نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
اگر نویسنده‌ای بخواهد خودش را با ارزشهای تازه پیدا شده‎ و دروغین تطبیق بدهد، آنوقت است که چیزی را به وجود نیاورده و تکرار شده. همانطور که فاکنر گفته، ارزشهای بشری و انسانی که قصه‎نویسی از آنها مایه می‎گیرد، جاودانی است و هرگز عوض نمی‎شود. مسائلی‎ مثل حسد، اندوه، و عشق همینطور، که می‎بینید چند قرن بعد از شکسپیر و حافظ و مولانا همان‎ ارزشها را دارند که داشته‎اند، اینها ارزشهای ثابت انسانی‎اند، که روزمره و گذرا نیستند.


© بهرام صادقی


@Writing_lovers
👍16🕊1
شما یک شبه نویسنده نمی‌شوید. می توانید در عرض یک ساعت یک سلبریتی شوید. اما نمی توانید نویسنده باشید. نویسندگان در مزرعه جنون و اضطراب‌شان و ماه‌ها و سال‌های بسیار و بسیار، ساخته می‌شوند. نویسنده ای که برای اولین بارها قلمش را به دست می‌گیرد، اصلاً کسی نیست که اثری ارزشمند را به وجود آورد.



چاک وندیگ

📕۲۵۰ نکته جسورانه برای یک نویسنده


@Writing_lovers
👍181🔥1🕊1
مهم نیست که چقدر اغلب و عمیقاً ناراضی هستم، همیشه هارمونی و موسیقی ساکت و ناب در درون من زندگی می‌کند.




✉️وینسنت ون گوگ، نامه به برادرش تئو



@Writing_lovers
🔥8🕊1
نکته اصلی این است که نترسید و به موقع درک کنید که در ادبیات جهان طرح‌های زیادی وجود ندارد و همه آنها فقط بارها بازنویسی شده‌اند. جوهر ارزشمند استعداد آنها در آهنگ بی‌نظیر صدای نویسنده است و هر چه منحصربفردتر و صادقانه‌تر باشد، مردم بیشتر به آن نیاز دارند.


© دینا روبینا



@Writing_lovers
👍105🔥2🕊1
تجربه من از نوشتن این است که زمانی که نوشتن داستانی را به پایان بردم، کسی باید از ابتدا تا انتهای آن را بخواند و بر غلط‌های آن خط بکشد. این گونه است که ما نویسندگان نوشته‌های خود را قدرتمند می‌کنیم.


© آنتوان چخوف


@Writing_lovers
👍11🕊1
به نظرم آن چیزی که مهم‌ترین اصل است، جدی گرفتن و مهم بودن نوشتن به عنوان یک کار است. کار به عنوان کار دلی که در زندگی روزمره انجام می‌دهید مثل غذا خوردن و کارهای روزمره... کار نوشتن به عنوان کار دلی؛ این را تقریبا در تمام نویسنده‌ها می‌بینید. زمانی که در اتاق را می‌بندید و شروع به کار کردن می‌کنید، آن زمان حس می‌کنید روز آغاز شده. زمانی که در بسته و چراغ روشن می‌شود لحظه بسیار مبارکی است، یعنی کار شروع شد و اغلب نویسنده‌ها روی این موضوع تاکید می‌کنند.


© احمد اخوت


@Writing_lovers
9👍4🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍2
نگو ، نشان بده

این دو چه فرقی باهم دارند؟

اگر به عنوان نویسنده در توصیف آنچه اتفاق می‌افتد از صفت‌های کیفی یا ارزشی مثل زیبا، فقیر یا خانه‌دار زیاد استفاده می‌کنی، یعنی بجای نشان دادن از گفتن استفاده کرده‌ای. این روش اغلب در صحنه‌هایی استفاده می‌شود که اتفاقات از دیدگاه نویسنده توصیف می‌شود، نه از دیدگاه شخصیت داستان.

مردی خوش تیپ پشت میز نشسته بود. مدل موی بی‌عیب و نقصش او را در چشم بقیه برجسته می‌کرد.

