اگر بخواهم توصیهای به جوانهای داستاننویس بکنم مهمترینش این است که در ازای هر صد داستانی که میخوانند سه چهار داستان بنویسند. علاقمندان به داستاننویسی باید بیش از هر چیزی بخوانند، بخوانند، تجربه کنند و تمرین کنند تا نهایتا راه نوشتن و شگرد خود را پیدا کنند.
© صمد طاهری
@Writing_lovers
© صمد طاهری
@Writing_lovers
👍6🔥5🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گلهای داوودی را دریافت کردی؟ چه شکلی بود؟ اگه خوب بود بیشتر برات میفرستم!
سرحال باش🥰
آنتوان چخوف
✉️۳۰ اکتبر ۱۹۰۳
@Writing_lovers
سرحال باش🥰
آنتوان چخوف
✉️۳۰ اکتبر ۱۹۰۳
@Writing_lovers
❤11👍1🕊1😇1
.
همه هدف نوشتن، کمپینی علیه کلیشهها است. نه تنها کلیشههای قلم، بلکه کلیشههای ذهن، کلیشه های دل.
© مارتین آمیس
@Writing_lovers
همه هدف نوشتن، کمپینی علیه کلیشهها است. نه تنها کلیشههای قلم، بلکه کلیشههای ذهن، کلیشه های دل.
© مارتین آمیس
@Writing_lovers
❤17🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چگونه تعلیق را حفظ کنیم؟
سبکی از داستانگویی هست که طرح کاملا با تعلیق پیش میرود. در این موارد نویسنده اغلب باید با مهارت و زیرکی ماهیت نقشه را فاش کند و با جزئیات کوچکی به عنوان معما داستان را پیش ببرد. این وضعیت باید تنش را افزایش دهد و حس ناگزیر بودن شکست قهرمان داستان را ایجاد کند. اما در بیشتر موارد نویسنده ممکن است هر تعلیقی را در جوانه از بین ببرد و نتیجه طرح را خراب کند.
تا زمانی که ساعت نبرد سرنوشت ساز یا حل مناقشه فرا رسد، خواننده نه تنها هویت شرور اصلی را میشناسد، بلکه از استراتژی او، نیروهای اجرای نقشه شرورانهاش و نتیجه آگاه است. خواننده به وضوح توازن نیروها را میبیند، به این معنی که نتیجه قابل پیش بینی خواهد بود.
اگر میخواهی به داستانت تعلیق بیفزایی، تنها تواناییها و برنامههای یکی از طرفین را نشان بده. بگذار خواننده همراه با قهرمان از نقشه شرور اطلاع پیدا کند و همراه با او از ناشناختهای که در پیش رویش است بترسد. بدین ترتیب نتیجه غیرمنتظره و به یاد ماندنی خواهد بود.
#تعلیق_در_داستان
@Writing_lovers
سبکی از داستانگویی هست که طرح کاملا با تعلیق پیش میرود. در این موارد نویسنده اغلب باید با مهارت و زیرکی ماهیت نقشه را فاش کند و با جزئیات کوچکی به عنوان معما داستان را پیش ببرد. این وضعیت باید تنش را افزایش دهد و حس ناگزیر بودن شکست قهرمان داستان را ایجاد کند. اما در بیشتر موارد نویسنده ممکن است هر تعلیقی را در جوانه از بین ببرد و نتیجه طرح را خراب کند.
تا زمانی که ساعت نبرد سرنوشت ساز یا حل مناقشه فرا رسد، خواننده نه تنها هویت شرور اصلی را میشناسد، بلکه از استراتژی او، نیروهای اجرای نقشه شرورانهاش و نتیجه آگاه است. خواننده به وضوح توازن نیروها را میبیند، به این معنی که نتیجه قابل پیش بینی خواهد بود.
اگر میخواهی به داستانت تعلیق بیفزایی، تنها تواناییها و برنامههای یکی از طرفین را نشان بده. بگذار خواننده همراه با قهرمان از نقشه شرور اطلاع پیدا کند و همراه با او از ناشناختهای که در پیش رویش است بترسد. بدین ترتیب نتیجه غیرمنتظره و به یاد ماندنی خواهد بود.
