرتو اکو


📕اعترافات رمان نویس جوان



@Writing_lovers
👍9🕊21
اما شخصیت داستانی چیست؟

باید ویژگی هایش را برشمارم. اگر بگویم کاراکتر احتمالاً به خودآگاهی و به ذهن مربوط است بسیاری از کاراکترهایی که کم فکر می‌کنند و به ندرت هنگام تفکر دیده می‌شوند، بُراق می شوند (گتسبی، ناخدا ایهب، ويدمر پول، ژان بـرودی). بیایید این نظر را اصلاح کنیم: کاراکتر دست کم یک زندگی درونی دارد و با درون گرایی پیوندی اساسی دارد و از درون دیده می شود. دو نمونه ی متقابل از دو خیانت کار : آنا کارنینا و افی بریست اولی بسیار فکر می‌کند و از درون و بیرون همسان دیده می‌شود و دومی در رمانی از تئودور فونتانه به همین نام تقریباً پیوسته از بیرون دیده می‌شود و فضای ناچیزی برای تأملات باز نموده‌اش کنار گذاشته شده است. هیچ کس نمیتواند بگوید آناکارنینا زنده تر از افی است زیرا آنا را بیشتر در حین تفکر می‌بینیم. اما می‌توانیم ادعا کنیم که این ها از لحاظ باریک بینی، عمق و فضای درونی متفاوت، خیلی از کاراکترهای به اصطلاح مسطح، زنده ترند و نمونه‌های جالب تری از کاراکترهای چند بعدیی هستند.



📕داستان چگونه کار می‌کند

جیمز وود


@Writing_lovers
👍6🕊1
📚

پاییز فقط یک بهانه است
که خودتان را توی پتو بپیچانید و کتاب بخوانید...



@Writing_lovers
👍15🕊2😇2
منابع زبانِ داستان می‌تواند این چهار منبع باشد: علم، متون کهن، زبان و گویش و لهجۀ بومی، زبان کوچۀ دیروز و امروز. نباید این منابع زبانی را از دست بدهیم، اگرنه سروکارمان فقط با زبان معیار خواهد بود.




© کیهان خانجانی


@Writing_lovers
7
نماد در داستان چیست؟

موضوع مورد اشاره ی نماد در داستان‌ها معمولا نه با یک جمله بلکه با دامنه ای از معانی و برداشت های احتمالی قابل توضیح است. نمادها معمولا حرفشان را رک و پوست کنده به خوانندگان نمی‌زنند و برداشت ما از نمادهای مختلف به صورت اجتناب ناپذیری بر درک مان از آن‌ها تأثیر می‌گذارد. نمادها هیچ وقت به یک معنای خاص نیستند و گستره معنایی وسیع‌تری دارند.

برای مثال بیایید به سه رودخانه فکر کنیم که در آثار ادبی از آنها استفاده شده است. مارک تواین از رودخانه ی می سی سی پی هدرت گرین از رودخانه ی هادسن و تی اس الیوت از رودخانه ی تمز لندن در آثارشان استفاده کردند. به نظر شما آیا از این رودخانه‌ها در آثار آنها به دلایل مشابهی استفاده شده؟ هاک و برده‌ی فراری جیم در داستانهای هاکلبری فین (۱۸۸۵) با استفاده از قایقی کوچک در امتداد رودخانه‌ی می‌سی‌سی‌پی سفر می‌کنند. این رودخانه در داستان می‌تواند هر چیزی باشد. طغیان این رودخانه در ابتدای داستان باعث کشته شدن تعداد زیادی از دام ها و اهالی منطقه می‌شود. جیم به این رودخانه به چشم تنها مسیر به سوی آزادی نگاه می‌کند. پارادوکس این امر در این نکته است که رودخانه ی میسی سی پی انها را بیشتر و بیشتر به درون مناطقی می‌برد که در آن ها برده‌داری قانونی است. این رودخانه می‌تواند به یک اندازه امن یا خطرناک باشد. نفس سفر با قایق می‌تواند ناامن و خطرناک باشد. قایق می‌توانددر عین حال فرصتی فراهم کند تا هاک بتواند با جیم برده فراری به عنوان یک انسان آشنا شود. در ضمن رودخانه می‌تواند همان جاده باشد و سفر هاک به نوعی به بلوغ و درک تازه‌ای از دنیای پیرامونش کمک کند.