اما اگر روایت از دیدگاه شخصیت‌ها باشد و توصیف از احساسات، اعمال، ادراک آنها باشد، نیازی به به کار بردن صفت‌های کیفی نیست. یعنی شما باید آنچه را که اتفاق می‌افتد نشان دهید تا به خواننده این امکان را بدهید که خودشان تصمیم بگیرند و شخصیت‌ها و عملکردشان را ارزیابی کنند. وقتی نشان می‌دهید که چه اتفاقی می‌افتد، تصور صحنه‌ها و شخصیت‌ها برای خواننده آسان‌تر خواهد بود و داستان از روی تجربه‌اش برای او قابل تصویرتر است:

"وقتی پسر یک قدم به جلو برداشت، با چشمانش از بالا تا پایین وراندازش کرد. چشمان درشت قهوه‌ای، پیراهنی با یقه زرد که بعید بود شسته شده باشد و وقتی به زخم عمیقی که روی گونه‌ی پسرک حک شده بود نگاه کرد، دندان‌هایش را به هم فشار داد.




@Writing_lovers
7👍5🕊1
خسته شدم از همه قصه‌هایی که قصه من نبود و می‌بایست می‌نوشتم. انسان نبودن. تجسم رویاهای مرد دیگری بودن. چه دیوانگی است بازی غم انگیز مرد دیگری بودن. بازی خطرناک مثله شدن.



📖 برادران جمالزاده

احمد اخوت


@Writing_lovers
9👍4🕊1
من از نویسنده پیش از هر چیز تازگی و روشنی اندیشه و رسایی بیان را انتظار دارم. نمی‌خواهم که دستم بیندازند و مرا تماشاگر اکروباسی‌های موفق و ناموفق خیال خود بپندارند. این کار معنا تراشی و معرکه گیری است. من سعی در روشنی و رسایی کلام و پرهیز از درازگویی و مترادف نویسی، را از تاریخ بیهقی، اسرار التوحید و قابوسنامه آموخته‌ام و از آنجا که گاه در حین نوشتن، با یک واژه سیاق سخن عوض می‌شود و به راه دیگری می‌رود و گاه حتی این دقت باعث دگرگونی‌هایی در شکل کلی داستان می‌شود، ضرورت دارد نویسنده به این مسئله دقت کند.


© م.ا. به آذین

@Writing_lovers
👍10🕊1
.
بزرگترین مهارت یک نویسنده توانایی خط زدن است.



© فئودور داستایفسکی




@Writing_lovers
👍201🕊1
دلیل موفقیتم در نوشتن این بود که همیشه می‌دانستم از نوشتن چیزی نمی‌دانم و فقط سعی می‌کردم داستانی جذاب را به شیوه‌ای جالب تعریف کنم.



© ادگار باروز



@Writing_lovers
👍132🕊1
رمان مدرن، بر اساس تعداد کانون‌های موجود در رمان و روایت موازی، قرینه یا متضاد شکل گرفته است. چنان که بوف کور اثر صادق هدایت به رغم صفحه‌های اندک آن، به دلیل دو کانونی بودن و عنصرهای موازی، قرینه و متضاد، رمان به حساب می‌آید،‌ یا شوهر آهو خانم اثر علی محمد افغانی و "همسایه‌ها"ی احمد محمود.

وجود گفت وگو یکی از عنصرهای سازنده فضا و شخصیت‌های متضاد و چند بعدی است. رمان باید دارای محیطی با ظرفیت گفت وگو باشد. مثل نشست چند زن یا نشست چند روشنفکر در یک کافه و امثال آن. چرا که گفت وگو برآمده از جامعه شهری با آگاهی‌ها، کنجکاوی‌ها و به دنبال آن پرسش‌های مختلف است. فضایی که گفت وگو در آن غایب است صرفا سبب بازتاب عنصر مسلط فرهنگی، تک گفتار یا فرمان و دستور و قانون خواهد بود.


©منصور کوشان


@Writing_lovers
🙏5👍1🕊1