#تعلیق_در_داستان
@Writing_lovers
👍8❤1🕊1
خوان رولفو در زندگی نامهاش مینویسد بیست جا کار کرده است. با سرخ پوستها کار کرده با اتاق اموات کار کرده، فلان جا کار کرده بعد رمان مینویسد و میبیند در نیامده و بازنویسی میکند. می خواهم بگویم برای خلق هنر صرف علاقه به خلق، کارساز نیست باید به درون زندگی رفت و درس را آموخت. حرف این است که آگاهی و نوشتن و داستان باید طی زمان به دقت به درون ضمیرناخودآگاه نویسنده ریخته شود. صرف دوست داشتن نوشتنِ رمان، نمیشود اثری جادویی خلق کرد، و تأثیرگذار نمیشود.
شمس لنگرودی
📕کتابتِ روایت
@Writing_lovers
شمس لنگرودی
📕کتابتِ روایت
@Writing_lovers
❤6👍4🙏2🕊1
نوشتن مثل شکستن زیرسیگاری شیشهای است، همه چیز را با حرکت آهسته ضبط میکنید و سپس فیلم را از انتها به ابتدا میبیند و قطعات را به هم وصل میکنید. شما (یا حداقل من اینطور شروع می کنم) با خرده پارهها!
© تام استاپارد.
@Writing_lovers
© تام استاپارد.
@Writing_lovers
🔥4👍2❤1🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از کجا شروع کنیم؟ ما به یک برنامه نیاز داریم.
شما یک ایده دارید. ایده جالبی که میتوانید اجرایش کنید. اما آن را به تعویق میاندازید. چرا؟
وقت ندارید؟ این ایده بیش از حد بزرگ و ارزشمند است، بنابراین نمیدانید کدام بخش آن را برای شروع انتخاب کنید؟ همه اینها بهانهای است برای کسانی که برای شروع کردن تنبلی میکنند. اگر نمیدانید از کجا شروع کنید، میتوانید وضعیت را اصلاح کنید.
📌 یک طرح بنویسید
این توصیه در هر موقعیتی که نمیدانید کدام بخش را برای شروع انتخاب کنید، قابل اجرا است.
حتما طرح را روی کاغذ بنویسید. یک خودکار بردارید، یک دفترچه یادداشت جدید که هنوز بوی کارخانه چوب میدهد، و با حروف درشت در مرکز آن بنویسید «طرح». سپس مشکلات تقریبی را ترسیم کنید. چه چیزی ممکن است به نظر برسد:
برنامهریزی کنید
۱. در مورد ژانر کتاب تصمیم بگیرید.
۲. شخصیتها، نام، پیشینه و اهدافشان را بنویسید.
۳. به ارتباط بین شخصیتها و داستان فکر کنید.
۴. اطلاعات و داستانهای جالبتر مرتبط با ایده را جستجو کنید.
۵. مقدمهای بنویسید.
با دیدن این کارهای کوچک خاص در مقابل خود، مغز سریعتر از زمانی که با یک کار کلی روبرو میشود شروع به کار میکند. اکنون که برنامه دارید، شروع کار برایتان بسیار آسانتر خواهد بود. هر بار که گم شدی، میتوانی مثل عصا بهش تکیه کنی.
📌 مدیریت زمان را تمرین کن
در برنامه خود برای کتاب وقت بگذار. در حالت ایدهآل، یک یا دو ساعت در روز! اما بیا صادق باشیم، فقط استیون کینگ و تولستوی قادر به این کار هستند. برای اینکه خودمان را گول نزنیم، هفته ای سه بار یک ساعت و نیم به کتاب اختصاص بده. علاوه بر این، زمان خود را به گونه ای تقسیم کن که عجله نکنی، خودت را با دوستان و خانواده و آشنایان احاطه نکن. زمان اختصاص داده شده به کتاب فقط به آن تعلق دارد.
برای اینکه کار روتین و روند تفکرت را کمی روشن کنی، می توانی مرتباً از تصاویر و داستانهای نویسندگان دیگر الهام بگیری. یک حساب کاربری در Pinterest ایجاد کن. چند کلمه کلیدی مرتبط با ایدهات را در آن جستجو کن و تصاویری را که با فضا و سبک داستانت مطابقت دارند، ذخیره کن. در آینده، اگر به الهام نیاز داشته باشی، همیشه در دسترس خواهد بود. علاوه بر این، ممکن است آنجا با تصویری از یکی از قهرمانان یا مکانی که کتاب به آن نیاز دارد و جز اصلی ایدهات نبوده، برخورد کنی.