نماد در ظاهر می‌تواند فقط رودخانه باشد اما به زودی متوجه می‌شویم که در ورای لایه ظاهری می‌شود به معانی و برداشت‌های دیگری دست یافت.



📕ادبیات‌خوانی

تامس فاستر


@Writing_lovers
👍82
در داستان کوتاه، نویسنده نمی‌تواند به مکان‌های متنوع و مختلف سر بزند. باید به یک یا دو مکان داستانی بسنده کند. بنابراین چه به دلیل محدودیت‌های نویسنده از جنبه حجم ، فضا و چه تعداد واژگان، کار شخصیت سازی بسیار مشکل‌تر است و نویسنده به سختی از پس خلق شخصیت قوام یافته برمی‌آید.

نویسنده باید قبل از خلق داستان، طرح واره اثر را تدوین کند و در طرح داستان، شخصیت‌های داستان خود را تعیین و روش‌های تثبیت آنها را مشخص کند. بر این اساس وی می‌تواند به خصلت های درونی شخصیت‌ها مانند عقاید، اعتقادات، اندیشه‌ها، و احساسات اشاره کند. بی شک زمانی که خواننده بفهمد شخصیت‌ها در داستان چگونه فکر می‌کنند و چه احساسی، دارند بیشتر می‌توانند با آنها رابطه حسی برقرار کنند.


© کامران پارسی نژاد



@Writing_lovers
6
بهترین توصیه‌ای که در اوایل نوشتن به من شد این بود که وقتی جوان هستم، نوشتن با الهام خوب پیش می‌رود، اما اگر تکنیک را یاد نگیرم، بعداً با مشکل مواجه خواهم شد. الهام از بین خواهد رفت و برای جبران فقدان آن به تکنیک نیاز خواهد بود. اگر به موقع در مورد این موضوع یاد نمی‌گرفتم، نمی‌توانستم ساختار را از قبل تصور کنم. ساختار یک مشکل کاملاً فنی است و اگر در اوایل سفر خود به آن پی نبرید، خیلی دیر خواهد بود.



© گابریل گارسیا مارکز



@Writing_lovers
👍11
آندره ژید دفتر وقایع روزانه‌ای را که در جریان نگارش رمان سکه سازان می‌نوشته، منتشر کرده است. در سکه سازان طرحی داریم از گونه طرح عینی. طرح یا طرح پاره‌هایی. پاره عمده آن مربوط به جوانی است به نام اولیویه. جوانی دل انگیز و زیبا که سعادتش را از دست می‌دهد در نهایت آن را بازمی‌یابد. این قطعه درخشش عجیبی دارد و باید گفت که زنده است و آفرینشی است موفق. اما به هیج روی مرکز و هسته کتاب نیست. سایر قطعات کتاب هم چنین نیستند. حتی بخش مربوط به ژرژ برادر اولیویه که سکه قلب را به جریان می‌اندازد و خود وسیله‌ای است برای سوق دادن همشاگردی‌اش به خودکشی. ژید منابع خود را برای همه این چیزهایی که در دفترچه وقایع روزانه می‌آورد به دست می‌دهد. سیمای ژرژ را از پسر بچه ای گرفت. او را هنگامی دید که می‌خواست از دکه ای کتابی بدزدد. باری نه اولیویه نه ژرژ نه دوستشان برنار هیچ یک مرکز کتاب نیستند. در شخص "ادوار" اندکی به این مرکز نزدیک می‌شویم. ادوار رمان نویس است و نسبتی با ژید دارد. او هم مانند ژید دفتر وقایع روزانه‌ای دارد و مانند او کتابی به نام سکه سازان می‌نگارد و وجود هرگونه پیوند با او را منکر می‌شود. دفتر یادداشت ادوار به طور کامل منتشر شده. پیش از طرح پاره‌ها آعاز می‌شود و طی آن ادامه می‌یابد و عمده کتاب ژید را تشکیل می‌دهد. ادوار فقط وقایع نگار نیست. در حقیقت اوست که اولیویه را نجات می‌دهد و خود نیز نجات می‌یابد.
اما این هنوز مرکز کتاب نیست. نزدیکترین نقطه به مرکز در بحثی است پیرامون هنر و رمان. ادوار برای برنار که منشی اوست و تنی چند از دوستان صحبت می‌کند و گفته است حقیقت زندگی و حقیقت رمان یکی نیست و او می‌خواهد کتابی بنویسد که این هردو را شامل باشد...