📌 به سراغ کسانی نروید که ممکن است در ابتدا ایده شما را بیهوده تلقی کنند. در مراحل اولیه اجرای یک ایده، پشتیبانی از ان ایده همه چیز ماست. پس کسی را پیدا کنید که توانایی انتقاد سازنده را داشته باشد و پیشنهاداتی برای بهتر شدن ارایه دهد.
بقیه موضوع تکنیک و پشتکار است. هنگامی که درگیر این فرآیند هستی، تکنیکها را یادبگیر و صبور باش. قطعا هنوز راه درازی پیش رو داری اما حداقل دیگر فقط نگاه نمیکنی و بلاخره شروع کردهای.
@Writing_lovers
شما یک ایده دارید. ایده جالبی که میتوانید اجرایش کنید. اما آن را به تعویق میاندازید. چرا؟
وقت ندارید؟ این ایده بیش از حد بزرگ و ارزشمند است، بنابراین نمیدانید کدام بخش آن را برای شروع انتخاب کنید؟ همه اینها بهانهای است برای کسانی که برای شروع کردن تنبلی میکنند. اگر نمیدانید از کجا شروع کنید، میتوانید وضعیت را اصلاح کنید.
📌 یک طرح بنویسید
این توصیه در هر موقعیتی که نمیدانید کدام بخش را برای شروع انتخاب کنید، قابل اجرا است.
حتما طرح را روی کاغذ بنویسید. یک خودکار بردارید، یک دفترچه یادداشت جدید که هنوز بوی کارخانه چوب میدهد، و با حروف درشت در مرکز آن بنویسید «طرح». سپس مشکلات تقریبی را ترسیم کنید. چه چیزی ممکن است به نظر برسد:
برنامهریزی کنید
۱. در مورد ژانر کتاب تصمیم بگیرید.
۲. شخصیتها، نام، پیشینه و اهدافشان را بنویسید.
۳. به ارتباط بین شخصیتها و داستان فکر کنید.
۴. اطلاعات و داستانهای جالبتر مرتبط با ایده را جستجو کنید.
۵. مقدمهای بنویسید.
با دیدن این کارهای کوچک خاص در مقابل خود، مغز سریعتر از زمانی که با یک کار کلی روبرو میشود شروع به کار میکند. اکنون که برنامه دارید، شروع کار برایتان بسیار آسانتر خواهد بود. هر بار که گم شدی، میتوانی مثل عصا بهش تکیه کنی.
📌 مدیریت زمان را تمرین کن
در برنامه خود برای کتاب وقت بگذار. در حالت ایدهآل، یک یا دو ساعت در روز! اما بیا صادق باشیم، فقط استیون کینگ و تولستوی قادر به این کار هستند. برای اینکه خودمان را گول نزنیم، هفته ای سه بار یک ساعت و نیم به کتاب اختصاص بده. علاوه بر این، زمان خود را به گونه ای تقسیم کن که عجله نکنی، خودت را با دوستان و خانواده و آشنایان احاطه نکن. زمان اختصاص داده شده به کتاب فقط به آن تعلق دارد.
برای اینکه کار روتین و روند تفکرت را کمی روشن کنی، می توانی مرتباً از تصاویر و داستانهای نویسندگان دیگر الهام بگیری. یک حساب کاربری در Pinterest ایجاد کن. چند کلمه کلیدی مرتبط با ایدهات را در آن جستجو کن و تصاویری را که با فضا و سبک داستانت مطابقت دارند، ذخیره کن. در آینده، اگر به الهام نیاز داشته باشی، همیشه در دسترس خواهد بود. علاوه بر این، ممکن است آنجا با تصویری از یکی از قهرمانان یا مکانی که کتاب به آن نیاز دارد و جز اصلی ایدهات نبوده، برخورد کنی.
📌 به سراغ کسانی نروید که ممکن است در ابتدا ایده شما را بیهوده تلقی کنند. در مراحل اولیه اجرای یک ایده، پشتیبانی از ان ایده همه چیز ماست. پس کسی را پیدا کنید که توانایی انتقاد سازنده را داشته باشد و پیشنهاداتی برای بهتر شدن ارایه دهد.
بقیه موضوع تکنیک و پشتکار است. هنگامی که درگیر این فرآیند هستی، تکنیکها را یادبگیر و صبور باش. قطعا هنوز راه درازی پیش رو داری اما حداقل دیگر فقط نگاه نمیکنی و بلاخره شروع کردهای.
@Writing_lovers
🙏8❤2👍2🕊2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برایان آلدیس، از دوستان نزدیک آگاتا کریستی، در مورد روشهای او در نوشتن داستانها میگوید: «او کتاب را تا آخرین فصل به پایان میرساند، سپس نامحتملترین مظنون را انتخاب میکرد و با بازگشت به ابتدا، چند نکته را دوباره اضافه میکرد تا او را به سوژه اصلی تبدیل کند.
@Writing_lovers
@Writing_lovers
👍8🔥2🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لیستی که به شما کمک میکند تا موقع نوشتن داستان، جزییات مهم را به خاطر داشته باشید:
کاغذی برای نوشتن طرح!
مشخص کردن موارد زیر روی کاغذ طرح لازم است. شرط میبندم این لیست به کارتان بیاید:
• قالب اصلی کدام است؟ فانتزی یا ساختار اجتماعی سیاسی ، اقتصادی؛ فرهنگ + دین + اساطیر + خصوصیات ملی؛ جغرافیا (لیستی از شهرها ، کشورها ، مناطق. افسانه ها + تاریخ؛ ویژگی های اقلیمی و طبیعی مورد نظرتان
• واحد زمان؛ واحدهای اندازه گیری (زمان ؛ ساعت، شب و روز، ماه ، فصل. و فضا حتی گاهی اوقات طول و عرض مکان ها)
• لیستی از نژادها و ویژگیهای ملیتها + نام لباس / کفش ، وسایل خانگی ، تعطیلات مردمی ، خصوصیات ملی مردم؛
• لیست (قبیله ، خانواده) + ویژگی ها.
• لیست حرفهها + ویژگی های هر یک + نقاط تعامل و همکاری؛
• درگیری های جهانی + تاریخ + عواقب.
• برای داستانهای علمی ، تخیلی و رازآمیز: لیستی از افراد غیر انسانی + ویژگی ها + تعامل با جهان ، با مردم ؛ لیست پدیده های جادویی (قدرت + ویژگی ها + تجلی).
البته ، لازم نیست هنگام نوشتن داستان همه این نکات را جدی بگیرید اما آنچه در ابتدا یک نویسنده به آن نیاز دارد، گردآوری توضیحات مفصل مربوط به هر عنصر جهان یا مردم است که ممکن است برای داستانی که مینویسید یا داستانهای بعدی به کار بیاید و موقع نوشتن داستان بعضی از آنها را به کار میگیرید و به بعضی از موارد کاری ندارد.
📕 هنر داستان نویسی
ابراهیم یونسی
@Writing_lovers
کاغذی برای نوشتن طرح!
مشخص کردن موارد زیر روی کاغذ طرح لازم است. شرط میبندم این لیست به کارتان بیاید:
• قالب اصلی کدام است؟ فانتزی یا ساختار اجتماعی سیاسی ، اقتصادی؛ فرهنگ + دین + اساطیر + خصوصیات ملی؛ جغرافیا (لیستی از شهرها ، کشورها ، مناطق. افسانه ها + تاریخ؛ ویژگی های اقلیمی و طبیعی مورد نظرتان
• واحد زمان؛ واحدهای اندازه گیری (زمان ؛ ساعت، شب و روز، ماه ، فصل. و فضا حتی گاهی اوقات طول و عرض مکان ها)
• لیستی از نژادها و ویژگیهای ملیتها + نام لباس / کفش ، وسایل خانگی ، تعطیلات مردمی ، خصوصیات ملی مردم؛
• لیست (قبیله ، خانواده) + ویژگی ها.
• لیست حرفهها + ویژگی های هر یک + نقاط تعامل و همکاری؛
• درگیری های جهانی + تاریخ + عواقب.
• برای داستانهای علمی ، تخیلی و رازآمیز: لیستی از افراد غیر انسانی + ویژگی ها + تعامل با جهان ، با مردم ؛ لیست پدیده های جادویی (قدرت + ویژگی ها + تجلی).