📕جنبه‌های رمان

ادگار مورگان فورستر



@Writing_lovers
🔥5
دنیا همان دنیای کهنه است. بدون خروس هم روز می‌آید. دُم زندگی دراز است. آسمان هرچه ببارد زمین باید طاقت بیارَد. ماهی تا سرش را به آبشار نزند به دریا برنمی‌گردد. زنبور خیلی درون کندو بماند تا بهار بعد است. یتیم بزرگ می‌شود ولی روسیاهی برای زمستان می‌ماند. خیالی نیست اگر دنیای محکومین شده عاقبت آنان. اقلِ کم یک شب، شهر، شهر بود و دنیا دنیا.


📖 بند محکومین

کیهان خانجانی


@Writing_lovers
9
در هر رمان، شخصیت‌ها یک کلاژ هستند: کلاژی از شخصیت‌های مختلفی که شما می‌شناسید، درباره‌شان شنیده‌اید یا درباره‌شان خوانده‌اید. من هر آنچه را که در مورد دیکتاتورهای آمریکای لاتین قرن گذشته و آغاز این قرن پیدا کردم، مطالعه کردم. من همچنین با بسیاری از افرادی که تحت دیکتاتوری زندگی می کردند صحبت کردم. من حداقل ده سال است که این کار را انجام می دهم و زمانی که تصور واضحی از شخصیت داشتم، سعی کردم همه چیزهایی را که خوانده بودم و شنیده بودم فراموش کنم تا بتوانم بدون استفاده از موقعیتی که در زندگی واقعی اتفاق افتاده است بنویسم.


© گابریل گارسیا مارکز


@Writing_lovers
👍8
نثر باید صمیمی، صادقانه و پاک و درست و متعادل باشد، روی تعادل تکیه میکنم اما نثر برایم هدف نیست. رمانهای بزرگی به این شیوه داریم که نثر خودش هدف نباشد.

سابقه ی رسیدن به این نثر که پالوده است و غلط نیست و بعد راحت است برایم با مطالعه دهخدا شروع شد و مطالعات فرار من‌، از لغات عامیانه که هدایت و چوبک و تا حدی آل احمد و جمال زاده استفاده کرده‌اند و برمی‌گردد به سابقه مطالعاتم از تاریخ بیهقی و سفرنامه ناصرخسرو، از دوره قاجاریه هم قائم مقام فراهانی را کاملاً خواندم و قاآنی را و سفرنامه ناصرالدین شاه... اما در نهایت نمی‌خواهم از هیچ کس تقلید بکنم. می‌خواهم خودم باشم منتها برای اینکه آدم جا پا داشته باشد و برای اینکه به روال منطقی خودش برسد ناگزیر است به پیشکسوتها هم نگاه بکند. پس من به پیشکسوتهام به این علت نگاه کردم و گرنه سووشون تقلیدی از هیچ نثری واقعا نیست. یک نثر واقعا منحصر به خودم است.


© سیمین دانشور


@Writing_lovers
8
یونگ می‌گوید یکی از شیطانی‌ترین و مخرب‌ترین نیروها، توانایی‌های خلاقانه تحقق نیافته است. اگر کسی موهبت خلاقانه‌ای داشته باشد و به دلیل تنبلی یا به دلایلی دیگر از آن استفاده نکند، این انرژی روانی به سم واقعی تبدیل می‌شود.





📕سایه و شر در افسانه‌ها

ماری لوئیز فون فرانتس

@Writing_lovers
👍142