البته ، لازم نیست هنگام نوشتن داستان همه این نکات را جدی بگیرید اما آنچه در ابتدا یک نویسنده به آن نیاز دارد، گردآوری توضیحات مفصل مربوط به هر عنصر جهان یا مردم است که ممکن است برای داستانی که مینویسید یا داستانهای بعدی به کار بیاید و موقع نوشتن داستان بعضی از آنها را به کار میگیرید و به بعضی از موارد کاری ندارد.
📕 هنر داستان نویسی
ابراهیم یونسی
@Writing_lovers
🔥6👍5🕊2❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تصویری که قبل از نوشتنِ رمانِ آونگ فوکو خود را بر من تحمیل کرد، این بود که خود را در حال نواختن ترومپت هنگام مراسم ترحیم یک پارتیزان دیدم... همین بود! آونگ و ماجرایی در گورستان در یک صبح آفتابی. احساس کردم که میتوانم پیرامون این دو، چیزهایی حکایت کنم. تنها مشکلم این بود که چطور از آونگ به ترومپت برسم. یافتن پاسخ این پرسش هشت سال طول کشید و حاصل آن رمان آونگ فوکو بود.
امبرتو اکو
📕اعترافات رمان نویس جوان
@Writing_lovers
امبرتو اکو
📕اعترافات رمان نویس جوان
@Writing_lovers
👍9🕊2❤1
اما شخصیت داستانی چیست؟
باید ویژگی هایش را برشمارم. اگر بگویم کاراکتر احتمالاً به خودآگاهی و به ذهن مربوط است بسیاری از کاراکترهایی که کم فکر میکنند و به ندرت هنگام تفکر دیده میشوند، بُراق می شوند (گتسبی، ناخدا ایهب، ويدمر پول، ژان بـرودی). بیایید این نظر را اصلاح کنیم: کاراکتر دست کم یک زندگی درونی دارد و با درون گرایی پیوندی اساسی دارد و از درون دیده می شود. دو نمونه ی متقابل از دو خیانت کار : آنا کارنینا و افی بریست اولی بسیار فکر میکند و از درون و بیرون همسان دیده میشود و دومی در رمانی از تئودور فونتانه به همین نام تقریباً پیوسته از بیرون دیده میشود و فضای ناچیزی برای تأملات باز نمودهاش کنار گذاشته شده است. هیچ کس نمیتواند بگوید آناکارنینا زنده تر از افی است زیرا آنا را بیشتر در حین تفکر میبینیم. اما میتوانیم ادعا کنیم که این ها از لحاظ باریک بینی، عمق و فضای درونی متفاوت، خیلی از کاراکترهای به اصطلاح مسطح، زنده ترند و نمونههای جالب تری از کاراکترهای چند بعدیی هستند.
📕داستان چگونه کار میکند
جیمز وود
@Writing_lovers
باید ویژگی هایش را برشمارم. اگر بگویم کاراکتر احتمالاً به خودآگاهی و به ذهن مربوط است بسیاری از کاراکترهایی که کم فکر میکنند و به ندرت هنگام تفکر دیده میشوند، بُراق می شوند (گتسبی، ناخدا ایهب، ويدمر پول، ژان بـرودی). بیایید این نظر را اصلاح کنیم: کاراکتر دست کم یک زندگی درونی دارد و با درون گرایی پیوندی اساسی دارد و از درون دیده می شود. دو نمونه ی متقابل از دو خیانت کار : آنا کارنینا و افی بریست اولی بسیار فکر میکند و از درون و بیرون همسان دیده میشود و دومی در رمانی از تئودور فونتانه به همین نام تقریباً پیوسته از بیرون دیده میشود و فضای ناچیزی برای تأملات باز نمودهاش کنار گذاشته شده است. هیچ کس نمیتواند بگوید آناکارنینا زنده تر از افی است زیرا آنا را بیشتر در حین تفکر میبینیم. اما میتوانیم ادعا کنیم که این ها از لحاظ باریک بینی، عمق و فضای درونی متفاوت، خیلی از کاراکترهای به اصطلاح مسطح، زنده ترند و نمونههای جالب تری از کاراکترهای چند بعدیی هستند.
📕داستان چگونه کار میکند
جیمز وود
@Writing_lovers
👍6🕊1